بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 275

1- مصونيّت از خطرها

قرآن كريم:

1-(وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ)[1].

«و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم" عاد" قرار داد، و در زمين مستقرّ ساخت، كه در دشتهايش، قصرها براى خود بنا مى‌كنيد؛ و در كوهها، براى خود خانه‌ها مى‌تراشيد. بنابراين، نعمتهاى خدا را متذكّر شويد؛ و در زمين، به فساد نكوشيد.»

2-(وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً ءامِنِينَ)[2].

«آنها خانه‌هاى امن در دل كوهها مى‌تراشيدند.»

3-(وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً فَارِهِينَ)[3].

«و از كوهها خانه‌هايى مى‌تراشيد، و در آن به عيش و نوش مى‌پردازيد.»[4]

[1]- سوره اعراف، آيه 74.

[2]- سوره حجر، آيه 82.

[3]- شعراء، آيه 149.

[4]- عليرغم اينكه بيشتر آيات وارده در باب مصونيّت شهر يا استحكام خانه ويا برقرارى امنيّت‌آن، در مقام سستى‌آنها دربرابر فرمان ويا كيفر الهى‌اى كه كافران را دربرمى‌گيرد ل لا مى‌باشد، ولى بگونه‌اى ضمنى بر چگونگى حفاظت از خطرهاى عادى نيز دلالت مى‌كند و بيان مى‌دارد كه فرمان و كيفر الهى بالاتر از خطرهاى عادى مى‌باشد، لذا نمى‌توان با تكيه بر اين روشها و ابزارهاى حفاظت از بلايا و خطرهاى طبيعى، از كيفر الهى ايمن بود.


صفحه 276

حديث شريف:

1- در حديثى اينگونه آمده:

«وأمّا

[شؤم‌]

الدار فضيق ساحتها، وشرّ جيرانها، وكثرة عيوبها»[1].

«اما [بديمنى‌] خانه تنگى مساحت و بدى همسايگان و فراوانى عيوب آن است.»

2- از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

«من بنى فاقتصد في بنائه لم يوجر»[2].

«هركس در ساخت خانه از موادّ و كار لازم كم بگذارد، پاداشى نخواهد ديد.»

به نظر مى‌رسد مراد از اقتصاد در بنا، كم گذاشتن از مصالح ساختمانى، بگونه‌اى كه در كيفيّت بنا تأثير منفى بگذارد، باشد. اينگونه، با تدبّر دراين حديث شريف ضرورت استحكام ساختمان را درمى‌يابيم.

3- در اسلام از سكنى گزيدن در خانه‌هاى خراب نهى شده است. از پيامبر دراين باب روايت شده كه:

«ثلاثة لا يتقبّل اللَّه عزّوجلّ لهم بالحفظ: رجل نزل في بيت خرب، ورجل‌

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 149، ح 6.

[2]- همان، ص 150، ح 12.


صفحه 277

صلّى على قارعة الطريق، ورجل أرسل راحلته ولم يستوثق منها»[1].

«سه دسته‌اند كه خداوند آنها را سزاوار حفظ نمى‌شمارد[2]: مردى كه در خانه‌اى خراب سكنى گزيند، مردى كه بر سر راه به نماز بپردازد، و مردى كه شتر ومركب خودرا رها سازد بى‌آنكه (از درست رفتنش) اطمينان حاصل كند.»

4- در حديث ديگرى درباره كارهايى كه مى‌بايست براى امنيّت خانه انجام داد سخن رفته است، كه اين امر ميزان اهتمام دين- علاوه بر استحكام خانه و بى‌نقص بودن آن- به حفظ خانواده از خطرها، را نمايان مى‌سازد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده‌اند:

«أطفئوا المصابيح بالليل، لا تجرها الفويسقة فتحرق البيت وما فيه»[3].

«چراغها را در شب خاموش كنيد، تا موشها آنهارا به اين سو و آنسو نكشند و خانه و آنچه را در آن است با اين كار به آتش نكشند.»

5- همچنين امام صادق عليه السلام خوابيدن در پشت بام بدون حفاظ را ناپسند داشته و فرموده‌اند:

«من نام على سطح غير محجّر برأت منه الذمّة»[4].

«هركس بر پشت بامى بدون حفاظ بخوابد، تنها خود مسؤول پيامدهاى‌

[1]- بحارالأنوار، ص 157، ح 2.

[2]- چه‌بسا اين سخن بدين معنا باشد كه؛ دعاهاى اين سه دسته براى در امان ماندن از خطرها، مستجاب‌نخواهد شد، چراكه خود در فراهم آوردن وسائل امنيّت كوتاهى كرده‌اند.

[3]- بحارالانوار، ج 73، ص 164، ح 1.

[4]- همان، ص 178، ح 2.


صفحه 278

اين كار خواهد بود.»

رهيافت وحى:

همانگونه كه پيش‌از اين در سخن از احكام حفظ و نگهدارى گفته شد، محافظت از جان شرعاً و عقلًا امرى الزامى مى‌نمايد، از اينرو اهتمام به استحكام بنا در امر ساخت و ساز و فراهم آوردن شرايط امنيّت و سلامت خانه نيز امرى ضرورى به نظر مى‌رسد. البتّه اين ضرورت در موارد گوناگون و متناسب با خطرات احتمالى با شدّت و ضعف همراه است (يعنى گاهى واجب و گاهى تنها امرى مستحب شمرده مى‌شود). از اينرو در شرايطى كه نسبت وقوع خطر، بالا و خطر مرگ را درپى داشته باشد، پايبندى به اصول ايمنى و استحكام بنا واجب و سهل‌انگارى از آنها حرام مى‌باشد. مثلًا اگر كسى در يك منطقه زلزله خيز به ساخت خانه‌اى سست بنياد دست زند، بگونه‌اى كه از ديدگاه عرف، وى خود را در معرض خطر مرگ قرار داده باشد، اين كار وى حرام تلقّى مى‌شود. امّا در صورتى كه نسبت وقوع خطر كم باشد و يا احتمال آن ضعيف باشد، مجهّز شدن به وسايل ايمنى در برابر آن امرى مستحب و عدم حفظ خود از آن خطر امرى مكروه شمرده مى‌شود.

احكام:

امروزه كه دلايل و اسباب مرگ و هلاك بيش‌ازپيش گوناگون شده‌اند، ضرورى است كه به امر استحكام و ايمن سازى بناها نيز بيش‌ازپيش اهتمام ورزيم. آنچه خواهد آمد تنها اشاره‌اى است به مصاديق پايبندى به اين‌


صفحه 279

ضرورت، كه خواست ما از بيان اين نمونه‌ها تنها پديدار ساختن اين قاعده عمومى يعنى ضرورت ايمن سازى بناها در ساخت و ساز و در فراهم آوردن شرايط امنيّت و سلامت مى‌باشد. حال به اين نمونه‌ها توجّه كنيد:

1- بايد براى هر ناحيه، معيارهاى ويژه‌اى براى ساخت و ساز در نظر گرفت. معيارهايى كه علاوه بر نيازسنجى استحكام بناها، عمر مفيد بناها را نيز در هر منطقه تعيين كنند. همچنين مى‌بايست اين اطّلاعات را به گونه‌اى سامان داد تا دردسترس ساكنان هر منطقه قرار گيرند. و اين بر عهده شهرداريها مى‌باشد. در واقع سخن از تفاوت ميزان نيازمندى به استحكام بناها در مناطق گوناگون مى‌باشد، بيگمان اين نياز سنجى در مناطق كوهستانى با مناطق هموار، و در مناطق خشك با مناطق مرطوب، و در خاكهاى سخت با خاكهاى سست متفاوت مى‌باشد.

2- يكى از موارد استحكام سازه‌هاى ساختمانى، ايمن سازى بناها در برابر زلزله و رانش زمين مى‌باشد. دراين صورت اگر با منطقه‌اى زلزله خيز مواجه باشيم بايد قوانين شديد و قاطع‌ترى را در امر ساخت و ساز و گونه‌هاى مصالح مورد استفاده، به كار گيريم.

3- اگر كشور در معرض وقوع جنگهاى گوناگون باشد، بايد علاوه بر سامان دهى به قوانين ساخت و ساز، قوانين ديگرى در زمينه حفاظت بناها از حملات هوايى و موشكى نيز وضع شود. از اين جمله مى‌توان به عنوان نمونه، به الزام ساخت پناهگاههاى كافى، و يا كمك به كسانى كه چنين امكانى برايشان فراهم نمى‌باشد، از خزانه دولت، اشاره كرد.


صفحه 280

4- همچنين بايد براى لوله‌كشيهاى آب و گاز و يا برق كشى منازل قوانينى در جهت ايمنى اهالى خانه، بويژه كودكان در نظر گرفت.

5- يكى از نمونه‌هاى چنين قوانينى، قوانين مربوط به اطفاء حريق مى‌باشند كه در آنها بايد الزام تعبيه خروجى‌ها و نردبانهاى اضطرارى براى فرار از محلّ حادثه، و يا تعبيه نشانه‌هاى كافى براى هدايت مردم در زمان وقوع حوادث غير مترقّبه و مانند اينها پيش‌بينى شده باشد.

6- يكى ديگر از راههاى ايمن سازى سازه‌هاى ساختمانى، تعبيه حفاظ درپشت بامهاى مورد استفاده مردم و همچنين تعبيه ميله‌هاى حفاظتى بر پنجره‌ها و در دو سوى پلّه كانهاى داخلى خانه، و در واقع ايمن سازى ساكنين از افتادن در گردابهاى خطر آفرين مى‌باشد.

2- وسعت، نور خورشيد، هواى پاك‌

قرآن كريم:

(وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ ذلِكَ مِن آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُرْشِداً)[1].

«و (اگر در آنجا بودى) خورشيد را مى‌ديدى كه به هنگام طلوع، به سمت راست غارشان متمايل مى‌گردد؛ و به هنگام غروب، به سمت چپ؛ و آنها در

[1]- سوره كهف، آيه 17.


صفحه 281

محل وسيعى از آن (غار) قرار داشتند؛ اين از آيات خداست. هركس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست؛ و هركس را گمراه نمايد، هرگز ولىّ و راهنمايى براى او نخواهى يافت.»

حديث شريف:

1- از حضرت ابوالحسن عليه السلام در زمينه بهترين زندگى دنيا سؤال شد.

آن‌حضرت پاسخ گفتند:

«سعة المنزل، وكثرة المحبّين»[1].

«وسعت خانه و فراوانى دوستداران.»

2- از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمودند:

«من شقاء العيش، ضيق المنزل»[2]

. «تنگى خانه از شوربختى زندگانى است.»

3- درباره پاكيزگى خانه و جلوگيرى از آلوده و كثيف شدن منزل نيز احاديث فراوانى بدست ما رسيده، كه يكى از آنها حديثى است از اميرمؤمنان عليه السلام كه فرمودند:

«نظّفوا بيوتكم من حوك العنكبوت، فإنّ تركه في البيت يورث الفقر»[3].

«خانه‌هاى خود را از تار عنكبوت پاك كنيد، زيرا، پاك نكردن آنها و رها

[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 3، أبواب أحكام المساكن، باب 1، ص 451، ح 3.

[2]- بحارالأنوار، ج 73، ص 153، ح 31.

[3]- همان، ص 175، ح 3.


صفحه 282

ساختن آنها بحال خود در خانه موجب فقر مى‌شود.»

4- همچنين در مناهى رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمده كه:

«لا تبيتوا القمامة في بيوتكم، وأخرجوها نهاراً، فإنّها مقعد الشيطان»[1].

«زباله را شب در خانه نگه نداريد و آن را روز هنگام از خانه بيرون ببريد، چراكه زباله نشيمن‌گاه شيطان است.»

احكام:

1- از سياق آيه 17 سوره كهف به ضرورت برخوردارى از هواى پاك و نور آفتاب در خانه پى‌مى‌بريم. اين آيه بيان مى‌دارد كه اصحاب كهف به دامن يك كوه پناه بردند، (اين در حالى است كه پاكى هوا يكى از مشخّصه‌هاى چنين مناطقى است) و از تابش خورشيد به هنگام طلوع و غروب آن بهره‌مند مى‌شدند. (كه همين تابش خورشيد بود كه گرماى كافى را براى سالم ماندن بدنهاى ايشان و ايمن ماندن ايشان از آلودگى فراهم مى‌آورد.)

2- در رواياتى كه به نمونه‌هايى از آنها اشاره رفت، از وسعت، پاكيزگى و نظافت خانه سخن رفته است.

بديگر سخن اين روايات، خانه را جايگاه تندرستى و سلامت و صلاح و اصلاح مى‌دانند. حال با گذر براين اصول و ارزشها، مى‌توان احكام فرعى جديدى را متناسب با نياز سنجى عصر حاضر، از اين روايات‌

[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 175، ح 4.