بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 139

ودر روايت ديگر است: «وبدنت راحت مى‌شود.»[1]

35- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«تراشيدن سر در غير حج وعمره، مثله دشمنانتان وزيبايى خودتان محسوب‌مى‌شود.»[2]

36- اسحاق بن عمار از امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه: به حضرت گفتم: قربان شماگردم، چه‌بسا كه موهاى پشت سرم بلند وزياد مى‌شود واندوه شديدى مرا فرا مى‌گيرد. حضرت‌به من فرمود:

«اى اسحاق! آيا نمى‌دانى كه تراشيدن موهاى پشت سر، غم واندوه رامى‌زدايد.»[3]

استحباب آرايش ريش:

37- درست از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند: مردِ ريش بلندى از كنار رسول اكرم‌صلى الله عليه وآله‌گذشت. آن‌حضرت فرمود:

«چه مى‌شد اين مرد را، اگر ريش خود را مرتب وآرايش مى‌كرد؟».

پس اين خبر به آن مرد رسيد واو ريش خود را مرتب كرد، سپس بر پيامبر خداصلى الله عليه وآله واردشد وچون پيامبر او را ديد فرمود:

«اين چنين كنيد.»[4]

كراهت بازى با ريش:

38- صفوان جمال مى‌گويد: امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«دستت را زياد روى ريشت نگذار (يعنى با ريش خود زياد بازى نكن) زيرا اين عمل موجب زشتى صورت مى‌شود.»[5]

يك قبضه، معيار آرايش ريش:

39- از يونس، از بعضى از اصحابش، از امام صادق عليه السلام، در اندازه ريش فرمود:

«با دست خود يك قبضه از ريش مى‌گيرى واضافه برآن را كوتاه مى‌كنى.»[6]

[1]وسائل الشيعة، ج 1، باب 59، ابواب آداب الحمّام، ص 414، حديث 3.

[2]همان، باب 60، ص 416، حديث 6.

[3]همان، باب 61، ص 417، حديث 2.

[4]همان، باب 63، ص 419، حديث 3.

[5]همان، باب 64، ص 420، حديث 1.

[6]همان، باب 65، ص 420، حديث 3.


صفحه 140

كوتاه كردن سبيل سنّت است:

40- از على بن جعفر، از برادرش ابو الحسن عليه السلام نقل مى‌كند كه: از او درباره كوتاه كردن‌سبيل پرسيدم كه آيا از سنّت است؟ فرمود: «بلى.»[1]

كوتاه كردن سبيل وگذاشتن ريش:

41- در (مكارم الاخلاق) از امام صادق عليه السلام روايت مى‌كند:

«شريعت ابراهيم عليه السلام توحيد واخلاص بود» تا اينكه فرمود: «وهمچنين‌در شريعت پاك وخالص او اضافه شده است: ختنه كردن، كوتاه كردن سبيل، كندن موى زيربغل، گرفتن ناخنها، تراشيدن موى زهار، وهمچنين امر شد به او كه خانه خدا را بنا كندومناسك حج را بجا آورد. همه اينها از شريعت او بود.»[2]

42- محمد بن على بن الحسين مى‌گويد: رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«سبيل را بتراشيد وريش را بگذاريد وخود را شبيه يهود نسازيد.»[3]

43- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: «موى سبيل وموى بينى خود را بچينيد، وخويشتن رابياراييد كه به زيبايى شما مى‌افزايد.» وهمچنين فرمود: «آب به عنوان يك عنصرپاك وگوارا كافى است.»[4]

شانه زدن مو:

44- عنبسة بن سعيد از پيامبر خداصلى الله عليه وآله نقل مى‌كند:

«كثرت شانه زدن موى سر، وبا را از بين مى‌برد، روزى را جلب مى‌كند وباعث افزايش‌توان آميزش جنسى در انسان مى‌شود.»[5]

45- عبد الرحمان بن حجّاج، از امام صادق عليه السلام درباره قول خداوند: (... خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ...[6])؛ «زينت‌خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد»، فرمود:

«منظور شانه‌است. زيرا شانه زدن موجب جلب روزى وزيبايى مومى‌شود ...»[7]

46- در مكارم الاخلاق از امام حسن عسكرى‌عليه السلام آمده است: «شانه زدن با شانه‌عاج‌

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 66، ابواب آداب الحمّام، ص 421، حديث 1.

[2]همان، باب 66، ص 422، حديث 7.

[3]همان، باب 67، ص 423، حديث 1.

[4]همان، باب 68، ص 424، حديث 2.

[5]همان، باب 69، ص 425، حديث 2.

[6]سوره اعراف، آيه 31.

[7]همان، باب 71، ص 426، حديث 4.


صفحه 141

موجب رويش مو در سر، وطرد كِرم از مغز مى‌شود، تلخى بدن را از بين مى‌برد ولثه‌وگوشتهاى بين دندانها را پاكيزه مى‌گرداند.»[1]

آداب شانه زدن:

47- در (مكارم الاخلاق) از پيامبرصلى الله عليه وآله آمده است:

«كسى كه ايستاده شانه بزند، دَين وبدهكارى بر او غالب خواهد شد.»[2]

48- ابو الحسن عليه السلام فرمود:

«وقتى سر وريش خود را شانه زدى، شانه را به روى سينه‌ات بكش، زيرا اين كارموجب از بين رفتن غم واندوه و وبا مى‌شود.»[3]

49- در روايت ديگرى فرمود:

«او ريش خود را از پايين به بالا چهل بار شانه مى‌زد وسوره‌(إِنّا أَنزَلْناهُ)را مى‌خواند واز بالا به پايين هفت بار شانه مى‌زد وسوره‌(وَالْعادِيات)را مى‌خواندومى گفت:

اللهم سرّح عنّي الهموم والغموم ووحشة الصدور.»[4]

50- امير المؤمنين على عليه السلام فرمود:

«پيامبراسلام‌صلى الله عليه وآله ما را امر فرمود كه چهار چيز را دفن كنيد: موى، دندان، ناخن، وخون.»[5]

51- عبد اللَّه بن سنان از امام صادق‌عليه السلام نقل مى‌كند كه فرمود:

«چيدن موهاى سفيد وكندن آن اشكال ندارد ولى چيدن آن را بيشتر دوست‌دارم.»[6]

52- از على عليه السلام آمده است:

«موهاى سفيد كنده نشود، زيرا موهاى سفيد، نور يك مسلمان است وكسى كه دراسلام موى خود را سفيد كند، براى او نورى در قيامت خواهد شد.»[7]

گرفتن ناخن‌ها:

53- حسن بن راشد از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

[1]وسائل الشيعه، باب 72، ابواب آداب الحمّام، ص 427، حديث 6.

[2]همان، باب 74، ص 429، حديث 2.

[3]همان، باب 75، ص 429، حديث 1.

[4]همان، باب 76، ص 430، حديث 5.

[5]همان، باب 77، ص 431، حديث 5.

[6]همان، باب 79، ص 432، حديث 1.

[7]همان، حديث 6.


صفحه 142

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: گرفتن ناخن‌ها، مانع درد بزرگتر وباعث سرازير شدن‌روزى مى‌شود.»[1]

54- سكونى از امام صادق‌عليه السلام نقل مى‌كند:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله به مردان مى‌گفت: ناخن‌هاى‌تان را بگيريد وبه زنان مى‌گفت: ناخن‌هاى خود را بگذاريد كه براى شما زيباتر است.»[2]

55- جعفر بن محمّد، از پدرانش‌عليهم السلام در وصيت پيامبرصلى الله عليه وآله به على‌عليه السلام نقل مى‌كند كه‌حضرت فرمود:

«اى على! سه چيز از وسواس است: خوردن خاك، وگرفتن ناخن بادندان وجويدن‌ريش.»[3]

پاك كردن زير بغل:

56- سكونى از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند كه: پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«كسى از شما موى زير بغل خود را بلند نگذارد، زيرا شيطان آن را به عنوان مخفيگاه‌وكمينگاه انتخاب مى‌كند.»[4]

57- محمد بن على از سعدان نقل مى‌كند: با ابو بصير در حمام بودم، امام صادق عليه السلام راديدم كه به زير بغلش نوره مى‌زد، پس ابو بصير را خبر كردم واو به امام گفت: فدايت گردم، آيا كندن موى زير بغل بهتر است يا تراشيدن آن؟ فرمود:

«اى ابا محمد! كندن موى زير بغل موجب ضعف مى‌شود، آن را بتراش.»[5]

تراشيدن موى زهار:

58- سكونى از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود: كسى كه ايمان به خدا وروز قيامت داشته‌باشد، نبايد بيش از چهل روز، موى زهار (عانه) خود را بگذارد وبراى زن مؤمن‌بخدا وروز قيامت هم جايز نيست كه بيش از بيست روز، موى زهار را بگذارد.»[6]

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 80، ابواب آداب الحمّام، ص 433، حديث 1.

[2]همان، باب 81، ص 435، حديث 1.

[3]همان، باب 82، ص 435، حديث 2.

[4]همان، باب 84، ص 436، حديث 2.

[5]همان، باب 85، ص 437، حديث 3.

[6]همان، باب 86، ص 439، حديث 1.


صفحه 143

استحباب استفاده از بوى خوش:

59- احمد بن محمد بن ابى نصر، از امام رضا عليه السلام نقل مى‌كند:

«استفاده از عطر وبوى خوش از اخلاق پيامبران است.»[1]

60- انس از حضرت پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله نقل مى‌كند:

«از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: زنان، بوى خوش ونور چشمم در نماز قرارداده شده است.»[2]

61- ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«امير المؤمنين عليه السلام فرمود: معطّر نمودن سبيل از اخلاق پيامبران وكرامت براى‌كاتبين است.»[3]

62- اسحاق طويل عطار از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله بيش از مقدارى كه در غذا هزينه مى‌كرد، در بوى خوش هزينه‌مى‌كرد.»[4]

63- سكونى از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«پيامبر خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود: عطر زنان آن است كه رنگش ظاهر وبويش‌پنهان باشد، اما عطر مردان آن است كه بويش آشكار ورنگش پنهان باشد.»[5]

64- ابن قداح از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«براى امير المؤمنين عليه السلام روغن خوشبويى آوردند وحضرت كه قبلًا با روغن (كِرِمِ) معطر خود را خوشبو كرده بود، باز هم از آن روغن استفاده كرد وفرمود: مابوى خوش را ردّ نمى كنيم.»[6]

65- ابو البخترى از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله خود را با مشك خوشبو مى‌ساخت تا آنجا كه درخشش آن درچهره‌اش ديده مى‌شد.»[7]

66- عبد الغفار مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌گفت:

«بوى خوش، مشك، عنبر، زعفران وعود است.»[8]

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 89، ابواب آداب الحمّام، ص 441، حديث 3.

[2]همان، باب 89، ص 442، حديث 12.

[3]همان، باب 90، ص 442، حديث 1.

[4]همان، باب 92، ص 443، حديث 1.

[5]همان، باب 93، ص 444، حديث 1.

[6]همان، باب 94، ص 444، حديث 2.

[7]همان، باب 95، ص 445، حديث 4.

[8]همان، باب 97، ص 447، حديث 2.


صفحه 144

استحباب بخور دادن:

67- مرازم مى‌گويد: با ابو الحسن عليه السلام وارد حمام شدم وچون از حمام به رختكن آمدآتشدان خواست، پس خود را با دود بخور خوشبو ساخت وبعد گفت:

«مرازم را هم خوشبو سازيد.» گفتم: هركه بخواهد از آن بهره‌گيرد؟ فرمود: «بلى.»[1]

استحباب استفاده از روغن معطّر:

68- حسن بن فضل طبرسى در (مكارم الاخلاق) نقل مى‌كند:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله روغن را دوست داشت واز ژوليدگى بدش مى‌آمد ومى گفت: روغن، پريشانى را از بين مى‌برد، وخود را با روغنهاى معطر گوناگون خوشبو مى‌ساخت، وهروقت كه مى‌خواست روغن بمالد از سر وريش خود آغاز مى‌كرد ومى گفت كه سر پيش از ريش‌است. پيامبر خدا از روغن بنفشه استفاده مى‌كرد ومى گفت: آن بهترين روغن‌هاست. پيامبرخدا هر وقت مى‌خواست روغن بمالد از ابروان خود شروع مى‌كرد وبعد سبيل خود را معطرمى‌نمود وبعد وارد بينى خود كرده واستشمام مى‌كرد وبعد به سر خود مى‌ماليد، وبراى درد سرهم به ابروان خود روغن مى‌ماليد، و به علاوه ريش خود به سبيل خود نيز روغن‌مى‌ماليد.»[2]

69- ابو حمزه از امام باقر عليه السلام نقل مى‌كند:

«روغن زدن در شب، در عروق جريان مى‌يابد وبه پوست نفوذ مى‌كند وچهره را سفيدمى‌گرداند.»[3]

70- مهزم اسدى از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«وقتى روغن را روى كف دستت گذاشتى بگو: اللهم انّي اسألك الزين والزينة والمحبّة، واعوذبك من الشين والشنآن والمقت. وبعد آن را روى فرق سرت قرار بده، واز آنجا شروع كن كه خداوندشروع كرده است.»[4]

71- بشير دهان از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«كسى كه به مؤمنى روغن بمالد، خداوند براى او در برابر هر تار مويى، نورى در روزقيامت قرار مى‌دهد.»[5]

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 100، ابواب آداب الحمّام، ص 449، حديث 2.

[2]همان، باب 102، ص 451، حديث 6.

[3]همان، باب 103، ص 451، حديث 1.

[4]همان، باب 104، ص 452، حديث 1.

[5]همان، باب 105، ص 452، حديث 1.


صفحه 145

72- اسحاق بن عمار مى‌گويد: به امام صادق عليه السلام گفتم: من با افرادى جوانمرد معاشرت‌دارم وبه اندكى از روغن اكتفا مى‌كنم وهر روز با آن خود را معطر مى‌سازم.

فرمود: «اين روش را براى تو دوست ندارم.» گفتم: يك روز در ميان انجام‌دهم.

فرمود: «اين را دوست ندارم.» گفتم: دو روز در ميان.

فرمود: «از جمعه تا جمعه، يك روز و دو روز.»[1]

استفاده از روغن بنفشه:

73- هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«روغن بنفشه، بهترين روغن‌هاى شما است.»[2]

74- محمد بن على بن الحسين از امام رضا عليه السلام از پدرانش نقل مى‌كند:

«پيامبر خدا فرمود: روغن بنفشه به كار بريد، زيرا در تابستان، سرد ودر زمستان، گرم است.»[3]

75- محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند: امير المؤمنين عليه السلام فرمود:

«روغن بنفشه را ببوييد، زيرا رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: اگر مردم آنچه را كه در روغن‌بنفشه است بدانند، آن را جرعه جرعه استفاده خواهند كرد.»[4]

استفاده از روغن بان‌[5]:

76- محمد بن فيض مى‌گويد: در نزد امام صادق عليه السلام از روغن‌ها نام بردم. پس حضرت ازبنفشه وفضيلت آن ياد كرد وگفت:

«بهترين روغن، بنفشه است» تا اينكه فرمود: «وبان روغن ذكر است‌بهترين روغن، بان است».[6]

77- امير المؤمنين عليه السلام فرمود:

«بهترين روغن، بان است. بان ذِكر وحرز وموجب امان از هر بلا است. با آن خود را

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 106، ابواب آداب الحمّام، ص 453، حديث 2.

[2]همان، باب 107، ص 453، حديث 1.

[3]همان، باب 107، ص 455، حديث 10.

[4]همان، باب 108، ص 456، حديث 2.

[5]بان: درختى است داراى برگهاى سبز ولطيف وخوشبو، از دانه‌هاى آن كه شبيه پسته است روغنى معطّر مى‌گيرند.

[6]وسائل الشيعه، ج 1، باب 110، ابواب آداب الحمّام، ص 457، حديث 1.


صفحه 146

معطّر كنيد، زيرا پيامبران از آن استفاده مى‌كردند.»[1]

انفيه كشيدن با روغن كنجد:

78- اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السلام نقل مى‌كند:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله وقتى از درد سر شكايت داشت، با روغن جلجلان كه همان كنجداست انفيه مى‌كشيد.»[2]

بوييدن گلها:

79- طلحه بن زيد مى‌گويد: پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله فرمود:

«وقتى به يكى از شما گل داده شد، بايد آن را ببويد وبر دو چشم خود بگذاريد زيراگل از بهشت است واگر به يكى از شما گل داده شد نبايد آن را ردّ كنيد.»[3]

80- ابو هاشم جعفرى مى‌گويد: بر ابو الحسن عسكرى عليه السلام وارد شدم، پس يكى ازكودكانش وارد شد و گلى به او داد، پس آن را بوسيد وبر چشمانش نهاد سپس آن را به من دادوگفت:

«اى ابو هاشم! كسى كه گلى را بگيرد وآن را ببويد وبر چشمانش بگذارد وبعد برمحمّدصلى الله عليه وآله وائمه‌عليهم السلام درود بفرستد، خداوند براى او به اندازه شن‌هاى منطقه «عالج»، حسنه مى‌نويسد وبه همان اندازه از گناهان او محو مى‌كند.»[4]

81- محمد بن على بن الحسين از امام رضا عليه السلام، از پدرانشان از حسن بن على‌عليه السلام نقل‌مى‌كند:

آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

رسول خداصلى الله عليه وآله با دو دستش، گُلى را به من بخشيد. پس چون آن را به بينى خودنزديك كردم، فرمود: اين از بهترين گُلهاى بهشت بعد از گُل آس است.»[5]

2- آداب مسواك زدن‌

مسواك زدن از سنّت‌هاى مؤكد در شريعت واز ارزشهاى پاكيزگى واز عوامل سلامتى‌وتندرستى است. در احاديث ذيل، آداب وسنن مسواك زدن را در شريعت اسلام مطالعه‌مى‌كنيم.

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 110، ابواب آداب الحمّام، ص 458، حديث 6.

[2]همان، باب 112، ص 459، حديث 1.

[3]همان، باب 113، ص 460، حديث 2.

[4]همان، باب 114، ص 460، حديث 1.

[5]همان، باب 115، ص 461، حديث 2.