توقيف كننده جبران شود.
- همچنين اگر كسى شهرت و اعتبار كسى را زير سئوال برد، مثلًا ورشكستگى بازرگانى را شايعه كند، و يا فرد عادلى را فاسق جلوه دهد و يا روزنامه و يا مؤسّسهاى را دست نشانده بخواند، بايد زيانهاى مالى بوجود آمده در اثر سخن پراكنىهاى دروغين خود را جبران كند.
استفاده از حق خود و ستم به ديگران:
8- نبايد كسى در بكارگيرى حق خود و تسلّط بر اموالش، متعرّض حقوق ديگران شود، كه اين امر بسته به دو چيز است:
الف- متعارف بودن عملكرد؛ به عنوان نمونه نبايد در محلّهاى كه خانههاى آن از دو طبقه بالاتر نمىروند دست به ساخت برجى ده طبقه زد بگونهاى كه از رسيدن نور به همسايگان جلوگيرى شود، و يا نبايد مثلًا با استفاده از بلندگو در خانه موجبات آزار همسايگان را فراهم آورد، و يا خانهاى را در محلّهاى مسكونى به كارهاى ادارى و يا تجارى اختصاص داد، بگونهاى كه براى اهالى محل مشكلاتى به بار آورد.
ب- ضرورت: اگر كسى ناچار شود براى احقاق حق خود عملكردى غير متعارف داشته باشد و به ديگران زيان رساند، اين ناچارى به كار وى مشروعيّت مىبخشد، در عين حال بايد زيان وارده به ديگران را مورد توجّه قرار دهد. اگر ضرر و زيان مستقيماً وارد شود، به عنوان نمونه، اگر كسى براى خاموش كردن آتش سوزى خانه خود ناچار شود بر آن آتش آبى بريزد، كه اين ريختن آب موجب زيان ديدن همسايه شود، بايد زيان
وارده به او را جبران كند، اما اگر زيان رساندن مستقيماً صورت نپذيرد، مثلًا اگر مالك يك كشتزار به هنگام وقوع سيل، آب را بر مزرعه خود ببندد و اين كار، موجب انحراف سيل به سوى زمين مجاور گرديده و موجبات زيان كشتزار مجاور را فراهم آورد، مسؤوليّت آن بر مالك كشتزار اوّل نيست، چراكه اين سيل است كه زيان رسانده نه مالك كشتزار اوّل كه تنها آب را بر مزرعه خود بسته است.
قرض و ربا
9- احكام زير ضامن اجراى قسط و داد در امر استقراضند:
الف- جايز نيست ثروتمندان از نياز تنگدستان سوء استفاده كنند و از قرض دادن سرباز زده و آنها را به ربادهى مجبور سازند، از سويى با توبه فرد رباخوار، تنگدستان نمىتوانند وى را ازاصل سرمايهاش محروم نمايند. بديگر سخن نه ستم به بدهكار رواست و نه به بستانكار.
ب- براى اينكه صاحبان حق بازگشت حقّشان را تضمين كنند، بايد براى قرض مدّتى معيّن كنند، و قرارداد قرض را به نگارش درآورند و (در صورتى كه خود، قرارداد را نمىنويسند) نويسنده عادلى را براى اينكار برگزينند، نويسنده نيز نبايد از قرارداد چيزى فرو گذارد، همچنين بايد بر قرارداد دو شاهد مورد رضايت، گواهى دهند، و نبايد هيچ چيز در نگارش قرارداد از قلم بيفتد.
ج- اگر سرمايه ارزش اوليهاى خود را بخاطر تورّم از دست بدهد، بگونهاى كه صاحب سرمايه زيان ببيند، بدهكار بايد خسارت وارده را
جبران كند تا سرمايه تمام و كمال به صاحب سرمايه بازگردد. به عنوان نمونه اگر در زمان استقراض، بهاى يك خانه هزار دينار باشد و در پايان مدّت، به علت سقوط ارزش دينار، بهاى همان خانه به يك ميليون دينار برسد، بدهكار بايد يك ميليون دينار و نه همان هزار دينار را به بستانكار بازگرداند، چراكه پس دادن تنها هزار دينار ستم خواهد بود.
هزينه كردن و مصرف
10- نعمتهاى الهى بواسطه عدالت كامل مىشوند، و زيادهروى و يا كوتاهى در آنها، چه بسا نعمت را به نقمت تبديل كند، از همين رو عدالت پيشگى در امر هزينه كردن و مصرف، از نمودهاى ايمان محسوب مىشود:
الف- مؤمنان بايد داراييهاى خود را حكيمانه به مصرف رسانند، از اينرو نه مىتوان تمام داراييها را يكجا انفاق كرد و فرزندان خود را از آنچه خدا ارزانى داشته محروم ساخت، و نه مىتوان مردم را از بخشش خود محروم كرد، بلكه بايد ميانه روى پيشه كرده، داراييهاى زياده از حد را انفاق كرد.
ب- در مورد مصرف نيز اين امر صادق است، چون، مؤمنان نبايد در خورد و خوراك اسراف كنند، همانگونه كه نبايد خوردنيها و آشاميدنيها را از خود و خانوادههايشان دريغ دارند.
5- عدالت در خانواده
قرآن كريم:
1-(مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللّآئِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ* ادْعُوهُمْ لِأَبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلكِن مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً)[1].
«خداوند براى هيچكس دو دل در درونش نيافريده، و هرگز همسرانتان را كه مورد (ظهار) قرار مىدهيد، مادران شما قرار نداده، و (نيز) فرزند خواندههاى شما را فرزند حقيقى شما قرار نداده است، اين سخن شماست كه به دهان خود مىگوييد (سخنى باطل و بىپايه)، امّا خداوند حق را مىگويد و او به راه راست هدايت مىكند* آنها را بنام پدرانشان بخوانيد كه اين كار نزد خدا عادلانهتر است، و اگر پدرانشان را نمىشناسيد، آنها برادران دينى و موالى شما هستند، امّا گناهى بر شما نيست در خطاهايى كه از شما سرمىزند (و بىتوجّه آنها را به نام ديگران صدا مىزنيد،) ولى آنچه را از روى عمد مىگوييد (مورد حساب قرار خواهد داد)، و خداوند آمرزنده و رحيم است.»
2-(وَلَن تَسْتَطِيعُوا أَن تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَ
[1]- سوره احزاب، آيات 4 و 5.
الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُوراً رَحِيماً)[1].
«شما هرگز نمىتوانيد (از نظر محبّت قلبى) در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هرچند كوشش نماييد ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد. و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است.»
3-(وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا)[2].
«و اگر مىترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان چشمپوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر؛ و اگر مىترسيد عدالت را (درباره همسران متعدّد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد. اين كار، از ظلم و ستم جلوگيرى مىكند.»
4-(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَايَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهاً وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً)[3].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! براى شما حلال نيست كه از زنان، از روى
[1]- سوره نساء، آيه 129.
[2]- سوره نساء، آيه 3.
[3]- سوره نساء، آيه 19.
اكراه (و ايجاد ناراحتى براى آنها،) ارث ببريد. و آنان را تحت فشار قرار ندهيد كه قسمتى از آنچه را به آنها دادهايد (از مهر)، تملّك كنيد؛ مگر اينكه آنها عمل زشت آشكارى انجام دهند. و با آنان، بطور شايسته رفتار كنيد. و اگر از آنها، (بجهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد) چهبسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مىدهد.»
5-(وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَ لِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلَاحاً وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)[1].
«زنان مطلّقه، بايد به مدّت سه مرتبه عادت ماهانه ديدن (و پاك شدن) انتظار بكشند [/ عدّه نگهدارند] و اگر به خدا و روز رستاخيز، ايمان دارند، براى آنها حلال نيست كه آنچه را خدا در رحمهايشان آفريده، كتمان كنند.
و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگى زناشويى) دراين مدّت، [/ از ديگران] سزاوارترند، در صورتى كه (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى زنان، همانند وظايفى كه بر دوش آنهاست، حقوق شايستهاى قرار داده شده، و مردان بر آنان برترى دارند، و خداوند توانا و حكيم است.»
6-(وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَاتُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَاتُضَارَّ وَالِدَةٌ
[1]- سوره بقره، آيه 228.
بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَ لِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)[1].
«مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شير مىدهند. (اين) براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را تكميل كند. و بر آن كس كه فرزند براى او متولّد شده [/ پدر]، لازم است خوراك و پوشاك مادر را به طور شايسته (در مدّت شيردادن بپردازد، حتّى اگر طلاق گرفته باشد.) هيچكس موظّف به بيش از مقدار توانايى خود نيست. نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به كودك را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نيز لازم است اين كار را انجام دهد [/ هزينه مادر را در دوران شيردهى تأمين نمايد]. و اگر آندو، با رضايت يكديگر و مشورت، بخواهند كودك را (زودتر) از شير بازگيرند، گناهى بر آنها نيست. و اگر (با عدم توانايى، يا عدم موافقت مادر) خواستيد دايهاى براى فرزندان خود بگيريد، گناهى بر شما نيست، به شرط اينكه حق گذشته مادر را بطور شايسته بپردازيد. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و بدانيد خدا، به آنچه انجام مىدهيد، بيناست.»
حديث شريف:
1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ پرسشى فرمودهاند:
«من أعظم النّاس حقّاً على الرجل؟ قال: والداه، قالت: فمن أعظم النّاس
[1]- سوره بقره، آيه 233.
حقّاً على المرأة؟ قال: زوجها»[1].
«چه كسى بيشترين حق را بر مرد دارد؟ حضرت فرمود: والدينش. عرض شد، چه كسى بيشترين حق را بر زن دارد؟ حضرت فرمودند: شوهرش.»
2- همچنين آنحضرت فرمودهاند:
«ما زال جبرئيل يوصيني بالمرأة حتّى ظننت أنّه لا ينبغي طلاقها إلّامن فاحشة مبيّنة»[2].
«جبرئيل آنقدر بطور مداوم توصيه زنان را به من مىكرد تا اينكه گمان بردم نمىتوان زنان را طلاق داد مگر در صورت انجام كار زشت آشكارى از سوى آنها.»
3- رسول خدا صلى الله عليه و آله همچنين فرموده:
«ليس للصبي لبن خير من لبن امّه»[3].
«براى كودك شيرى نيكوتر از شير مادر نيست.»
4- از امام صادق عليه السلام در باب اين گفته الهى كه:(لَاتُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ)پرسشى به عمل آمد، پس آنحضرت اينگونه پاسخ گفتند:
«كانت المراضع ممّا تدفع إحداهن الرجل إذا أراد الجماع تقول: لا أدعك
، إنّي أخاف أن أحبل فأقتل ولدي هذا الذي أرضعه، وكان الرجل تدعوه المرأة فيقول: إنّي أخاف أن اجامعك فأقتل ولدي، فيدفعها فلا يجامعها، فنهى اللَّه
[1]- بحار الانوار، ج 100، باب 4، ص 248.
[2]- همان، ج 84، باب 6، ص 139.
[3]- همان، ج 100، باب 11، ص 323.