بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 113

حيض محسوب مى‌شود.

3- از آنچه گذشت فهميديم خونى كه يك يا دو روز قبل‌از وقت عادت ديده شود ومشخّصات حيض را نداشته باشد ولى بعد داراى آن مشخّصات شود، از حيض حساب مى‌شوددر صورتيكه متّصل به حيض باشد و مجموع روزها هم از ده روز تجاوز نكند.

4- ملاك و معيار در عادت وقتيّه يا عدديّه، روزهاى ديدن خون است و نه ساعتها. مثلًازنى كه هر ماه در روز هفتم خون مى‌بيند، اگر يكبار صبح و بار ديگر در ساعات ديگر يا درآخر روز خون ببيند، به عادت او ضررى نمى‌رساند و او صاحب عادت محسوب مى‌شود، وهمچنين است نسبت به دارنده عادت عدديه زيرا اندازه حيض به ساعت حساب نمى‌شود بلكه‌با روز حساب مى‌گردد. پس روزى را كه خون ديده يك روز حساب مى‌شود چه در صبح آن‌ديده باشد يا ظهريا شب.

5- زنى كه به صورت مستمرّ خون مى‌بيند ولى در دوماه پشت‌سرهم در روزهاى معيّن‌با مشخّصات حيض بوده است، مثل اينكه از اوّل تا پنجم ماه با مشخّصات حيض ولى درروزهاى بعداز آن با مشخّصات استحاضه خون ديده است، عادت او همان روزهايى است كه بامشخّصات حيض ديده است يعنى در مثال يادشده، عادت او از روز اوّل تا پنجم ماه مى‌باشد.

6- زنى كه عادت دارد مثلًا سه روز پياپى خون مى‌بيند، سپس براى سه روز قطع مى‌شود، سپس دوباره سه روز ديگر خون مى‌بيند، اگر اين ترتيب و حالت ادامه پيدا كند، عادت اوهمين خواهد بود، در روزهاى خون، حائض و در غير آن پاك است (يعنى در سه روزاوّل حيض و در سه روز دوّم پاك و در سه روز سوّم بازهم حيض مى‌باشد).

7- اگر زن دو بار پشت‌سرهم بر خلاف عادت خود خون ببيند، عادت او چه وقتيّه باشد يإ؛ ژژظظعدديّه بهم مى‌خورد، پس اگر دوبار پشت‌سرهم برخلاف عادت قبلى خود و به يك صورت‌خون ببيند چه از جهت وقت، يا عدد و يا هر دو، صاحب عادت جديد مى‌شود و اگر اصلًا به‌يك صورت خون نبيند، او مانند مضطربه خواهد بود كه عادت معيّنى ندارد.

8- اگر وقت يا شماره روزها فقط يكبار تغيير پيدا كند، عادت به هم نمى‌خورد.

زنانى كه عادت معيّنى ندارند

كسانى كه عادت معيّنى ندارند، بر سه گونه مى‌باشند:

الف- مبتدئه و او زنى است كه براى اوّلين بار خون مى‌بيند.

ب- مضطربه واو زنى است كه چندين ماه حيض ديده ولى هنوز عادت منظّمى پيدا نكرده‌است.

ج- ناسيه و او كسى است كه قبلًا عادت معيّنى داشته ولى آن را فراموش كرده، مانند زنى كه‌


صفحه 114

به جهت توقّف عادت ماهيانه براى مدّت دراز به سبب باردارى و شير دادن يا بيمارى، عادت‌خود را فراموش كرده است.

احكام اين دسته‌ها را ذيلًا بيان مى‌كنيم:

1- مبتدئه و مضطربه و ناسيه به صرف ديدن خون در صورتيكه مشخّصات خون حيض راداشته باشد، بايد عبادت را ترك كرده و به احكام حائض عمل نمايند.

2- امّا اگر مشخّصات حيض را نداشته باشد و نشانه ديگرى نيز باشد كه دلالت كند بر اينكه‌خون حيض نيست مثل اينكه بيمار باشد يا زخم داشته باشد، حكم به حيض بودن نمى‌شود.

3- ولى اگر سالم باشد و خون ببيند، اقرب اين است كه خون حيض است زيرا خون حيض، خون صحّت و سلامتى زن است.

4- زنان مبتدئه و مضطربه و ناسيه اگر دوبار پشت‌سرهم به يك صورت از نظر وقت، يا شماره روزها و يا هر دو خون ببيند، صاحب عادت خواهند شد يعنى از حالت مبتدئه يامضطربه يا ناسيه بودن بيرون شده و عادت معيّن (از نظر وقت يا عدد يا هر دو) پيدا خواهند كرد.

احكام شك در حيض‌

شك در خونى كه زن مى‌بيند، خالى از حالات ذيل نيست:

1- اگر نداند كه چيزى از رحم خارج شده است يا نه، بنا را براين بگذارد كه چيزى خارج‌نشده است و بر او تفحّص و بررسى واجب نيست.

2- اگر بداند كه چيزى از رحمش خارج شده ولى نداند كه خون است يا ماده روان ديگر، لازم است بررسى كند تا مطمئن شود كه خون است يا چيز ديگر، و در صورتى كه ثابت شودخون است بايد به مشخّصات و نشانه‌ها رجوع كند، تا بداند كه خون حيض است يا چيزديگر.

3- اگر بداند كه آنچه خارج شده خون است ولى نداند كه از كدام قسم خونها است، دراين‌جا چند صورت وجود دارد:

الف- اگر نداند كه خون حيض است يا بكارت، بايد خود را بدين صورت وارسى كند: مقدارى پنبه در محل قرار دهد و كمى صبر كند، سپس به آرامى آن را بيرون آورد پس اگراطراف آن به خون آلوده باشد، خون بكارت است و اگر خون در پنبه فرورفته باشد، حيض‌مى‌باشد. اين وارسى‌به عنوان اينكه راه كشف حكم است واجب مى‌باشد و اگر راه علمى ديگرى مانند مراجعه‌به پزشك يا شناسائى خون از طريق مشخّصات آن وجود داشته باشد، مى‌تواند طبق آن عمل‌كند، و اگر هر نوع راه بررسى ناممكن باشد يا از طريق آن نتوان نوع خون را تشخيص داد، خون ديده‌شده از عادت محسوب نمى‌شود.


صفحه 115

ب- اگر نداند كه خون حيض است يا زخم، بايد به نشانه‌هايى كه نشان مى‌دهد او حائض‌است يا نه مراجعه نمايد، و اگر نشانه‌اى بر حيض بودن نيابد، حكم به پاكى او مى‌شود زيرااصل پاكى است.

ج- اگر نداند كه خون حيض است يا استحاضه، فروعى دارد كه بيان مى‌شود:

اوّل- اگر زن، عادت وقتيّه و عدديّه داشته باشد و به طور مثال هميشه در هرماه از اوّل تاپنجم آن خون مى‌بيند، چنانچه خونريزى او از ده روز تجاوز كند، آن مقدار اضافه از عادت‌هميشگى او، استحاضه است ولى اگر از ده روز بيشتر نباشد بلكه مثلًا هفت روز خون ببيند، همه اين روزها براى او حيض محسوب مى‌شود.

دوّم- امّا كسى كه عادت وقتيّه دارد، اگر از ده روز بيشتر خون ببيند، اقرب اين است كه‌مازاد ده روز، استحاضه است.

سوم- امّا كسى كه عادت عدديّه دارد، از جهت عدد روزها بايد به عادت خود مراجعه‌كند، امّا از جهت وقت و زمان بايد به مشخّصات و نشانه‌ها و قرائن رجوع كند و آن زمانى رإ؛ س‌س‌ظظكه از نظر او نزديكتر به حيض است، حيض حساب كند.

البتّه اين در صورتى است كه او اطمينان داشته باشد كه حيض او همان ايام عادتش مى‌باشدولى اگر بر خلاف آن اطمينان حاصل كند و از مشخّصات و ساير حالات بفهمد كه روزهاى‌ديگر، حيض اوست نه ايّام عادت، بايد بر طبق مشخّصات عمل كند (يعنى هر خونى راكه مشخّصات حيض داشته باشد حيض قرار دهد چه در ايّام عادت باشد يا بعداز آن) زيرا چنانكه قبلًا گذشت حيض يك حالت زنانه است و عادت و غيره فقط نشانه است و بر زن‌است كه از طريق اين نشانه‌ها، حقيقت را بيابد، سپس به وظيفه خود عمل كند و اگر از طريق‌نشانه‌ها ومشخّصات نتوانست حقيقت را بدست بياورد، مخيّراست هر خونى را كه بخواهدبراى خود حيض قرار دهد.

4- مبتدئه و مضطربه‌اى كه هنوز عادت منظّمى پيدا نكرده است، بايد آنچه را مشخّصات‌حيض دارد، حيض و آنچه را مشخّصات استحاضه دارد، استحاضه قرار دهد بشرطى كه آنچه‌مشخّصات حيض دارد از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد به گونه‌اى كه زن به اين‌تشخيص اطمينان نكند، مگر اينكه مشخّصات ونشانه‌هاى خون طورى باشد كه او را عرفاًمطمئن گرداند كه او در حالت حيض است و دراين صورت عمل به مشخّصات و نشانه‌هاكفايت مى‌كند هر چند آن دو شرط هم موجود نباشد و اللَّه العالم.

5- اگر خونى كه مشخّصات حيض دارد با خون ديگرى كه آن هم همان مشخّصات را داردتعارض پيدا كند مثل اينكه زن پنج روز با مشخّصات حيض خون ببيند، سپس پنج روز ديگربا مشخّصات استحاضه خون ببيند، سپس پنج روز ديگر با مشخّصات حيض ببيند يا اينكه‌


صفحه 116

همه خون در همه اين روزها با يك صفت باشد، دراين صورت بايد در تعيين شماره روزهاى‌حيض به عادت خويشاوندان خود مراجعه كند بشرطى كه نزديكان و خويشاوندان او در شماره‌روزهاى حيض متّفق باشند يعنى عادت آنان يك اندازه باشد، يا اگر مخالفى هم در ميان آنهاباشد، اندك و نادر باشد.

6- در صورت رجوع به عادت خويشاوندان، آيا لازم است كه شهر محل سكونت آنان يكى‌باشد؟ جواب اين است كه گاهى يكى بودن شهر محل سكونت تأثير ندارد، مثل اينكه بخواهدبه عادت تنها عمّه‌اش مراجعه كند كه در يك شهر بسيار دور سكونت دارد، و گاهى هم مؤثّراست مثل اينكه عمّه‌اش از مادر ديگر غير از مادر پدرش باشد و در شهرهاى مختلف سكونت‌داشته باشند و آب و هواى آنها هم متفاوت باشد، شايد اختلاف شهرها دراين حالت مؤثّرباشد. به هر حال ملاك در آن ميزان اطمينان عرفى است كه از همگونى با خويشاوندان حاصل‌مى‌شود. به طور كلّى زن مضطربه و مبتدئه‌اى كه خون او نشانه‌هاى مشخّص كننده‌اى ندارد، مى‌تواند به برخى نشانه‌هاى ديگر همانند خويشاوندان و هم سنّ وسالان خود مراجعه كندچون سنّ و محيط زندگى در مقدار خون اثر دارد. پس اگر اين نشانه‌ها به مرحله اطمينان‌رسيد، طبق همان اطمينان عمل كند و گرنه بايد به روشى عمل كند كه در مسأله بعدى گفته‌مى‌شود.

7- در صورتيكه خويشاوندان هم در شماره روزهاى حيض، اختلاف داشته باشند، اومخيّر است بين اينكه براى خود سه روز را در يكماه و ده روز را در ماه ديگر حيض و باقى‌روزها را استحاضه قرار دهد، يا اينكه در هر ماه شش يا هفت روز را حيض قرار دهد و احوطهفت روز است و باقى روزها را استحاضه بداند.

8- مراد از خويشاوندان و نزديكان، اعمّ از ابوينى يا پدرى تنها يا مادرى تنها است و زنده‌بودن آنها هم شرط نيست.

9- اگر بعداز عمل كردن به روش‌هاى يادشده براى زن روشن گردد كه زمان حيض او غير اززمانى بوده‌است كه او قبلًا انتخاب كرده است، واجب است احتياطاً نمازهاى فوت شده را قضاكند وهمچنين‌است اگر روشن شود كه آنچه را انتخاب كرده از زمان حيض‌او، كمتر يا زيادتربوده است.

10- در مشخّصات خون حيض، رنگ سياه و سرخ فرق ندارد مثلًا اگر سه روز به رنگ‌سياه‌و سه روز ديگر به رنگ سرخ ببيند، سپس به مشخّصات استحاضه ببيند، شش‌روز را براى‌خود حيض حساب كند.

احكام زن در روزهاى قاعدگى‌

براى زن در روزهاى عادت ماهيانه احكام ويژه‌اى است كه در سطور ذيل به آنها اشاره‌مى‌شود:


صفحه 117

اوّل- همه عباداتى كه مشروط به طهارت است مانند: نماز، روزه، طواف واعتكاف، براو حرام است.

فروع مسأله:

1- اگر زن در هنگام نماز و حتّى قبل‌از سلام دادن، خون قاعدگى ببيند، نماز او باطل‌مى‌شود.

2- روزه نيز همچنين است، پس اگر زن بعداز داخل شدن فجر هر چند به يك لحظه، خون ببيند، آن روز را نبايد روزه بگيرد و اگر قبل‌از مغرب حتّى به يك لحظه نيز خون ببيند، روزه او باطل مى‌شود.

3- زن قضاى نمازهاى يوميّه‌اى را كه در حال قاعدگى از او فوت شده بجا نمى‌آورد ولى‌واجب است روزه‌هاى واجب فوت شده در اين حال را قضا كند.

4- اگر وقت نماز داخل شود و زن از طريق نشانه‌هاى ويژه زنانه بداند كه اگر نماز را به‌تأخير اندازد وارد عادت ماهيانه خواهد شد، واجب است فوراً نماز را بجا آورد، و اگر دراين‌حالت سستى كند و نماز نخواند تا اينكه عادت او آغاز شود، قضاى آن نماز بر او واجب است.

5- زنى كه در حال قاعدگى است اگر در آخر وقت نماز پاك شود و وقت، براى غسل و تهيه‌مقدّمات نماز و بجا آوردن حدّاقل يك ركعت نماز كفايت كند، واجب است فوراً مبادرت‌به انجام نماز نمايد واگر سستى كند تا اينكه وقت نماز سپرى شود، واجب‌است آن‌نماز را قضاكند.

6- اگر زن، پس از پاك شدن از قاعدگى، شك كند كه آيا وقت براى نماز دارد يا نه، واجب است نماز را بجا آورد.

7- بجا آوردن سجده شكر براى زنى كه در حال قاعدگى است جايز است و اگر به آيه سجده‌واجب گوش دهد، سجده بر او واجب مى‌گردد.

8- براى زن، در حال قاعدگى مستحب است كه در اوقات نماز خود را از خون پاكيزه كندونوار بهداشتى را عوض نمايد سپس وضو بگيرد و در جايگاه نمازش روبه قبله بنشيند و به‌اندازه وقت نماز، مشغول دعا و ذكر خدا شود.

دوّم- بر زن، در حال قاعدگى دست زدن به نوشته قرآن كريم و نامها و صفات خداوند- اگراز آن صفتها خداوند، اراده شده باشد- و بنابر احوط دست زدن به نامهاى پيامبران وامامان‌عليهم السلام حرام مى‌باشد.

سوّم- قرائت‌آيات سجده‌واجب وبلكه بنابراحوط قرائت سوره‌هاى سجده نيز براو حرام‌است.

چهارم- براو نيز حرام‌است توقّف ودرنگ‌در مساجد، وهمچنين گذاشتن چيزى درمساجد، امّا عبور كردن از مسجد بگونه‌اى كه از دربى داخل شده و از درب ديگر خارج شوداشكال ندارد، مگر مسجدالحرام و مسجد نبوى شريف كه حتّى عبور كردن او نيز از اين دو


صفحه 118

مسجد جايز نيست.

پنجم- بر زن، در حال قاعدگى و شوهر او جماع كردن در فرج حرام است اگرچه دخول‌به‌مقدار ختنه‌گاه انجام شود و منى هم بيرون نيايد بلكه بنابر احوط داخل كردن مقدار كمتر ازختنه‌گاه نيز حرام است، امّا ساير لذّت‌جوئيها مثل بوسه زدن و همخوابى و ساير ملاعبات‌جايز است.

بعضى از جزئيات اين مسأله بقرار ذيل است:

1- در حرمت جماع با زن در حال قاعدگى بين همسر دائمى و موقّت و آزاد و كنيز ونامحرم فرقى وجود ندارد.

2- اگر با زن حائض جماع كند مستحب است كفّاره بدهد و برخى گفتنه‌اند: كفّاره واجب‌است و اين قول موافق احتياط است.

3- كفاره جماع با حائض در اوّل حيض يك دينار[1]و در وسط آن نيم دينار و در آخر آن‌يك‌چهارم دينار است. اين كفّاره به افراد مسكين داده مى‌شود.

منظور از اوّل حيض، يك سوم اوّل آن و مراد از وسط يك سوم دوّم و مراد از آخر، يك‌سوم آخر آن مى‌باشد.

4- بعداز آنكه زن از حيض پاك شد، شوهرش مى‌تواند قبل‌از غسل با او نزديكى كند ولى‌احتياط شديد دراين است كه زن قبل‌از نزديكى فرج خود را بشويد واحتياط مستحبّ آن است‌كه از نزديكى با زن قبل‌از غسل حيض، اجتناب شود.

ششم- طلاق دادن زن يا ظهار آن در حال قاعدگى باطل مى‌باشد در صورتيكه شوهرش به‌او، دخول كرده باشد هر چند بنابر احتياط در دُبُر (عقب) دخول كرده باشد وشوهر هم حاضر يا در حكم حاضر باشد و زن باردار نباشد. امّا اگر به او دخول نكرده باشد ياشوهر غائب يا در حكم غائب (مثل كسى كه نمى‌تواند از حال همسرش با خبرشود) باشد يا زن باردار باشد، طلاق صحيح‌مى‌باشد.

هفتم- بر زن واجب است بعداز قطع شدن خون حيض براى اعمال واجبى كه نياز به‌طهارت دارد مانند نماز، طواف و روزه، غسل كند:

1- غسل حيض كاملًا مانند غسل جنابت است كه در فصل جنابت گذشت.

2- غسل حيض با غسل جنابت تداخل پيدا مى‌كند، يعنى اگر زن از حيض پاك شود وجنب هم باشد، يك غسل براى هر دو كفايت مى‌كند.

[1]دينار شرعى معادل 18 نخود (يعنى 34 مثقال امروزى) يا 3/ 46 گرم طلاست.


صفحه 119

3- وجوب غسل پس از پايان قاعدگى بدين معنى نيست كه او در طول مدّت قاعدگى نجس‌است، بلكه بدن او اگر آلوده به خون يا نجاست ديگر نباشد، پاك است و همچنين عرق او پاك‌است و او مى‌تواند زندگى عادى و طبيعى خود را مانند روزهايى كه پاك مى‌باشد، ادامه بدهد.

هشتم- اگر زن خبر دهد كه او در حال قاعدگى است، سخن او پذيرفته مى‌شود همچنين‌اگر بگويد كه پاك است، مگر اينكه ادّعاى او بر خلاف معمول و متعارف باشد كه دراين‌صورت بايد درباره وضعيّت و ادّعاى او بررسى شود.

دوّم- استحاضه‌

حقيقت استحاضه چيست؟

اوّل- استحاضه از نظر لغوى به معناى استمرار خون حيض است. در كتاب المغرب‌مطرزى آمده است: زن استحاضه شد، بدين معنى است كه خون او استمرار يافت.[1]در المعجم‌الوسيط آمده است: زن استحاضه شد يعنى: خون زن بعداز ايّام حيض معمولى او استمرار پيداكرد.[2]

دوّم- از رواياتى كه احكام استحاضه را بيان كرده نيز همين معنى استفاده مى‌شود زيرادراين روايات هم غالباً اشاره به زنى است كه بعداز روزهاى عادتش، جريان خون ادامه يافته‌است.

از آنچه گفته شد بدست مى‌آوريم كه اصل واژه استحاضه به معناى استمرار خون حيض‌است ولى گاهى اين كلمه براى معناى ديگرى نيز به كار برده مى‌شود.

سوم- امّا در علم پزشكى چنين بيان شده كه استحاضه يك حالت غير طبيعى است و لذاپزشكان در جستجوى عوامل و اسباب آن مى‌باشند، برخلاف خون حيض كه يك حالت‌طبيعى در زن مى‌باشد.

خونريزى گاهى ناشى از بيماريهاى رحم است (كه استحاضه ناميده مى‌شود) وگاهى هم منشأ ديگرى دارد مانند زخم (مخصوصاً پس از زايمان) و پاره شدن‌بكارت و اين خون، چنانكه از سخنان آنان فهميده مى‌شود، از نظر پزشكى خون استحاضه‌نيست.

امّا عوامل خونريزى رحم كه منشأ آن وجود اختلالات در خود رحم است، متعدّد و زياداست كه دكتر محمّد رفعت در كتاب خود بنام «المرأة» بيان كرده و خلاصه آن رانقل مى‌كنيم:

[1]المغرب، ص 135: «استحيضت المرأة: استمرّ بها الدم».

[2]المعجم الوسيط، ج 1، ص 212: «استحيضت المرأة: استمرّ نزول دمها بعد أيّام حيضها المعتاد».


صفحه 120

اقسام خونريزى‌

از اقسام معمولى و مألوف اين خونريزى، زياد شدن كميّت خونى است كه در هر ماه از زن‌بيرون مى‌ريزد يا زياد شدن روزهاى خونريزى او در هر ماه نسبت به ميانگين طبيعى آن است. دراين قسم، سبب اصلى غالباً خود رحم يا دستگاه گردش خون آن است. از نمونه‌هاى بارز آن‌ورم‌هاى داخلى رحم و اختناق رحم‌[1]يا هر بيمارى‌اى كه نتيجه آن لخته نشدن طبيعى خون‌است. همه اينها منجر به اينگونه خونريزى مى‌شود.

قسم ديگر اين است كه عادت زنانه در مدّتهاى نزديك به هم، مثلًا هر سه هفته يا هر دوهفته يكبار عارض شود، دراين صورت عامل اصلى اين اضطراب، تخمدان زن است نه خودرحم‌و گاهى هم عامل آن نوعى از اختلال يا ناهماهنگى در رابطه غدّه هيپوفيز در مغز و تخمدان‌است‌و اين مسأله در دستگاه غدّه زنانه اهمّيت زيادى دارد.

گاهى هم هر دو قسم بالا در يك صورت ادغام مى‌شود و خون با كمّيت زيادتر از حدّ طبيعى‌و زودتر از وقت آن يعنى در مدّتهايى نزديك بهم (نه در هر ماه) خارج مى‌شود.

بديهى است كه سبب اين نوع خونريزى، بيمارى يا اضطراب حاصل در رحم وتخمدان‌باهم است، و غالباً اين قسم خونريزى را در حالات حبس شدن خون در اعضاى تناسلى زن والتهابات مختلف آن شاهد هستيم، و عجيب اين است كه اخيراً ثابت شده كه اين نوع‌خونريزى در حالات نگرانى و اضطراب روانى زنان، زياد ديده مى‌شود.

قسم چهارم خونريزى در زنان اين است كه مقدارى غير طبيعى خون در وقت‌هاى نامنظّم‌بيرون شود يعنى به جاى هر ماه يا هر سه هفته يا هر دو هفته، خون در هر وقت وهر روز وهر ساعت بدون نظم جريان يابد و اين نوع خونريزى غالباً نتيجه اضطراب شديد در تخمدان ياوجود التهابهاى تند در اعضاى تناسلى زن است و گاهى هم ناشى از زخم در دستگاه تناسلى‌مى‌باشد.

اين قسم اخير از خونريزى از نشانه‌هاى مهمّى است كه از وجود باردارى غير طبيعى خبرمى‌دهد مثل حالات سقط يا باردارى در خارج رحم.

اسباب و عوامل‌

اغلب بيماريهاى مزمن كه انسان را فرسوده و لاغر مى‌گرداند، مقدار عادت ماهيانه زن را- برعكس باور بسيارى از مردم- ضعيف و كم مى‌گرداند ولى بيماريهاى حادّ و تبهاى زياد باعث‌

[1]اختناق رحم بيمارى رحم است كه به زنان به خصوص زنانى كه حبس طمث دارند و بعضى زنان بى‌شوهر عارض مى‌شود و عوارضى‌شبيه به صرع و غش به آنها دست مى‌دهد. (مترجم‌