بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 79

«عدل قوام رعيّت و زيبايى واليان است.»

2-

«الرعية لايصلحها الا العدل»[1].

«رعيت را بغير از عدل اصلاح نمى‌تواند.»

3- همچنين آن‌حضرت در نامه مبارك خويش به مالك اشتر اينگونه مى‌فرمايند:

«وَلْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ، وَأَعَمُّهَا فِي‌الْعَدْلِ»[2].

«بايد محبوبترين كارها نزد تو امورى باشند كه با حقّ و عدالت موافق‌تراند.»

4-

«العدل فضيلة السلطان»[3].

«عدل فضيلت حاكم است.»

5-

«عدل السلطان خير من خصب الزمان»[4].

«عدالت حاكم بهتر از حاصلخيزى زمان است.»

6-

«فَإِذَا أَدَّتِ الرَّعِيَّةُ إِلَى‌ الْوَالِي حَقَّهُ، وَأَدَّى‌ الْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ، وَقَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ، وَاعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ، وَجَرَتْ عَلَى‌ أَذْلَالِهَا السُّنَنُ، فَصَلَحَ بِذلِكَ الزَّمَانُ، وَطُمِعَ فِي بَقَاءِ الدَّوْلَةِ، وَيَئِسَتْ مَطَامِعُ الْأَعْدَاءِ.

وَإِذَا غَلَبَتِ الرَّعِيَّةُ وَالِيَهَا، أَوْ أَجْحَفَ الْوَالِي بِرَعِيَّتِهِ، اخْتَلَفَتْ هُنَالِكَ الْكَلِمَةُ

[1]- غررالحكم، ص 340، حديث 7754.

[2]- نهج البلاغه، نامه 53، (صبحى صالح)، ص 653.

[3]- غررالحكم، ص 217، حديث 7729.

[4]- بحارالأنوار، ج 75، ص 10، تتمه باب 15 مواعظ امير المؤمنين.


صفحه 80

وَظَهَرَتْ مَعَالِمُ الْجَوْرِ»[1]

. «اگر رعايا حقّ حكومت را ادا كنند، و حكومت نيز حقّ رعايا را مراعات كند، حقّ در ميان ايشان قوى و نيرومند خواهد شد، و جاده‌هاى دين صاف و بى‌دست انداز مى‌گردد، نشانه و علامتهاى عدالت اعتدال مى‌پذيرد و راه و رسمها درست در مجراى خويش به كار مى‌افتد؛ بدين ترتيب زمان شايسته مى‌شود، به بقاء دولت اميدوار بايد بود و دشمنان مأيوس خواهند شد. امّا آنگاه كه رعيّت بر والى خويش چيره گردد و يا رئيس حكومت بر رعايا اجحاف نمايد نظام برهم مى‌خورد و نشانه‌هاى ستم و جور آشكار خواهد گرديد.»

7- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايند:

«أوّل من يدخل النّار أمير متسلّط لم يعدل، وذو ثروة من المال لم يعط المال حقّه، وفقير فخور»[2].

«نخستين كسانى كه وارد آتش مى‌شوند عبارت‌اند از؛ امير نيرومند و چيره است كه بر مبناى عدالت عمل نمى‌كند، و ثروتمندى كه حقّ مال خود را نمى‌پردازد، و فقيرى كه تكبّر مى‌روزد.»

8- امام موسى كاظم عليه السلام در تفسير اين آيه كه:(اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا)[3]فرموده‌اند:

«ليس يحييها بالقطر، ولكن يبعث اللَّه رجالًا فيحيون العدل، فَتُحيى الأرض‌

[1]- نهج البلاغه، خطبه 216، (صبحى صالح)، ص 501.

[2]- بحارالانوار، ج 66، ص 393، باب 38 و ج 69، ص 126، باب 100.

[3]- سوره حديد، آيه 17.


صفحه 81

لإحياء العدل. ولَإقامة الحدّ فيه، أنفع في الأرض من القطر أربعين صباحاً»[1].

«مقصود اين نيست كه باران مى‌بارد و زمين سبز مى‌شود بلكه مراد آن است كه خداوند مردانى را برمى‌گزيند كه زنده مى‌كنند زمين را بعدل پس زمين با زنده شدن عدل، زنده مى‌شود. و اقامه حدود خداوند بر روى زمين سودش بيشتر است از آنكه چهل شبانه روز باران ببارد.»

رهيافت وحى:

شالوده حكومت اسلامى بر مبناى حقّ- كه در عدالت نمايان مى‌گردد- و ميانه روى بين هرج و مرج و استبداد، استوار مى‌باشد. از سويى براى رهايى يافتن از وضعيّت هرج و مرج مى‌بايست ولايت الهى حاكميّت يابد، و از سوى ديگر براى گذر از وضعيّت استبدادى بايد نظام مشورتى (شورى) ايجاد شود.

عدالت خداوند متعال در عرصه سياسى نيز پديدار مى‌شود؛ بدينگونه كه همه گروهها، حتى در هنگام وقوع جنگ بين آنها، از حقوق عادلانه خود برخوردار شوند و ستم يكى از گروهها بر ديگرى جايز نيست. درباره روابط مسلمانان با ديگران نيز همينگونه است؛ به هنگام صلح با غير مسلمانان بايد بديشان نيكى كرده، حقوق ايشان را ادا كنيم، و در زمان وقوع جنگ نمى‌توان به ايشان تجاوز كرد، مگرا ينكه خود، مسلمانان را مورد تجاوز قرار داده باشند، كه البتّه دراين صورت نيز، تجاوز متقابل، نبايد فراتر از حدّ تجاوز غير مسلمانان رود.

[1]- تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 173، و وسائل، ج 28، ص 12، باب 1.


صفحه 82

احكام:

1- بر مسلمانان، به ويژه بر رهبران آنها، لازم است كه به شيوه‌هاى زير، تمام وسايل فراهم كننده حقيقت نظام شورايى در جامعه را به كار گيرند.

الف- گزينش حاكمى مسلمان از رهگذر شور و مشورت و از ميان افراد واجدشرايط عدالت، فقاهت، شايستگى و...

ب- فراهم كردن ابزارهاى مشورت در امور كشور مانند: برپايى مجلس نمايندگان، شوراهاى شهر، شوراهاى قضايى و نهادهايى از اين دست.

ج- فراهم آوردن ابزارهاى حمايت كننده از نظام شورايى همچون ايجاد نشريّات آزاد، و برگزارى تجمّعهاى آزاد و امورى از اين دست.

2- پس‌از اتّخاذ تصميمهاى سالم در نظام شورايى كه پايه قانونگذارى حكيمانه است، بر مسلمانان است كه به قانون، از رهگذر اعمال و رفتار زير، احترام گذارند:

الف- همه مردم كشور حاكم را دوست بدارند و وى را بزرگ دارند.

ب- حكم صادره از سوى حاكم نزد همه محترم شمرده شود، و كسى نبايد از حكم صادره توسّط حاكم برنجد.

ج- حاكم در اجراى احكام در مورد خود و ديگران، پيشاپيش مردم باشد، و در اجراى حكم الهى با كسى مدارا نكند.

3- بر مسلمانان است كه در كشمكشهاى داخلى، با توجّه به موارد


صفحه 83

زير، عدالت اسلامى را مبناى كار خود قرار دهند:

الف- همه مسلمانان، بويژه رهبران سياسى و مذهبى تمام تلاش خود را براى خاموش شدن آتش نزاع، بر مبناى آشتى مورد قبول دو طرف، به كار بندند.

ب- جامعه اسلامى بر رعايت بندهاى صلح دوطرف نزاع نظارت كند، و با مشاهده تجاوز يكى از اطراف بر ديگرى، مى‌بايست به هر وسيله‌اى كه شده با گروه متجاوز به مقابله برخيزد.

ج- رهبران امّت ميان دوطرف نزاع، به عدالت صلح و آشتى دهند، و حتّى از حقوق طرف متجاوز نيز كم نگذارند، بلكه با اداى حقوق تمام اطراف نزاع، قسط و عدل را محقّق سازند.

4- مسلمانان به هنگام جهاد با دشمنان نبايد از چهارچوب عدل و قسط خارج شوند، كه اين امر با پايبندى به احكام اسلامى زير ميسّر مى‌شود:

الف- مسلمانان جز با كسانيكه با آنان وارد جنگ شده‌اند و يا براى ستيز با آنان، هم پيمان شده‌اند، با قومى ديگر نجنگند.

ب- از سويى جايز است، به كسانى كه با ما ستيزه ندارند و ما را از شهر و ديار خود بيرون نرانده‌اند، نيكى كنيم و عدل و قسط را درباره ايشان به اجرا درآوريم.

ج- تجاوز به حقوق ديگرى، مگر در صورت تجاوز وى به حقّ ما، جايز نيست.

د- در هنگام مقابله به مثل و پاسخ به تجاوز، واجب است از


صفحه 84

چهارچوب تقوى خارج نشويم، و خروج از حد و مرز در اين هنگام جايز نمى‌باشد، بلكه تنها به ميزان تجاوزِ طرف مقابل مى‌توان واكنش نشان داد.

3- عدل در مسؤوليّت و پاداش‌

قرآن كريم:

1-(إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيراً)[1].

«اگر نيكى كنيد، به خودتان نيكى مى‌كنيد، و اگر بدى كنيد بازهم به خود مى‌كنيد. و هنگامى كه وعده مردم فرارسد، (آنچنان دشمن بر شما سخت خواهد گرفت كه) آثار غم و اندوه در صورتهايتان ظاهر مى‌شود، و داخل مسجد (الاقصى) مى‌شوند همان گونه كه بار اوّل وارد شدند، و آنچه را زير سلطه خود مى‌گيرند، درهم مى‌كوبند.»

2-(فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ* وَتَرَكْنَا فِيهَا آيَةً لِلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الْأَلِيمَ* وَفِي مُوسَى‌ إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى‌ فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ* فَتَوَلَّى‌ بِرُكْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ* فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٌ* وَفِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ)[2].

«ولى جز يك خانواده با ايمان در تمام آنها نيافتيم* و در آن (شهرهاى‌

[1]- سوره اسراء، آيه 7.

[2]- سوره ذاريات، آيات 36- 41.


صفحه 85

بلا ديده) نشانه‌اى روشن براى كسانى كه از عذاب دردناك مى‌ترسند به جاى گذارديم* و در (زندگى) موسى نيز (نشانه و درس عبرتى بود) هنگامى كه او را با دليلى آشكار به سوى فرعون فرستاديم،* امّا او با تمام وجودش از وى روى برتافت و گفت: «اين مرد يا ساحر است يا ديوانه»* از اين رو ما او و لشكريانش را گرفتيم و به دريا افكنديم در حالى كه در خور سرزنش بود* و (همچنين) در سرگذشت عاد (آيتى است) در آن هنگام كه تندبادى بى‌باران بر آنها فرستاديم.»

حديث شريف:

1- اميرمؤمنان، على عليه السلام فرموده‌اند:

«لَنْ يلقى جَزاءَ الشَّرِّ إِلَّا عَامِلُهُ، لَنْ يُجْزى‌ جَزَاءَ الْخَيْرِ إِلَّا فَاعِلُهُ»[1].

«به هيچكس كيفر شرّ داده نمى‌شود مگر به عاملان شرّ، و به هيچكس پاداش نيكو ارزانى نمى‌شود مگر به نيكوكاران.»

2- همچنين آن‌حضرت فرموده‌اند:

«عَلى‌ قَدْرِ الْبَلَاءِ يَكُونُ الْجَزاءُ»[2].

«بر حسب ميزان آزمايش، پاداش داده مى‌شود.»

رهيافت وحى:

[1]- ميزان الحكمه، ج 2، ص 34، ح 2337، غررالحكم، ص 166، حديث 3263 و 3255، قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، 1366 ه. ش.

[2]- همان، ص 37، ح 2340، غرر الحكم، ص 100، حديث 1739.


صفحه 86

عدالت الهى در سنت اعطاى مسؤوليّت و سزادادن نيز نمود پيدا مى‌كند.

از اين رو هركس مسؤول عملى است كه انجام مى‌دهد و متناسب با آن پاداش دريافت مى‌كند، اگر عملش نيكو باشد پاداش او نيز نيكو خواهد بود، و اگر عمل او شرّ باشد، چيزى جز كيفرى شوم نصيب وى نخواهد شد. از سويى انسان مسؤول عملكرد ديگران نيست، مگر به ميزان تأثيرى كه بر عملكرد آنها مى‌گذارد. از اين سنّت الهى احكام زير را مى‌توان دريافت:

احكام:

1- هيچكس مسؤول اعمال ديگرى نيست، هر چند طرف مقابل بر گمراهى پافشارى كند. از اين رو اگر كسى در جامعه فاسدى به زندگى بپردازد و عمل واجب امر به معروف و نهى از منكر را نيز انجام دهد، و از طرفى مردم به سخنان او گوش فرا ندهند، خداوند وى را بر گناه مردم آن جامعه مورد مؤاخذه قرار نخواهد داد.

2- انسان مسؤول اعمالى كه خارج از توان وى باشند نيست. همچنين مسؤوليّت اعمالى كه انسان بدانها مجبور شده، و يا از روى ناچارى و اضطرار بدانها دست زده، از گردن وى ساقط است.

3- در واقع حدود مسؤوليّت هركس نسبت به عملكرد و تلاشش، با ميزان اراده و آزادى وى پيوند خورده و با عملكردهاى مثبت و منفى‌اش همبسته است.

حال به پاره‌اى از احكام توجه كنيد: