ثمّ قال عليه السلام: سمعت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يقول: إنّ أحدكم ليدع من حقوق أخيه شيئاً، فيطالبه به يوم القيامة، فيقضى له وعليه»[1].
«مسلمان بر برادر مسلمانش سى حق دارد كه برائت ذمّه از آن حاصل نمىكند مگر به اداى اين حقوق يا عفو كردن برادر مسلمان او: لغزشهاى او را ببخشد، در ناراحتيها نسبت به او مهربان باشد، اسرار او را پنهان دارد، اشتباهات او را جبران كند، عذر او را بپذيرد، در برابر بدگويان از او دفاع كند، همواره خيرخواه او باشد، دوستى او را پاسدارى كند، پيمان او را رعايت كند، در حال مرض از او عيادت كند، در حال مرگ كسى از نزديكانش به تشييع او حاضر شود، دعوت او را اجابت كند، هديه او را بپذيرد، عطاى او را جزا دهد، نعمت او را شكر گويد، در يارى او بكوشد، ناموس اورا حفظ كند، حاجت او را برآورد، براى خواستهاش شفاعت كند، و عطسهاش را تحيّت گويد، گمشدهاش را راهنمايى كند، سلامش را جواب دهد، گفته او را نيكو شمرد، به نيكوكاريهاى او جواب مثبت، سوگندهايش را تصديق كند، دوستش را دوست دارد و با او دشمنى نكند، در يارى او بكوشد خواه ظالم باشد يا مظلوم: امّا يارى او در حالى كه ظالم باشد به اين است كه او را از ظلمش بازدارد، و در حالى كه مظلوم باشد به اين است كه او را در گرفتن حقّش كمك كند، او را در برابر حوادث تنها نگذارد، آنچه را از نيكيها براى خود دوست دارد براى او دوست بدارد، و آنچه از بديها براى خود نمىخواهد براى او نخواهد.»
سپس آن حضرت فرمودند: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: «هريك
[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 236 باب 15 حقوق الاخوان.
از شما چيزى از حقوق برادرش را ادا نكند، و او حقّ خود را در روز قيامت مطالبه كند، ميان آندو (به حقّ) داورى خواهد شد.»
امام صادق عليه السلام دراين باره فرمودهاند:
«المسلم أخو المسلم، لا يظلمه، ولا يغشّه، ولا يخذله، ولا يغتابه
، ولا يخونه، ولا يحرمه»[1].
«مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم مىكند، و نه او را فريب مىدهد، و نه او را خوار مىكند، و نه از او بدگويى مىكند، و نه به وى خيانت مىكند، و نه او را محروم مىسازد.»
همچنين از آنحضرت روايت شده:
«المؤمن أخو المؤمن عينه ودليله، لا يخونه، ولا يظلمه، ولا يغشّه
، ولا يعده عِدة فيخلفه»[2]
. «مؤمن برادر مؤمن است و به منزله چشم او و راهنماى اوست، هرگز به او خيانت نمىكند، و به او ستم روا نمىدارد، با او غشّ و تقلّب نمىكند، و هر وعدهاى را به او دهد تخلّف نخواهد كرد.»
همچنين مىفرمايند:
«تقرّبوا إلى اللَّه تعالى بمواساة اخوانكم»[3].
«به خدا به وسيله همدردى كردن با برادرانتان نزديكى جوييد.»
[1]- نورالثقلين، ج 5، ص 87 و الكافى، ج 2، باب اخوّة المؤمنين، ح 11.
[2]- همان، ص 86 و الكافى، ج 2، ص 166 و وسائل الشيعه، ج 12، ص 205، باب 122 (30 جلدى).
[3]- بحارالانوار، ج 71، باب 28، ص 319.
از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«المسلم أخو المسلم لا يظلمه، ولا يخذله، ولا يحقّره، التقوى هاهنا (وأشار إلى صدره ثلاث مرّات) حسب امرء من الشرّ أن يحقّر أخاه المسلم، كلّ المسلم على المسلم حرام، دمه وماله وعرضه»[1].
«مسلمان برادر مسلمان است و هرگز به وى ستم روا نمىدارد و خوار و ذليلش نمىسازد، و او را تحقير نمىكند. تقوى اينجاست (و سه مرتبه به سينه مبارك خود اشاره فرمودند) چه شوم بختى است كسى كه برادر مسلمان خود را تحقير مىكند. تمام شئون مسلمان بر مسلمان ديگر شامل خون و مال و آبرويش حرام مىباشد.»
امام صادق عليه السلام در حديثى عمق پيوند ميان مؤمنان را اينگونه بيان كردهاند:
«إنّما المؤمنون اخوة بنو أب وامّ، وإذا ضرب على رجل منهم عرق سهر له الآخرون»[2].
«مؤمنان با يكديگر در پدرى و مادرى برادرند، و اگر يكى از آنها دچار درد و بيمارى شود ديگران براى آسايش او شب زندهدارى مىكنند.»
3- اصلاح ميان مؤمنان به عنوان برجستهترين حقوق اخوت ايمانى، امرى واجب محسوب مىشود و در نصوص دينى براى اصلاحگران پاداشى بزرگ در نظر گرفته شده است.
[1]- تفسير القرطبي، ج 16، ص 323، كشف الريبه، ص 2 ومنية المريد، ص 327.
[2]- نور الثقلين، ج 5، ص 86.
4- احترام متقابل
قرآن كريم
1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَسْخَرْ قَوْمٌ مِن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِن نِسَاءٍ عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الْاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيَمانِ وَمَن لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ* يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ)[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنهااز اينها بهتر باشند، و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند، و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پساز ايمان نام كفر آميز بگذاريد، و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند.* اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چراكه بعضى از گمانها گناه است. و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد. و هيچيك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (بيقين) همه شما از اين امر كراهت داريد. تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبهپذير و مهربان است.»
رهيافت وحى:
[1]- سوره حجرات، آيات 11 و 12.
اسلام براى بناى يك بستر اجتماعى استوار به ما توصيه مىكند تا براى برادرانمان احترام كافى قائل شويم، و هيچ گروهى، گروه ديگر را تحقير نكند وهيچ دستهاى از زنان دستهاى ديگر از زنان را خوار نگردانند.
همچنين قرآن كريم ما را از عيبجويى كردن و گذاشتن القاب بد براى يكديگر، وبدگمانى و تجسّس در كار ديگران و غيبت كردن نهى مىكند و ما را به پرهيزگارى دستور مىدهد تا به رحمت و توبه دست يابيم.
احكام:
1- بايد فضاى احترام متقابل بر روابط مؤمنان حاكم شود. بنابراين مسخره كردن يكديگر جايز نمىباشد، چون اين كار، هتك حرمت ديگران محسوب مىشود.
2- از آنجا كه به استهزاء گرفتن ديگران در احساس خود بزرگى وتحقير سايرين ريشه دارد، در دين از آن نهى شده است.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين باره فرمودهاند:
«إنّ اللَّه عزّوجلّ كتم ثلاثة في ثلاثة: كتم رضاه في طاعته، وكتم سخطه في معصيته، وكتم وليّه في خلقه.
فلا يستخفّن أحدكم شيئاً من الطاعات، فإنّه لا يدري في أيّها رضا اللَّه
، ولا يستقلنّ أحدكم شيئاً من المعاصي فإنّه لا يدري في أيّها سخط اللَّه، ولا يزرأنّ
أحدكم بأحد من خلق اللَّه، فإنّه لا يدري أيّهم ولي اللَّه»[1].
«همانا خداوند عزّوجلّ سه چيز را در سه چيز پنهان ساخته، رضامندى خود را در طاعتش و نارضايتى خود را در معصيتش، و ولىّ خود را در ميان خلقش پنهان ساخته است، بنابراين كسى از شما چيزى از طاعت الهى را كوچك نشمارد، چون، نمىداند در كداميك از طاعتها رضامندى خداوند نهفته است، و همچنين هيچيك از گناهان و معاصى را ناچيز نشمارد، چراكه نمىداند در كداميك از گناهان نارضايتى خداوند نهفته است، و همچنين هيچكسى از خلق را مورد تحقير قرار ندهد، چراكه نمىداند كداميك از ايشان ولىّ خدا مىباشند.»
3- عيبجويى ديگران و تحقير آنان بسبب كاستيها و عيوبشان نيز به مثابه گامى در راه تباه ساختن روابط اجتماعى و سرچشمهى نزاعهاى خطرناك، عملى نامشروع تلقّى مىشود.
4- در اسلام از نسبت دادن القاب بد به يكديگر نهى شده است، و روايات نيز بر استحباب نسبت دادن دوست داشتنىترين القاب به برادران دينى دلالت دارند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«من حقّ المؤمن على المؤمن أن يسميه بأحبّ أسمائه إليه»[2].
«يكى از حقوق مؤمن بر مؤمن اين است كه او را با دوست داشتنىترين نامها در نزد وى، نامگذارى كند.»
[1]- بحارالأنوار، ج 72، ص 147، ح 21، (باب من أذلّ مؤمناً أو أهانه).
[2]- تفسير القرطبي، ج 16، ص 230.
5- از اين حكم به ضرورت پيراستگى عمومى زبان از دشنام و ناسزا و لطافت بخشيدن به فضاى اجتماعى از رهگذر سخنان نيك و پسنديده پى مىبريم.
6- تجاوز به حقوق اجتماعى ديگران جايز نمىباشد؛ چون، حقوق اجتماعى چيزى از حقوق مالى كمتر ندارند. در واقع هركسى به آبروى برادران مؤمنش تجاوز كند همچون كسى است كه به جان و مال او تعدّى كرده باشد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودهاند:
«إنّ اللَّه حرّم من المسلم دمه وماله وعرضه وأن يُظنّ به السوء»[1].
«همانا خداوند براى جان و مال و آبروى مسلمان حرمت قرار داده (و تجاوز به آنها) و گمان بد به وى را حرام كرده است.»
7- غيبت كردن نيز حرام است، در واقع نصوص و روايات در بيم دادن از غيبت كردن يكديگر را تأييد و تقويت مىكنند. از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:
«لمّا عُرجَ بي مررت بقوم لهم أظفار من نحاس يخمشون وجوههم وصدورهم، فقلت: مَن هؤلاء يا جبرئيل؟ قال: هؤلاء الذين يأكلون لحوم النّاس، ويقعون في أعراضهم»[2].
«وقتى در معراج بودم به گروهى برخوردم كه ناخنهاى بلند مسى داشتند و با آن ناخنها صورت و سينههاى خود را مىخراشيدند. گفتم: اينها كيستند اى جبرئيل؟ گفت: اينها كسانيند كه گوشت مردم را مىخورند و آبروى مردم را مورد دست اندازى قرار مىدادند.»
[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 201.
[2]- تفسير القرطبى، ج 16، ص 336 و بحار الانوار، ج 72، باب 57، ص 154.
8- غيبت كردن كسى با اين توجيه كه شايد او گناهكار مىباشد نيز جايز نمىباشد. علقمه در روايتى از امام صادق عليه السلام پرسيد: اى فرزند رسول خدا! مرا از كسانى كه گواهىشان مورد پذيرش قرار مىگيرد و كسانى كه گواهىشان پذيرفته نمىشود آگاه كن. آنحضرت فرمودند:
«يا علقمه، كلّ من كان على فطرة الإسلام جازت شهادته».
«اى علقمه! هركس برسرشت اسلام باشد شهادتش كارساز خواهد بود.»
پرسيدم: آيا گواهى گنهكاران نيز پذيرفته مىشود؟ آنحضرت فرمودند:
«يا علقمه! لو لم تُقبل شهادة المقترفين للذنوب، لما قُبلت إلّاشهادات الأنبياء والأوصياء صلوات اللَّه عليهم، لأنّهم هم المعصومون دون سائر الخلق
، فمن لم تره بعينك يرتكب ذنباً أو لم يشهد عليه بذلك شاهدان، فهو من أهل العدالة والستر وشهادته مقبولة وإن كان في نفسه مذنباً، ومن اغتابه بما فيه فهو خارج عن ولاية اللَّه عزّوجلّ، داخل في ولاية الشيطان»[1].
«اى علقمه! اگر گواهى گناهكاران پذيرفته نشود، جز گواهيهاى انبياء و اوصياء صلوات اللَّه عليهم پذيرفته نخواهد شد، چراكه تنها ايشان هستند كه برخلاف مردم (از هر گناهى) معصومند. پس هركس كه گناهش را با چشم نديده باشى و يا دو شاهد برگناهش گواهى نداده باشند، از اهل عدالت و پوشيدگى مىباشد و گواهى او نيز پذيرفته است هرچند در درون گناهكار باشد. و هركس غيبت او را بكند از ولايت الهى خارج و به ولايت شيطان
[1]- بحارالأنوار، ج 72، ص 247، ح 12، 66 (باب الغيبة).