گشايش دهد.»
6- اميرمؤمنان عليه السلام فرمودند:
«ليس بلد بأحقّ بك من بلد، خير البلاد ما حملك»[1].
«هيچ شهر يا كشورى براى تو شايستهتر از ديگرى نيست. بهترين شهر يا كشور براى تو جايى است كه تو را دربرگيرد (و تو بتوانى در آن زندگى خوبى داشته باشى).»
7- معمر بن خلاد روايت مىكند كه: ابا الحسن عليه السلام خانهاى خريدارى كرده و به يكى از دوستان خود امر فرمودند تا بدانجا منتقل شود و فرمودند:
«إنّ منزلك ضيّق».
«خانهات تنگ است.»
پس آن دوست گفت: اين خانه را پدرم ساخته است، امام ابوالحسن عليه السلام فرمودند:
«إن كان أبوك أحمق ينبغي أن تكون مثله»[2].
«اگر پدرت احمق بود تو نيز مىبايست مانند او باشى؟»
8- از پيامبر اكرم نقل شده كه در گذر از سرزمين اصحاب حجر (قوم
[1]- نهج البلاغه، قصار الحكم، كلمه قصار 442، ص 832، صبحى صلح، چاپ اول، دارالحديث قم، 1424 ه ق.
[2]- وسائل الشّيعه، ج 3، كتاب الصلاة، أبواب أحكام المساكن، باب 2، ص 559، ح 1 (20 جلدى) و همان، ج 5، ص 303 (29 جلدى).
ثمود) به ياران خود فرمودند:
«لا تدخلوا مساكن الذين ظلموا أنفسهم إلّاأن تكونوا باكين، حذراً أن يصيبكم ما أصابهم»[1].
«به خانههاى كسانى كه به خود ستم كردهاند از بيم اينكه آنچه بر سرشان آمد بر سر شما نيز بيايد، وارد نشويد مگر در حال گريه.»
رهيافت وحى:
بهترين خانه از نظر وضعيّت مكانى، آن است كه با حدّاقل امكانات، خواستهاى سكنى گزينى از جمله؛ حفاظت، بهرهمندى، هواى پاك، نور خورشيد، پوشيدگى و حجاب، آرامش، آراستگى و ذكر و پيراستگى را برآورده سازد كه ما برخى از اين مؤلّفهها را با نگاه به كتاب الهى و احاديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيتشان عليهم السلام درمىيابيم.
احكام:
1- يكى از برجستهترين اهداف اسلام در امر خانه گزينى فراهم آمدن فضايى براى ذكر و پيراستگى مىباشد. بنابراين بهتر آن است كه خانه و مسكن خود را در شهرهاى مذهبى و در كنار مراكز وعظ و ارشاد و در مناطقى كه از جوّ مذهبى خوبى برخوردارند برگزينم (اين امر را از گفته حضرت ابراهيم عليه السلام پساز سكنى دادن خانوادهاش در كنار مكّه كه فرمود:
[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 3، أبواب أحكام المساكن، باب 23، ص 472، ح 8.
(رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ...)، «پروردگارا! براى اقامه نماز ايشان را در اينجا سكنى دادم...» در مىيابيم.)
2- يكى ديگر از خواستههاى اسلام در امر خانه گزينى اين است كه خانههاى خود را نزديك گورستانها برگزينيم تا هرچه بيشتر به ياد آخرت بيفتيم. (حديث اوّل)
3- از (حديث دوّم) كراهت سكنى گزينى در ميان غير مسلمانان وآنانكه در ميان خود پيوندهاى نيكى برقرار نساختهاند، برداشت مىشود.
4- از آيه 87 سوره يونس مىتوان استحباب سكنى گزينى در ميان خويشان و دوستان و ياران را استنباط كرد.
5- از حديث سوّم درمىيابيم كه دين اسلام بر تحقيق درباره همسايگان پيشاز تحقيق در مورد خانه، تأكيد مىكند و با نگاه به حديث چهارم مىفهميم كه مراد از همسايه، تنها خانههاى كنارى نمىباشند، بلكه واژه (جار) تمام ساكنين يك محلّه را دربرمىگيرد، چه، واژه همسايگان (جوار) به خانههاى نزديك و چهبسا تا چهل خانه اطلاق مىشده است.
6- بهتر آن است كه خانه خود را در ميان خانههايى با ارتفاع متناسب با يكديگر برگزينيم، تا خانهاى بالاتر از خانه ما ومشرف بر آن واقع نشود.
اين رهيافتى است كه مىتوان از حديث پنجم اين گفتار دريافت كرد.
7- از حديث ششم نيز درمىيابيم كه بهتر است خانهاى متناسب با مصالح خود برگزينيم. به عنوان نمونه در صورت توان خانه خود را نزديك محلّ كار خود انتخاب كنيم.
8- امكان دارد خانههايى كه گذشتگان براى ما به ارث گذاشته باشند، نيازمنديهاى ما را فراهم نسازند و خواستههاى ما را برآورده نكنند، و با شرايط ما سازگار نباشند، از اين رو دين اسلام در صورت تنگ و يا نامتناسب بودن خانه، به تعويض آن دستور مىدهد و از بهانه قرار دادن مسائلى چون يادمان گذشتگان و خاطرات گذشته و مانند اينها نهى مىكند.
(حديث هفتم).
9- از آيه 15 سوره سبأ نيز درمىيابيم كه بهتر است محلّ سكونت هركس با سبزه و درختان احاطه شده باشد.
10- از حديث هشتم نيز كراهت ساكن شدن در مناطقى كه خداوند اهالى آنها را بخاطر ستمشان كيفر داده، استنباط مىشود.
7- ذكر و پيراستگى
قرآن كريم:
(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ* رِجَالٌ لَّاتُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)[1].
(اين چراغ پرفروغ) در خانههايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد)؛
[1]- سوره نور، آيات 36 و 37.
خانههايى كه نام خدا در آنها برده مىشود، و صبح و شام در آنها تسبيح او مىگويند...* مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند؛ آنها از روزى مىترسند كه در آن، دلها و چشمها زيرورو مىشود.»
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام شريعت پيرامون حيات طيبه - قم، چاپ: اول، 1386.
حديث شريف:
1- از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:
«إنّ البيوت التي يُصلّى فيها بالليل بتلاوة القرآن، تضيء لأهل السماء كما تضيء نجوم السماء لأهل الأرض»[1].
«خانههايى كه در آنها شب هنگام نماز با تلاوت قرآن گذارده مىشود، چون ستارگانى كه براى اهل زمين نور افشانى مىكنند، براى آسمانيان نورافشانى مىكنند.»
2- آنحضرت همچنين فرمودند:
«كان علي قد جعل بيتاً في داره ليس بالصغير ولا بالكبير لصلاته»[2].
«على عليه السلام اتاقى نه چندان كوچك و نه چندان بزرگ در خانه خويش براى نماز در نظر گرفته بودند.»
3- مسمع روايت مىكند: ابو عبداللَّه به من نوشتند كه:
[1]- وسائل الشّيعه، ج 3، أبواب أحكام المساجد، ص 554، باب 69، ح 1 (20 جلدى) و همان، ج 8، ص 158 (29 جلدى).
[2]- همان، ص 555، ح 4.
«إنّي احبّ لك أن تتّخذ في دارك مسجداً في بعض بيوتك، ثمّ تلبس ثوبين طمرين غليظين، ثمّ تسأل اللَّه أن يعتقك من النّار، وأن يدخلك الجنّة، ولا تتكلّم بكلمة باطل ولا بكلمة بغي»[1].
«من دوست دارم تا در برخى اتاقهاى خانهات مسجد و سجدهگاهى در نظر بگيرى و سپس دو لباس ژنده و درشت به تن كنى و از خدا بخواهى تا تو را از آتش برهاند و به بهشت رهنمونت سازد، و (همچنين) سخن باطل و به ستم مگو.»
رهيافت وحى:
خانه نمونه، آن است كه از آن صداى ذكر الهى بلند شود و نور پيراستگى و ايمان از آن بتراود.
احكام:
1- مستحباست در خانه جايگاهى براى نماز وذكر در نظر گرفته شود.
2- مستحب است برخى نمازها را هر چند كه نماز مستحبّى باشند، در خانه خود اقامه كرد تا روح عبادت در جاىجاى خانه منتشر شود واين كار در تربيت فرزندان مؤثّر افتد.
3- احاديثى كه براستحباب قرائت قرآن پيشاز خواب، و يا در صبحدم دلالت دارند، بر استحباب تلاوت قرآن درخانه نيز دلالت مىكنند.
[1]- وسائل الشيعه، ج 3، ص 555، باب 69، ح 6.
4- به طور كلّى مستحبّ است اهالى خانه در مواقع گوناگونى چون (قبلاز غذا و پساز آن، پيشاز خواب و پساز آن، هنگام وضو و غسل و..) زبان به ذكر الهى بگشايند و بر آن مداومت ورزند، تا خانه همواره با ياد خدا آباد و پربركت باقى بماند.
8- سود و بركت
حديث شريف:
1- امام كاظم عليه السلام فرمودهاند:
«استثمار المال من تمام المروئة»[1].
«به كار انداختن مال براى سوددهى نشانه مروّت كامل است.»
و همچنين فرمودند:
«إنّ الكادّ على عياله من حلال كالمجاهد في سبيل اللَّه»[2].
«بيگمان كسى كه براى معيشت خانوادهاش از راه حلال تلاش كند، چون مجاهد در راه خداست.»
2- امام على عليه السلام دراين باره فرمودند:
«من اقتصد في الغنى والفقر فقد استعدّ لنوائب الدهر».
«هركس در دارائى و ندارى اقتصاد و ميانهروى پيشه كند، بيگمان براى
[1]- مستدرك وسائل الشّيعه، ج 13، ص 49، كتاب التجارة، أبواب مقدّمات التجارة، باب 18، ح 1.
[2]- همان، ص 54، باب 20، ح 2.
گرفتاريهاى روزگار آمادگى پيدا خواهد كرد.»
همچنين فرمودهاند:
«الاقتصاد نصف المؤونة»[1].
«اقتصاد و ميانهروى نيمى از هزينه است.»
3- در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده كه:
«من أكل من كدّ يده، نظر اللَّه إليه بالرحمة ثمّ لا يعذّبه أبداً»[2].
«هركسى از دسترنج خود بخورد، خداوند با نگاه مهربانى به وى مىنگرد و سپس هيچگاه وى را عذاب نمىكند.»
4- همچنين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در حديث مفصّلى فرمودهاند:
«... ونِعم اللهو المغزل للمرأة الصالحة»[3].
«... وبهترين مشغوليّت براى زن شايسته نخريسى مىباشد.»
5- امام باقر عليه السلام فرمودهاند:
«ما من أهل بيت يكون عندهم شاة لبون إلّاقدّسوا كلّ يوم مرّتين. قيل:
وكيف يقال لهم؟ قال: يقال لهم بوركتم، بوركتم»[4].
«خانوادههايى كه در خانه خود گوسفند شيردهى را نگهدارى مىكنند
[1]- مستدرك وسائل الشيعه، ج 13، باب 19، ح 13.
[2]- همان، ص 24، باب 8، ح 7.
[3]- بحارالأنوار، ج 73، ص 174، باب 36، ح 2.
[4]- وسائل الشّيعه، ج 5، ص 373، (كتاب الحجّ، أبواب أحكام الدواب)، باب 30، ح 1 (20 جلدى) و همان ج 11، ص 509، (29 جلدى).