بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 192

او گشوده است.»

نماز، حلقه وصل و ارتباط بين قلب بنده و نور خداوند است. نماز معراجى است كه مؤمن‌به وسيله آن به سوى عرش خداوند، صعود مى‌كند و به گفته حضرت على‌عليه السلام:

«لو يعلم المصلّي ما يغشاه من جلال اللَّه، ما سرّه أن يرفع رأسه من السجود.[1]

«اگر نمازگزار بداند آنچه را كه از جلال و شكوه خداوند، او را فرا مى‌گيرد، هرگز خوش نمى‌دارد سر از سجده بلند كند.»

نماز رمز بندگى انسان براى خداوند و تسليم بودن او در برابر امر خداوند، در همه صحنه‌هاى زندگى است. لذا اوّلين عملى كه به آن‌نگاه مى‌شود و مورد بررسى قرار مى‌گيرد، نماز است.

على‌عليه السلام مى‌فرمايد:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

إنّ عمود الدين الصلاة، وهي أوّل ما ينظر فيه من عمل ابن آدم، فإن صحّت نظر في عمله، وإن لم تصحّ لم ينظر في بقيّةعمله‌.[2]

«به يقين، نماز ستون دين است و اوّلين چيزى از اعمال فرزند آدم است كه مورد بررسى قرار مى‌گيرد، پس اگر صحيح و درست‌بود، پرونده اعمال او مورد ملاحظه وبررسى قرار مى‌گيرد و گرنه از ملاحظه بقيّه اعمال او صرف نظر مى‌شود.»

نماز، چارچوب ياد خداوند بزرگ، زبان سخن گفتن مستقيم بين انسان وخداوند، ستون دين، محور احكام دين، هنگامه‌گواهى دادن به حق وشعار برپا داشتن قسط و عدالت است.

امام محمّدباقر مى‌فرمايد:

«الصلاة عمود الدين، ومثلها كمثل عمود الفسطاط، إذا ثبت العمود ثبتت الأوتاد والأطناب، وإذا مال العمود وانكسر لم يثبت وتد ولا طنب‌.[3]

«نماز ستون دين است. مثل نماز، مثل ستون خيمه است. اگر ستون ثابت و پابرجا باشد، ميخ‌ها و طناب‌ها نيز ثابت و پابرجاخواهند بود، و اگر ستون كج شود يا بشكند، ميخ و طنابى هم پابرجا نخواهد ماند.»

برپاداشتن نماز، رمز مدنيّت ايمان است. خداوند سبحان فرموده است:(وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَالِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ‌[4](.

«به موسى و برادرش وحى كرديم كه: براى قوم خود، خانه‌هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد

[1]بحارالانوار، ج 82، ص 37. الخصال، ج 2، ص 167.

[2]الخصال، ج 2، ص 227.

[3]بحار الانوار، ج 79، ص 218، حديث 36.

[4]سوره يونس، آيه 87.


صفحه 193

وخانه‌هايتان را مقابل يكديگر (و متمركز) قرار دهيد و نماز را برپا داريد وبه مؤمنان بشارت ده.»

بدين سان خداوند، مؤمنان را به جهت نماز و عبادت‌شان، نويد وبشارت مى‌دهد؛ نويد پيروزى و رستگارى.

امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«للمصلّي ثلاث خصال:

إذا قام في صلاته يتناثر عليه البرّ من أعنان السماء إلى مفرق رأسه، وتحفّ به الملائكة من تحت قدميه إلى أعنان السماء، وملك‌ينادي: أيّها المصلّي لو تعلم من تناجي ما انفتلت‌.[1]

«براى نمازگزار سه خصوصيّت است: زمانى كه او به نماز مى‌ايستد، از آفاق آسمان تا فرق سرش، نيكويى بر او افشانده مى‌شود، و فرشتگان از زير قدمهايش تا آفاق آسمان به گِرد او مى‌چرخند و طواف مى‌كنند، و فرشته‌اى فرياد مى‌زند: اى نمازگزار! اگر بدانى كه با كه‌مناجات مى‌كنى، هرگز از او روبر نمى‌تابانى.»

نشانه ايمان‌

نماز، نشانه ايمان و توشه مؤمن براى روز قيامت است. گوش فرادهيم كه خداوند عزّ وجلّ خطاب به پيامبرش چه مى‌فرمايد:

(قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَاخِلالٌ ([2]

«به بندگان من كه ايمان آورده‌اند بگو نماز را برپا دارند و از آنچه به آنها روزى داده‌ايم، پنهان وآشكار، انفاق كنند، پيش از آنكه‌روزى فرارسد كه نه در آن خريد وفروش است و نه دوستى.»

از امام صادق‌عليه السلام نيز چنين روايت شده است:

«يؤتى بشيخ يوم القيامة فيدفع إليه كتابه، ظاهره ممّا يلي الناس لا يرى إلّا مساوئ فيطول ذلك عليه فيقول: يا ربّ! أتأمر بي إلى النار؟ فيقول الجبّارجلّ‌جلاله: يا شيخ أنا استحي أن اعذّبك وقد كنت تصلّي في دار الدنيا، اذهبوا بعبدي إلى الجنّة.[3]

«روز قيامت، پيرمردى در محضر خدا آورده مى‌شود و كارنامه اعمالش به او داده مى‌شود، در ظاهر آن كه به سوى مردم است جزبدى ديده نمى‌شود، و اين بر او سخت وگران تمام مى‌شود. پس مى‌گويد: پروردگارا! آيا دستور مى‌دهى به آتش شوم؟ خداوند مى‌فرمايد: اى پيرمرد! من خجالت مى‌كشم كه تو را عذاب كنم در حاليكه تو در دنيا نماز بجا مى‌آوردى. بنده‌ام را به بهشت ببريد.»

[1]بحارالانوار، ج 79، ص 215، حديث 30.

[2]سوره ابراهيم، آيه 31.

[3]بحارالانوار، ج 79، ص 204، حديث 4.


صفحه 194

نماز، آتش گناهانى را كه انسان بين دو نماز برافروخته است، خاموش مى‌گرداند. در خبر منقول از پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله چنين آمده‌است:

«ما من صلاة يحضر وقتها إلّا نادى ملك بين يدي الناس (أيّها الناس) قوموا إلى نيرانكم التي أوقدتموها على ظهوركم فأطفؤوهابصلاتكم‌.[1]

«در هر نمازى كه وقت آن فرامى‌رسد، فرشته‌اى در ميان مردم، ندا سر مى‌دهد كه: اى مردم! بلند شويد آتشى را كه پشت سر خودروشن كرده‌ايد، با نماز خود خاموش گردانيد.»

نماز از بارزترين صفات پرهيزكاران است؛ پرهيزكارانى كه قرآن براى هدايت آنان فرود آمده است:

(الم* ذلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ* الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ‌يُنْفِقُونَ‌[2](.

«الم* اين كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است* همان كسانيكه به غيب ايمان دارند ونماز را برپا مى‌دارند و از آنچه به آنان روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.»

همچنين خداوند فرموده است:

طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِينٍ* هُدىً وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ* الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم‌بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ‌.[3]

«اين آيات قرآن و كتاب مبين است* وسيله هدايت و بشارت براى مؤمنين است* همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند و زكات راپرداخت مى‌كنند و به آخرت يقين دارند.»

برترين اعمال‌

نماز برترين اعمال صالح و با اجرترين آنها در نزد خداوند است. خداوند متعال مى‌فرمايد:

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوْا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ‌[4].

«كسانى كه ايمان آوردند و اعمال شايسته انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زكات را ادا نمودند، اجر آنها در نزد پروردگارشان‌است.»

نيز از حضرت على‌عليه السلام روايت شده است:

«من أتى الصلاة عارفاً بحقّها غُفِرَ له‌.[5]

[1]بحارالانوار، ص 209، حديث 21.

[2]سوره بقره، آيات 3- 1.

[3]سوره نمل، آيات 3- 1.

[4]سوره بقره، آيه 277.

[5]بحارالانوار، ج 79، ص 107، حديث 12.


صفحه 195

«كسى كه نماز را بجا آورد در حاليكه به حقيقت نماز شناخت داشته باشد، آمرزيده مى‌شود.»

نماز بهترين شكر براى نعمتهاى فراوان خداوند و بلكه خود خير فراوان (كوثر) است.

خداوند مى‌فرمايد:

(إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ* فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ* إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ[1]

«ما به تو كوثر] خير و بركت فراوان [عطا كرديم* پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن* (و بدان) دشمن توقطعاً بريده نسل و بى‌عقب است.»

شرط ولايت‌

برپا داشتن نماز از شرايط ولايت است، پس كسى كه رهبرى مسلمانان را به عهده مى‌گيرد، بر او واجب است كه نماز را در ميان‌آنان برپا دارد. مگر خداوند متعال نفرموده است:

(الَّذِينَ إِن مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ[2]

«همان كسانى كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مى‌دارند وزكات مى‌دهند.»

همچنين مى‌فرمايد:

(إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ‌[3]

«سرپرست و ولىّ شما تنها خدا است و پيامبر او و آنان كه ايمان آوردند، همان كسانيكه نماز را برپا مى‌دارند و زكات را ادامى‌نمايند در حاليكه در ركوع هستند.»

و همچنين مى‌فرمايد:

إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولئِكَ أَن‌يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ‌[4]

«مساجد خدا را تنها كسى آباد مى‌كند كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشد ونماز را برپا داشته و زكات را داده باشد و جز ازخدا نترسد. اميدست چنين گروهى از هدايت يافتگان باشند.»

اينان، همان سرپرستان مساجد، متولّيان و خدمتگزاران خانه‌هاى خدا وشايسته‌ترين مردم نسبت به مساجد هستند، نه‌كسانيكه ظاهر مسجد را آباد امّا واقع و حقيقت آن را، خراب مى‌نمايند و از حركت مردم در راه خدا مانع مى‌شوند.

نماز، همچنين- بعداز امر به معروف و نهى از منكر- شرط ولايت برخى از مؤمنان بر

[1]سوره كوثر.

[2]سوره حجّ، آيه 41.

[3]سوره مائده، آيه 55.

[4]سوره توبه، آيه 18.


صفحه 196

برخى ديگر است، مگر نه اين است كه نماز شعار مؤمنان و رمز خداپرستى آنان است؟ به سخن خداوند گوش فرادهيم:

(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَولِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ‌الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ‌[1]

«مردان و زنان مؤمن، برخى ولىّ و سرپرست برخى ديگر است، امر به معروف ونهى از منكر مى‌كنند، نماز را برپا مى‌دارند، زكات را ادا مى‌نمايند و از خدا وپيامبرش اطاعت مى‌كنند.»

مطابق با آنچه از پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله روايت شده است، كسى كه نماز را به طور عمدى ترك كند، از حزب مؤمنان خارج شده و بامنافقان محشور خواهد شد، ايشان مى‌فرمايند:

«ولا تضيّعوا صلاتكم فإنّ من ضيّع صلاته حشره اللَّه مع قارون وفرعون وهامان، لعنهم اللَّه وأخزاهم، وكان حقّاً على اللَّه أن يدخله النار مع المنافقين، فالويل لمن لم يحافظ على صلاته‌.[2]

«نماز خود را ضايع نسازيد (ترك نكنيد) پس كسى كه نمازش را ضايع سازد خدا او را با قارون و فرعون و هامان- خداوند آنان را لعنت كند و ذليل‌شان بگرداند- محشور مى‌كند، و خدا- براساس حق- او را همراه منافقين، در آتش وارد كند، پس واى بركسى كه از نماز خود پاس نمى‌دارد.»

نماز، از جهت ديگر، بر تقواى انسان مى‌افزايد و برپا دارنده خود را از نيروى شهوات باز مى‌دارد. خداوند مى‌فرمايد:

(إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ[3]

«به يقين نماز انسان را از زشتى‌ها و گناه باز مى‌دارد.»

نماز، همچنين باعث محو شدن بديها و گناهان مى‌شود. خداوند فرموده است:

(إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ‌[4]

«حسنات و كارهاى نيك، سيّئات و بديها را از بين مى‌برد.»

شعار مؤمنان‌

نماز از شعائر الهى است كه «ارزشهاى ثابت» زندگى جامعه ايمانى را در خود خلاصه مى‌سازد، و بايد براى «متغيرات زندگى» كه از طريق «شورا» به «عرف وعقل» ارجاع داده شده نيز، قالب و چارچوب‌قرار گيرد. اين مطلب را ما از سخن خداوند مى‌آموزيم:

[1]سوره توبه، آيه 71.

[2]بحارالانوار، ج 79، ص 202، حديث 2.

[3]سوره عنكبوت، آيه 45.

[4]سوره هود، آيه 114.


صفحه 197

وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ‌.[1]

«و كسانى كه دعوت پروردگار خود را اجابت كردند و نماز را بر پا داشتند وامور مهمّ خود را با شورا سامان مى‌دهند و از آنچه به‌آنان روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.»

و نيز اين سخن خداوند:

(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَالزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ‌.[2]

«آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما مردم را هدايت مى‌كنند و به آنان انجام كارهاى خير و برپا داشتن نماز و دادن زكات راوحى كرديم و آنان پرستش كنندگان ما بودند.»

نماز، محور اجتماع مؤمنان در روز عيد، و گردهمايى هفتگى آنان (در روز جمعه) است. مؤمنان در روز جمعه برخوان با بركت نماز مى‌نشينند و از محور نماز به اداره شؤون اجتماعى وحل مشكلات خود، مى‌پردازند و از همين طريق در آن روزمعيّن، خدا را نيز ياد مى‌كنند واز ذكر او غافل نمى‌شوند.

خداوند مى‌فرمايد: (

يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ‌خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ‌.[3]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! زمانى كه در روز جمعه براى نماز ندا داده مى‌شود، به ياد خدا بشتابيد و دادوستد را ترك گوييد. اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.»

خشوع در نماز

خشوع در نماز، نشانه كمال ايمان است. معناى خشوع- آنچنانكه از آيه ذيل فهميده مى‌شود- اين است كه نمازگزار را، تجارت ودادوستد، از ياد خدا غافل نگرداند، پس وقتى نمازگزار در برابر خداوند به نماز مى‌ايستد، نبايد به مصالح ومنافع خود و هر آنچه اورا از ياد خدا غافل مى‌كند، بينديشد، و اين از شرايط «خانه‌هاى ذكر» است؛ خانه‌هايى كه خداوند مقام آنها را والا ورفيع داشته و آنها را چراغدان نور خود قرار داده است. خداوند بعداز آيه معروف نور مى‌فرمايد:

(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ* رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ‌عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ.[4]

[1]سوره شورى، آيه 38.

[2]سوره انبياء، آيه 73.

[3]سوره جمعه، آيه 9.

[4]سوره نور، آيات 37- 36.


صفحه 198

« (نورخداوند) در خانه‌هايى قرار دارد كه خداونداذن فرموده آنها بالاروند ونام خدا در آنها برده مى‌شود وصبح وشام درآنهاتسبيح او مى‌گويند* مردانى كه نه‌تجارت ونه معامله‌اى‌آنان رااز ياد خدا وبرپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‌كند. آنها از روزى‌مى‌ترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مى‌شوند.»

نماز معراج مؤمن به سوى خداوند است و تضرّع و خشوع در نماز، قلّه توجّه به خدا مى‌باشد. نماز شرط رستگارى و سرچشمه فضيلتهاى ايمانى است. خداوند مى‌فرمايد:

(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ‌[1]

«به يقين مؤمنان رستگار هستند، همان كسانى كه در نماز خود، خشوع دارند.»

برپا داشتن نماز

حفظ و پاس داشتن نماز بدين معنى است كه به بجاى آوردن آن در اوقاتش و با شرايط و آدابش، اهتمام ورزيده شود و همين‌اهتمام، از نشانه‌هاى ايمان به خدا وروز قيامت است.

خداوند مى‌فرمايد:(وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ‌[2]

«آنها كه به آخرت ايمان دارند، به آن ايمان مى‌آورند، و بر نمازهاى خويش مراقبت مى‌كنند.»

نماز، پنجره‌اى است كه مؤمن از طريق آن به جهان وسيع و گسترده غيب مى‌نگرد. نماز؛ نيايش، ذكر، اخلاص و ياد خدا است وهمه اينها حقايق غيبى هستند، و لذا كسانى كه از خداوند در نهان مى‌ترسند، همانها نماز را برپا مى‌دارند يعنى آنگونه كه خداخواسته و دستور داده انجام مى‌دهند:(إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى‌لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِير[3]

«تو فقط كسانى را بيم مى‌دهى كه از پروردگار خود در پنهانى مى‌ترسند و نماز را برپا مى‌دارند و هر كس پاكى (و تقوا) پيشه كند، نتيجه آن به خودش بازمى‌گردد؛ وبازگشت (همگان) به‌سوى خداست.»

استعانت از نماز

مؤمنان با برپا داشتن نماز، با توطئه‌ها و تلاشهاى كافران براى گمراه ساختن مسلمانان، مبارزه مى‌كنند زيرا نماز در دل مؤمنان، يقين ايجاد مى‌كند و كافران را مأيوس و نااميد مى‌گرداند.

به سخن خداوند گوش جان بسپاريم:

(وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِندِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا

[1]سوره مؤمنون، آيات 1 و 2.

[2]سوره انعام، آيه 92.

[3]سوره فاطر، آيه 18.


صفحه 199

تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُ‌فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ* وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ[1]

«بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد آرزو مى‌كردند شما را بعداز اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند بااينكه حق براى آنها كاملًا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد وگذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش را بفرستد. خداوند بر هر چيزى توانا است* ونماز را برپاداريد و زكات را ادا نماييد ...».

نماز مؤمنان را در مشكلات و مصايب دنيا و گرفتاريهاى زندگى كمك مى‌كند، ومؤمنان‌به حسب آنچه خدا به آنان آموخته است، در برخورد با دشواريها، به نماز استعانت مى‌جويند:

(وَاسْتَعِينُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ* الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُلَاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ‌رَاجِعُونَ‌[2]

«از صبر و نماز يارى جوييد و اين كار جز براى خاشعان، گران است* آنها كسانى هستند كه مى‌دانند ديدار كننده پروردگارخويشند و به سوى او باز مى‌گردند.»

يارى جستن از نماز، كار سنگين و دشوارى است مگر براى كسانيكه خشوع دارند و به ديدار پروردگار خود يقين و باور دارند، زيرا مگر نه اين است كه يارى جستن از نماز، بهترين دليل براى صدق ايمان انسان است؟

برپا داشتن نماز، كار نيك است؛ نمازى كه از ايمان خالص انسان نشأت يافته باشد، نه آن نمازى كه محض ايستادن و رو به‌مشرق و مغرب (مسجدالاقصى ومسجدالحرام) كردن باشد. اين همان چيزى است كه از سخنان خداوند آن را الهام‌مى‌گيريم:

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَومِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ‌وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ الْسَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى‌الزَّكَاةَ[3]

«نيكى اين نيست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنيد بلكه نيكى از كسى است كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان وكتاب و پيامبران ايمان آورده و مال خود را با همه علاقه‌اى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه وسائلان وبردگان انفاق مى‌كند، نماز را برپا مى‌دارد و زكات را مى‌پردازد.»

پس مطلوب و خواست خداوند، صرف روبه قبله ايستادن نيست، بلكه برپا داشتن نماز با شرايط آن است، و از شرايط آن، برپاداشتن واجراى ساير احكام شريعت غرّاى محمّدى است.

[1]سوره بقره، آيات 110- 109.

[2]سوره بقره، آيات 46- 45.

[3]سوره بقره، آيه 177.