بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 399

2- همچنين از اميرمؤمنان در يكى از خطبه‌هايشان اينگونه نقل شده:

«أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ لَايَسْتَغْنِي الرَّجُلُ- وَإِنْ كَانَ ذَا مَالٍ- عَنْ عِتْرَتِهِ، وَدِفَاعِهِمْ عَنْهُ بِأَيْدِيهِمْ وَأَلسِنَتِهمْ، وَهُمْ أَعْظَمُ النَّاس حَيْطَةً مِنْ وَرَائِهِ وَأَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ‌

، وَأَعْطَفُهُمْ عَلَيْهِ عِنْدَ نَازِلَةٍ إذَا نَزَلَتْ بِهِ. وَلِسَانُ الصِّدْقِ يَجْعَلُهُ اللَّهُ لِلْمَرْءِ في النَّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ المَالِ يَرِثُهُ غَيْرُهُ.

أَ لَالَايَعْدِلَنَّ أَحَدُكُمْ عَنِ القَرَابَةِ يَرَى بِهَا الخَصَاصَةَ أَنْ يَسُدَّهَا بِالَّذِي لا يَزِيدُهُ إِنْ أَمْسَكَهُ وَلَا يَنْقُصُهُ إِنْ أَهْلَكَهُ، وَمَنْ يَقْبِضْ يَدَهُ عَنْ عَشِيرَتِهِ، فَإِنَّمَا تُقْبَضُ مِنْهُ عَنْهُمْ يَدٌ وَاحِدَةٌ، وَتُقْبَضُ مِنْهُمْ عَنْهُ أَيْدٍ كَثِيرَةٌ؛ وَمَنْ تَلِنْ حَاشِيَتُهُ يَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ المَوَدَّةَ»[1].

«اى مردم! هيچ‌كس از ارتباط با دودمان خود و از دفاع آنان با دست و زبانشان بى‌نياز نيست، اگرچه ثروتمند باشد. دودمان آدمى بزرگترين حمايت كنندگان در دنبال او هستند. هيچ‌كسى چون دودمان آدمى پريشانى‌هاى او را مبدّل به آسايش نمى‌كند. دودمان آدمى مهربانترين مردم در هنگام فرود آمدن حوادث سخت و ناگوار است. موقعى كه خداوند براى يك انسان زبان راستين در ميان مردم منعكس مى‌كند، براى او بهتر از مالى است كه ديگران از او ارث خواهند برد.

آگاه باشيد! هيچ‌يك از شما نبايد از خويشاوندان خود كه در فقر و پريشانى به سرمى‌برند، منصرف شود از اين كه فقر و پريشانى او را با چيزى مرتفع بسازد كه اگر آن را نگهدارى كند، نخواهد افزود و اگر انفاقش كند، نخواهد

[1]- نهج البلاغه، خطبه شماره 23، (صبحى الصالح)، ص 63 و بحارالانوار، ص 104، باب 3، حديث 65- 66.


صفحه 400

كاست. كسى كه دست كرامت خود را از دودمانش برمى‌دارد، يك دست او از آنان برداشته مى‌شود و در مقابل دستهاى فراوانى از او برداشته خواهد شد.

هركه خوى نرم دارد، از محبّت دائمى دودمانش برخوردار خواهد بود.»

3- همچنين در حديثى از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمودند:

«صلة الرحم تزكّي الأعمال، وتُنمّي الأموال، وتدفع البلوى، وتيسّر الحساب‌

، وتُنسئ في الأجل»[1].

«صله رحم اعمال را پاك مى‌كند و اموال را افزايش مى‌دهد و بلاها را دفع و حساب را آسان مى‌سازد و فرارسيدن اجل را به تعويق مى‌اندازد.»

4- از امام صادق عليه السلام دراين باره نقل شده كه فرمودند:

«إنّ صلة الرحم والبرّ يهوّنان الحساب، ويعصمان من الذنوب، فصلوا أرحامكم، وبرّوا بإخوانكم، ولو بحسن السلام وردِّ الجواب»[2].

«همانا صله رحم ونيكى كردن، حساب (روز قيامت) را آسان مى‌كنند و انسان را از گزند گناهان در امان مى‌دارند، پس صله رحم بجا آوريد و به برادرانتان نيكى كنيد، هرچند اين نيكى شما، خوب سلام كردن و جواب سلام دادن (به برادرانتان) باشد.»

رهيافت وحى:

پيوندها به پيوندهاى ولائى و پيوندهاى خويشى تقسم مى‌شوند، كه‌

[1]- بحارالأنوار، ج 71، ص 111، ح 71، باب صلة الرحم.

[2]- همان، ص 131، ح 98.


صفحه 401

ولايت ريشه در ميثاق و پيمان دارد. چراكه هر انسان رهبران خود را با آگاهى كامل و اراده شخصى خود برمى‌گزيند، ولى از سوى ديگر، رابطه‌ى خويشى به منزله تقدير الهى براى هركس تلقّى مى‌شود. تقديرى كه بايد خود را به آن سپرد و از آن، به خوبى بهره جست.

از اينرو مى‌توان انتساب هركس را دراين جهان به دوگونه ارادى و تقديرى دانست. در واقع اين خود آدمى است كه دين و مذهب و مشى سياسى خود را انتخاب مى‌كند ولى گزينش محلّ تولّد، پدر و مادر، عمو و دايى و خويشان ديگر در اختيار انسان نيست و آن را خداوند متعال مقدّر مى‌سازد.

از اين رهگذر بايد گفت: تمدّن نيرومند، آن تمدّنى است كه بر دو پايه‌ى اراده و تقدير بنا شده باشد. فرزندان چنين تمدّنى به پيمان الهى پايبند مى‌مانند، و در صورت برگزيدن يك دين، تحت هيچ شرايطى از آن بازنمى‌گردند، همچنين از سوى ديگر به تقدير الهى به ديده احترام مى‌نگرند، و به خويشان خود احسان و با ايشان هميارى مى‌كنند. امّا آنان كه پيمان شكنى مى‌كنند و پيوندهاى خويشى را مى‌گسلند، فرجامى جز تباهى كه در قالب ظلم و ترس و وحشت و يا در قالب از هم گسيختگى و واپس ماندگى نمايان مى‌شود، نخواهند داشت.

احكام:

1- هركسى بايد رهبرى شرعى خود را از رهگذر انديشه و سنجش و تحقيق برگزيند، و پس از طىّ اين مراحل به رهبرى خود چنگ زند


صفحه 402

و به عهد و پيمانى كه با آن بسته پايبند بماند.

2- گاهى اعضاى جامعه بشرى از ولايت الهى جدا مى‌شوند، ولى پيوندهاى خويشى را در ميان خود نمى‌گسلند، و از اينرو از رحمت الهى در دنيا برخوردار مى‌شوند، ولى اگر خود را از اين آخرين حلقه اتّصال و ريسمان وحدت آفرين نيز بگسلانند، بى‌گمان به ژرفناى چاه تباهى سقوط خواهند كرد.

3- هركسى مى‌بايست از خانواده و خاندان خود به عنوان سنگرى در برابر حوادث زمانه و چالشهاى زندگى، بهره جويد و از اين رهگذر خانواده وخاندان و عشيره به پايگاهى اجتماعى براى مصون ماندن از امواج مصايب و بلاهاى روزگار بدل مى‌شوند.

4- از آنجا كه بستر هر خاندان كانون حكمت و كارشناسى در امر زندگى مى‌باشد، ضرورى است كه در هر خاندان يك هيأت مشاور براى رفع مشكلات فرزندان آن خاندان و براى متمركز ساختن اطّلاعات كارشناسانه و جهت دهى به نيروها و بكارگيرى توانائيها، تشكيل شود. بهتر آن است كه اعضاى اين هيأت مشورتى از سوى فرزندان خاندان انتخاب شوند، و افرادى با ظرفيّتها و توانائيهاى گوناگون در آن فراهم آيند.

5- در امر استحكام پيوندهاى خويشى، بسنده كردن به ديد و بازديد و هميارى كفايت نمى‌كند، چون، امروزه ما بيش‌از هر وقت ديگر نيازمند استحكام بخشيدن به پيوندهاى خويشى هستيم. بنابراين بايد سخن از ارزش صله‌ى رحم مبتنى بر دين را به زبان عصر برگردانيم و به جستجوى مصاديق گوناگونى كه اين ارزش والا را پديدار و عملى مى‌سازند،


صفحه 403

بپردازيم، تا پيوندهاى خويشيمان به پايگاههايى براى دستيابى به رفاه و پيشرفت مدنى تبديل شوند. اين امر از رهگذر روشهاى زير امكان‌پذير خواهد بود:

الف- تبديل پيوندهاى خويشى به يك نيروى اقتصادى از رهگذر سامان دادن به شركتهاى اقتصادى ويژه براى فرزندان خاندان و افزايش فرصتهاى هميارى ميان ايشان.

ب- تأسيس صندوقهاى قرض الحسنه ويژه اعضاى خاندان.

ج- تأسيس يك صندوق كمكهاى خيريّه (براى يارى رساندن به فرزندان خاندان در امورى چون ازدواج، مسكن، فراهم آمدن فرصتهاى شغلى و مانند اينها).

د- تأسيس يك صندوق تعاون جهت توسعه ظرفيّتهاى علمى، از رهگذر اهتمام به تربيت كادرهاى علمى و تهيّه وسايل تحصيلات عالى براى فرزندان با استعداد و تواناى خاندان.

با پايبندى بدين مؤلّفه‌ها است كه پيوندهاى خويشى به پايگاههايى براى دستيابى به رفاه و پيشرفت مدنى تبديل مى‌شوند.


صفحه 404

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 405

احكام قيمومت‌

درآمد:

قيّوم حقيقى تنها خداوند است (يعنى تنها خداست كه نيازمند چيزى نيست و قائم به ذات است، و تمام چيزها قائم به اويند و از او بى‌نياز نيستند). و ولايت حقيقى از آن اوست. امّا قيموميّتها و سرپرستيهاى ديگر چيزى است كه از سوى خداوند به طور تكوينى به انسان اعطا شده و يا طبق احكام شريعت به او واگذار شده است. بنابراين قيموميّت مرد نسبت به خانواده، و ولايت پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان امّت و سرپرستى عادلانه مؤمنان نسبت به يكديگر، و اختيار دارى مردم نسبت به دارائيهايشان همه و همه در چهارچوب ولايت خداوند حىّ قيّوم تعريف شده‌اند.

سرپرستى خانواده‌

قرآن كريم:

1-(الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى‌ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى‌ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِن أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِيْ تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَ‌


صفحه 406

فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغَوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً)[1].

«مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‌كنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‌كنند. و (امّا) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد؛ و (اگر مؤثّر واقع نشده؛) در بستر از آنها دورى نماييد؛ (اگر هيچ راهى جز شدّت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد؛ و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدّى بر آنها نجوييد (بدانيد) خداوند، بلند مرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست).»

2-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهاً وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى‌ أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً)[2]. «اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد. و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها داده‌ايد (از مهر)، تملّك كنيد؛ مگر اينكه آنها عمل‌

[1]- سوره نساء، آيه 34.

[2]- سوره نساء، آيه 19.