« (نورخداوند) در خانههايى قرار دارد كه خداونداذن فرموده آنها بالاروند ونام خدا در آنها برده مىشود وصبح وشام درآنهاتسبيح او مىگويند* مردانى كه نهتجارت ونه معاملهاىآنان رااز ياد خدا وبرپا داشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند. آنها از روزىمىترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مىشوند.»
نماز معراج مؤمن به سوى خداوند است و تضرّع و خشوع در نماز، قلّه توجّه به خدا مىباشد. نماز شرط رستگارى و سرچشمه فضيلتهاى ايمانى است. خداوند مىفرمايد:
(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ[1]
«به يقين مؤمنان رستگار هستند، همان كسانى كه در نماز خود، خشوع دارند.»
برپا داشتن نماز
حفظ و پاس داشتن نماز بدين معنى است كه به بجاى آوردن آن در اوقاتش و با شرايط و آدابش، اهتمام ورزيده شود و هميناهتمام، از نشانههاى ايمان به خدا وروز قيامت است.
خداوند مىفرمايد:(وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ[2]
«آنها كه به آخرت ايمان دارند، به آن ايمان مىآورند، و بر نمازهاى خويش مراقبت مىكنند.»
نماز، پنجرهاى است كه مؤمن از طريق آن به جهان وسيع و گسترده غيب مىنگرد. نماز؛ نيايش، ذكر، اخلاص و ياد خدا است وهمه اينها حقايق غيبى هستند، و لذا كسانى كه از خداوند در نهان مىترسند، همانها نماز را برپا مىدارند يعنى آنگونه كه خداخواسته و دستور داده انجام مىدهند:(إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىلِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِير[3]
«تو فقط كسانى را بيم مىدهى كه از پروردگار خود در پنهانى مىترسند و نماز را برپا مىدارند و هر كس پاكى (و تقوا) پيشه كند، نتيجه آن به خودش بازمىگردد؛ وبازگشت (همگان) بهسوى خداست.»
استعانت از نماز
مؤمنان با برپا داشتن نماز، با توطئهها و تلاشهاى كافران براى گمراه ساختن مسلمانان، مبارزه مىكنند زيرا نماز در دل مؤمنان، يقين ايجاد مىكند و كافران را مأيوس و نااميد مىگرداند.
به سخن خداوند گوش جان بسپاريم:
(وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِندِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا
[1]سوره مؤمنون، آيات 1 و 2.
[2]سوره انعام، آيه 92.
[3]سوره فاطر، آيه 18.
تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُفَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ* وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ[1]
«بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد آرزو مىكردند شما را بعداز اسلام و ايمان، به حال كفر باز گردانند بااينكه حق براى آنها كاملًا روشن شده است. شما آنها را عفو كنيد وگذشت نماييد تا خداوند فرمان خودش را بفرستد. خداوند بر هر چيزى توانا است* ونماز را برپاداريد و زكات را ادا نماييد ...».
نماز مؤمنان را در مشكلات و مصايب دنيا و گرفتاريهاى زندگى كمك مىكند، ومؤمنانبه حسب آنچه خدا به آنان آموخته است، در برخورد با دشواريها، به نماز استعانت مىجويند:
(وَاسْتَعِينُوْا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ* الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُلَاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِرَاجِعُونَ[2]
«از صبر و نماز يارى جوييد و اين كار جز براى خاشعان، گران است* آنها كسانى هستند كه مىدانند ديدار كننده پروردگارخويشند و به سوى او باز مىگردند.»
يارى جستن از نماز، كار سنگين و دشوارى است مگر براى كسانيكه خشوع دارند و به ديدار پروردگار خود يقين و باور دارند، زيرا مگر نه اين است كه يارى جستن از نماز، بهترين دليل براى صدق ايمان انسان است؟
برپا داشتن نماز، كار نيك است؛ نمازى كه از ايمان خالص انسان نشأت يافته باشد، نه آن نمازى كه محض ايستادن و رو بهمشرق و مغرب (مسجدالاقصى ومسجدالحرام) كردن باشد. اين همان چيزى است كه از سخنان خداوند آن را الهاممىگيريم:
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَومِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِوَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ الْسَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقابِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَىالزَّكَاةَ[3]
«نيكى اين نيست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنيد بلكه نيكى از كسى است كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان وكتاب و پيامبران ايمان آورده و مال خود را با همه علاقهاى كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه وسائلان وبردگان انفاق مىكند، نماز را برپا مىدارد و زكات را مىپردازد.»
پس مطلوب و خواست خداوند، صرف روبه قبله ايستادن نيست، بلكه برپا داشتن نماز با شرايط آن است، و از شرايط آن، برپاداشتن واجراى ساير احكام شريعت غرّاى محمّدى است.
[1]سوره بقره، آيات 110- 109.
[2]سوره بقره، آيات 46- 45.
[3]سوره بقره، آيه 177.
برپا داشتن نماز، نشانه فروتنان و تسليم شوندگان
اخبات يا تواضع و تسليم، درجه بلندى در معراج ايمان است. فروتنان و تسليم شوندگان، نشانههايى دارند كه بارزترين آنها ايناست كه اگر ياد خدا به ميان آيد، دلهاىشان پر از خوف خدا مىشود، و همچنين يكى ديگر از نشانههاى آنها، برپا داشتن نماز است، آنجا كه خداوند مىفرمايد:
وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ* الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّارَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ[1]
«و بشارت ده متواضعان و تسليم شوندگان را* همانها كه چون نام خدا برده مىشود، دلهاىشان پر از خوف مىگردد؛ و شكيباياندر برابر مصيبتهايى كه به آنان مىرسد؛ و آنها كه نماز را برپا مىدارند؛ و از آنچه به آنان روزى دادهايم انفاق مىكنند.»
از آنجا كه نماز، معراج روح و راه به دست آوردن رضاى خداوند است، متواضعان و خاشعان و توبهكنندگان و بازگشتكنندگان، آن را وسيله تقرّب به خداوند قرار مىدهند و اين تجارتى است كه شكست و ناكامى ندارد.
خداوند سبحان مىفرمايد:(مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَاتَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ[2]
«اين بايد در حالى باشد كه شما به سوى او بازگشت مىكنيد، و از (مخالفت فرمان او) بپرهيزيد، نماز را برپا داريد واز مشركان نباشيد.»
خداوند سبحان درباره تجارتى كه كساد و ناكامى ندارد و از اركان مهمّ آن، نماز است، مىگويد:(إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَكِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَن تَبُورَ[3]
«كسانى كه كتاب الهى را تلاوت مىكنند و نماز را برپا مىدارند و از آنچه به آنان روزى دادهايم، پنهان و آشكار انفاق مىكنند، تجارتى بىزيان وخالى از كساد را اميد دارند.»
در آيه ديگر از «قيام شبانه» مىخوانيم؛ از ميعادگاه عاشقان و خاشعان واز مناجات آنان با خداوند:
(إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَأَن لَن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِاللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
[1]سوره حجّ، آيات 35- 34.
[2]سوره روم، آيه 31.
[3]سوره فاطر، آيه 29.
فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَوَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَغَفُورٌ رَّحِيمٌ[1]
«پروردگارت مىداند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند، نزديك دوسوم از شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مىخيزيد و خداوندشب و روز را اندازهگيرى مىكند. او مىداند كه شما نمىتوانيد مقدار آن را اندازهگيرى كنيد پس شما را بخشيد. اكنون آنچه براى شما ميسّراست قرآن بخوانيد. اومى داند بزودى گروهى از شما بيمار مىشوند وگروهى ديگر براى بدست آوردن فضل الهى به سفر مىروند وگروهىديگر در راه خدا جهاد مىكنند، پس به اندازهاى كه براى شما ميسّر است از قرآن تلاوت كنيد و نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به خداللَّهقرض دهيد، و آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مىفرستيد، نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت و از خداآمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.»
خداوند براى بنىاسرائيل و نقباء و برگزيدگان آنان شرط نمود كه نماز را برپا دارند و همچنين شرط كرد كه با آنان باشد تا زمانى كهآنان بر اين عهد و پيمان باقى بمانند:
(وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً وَقَالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمُالزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً[2]
«خدا از بنىاسرائيل پيمان گرفت، و از آنها دوازده نقيب و سرپرست برانگيختيم وخداوند گفت: من با شما هستم اگر نماز را برپاداريد و زكات را ادا نماييد و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد و به خدا قرض نيكو بدهيد.»
مواظبت و مراقبت از نماز
از آنجا كه نماز، معراج مؤمن و شعار عبوديت خداوند و رمز اخلاص براى اوست، مؤمنان همواره و در همه شرايط از آن مراقبتمىكنند و مقام آن را پاس مىدارند:
إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً* إِلَّا الْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَلَىصَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ[3]
«و به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است* هنگامى كه بدى به او برسد، بىتابى مىكند* و هنگامى كه خوبى به اوبرسد، مانع ديگران مىشود* مگر نمازگزاران، آنها كه نماز را پيوسته بجا مىآورند.»
[1]سوره مزمّل، آيه 20.
[2]سوره مائده، آيه 12.
[3]سوره معارج، آيات 23- 19.
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ[1]
«و آنان كه بر نمازشان مواظبت دارند.»
وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ[2]
«و آنان كه بر نمازهايشان مراقبت و مواظبت دارند.»
مواظبت بر نماز است كه مقام انسان را تا درجات بلند ايمان بالا مىبرد و از جمله درجات ايمانى، نگهداشتن انسان از حرص و آزدنيا است.
امام رضاعليه السلام در پاسخ سؤالات محمّد بن سنان چنين نوشت:
«إنّ علّة الصلاة أنّها إقرار بالربوبيّة للَّه عزّ وجلّ، وخلع الأنداد، وقيام بين يدي الجبّار جلّ جلاله بالذلّ والمسكنة والخضوع والاعتراف، والطلب للإقالةمن سالف الذنوب، ووضع الوجه على الأرض كلّ يوم إعظاماً للَّه عزّ وجلّ، وأن يكون ذاكراً غير ناس ولا بطر، ويكون خاشعاً متذلّلًا راغباً، طالباً للزيادة في الدينوالدنيا، مع ما فيه من الايجاب والمداومة على ذكر اللَّه عزّ وجلّ بالليل والنهار، لئلا ينسى العبد سيّده ومدبّره وخالقه فيبطر ويطغى ويكون من ذكره لربه وقيامهبين يديه، زاجراً له عن المعاصي ومانعاً له عن أنواع الفساد.[3]
«علّت وجوب و تشريع نماز اين است كه نماز، اقرار به ربوبيّت خداوند، نفى شريك و مانند وهمتا از او، قيام ذليلانه و متواضعانهو توام با خضوع در محضر او، واعتراف به گناه و طلب آمرزش گناهان گذشته از او است. نماز، گذاشتن صورت در هر روز بر روى خاكاست براى تعظيم خداوند وبراى اينكه انسان هميشه به ياد او باشد، فراموش نكند، نا سپاسى نورزد، خاشع و ذليل و متمايلبه او باشد و زيادت در دين ودنيا را از او بخواهد. نماز مداومت شبانه روز ياد خداوند است تا بنده، مولا، مدبّر وخالق خود را فراموشنكند و به كفران و طغيان و سركشى كشانده نشود و هميشه به ياد او و در محضر او باشد تا او را از گناهان و از انواع فساد، باز دارد.»
برپا داشتن نماز در هر حال
در حالات استثنايى (مانند جنگ) لازم است كه ذكر خدا بگوييم، امّا در حالت آرامش، اقامه نماز واجب است نهفقط ذكر خدا، و اين دو فرق زيادى دارند زيرا اقامه و برپا داشتن نمازبه معناى انجام دادن نماز با همه شرايط آن مىباشد، در حاليكه ذكر خدا در هر حال، در حال ايستاده يا نشسته يا خوابيده هم امكاندارد. باهم كلام خداوند را بخوانيم:
[1]سوره معارج، آيه 34.
[2]سوره مؤمنون، آيه 9.
[3]وسائل الشيعه، ج 3، كتابالصلاة، باب 1، ابواب اعداد الفرائض ونوافلها، ص 4، حديث 7.
(فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَىالْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً[1]
«و هنگاميكه نماز را به پايان رسانديد، خدا را ياد كنيد، ايستاده و نشسته و در حاليكه به پهلو خوابيدهايد و هرگاه آرامش يافتي (دو حالت ترس زايل گشت)، نماز را به طور معمول انجام دهيد زيرا نماز وظيفه ثابت و معيّنى براى مؤمنان است.»
در حديث هم آمده است كه همراه امير المؤمنينعليه السلام در جنگ صفّين، نمازهاى ظهر و عصر ومغرب و عشا از مردم فوت شد وحضرت به آنان دستور داد كه پياده و سواره، تكبير بگويند، «لا الهَ الَّا اللَّه وَسُبْحانَ اللَّهِ» بگويند و آنان همچنين كردند زيرا نماز در هيچ حالتى ترك نمىشود ويك وظيفه ثابت ومعيّنى براى مؤمنان است و حتّى در حالت جنگ هم كه سختترين حالات است ترك نمىشود. اين مسأله را از اين سخن خداوندالهام مىگيريم كه مىفرمايد:
(وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَالْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوّاً مُبِيناً[2]
«هنگامى كه سفر مىكنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد اگر از فتنه وخطر كافران بترسيد؛ زيرا كافران، براى شمادشمن آشكارى هستند.»
بدين ترتيب واجب است كه در حال ترس، نماز، كوتاه (قصر) شود، امّا همچنان وجوب آن بر انسان باقى است زيرايك حكم ثابت وتغييرناپذير است.
همچنين در حديث منقول از امام صادقعليه السلام در تفسير آيه ياده شده آمده است: «كتاب موقوت به معناى كتاب ثابت (حكم ثابت) است امّا اينكه اندكى شتاب كنى يا اندكى به تأخير اندازى، ضررى به نمازت ندارد تا زمانى كه نماز را ضايعنكرده باشى، زيرا خداوند مىفرمايد:
أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً.
«نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند، پس به زودى گمراهى خود را خواهند ديد.[3]
از همين رو، نماز حتّى در هنگام رويارويى نظامى و در جبهه جنگ، واجب است. خداوند مىفرمايد:
(وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُم مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنوَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ[4]
[1]سوره نساء، آيه 103.
[2]سوره نساء، آيه 101.
[3]تفسير الميزان، ج 5، ص 67، نقل از كافى.
[4]سوره نساء، آيه 102.
«و هنگامى كه در ميان آنها باشى و (در ميدان جنگ) نماز را براى آنها برپا كنى، بايد دستهاى از آنها با تو (بهنماز) برخيزند و سلاحهايشان را با خود برگيرند، وهنگامى كه سجده كردند (و نماز را بهپايان رساندند) بايد به پشت سرشما بروند، وآن دسته ديگر كه نماز نخواندهاند بيايند و با تو نماز بگذارند. آنها بايد وسايل دفاعى وسلاحهايشان را (در حالنماز) با خود حمل كنند.»
اقامه نماز، شرط توبه
از آنجا كه نماز رمز عبوديّت و بندگى است، كسى كه توبه مىكند، بايد توبهاش را با برپا داشتن نماز به اثبات برساند.
خداوند مىفرمايد:
فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ[1]
«هرگاه توبه كنند و نماز را برپا بدارند و زكات بدهند، آنها را رها سازيد.»
فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ[2]
«هرگاه توبه كنند و نماز بخوانند و زكات بدهند، برادر دينى شما هستند.»
فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ[3]
«اكنون كه اين كار را نكرديد و خداوند توبه شما را پذيرفت پس نماز را برپا بداريد و زكات را ادا كنيد.»
اقامه نماز، شعار دعوتگران به سوى خدا
نماز، ارزش مهمى است، و گوهر اين ارزش، ارتباط انسان با خداوند است ومظهر اين ارزش، ذكر خدا، سجده براى خدا، ركوعبراى خدا، قرائت قرآن كريم و نيايش است و از همين رو، يكى از شعارهاى دعوتگران به سوى خدا، و بلكه هدف اساسى آنان دردعوت و گسترش آن، نماز است و لذا مىبينيم كه حضرت ابراهيمعليه السلام برخى از فرزندان خود را در بيتالحرام ساكن مىگرداند تا نمازرا برپا دارند:
(رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِتَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ* رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِن شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ وَلَافِي السَّماءِ* الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ
[1]سوره توبه، آيه 5.
[2]سوره توبه، آيه 11.
[3]سوره مجادله، آيه 13.
إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُالدُّعَاءِ* رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ[1]
«پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بىآب و علفى، در كنار خانهاى كه حرم تو است، ساكن ساختم تا نماز را برپادارند. تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز و از ثمرات به آنها روزى دِه شايد آنان شكر تو را بجاآورند* پروردگارا! تو مىدانى آنچه راما پنهان و يا آشكار مىكنيم وچيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست* حمد خداى را كه در پيرى، اسماعيل و اسحاق رابه من بخشيد. مسلّماً پروردگار من شنونده دعا است* پروردگارا! مرا برپا كننده نماز قرار دِه و از فرزندانم نيز. پروردگارا! دعاى مرابپذير.»
حضرت اسماعيل نيز خانواده خود را دستور به نماز مىداد. خداوند مىفرمايد:
وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيّاً[2]
«خانواده خودرا بهنماز وزكات دستور مىداد ودر نزد پروردگارش پسنديده ومورد رضايت او بود.»
خداوند بر پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله و از طريق ايشان بر امّت آنحضرت واجب كرده است كه خانواده خود را به نماز فرمان دهند:
وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا[3]
«خانوادهات را به نماز فرمان بده و در انجام آن شكيبا باش.»
وصيّت لقمان به فرزندش چنين بود:
يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ[4]
«اى فرزندم! نماز را برپا دار و به معروف امر و از منكر نهى كن.»
نماز شعار امّت اسلامى
نماز از بارزترين نشانههاى امّت اسلامى است، آنجا كه پروردگار سبحان مىفرمايد:
(مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِن قَبْلُ وَفِي هذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَىالنَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ[5]
«از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد؛ خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب، مسلمان ناميد تا پيامبر گواه بر شما باشد وشما گواهان بر مردم. پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد
[1]سوره ابراهيم، آيات 40- 37.
[2]سوره مريم، آيه 55.
[3]سوره طه، آيه 132.
[4]سوره لقمان، آيه 17.
[5]سوره حجّ، آيه 78.