بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 132

«سه چيز چاق، وسه چيز لاغر مى‌كند. امّا سه چيزى كه چاق مى‌كند: مداومت‌استحمام، بوييدن بوى خوش وپوشيدن لباسهاى نرم است. وامّا سه چيزى كه لاغر مى‌كند: اعتياد به خوردن تخم مرغ وماهى وشكوفه خرما است.»

صدوق مى‌گويد: «مداومت حمام بدين معنى است كه يكروز در ميان حمام كند اماحمام هر روزه باعث كم شدن گوشت بدن مى‌شود.»[1]

كراهت حمام كردن بدون لُنگ:

4- حسن بن على بن شعبه در (تحف‌العقول) از پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله نقل مى‌كند كه‌حضرت فرمود:

«اى على! از ورود به حمام بدون لُنگ اجتناب كن. هم بيننده وهم ديده شده ملعون‌است، ملعون.»[2]

مقدار واجب در ستر عورت:

5- ابويحيى واسطى‌از بعضى‌از اصحابش، از ابوالحسن ماضى عليه السلام نقل مى‌كند كه:

«عورت دو چيز است: جلو وعقب (قُبُل ودُبُر) اما عقب، بين دو كَفَل (سُرين) مستور است پس اگر خود آلت ودو بيضه را بپوشانى، عورت را ستركرده‌اى.»[3]

مقدار مستحب در ستر عورت:

6- بشير نبال مى‌گويد: از امام باقرعليه السلام درباره حمام سؤال كردم، امام فرمود:

«مى‌خواهى حمام كنى؟» گفتم: بلى. پس امر كرد آب را گرم كنند، بعد واردحمام شد ولُنگ بست از هر دو زانو تا ناف را پوشاند- تا اينكه او مى‌گويد- پس فرمود: «اين چنين عمل كن.»[4]

7- امام صادق‌عليه السلام مى‌فرمايد:

«رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: كسى كه ايمان به خدا وروز قيامت دارد، وارد حمام‌نمى‌شود مگربا لُنگ.»[5]

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 2، ابواب آداب الحمّام، ص 363، حديث 4.

[2]همان، باب 3، ص 364، حديث 5. (از ظاهر حديث پيدا است كه منظور حمام‌هاى عمومى است كه غير از شخص، كسان ديگر هم هستند. پس حمام‌هاى انفرادى‌وخصوصى را شامل نمى‌شود.

[3]همان، باب 4، ص 365، حديث 2.

[4]همان، باب 5، ص 365، حديث 1.

[5]همان، باب 9، ص 368، حديث 5.


صفحه 133

دعاها وآداب حمام:

8- محمد بن حمران از امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه فرمود:

«وقتى وارد حمام شدى، پس در موقع درآوردن لباسهاى خود بگو:

«اللَّهُمَّ انْزَعْ عَنِّي ربقَةَ النِّفاق، وَثَبِّتْنِي عَلَى الْإِيمانِ».

ووقتى وارد قسمت اوّل حمام شدى بگو:

«اللَّهُمَّ إِنّي أَعَوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِي، وَأَسْتَعِيذُ بِكَ مِنَ أَذاهُ».

ووقتى وارد قسمت دوّم شدى بگو:

«اللَّهُمّ اذْهِبْ عَنِّي الرِّجْسَ النَّجِسَ، وَطَهِّرْ جَسَدِي وَقَلْبِي».

سپس از آب داغ بگير وبر فرق سر خود بگذار وروى پاهاى خود بريز واگر امكان داشته‌باشد، جرعه‌اى از آن بنوش، زيرا مثانه را پاك مى‌كند. در قسمت دوّم حمام ساعتى درنگ‌كن، ووقتى وارد قسمت سوّم شدى بگو:

«نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ النّارِ وَنَسْأَلُهُ الْجَنَّةَ».

اين جمله را تا زمان خروج از قسمت گرم حمام تكرار مى‌كنى. از نوشيدن آب سرد وآب‌جو در حمام بپرهيز، زيرا معده را فاسد مى‌كند وروى بدن خود آب سرد نريز، زيرا بدن راضعيف مى‌سازد. وهنگام خارج شدن آب سرد روى قدم‌هاى خود بريز زيرا درد را از بدنت‌ريشه كن مى‌كند وزمانى كه لباست را پوشيدى بگو:

«اللَّهُمَّ أَلْبِسْنِي التَّقْوى، وَجَنِّبْنِي الرَّدى»

اگر كارهاى ياد شده را انجام دادى از هر دردى در امان خواهى بود.»[1]

مكروهات حمام:

9- ابن ابى يعفور از امام صادق‌عليه السلام نقل مى‌كند:

«در حمام به پهلو نخواب، زيرا چربى دو كليه را ذوب مى‌كند، وبه پشت هم‌نخواب، زيرا موجب درد دمل داخلى مى‌شود. در حمام از شانه زدن بپرهيز زيرا موجب وباى‌مو مى‌گردد. واز مسواك كردن هم بپرهيز چون باعث وباى دندان مى‌شود. وسر خود را نبايد باگِل بشويى، زيرا صورت را زشت مى‌گرداند. ونبايد سر وصورت خود را با لُنگ بسايى، زيراباعث از بين رفتن رطوبت صورت مى‌شود وزير قدم‌هايت را نبايد با سفال بسايى زيرا موجب‌جذام مى‌شود، وهمچنين نبايد با آبى كه در حمام مصرف واستفاده شده، خود رابشويى.»[2]

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 13، ابواب آداب الحمّام، ص 371، حديث 1.

[2]همان، ص 372، حديث 2.


صفحه 134

10- محمد بن حسين بن ابى خطاب با سند خود از امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه ايشان‌فرمودند:

«به سه نفر نبايد سلام كرد: كسى كه در تشييع جنازه حركت مى‌كند، وكسى كه به‌سوى نماز جمعه مى‌رود، وكسى كه داخل حمام است.»[1]

11- محمد بن اسماعيل بن بزيع مى‌گويد: از امام رضاعليه السلام درباره مردى پرسيدم كه درحمام مى‌خواند ودر حمام (با همسرش) آميزش جنسى مى‌كند؟ فرمود: «اشكال ندارد.»[2]

مستحبّات حمام:

12- ابو بصير، از امام صادق‌عليه السلام‌روايت مى‌كند:

«وارد حمام نشو مگر در معده‌ات چيزى باشد كه شعله گرسنگى معده را خاموش كندواين، سبب قوت بدن مى‌شود، ووارد حمام نشو در حاليكه شكمت پر از غذا باشد»[3](نبايد با شكم پر ويا خالى حمام كنى وهمين كه در شكم چيزى باشد كه از فشار گرسنگى‌جلوگيرى كند كافى است.)

13- سيف بن عميرة مى‌گويد: امام صادق‌عليه السلام از حمام خارج شد، سپس لباس خود راپوشيد وعمامه به سر گذاشت وفرمود: «وقتى از حمام خارج شدى، عمامه‌بپوش.»

راوى مى‌گويد: پس از آن من در وقت خارج شدن از حمام، عمامه را ترك نكردم نه درزمستان ونه در تابستان.»[4]

درود گفتن به كسى كه حمام كرده است:

14- عبد اللَّه بن مسكان مى‌گويد:

ما با جماعتى از اصحاب ودوستان خود وارد حمام شديم وچون خارج شديم امام صادق راملاقات كرديم كه به ما گفت: از كجا آمده‌ايد؟ گفتيم: از حمام. پس فرمود: «خداوندغسل شما را پاكيزه گرداند.»

ما گفتيم: فدايت گرديم. بعد با آن‌حضرت آمديم تا اينكه او وارد حمام شد وما هم‌نشستيم تا او از حمام بيرون شد پس ما به ايشان گفتيم: خداوند غسل شما را پاكيزه گرداند. حضرت‌

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 14، ابواب آداب الحمّام، ص 373، حديث 2.

[2]همان، باب 15، ص 374، حديث 5.

[3]همان، باب 17، ص 377، حديث 1.

[4]همان، باب 19، ص 379، حديث 1.


صفحه 135

فرمود: «خداوند شما را پاك بگرداند.»[1]

سر خود را با چه بايد شست؟

15- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«شستن سر با گل ختمى، فقر را از بين مى‌برد، وروزى را زياد مى‌كند. بعد فرمود: اين كار، موجب شادابى وانبساط است.»[2]

16- منصور بزرج مى‌گويد: از ابو الحسن‌عليه السلام شنيدم كه مى‌گفت:

«شستن سر با سِدر باعث جلب روزى مى‌شود.»[3]

فوايد نوره‌[4]:

17- ابو بصير از امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند:

«امير المؤمنين‌عليه السلام فرمود: نوره باعث پاكى بدن وعامل حفظ ونگهدارى وشادابى‌است.»[5]

دعا در هنگام نوره زدن:

18- سدير مى‌گويد: از على بن الحسين‌عليه السلام شنيده‌ام كه مى‌گفت:

«كسى كه در هنگام نوره زدن دعاى ذيل را بخواند، خداوند او را از همه آلودگيهاوگناهان در دنيا پاك مى‌گرداند ومويى كه گناه نمى‌كند، به او مى‌بخشد ودر برابر هر تار موى‌بدنش، فرشته‌اى مى‌آفريند كه براى او تا روز قيامت تسبيح مى‌گويد وهر تسبيح او با هزارتسبيح اهل زمين برابرى مى‌كند. آن دعا اين است:

«اللّهمّ طيّب ما طَهُرَ مِنِّي، وَطَهِّرْ مَا طابَ منّي، وأبدلني شعراً طاهراً لا يعصيك.

اللّهمّ إنِّي تطهّرت ابتغاء سنّة المرسلين، وابتغاء رضوانك ومغفرتك، فحرّم شعري وبشري على النار، وطهّرخَلقي، وطيّب خُلقي، وزكّ عملي، واجعلني ممّن يلقاك على الحنيفية السمحة؛ ملّة إبراهيم خليلك ودين محمّدصلى اللَّه عليه وآله حبيبك ورسولك، عاملًا بشرائعك، تابعاً لسنّة نبيّك، آخذاً به، متأدّباً بحسن تأديبك‌وتأديب رسولك صلّى اللَّه عليه وآله وتأديب أوليائك الذين غذوتهم بأدبك، وزرعت‌

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 24، ابواب آداب الحمّام، ص 382، حديث 1.

[2]همان، باب 25، ص 384، حديث 5.

[3]همان، باب 26، ص 385، حديث 1.

[4]نوره: مخلوط آهك وزرنيخ است كه براى ازاله موى بدن بكار مى‌برند در فارسى واجبى هم مى‌گويند. مترجم‌

[5]وسائل الشيعه، ج 1، باب 28، ابواب آداب الحمّام، ص 387، حديث 3.


صفحه 136

الحكمة في صدورهم، وجعلتهم معادن لعلمك، صلواتك عليهم»[1].

فاصله بين دو نوره:

19- امام صادق‌عليه السلام مى‌فرمايد:

«سنّت در نوره زدن، پانزده روز است واگر بيست روز بر تو گذشت ونداشتى، به‌حساب خداوند قرض كن.»[2]

20- عمار ساباطى مى‌گويد: امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«يك بار نوره زدن در تابستان از ده بار نوره زدن در زمستان بهتر است.»[3]

21- حسين بن موسى از پدرش موسى بن جعفرعليه السلام، از پدرش، از جدّش رسول خداصلى الله عليه وآله‌نقل مى‌كند: «كسى كه وارد حمام شود ونوره بزند، سپس از فرق سر تا قدم را حنا بكشد، تا زمان نوره بعدى، از ديوانگى، جذام، خوره وخارش پوست در امان خواهد بود.»[4]

ماليدن آرد به بدن بعد از نوره:

22- از امام صادق‌عليه السلام درباره ماليدن آرد به بدن بعد از نوره سؤال شد، ايشان فرمودند:

«اشكال ندارد.»

راوى گفت: برخى خيال مى‌كنند كه اين اسراف است. فرمود: «در مصرف آنچه‌باعث اصلاح تن مى‌شود اسراف نيست ومن چه بسا دستور مى‌دهم مغز استخوان تهيه كنندسپس آن را با روغن مخلوط كنند وبه بدن مى‌مالم. اسراف در چيزى است كه باعث اتلاف مال‌وضرر بدن شود.»[5]

استحباب خضاب (رنگ كردن) موى:

23- ابراهيم بن عبد الحميد، از ابو الحسن‌عليه السلام روايت مى‌كند:

«خضاب ورنگ كردن مو، سه خصوصيت دارد: هيبت در جنگ ومحبّت زنان‌وشهوت را نيز افزايش مى‌دهد.»[6]

24- محمد بن مسلم مى‌گويد: از امام باقرعليه السلام درباره رنگ كردن مو سؤال كرد پس فرمود:

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 30، ابواب آداب الحمّام، ص 388، حديث 1.

[2]همان، باب 33، ص 391، حديث 1.

[3]همان، باب 34، ص 392، حديث 1.

[4]همان، باب 35، ص 392، حديث 1.

[5]همان، باب 38، ص 397، حديث 4.

[6]همان، باب 41، ص 400، حديث 3.


صفحه 137

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله موى خود را رنگ مى‌كرد واين موى اوست كه در نزد ما موجوداست.»[1]

25- وهمچنين درباره آيه قرآن‌(وَأَعِدُّوا لَهُم مَا استَطَعْتُم مِن‌قُوَّةٍ ...[2]يعنى: «در برابر دشمن هرچه مى‌توانيد نيرو تهيه‌كنيد ...» فرمود:

«خضاب به رنگ سياه نيز از همان نيرويى است كه براى مقابله با دشمن بايد تهيه‌شود ...»[3]

رنگهاى خضاب:

26- محمد بن على بن الحسين فرمود: مردى در حاليكه ريش خود را زرد ساخته بود برپيامبر خداصلى الله عليه وآله وارد شد. پس رسول خداصلى الله عليه وآله به او فرمود:

«اين چه نيكوست؟».

سپس آن مرد بار ديگر وارد شد در حاليكه با حنا ريش خود را قرمز ساخته بود پس رسول‌خداصلى الله عليه وآله تبسّم كرده فرمود:

«اين بهتر از آن است.»

بعد آن مرد بار ديگر وارد شد در حاليكه ريش خود را سياه كرده بود، پس رسول خداصلى الله عليه وآله‌خنديد وگفت:

«اين از آن وآن بهتر است.»[4]

27- ابو بكر حضرمى مى‌گويد: از امام صادق درباره وسمه‌[5]زدن پرسيدم، امام فرمود:

«اشكال ندارد وامام حسين‌عليه السلام شهيد شد در حاليكه خود را به وسمه خضاب كرده‌بود.»[6]

28- معاويه بن عمار مى‌گويد:

امام باقر عليه السلام را ديدم كه خود را با حنا، خضاب قرمز كرده بود.[7]

زن وخضاب:

29- محمد بن على بن الحسين مى‌گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:

«براى زن شايسته نيست كه آرايش خود را ترك كند هرچند به‌اين مقدار كه گردن‌بندى‌

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 41، ابواب آداب الحمّام، ص 400، حديث 7.

[2]سوره انفال، آيه 60.

[3]وسائل الشيعه، ج 1، باب 46، ابواب آداب الحمّام، ص 404، حديث 4.

[4]همان، باب 47، ص 405، حديث 1.

[5]وسمه: گياهى است كه از آن رنگ سبز مايل به آبى جهت آرايش گرفته مى‌شود. (مترجم‌

[6]وسائل الشيعه، ج 1، باب 49، ابواب اداب الحمّام، ص 407، حديث 1.

[7]همان، باب 50، ص 408، حديث 1.


صفحه 138

به گردنش بياويزد وبر دستش حنا بكشد اگرچه مسن وكهن سال هم باشد.»[1]

استحباب سرمه كشيدن:

30- حماد بن عثمان مى‌گويد: امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«سرمه كشيدن، موى را مى‌روياند واشك را خشك مى‌كند وآب دهن را شيرين‌وچشم را روشن مى‌گرداند.»[2]

سرمه كشيدن با إثمِد[3]:

31- حسين بن الحسن بن عاصم، از پدرش، از امام صادق عليه السلام روايت مى‌كند:

«كسى كه با سرمه كردن با اثمد غير معطّر بخوابد، از آب سياه (يكى از امراض‌چشم كه باعث تيرگى ونابينايى چشم مى‌شود) براى هميشه در امان خواهد بود تازمانيكه در وقت خواب اين كار را بكند.»[4]

چند بار سرمه بكشد؟

32- زراره نقل مى‌كند: امام صادق عليه السلام فرمود:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله قبل از اينكه بخوابد، چهار بار در چشم راست وسه بار در چشم‌چپ سرمه مى‌كشيد.»[5]

اصلاح مو:

33- معمر بن خلاد مى‌گويد: از على بن موسى الرضاعليه السلام شنيدم كه مى‌گفت:

«سه چيز از سنّتهاى پيامبران است: عطر، اصلاح مو وآميزش زياد باهمسر.»[6]

34- اسحاق بن عمار مى‌گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود:

«موى خود را بتراش، چرك وكثافت وجانوران آن كم مى‌شود، گردنت ستبرمى‌گردد، چشمانت روشنايى مى‌يابد»

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 52، ابواب آداب الحمّام، ص 409، حديث 1.

[2]همان، باب 54، ص 411، حديث 4.

[3]إثمِد: سنگ سرمه يا نوعى از سرمه يا خود سرمه (لسان العرب).

[4]وسائل الشيعه، ج 1، باب 55، ابواب آداب الحمّام، ص 412، حديث 4.

[5]همان، باب 57، ص 413، حديث 1.

[6]همان، باب 59، ص 414، حديث 1.


صفحه 139

ودر روايت ديگر است: «وبدنت راحت مى‌شود.»[1]

35- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«تراشيدن سر در غير حج وعمره، مثله دشمنانتان وزيبايى خودتان محسوب‌مى‌شود.»[2]

36- اسحاق بن عمار از امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه: به حضرت گفتم: قربان شماگردم، چه‌بسا كه موهاى پشت سرم بلند وزياد مى‌شود واندوه شديدى مرا فرا مى‌گيرد. حضرت‌به من فرمود:

«اى اسحاق! آيا نمى‌دانى كه تراشيدن موهاى پشت سر، غم واندوه رامى‌زدايد.»[3]

استحباب آرايش ريش:

37- درست از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند: مردِ ريش بلندى از كنار رسول اكرم‌صلى الله عليه وآله‌گذشت. آن‌حضرت فرمود:

«چه مى‌شد اين مرد را، اگر ريش خود را مرتب وآرايش مى‌كرد؟».

پس اين خبر به آن مرد رسيد واو ريش خود را مرتب كرد، سپس بر پيامبر خداصلى الله عليه وآله واردشد وچون پيامبر او را ديد فرمود:

«اين چنين كنيد.»[4]

كراهت بازى با ريش:

38- صفوان جمال مى‌گويد: امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«دستت را زياد روى ريشت نگذار (يعنى با ريش خود زياد بازى نكن) زيرا اين عمل موجب زشتى صورت مى‌شود.»[5]

يك قبضه، معيار آرايش ريش:

39- از يونس، از بعضى از اصحابش، از امام صادق عليه السلام، در اندازه ريش فرمود:

«با دست خود يك قبضه از ريش مى‌گيرى واضافه برآن را كوتاه مى‌كنى.»[6]

[1]وسائل الشيعة، ج 1، باب 59، ابواب آداب الحمّام، ص 414، حديث 3.

[2]همان، باب 60، ص 416، حديث 6.

[3]همان، باب 61، ص 417، حديث 2.

[4]همان، باب 63، ص 419، حديث 3.

[5]همان، باب 64، ص 420، حديث 1.

[6]همان، باب 65، ص 420، حديث 3.