استحباب بخور دادن:
67- مرازم مىگويد: با ابو الحسن عليه السلام وارد حمام شدم وچون از حمام به رختكن آمدآتشدان خواست، پس خود را با دود بخور خوشبو ساخت وبعد گفت:
«مرازم را هم خوشبو سازيد.» گفتم: هركه بخواهد از آن بهرهگيرد؟ فرمود: «بلى.»[1]
استحباب استفاده از روغن معطّر:
68- حسن بن فضل طبرسى در (مكارم الاخلاق) نقل مىكند:
«پيامبر خداصلى الله عليه وآله روغن را دوست داشت واز ژوليدگى بدش مىآمد ومى گفت: روغن، پريشانى را از بين مىبرد، وخود را با روغنهاى معطر گوناگون خوشبو مىساخت، وهروقت كه مىخواست روغن بمالد از سر وريش خود آغاز مىكرد ومى گفت كه سر پيش از ريشاست. پيامبر خدا از روغن بنفشه استفاده مىكرد ومى گفت: آن بهترين روغنهاست. پيامبرخدا هر وقت مىخواست روغن بمالد از ابروان خود شروع مىكرد وبعد سبيل خود را معطرمىنمود وبعد وارد بينى خود كرده واستشمام مىكرد وبعد به سر خود مىماليد، وبراى درد سرهم به ابروان خود روغن مىماليد، و به علاوه ريش خود به سبيل خود نيز روغنمىماليد.»[2]
69- ابو حمزه از امام باقر عليه السلام نقل مىكند:
«روغن زدن در شب، در عروق جريان مىيابد وبه پوست نفوذ مىكند وچهره را سفيدمىگرداند.»[3]
70- مهزم اسدى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند:
«وقتى روغن را روى كف دستت گذاشتى بگو: اللهم انّي اسألك الزين والزينة والمحبّة، واعوذبك من الشين والشنآن والمقت. وبعد آن را روى فرق سرت قرار بده، واز آنجا شروع كن كه خداوندشروع كرده است.»[4]
71- بشير دهان از امام صادق عليه السلام نقل مىكند:
«كسى كه به مؤمنى روغن بمالد، خداوند براى او در برابر هر تار مويى، نورى در روزقيامت قرار مىدهد.»[5]
[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 100، ابواب آداب الحمّام، ص 449، حديث 2.
[2]همان، باب 102، ص 451، حديث 6.
[3]همان، باب 103، ص 451، حديث 1.
[4]همان، باب 104، ص 452، حديث 1.
[5]همان، باب 105، ص 452، حديث 1.
72- اسحاق بن عمار مىگويد: به امام صادق عليه السلام گفتم: من با افرادى جوانمرد معاشرتدارم وبه اندكى از روغن اكتفا مىكنم وهر روز با آن خود را معطر مىسازم.
فرمود: «اين روش را براى تو دوست ندارم.» گفتم: يك روز در ميان انجامدهم.
فرمود: «اين را دوست ندارم.» گفتم: دو روز در ميان.
فرمود: «از جمعه تا جمعه، يك روز و دو روز.»[1]
استفاده از روغن بنفشه:
73- هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام نقل مىكند:
«روغن بنفشه، بهترين روغنهاى شما است.»[2]
74- محمد بن على بن الحسين از امام رضا عليه السلام از پدرانش نقل مىكند:
«پيامبر خدا فرمود: روغن بنفشه به كار بريد، زيرا در تابستان، سرد ودر زمستان، گرم است.»[3]
75- محمد بن مسلم از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: امير المؤمنين عليه السلام فرمود:
«روغن بنفشه را ببوييد، زيرا رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: اگر مردم آنچه را كه در روغنبنفشه است بدانند، آن را جرعه جرعه استفاده خواهند كرد.»[4]
استفاده از روغن بان[5]:
76- محمد بن فيض مىگويد: در نزد امام صادق عليه السلام از روغنها نام بردم. پس حضرت ازبنفشه وفضيلت آن ياد كرد وگفت:
«بهترين روغن، بنفشه است» تا اينكه فرمود: «وبان روغن ذكر استبهترين روغن، بان است».[6]
77- امير المؤمنين عليه السلام فرمود:
«بهترين روغن، بان است. بان ذِكر وحرز وموجب امان از هر بلا است. با آن خود را
[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 106، ابواب آداب الحمّام، ص 453، حديث 2.
[2]همان، باب 107، ص 453، حديث 1.
[3]همان، باب 107، ص 455، حديث 10.
[4]همان، باب 108، ص 456، حديث 2.
[5]بان: درختى است داراى برگهاى سبز ولطيف وخوشبو، از دانههاى آن كه شبيه پسته است روغنى معطّر مىگيرند.
[6]وسائل الشيعه، ج 1، باب 110، ابواب آداب الحمّام، ص 457، حديث 1.
معطّر كنيد، زيرا پيامبران از آن استفاده مىكردند.»[1]
انفيه كشيدن با روغن كنجد:
78- اسحاق بن عمار از امام صادق عليه السلام نقل مىكند:
«پيامبر خداصلى الله عليه وآله وقتى از درد سر شكايت داشت، با روغن جلجلان كه همان كنجداست انفيه مىكشيد.»[2]
بوييدن گلها:
79- طلحه بن زيد مىگويد: پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله فرمود:
«وقتى به يكى از شما گل داده شد، بايد آن را ببويد وبر دو چشم خود بگذاريد زيراگل از بهشت است واگر به يكى از شما گل داده شد نبايد آن را ردّ كنيد.»[3]
80- ابو هاشم جعفرى مىگويد: بر ابو الحسن عسكرى عليه السلام وارد شدم، پس يكى ازكودكانش وارد شد و گلى به او داد، پس آن را بوسيد وبر چشمانش نهاد سپس آن را به من دادوگفت:
«اى ابو هاشم! كسى كه گلى را بگيرد وآن را ببويد وبر چشمانش بگذارد وبعد برمحمّدصلى الله عليه وآله وائمهعليهم السلام درود بفرستد، خداوند براى او به اندازه شنهاى منطقه «عالج»، حسنه مىنويسد وبه همان اندازه از گناهان او محو مىكند.»[4]
81- محمد بن على بن الحسين از امام رضا عليه السلام، از پدرانشان از حسن بن علىعليه السلام نقلمىكند:
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.
رسول خداصلى الله عليه وآله با دو دستش، گُلى را به من بخشيد. پس چون آن را به بينى خودنزديك كردم، فرمود: اين از بهترين گُلهاى بهشت بعد از گُل آس است.»[5]
2- آداب مسواك زدن
مسواك زدن از سنّتهاى مؤكد در شريعت واز ارزشهاى پاكيزگى واز عوامل سلامتىوتندرستى است. در احاديث ذيل، آداب وسنن مسواك زدن را در شريعت اسلام مطالعهمىكنيم.
[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 110، ابواب آداب الحمّام، ص 458، حديث 6.
[2]همان، باب 112، ص 459، حديث 1.
[3]همان، باب 113، ص 460، حديث 2.
[4]همان، باب 114، ص 460، حديث 1.
[5]همان، باب 115، ص 461، حديث 2.
مسواك زدن سنّت است:
1- امام صادقعليه السلام فرمود:
«از سنّتهاى پيامبران، مسواك زدن است.»[1]
2- امير المؤمنينعليه السلام فرمود:
«مسواك زدن سبب پاكى دهن ورضاى خداوند است.»[2]
3- مهزم اسدى مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىگفت:
«در مسواك زدن ده ويژگى است: پاك كننده دهن، باعث رضايت خداوند، خوشحال كننده فرشتگان واز سنّت است، لثه را محكم مىكند، چشم را روشن مىنمايد، بلغمرا از بين مىبرد واز پوسيدگى دندان جلوگيرى مىكند، دندانها را سفيد مىكند، و غذا را با اشتهامىنمايد.»[3]
4- حسين بن زيد از امام صادقعليه السلام، از پدرانش روايت مىكند كه پيامبر خدا در حديثمناهى فرمود:
«جبرئيل آنچنان به مسواك زدن سفارش مىكرد كه گمان كردم آن را واجبمىكند.»[4]
شادمانى در مسواك زدن است:
5- جعفر بن خالد از امام صادق عليه السلام روايت مىكند:
«شادمانى وانبساط خاطر[5]در ده چيز است: راه رفتن، سوار شدن (بر وسيلهنقليه)، زير آب رفتن، نگاه كردن به سبزى، خوردن، آشاميدن، نگاه كردن به زن زيباروى (از طريق حلال)، آميزش جنسى (با همسر)، مسواك زدنوگفتگو با مردان.»[6]
مسواك زدن در هنگام وضو ونماز:
6- محمد بن على بن الحسين مىگويد: پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله به علىعليه السلام فرمود:
«اى على! در هنگام وضوى هر نماز مسواك بزن.»[7]
[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 1، ابواب السواك، ص 346، حديث 2.
[2]همان، ص 347، حديث 10.
[3]همان، ص 347، حديث 11.
[4]همان، ص 348، حديث 16.
[5]در متن حديث تعبير به «نشره» شده كه به معناى انبساط وانشراح نفسى، در مقابل انقباض ودل گرفتگى است.
[6]وسائل الشيعه، ج 1، باب 1، ابواب السواك، ص 350، حديث 24.
[7]همان، باب 3، ص 353، حديث 2.
7- نيز روايت مىكند كه امامعليه السلام فرمود:
«مسواك جزء وضو است.»[1]
8- محمد بن مروان از امام باقر عليه السلام نقل مىكند:
«پيامبر به على عليه السلام سفارش كرد: براى هر نماز مسواك بزن.»[2]
9- ونيز پيامبر اسلام فرمود:
«اگر براى امت من مشقت نمىداشت آنان را در هر نماز امر به مسواك زدنمىكردم.»[3]
10- عبد اللَّه بن ميمون قداح از امام صادق عليه السلام نقل مىكند:
«دو ركعت نماز با مسواك زدن بهتر از هفتاد ركعت نماز بدون مسواكاست.»[4]
مسواك زدن در شب:
11- پيامبر خداصلى الله عليه وآله وقتى نماز عشا را مىخواند، امر مىكرد وسايل وضو ومسواك وسجاده را بالاى سرش بگذارند، پس آن مقدار كه خداوند مىخواست، مىخوابيد، سپس بلندمىشد ومسواك مىكرد ووضو مىگرفت وچهار ركعت نماز مىخواند. سپس مىخوابيد، بازهم بلند مىشد ومسواك مىكرد ووضو مىگرفت ونماز مىخواند. سپس فرمود:
(لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ...[5]).
ودر آخر حديث فرمود:
«او هر بار كه از خوابش برمىخاست مسواك مىكرد.»[6]
راه قرآن را چگونه پاكيزه نگه مىدارى؟
12- امام صادق عليه السلام فرمود:
«پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: راه قرآن را پاكيزه كنيد. گفته شد: يا رسول اللَّه! راه قرآنچيست؟ فرمود: دهنهاى شما. گفته شد: با چه؟ فرمود: با مسواك.»[7]
[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 3، ابواب السواك، ص 354، حديث 3.
[2]همان، باب 5، ص 355، حديث 1.
[3]همان، حديث 3.
[4]همان، حديث 2.
[5]سوره احزاب، آيه 21.
[6]وسائل الشيعه، ج 1، باب 6، ابواب السواك، ص 356، حديث 1.
[7]همان، باب 7، ص 357، حديث 1.
13- على عليه السلام فرمود:
«كمترين مسواك اين است كه با انگشتان خود بر دندانها بماليد.»[1]
14- محمد بن على بن الحسين مىگويد:
«امام صادقعليه السلام مسواك را قبل از دو سال از رحلتش ترك كرد، زيرا دندانهاى آنحضرت ضعيف شده بود.»[2]
15- ونيز روايت شده كه:
«مسواك كردن در حمام، موجب وباى دندان مىشود.»[3]
16- حسين بن ابى العلاء گفت: از امام صادقعليه السلام درباره مسواك زدن شخص روزهدارپرسيدم؟ پس فرمود:
«بلى، مسواك مىكند در هر وقتى از روز كه بخواهد.»[4]
3- احكام و آداب تخلّى
احكام تخلى (قضاى حاجت) از قبيل وجوب ستر عورت واحترام قبله ومحلّ تخلّى وكيفيت استنجا واستبرا را درسطور ذيل بيان مىكنيم:
الف- پوشاندن عورت:
1- عورت مرد، آلت ودو بيضه ودُبر (مقعد) است اما عورت زن جلو وعقب (قُبل ودُبر) او است نسبت بهزنان. وبر مرد وزن واجب است كه عورت خود را از هر بيننده مميزى حتى ديوانه مميّز وطفل مميّز به هر شكل ممكن بپوشاند. معناىپوشاندن، مخفى كردن پوست اعضاى ياد شده است اما احوط اين است كه حجم اعضاى مذكور را نيز بپوشاند. وبر زن واجب است كه- علاوه بر آنچه گفته شد- همه بدن خود را- جز صورت و دو دست- از مردان نامَحرَم بپوشاند.
2- بر مسلمان حرام است كه به عورت مسلمان نگاه كند مگر اينكه از طريق ازدواج يا مالكيت براى او حلال شده باشد. احتياطا قتضا مىكند كه از عورت كافر هم چشم بپوشاند.
[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 9، ابواب السواك، ص 359، حديث 3.
[2]همان، باب 10، ص 359، حديث 1.
[3]همان، باب 11، ص 359، حديث 2.
[4]همان، باب 12، ص 360، حديث 1.
3- غيراز از قُبُل ودُبُر، جزء عورتى كه پوشاندن آن واجب باشد نيست، اين حكم درباره زن نسبت به زنان ومردان مَحرَمَش، وهمچنين درباره مرد نسبت به مردان ومحارمش جارى است. بلى مستحب است كه ما بين ناف وزانو را بپوشاند ولى واجب نيستوحتى پوشاندن باسن و ران هم واجب نيست.
4- نگاه كردن به عورت از طريق آيينه، يا آب صاف، بلكه حتى از طريق پخش مستقيم تلويزيون وهر جا كه نگاه كردن شمردهشود، جايز نيست واحتياط واجب اقتضا مىكند كهبه عكسها وفيلمهايى كه عورتهاى مردم را آشكار مىسازند، نگاه نشود.
ب- احترام قبله:
1- به خاطر احترام به قبله اسلام، شرع نهى كرده است از اينكه انسان در هنگام قضاى حاجت، رو يا پشت به قبله كند، اگرچهعورت را از قبله، منحرف كرده باشد واحتياط اقتضا مىكند كه اگر رو به غير قبله نشسته باشد، عورت خود را به سوى قبله منحرفنكند.
2- در حرمت رو به قبله كردن، فرق بين ساختمانها وبيابانها نيست. بلى اگر جهت قبله را نداند واجب نيست به اين حكم، مقيّدبماند. وهمچنين واجب نيست طفل وديوانه را مجبوربه رعايت اين حكم كند اگرچه بهتر اين است كه آنان هم وادار به رعايت شوند.
3- ترك رو به قبله كردن با انحراف عرفى از قبله تحقق مىيابد وانحراف از قبله در حدّ تشريق (رو به شرق كردن) ياتغريب (رو به غرب كردن) در مناطقى مانند كشورهاى ما، واجب نيست.
4- در مواقع ضرورت اين حكم ساقط مىشود مانند قضاى حاجت در دستشويى هواپيما، يا در حالات بيمارى، يا براى اجتناب ازبيننده محترم ومانند آن. اما اگر كسى از باب اضطرار، مجبور شود كه يا رو به قبله كند يا پشت به قبله، بهتر اين است كه پشت بهقبله كردن را برگزيند.
5- تقيّد به اين حكم در هنگام استبرا واستنجا واجب نيست.
ج- محلّ تخلّى:
تخلى (قضاى حاجت) در ملك غير بدون اذن وهمچنين در دستشويىهاى شخصى وخصوصى يا دستشويىهاى عمومىبدون پرداخت قيمت، در صورتيكه استفاده از آن قيمت مشخّصى داشته باشد، حرام است. و همچنين در راهها و اماكن عمومى واراضى مملوكه ودر گورستانها، در صورتيكه هتك حرمت مردگان محسوب شود و همچنين در مكانهايى كه باعث اذيت وآزار ديگران شود، جايز نيست
د- چگونه بايد استنجا كرد؟
تطهير مخرج ادرار ومدفوع، براى نماز وهر چيزى كه در آن طهارت بدن شرط است مانند طواف، واجب مىباشد ومنظور ازاستنجا هم همين است اما جزئيات مسأله:
1- واجب است مخرج ادرار دوبار شسته شود واما سه بار بهتر است. برطرف كردن نجاستبه وسيلهاى غير از آب در صورت توان كفايت نمىكند. اما مخرج مدفوع تا آنجا كه پاك شود بايد شسته شود ودر اين صورت به باقىماندن بو يا رنگ- اگر از نجاست اثر آشكارى باقى نمانده باشد- اعتنا نمىشود، وجايز است سه بار با سنگ، يا كهنه، يا كاغذ، يادستمال كاغذى، يا سه طرف يك سنگ، يا تكههايى از يك سنگ، يا يك كهنه و يا غيره مسح شود، واگر با سه بار پاك نشود پسبيشتر مسح كند، واگر اول مسح كند وبعد با آب بشويد كاملتر خواهد بود. استفاده از اشياى مورد احترام مانند كاغذى كه بر آن اسمخداوند يا انبيا ويا ائمهعليهم السلام نوشته شده باشد وهمچنين استفاده از استخوان وسرگين حيوانات در استنجا جايز نيست واگر از آنهااستفاده كند، گناه كرده ولى محلّ نجاست، پاك مىشود.
2- استنجا با مسح سنگ وكهنه، مشروط به اين است كه مدفوع از محل متداول، تجاوز نكرده واطراف را آلوده نكرده باشد وگرنهبايد مخرج مدفوع واطراف آلوده آن، از باب احتياطبا آب شسته شود، وهمچنين شرط است كه آن وسيله مسح كننده بايد پاك باشد.
3- سنگ يا كهنه مسح كننده، اگر نمناك باشد اشكال ندارد. امّا با چيزى كه رطوبت سرايت كننده داشته باشد، مانند گِل يا كهنهخيس، بنابر احتياط مستحب نبايد استنجا كرد.
4- استنجا با مسح سنگ و كهنه و غيره در مورد مدفوع است امّا خون و ادرار اگر به محل مدفوع برسد بايد با آب شسته شود.
5- اگر بعداز خارج شدن از دستشويى، شك كند كه خود را شسته است يا نه، چون معمولًا خود را مىشويد به اين شك اعتنانمىشود.
6- ماليدن محل ادرار واجب نيست مگر در صورتيكه شك كند چيزى مانع از تطهير در محل وجود داشته باشد كه در اين حالبنابر احتياط بايد بمالد.
ه- استبراء:
1- در شرع مقدّس، بر مرد تأكيد شده كه بعد از ادرار، استبرا كند تا باقيمانده قطرات ادرار از مجراى آن خارج شود واگر چنينكند وبعد رطوبتى خارج شود ونداند كه ادرار است يا مذىو ودى، حكم به طهارت مىشود ووضو بر او واجب نيست.
2- حقيقت استبرا اين است كه كارى كند كه مجرا، از بقاياى ادرار پاك شود همچون فشار