بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 267

ولا ينبغي لهم أن يصوموا إلّابإذنه لئلا يحتشمهم فيترك لمكانهم»[1].

«هرگاه مردى وارد شهرى شود، تا وقتى كه از آن شهر خارج شود مهمان برادران دينى خود در آن شهر مى‌باشد، و مهمان اجازه ندارد بدون اذن ميزبان روزه بگيرد، تا اينكه براى او كارى انجام ندهند، و سپس او زحمت ايشان را تباه سازد. همچنين ميزبانان نيز نمى‌توانند روزه بگيرند مگر به اذن ميهمان، تا اينكه مهمان شرمسار نشود و ايشان را به حال خود رها سازد و برود.»

ح- همچنين تكريم كردن مهمان و احترام به وى مستحب مى‌باشد، از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه:

«مَن كان يؤمن باللَّه واليوم الآخر فليكرم ضيفه»[2].

«هركس به خدا و روز فرجام ايمان دارد پس بايد مهمان خود را احترام كند.»

از اميرمؤمنان نيز دراين باره نقل شده كه فرمودند:

«أكرم ضيفك وإن كان حقيراً»[3].

«مهمان را تكريم كن هرچند خوار و حقير باشد.»

در واقع از اهل‌بيت عليهم السلام آموزه‌هاى فراوانى در باب تكريم مهمان و آداب مهماندارى به دست ما رسيده كه اين آموزه‌ها موجب استحكام‌

[1]- همان، باب 31، ص 254، ح 1.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 34، ص 259، ح 1.

[3]- همان، ح 2.


صفحه 268

پيوندهاى برادران مؤمن با يكديگر مى‌شود و امر غذا خوردن را به يكى از مناسبات موفّق اجتماعى بدل مى‌سازند.

چهارم- غذا و تدبير معيشت‌

انسان مى‌بايست راه اقتصاد و ميانه‌روى را در معيشت برگيرد و به اندازه توانايى و وسعش به امر تغذيه اهتمام ورزد، چون، بر انسان نسبت به امورى كه بر آنها توانايى ندارد، تكليفى بار نمى‌شود. از سويى خداوند متعال بيش‌از نياز بشر، غذا فراهم آورده، بگونه‌اى كه هر مؤمنى مى‌تواند بدون اينكه متحمّل سختى و يا زيانى بشود گليم خود را از آب بيرون كشد.

در آنچه خواهد آمد به برخى آموزه‌هايى كه دراين باب وارد شده اشاراتى خواهد رفت:

الف- مستحب است انسان با توجّه به توان و وسع خود، ميزان غذايش را تنظيم كند. از امام صادق عليه السلام دراين باره نقل شده كه:

«ليس في الطعام سرف»[1].

«در غذا نبايد اسراف كرد.»

ب- معمولًا مهمانيها به ابزارى براى پرزرق و برق كردن سفره‌ها بدل شده‌اند، حال آنكه اسلام از اين امر نهى مى‌كند، و در واقع مستحب است كه مهمان، ميزبان را به سختى نيندازد. از امام حسين عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 24، ص 247، ح 1.


صفحه 269

«دعا رجل أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب، فقال له: أجبت على أن تضمن لي ثلاث خصال، قال: وما هي يا أمير المؤمنين؟ قال: أن لا تدخل عليَّ شيئاً من خارج، ولا تدخر عنّي شيئاً في البيت، ولا تجحف بالعيال، قال: ذلك لك‌

، فأجابه عليّ عليه السلام»[1].

«مردى اميرمؤمنان على بن ابيطالب را به منزل خود خواند، پس (آن‌حضرت) به وى فرمودند: به اين شرط كه سه چيز را درباره اين دعوت تضمين كنى دعوتت را اجابت مى‌كنم، مرد گفت: آن سه شرط چيستند يا اميرالمؤمنين؟ آن‌حضرت فرمود: اينكه براى من چيزى از بيرون نياورى، و چيزى از آنچه در خانه هست از من دريغ نكنى، و اينكه به خانواده خود ستم نكنى، آن مرد گفت: آن سه شرط را فراهم مى‌آورم، پس على عليه السلام دعوت وى را پذيرفتند.»

از سويى مستحب است مهمان، آنچه را كه ميزبان برايش آماده مى‌كند، ناچيز نشمارد. از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دراين باره نقل شده:

«ومن احتقر ما يقرب إليه أخوه لم يزل في مقت اللَّه يومه وليلته»[2].

«و هركس آنچه را كه برادرش به او تقديم مى‌كند، كوچك شمارد، همچنان شب و روز مورد غضب خدا خواهد بود.»

همچنين مستحبّ است كه ميزبان از آنچه ميآورد شرمسار نشود. از رسول خدا نقل شده كه فرمودند:

[1]- همان، باب 19، ص 239، ح 1.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 18، ص 239، ح 1.


صفحه 270

«أكرم أخلاق النبيّين والصدّيقين والشهداء والصالحين التزاور في اللَّه، وحقّ على المزور أن يقرّب إلى أخيه ما تيسّر عنده ولو لم يكن إلّاجرعة من ماء، فمن احتشم أن يقرّب إلى أخيه ما تيسّر عنده، لم يزل في مقت اللَّه يومه وليلته»[1].

«شريف‌ترين اخلاق پيامبران و صدّيقان و شهدا و شايستگان، ديدار كردن با ديگران براى خدا مى‌باشد، و حقّى است بر گردن ميزبان كه براى برادرش از هر آنچه دارد چيزى آماده و به وى تقديم كند، هر چند جرعه‌اى آب باشد، پس هركس از اينكه از هر آنچه دارد چيزى براى برادرش آماده كند، شرمسار شود، همچنان روز و شب مورد خشم خدا خواهد بود.»

ج- جايز نيست كسى غذايى بيش‌از توان خود فراهم كند تا بدان وسيله رياكارى و شهرت‌طلبى نمايد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايند:

«مَن أطعم طعاماً رئاء وسمعة، أطعمه اللَّه من صديد جهنّم، وجعل ذلك الطعام ناراً في بطنه حتّى يقضي بين النّاس يوم القيامة»[2].

«هركس از روى ريا و براى كسب اعتبار اطعام كند، خداوند او را از چرك جهنّم اطعام خواهد كرد، و آن غذا را تا روز قيامت كه ميان مردم داورى مى‌كند، به آتشى در شكمش تبديل مى‌كند.»

د- به نظر مى‌رسد اسراف در غذا به سهل‌انگارى در بهره بردن از خوراكيها منجر مى‌شود. ازاين رو اسلام تعاليمى را در باب اهمّيّت دادن به غذا بيان مى‌دارد. يكى از اين تعاليم كراهت ناتمام گذاشتن ميوه و انداختن‌

[1]- همان، باب 17، ص 239، ح 3.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 30، ص 254، ح 1.


صفحه 271

آن دراين حالت مى‌باشد. روايت شده كه امام صادق عليه السلام در خانه خود به ميوه‌اى نيم خورده كه در گوشه‌اى افتاده بود برخوردند، آن‌حضرت خشمگين شده و فرمودند:

«ما هذا؟ إن كنتم شبعتم، فإنّ كثيراً من النّاس لم يشبعوا، فأطعموه من يحتاج إليه»[1].

«اين چيست؟ اگر سير شده‌ايد، (بدانيد) كه بسيارى از مردم هنوز سير نشده‌اند، پس آن (- ميوه) را به كسى كه بدان نيازمند است بدهيد.»

همچنين مستحب است با فراهم آمدن نان بر سر سفره منتظر چيز ديگرى نمانده، و شروع به خوردن كنيم. از اميرمؤمنان على عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

«أكرموا الخبز، فإنّ اللَّه تبارك وتعالى أنزل له بركات السماء، قيل: وما إكرامه؟ قال: إذا حضر لم ينتظر به غيره»[2].

«نان را تكريم كنيد و بزرگ داريد، چون، خداوند تبارك وتعالى براى آن بركاتى از آسمان فروفرستاده، گفته شد: چگونه نان را تكريم كنيم؟ امام فرمودند: هرگاه فراهم آمد منتظر چيز ديگرى نمانيد.»

همچنين مستحب است قرص نان را كوچك گرفت. از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دراين باره روايت شده كه:

«صغّروا رغافكم، فإنّ مع كل رغيف بركة»[3].

[1]- همان، باب 61، ص 287، ح 1.

[2]- مستدرك الوسائل، ج 16، باب 73، ص 303، ح 1.

[3]- همان، باب 76، ص 304، ح 1.


صفحه 272

«قرصهاى نان خود را كوچك كنيد، چه با هر قرص نانى بركتى همراه است.»

احترام نان نيز از مستحبّات است. از اميرمؤمنان عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

«مَن وجد كسرة خبز ملقاة على الطريق، فأخذها فمسحها ثمّ جعلها في كوة، كتب اللَّه له حسنة، والحسنة بعشر أمثالها، فإن أكلها كتب اللَّه له حسنتين مضاعفتين»[1].

«هركس تكّه نانى را كه در راه افتاده بيابد، پس آنرا برگيرد و آن را تميز كند و در روزنه‌اى قرار دهد، خداوند براى او حسنه‌اى مى‌نويسد، حال آنكه هر حسنه ده برابر مى‌شود، و اگر آن تكّه‌نان را بخورد خداوند براى او دو حسنه دوبرابر مى‌نويسد.»

از خدا مى‌خواهيم تا ما را براى تفقّه در دين و بهره‌مندى از آموزه‌هاى زندگى بخش آن به جسم و جان، موفّق گرداند.

[1]- همان، باب 69، ص 292، ح 1.


صفحه 273

احكام خانه و مسكن‌

درآمد:

با نگاه به آيات قرآنى مى‌توان اهداف بلند سكنى گزينى را در موارد ذيل خلاصه كرد:

1- مصون ماندن از تجاوز ديگران به حريم جان، مال و آبرو.

2- دور شدن از انظار عمومى، پوشاندن كاستيها و بديهاى خود، نگهدارى از اسرار، خلوت كردن با خود و خانواده بويژه با آنانكه دل با وجودشان آرام مى‌گيرد.

3- بوجودآمدن بسترى سالم‌براى هميارى‌وهمبستگى، وبرخوردارى از گذران زندگى‌اى مشترك ميان اعضاى يك خانواده.

4- پيراستگى و دور ماندن از بديها و گناهان، و برخوردار شدن از فضايى بدور از ريا و شهرت‌طلبى و از شلوغى و بدور از نگاه ديگران براى خلوت كردن با خدا از راه ذكر و عبادت.

در واقع مسكن يك مؤمن (و همچنين شهر و يا روستايى كه در آن زندگى مى‌كند) بسترى مى‌باشد براى به كاربستن بسيارى از احكام شرعى‌


صفحه 274

همچون: امنيّت، حفظ و نگهدارى، پرهيزگارى، هميارى، نيكوكارى، پيراستگى و ذكر و مانند اينها.

با نگاه به آيات و رواياتى كه به برخى از آنها در آنچه خواهد آمد اشاره خواهد رفت، درمى‌يابيم كه ساخت يك مسكن نمونه، آن است كه امور ذيل را براى ما فراهم مى‌آورد:

1- مصونيّت در برابر خطرها.

2- وسعت، هواى پاك، نور خورشيد.

3- پوشيدگى و آرامش.

4- زيبايى و آراستگى.

5- سادگى و دورماندن از زياده‌روى و اسراف.

6- جاى مناسب.

7- ذكر و پيراستگى.

8- سود و بركت.

9- هميارى و مهربانى.

10- مكانى براى علم آموزى و تربيت.

11- آداب والا.

در آنچه خواهد آمد به تفصيل درباره اين احكام سخن خواهيم راند: