بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 159

حديث شريف:

1- از امام صادق‌عليه السلام نقل شده است:

«لا يحفظ الدين إلّا بعصيان الهوى، ولا يبلغ الرضى إلّا بخيفة أو طاعة»[1]

«دين جز با سرپيچى از هواها و خواسته‌هاى نفسانى، حفظ نمى‌شود، و خوشنودى خداوند جز با خوف و خشيت يا اطاعت و فرمانبردارى از او بدست نمى‌آيد.»

2- از امير المؤمنين‌عليه السلام نقل شده است:

«المُقِرّ بالذنب تائب»[2]

«كسى كه به گناه خويش (در محضر خداوند) اعتراف مى‌كند، توبه كننده محسوب مى‌شود.»

3- از اميرالمؤمنين عليه السلام در نامه‌اى به اهالى مصر نقل شده است كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«من سرّته حسناته وساءته سيئاته فذلك المؤمن حقاً».[3]

«كسى كه حسنات و كارهاى نيكش او را خوشحال مى‌گرداند وكارهاى زشتش او را ناراحت مى‌سازد، او براستى يك شخص مؤمن‌مى‌باشد.»

4- از امام صادق‌عليه السلام نقل شده است:

«إنّ اللَّه يحبّ المقرّ التوّاب. قال: وكان رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله يتوب إلى اللَّه فى كل يوم سبعين مرة من غير ذنب، يقول: استغفر اللَّه وأتوب إليه‌

. قال: كان‌يقول:

أتوب الى اللَّه».[4]

«خداوند كسى را كه اعتراف به گناه و توبه مى‌كند، دوست مى‌دارد. فرمود: پيامبر خداصلى الله عليه وآله بدون اينكه گناه مرتكب شود، هر روزهفتاد بار توبه مى‌كرد و مى‌گفت: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَأَتُوبُ إِلَيْهِ و يا مى‌گفت: أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ يعنى توبه مى‌كنم و به خدا باز مى‌گردم.»

5- از پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله نقل شده است كه فرمود:

«ألا انبّئكم بدائكم من دوائكم، داؤكم‌الذنوب ودواءكم الاستغفار.[5]

«همانا مى‌خواهم هم دردتان و هم دواى‌تان را براى شما باز گويم. درد شما گناهان است و دواى آن هم استغفار و طلب آمرزش ازخداوند.»

6- اميرمؤمنان على‌عليه السلام فرمود

[1]مستدرك الوسائل، ج 12، باب 81، ابواب جهاد النفس، ص 112، حديث 10.

[2]همان، باب 82، ص 116، حديث 3.

[3]همان، باب 83، ص 117، حديث 2.

[4]همان، باب 85، ص 119، حديث 2.

[5]همان، باب 85، ص 123، حديث 12.


صفحه 160

«ما من عبد يذنب إلّا أجّله اللَّه سبع ساعات، فإن تاب لم يكتب عليه ذنب».[1]

«هر بنده‌اى كه گناهى مرتكب مى‌شود، خداوند به او هفت ساعت مهلت مى‌دهد، پس اگر توبه كرد، گناهى در پرونده اعمال اونوشته نمى‌شود.»

7- محمد بن مسلم از امام باقرعليه السلام روايت مى‌كند:

«إنّ من أحب عباد اللَّه إلى اللَّه المفتن المحسن التوّاب‌.[2]

«محبوب‌ترين بندگان خدا نزد خدا، بنده شيداى نيكوكار توبه كننده است.»

8- پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله فرمود:

«التائب إذا لم يستبن عليه‌أثر التوبة فليس بتائب، يرضي الخصماء، ويعيد الصلوات، ويتواضع بين‌الخلق، ويقي نفسه عن‌الشهوات، ويهزل رقبته‌بصيام النهار، ويصفِّر لونه بقيام الليل، ويخمص بطنه بقلّة الأكل، ويقوِّس ظهره من مخافة النار، ويذيب عظامه شوقاً إلى الجنة، ويرقّ قلبه من هول ملك‌الموت، ويجفّف جلده على بدنه بتفكّر الآخرة، فهذا أثر التوبة، وإذا رأيتم العبد على هذه الصفة فهو تائب ناصح لنفسه‌.[3]

«توبه كننده‌اى كه نشانه‌ها و آثار توبه در او ديده نشود، توبه كننده نيست. بايد طرف نزاع خود را راضى كند، نمازهاى فوت شده رااعاده نمايد، در ميان خلق بافروتنى رفتار نمايد، خود را از شهوات باز دارد، خود را با روزه دارى لاغر گرداند، رنگ رخش با نمازهاى‌شبانه زرد شود، با كم خورى شكمش را خالى نگهدارد، پشتش از ترس آتش جهنم كمانى شود، استخوانش را در اشتياق‌بهشت ذوب كند، قلبش را از هول فرشته مرگ رقيق گرداند و با تفكر درباره آخرت، پوستش را بر بدنش خشك سازد. اينها آثار توبه است واگر بنده را با اين‌اوصاف ديديد، او توبه كننده ناصح خويشتن است.»

9- از حضرت رسول اكرم‌صلى الله عليه وآله نقل شده كه به شمعون بن لاوى در ضمن حديثى گفت:

«وأمّا علامةالتائب فأربعة: النصيحة للَّه في عمله، وترك‌الباطل، ولزوم‌الحقّ، والحرص على الخير.[4]

«نشانه‌هاى توبه كننده (واقعى) چهار چيز است: اخلاص براى خدا در عملش، و ترك باطل، وملازمت حق و حرص‌و اشتياق به كار خير.»

احكام:

1- بر شخص مؤمن لازم است كه به طور هميشگى بياد آخرت باشد وبراى سفر طولانى گريز

[1]مستدرك الوسائل، ج 12، باب 85، ابواب جهاد النفس، 124، حديث 17.

[2]همان، باب 86، ص 126، حديث 6.

[3]همان، باب 87، ص 130، حديث 2.

[4]همان، باب 87، ص 137، حديث 7.


صفحه 161

ناپذير آمادگى بگيرد، زيرا اگر اجل او فرا رسيد، حتى يك ساعت هم دير يا زود نخواهد شد.

2- يكى از راههاى آمادگى براى مرگ، توبه است. توبه كردن بعد از هر گناهى فوراً واجب است، و از شرايط توبه است: پشيمانى از گناه، عزم بر ترك آن، اداى واجب يا حقى كه ترك شده باشد همچون نماز و زكات و ردّ مظالم. و از آداب توبه: تضرّع به‌خدا، توسل به پيامبرصلى الله عليه وآله و اهل بيت‌عليه السلام او، تمسك به آنان، جهاد در راه خدا، انفاق، عمل‌صالح، اخلاص، استغفار و طلب آمرزش در سحرگاهان مى‌باشد.

3- اداى امانتها و مسترد ساختن حقوق مخصوصا با ظهور نشانه‌هاى مرگ، برانسان واجب است، و اگر به وصى خود اطمينان‌دارد، وصيت كردن به انجام آنها هم كفايت مى‌كند به گونه‌اى كه اختلالى در پرداخت حقوق و امانات پديد نيايد.

4- همچنين واجب است به انجام دادن واجباتى كه موفق به انجام دادن آنها نشده مانند حج، وصيت كند. اما آنچه انجام دادن آن‌بر وصى واجب است مانند قضاى نماز و روزه، بنابر احتياط بر او لازم است كه آنها را به وصى اعلام نمايد.

5- ضايع ساختن حقوق ورثه جايز نيست مثل اينكه به طور كاذب اقرار كند كه پاره‌اى از اموالش متعلق به غير است و بنابر احوطنبايد اموال و دارايى پنهان خود (مانند حسابهاى محرمانه بانكى) يا طلبهاى خود را از ورثه كتمان كند.

6- شايسته است كه بر كودكان صغير خود قيّم تعيين كند و اگر بدون قيم، تلف شدن آنان‌يا تضييع حقوق آنان را احتمال بدهد، تعيين قيم واجب مى‌شود، وشايسته است كسى را تعيين كند كه براى انجام اين مسؤليت‌شايستگى داشته باشد.

با بيمارى چگونه برخورد كنيم؟

حديث شريف:

1- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله:

يقول اللَّه عزّ وجلّ للمَلك الموكّل بالمؤمن إذا مرض: اكتب له ما كنت تكتب له في صحّته، فإنّي أنا الذي صيّرته في‌حبالي‌.[1]

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: خداوند عزّوجلّ به فرشته‌اى كه موكل به شخص مؤمن است، در زمانى كه او مريض شود مى‌گويد درپرونده اعمال او همان چيزى را بنويس كه در هنگام صحّت و سلامتى او مى‌نوشتى، زيرا اين من هستم كه او را در دام خود كشيده‌ام (به‌بند بيمارى درآورده‌ام).»

[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 1، ابواب الاحتضار، ص 621، حديث 2.


صفحه 162

2- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله:

الحمى رائد الموت، وسجن اللَّه في الأرض، وفورها من جهنم، وهي حظّ كلّ مؤمن من النار».[1]

«پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله فرمود: تب، پيشاهنگ مرگ و زندان خدا در زمين است وفوران و حرارت آن از آتش جهنم‌است. نصيب وقسمت هر مؤمن از آتش، تب است.»

3- زراره از امام صادق‌عليه السلام يا امام باقرعليه السلام روايت مى‌كند:

«سهر ليلة من مرض أو وجع أفضل وأعظم أجراً من عبادة سنة»[2]

«پاداش يك شب بى خوابى از جهت بيمارى يا درد، بهتر وبيشتر از يك سال عبادت كردن است.»

4- امام صادق‌عليه السلام از پدرانش‌عليهم السلام از وصيت پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله به حضرت على‌عليه السلام نقل مى‌كند كه فرمود:

«يا عليُّ، أنين المؤمن تسبيح، وصياحه تهليل، ونومه على الفراش عبادة، وتقلّبه من جنب إلى جنب جهاد في سبيل اللَّه، فإن عوفي مشى في الناس وماعليه من ذنب».[3]

«پيامبراسلام‌صلى الله عليه وآله فرمود: اى على! ناله كردن مؤمن، تسبيح وفرياد كردنش تهليل، و خوابيدن او در بستر بيمارى، عبادت و پهلوبه پهلو شدن او جهاد در راه خداست. پس اگر عافيت و بهبودى پيدا كرد، در ميان مردم به زندگى خود ادامه مى‌دهد و هيچ گناهى بر اونيست.»

5- جابر از امام باقرعليه السلام روايت مى‌كند:

«إذا أحبّ‌اللَّه عبداً نظر إليه، فإذا نظر إليه‌أتحفه بواحدة من ثلاث: إمّا صداع، وإمّا حمى، وإمّا رمد.[4]

«وقتى خدا بنده‌اى را دوست بدارد، به سوى او نگاه مى‌كند، ووقتى به سوى او نگاه كند، يكى از سه چيز را به عنوان هديه به اومى‌بخشد: يا سردرد يا تب يا چشم درد.»

6- رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله فرمود:

«حمى ليلة كفارة سنة.[5]

«يك شب تب كردن، كفاره يك سال است.»

7- حضرت على‌عليه السلام درباره بيمارى طفل گفت:

«كفارة لوالديه‌.[6]

«بيمارى كودك، كفاره پدر و مادر او است.»

[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 1، ابواب الاحتضار، ص 622، حديث 5.

[2]همان، حديث 6.

[3]همان، ص 623، حديث 11.

[4]همان، باب 1، ص 623، حديث 12.

[5]همان، ص 625، حديث 22.

[6]همان، باب 2، ص 626، حديث 1.


صفحه 163

8- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«قال اللَّه عزّو جلّ:

أيّما عبد ابتليته ببليّة فكتم ذلك عوّاده ثلاثاً أبدلته لحماً خيراً من لحمه، ودماً خيراً من دمه، وبشراً خيراً من بشره، فإن أبقيته‌أبقيته ولا ذنب له، وإن مات، مات إلى رحمتي‌.[1]

«خداوند عزّ و جلّ فرمود: هر بنده‌اى كه او را به بيمارى مبتلا كنم و او اين بيمارى را از عيادت كنندگان خود تا سه روز پنهان كند، گوشت بدن او را به گوشت بهتر، و خون او را به خون بهتر، وپوست بدن او را به پوست بهتر، تبديل خواهم كرد. پس اگر او را در قيد حيات‌باقى بگذارم، زنده مى‌ماند در حاليكه هيچ گناهى ندارد. اگر هم بميرد به جوار رحمتم منتقل خواهد شد.»

9- حضرت على‌عليه السلام فرمود:

«من كتم وجعاً أصابه ثلاثة أيام من الناس وشكى إلى اللَّه عزّ وجلّ كان حقّاً على اللَّه أن يعافيه منه‌.[2]

«كسى كه گرفتار دردى شده است و تا سه روز آن را از مردم كتمان كند و تنها به خداوند شكوه نمايد، بر خداوند لازم است كه او رااز آن بيمارى بهبود بخشد.»

10- امام ابوالحسن موسى بن جعفرعليه السلام فرمود:

«ليس من دواء إلّا ويهيّج داء، وليس شي‌ء أنفع في البدن من إمساك اليد إلّا عمّا يحتاج إليه»[3]

. «هيچ دوايى نيست مگر اينكه دردى را تحريك و تهييج مى‌كند، وهيچ چيزى نافع‌تر به بدن از اين نيست كه انسان پرهيز كند مگر ازچيزى كه واقعاً بدن به آن احتياج دارد.»

11- حسن بن فضل طبرسى در كتاب «مكارم الاخلاق» مى‌گويد: امام عليه السلام فرمود:

«تجنّب الدواء ما احتمل بدنك الداء فإذا لم يحتمل الداء فالدواء»[4].

«تا زمانى كه بدن تو تحمل درد را دارد از مصرف دارو پرهيز كن و اگر درد غير قابل تحمل بود آنگاه بايد دارو مصرف كرد.»

12- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّ نبياً من الأنبياء مرض فقال: لا أتداوى حتى يكون الذي أمرضني هو الذي يشفيني، فأوحى اللَّه إليه: لا أشفيك حتّى تتداوى، فإن الشفاءمنّي»[5]

. «پيامبرى از پيامبران الهى بيمار شد پس گفت: من مداوا نمى‌كنم تا اينكه آن كس كه مرا بيمار ساخته، شفايم دهد. خداوند به اووحى فرمود: ترا شفا نمى‌دهم مگر اينكه خود را مداوا كنى زيرا شفا دادن از من‌

[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 3، ابواب الاحتضار، ص 627، حديث 1.

[2]همان، ص 628، حديث 9.

[3]همان، باب 4، ص 629، حديث 1.

[4]همان، ص 630، حديث 5.

[5]همان، حديث 7.


صفحه 164

است.»

13- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«ليست الشكاية أن يقول الرجل: مرضت البارحة أو وعكت البارحة ولكن الشكاية أن يقول: بليت بما لم يبل به أحد.[1]

«شكايت كردن اين نيست كه شخص بگويد: ديروز مريض يا كسل و ناخوش شدم بلكه شكايت اين است كه بگويد من به مرضى‌مبتلا شدم كه هيچ كس به آن مبتلا نشده است.»

14- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«يا حسن، إذا نزلت بك نازلة فلا تشكها إلى أحد من أهل الخلاف ولكن اذكرها لبعض اخوانك فإنّك لن تعدم خصلة من خصال أربع: إمّا كفاية بمال، وإمّا معونة بجاه، أو دعوة تستجاب، أو مشورة برأي‌.[2]

«اى حسن! اگر گرفتارى و مصيبتى براى تو پيش آمد، به هيچ كس از مخالفين شكوه نكن، ولى‌به برخى از برادرانت ياد آورى كن حتماً با يكى از چهار چيز تو را كمك خواهد كرد: يا با مالش يا با جاه ومقامش يا با دعاى مستجابش و يابا نظر ومشورتش.»

15- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّ المشي للمريض نكس. إنّ أبي‌عليه السلام كان إذا اعتلّ جعل في ثوب فحمل لحاجته- يعني الوضوء- وذاك أنّه كان يقول: إنّ المشي للمريض‌نكس».[3]

«راه رفتن براى مريض موجب عودت مرض مى‌شود. پدرم‌عليه السلام وقتى عليل وبيمار مى‌شد، در جامه‌اى قرار داده مى‌شد، و براى‌وضو گرفتن، كسى ديگر حضرت را بر دوش حمل مى‌كرد، زيرا آن حضرت مى‌فرمود: راه رفتن بيمار باعث بازگشت بيمارى اومى‌شود.»

16- امام ابوالحسن موسى كاظم‌عليه السلام فرمود:

«إذا مرض أحدكم فليأذن للناس يدخلون عليه فإنّه ليس من أحد إلّا وله دعوة مستجابة».[4]

«اگر كسى از شما بيمار شد، به مردم اجازه دهد كه به عيادت او بيايند، زيرا هيچ كسى نيست مگر اينكه يك دعاى مستجابى‌دارد.»

[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 5، ابواب الاحتضار، ص 631، حديث 3.

[2]همان، باب 6، حديث 2.

[3]همان، باب 7، ص 632، حديث 1.

[4]همان، باب 9، ص 633، حديث 1.


صفحه 165

با بيمار چگونه رفتار كنيم؟

حديث شريف:

1- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«أي مؤمن عاد مؤمناً في اللَّه عزّ وجلّ في مرضه وكّل اللَّه به ملكاً من العوّاد يعوده في قبره ويستغفر له إلى يوم القيامة.[1]

«هر مؤمنى كه مؤمن بيمارى را براى خدا عيادت كند، خداوند فرشته‌اى را موظف مى‌سازد كه او را در قبرش عيادت كند و تا روزقيامت براى او آمرزش بطلبد.»

2- امير المؤمنين‌عليه السلام فرمود:

«ضمنت لستّة الجنة، منهم رجل خرج يعود مريضاً فمات فله‌الجنة»[2]

«براى شش كس بهشت را تضمين مى‌كنم، از جمله آنها مردى است كه به منظور عيادت بيمارى از منزل خارج شده و در راه مرده‌است. اين مرد وارد بهشت مى‌شود.»

3- امام موسى بن جعفر از پدرانش‌عليهم السلام از پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله نقل فرمود:

«يعيّر اللَّه عزّوجلّ عبداً من عباده يوم القيامة فيقول: عبدي ما منعك إذا مرضت أن تعودني؟ فيقول: سبحانك سبحانك أنت ربّ العباد، لا تمرض و لاتألم، فيقول: مرض اخوك المؤمن فلم تعده، وعزّتي وجلالي ولو عدته لوجدتني عنده ثمّ لتكفّلت بحوائجك فقضيتها لك وذلك من كرامة عبدي المؤمن وأنا الرحمن‌الرحيم‌.[3]

«خداوند در روز قيامت، بنده‌اى از بندگانش را نكوهش مى‌كند ومى‌گويد: بنده من! چه مانع شد از اينكه مرا عيادت كنى وقتى كه‌بيمار شدم؟ آن بنده در پاسخ عرض مى‌كند: خداوندا! تو پاك و منزه هستى، تو پروردگار بندگان هستى، بيمار نمى‌شوى، درد و مرض ندارى. خداوند مى‌فرمايد: برادر مؤمن تو بيمار شد و تو از او عيادت نكردى. سوگند به عزت و جلالم اگر او را عيادت مى‌كردى، مرا هم در نزد اومى‌يافتى و سپس من هم نيازمنديهاى تو را برآورده مى‌ساختم و اين از كرامتهاى بنده مؤمن من است و من خداى بخشاينده و مهربان‌هستم.»

4- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«أيّما مؤمن عاد مؤمناً مريضاً حين يصبح، شيّعه سبعون‌ألف ملك، فإذا قعد غمرته الرحمة واستغفروا

[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 10، ابواب احتضار، ص 634، حديث 4.

[2]همان، ص 635، حديث 8.

[3]همان، ص 635، حديث 10.


صفحه 166

له حتى يمسي، وإن عاده مساءً كان له مثل ذلك حتى يصبح‌.[1]

«هر مؤمنى اگر مؤمن بيمارى را در اوّل صبح عيادت كند، هفتاد هزار فرشته او را مشايعت مى‌كنند و زمانى كه در نزد او نشست، رحمت الهى وجود او را فرا مى‌گيرد و فرشتگان الهى براى او آمرزش مى‌طلبند تا شب فرا رسد، و اگر در شب عيادت كند باز هم همين حالت‌براى او خواهد بود تا صبح شود.»

5- عيسى بن عبداللَّه قمى در حديثى مى‌گويد؛ از امام صادق‌عليه السلام شنيدم كه مى‌گفت:

«ثلاثة دعوتهم مستجابة: الحاج، والغازي، والمريض فلا تغيظوه ولا تضجروه»[2]

«دعاى سه نفر اجابت مى‌شود: حاجى، جنگجو (مجاهد) وبيمار، پس بيمار را خشمگين نسازيد و خسته و رنجيده‌نگردانيد.»

6- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«لا عيادة في وجع العين، ولا تكون عيادة في أقل من ثلاثة أيام، فإذا وجبت فيوم ويوم لا، فإذا طالت العلّة ترك المريض وعياله»[3]

«چشم دردى عيادت ندارد، و در بيمارى كمتر از سه روز هم عيادت لازم نيست و زمانى كه عيادت لازم باشد بايد يكروز در ميان‌انجام شود واگر بيمارى طول كشيد، بيمار به خانواده‌اش واگذاشته شود.»

7- ابو حمزه ثمالى از امام باقرعليه السلام نقل مى‌كند كه:

«حضرت على‌عليه السلام فرمود: كسى كه به بدنش دردى برسد بايد خود را تعويذ (در پناه خدا) كند و بگويد: أعوذ بعزّةاللَّه من قدرته على الأشياء، اعيذ نفسي بجبّار السماء، اعيذ نفسي بمن لا يضرّ مع اسمه سمّ ولا داء، اعيذ نفسي بالذي اسمه بركة و شفاء ...

وقتى اين دعا را بخواند، هيچ درد و المى به او آسيب نمى‌رساند.[4]

8- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«ما اشتكى أحد من المؤمنين شكاية قطّ فقال بإخلاص نيّة ومسح موضع العلّة ويقول:

(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌوَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَاراً) إلّا عوفي من تلك العلّة أيّة علّة كانت، ومصداق ذلك في الآية حيث يقول: (شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ).[5]

«هيچ مؤمنى نيست كه از بيمارى و درد در رنج باشد، و موضع درد را با دست مسح كرده و با اخلاص نيت اين آيه را بخواند: (وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا

[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 11، ابواب الاحتضار، ص 636، حديث 1.

[2]همان، باب 12، ص 637، حديث 2.

[3]همان، باب 13، ص 638، حديث 1.

[4]همان، باب 14، ص 639، حديث 1.

[5]همان، باب 14، ص 640، حديث 7.