بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 118

مسجد جايز نيست.

پنجم- بر زن، در حال قاعدگى و شوهر او جماع كردن در فرج حرام است اگرچه دخول‌به‌مقدار ختنه‌گاه انجام شود و منى هم بيرون نيايد بلكه بنابر احوط داخل كردن مقدار كمتر ازختنه‌گاه نيز حرام است، امّا ساير لذّت‌جوئيها مثل بوسه زدن و همخوابى و ساير ملاعبات‌جايز است.

بعضى از جزئيات اين مسأله بقرار ذيل است:

1- در حرمت جماع با زن در حال قاعدگى بين همسر دائمى و موقّت و آزاد و كنيز ونامحرم فرقى وجود ندارد.

2- اگر با زن حائض جماع كند مستحب است كفّاره بدهد و برخى گفتنه‌اند: كفّاره واجب‌است و اين قول موافق احتياط است.

3- كفاره جماع با حائض در اوّل حيض يك دينار[1]و در وسط آن نيم دينار و در آخر آن‌يك‌چهارم دينار است. اين كفّاره به افراد مسكين داده مى‌شود.

منظور از اوّل حيض، يك سوم اوّل آن و مراد از وسط يك سوم دوّم و مراد از آخر، يك‌سوم آخر آن مى‌باشد.

4- بعداز آنكه زن از حيض پاك شد، شوهرش مى‌تواند قبل‌از غسل با او نزديكى كند ولى‌احتياط شديد دراين است كه زن قبل‌از نزديكى فرج خود را بشويد واحتياط مستحبّ آن است‌كه از نزديكى با زن قبل‌از غسل حيض، اجتناب شود.

ششم- طلاق دادن زن يا ظهار آن در حال قاعدگى باطل مى‌باشد در صورتيكه شوهرش به‌او، دخول كرده باشد هر چند بنابر احتياط در دُبُر (عقب) دخول كرده باشد وشوهر هم حاضر يا در حكم حاضر باشد و زن باردار نباشد. امّا اگر به او دخول نكرده باشد ياشوهر غائب يا در حكم غائب (مثل كسى كه نمى‌تواند از حال همسرش با خبرشود) باشد يا زن باردار باشد، طلاق صحيح‌مى‌باشد.

هفتم- بر زن واجب است بعداز قطع شدن خون حيض براى اعمال واجبى كه نياز به‌طهارت دارد مانند نماز، طواف و روزه، غسل كند:

1- غسل حيض كاملًا مانند غسل جنابت است كه در فصل جنابت گذشت.

2- غسل حيض با غسل جنابت تداخل پيدا مى‌كند، يعنى اگر زن از حيض پاك شود وجنب هم باشد، يك غسل براى هر دو كفايت مى‌كند.

[1]دينار شرعى معادل 18 نخود (يعنى 34 مثقال امروزى) يا 3/ 46 گرم طلاست.


صفحه 119

3- وجوب غسل پس از پايان قاعدگى بدين معنى نيست كه او در طول مدّت قاعدگى نجس‌است، بلكه بدن او اگر آلوده به خون يا نجاست ديگر نباشد، پاك است و همچنين عرق او پاك‌است و او مى‌تواند زندگى عادى و طبيعى خود را مانند روزهايى كه پاك مى‌باشد، ادامه بدهد.

هشتم- اگر زن خبر دهد كه او در حال قاعدگى است، سخن او پذيرفته مى‌شود همچنين‌اگر بگويد كه پاك است، مگر اينكه ادّعاى او بر خلاف معمول و متعارف باشد كه دراين‌صورت بايد درباره وضعيّت و ادّعاى او بررسى شود.

دوّم- استحاضه‌

حقيقت استحاضه چيست؟

اوّل- استحاضه از نظر لغوى به معناى استمرار خون حيض است. در كتاب المغرب‌مطرزى آمده است: زن استحاضه شد، بدين معنى است كه خون او استمرار يافت.[1]در المعجم‌الوسيط آمده است: زن استحاضه شد يعنى: خون زن بعداز ايّام حيض معمولى او استمرار پيداكرد.[2]

دوّم- از رواياتى كه احكام استحاضه را بيان كرده نيز همين معنى استفاده مى‌شود زيرادراين روايات هم غالباً اشاره به زنى است كه بعداز روزهاى عادتش، جريان خون ادامه يافته‌است.

از آنچه گفته شد بدست مى‌آوريم كه اصل واژه استحاضه به معناى استمرار خون حيض‌است ولى گاهى اين كلمه براى معناى ديگرى نيز به كار برده مى‌شود.

سوم- امّا در علم پزشكى چنين بيان شده كه استحاضه يك حالت غير طبيعى است و لذاپزشكان در جستجوى عوامل و اسباب آن مى‌باشند، برخلاف خون حيض كه يك حالت‌طبيعى در زن مى‌باشد.

خونريزى گاهى ناشى از بيماريهاى رحم است (كه استحاضه ناميده مى‌شود) وگاهى هم منشأ ديگرى دارد مانند زخم (مخصوصاً پس از زايمان) و پاره شدن‌بكارت و اين خون، چنانكه از سخنان آنان فهميده مى‌شود، از نظر پزشكى خون استحاضه‌نيست.

امّا عوامل خونريزى رحم كه منشأ آن وجود اختلالات در خود رحم است، متعدّد و زياداست كه دكتر محمّد رفعت در كتاب خود بنام «المرأة» بيان كرده و خلاصه آن رانقل مى‌كنيم:

[1]المغرب، ص 135: «استحيضت المرأة: استمرّ بها الدم».

[2]المعجم الوسيط، ج 1، ص 212: «استحيضت المرأة: استمرّ نزول دمها بعد أيّام حيضها المعتاد».


صفحه 120

اقسام خونريزى‌

از اقسام معمولى و مألوف اين خونريزى، زياد شدن كميّت خونى است كه در هر ماه از زن‌بيرون مى‌ريزد يا زياد شدن روزهاى خونريزى او در هر ماه نسبت به ميانگين طبيعى آن است. دراين قسم، سبب اصلى غالباً خود رحم يا دستگاه گردش خون آن است. از نمونه‌هاى بارز آن‌ورم‌هاى داخلى رحم و اختناق رحم‌[1]يا هر بيمارى‌اى كه نتيجه آن لخته نشدن طبيعى خون‌است. همه اينها منجر به اينگونه خونريزى مى‌شود.

قسم ديگر اين است كه عادت زنانه در مدّتهاى نزديك به هم، مثلًا هر سه هفته يا هر دوهفته يكبار عارض شود، دراين صورت عامل اصلى اين اضطراب، تخمدان زن است نه خودرحم‌و گاهى هم عامل آن نوعى از اختلال يا ناهماهنگى در رابطه غدّه هيپوفيز در مغز و تخمدان‌است‌و اين مسأله در دستگاه غدّه زنانه اهمّيت زيادى دارد.

گاهى هم هر دو قسم بالا در يك صورت ادغام مى‌شود و خون با كمّيت زيادتر از حدّ طبيعى‌و زودتر از وقت آن يعنى در مدّتهايى نزديك بهم (نه در هر ماه) خارج مى‌شود.

بديهى است كه سبب اين نوع خونريزى، بيمارى يا اضطراب حاصل در رحم وتخمدان‌باهم است، و غالباً اين قسم خونريزى را در حالات حبس شدن خون در اعضاى تناسلى زن والتهابات مختلف آن شاهد هستيم، و عجيب اين است كه اخيراً ثابت شده كه اين نوع‌خونريزى در حالات نگرانى و اضطراب روانى زنان، زياد ديده مى‌شود.

قسم چهارم خونريزى در زنان اين است كه مقدارى غير طبيعى خون در وقت‌هاى نامنظّم‌بيرون شود يعنى به جاى هر ماه يا هر سه هفته يا هر دو هفته، خون در هر وقت وهر روز وهر ساعت بدون نظم جريان يابد و اين نوع خونريزى غالباً نتيجه اضطراب شديد در تخمدان ياوجود التهابهاى تند در اعضاى تناسلى زن است و گاهى هم ناشى از زخم در دستگاه تناسلى‌مى‌باشد.

اين قسم اخير از خونريزى از نشانه‌هاى مهمّى است كه از وجود باردارى غير طبيعى خبرمى‌دهد مثل حالات سقط يا باردارى در خارج رحم.

اسباب و عوامل‌

اغلب بيماريهاى مزمن كه انسان را فرسوده و لاغر مى‌گرداند، مقدار عادت ماهيانه زن را- برعكس باور بسيارى از مردم- ضعيف و كم مى‌گرداند ولى بيماريهاى حادّ و تبهاى زياد باعث‌

[1]اختناق رحم بيمارى رحم است كه به زنان به خصوص زنانى كه حبس طمث دارند و بعضى زنان بى‌شوهر عارض مى‌شود و عوارضى‌شبيه به صرع و غش به آنها دست مى‌دهد. (مترجم‌


صفحه 121

مى‌شود نظام عادت ماهيانه و اوقات طبيعى آن، مختلّ شود.

همچنين بيماريهاى قلبى، خونى، كم خونى، ضعف غدّه تيروئيد، نگرانيهاى روانى، فشارعصبى، اشباع نشدن غريزه جنسى، اختلافات زناشويى، و كارهاى سخت و طاقت فرسا، همگى از عوامل شمار زيادى از خونريزى‌هاى زنانه مى‌باشند.

آقاى دكتر محمّد رفعت بعداز بيان عوامل يادشده فوق كه باعث خونريزى رحم مى‌شود به‌عوامل موضعى ديگر مانند زخم‌ها و پاره شدن بكارت و مانند آن نيز اشاره كرده و افزوده است: انواع باردارى غير طبيعى (آنچه منجر به سقط جنين مى‌شود، يا باردارى خارج رحم، ويا ...)، آسيبهاى رحم در اصل خلقت، آسيب ديدن جدار داخلى مهبل در اثر آميزش‌جنسى، حالات انقلاب و سقوط رحم و تخمدان، التهابات حادّ و مزمن اعضاى تناسلى زن، ورمهاى رحم وتخمدان، زخمهاى هر عضو دستگاه تناسلى و اختلال هرمونها و ترشّحات‌غددى تخمدان، از عوامل ديگر خونريزى زنانه مى‌باشد.[1]

سؤالى كه براى ما مطرح است اين است كه آيا مى‌توان اين نوع خونريزيها را استحاضه‌ناميد؟ البتّه شك نداريم كه خون بكارت (ناشى از پاره شدن پرده بكارت در شب‌زفاف) و خون زخم، در فقه ما استحاضه ناميده نمى‌شود و احكام آن بر اين دو خون‌جارى نمى‌گردد.

ولى اين سؤال باقى مى‌ماند كه خونريزى رحم كه ناشى از التهابات اعضاى داخلى زن‌مى‌باشد آيا استحاضه است يا خونى ناشى از زخم؟ از اطلاق روايات چنين پيداست كه اين‌خون نيز استحاضه است زيرا هر زمان كه منشأ خونريزى رحم باشد (سبب و عامل‌خونريزى هرچه باشد) آن خون استحاضه است، مگر اينكه بدانيم كه منشأ آن غير رحم‌است مانند زخم يا بكارت و مانند آن. به‌ديگر سخن: زن اگر در صحّت و سلامتى كامل باشد، خون نمى‌بيند مگر در هنگام عادت ماهيانه خود، امّا اگر بيمارى پيدا كند، گاهى بر علاوه‌عادت ماهيانه، خونريزى ديگرى نيز براى او پديد مى‌آيد كه در لغت وفقه، «استحاضه»، يعنى اضافه و زائد بر حيض، ناميده مى‌شود.

طبيعت خون استحاضه با خون حيض فرق دارد وهر دو از يك محل خارج نمى‌شوند و هرخونى كه ما سبب و منشأ آن را ندانيم و براى ما خون حيض يا زخم يا بكارت يا نفاس بودن آن‌هم ثابت نشود، خون استحاضه محسوب مى‌شود.

مشخّصات خون استحاضه:

با اينكه خون استحاضه هميشه با يك‌صفت نيست ولى معمولًا با مشخّصات ذيل شناخته‌

[1]المرأة، دكتر محمّد رفعت، ص 197- 194.


صفحه 122

مى‌شود:

1- غالباً زرد رنگ است. 4- آهسته و بدون فشار خارج مى‌شود.

2- سرد است. 5- سوزش ندارد.

3- رقيق است. 6- كم و زياد آن حدّ خاصّى ندارد.

فروع مسأله:

1- مشخّصات خون استحاضه غالباً برعكس مشخّصات خون حيض است.

2- گاهى خون استحاضه، مشخّصات خون حيض را دارد، مانند مواردى كه امكان نداردخون را حيض بدانيم، مانند اينكه مدّت ديدن خون از سه روز كمتر يا از ده روز بيشتر باشد. دراين صورت خون او استحاضه است هر چند مشخّصات حيض را هم داشته باشد.

3- در ديدن خون استحاضه، سنّ خاصّى شرط نيست و ممكن است خون استحاضه قبل‌ازسنّ بلوغ يا در سنّ يائسگى ديده شود.

اقسام استحاضه:

استحاضه به اعتبار مقدار خونى كه زن مى‌بيند، به سه قسم تقسيم مى‌شود:

1- استحاضه قليله: آن است كه خونريزى كم باشد به گونه‌اى كه اگر زن پنبه (يإ؛ ص‌ص‌ظظنوار بهداشتى) را بردارد، خون با اينكه در داخل محل وجود دارد، جارى نشود.[1]

2- استحاضه متوسطه: آن است كه خونريزى حادّ باشد در حدّى كه اگر زن پنبه (يانوار بهداشتى) را بردارد خون جريان پيدا كند و اگر پنبه را بگذارد، خون متوقّف شود.[2]

3- استحاضه كثيره: آن است كه خونريزى شديد باشد در حدّى كه خون از پنبه (يانوار بهداشتى) هم تجاوز كند.

واجب است زن مستحاضه وضعيّت خود را بررسى كند تا بفهمد كه از كدام قسم است و اگربررسى امكان نداشته باشد، بايد به قدر متيقّن (يعنى به آنچه يقين دارد) عمل‌نمايد. هر كدام از اين اقسام احكامى دارد كه در سطور ذيل به آنها اشاره مى‌كنيم:

استحاضه قليله:

1- واجب است مستحاضه قليله، قبل‌از هر نماز واجب يا مستحب، وضو بگيرد مثلًاقبل‌از

[1]به عبارت ديگر خون در درون پنبه‌اى كه زن به خود مى‌گيرد نفوذ نكند و تنها روى پنبه آلوده شود.

[2]به عبارت ديگر خون به درون پنبه راه يافته ولى از طرف ديگر آن بيرون نيايد وبه دستمال نرسد.


صفحه 123

نماز صبح و قبل‌از نماز ظهر و قبل‌از نماز عصر و همينطور براى هر كدام از مغرب و عشاجداگانه وضو بگيرد و نمى‌تواند دو نماز را با يك وضو بجا آورد.

2- مستحب است در استحاضه قليله قبل‌از هر نماز، پنبه (يا نوار بهداشتى) راعوض كند.

3- اگر مستحاضه قليله قبل‌از نماز وضو بگيرد، سپس خون به طور كامل قطع شود، مى‌تواند ساير نمازها را با همان وضو بجا آورد.

4- بر مستحاضه قليله بعداز پاك شدن، غسل واجب نيست.

5- بر مستحاضه قليله واجب است قبل‌از هر عملى كه مشروط به طهارت است مانندطواف‌و لمس نوشته قرآن مجيد وضو بگيرد، و اگر اين اعمال را تكرار كند بايد وضو را هم تكرارنمايد، مثلًا براى هر بار كه بخواهد نوشته قرآن را لمس كند بايد وضو بگيرد مگر اينكه بين دونوبت، فاصله زياد نيفتد به طوريكه هر دو يك عمل حساب شود.

6- براى بجا آوردن اجزاى فراموش شده نماز و ركعتهاى نماز احتياط و دو سجده سهو درصورتيكه بلا فاصله بعداز نماز انجام داده شود، تجديد وضو واجب نيست.

7- اگر استحاضه قليله به متوسطه يا كثيره تبديل شود، چنانچه قبل‌از نماز باشد، واجب‌است به وظايف حالت جديد عمل كند، امّا اگر بعداز نماز باشد، اعاده نماز لازم نيست، ولى‌اگر در بين نماز خون جريان يابد، واجب است نماز را قطع كند و به آنچه در وضعيت جديدلازم است عمل نمايد.

استحاضه متوسطه:

1- تا زمانى كه مستحاضه متوسطه، به واسطه پنبه يا نوار بهداشتى از بيرون آمدن خون‌جلوگيرى مى‌نمايد، كاملًا مانند قليله براى هر نماز يك وضو بجا مى‌آورد.

2- زمانى كه پنبه يا نوار بهداشتى را در محل قرار دهد ولى خون جريان پيدا كند، واجب‌است مانند كثيره در وقت هر دو نماز يك غسل (يعنى براى ظهر وعصر يك غسل و براى‌مغرب و عشا يك غسل) و براى نماز صبح يك غسل انجام دهد.

3- احوط اين است كه هر روز پنبه يا نوار بهداشتى را عوض كند و غسل نمايد- چنانكه‌مشهور فقها فتوا داده‌اند- و بهتر اين است كه اوّل روز را انتخاب كند وقبل‌از نماز صبح غسل كندو خود را پاكيزه سازد و تا آخرين نماز در روز خود را پاكيزه نگهدارد.

استحاضه كثيره:

1- بر مستحاضه كثيره واجب است قبل‌از هر نماز غسل كند، و او مى‌تواند براى نماز ظهر


صفحه 124

و عصر به يك غسل اكتفا كرده و آن دو را باهم بجا آورد، همچنين با يك غسل بين مغرب وعشا جمع نمايد و براى نماز صبح هم جداگانه غسل كند، وغسل براى او از وضو گرفتن براى هرنماز كفايت مى‌كند. البتّه اگر در غير وقت غسل، نماز بخواند، بايد براى هر نماز وضو بگيردهمانگونه كه وظيفه مستحاضه قليله است.

2- اگر خون روى پنبه يا نوار بهداشتى ظاهر شده باشد واجب است آن را عوض كند و اگرظاهر نشده باشد واجب نيست، اگرچه احوط اين است كه در هر صورت آن را عوض كند.

3- جايز نيست بيش از دو نماز را با يك غسل بجا آورد. البتّه جايز است براى انجام نوافل‌به غسل نمازهاى واجب اكتفا كند ولى واجب است براى هر دو ركعت نماز مستحبّى، وضوبگيرد.

4- واجب است بعداز غسل فوراً مبادرت به انجام نماز نمايد، ولى مى‌تواند اذان و اقامه‌ودعاهاى منقول را بخواند و همچنين واجب نيست تنها به واجبات نماز اكتفا كند بلكه‌مى‌تواند مستحبّات را نيز بجا آورد.

5- واجب است به هر وسيله ممكن از خارج شدن خون جلوگيرى نمايد ولى در مواردى كه‌خون زياد است و بند نمى‌آيد و او نمى‌تواند مانع شود، واجب نيست.

احكام مستحاضه:

1- در صحيح بودن روزه مستحاضه بنابر احوط شرط است كه غسل‌هاى روزانه يادشده راطبق وظيفه خود بجا آورد و گرنه روزه او باطل است همانگونه كه نماز او. امّا غسل نمازمغرب و عشا ربطى به صحيح بودن روزه ندارد اگرچه احوط مراعات آن مى‌باشد. امّا وضوهابه هيچ‌وجه در صحيح بودن روزه دخالتى ندارد.

2- اگر مستحاضه بداند كه قبل‌از آخر وقت نماز، خون قطع خواهد شد و او مى‌تواند نمازرابا طهارت در وقتش بخواند، نماز را تا آن وقت به تأخير بيندازد.

3- مستحاضه مى‌تواند قضاى نمازهاى فوت شده قبل‌از استحاضه را در حال استحاضه بجا آورد بشرطى كه غسل و وضوى هر نماز را انجام دهد، ولى احوط اين است كه تا زمان‌پاكى صبر كند.

4- اگر اسباب و عوامل نماز آيات فراهم شود، نماز آيات بر مستحاضه نيز واجب مى‌گرددو بايد آن را مانند نمازهاى يوميّه بجا آورد.

5- اگر مستحاضه نتواند غسل و و ضو انجام دهد، تيمّم بجاى هر دو كفايت مى‌كند.

6- اگر مستحاضه متوسطه به وظايف خود عمل كند، همه اعماليكه مشروط به طهارت‌است مانند لمس كردن نوشته قرآن، براى او جايز است ولى اگر طبق وظيفه خود غسل كند، وارد شدن‌به مساجد و توقّف در آن و خواندن آيه‌هاى سجده براى او جايز است و شوهرش هم‌


صفحه 125

مى‌تواند بااو نزديكى كند هر چند وضو هم نكرده باشد.

7- اقوى اين است كه مستحاضه متوسطه و كثيره مى‌تواند بدون غسل وارد مسجد شود و درمسجد توقّف كند، اگرچه احتياط مستحب آن است كه براى اين كار غسل را ترك نكند.

8- احتياط مستحب اين است كه اگر غسل نكرده باشد شوهرش با او نزديكى نكند و اقوى‌اين است كه نزديكى كردن جايز است ولى كراهت دارد و همين حكم جارى است نسبت به‌قرائت آيات‌سجده.

سوم- نفاس‌

نفاس چيست؟

نفاس خون زايمان است كه زن باردار با بيرون آمدن اوّلين جزء نوزاد از شكم يا در خلال ده‌روز بعداز آن مى‌بيند، البتّه در صورتيكه از نظر علمى هم احتمال داشته باشد كه خون زايمان‌باشد. نفاس، كمترين حدّ ندارد يعنى ممكن است فقط يك قطره باشد و حدّ اكثر آن ده روزمى‌باشد و اگر از ده روز تجاوز كند، نفاس نيست بلكه بنابر اقوى استحاضه است. خونى كه زن‌قبل‌از زايمان مى‌بيند نفاس نيست.

اين خون، «نفاس» ناميده شده چون به دنبال خارج شدن نَفْس (يعنى‌نَفْسِ انسان)، بيرون مى‌شود. زن دراين حالت «نفساء» ناميده مى‌شود.

احكام نفاس:

1- خون نفاس مانند خون حيض يك حقيقت خارجى و عينى شناخته شده ودر شناخت‌آن مى‌توان از نشانه‌هاى مختلف خارجى كه شرع هم ما را به بعضى از آنها رهنمون شده است، استفاده كرد.

2- خونى كه زن بعداز سقط كردن مى‌بيند نفاس است، و در صورت شك در سقط، لازم‌است در حدّ معمول و متعارف بررسى كند.

3- خونى كه قبل‌از بيرون آمدن اوّلين جزء نوزاد از شكم مادر، بيرون مى‌آيد نفاس نيست‌مگر اينكه يقين داشته باشد كه از نفاس است حتّى اگر اندكى قبل‌از ولادت باشد. واللَّه العالم.

4- نفاس از جهت حدّاقل، حدّ خاصّى ندارد و مى‌تواند حتّى براى چند لحظه‌اى كوتاه‌باشد.

5- اگر زن بعداز زايمان و يا در خلال ده روز بعداز زايمان، خون نبيند، نفاس ندارد.

6- اگر خون استمرار يابد و از ده روز هم تجاوز كند، چنانچه زن داراى عادت عدديّه‌