2- امام صادقعليه السلام فرمود:
«قال رسول اللَّهصلى الله عليه وآله:
الحمى رائد الموت، وسجن اللَّه في الأرض، وفورها من جهنم، وهي حظّ كلّ مؤمن من النار».[1]
«پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله فرمود: تب، پيشاهنگ مرگ و زندان خدا در زمين است وفوران و حرارت آن از آتش جهنماست. نصيب وقسمت هر مؤمن از آتش، تب است.»
3- زراره از امام صادقعليه السلام يا امام باقرعليه السلام روايت مىكند:
«سهر ليلة من مرض أو وجع أفضل وأعظم أجراً من عبادة سنة»[2]
«پاداش يك شب بى خوابى از جهت بيمارى يا درد، بهتر وبيشتر از يك سال عبادت كردن است.»
4- امام صادقعليه السلام از پدرانشعليهم السلام از وصيت پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله به حضرت علىعليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
«يا عليُّ، أنين المؤمن تسبيح، وصياحه تهليل، ونومه على الفراش عبادة، وتقلّبه من جنب إلى جنب جهاد في سبيل اللَّه، فإن عوفي مشى في الناس وماعليه من ذنب».[3]
«پيامبراسلامصلى الله عليه وآله فرمود: اى على! ناله كردن مؤمن، تسبيح وفرياد كردنش تهليل، و خوابيدن او در بستر بيمارى، عبادت و پهلوبه پهلو شدن او جهاد در راه خداست. پس اگر عافيت و بهبودى پيدا كرد، در ميان مردم به زندگى خود ادامه مىدهد و هيچ گناهى بر اونيست.»
5- جابر از امام باقرعليه السلام روايت مىكند:
«إذا أحبّاللَّه عبداً نظر إليه، فإذا نظر إليهأتحفه بواحدة من ثلاث: إمّا صداع، وإمّا حمى، وإمّا رمد.[4]
«وقتى خدا بندهاى را دوست بدارد، به سوى او نگاه مىكند، ووقتى به سوى او نگاه كند، يكى از سه چيز را به عنوان هديه به اومىبخشد: يا سردرد يا تب يا چشم درد.»
6- رسول اللَّهصلى الله عليه وآله فرمود:
«حمى ليلة كفارة سنة.[5]
«يك شب تب كردن، كفاره يك سال است.»
7- حضرت علىعليه السلام درباره بيمارى طفل گفت:
«كفارة لوالديه.[6]
«بيمارى كودك، كفاره پدر و مادر او است.»
[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 1، ابواب الاحتضار، ص 622، حديث 5.
[2]همان، حديث 6.
[3]همان، ص 623، حديث 11.
[4]همان، باب 1، ص 623، حديث 12.
[5]همان، ص 625، حديث 22.
[6]همان، باب 2، ص 626، حديث 1.
8- امام صادقعليه السلام فرمود:
«قال اللَّه عزّو جلّ:
أيّما عبد ابتليته ببليّة فكتم ذلك عوّاده ثلاثاً أبدلته لحماً خيراً من لحمه، ودماً خيراً من دمه، وبشراً خيراً من بشره، فإن أبقيتهأبقيته ولا ذنب له، وإن مات، مات إلى رحمتي.[1]
«خداوند عزّ و جلّ فرمود: هر بندهاى كه او را به بيمارى مبتلا كنم و او اين بيمارى را از عيادت كنندگان خود تا سه روز پنهان كند، گوشت بدن او را به گوشت بهتر، و خون او را به خون بهتر، وپوست بدن او را به پوست بهتر، تبديل خواهم كرد. پس اگر او را در قيد حياتباقى بگذارم، زنده مىماند در حاليكه هيچ گناهى ندارد. اگر هم بميرد به جوار رحمتم منتقل خواهد شد.»
9- حضرت علىعليه السلام فرمود:
«من كتم وجعاً أصابه ثلاثة أيام من الناس وشكى إلى اللَّه عزّ وجلّ كان حقّاً على اللَّه أن يعافيه منه.[2]
«كسى كه گرفتار دردى شده است و تا سه روز آن را از مردم كتمان كند و تنها به خداوند شكوه نمايد، بر خداوند لازم است كه او رااز آن بيمارى بهبود بخشد.»
10- امام ابوالحسن موسى بن جعفرعليه السلام فرمود:
«ليس من دواء إلّا ويهيّج داء، وليس شيء أنفع في البدن من إمساك اليد إلّا عمّا يحتاج إليه»[3]
. «هيچ دوايى نيست مگر اينكه دردى را تحريك و تهييج مىكند، وهيچ چيزى نافعتر به بدن از اين نيست كه انسان پرهيز كند مگر ازچيزى كه واقعاً بدن به آن احتياج دارد.»
11- حسن بن فضل طبرسى در كتاب «مكارم الاخلاق» مىگويد: امام عليه السلام فرمود:
«تجنّب الدواء ما احتمل بدنك الداء فإذا لم يحتمل الداء فالدواء»[4].
«تا زمانى كه بدن تو تحمل درد را دارد از مصرف دارو پرهيز كن و اگر درد غير قابل تحمل بود آنگاه بايد دارو مصرف كرد.»
12- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ نبياً من الأنبياء مرض فقال: لا أتداوى حتى يكون الذي أمرضني هو الذي يشفيني، فأوحى اللَّه إليه: لا أشفيك حتّى تتداوى، فإن الشفاءمنّي»[5]
. «پيامبرى از پيامبران الهى بيمار شد پس گفت: من مداوا نمىكنم تا اينكه آن كس كه مرا بيمار ساخته، شفايم دهد. خداوند به اووحى فرمود: ترا شفا نمىدهم مگر اينكه خود را مداوا كنى زيرا شفا دادن از من
[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 3، ابواب الاحتضار، ص 627، حديث 1.
[2]همان، ص 628، حديث 9.
[3]همان، باب 4، ص 629، حديث 1.
[4]همان، ص 630، حديث 5.
[5]همان، حديث 7.
است.»
13- امام صادقعليه السلام فرمود:
«ليست الشكاية أن يقول الرجل: مرضت البارحة أو وعكت البارحة ولكن الشكاية أن يقول: بليت بما لم يبل به أحد.[1]
«شكايت كردن اين نيست كه شخص بگويد: ديروز مريض يا كسل و ناخوش شدم بلكه شكايت اين است كه بگويد من به مرضىمبتلا شدم كه هيچ كس به آن مبتلا نشده است.»
14- امام صادقعليه السلام فرمود:
«يا حسن، إذا نزلت بك نازلة فلا تشكها إلى أحد من أهل الخلاف ولكن اذكرها لبعض اخوانك فإنّك لن تعدم خصلة من خصال أربع: إمّا كفاية بمال، وإمّا معونة بجاه، أو دعوة تستجاب، أو مشورة برأي.[2]
«اى حسن! اگر گرفتارى و مصيبتى براى تو پيش آمد، به هيچ كس از مخالفين شكوه نكن، ولىبه برخى از برادرانت ياد آورى كن حتماً با يكى از چهار چيز تو را كمك خواهد كرد: يا با مالش يا با جاه ومقامش يا با دعاى مستجابش و يابا نظر ومشورتش.»
15- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ المشي للمريض نكس. إنّ أبيعليه السلام كان إذا اعتلّ جعل في ثوب فحمل لحاجته- يعني الوضوء- وذاك أنّه كان يقول: إنّ المشي للمريضنكس».[3]
«راه رفتن براى مريض موجب عودت مرض مىشود. پدرمعليه السلام وقتى عليل وبيمار مىشد، در جامهاى قرار داده مىشد، و براىوضو گرفتن، كسى ديگر حضرت را بر دوش حمل مىكرد، زيرا آن حضرت مىفرمود: راه رفتن بيمار باعث بازگشت بيمارى اومىشود.»
16- امام ابوالحسن موسى كاظمعليه السلام فرمود:
«إذا مرض أحدكم فليأذن للناس يدخلون عليه فإنّه ليس من أحد إلّا وله دعوة مستجابة».[4]
«اگر كسى از شما بيمار شد، به مردم اجازه دهد كه به عيادت او بيايند، زيرا هيچ كسى نيست مگر اينكه يك دعاى مستجابىدارد.»
[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 5، ابواب الاحتضار، ص 631، حديث 3.
[2]همان، باب 6، حديث 2.
[3]همان، باب 7، ص 632، حديث 1.
[4]همان، باب 9، ص 633، حديث 1.
با بيمار چگونه رفتار كنيم؟
حديث شريف:
1- امام صادقعليه السلام فرمود:
«أي مؤمن عاد مؤمناً في اللَّه عزّ وجلّ في مرضه وكّل اللَّه به ملكاً من العوّاد يعوده في قبره ويستغفر له إلى يوم القيامة.[1]
«هر مؤمنى كه مؤمن بيمارى را براى خدا عيادت كند، خداوند فرشتهاى را موظف مىسازد كه او را در قبرش عيادت كند و تا روزقيامت براى او آمرزش بطلبد.»
2- امير المؤمنينعليه السلام فرمود:
«ضمنت لستّة الجنة، منهم رجل خرج يعود مريضاً فمات فلهالجنة»[2]
«براى شش كس بهشت را تضمين مىكنم، از جمله آنها مردى است كه به منظور عيادت بيمارى از منزل خارج شده و در راه مردهاست. اين مرد وارد بهشت مىشود.»
3- امام موسى بن جعفر از پدرانشعليهم السلام از پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله نقل فرمود:
«يعيّر اللَّه عزّوجلّ عبداً من عباده يوم القيامة فيقول: عبدي ما منعك إذا مرضت أن تعودني؟ فيقول: سبحانك سبحانك أنت ربّ العباد، لا تمرض و لاتألم، فيقول: مرض اخوك المؤمن فلم تعده، وعزّتي وجلالي ولو عدته لوجدتني عنده ثمّ لتكفّلت بحوائجك فقضيتها لك وذلك من كرامة عبدي المؤمن وأنا الرحمنالرحيم.[3]
«خداوند در روز قيامت، بندهاى از بندگانش را نكوهش مىكند ومىگويد: بنده من! چه مانع شد از اينكه مرا عيادت كنى وقتى كهبيمار شدم؟ آن بنده در پاسخ عرض مىكند: خداوندا! تو پاك و منزه هستى، تو پروردگار بندگان هستى، بيمار نمىشوى، درد و مرض ندارى. خداوند مىفرمايد: برادر مؤمن تو بيمار شد و تو از او عيادت نكردى. سوگند به عزت و جلالم اگر او را عيادت مىكردى، مرا هم در نزد اومىيافتى و سپس من هم نيازمنديهاى تو را برآورده مىساختم و اين از كرامتهاى بنده مؤمن من است و من خداى بخشاينده و مهربانهستم.»
4- امام صادقعليه السلام فرمود:
«أيّما مؤمن عاد مؤمناً مريضاً حين يصبح، شيّعه سبعونألف ملك، فإذا قعد غمرته الرحمة واستغفروا
[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 10، ابواب احتضار، ص 634، حديث 4.
[2]همان، ص 635، حديث 8.
[3]همان، ص 635، حديث 10.
له حتى يمسي، وإن عاده مساءً كان له مثل ذلك حتى يصبح.[1]
«هر مؤمنى اگر مؤمن بيمارى را در اوّل صبح عيادت كند، هفتاد هزار فرشته او را مشايعت مىكنند و زمانى كه در نزد او نشست، رحمت الهى وجود او را فرا مىگيرد و فرشتگان الهى براى او آمرزش مىطلبند تا شب فرا رسد، و اگر در شب عيادت كند باز هم همين حالتبراى او خواهد بود تا صبح شود.»
5- عيسى بن عبداللَّه قمى در حديثى مىگويد؛ از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىگفت:
«ثلاثة دعوتهم مستجابة: الحاج، والغازي، والمريض فلا تغيظوه ولا تضجروه»[2]
«دعاى سه نفر اجابت مىشود: حاجى، جنگجو (مجاهد) وبيمار، پس بيمار را خشمگين نسازيد و خسته و رنجيدهنگردانيد.»
6- امام صادقعليه السلام فرمود:
«لا عيادة في وجع العين، ولا تكون عيادة في أقل من ثلاثة أيام، فإذا وجبت فيوم ويوم لا، فإذا طالت العلّة ترك المريض وعياله»[3]
«چشم دردى عيادت ندارد، و در بيمارى كمتر از سه روز هم عيادت لازم نيست و زمانى كه عيادت لازم باشد بايد يكروز در ميانانجام شود واگر بيمارى طول كشيد، بيمار به خانوادهاش واگذاشته شود.»
7- ابو حمزه ثمالى از امام باقرعليه السلام نقل مىكند كه:
«حضرت علىعليه السلام فرمود: كسى كه به بدنش دردى برسد بايد خود را تعويذ (در پناه خدا) كند و بگويد: أعوذ بعزّةاللَّه من قدرته على الأشياء، اعيذ نفسي بجبّار السماء، اعيذ نفسي بمن لا يضرّ مع اسمه سمّ ولا داء، اعيذ نفسي بالذي اسمه بركة و شفاء ...
وقتى اين دعا را بخواند، هيچ درد و المى به او آسيب نمىرساند.[4]
8- امام صادقعليه السلام فرمود:
«ما اشتكى أحد من المؤمنين شكاية قطّ فقال بإخلاص نيّة ومسح موضع العلّة ويقول:
(وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌوَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَاراً) إلّا عوفي من تلك العلّة أيّة علّة كانت، ومصداق ذلك في الآية حيث يقول: (شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ).[5]
«هيچ مؤمنى نيست كه از بيمارى و درد در رنج باشد، و موضع درد را با دست مسح كرده و با اخلاص نيت اين آيه را بخواند: (وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا
[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 11، ابواب الاحتضار، ص 636، حديث 1.
[2]همان، باب 12، ص 637، حديث 2.
[3]همان، باب 13، ص 638، حديث 1.
[4]همان، باب 14، ص 639، حديث 1.
[5]همان، باب 14، ص 640، حديث 7.
خَسَارا[1]) مگر اينكه از آنبيمارى، شفا مىيابد، هر بيمارىاى كه باشد، زيرا در اين آيه خداوند مىفرمايد:(شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌلِلْمُؤْمِنِينَ).»
9- امام صادقعليه السلام فرمود:
«تمام العيادة للمريض أن تضع يدك على ذراعه، وتعجّل القيام من عنده، فإنّ عيادة النوكى أشدّ على المريض من وجعه»[2]
«عيادت كامل بيمار اين است كه دست روى بازوى او بگذارى، وهرچه زودتر از نزد او بلند شوى، زيرا عيادت افراد احمق، براىبيمار از دردش، سختتر و غير قابل تحملتر است.»
10- أبو زيد از يكى از دوستان امام جعفر بن محمدعليه السلام نقل مىكند كه گفت: يكى از دوستان امام صادقعليه السلام بيمار شده بود و ما كهبا عدهاى از دوستان آن حضرت بوديم و به منظور عيادت آن شخص بيمار از منزل خارج شديم و در مسير راه با امام صادقعليه السلامبرخورديم. او به ما گفت: «كجا مىرويد؟» گفتيم: نزد فلانى براى عيادت او مىرويم. فرمود: «بايستيد.» پس ما ايستاديم، گفت: «آيا يكى از شما با خود سيبى يا گلابى يا بالنگى يا يك قاشق عطر يا قطعهاى از عود بخور به همراهداريد؟» گفتيم: چيزى نداريم. فرمود: «آيا نمىدانيد كه شخص مريض از هر چيزى كه براى او برده شود خوشحالمىشود؟»[3]
11- امام صادقعليه السلام از پدارنشعليهم السلام از پيامبر خداصلى الله عليه وآله در حديث مناهى نقل فرمود:
«ومن كفى ضريراً حاجته من حوائج الدنيا ومشى له فيها حتى يقضي اللَّه له حاجته أعطاه اللَّه براءة من النفاق وبراءة من النار وقضى له سبعين حاجة منحوائج الدنيا، ولا يزال يخوض في رحمة اللَّه حتى يرجع، ومن سعى لمريض في حاجة قضاها أو لم يقضها خرج من ذنوبه كيوم ولدته امّه. فقال رجل من الأنصار: بأبي أنت وامّي يا رسول اللَّه، فإن كان المريض من أهل بيته أوَليس أعظم أجراً إذا سعى في حاجة أهل بيته؟ قال: نعم»[4]
«كسى كه نيازى از نيازهاى دنيوى شخص بيمار ضعيفى را برآورده كند و براى رفع نياز او تلاش كند خداوند هم نياز او را برآوردهسازد، خدا براى او برائتى از نفاق و برائتى از آتش جهنم را مىبخشد، وهفتاد نياز دنيايى او را برآورده مىگرداند و همچنان در رحمت الهىغوطهور خواهد شد تا اينكه برگردد. و كسى كه براى رفع نياز بيمارى كوشش و تلاش كند چه برآورده گردد و يا نتواند، از گناهان خود مانندروزى كه از مادر متولد شده، پاك خواهد شد. مردى از انصار پرسيد، اى رسول خدا پدر ومادرم به فدايت اگر مريض
[1]سوره اسراء، آيه 82.
[2]وسائل الشيعه، ج 2، باب 15، ابواب احتضار، ص 642، حديث 3.
[3]همان، باب 17، ص 643، حديث 1.
[4]همان، باب 18، ص 643، حديث 1.
از اهل بيت آن شخصباشد آيا پاداش او بيشتر خواهد بود؟ فرمود: بلى.»
12- على بن جعفر از برادرش امام موسىعليه السلام نقل مىكند:
«سألته عن الوباء يقع في الأرض هل يصلح للرجل أن يهرب منه؟ قال: يهرب منه ما لم يقع في مسجده الذي يصلّي فيه، فإذا وقع في أهل مسجده الذييصلّي فيه فلا يصلح له الهرب منه»[1]
«از او درباره وبا پرسيدم كه آيا براى مرد شايسته است كه از آن فرار كند؟ فرمود: فرار كند تا زمانى كه در مسجدى كه در آن نمازمىخواند، سرايت نكرده باشد. پس اگر در ميان اهالى مسجدى كه او در آن نماز مىخواند سرايت كرده باشد، شايسته نيست كه فراركند.»
13- على بن ابوحمزه نقل مىكند: «به حضرت امام موسى كاظمعليه السلام گفتم: فدايت شوم آيا براى تب، دوايى نيافتهايد؟ فرمود: ما براى تب، دوايى جز دعا و آب سرد نيافتيم.»[2]
14- ابو اسامه شحام مىگويد؛ از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىگفت:
«ما اختار جدّنا رسول اللَّهصلى الله عليه وآله للحمى إلّا وزن عشرة دراهم سكر بماء بارد على الريق»[3]
«جدّ ما پيامبر خداصلى الله عليه وآله براى درمان تب، تنها به وزن ده درهم شكر با آب سرد، بصورت ناشتا ميل مىفرمود.»
15- امام موسى بن جعفرعليه السلام درباره مردى كه به آن حضرت شكايت كرد وگفت: من ده نفر عيال دارم كه همه آنها بيمار هستندچه كار كنم؟ فرمود:
«داوهم بالصدقة فليس شيء أسرع إجابة من الصدقة ولا أجدى منفعة للمريض من الصدقة.[4]
«آنان را با صدقه مداوا كن، زيرا هيچ چيز از صدقه زودتر اجابت نمىشود و سودمندتر از صدقه براى بيمار چيزى نيست.»
آمادگى براى مرگ
حديث شريف:
1- از امام صادقعليه السلام نقل شده است:
«قال: قلت: أصلحك اللَّه من أحب لقاء اللَّه أحبّ اللَّه لقائه؟ ومن أبغض لقاء اللَّه أبغض اللَّه لقاءه؟ قال: نعم. قلت: فواللَّه إنّا لنكره الموت. قال: ليس ذلكحيث تذهب، إنّما ذلك عند المعاينة إذا رأى ما يحب فليس شيء أحبّ إليه من أن يتقدّم واللَّه تعالى يحبّ لقائه وهو يحبّ لقاء اللَّه حينئذٍ، وإذا رأى ما يكره
[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 20، ابواب احتضار، ص 646، حديث 5.
[2]همان، باب 21، ص 647، حديث 2.
[3]همان، ص 648، حديث 7.
[4]همان، باب 22، ص 648، حديث 4.
فليسشيء أبغض إليه من لقاء اللَّه واللَّه يبغض لقائه.[1]
«راوى گفت، گفتم: آيا كسى كه ملاقات خدا را دوست دارد خدا هم ملاقات او را دوست دارد، وكسى كه از ملاقات خدا كراهت ونفرت دارد خدا هم از ملاقات او كراهت دارد؟ گفت: بلى. گفتم: پس قسم به خدا ما از مرگ كراهت داريم. گفت: اينطور نيست كه شما فكرمىكنيد، حبّ و بغض در هنگام مشاهده مرگ معلوم مىشود. اگر انسان آنچه را دوست دارد ببيند، پس هيچ چيز براى او دوست داشتنى تر ازاين نيست كه به سوى خدا برود و خدا هم ملاقات او را دوست دارد و او هم در اين هنگام ملاقات خدا را دوست مىدارد، واگر برعكس ببيندآنچه را كه از آن كراهت دارد، در اين هنگام هيچ چيز براى او مبغوضتر از ملاقات خداوند نيست و خداوند هم ملاقات او را مبغوضمىدارد.»
2- ابو عبيده حذاء مىگويد: به امام باقرعليه السلام گفتم: سخنى برايم بگو كه از آن بهرهمند شوم. آن حضرت فرمود:
«يا أبا عبيدة، أكثر ذكر الموت فإنّه لم يكثر إنسان ذكر الموت إلّا زهد في الدنيا.[2]
«اى ابوعبيده! مرگ را بسيار ياد كن، زيرا هر انسانى كه مرگ را زياد ياد كند در دنيا پارسايى را پيشه خود خواهد ساخت.»
3- ابو بصير مىگويد: امام صادقعليه السلام به من گفت:
«أما تحزن؟ أما تهتمّ؟ أما تألم؟ قلت: بلى واللَّه. قال: فإذا كان ذلك منك فاذكر الموت ووحدتك في قبرك، وسيلان عينك على خدّيك، وتقطّعأوصالك، وأكل الدود من لحمك، وبلائك، وانقطاعك عن الدنيا، فإنّ ذلك يحثّك على العمل، ويردعك عن كثير من الحرص على الدنيا.[3]
«آيا غمگين نمىشوى؟ آيا دردمند نمىشوى؟ گفتم: بلى به خدا قسم. گفت: اگر چنين شدى پس مرگ را به ياد آور، و تنهائى خودرا در قبر، و جارى شدن چشمهايت بر گونههايت را، و جدا شدن اعضاى پيكرت را، و خوردن كرم گوشت بدنت را، و پوسيده و مندرسشدنت را، و بريده شدنت از دنيا را زيرا اين يادآورىها تو را به عمل (نيك) تشويق مىكند و از حرص زياد به دنيا بازمىدارد.»
4- محمد به على بن الحسين مىگويد: قالعليه السلام:
«من عدّ غداً من أجله فقد أساء صحبة الموت»[4]
امامعليه السلام فرمود: «كسى كه فردا را از عمر خود بشمرد، همراهى مرگ را، بد برداشت كرده است.»
5- جابر بن عبداللَّه مىگويد:
[1]وسائل الشيعه، ج 2، باب 19، ابواب الاحتضار، ص 644، حديث 2.
[2]همان، باب 23، ص 648، حديث 1.
[3]همان، ص 650، حديث 7.
[4]همان، باب 24، ص 651، حديث 2.