برخى ديگر است، مگر نه اين است كه نماز شعار مؤمنان و رمز خداپرستى آنان است؟ به سخن خداوند گوش فرادهيم:
(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَولِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَالزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ[1]
«مردان و زنان مؤمن، برخى ولىّ و سرپرست برخى ديگر است، امر به معروف ونهى از منكر مىكنند، نماز را برپا مىدارند، زكات را ادا مىنمايند و از خدا وپيامبرش اطاعت مىكنند.»
مطابق با آنچه از پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله روايت شده است، كسى كه نماز را به طور عمدى ترك كند، از حزب مؤمنان خارج شده و بامنافقان محشور خواهد شد، ايشان مىفرمايند:
«ولا تضيّعوا صلاتكم فإنّ من ضيّع صلاته حشره اللَّه مع قارون وفرعون وهامان، لعنهم اللَّه وأخزاهم، وكان حقّاً على اللَّه أن يدخله النار مع المنافقين، فالويل لمن لم يحافظ على صلاته.[2]
«نماز خود را ضايع نسازيد (ترك نكنيد) پس كسى كه نمازش را ضايع سازد خدا او را با قارون و فرعون و هامان- خداوند آنان را لعنت كند و ذليلشان بگرداند- محشور مىكند، و خدا- براساس حق- او را همراه منافقين، در آتش وارد كند، پس واى بركسى كه از نماز خود پاس نمىدارد.»
نماز، از جهت ديگر، بر تقواى انسان مىافزايد و برپا دارنده خود را از نيروى شهوات باز مىدارد. خداوند مىفرمايد:
(إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ[3]
«به يقين نماز انسان را از زشتىها و گناه باز مىدارد.»
نماز، همچنين باعث محو شدن بديها و گناهان مىشود. خداوند فرموده است:
(إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ[4]
«حسنات و كارهاى نيك، سيّئات و بديها را از بين مىبرد.»
شعار مؤمنان
نماز از شعائر الهى است كه «ارزشهاى ثابت» زندگى جامعه ايمانى را در خود خلاصه مىسازد، و بايد براى «متغيرات زندگى» كه از طريق «شورا» به «عرف وعقل» ارجاع داده شده نيز، قالب و چارچوبقرار گيرد. اين مطلب را ما از سخن خداوند مىآموزيم:
[1]سوره توبه، آيه 71.
[2]بحارالانوار، ج 79، ص 202، حديث 2.
[3]سوره عنكبوت، آيه 45.
[4]سوره هود، آيه 114.
وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ.[1]
«و كسانى كه دعوت پروردگار خود را اجابت كردند و نماز را بر پا داشتند وامور مهمّ خود را با شورا سامان مىدهند و از آنچه بهآنان روزى دادهايم انفاق مىكنند.»
و نيز اين سخن خداوند:
(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَالزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ.[2]
«آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به امر ما مردم را هدايت مىكنند و به آنان انجام كارهاى خير و برپا داشتن نماز و دادن زكات راوحى كرديم و آنان پرستش كنندگان ما بودند.»
نماز، محور اجتماع مؤمنان در روز عيد، و گردهمايى هفتگى آنان (در روز جمعه) است. مؤمنان در روز جمعه برخوان با بركت نماز مىنشينند و از محور نماز به اداره شؤون اجتماعى وحل مشكلات خود، مىپردازند و از همين طريق در آن روزمعيّن، خدا را نيز ياد مىكنند واز ذكر او غافل نمىشوند.
خداوند مىفرمايد: (
يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْخَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ.[3]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! زمانى كه در روز جمعه براى نماز ندا داده مىشود، به ياد خدا بشتابيد و دادوستد را ترك گوييد. اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.»
خشوع در نماز
خشوع در نماز، نشانه كمال ايمان است. معناى خشوع- آنچنانكه از آيه ذيل فهميده مىشود- اين است كه نمازگزار را، تجارت ودادوستد، از ياد خدا غافل نگرداند، پس وقتى نمازگزار در برابر خداوند به نماز مىايستد، نبايد به مصالح ومنافع خود و هر آنچه اورا از ياد خدا غافل مىكند، بينديشد، و اين از شرايط «خانههاى ذكر» است؛ خانههايى كه خداوند مقام آنها را والا ورفيع داشته و آنها را چراغدان نور خود قرار داده است. خداوند بعداز آيه معروف نور مىفرمايد:
(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ* رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌعَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ.[4]
[1]سوره شورى، آيه 38.
[2]سوره انبياء، آيه 73.
[3]سوره جمعه، آيه 9.
[4]سوره نور، آيات 37- 36.
« (نورخداوند) در خانههايى قرار دارد كه خداونداذن فرموده آنها بالاروند ونام خدا در آنها برده مىشود وصبح وشام درآنهاتسبيح او مىگويند* مردانى كه نهتجارت ونه معاملهاىآنان رااز ياد خدا وبرپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند. آنها از روزىمىترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مىشوند.»
نماز معراج مؤمن به سوى خداوند است و تضرّع و خشوع در نماز، قلّه توجّه به خدا مىباشد. نماز شرط رستگارى و سرچشمه فضيلتهاى ايمانى است. خداوند مىفرمايد:
(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ[1]
«به يقين مؤمنان رستگار هستند، همان كسانى كه در نماز خود، خشوع دارند.»
برپا داشتن نماز
حفظ و پاس داشتن نماز بدين معنى است كه به بجاى آوردن آن در اوقاتش و با شرايط و آدابش، اهتمام ورزيده شود و هميناهتمام، از نشانههاى ايمان به خدا وروز قيامت است.
خداوند مىفرمايد:(وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ[2]
«آنها كه به آخرت ايمان دارند، به آن ايمان مىآورند، و بر نمازهاى خويش مراقبت مىكنند.»
نماز، پنجرهاى است كه مؤمن از طريق آن به جهان وسيع و گسترده غيب مىنگرد. نماز؛ نيايش، ذكر، اخلاص و ياد خدا است وهمه اينها حقايق غيبى هستند، و لذا كسانى كه از خداوند در نهان مىترسند، همانها نماز را برپا مىدارند يعنى آنگونه كه خداخواسته و دستور داده انجام مىدهند:(إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىلِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِير[3]
«تو فقط كسانى را بيم مىدهى كه از پروردگار خود در پنهانى مىترسند و نماز را برپا مىدارند و هر كس پاكى (و تقوا) پيشه كند، نتيجه آن به خودش بازمىگردد؛ وبازگشت (همگان) بهسوى خداست.»
استعانت از نماز
مؤمنان با برپا داشتن نماز، با توطئهها و تلاشهاى كافران براى گمراه ساختن مسلمانان، مبارزه مىكنند زيرا نماز در دل مؤمنان، يقين ايجاد مىكند و كافران را مأيوس و نااميد مىگرداند.
به سخن خداوند گوش جان بسپاريم:
(وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِندِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا
[1]سوره مؤمنون، آيات 1 و 2.
[2]سوره انعام، آيه 92.
[3]سوره فاطر، آيه 18.
تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُفَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ* وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ[1]
«بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد آرزو مىكردند شما را بعداز اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند بااينكه حق براى آنها كاملًا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد وگذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش را بفرستد. خداوند بر هر چيزى توانا است* ونماز را برپاداريد و زكات را ادا نماييد ...».
نماز مؤمنان را در مشكلات و مصايب دنيا و گرفتاريهاى زندگى كمك مىكند، ومؤمنانبه حسب آنچه خدا به آنان آموخته است، در برخورد با دشواريها، به نماز استعانت مىجويند:
(وَاسْتَعِينُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ* الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُلَاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِرَاجِعُونَ[2]
«از صبر و نماز يارى جوييد و اين كار جز براى خاشعان، گران است* آنها كسانى هستند كه مىدانند ديدار كننده پروردگارخويشند و به سوى او باز مىگردند.»
يارى جستن از نماز، كار سنگين و دشوارى است مگر براى كسانيكه خشوع دارند و به ديدار پروردگار خود يقين و باور دارند، زيرا مگر نه اين است كه يارى جستن از نماز، بهترين دليل براى صدق ايمان انسان است؟
برپا داشتن نماز، كار نيك است؛ نمازى كه از ايمان خالص انسان نشأت يافته باشد، نه آن نمازى كه محض ايستادن و رو بهمشرق و مغرب (مسجدالاقصى ومسجدالحرام) كردن باشد. اين همان چيزى است كه از سخنان خداوند آن را الهاممىگيريم:
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَومِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِوَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ الْسَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَىالزَّكَاةَ[3]
«نيكى اين نيست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنيد بلكه نيكى از كسى است كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان وكتاب و پيامبران ايمان آورده و مال خود را با همه علاقهاى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه وسائلان وبردگان انفاق مىكند، نماز را برپا مىدارد و زكات را مىپردازد.»
پس مطلوب و خواست خداوند، صرف روبه قبله ايستادن نيست، بلكه برپا داشتن نماز با شرايط آن است، و از شرايط آن، برپاداشتن واجراى ساير احكام شريعت غرّاى محمّدى است.
[1]سوره بقره، آيات 110- 109.
[2]سوره بقره، آيات 46- 45.
[3]سوره بقره، آيه 177.
برپا داشتن نماز، نشانه فروتنان و تسليم شوندگان
اخبات يا تواضع و تسليم، درجه بلندى در معراج ايمان است. فروتنان و تسليم شوندگان، نشانههايى دارند كه بارزترين آنها ايناست كه اگر ياد خدا به ميان آيد، دلهاىشان پر از خوف خدا مىشود، و همچنين يكى ديگر از نشانههاى آنها، برپا داشتن نماز است، آنجا كه خداوند مىفرمايد:
وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ* الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّارَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ[1]
«و بشارت ده متواضعان و تسليم شوندگان را* همانها كه چون نام خدا برده مىشود، دلهاىشان پر از خوف مىگردد؛ و شكيباياندر برابر مصيبتهايى كه به آنان مىرسد؛ و آنها كه نماز را برپا مىدارند؛ و از آنچه به آنان روزى دادهايم انفاق مىكنند.»
از آنجا كه نماز، معراج روح و راه به دست آوردن رضاى خداوند است، متواضعان و خاشعان و توبهكنندگان و بازگشتكنندگان، آن را وسيله تقرّب به خداوند قرار مىدهند و اين تجارتى است كه شكست و ناكامى ندارد.
خداوند سبحان مىفرمايد:(مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَاتَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ[2]
«اين بايد در حالى باشد كه شما به سوى او بازگشت مىكنيد، و از (مخالفت فرمان او) بپرهيزيد، نماز را برپا داريد واز مشركان نباشيد.»
خداوند سبحان درباره تجارتى كه كساد و ناكامى ندارد و از اركان مهمّ آن، نماز است، مىگويد:(إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَكِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَن تَبُورَ[3]
«كسانى كه كتاب الهى را تلاوت مىكنند و نماز را برپا مىدارند و از آنچه به آنان روزى دادهايم، پنهان و آشكار انفاق مىكنند، تجارتى بىزيان وخالى از كساد را اميد دارند.»
در آيه ديگر از «قيام شبانه» مىخوانيم؛ از ميعادگاه عاشقان و خاشعان واز مناجات آنان با خداوند:
(إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَأَن لَن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِاللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
[1]سوره حجّ، آيات 35- 34.
[2]سوره روم، آيه 31.
[3]سوره فاطر، آيه 29.
فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَوَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَغَفُورٌ رَّحِيمٌ[1]
«پروردگارت مىداند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند، نزديك دوسوم از شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مىخيزيد و خداوندشب و روز را اندازهگيرى مىكند. او مىداند كه شما نمىتوانيد مقدار آن را اندازهگيرى كنيد پس شما را بخشيد. اكنون آنچه براى شما ميسّراست قرآن بخوانيد. اومى داند بزودى گروهى از شما بيمار مىشوند وگروهى ديگر براى بدست آوردن فضل الهى به سفر مىروند وگروهىديگر در راه خدا جهاد مىكنند، پس به اندازهاى كه براى شما ميسّر است از قرآن تلاوت كنيد و نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به خداللَّهقرض دهيد، و آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مىفرستيد، نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت و از خداآمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.»
خداوند براى بنىاسرائيل و نقباء و برگزيدگان آنان شرط نمود كه نماز را برپا دارند و همچنين شرط كرد كه با آنان باشد تا زمانى كهآنان بر اين عهد و پيمان باقى بمانند:
(وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمُالزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً[2]
«خدا از بنىاسرائيل پيمان گرفت، و از آنها دوازده نقيب و سرپرست برانگيختيم وخداوند گفت: من با شما هستم اگر نماز را برپاداريد و زكات را ادا نماييد و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد و به خدا قرض نيكو بدهيد.»
مواظبت و مراقبت از نماز
از آنجا كه نماز، معراج مؤمن و شعار عبوديت خداوند و رمز اخلاص براى اوست، مؤمنان همواره و در همه شرايط از آن مراقبتمىكنند و مقام آن را پاس مىدارند:
إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَىصَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ[3]
«و به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است* هنگامى كه بدى به او برسد، بىتابى مىكند* و هنگامى كه خوبى به اوبرسد، مانع ديگران مىشود* مگر نمازگزاران، آنها كه نماز را پيوسته بجا مىآورند.»
[1]سوره مزمّل، آيه 20.
[2]سوره مائده، آيه 12.
[3]سوره معارج، آيات 23- 19.
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ[1]
«و آنان كه بر نمازشان مواظبت دارند.»
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ[2]
«و آنان كه بر نمازهايشان مراقبت و مواظبت دارند.»
مواظبت بر نماز است كه مقام انسان را تا درجات بلند ايمان بالا مىبرد و از جمله درجات ايمانى، نگهداشتن انسان از حرص و آزدنيا است.
امام رضاعليه السلام در پاسخ سؤالات محمّد بن سنان چنين نوشت:
«إنّ علّة الصلاة أنّها إقرار بالربوبيّة للَّه عزّ وجلّ، وخلع الأنداد، وقيام بين يدي الجبّار جلّ جلاله بالذلّ والمسكنة والخضوع والاعتراف، والطلب للإقالةمن سالف الذنوب، ووضع الوجه على الأرض كلّ يوم إعظاماً للَّه عزّ وجلّ، وأن يكون ذاكراً غير ناس ولا بطر، ويكون خاشعاً متذلّلًا راغباً، طالباً للزيادة في الدينوالدنيا، مع ما فيه من الايجاب والمداومة على ذكر اللَّه عزّ وجلّ بالليل والنهار، لئلا ينسى العبد سيّده ومدبّره وخالقه فيبطر ويطغى ويكون من ذكره لربه وقيامهبين يديه، زاجراً له عن المعاصي ومانعاً له عن أنواع الفساد.[3]
«علّت وجوب و تشريع نماز اين است كه نماز، اقرار به ربوبيّت خداوند، نفى شريك و مانند وهمتا از او، قيام ذليلانه و متواضعانهو توام با خضوع در محضر او، واعتراف به گناه و طلب آمرزش گناهان گذشته از او است. نماز، گذاشتن صورت در هر روز بر روى خاكاست براى تعظيم خداوند وبراى اينكه انسان هميشه به ياد او باشد، فراموش نكند، نا سپاسى نورزد، خاشع و ذليل و متمايلبه او باشد و زيادت در دين ودنيا را از او بخواهد. نماز مداومت شبانه روز ياد خداوند است تا بنده، مولا، مدبّر وخالق خود را فراموشنكند و به كفران و طغيان و سركشى كشانده نشود و هميشه به ياد او و در محضر او باشد تا او را از گناهان و از انواع فساد، باز دارد.»
برپا داشتن نماز در هر حال
در حالات استثنايى (مانند جنگ) لازم است كه ذكر خدا بگوييم، امّا در حالت آرامش، اقامه نماز واجب است نهفقط ذكر خدا، و اين دو فرق زيادى دارند زيرا اقامه و برپا داشتن نمازبه معناى انجام دادن نماز با همه شرايط آن مىباشد، در حاليكه ذكر خدا در هر حال، در حال ايستاده يا نشسته يا خوابيده هم امكاندارد. باهم كلام خداوند را بخوانيم:
[1]سوره معارج، آيه 34.
[2]سوره مؤمنون، آيه 9.
[3]وسائل الشيعه، ج 3، كتابالصلاة، باب 1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص 4، حديث 7.
(فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَىالْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً[1]
«و هنگاميكه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد، ايستاده و نشسته و در حاليكه به پهلو خوابيدهايد و هرگاه آرامش يافتي (دو حالت ترس زايل گشت)، نماز را به طور معمول انجام دهيد زيرا نماز وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است.»
در حديث هم آمده است كه همراه امير المؤمنينعليه السلام در جنگ صفّين، نمازهاى ظهر و عصر ومغرب و عشا از مردم فوت شد وحضرت به آنان دستور داد كه پياده و سواره، تكبير بگويند، «لا الهَ الَّا اللَّه وَسُبْحانَ اللَّهِ» بگويند و آنان همچنين كردند زيرا نماز در هيچ حالتى ترك نمىشود ويك وظيفه ثابت ومعيّنى براى مؤمنان است و حتّى در حالت جنگ هم كه سختترين حالات است ترك نمىشود. اين مسأله را از اين سخن خداوندالهام مىگيريم كه مىفرمايد:
(وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَالْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوّاً مُبِيناً[2]
«هنگامى كه سفر مىكنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه وخطر كافران بترسيد؛ زيرا كافران، براى شمادشمن آشكارى هستند.»
بدين ترتيب واجب است كه در حال ترس، نماز، كوتاه (قصر) شود، امّا همچنان وجوب آن بر انسان باقى است زيرايك حكم ثابت وتغييرناپذير است.
همچنين در حديث منقول از امام صادقعليه السلام در تفسير آيه ياده شده آمده است: «كتاب موقوت به معناى كتاب ثابت (حكم ثابت) است امّا اينكه اندكى شتاب كنى يا اندكى به تأخير اندازى، ضررى به نمازت ندارد تا زمانى كه نماز را ضايعنكرده باشى، زيرا خداوند مىفرمايد:
أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً.
«نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند، پس به زودى گمراهى خود را خواهند ديد.[3]
از همين رو، نماز حتّى در هنگام رويارويى نظامى و در جبهه جنگ، واجب است. خداوند مىفرمايد:
(وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُم مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنوَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ[4]
[1]سوره نساء، آيه 103.
[2]سوره نساء، آيه 101.
[3]تفسير الميزان، ج 5، ص 67، نقل از كافى.
[4]سوره نساء، آيه 102.