بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 378

از شما چيزى از حقوق برادرش را ادا نكند، و او حقّ خود را در روز قيامت مطالبه كند، ميان آندو (به حقّ) داورى خواهد شد.»

امام صادق عليه السلام دراين باره فرموده‌اند:

«المسلم أخو المسلم، لا يظلمه، ولا يغشّه، ولا يخذله، ولا يغتابه‌

، ولا يخونه، ولا يحرمه»[1].

«مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم مى‌كند، و نه او را فريب مى‌دهد، و نه او را خوار مى‌كند، و نه از او بدگويى مى‌كند، و نه به وى خيانت مى‌كند، و نه او را محروم مى‌سازد.»

همچنين از آن‌حضرت روايت شده:

«المؤمن أخو المؤمن عينه ودليله، لا يخونه، ولا يظلمه، ولا يغشّه‌

، ولا يعده عِدة فيخلفه»[2]

. «مؤمن برادر مؤمن است و به منزله چشم او و راهنماى اوست، هرگز به او خيانت نمى‌كند، و به او ستم روا نمى‌دارد، با او غشّ و تقلّب نمى‌كند، و هر وعده‌اى را به او دهد تخلّف نخواهد كرد.»

همچنين مى‌فرمايند:

«تقرّبوا إلى اللَّه تعالى بمواساة اخوانكم»[3].

«به خدا به وسيله همدردى كردن با برادرانتان نزديكى جوييد.»

[1]- نورالثقلين، ج 5، ص 87 و الكافى، ج 2، باب اخوّة المؤمنين، ح 11.

[2]- همان، ص 86 و الكافى، ج 2، ص 166 و وسائل الشيعه، ج 12، ص 205، باب 122 (30 جلدى).

[3]- بحارالانوار، ج 71، باب 28، ص 319.


صفحه 379

از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:

«المسلم أخو المسلم لا يظلمه، ولا يخذله، ولا يحقّره، التقوى هاهنا (وأشار إلى صدره ثلاث مرّات) حسب امرء من الشرّ أن يحقّر أخاه المسلم، كلّ المسلم على المسلم حرام، دمه وماله وعرضه»[1].

«مسلمان برادر مسلمان است و هرگز به وى ستم روا نمى‌دارد و خوار و ذليلش نمى‌سازد، و او را تحقير نمى‌كند. تقوى اينجاست (و سه مرتبه به سينه مبارك خود اشاره فرمودند) چه شوم بختى است كسى كه برادر مسلمان خود را تحقير مى‌كند. تمام شئون مسلمان بر مسلمان ديگر شامل خون و مال و آبرويش حرام مى‌باشد.»

امام صادق عليه السلام در حديثى عمق پيوند ميان مؤمنان را اينگونه بيان كرده‌اند:

«إنّما المؤمنون اخوة بنو أب وامّ، وإذا ضرب على رجل منهم عرق سهر له الآخرون»[2].

«مؤمنان با يكديگر در پدرى و مادرى برادرند، و اگر يكى از آنها دچار درد و بيمارى شود ديگران براى آسايش او شب زنده‌دارى مى‌كنند.»

3- اصلاح ميان مؤمنان به عنوان برجسته‌ترين حقوق اخوت ايمانى، امرى واجب محسوب مى‌شود و در نصوص دينى براى اصلاحگران پاداشى بزرگ در نظر گرفته شده است.

[1]- تفسير القرطبي، ج 16، ص 323، كشف الريبه، ص 2 ومنية المريد، ص 327.

[2]- نور الثقلين، ج 5، ص 86.


صفحه 380

4- احترام متقابل‌

قرآن كريم‌

1-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَسْخَرْ قَوْمٌ مِن قَوْمٍ عَسَى‌ أَن يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِن نِسَاءٍ عَسَى‌ أَن يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الْاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيَمانِ وَمَن لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ* يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ)[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنهااز اينها بهتر باشند، و نه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند، و يكديگر را مورد طعن و عيبجويى قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس‌از ايمان نام كفر آميز بگذاريد، و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند.* اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چراكه بعضى از گمانها گناه است. و هرگز (در كار ديگران) تجسّس نكنيد. و هيچ‌يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (بيقين) همه شما از اين امر كراهت داريد. تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‌پذير و مهربان است.»

رهيافت وحى:

[1]- سوره حجرات، آيات 11 و 12.


صفحه 381

اسلام براى بناى يك بستر اجتماعى استوار به ما توصيه مى‌كند تا براى برادرانمان احترام كافى قائل شويم، و هيچ گروهى، گروه ديگر را تحقير نكند وهيچ دسته‌اى از زنان دسته‌اى ديگر از زنان را خوار نگردانند.

همچنين قرآن كريم ما را از عيبجويى كردن و گذاشتن القاب بد براى يكديگر، وبدگمانى و تجسّس در كار ديگران و غيبت كردن نهى مى‌كند و ما را به پرهيزگارى دستور مى‌دهد تا به رحمت و توبه دست يابيم.

احكام:

1- بايد فضاى احترام متقابل بر روابط مؤمنان حاكم شود. بنابراين مسخره كردن يكديگر جايز نمى‌باشد، چون اين كار، هتك حرمت ديگران محسوب مى‌شود.

2- از آنجا كه به استهزاء گرفتن ديگران در احساس خود بزرگى وتحقير سايرين ريشه دارد، در دين از آن نهى شده است.

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين باره فرموده‌اند:

«إنّ اللَّه عزّوجلّ كتم ثلاثة في ثلاثة: كتم رضاه في طاعته، وكتم سخطه في معصيته، وكتم وليّه في خلقه.

فلا يستخفّن أحدكم شيئاً من الطاعات، فإنّه لا يدري في أيّها رضا اللَّه‌

، ولا يستقلنّ أحدكم شيئاً من المعاصي فإنّه لا يدري في أيّها سخط اللَّه، ولا يزرأنّ‌


صفحه 382

أحدكم بأحد من خلق اللَّه، فإنّه لا يدري أيّهم ولي اللَّه»[1].

«همانا خداوند عزّوجلّ سه چيز را در سه چيز پنهان ساخته، رضامندى خود را در طاعتش و نارضايتى خود را در معصيتش، و ولىّ خود را در ميان خلقش پنهان ساخته است، بنابراين كسى از شما چيزى از طاعت الهى را كوچك نشمارد، چون، نمى‌داند در كداميك از طاعتها رضامندى خداوند نهفته است، و همچنين هيچيك از گناهان و معاصى را ناچيز نشمارد، چراكه نمى‌داند در كداميك از گناهان نارضايتى خداوند نهفته است، و همچنين هيچكسى از خلق را مورد تحقير قرار ندهد، چراكه نمى‌داند كداميك از ايشان ولىّ خدا مى‌باشند.»

3- عيبجويى ديگران و تحقير آنان بسبب كاستيها و عيوبشان نيز به مثابه گامى در راه تباه ساختن روابط اجتماعى و سرچشمه‌ى نزاعهاى خطرناك، عملى نامشروع تلقّى مى‌شود.

4- در اسلام از نسبت دادن القاب بد به يكديگر نهى شده است، و روايات نيز بر استحباب نسبت دادن دوست داشتنى‌ترين القاب به برادران دينى دلالت دارند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده‌اند:

«من حقّ المؤمن على المؤمن أن يسميه بأحبّ أسمائه إليه»[2].

«يكى از حقوق مؤمن بر مؤمن اين است كه او را با دوست داشتنى‌ترين نامها در نزد وى، نامگذارى كند.»

[1]- بحارالأنوار، ج 72، ص 147، ح 21، (باب من أذلّ مؤمناً أو أهانه).

[2]- تفسير القرطبي، ج 16، ص 230.


صفحه 383

5- از اين حكم به ضرورت پيراستگى عمومى زبان از دشنام و ناسزا و لطافت بخشيدن به فضاى اجتماعى از رهگذر سخنان نيك و پسنديده پى مى‌بريم.

6- تجاوز به حقوق اجتماعى ديگران جايز نمى‌باشد؛ چون، حقوق اجتماعى چيزى از حقوق مالى كمتر ندارند. در واقع هركسى به آبروى برادران مؤمنش تجاوز كند همچون كسى است كه به جان و مال او تعدّى كرده باشد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده‌اند:

«إنّ اللَّه حرّم من المسلم دمه وماله وعرضه وأن يُظنّ به السوء»[1].

«همانا خداوند براى جان و مال و آبروى مسلمان حرمت قرار داده (و تجاوز به آنها) و گمان بد به وى را حرام كرده است.»

7- غيبت كردن نيز حرام است، در واقع نصوص و روايات در بيم دادن از غيبت كردن يكديگر را تأييد و تقويت مى‌كنند. از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمودند:

«لمّا عُرجَ بي مررت بقوم لهم أظفار من نحاس يخمشون وجوههم وصدورهم، فقلت: مَن هؤلاء يا جبرئيل؟ قال: هؤلاء الذين يأكلون لحوم النّاس، ويقعون في أعراضهم»[2].

«وقتى در معراج بودم به گروهى برخوردم كه ناخنهاى بلند مسى داشتند و با آن ناخنها صورت و سينه‌هاى خود را مى‌خراشيدند. گفتم: اينها كيستند اى جبرئيل؟ گفت: اينها كسانيند كه گوشت مردم را مى‌خورند و آبروى مردم را مورد دست اندازى قرار مى‌دادند.»

[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 201.

[2]- تفسير القرطبى، ج 16، ص 336 و بحار الانوار، ج 72، باب 57، ص 154.


صفحه 384

8- غيبت كردن كسى با اين توجيه كه شايد او گناهكار مى‌باشد نيز جايز نمى‌باشد. علقمه در روايتى از امام صادق عليه السلام پرسيد: اى فرزند رسول خدا! مرا از كسانى كه گواهى‌شان مورد پذيرش قرار مى‌گيرد و كسانى كه گواهى‌شان پذيرفته نمى‌شود آگاه كن. آن‌حضرت فرمودند:

«يا علقمه، كلّ من كان على فطرة الإسلام جازت شهادته».

«اى علقمه! هركس برسرشت اسلام باشد شهادتش كارساز خواهد بود.»

پرسيدم: آيا گواهى گنهكاران نيز پذيرفته مى‌شود؟ آن‌حضرت فرمودند:

«يا علقمه! لو لم تُقبل شهادة المقترفين للذنوب، لما قُبلت إلّاشهادات الأنبياء والأوصياء صلوات اللَّه عليهم، لأنّهم هم المعصومون دون سائر الخلق‌

، فمن لم تره بعينك يرتكب ذنباً أو لم يشهد عليه بذلك شاهدان، فهو من أهل العدالة والستر وشهادته مقبولة وإن كان في نفسه مذنباً، ومن اغتابه بما فيه فهو خارج عن ولاية اللَّه عزّوجلّ، داخل في ولاية الشيطان»[1].

«اى علقمه! اگر گواهى گناهكاران پذيرفته نشود، جز گواهيهاى انبياء و اوصياء صلوات اللَّه عليهم پذيرفته نخواهد شد، چراكه تنها ايشان هستند كه برخلاف مردم (از هر گناهى) معصومند. پس هركس كه گناهش را با چشم نديده باشى و يا دو شاهد برگناهش گواهى نداده باشند، از اهل عدالت و پوشيدگى مى‌باشد و گواهى او نيز پذيرفته است هرچند در درون گناهكار باشد. و هركس غيبت او را بكند از ولايت الهى خارج و به ولايت شيطان‌

[1]- بحارالأنوار، ج 72، ص 247، ح 12، 66 (باب الغيبة).


صفحه 385

داخل شده است.»

9- مؤمنان بايد در جايى كه در حضورشان از برادرانشان غيبت مى‌شود، از ايشان دفاع كنند و با غيبت كنندگان در خوار كردن طرف مقابل همراهى نكنند. امام باقر عليه السلام فرموده‌اند:

«مَن اغتيب عنده أخوه المؤمن فنصره وأعانه، نصره اللَّه في الدنيا والآخرة

، ومَن اغتيب عنده أخوه المؤمن فلم ينصره ولم يدفع عنه، وهو يقدر على نصرته وعونه، خفضه اللَّه في الدنيا والآخرة»[1].

«هركسى در حضور او از برادر مؤمنش غيبت شود و او نيز به دفاع برآيد و او را يارى كند، خداوند او را در دنيا و آخرت يارى خواهد كرد. و هركسى كه در حضور او از برادر مؤمنش غيبت شود ولى با توانايى بر دفاع ويارى، از او دفاع نكند و به او يارى نرساند، خداوند در دنيا و آخرت (منزلت) او را پايين خواهد آورد.»

10- براى اينكه همچنان از حفاظت دژ الهى كه وجود ما را فراگرفته برخوردار بمانيم، بايد نيكيهاى برادران مؤمنمان را يادآور شويم، تا از اين رهگذر بر استحكام پيوندهاى اجتماعى، و محبّت و زلالى دل مؤمنان در برخورد با يكديگر افزوده شود. در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده كه:

«اذكروا أخاكم إذا غاب عنكم بأحسن ما تحبّون أن تُذكروا به إذا غبتم عنه»[2].

«در غياب برادرتان او را به نيكوترين شكلى كه دوست داريد او در غيابتان از شما ياد كند، ياد كنيد.»

[1]- بحارالأنوار، ص 255، ح 38 (باب الغيبة).

[2]- همان، ص 253، ح 20.