بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 107

شرط سوم- كمتر از سه روز نباشد

شرط سوم اين است كه مدّت ديدن خون از سه روز كمتر نباشد.

فروع مسأله:

الف- كمترين مدّت حيض سه روز است و آنچه كمتر از آن باشد حيض نيست. پس اگر زن‌خونى را با مشخّصات حيض ولى براى يك يا دو روز ببيند، نبايد آن را حيض قرار دهد.[1]

ب- معيار در استمرار قاعدگى براى مدّت سه روز، اين است كه در عرف گفته شود كه‌خون قطع نشده است، و لذا توقّف آن براى مدّت اندك، قطع قاعدگى به شمار نمى‌رود.

ج- اگر زن در ظهر روز اوّل خون ببيند و تا ظهر روز چهارم ادامه يابد، مدّت سه روزكامل شده است.

د- گاهى ممكن است كمترين مدّت قاعدگى، در شرايطى ويژه، يك يا دو روز هم باشد، مانند برخى حالات باردارى، چنانكه در روايت اسحاق بن عمّار از امام صادق‌عليه السلام آمده است‌كه: اگر زن باردار يك يا دو روز خون ببيند، در صورتى كه اوصاف خون حيض را داشته‌باشد، نماز را ترك كند.[2]و عليرغم اينكه به اين روايت عمل نشده، ولى مفاد آن موافق حقايق‌پزشكى است، و نيز از بعضى زنها هم نقل مى‌شود كه در دوران باردارى، خون قاعدگى را به مدّت كمتر از سه‌روز و به طور منظّم مى‌بينند، پس در چنين مواردى، اگر يقين حاصل شود كه خونِ ديده شده، خون قاعدگى است، نبايد احتياط ترك شود.

شرط چهارم- از ده روز بيشتر نشود

شرط چهارم اين است كه مدّت ديدن خون از ده روز تجاوز نكند.

فروع مسأله بشرح ذيل است:

الف- آنچه را زن در مدّت بيشتر از ده روز مى‌بيند، در ايّام بعداز دهم، حيض محسوب‌نمى‌شود هر چند مشخّصات حيض را هم داشته باشد.

ب- اگر صاحب عادت عدديه، بيش از ده روز خون ببيند (مثل اينكه عادت او پنج‌روز باشد امّا استثناءً پانزده روز خون ببيند) آن مقدار اضافه بر عادت (يعنى- دراين مثال- ده روز)

[1]دكتر كهن مى‌گويد: مدّت حيض معمولًا بين دو و شش روز است ولى پاكى كامل تنها در روز سوم حاصل مى‌شود و همين امر سبب‌شده كه مدّت حيض غالباً سه روز قرار داده شود و شايد به همين جهت است كه طبق روايات قبلى حدّاقلّ حيض در شريعت هم سه‌روز قرار داده شده است. (الزواج المثالى، ص 62

[2]وسائل الشيعه، ج 2، ص 553.


صفحه 108

استحاضه است امّا اگر كلًا ده روز يا كمتر از آن خون ببيند، بايد همه آن را (هر چندبيشتر از روزهاى عادتش باشد) حيض قرار دهد.

آنچه گفته شد در صورت شك است امّا اگر از راههاى ديگر يقين به تعداد روزهاى قاعدگى‌خود داشته باشد، مطابق همان يقين بايد عمل كند.

شرط پنجم- استمرار خون‌

شرط پنجم اين است كه خارج شدن خون به مدّت سه روز استمرار عرفى داشته باشد:

1- از آنجا كه خون حيض به طور مستمر جريان ندارد بلكه گاهى براى چند ساعت، توقّف‌پيدا مى‌كند، آن روزهايى كه زن هر چند بصورت پراكنده خون ديده، از قاعدگى او محسوب‌مى‌شود.

2- گاهى بعداز سه روز اوّل، براى يك روز بيرون آمدن خون قطع مى‌گردد[1]، سپس دوباره‌جريان مى‌يابد، دراين صورت چنانچه زن بداند كه خون بعدى ادامه خون قبلى است، حيض‌حساب مى‌شود.

3- گاهى هم ممكن است قاعدگى زن دچار اضطراب شود، بدينسان كه يك روز خون ببين (دمثلًا اوّل ماه) سپس پاك شود، پس از آن دو روز ديگر (مثلًا ششم وهفتم‌ماه) خون ببيند كه جمعاً سه روز يعنى كمترين مدّت حيض شود، او در روزهايى كه‌خون ديده حايض محسوب مى‌شود به شرطى كه اين روزها در ضمن همين ده روز يعنى از اوّل تادهم ماه باشد.

امّا در روزهايى كه پاك بوده اوْلى اين است كه غسل كند و نماز بگزارد.

امّا بعد از سپرى شدن ده روز، اگر دوباره خون ببيند بايد به وظايف استحاضه عمل كندزيرا اين خون را بعداز ده روز ديده است.

شرط ششم- كمترين فاصله بين دو حيض‌

شرط ششم اين است كه فاصله بين دو حيض، كمتر از ده روز نباشد:

1- كمترين روزهاى پاكى كه بين دو قاعدگى فاصله مى‌افتد ده روز است امّا بيشترين مدّت‌فاصله، حدّ معيّنى ندارد.

2- روزهايى كه در بين مدّت يك حيض فاصله مى‌افتد، و جريان خون در آن روزها قطع‌

[1]دكتر وان ديولين مى‌گويد: زن در روزهاى نخست، بيشترين مقدار خون را از دست مى‌دهد سپس به تدريج كم مى‌شود تا اينكه به‌خونابه تبديل مى‌شود و سپس به تدريج خشك مى‌گردد واتّفاق مى‌افتد كه بعداز سه روز، براى يك يا چند روز جريان خون‌قطع مى‌شود، سپس دوباره براى چند روز ديگر جريان مى‌يابد.


صفحه 109

مى‌شود، پاكى مستقلّ محسوب نمى‌شود هر چند حكم كنيم كه زن دراين روزها پاك است وبايد نماز بخواند.

شرط هفتم- مشخّصات خون قاعدگى‌

شرط هفتم اين است كه خون، مشخّصات و علايم خون حيض را داشته باشد:

1- چنانكه در حديث آمده است، خون حيض چيز مخفى و پوشيده‌اى نيست وچون‌حيض از شؤونات ويژه بانوان است، غالباً هر زنى، حيض خود را بدون نياز به هيچ علامت ونشانه‌اى مى‌فهمد.

2- ولى در حالات اشتباه و اضطراب، خون حيض را غالباً با اوصاف ويژه آن كه در سنّت‌شريف بيان شده است، مى‌توان شناخت.

اوصاف خون حيض عبارتنداز:

الف- خون حيض غالباً رنگ سرخ تند دارد و گاهى هم سياه است.

ب- بيشتر اوقات غليظ است.

ج- با گرمى خارج مى‌شود.

د- غالباً همراه با سوزش است.

ه- غالباً با قوّت و فشار بيرون مى‌آيد.

اقسام عادتهاى ماهيانه‌

زنها از جهت عادت ماهيانه بر دو قسم هستند:

اوّل- كسانى كه عادت معيّنى دارند.[1]

دوّم- كسانى كه عادت معيّنى ندارند.

امّا قسم اوّل يعنى آنان كه داراى عادت هستند بر سه قسم مى‌باشند:

1- كسانى كه عادت وقتيه و عدديه دارند.

2- كسانى كه عادت عدديه دارند.

3- كسانى كه عادت وقتيه دارند.

[1]براساس پزشكى جديد، عادت ماهانه غالباً طبق حسابهاى قمرى نظم پيدا مى‌كند. دكتر كهن مى‌گويد: بدن زن در هر ماه قمرى يك‌تخمك پديد مى‌آورد كه با دقّت تمام مسير خود را طى مى‌كند. زن بالغ در هر 28 روز يك تخمك مى‌گذارد كه مقدارى معيّن ازخون نيز همراه آن است و همين وظيفه بنام حيض يا عادت ماهانه شناخته مى‌شود. پس حيات جنسى زن در هر ماه قمرى داراى‌چهار مرحله است و هر مرحله يك هفته را در برمى‌گيرد. حياتنا الجنسيه، ص 58


صفحه 110

امّا قسم دوّم يعنى آنان كه عادت معيّنى ندارند نيز بر سه قسم مى‌باشند:

1- مبتدئه. 2- مضطربه. 3- ناسيه.

هريك از اين اقسام ششگانه، احكام خاصّى دارند. تعريف هر كدام و احكام و فروع‌مسائل هر قسم را به ترتيب ذكر مى‌كنيم.

زنانى كه عادت معيّنى دارند

كسانى كه عادت معيّنى دارند به سه دسته تقسيم مى‌شوند:

الف- كسى كه عادت وقتيّه دارد:

زنى است كه حدّاقلّ دوماه پشت‌سرهم در وقت معيّن خون حيض ببيند مثلًا در دوماه‌قمرى پشت‌سرهم در روز پنجم هر ماه خون ديده باشد كه بدين ترتيب داراى عادت وقتيّه‌مى‌شود.

اين زن اگر عادت او منظّم شود، طبق عادت خود عمل مى‌كند امّا اگر قبل‌از ايّام عادت خودخون ببيند و تا ايّام عادت ادامه يابد و مجموع آن از ده روز كمتر باشد، چنانچه خون در همه‌مدّت با يك صفت بوده و ادامه حيض او تا همه اين مدّت احتمال برود، مجموع آن ايّام حيض‌حساب مى‌شود.

ب- كسى كه عادت عدديّه دارد:

زنى است كه شماره روزهاى قاعدگى او در دوبار پشت‌سرهم به يك اندازه باشد ولى تاريخ‌ديدن آن دوخون يكى نباشد مثلًا در دوبار پشت‌سرهم، هفت روز خون ديده است ولى در باراوّل از اوّل ماه و بار دوّم از وسط يا آخر ماه.

دارنده عادت عدديّه، چنانچه به تعداد روزهاى عادت خود خون ببيند، طبق عادت خودعمل مى‌كند ولى اگر بيشتر از روزهاى عادت خود خون ببيند و از ده روز تجاوز نكند، مجموع‌آن روزها نيز حيض محسوب مى‌شود.

دارنده عادت عدديّه اگر خونى ببيند كه مشخّصات حيض را نداشته باشد، در صورتيكه‌علامت ديگرى بر حيض بودن داشته باشد مثل تغيير حالات روحى و جسمى او و احتمال‌نداشتن منبع ديگر براى خون- مانند دمل، يا زخم و يا استحاضه- بايد آن را حيض حساب‌كند.

امّا اگر همه نشانه‌ها منتفى باشد و احتمال برود كه به خاطر بيمارى مزاجى استحاضه‌باشديا از جهت زخم و مانند آن، خونريزى كرده باشد، اقرب اين است كه او همچنان پاك‌مى‌باشد.


صفحه 111

ج- كسى كه عادت وقتيّه و عدديّه دارد:

زنى است كه دوماه پشت‌سرهم در تاريخ معيّن حيض ببيند و شماره روزهاى حيض او هم‌در هر ماه يك اندازه باشد مثل اينكه دوماه پشت‌سرهم از پنجم تا يازدهم ماه خون ببيند.

مسائل مربوط به اين قسم از زنان بشرح ذيل است:

1- اگر دارنده عادت وقتيّه و عدديّه، در وقت عادت خود خون ببيند ولى به اندازه شماره‌روزهاى عادتش نباشد بلكه يا بيشتر يا كمتر از آن باشد و بعداز قطع شدن خون، دوباره در غيروقت عادت خود، به تعداد روزهاى عادت خود خون ببيند، چنانچه خون اوّل با مشخّصات‌حيض بوده و پاكى واقع بين هر دو، ده روز يا بيشتر بوده باشد، هر دوى آنها حيض است. امّااگر مدّت پاكى ده روز نباشد بلكه كمتر از آن باشد، عادت وقتيّه بر غير آن مقدّم داشته مى‌شودمگر اينكه از راه نشانه‌هاى ديگر به خلاف آن يقين پيدا كند يعنى خون اوّل كه در وقت عادت‌بوده حيض حساب مى‌شود نه خون دوّم مگر اينكه بر خلاف آن يقين حاصل شود.

2- اگر دارنده عادت وقتيّه و عدديه، به اندازه شماره روزهاى عادتش خون ببيند ولى دروقت عادتش نباشد، چه قبل‌از آن باشد يا بعداز آن، و در وقت عادتش و به اندازه روزهاى‌عادتش هم خون ببيند بايد روزهاى عادت وقتيه وعدديه خود را حيض قرار دهد و آن خون‌ديگر را استحاضه، مگر اينكه از علايم ديگر بفهمد كه عادتش تغيير يافته است مثل اينكه‌خون در روزهاى عادت، مشخّصات حيض را نداشته باشد ولى خون ديگر واجد آن مشخّصات‌باشد وحالت عمومى او هم در ايّام عادت، طبيعى باشد ولى در ايام ديگر، حالات حائض راپيدا كندويا نشانه‌هاى ديگرى كه دلالت كند عادت او تغيير يافته است، دراين صورت طبق همين‌نشانه‌ها بايد عمل كند و خون روزهاى عادت قبلى خود را استحاضه قرار دهد.

در يك كلام اينكه: عادت هميشه يك نشانه شاخص براى متمايز نمودن خون حيض ازديگر خونهاست، ولى گاهى هم نمى‌تواند در مقابل ساير نشانه‌ها اگر همگى برخلاف آن‌باشد، مقاومت كند.

3- در صورت تعارض وقت و عدد نزد دارنده عادت وقتيه و عدديه، وقت مقدّم است. مثل‌اينكه در وقت عادتش، كمتر يا بيشتر از شماره روزهاى عادتش خون ببيند، سپس در غيروقت عادتش بازهم خون ببيند ولى به اندازه شماره روزهاى عادت باشد، وقت مقدّم شمرده‌مى‌شود و او بايد خونى را كه در وقت عادت خود ديده، حيض قرار دهد.

چند مسأله:

1- دارنده عادت وقتيّه چه عادت عدديّه هم داشته باشد يا نه، به صرف ديدن خون دروقت عادت بايد عبادت را ترك كند و اگر به فاصله يك يا دو روز قبل يا بعداز تاريخ عادت،


صفحه 112

خون ببيند، معمولًا از عادت حساب مى‌شود مخصوصاً در صورتيكه مشخّصات خون و حالات‌زن نشان دهد كه اين عادت ماهيانه اوست كه جلو يا عقب افتاده است. همچنين گاهى قبل‌ازبيرون آمدن خون زياد، مايع زرد رنگى ديده مى‌شود كه آن هم از حيض است. زن نبايدضرورت اهمّيت دادن به ساير نشانه‌هاىِ دالّ بر حيض را ناديده بگيرد.

زن هر زمان عقيده پيدا كند كه وارد عادت ماهيانه خود شده، به صرف ديدن خون بايدنماز را ترك كند، ولى اگر به اعتقاد اينكه در حيض است، عبادات را ترك كند، سپس روشن‌شود كه اشتباه كرده است، واجب است قضاى عبادات ترك شده را بجا آورد و گناهى بر اونيست.

امّا كسى كه تنها عادت عدديّه دارد، عبادت را تنها وقتى با ديدن خون ترك مى‌كند كه‌مشخّصات خون حيض را داشته باشد.

2- چون خون حيض با ماههاى قمرى ارتباط دارد، وقت و شماره روزها (كه‌معمولًا عادت ناميده مى‌شود) علامت بسيار روشن براى حيض محسوب مى‌شود و اين‌علامت بر ساير علامتها مقدّم است.

ولى وقتى كه حالت زن اضطراب پيدا كند و عادتش را از دست بدهد، بايد به ساير نشانه‌هارجوع كند مثل مشخّصات خون و حالات روانى و جسمى ديگر كه غالباً همراه با حيض پيش‌مى‌آيد. براساس اين قاعده، حالات و صور گوناگون كسى را كه عادتش به هم خورده ذكرمى‌كنيم:

آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

ّل- اگر در طول ده روز، گاهى خون جارى شود و گاهى قطع گردد، چنانكه قبلًا نيز گفته‌شد، با ديدن خون در حال حيض است و بدون آن پاك است.

دوّم- اگر در روزهاى عادت و بعداز آن خون ببيند و از ده روز هم تجاوز كند، تنها ايّام‌عادت را حيض قرار دهد و بعداز آن پاك است، و همچنين اگر يك يا دو روز قبل يا بعدازعادت خون ببيند و مجموع آن از ده روز تجاوز نكند، همه آن روزها حيض حساب مى‌شودزيرا عادت گاهى جلو و گاهى عقب مى‌افتد.

سوم- اگر در غير روزهاى عادت خون ببيند و از ده روز هم تجاوز كند، آن خونى را كه‌مشخّصات حيض دارد، حيض و آن خونى را كه آن مشخّصات را ندارد استحاضه قرار دهد و اومى‌تواند طبق نشانه‌هاى مخصوص خود از قبيل وضعيّت و حالتش در ايام حيض، و يا طبق نظركارشناسان و متخصّصان، عمل كند.

چهارم- اگر در غير روزهاى عادت و در دو مدّت مختلف با فاصله افتادن پاكى، خون‌ببيند پس اگر براى هر دو خون هيچ نشانه مشخّص كننده‌اى نيابد، مى‌تواند هر كدام را كه‌بخواهد حيض و ديگرى را استحاضه قرار دهد، واوْلى اين است كه اوّلى را حيض قرار دهد.

البتّه همه اين حرفها در صورتى است كه بين هر دو خون ده روز فاصله نباشد وگرنه هر دو


صفحه 113

حيض محسوب مى‌شود.

3- از آنچه گذشت فهميديم خونى كه يك يا دو روز قبل‌از وقت عادت ديده شود ومشخّصات حيض را نداشته باشد ولى بعد داراى آن مشخّصات شود، از حيض حساب مى‌شوددر صورتيكه متّصل به حيض باشد و مجموع روزها هم از ده روز تجاوز نكند.

4- ملاك و معيار در عادت وقتيّه يا عدديّه، روزهاى ديدن خون است و نه ساعتها. مثلًازنى كه هر ماه در روز هفتم خون مى‌بيند، اگر يكبار صبح و بار ديگر در ساعات ديگر يا درآخر روز خون ببيند، به عادت او ضررى نمى‌رساند و او صاحب عادت محسوب مى‌شود، وهمچنين است نسبت به دارنده عادت عدديه زيرا اندازه حيض به ساعت حساب نمى‌شود بلكه‌با روز حساب مى‌گردد. پس روزى را كه خون ديده يك روز حساب مى‌شود چه در صبح آن‌ديده باشد يا ظهريا شب.

5- زنى كه به صورت مستمرّ خون مى‌بيند ولى در دوماه پشت‌سرهم در روزهاى معيّن‌با مشخّصات حيض بوده است، مثل اينكه از اوّل تا پنجم ماه با مشخّصات حيض ولى درروزهاى بعداز آن با مشخّصات استحاضه خون ديده است، عادت او همان روزهايى است كه بامشخّصات حيض ديده است يعنى در مثال يادشده، عادت او از روز اوّل تا پنجم ماه مى‌باشد.

6- زنى كه عادت دارد مثلًا سه روز پياپى خون مى‌بيند، سپس براى سه روز قطع مى‌شود، سپس دوباره سه روز ديگر خون مى‌بيند، اگر اين ترتيب و حالت ادامه پيدا كند، عادت اوهمين خواهد بود، در روزهاى خون، حائض و در غير آن پاك است (يعنى در سه روزاوّل حيض و در سه روز دوّم پاك و در سه روز سوّم بازهم حيض مى‌باشد).

7- اگر زن دو بار پشت‌سرهم بر خلاف عادت خود خون ببيند، عادت او چه وقتيّه باشد يإ؛ ژژظظعدديّه بهم مى‌خورد، پس اگر دوبار پشت‌سرهم برخلاف عادت قبلى خود و به يك صورت‌خون ببيند چه از جهت وقت، يا عدد و يا هر دو، صاحب عادت جديد مى‌شود و اگر اصلًا به‌يك صورت خون نبيند، او مانند مضطربه خواهد بود كه عادت معيّنى ندارد.

8- اگر وقت يا شماره روزها فقط يكبار تغيير پيدا كند، عادت به هم نمى‌خورد.

زنانى كه عادت معيّنى ندارند

كسانى كه عادت معيّنى ندارند، بر سه گونه مى‌باشند:

الف- مبتدئه و او زنى است كه براى اوّلين بار خون مى‌بيند.

ب- مضطربه واو زنى است كه چندين ماه حيض ديده ولى هنوز عادت منظّمى پيدا نكرده‌است.

ج- ناسيه و او كسى است كه قبلًا عادت معيّنى داشته ولى آن را فراموش كرده، مانند زنى كه‌


صفحه 114

به جهت توقّف عادت ماهيانه براى مدّت دراز به سبب باردارى و شير دادن يا بيمارى، عادت‌خود را فراموش كرده است.

احكام اين دسته‌ها را ذيلًا بيان مى‌كنيم:

1- مبتدئه و مضطربه و ناسيه به صرف ديدن خون در صورتيكه مشخّصات خون حيض راداشته باشد، بايد عبادت را ترك كرده و به احكام حائض عمل نمايند.

2- امّا اگر مشخّصات حيض را نداشته باشد و نشانه ديگرى نيز باشد كه دلالت كند بر اينكه‌خون حيض نيست مثل اينكه بيمار باشد يا زخم داشته باشد، حكم به حيض بودن نمى‌شود.

3- ولى اگر سالم باشد و خون ببيند، اقرب اين است كه خون حيض است زيرا خون حيض، خون صحّت و سلامتى زن است.

4- زنان مبتدئه و مضطربه و ناسيه اگر دوبار پشت‌سرهم به يك صورت از نظر وقت، يا شماره روزها و يا هر دو خون ببيند، صاحب عادت خواهند شد يعنى از حالت مبتدئه يامضطربه يا ناسيه بودن بيرون شده و عادت معيّن (از نظر وقت يا عدد يا هر دو) پيدا خواهند كرد.

احكام شك در حيض‌

شك در خونى كه زن مى‌بيند، خالى از حالات ذيل نيست:

1- اگر نداند كه چيزى از رحم خارج شده است يا نه، بنا را براين بگذارد كه چيزى خارج‌نشده است و بر او تفحّص و بررسى واجب نيست.

2- اگر بداند كه چيزى از رحمش خارج شده ولى نداند كه خون است يا ماده روان ديگر، لازم است بررسى كند تا مطمئن شود كه خون است يا چيز ديگر، و در صورتى كه ثابت شودخون است بايد به مشخّصات و نشانه‌ها رجوع كند، تا بداند كه خون حيض است يا چيزديگر.

3- اگر بداند كه آنچه خارج شده خون است ولى نداند كه از كدام قسم خونها است، دراين‌جا چند صورت وجود دارد:

الف- اگر نداند كه خون حيض است يا بكارت، بايد خود را بدين صورت وارسى كند: مقدارى پنبه در محل قرار دهد و كمى صبر كند، سپس به آرامى آن را بيرون آورد پس اگراطراف آن به خون آلوده باشد، خون بكارت است و اگر خون در پنبه فرورفته باشد، حيض‌مى‌باشد. اين وارسى‌به عنوان اينكه راه كشف حكم است واجب مى‌باشد و اگر راه علمى ديگرى مانند مراجعه‌به پزشك يا شناسائى خون از طريق مشخّصات آن وجود داشته باشد، مى‌تواند طبق آن عمل‌كند، و اگر هر نوع راه بررسى ناممكن باشد يا از طريق آن نتوان نوع خون را تشخيص داد، خون ديده‌شده از عادت محسوب نمى‌شود.