روى عضو ديگر ننهاد و بر هشت استخوان بدن سجده كرد: پيشانى، دوكف دست، دو زانو و سر دوانگشت بزرگ پا. اين هفت مورد واجب است و بينى را از روى استحباب بر خاك گذاشت، كه (ارغام) ناميده مىشود.
سپس سر از سجده برداشت و چون به طور كامل نشست، «اللَّهُ اكْبَر» گفت وبعد بر روى ران چپ نشست و روى پاىراست را بر كف پاى چپ گذاشت و «اسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاتُوبُ الَيْهِ» گفت. سپس در حاليكه نشسته بود، تكبير گفت و بهسجده دوّم رفت و همان ذكرى را گفت كه در سجده اوّل گفته بود و در ركوع وسجود، هيچ چيزى از بدنش را بر چيزى تكيه نداده بود، و در حال سجده آرنجها را به زمين نچسبانده بود (و بازوها و آرنجها را از زمين و پهلو جدا نگاهداشته بود) ومانندپرندهاى بالدار مىنمود.
دو ركعت را به همين ترتيب بجا آورد و در حاليكه انگشتان دستش بهم چسبيده بود به تشهّد نشست، و چون از تشهّد فراغتيافت، سلام داد وبعد فرمود: اى حمّاد! چنين نماز بگزار، در هنگام نماز به جاى ديگر التفات نكن و با دست وانگشتانت بازى نكنو آب دهن به طرف راست يا چپ يا جلو نينداز.[1]
[1]مستدرك وسائل الشيعه، كتاب الصلاة، باب 1، ابواب افعال الصلاة، حديث 1. صاحب وسائل الشيعه نيز در همان كتاب و باب با اختلاف اندك در الفاظ، اين حديث را نقل كرده است.
فصل اوّل- مقدّمات نماز
اول- نمازهاى واجب و نافله
1- خداوند بر انسان پنج نماز را واجب كرده است:
الف- نمازهاى پنجگانه يوميّه.
ب- نماز آيات.[1]
ج- نماز طواف واجب.
د- نماز ميّت.
ه- قضاى نمازهاى فوت شده پدر و مادر بر پسر بزرگتر.
و- گاهى هم به خاطر تعهّدات شخصى مانند: نذر، عهد، قسم يا اجاره، نمازى بر انسان واجب مىشود.
2- نمازهاى يوميّه، پنج نماز است:
الف- نماز ظهر كه چهار ركعت است و نماز «وسطى» ناميده مىشود.
ب- نماز عصر؛ چهار ركعت.
ج- نماز مغرب؛ سه ركعت.
د- نماز عشاء؛ چهار ركعت.
ه- نماز صبح؛ دو ركعت.
3- در هنگام مسافرت واجب است كه نمازهاى چهار ركعتى، قصر شود يعنى دو ركعت خوانده شود. شرايط قصر نماز وچگونگى نماز مسافر در جاى خود شرح داده مىشود.
4- در روز جمعه هم، بجاى نماز ظهر، دو ركعت نماز جمعه با دو خطبه انجام مىشود كه شرايط و جزئيات آن در جاى خودبيان مىگردد.
5- از آنجا كه نماز وسيله تقرّب هر شخص پرهيزكار به خداوند است، و بهترين چيزى استكه مىتوان به وسيله آن به خداوند تقرّب جست، استحباب نفسى دارد يعنى به طور ابتدائى
[1]نماز آيات در موقع خورشيد گرفتگى (كسوف) يا ماه گرفتگى (خسوف) يا زلزله وساير حوادث طبيعى كه باعث خوف و ترس اكثريت مردممىشودواجب مىگردد. جزئيات آن در آينده بيان مىشود.
مستحب است كه انسان با قصد تقرّب هرچند ركعت كه بخواهد، نماز بخواند، تا در دل او، آرامش ايجاد كند، و او را از بديها و گناهان باز دارد، و او را به خداوند نزديكگرداند.
6- در احاديث شريف، انجام نمازهاى مستحبى معيّنى در مناسبتهاى زمانى ومكانى ويژه مورد تشويق قرار گرفته است مانندنمازهاى شبهاى ماه مبارك رمضان، نماز زيارت قبور پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله و اهل بيت طاهرين اوعليهم السلام وهمچنين نماز تحيّت مسجد وغيره.[1]
7- بهترين نمازهاى مستحب، نمازهاى نافله منظّم يوميّه است كه 34 ركعت در هر شبانهروز، غير از روز جمعه و به ترتيبذيل است:
الف- هشت ركعت قبل از نماز ظهر.
ب- هشت ركعت قبل از نماز عصر.
ج- چهار ركعت بعداز نماز مغرب.
د- دو ركعت بعداز نماز عشاء كه نشسته خوانده مىشود و يك ركعت محسوب مىگردد.
ه- دو ركعت قبل از نماز صبح.
و- يازده ركعت نافله شب به اين ترتيب: هشت ركعت نماز شب، دو ركعت نماز شفع، ويك ركعت نماز وتر.
امّا در روز جمعه علاوه بر 16 ركعت يادشده در نافله ظهر و عصر، چهار ركعت ديگر نيز افزوده مىشود.
8- بايد نمازهاى مستحبّى، به صورت دو ركعتى، دو ركعتى انجام شود مگر نماز وتر كه يك ركعت است.
دوّم- اوقات نمازهاى واجب يوميّه
اگر نماز ستون دين است، پس مهمترين چيزى كه در نماز مورد تأكيد دهها روايت قرار گرفته است، مقيّد بودن به اوقات نماز ومواظبت از آن مىباشد. كسى كه نمازهاى يوميّه را در وقتش بجا آورد و مراقب آن باشد، خداوند را ملاقات مىكند در حاليكه براى اونزد خداوند عهد و پيمانى است كه بر اساس آن او را وارد بهشت مىگرداند، و كسى كه نماز را در وقتش بخواند، از غافلان شمردهنمىشود.
از آنجا كه نماز اوّلين چيزى است كه در قيامت از آن سؤال مىشود، تضييع وسهل انگارى
[1]در اين مورد به كتابهاى موثّق ادعيه و كتابهاى مفصّل احاديث مراجعه شود.
درباره آن به معناى تضييع همه زندگىانسان است زيرا اگر نماز انسان، شايسته و مورد قبول حضرت حق باشد، ساير اعمال او نيز مورد قبول قرار خواهد گرفت.
و اگر روايات تأكيد مىكند: تا زمانيكه انسان مواظب اوقات نمازهاى پنجگانه است، شيطان از او وحشت دارد و مىترسد، پسچرا ما نمازهاى خود را ضايع كنيم؟ و چرا مقيّد به اوقات نماز نباشيم؟ و چرا آن دربى را كه شيطان از آن وارد مىشود وسبكشمارنده نماز را به گناهان بزرگ مىكشاند، بر روى شيطان نبنديم؟
و اگر محبوبترين اعمال در نزد خداوند، بجا آوردن نماز در وقتش باشد و اين عمل بر نيكى بهوالدين و جهاد در راه خدا هم مقدّمباشد، پس چرا ما با بجا آوردن نماز در وقتش، خود را محبوب خداوند نگردانيم و از خشم او خود را دور نگه نداريم؟
اگر ما انتظار داريم كه در روز قيامت پيامبر خداصلى الله عليه وآله ما را شفاعت نمايد، راهى جز محافظت بر نماز و بجاآوردن آن در وقتشنداريم. بنابراين بايد به امور ذيل توجّه كنيم:
1- براى مؤمن شايسته نيست كه درباره نماز سهل انگارى كند يا آن را سبك بشمارد بلكه بايد در حدّامكان نماز خود را در اوّلوقت آن بجا آورد و هيچ كار غير ضرورى را بر نماز مقدّم نشمارد.
2- همچنين جايز نيست نماز از وقت مقرّر آن به تأخير انداخته شود مخصوصاً نماز صبح كه بايد انسان به هر وسيله ممكن سعىكند براى اداى نماز صبح، قبل از طلوع خورشيد، از خواب بيدار شود.
3- كسى كه مىداند بيدار ماندن در شب، سبب مىشود كه براى نماز صبح از خواب، بيدار نشود، بايد شب زودتر بخوابد بهگونهاى كه براى نماز از خواب بيدار شود.
4- كسى كه دچار خواب سنگين است، به گونهاى كه به اختيار خود براى نماز بيدار نمىشود، شايسته است كه تدبيرى براى بيدارشدن خود بسنجد، مانند اينكه از كسى ديگر بخواهد كه او را از خواب بيدار كند، يا از ساعت شماطهدار استفاده نمايد، و يا راهمشابه ديگر.
اوقات نمازهاى يوميّه
هر نمازى از نمازهاى يوميّه سه وقت دارد:
1- وقت خاص: وقتى است كه مخصوص يك نماز معيّن است و انجام دادن نماز همتاى آن در آن وقت، جايز نيست (مانندبجا آوردن نماز عصر در وقت خاصّ نماز ظهر) اگرچه در همين وقت خاص، بجا آوردن نمازهاى مستحبّ يا واجب ديگر مانندنمازهاى قضا و نافله، اشكال ندارد.
2- وقت مشترك: وقتى است كه بجا آوردن دو نماز همتا (مانند ظهر وعصر يا مغرب
وعشاء) در آن جايز است. البتّه واجب است ظهر قبل از عصر و مغرب قبل از عشاء خوانده شود.
3- وقت فضيلت: وقتى است كه اداى نماز تنها در آن وقت (نه در ساير اجزاى وقت اضافى) مستحبّ است و براىنمازگزار ثواب اضافى دارد.
اوقات نمازهاى ظهر و عصر
1- وقت عمومى نماز ظهر و عصر از زوال خورشيد آغاز و به غروب آن ختم مىشود.
2- وقت خاص ظهر، از اوّل وقت به اندازه اداى نماز ظهر يعنى به مقدار چهار ركعت براى شخص حاضر و به اندازه دو ركعتبراى مسافر است، چون طبيعت ترتيب بين ظهر و عصر، اين امر را اقتضا مىكند.
3- وقت خاص نماز عصر، از آخر وقت به اندازه اداى نماز عصر است، يعنى به اندازه چهار ركعت براى حاضر و به اندازه دوركعت براى مسافر.
4- بين هر دو وقت خاص، وقت مشترك نمازهاى ظهر و عصر است ولى واجب است نماز ظهر، قبل از عصر بجا آورده شود.
5- وقت فضيلت ظهر از زوال خورشيد است تا زمانى كه سايه جديد شاخص، بعداز زوال به اندازه دو قدم[1]برسد، وقبلازآنوقت نوافلاست، پس كسىكه نوافلرابجاآورد، بعداز آن بلافاصله نماز ظهر را بخواند، امّا اگر سايه جديد به اندازه دو قدم رسيد، نماز ظهر را بجا آورد، نه نوافل.
6- امّا وقت فضيلت عصر، بعداز زوال و اداى نافله ظهر و نماز ظهر است تا زمانى كه سايه جديد به چهار قدم برسد، و اگر بهچهار قدم رسيد، نوافل را رها كرده و به فريضه عصر بپردازد.
7- ظاهر اين است كه وقت اداى نماز ظهر به جماعت، هنگامى است كه سايه جديد شاخص به اندازه دو قدم برسد و وقت اداىنماز عصر به جماعت، زمانى است كه آن سايه به چهار قدم برسد، تا اين كه به همه افراد وقت كافى براى اداى نوافل داده شود، سپسدر نماز جماعت شركت كنند.
8- فقها گفتهاند: وقت نماز جمعه از زوال است تا هنگاميكه سايه شاخص به اندازه خود آن برسد، ولى احوط اين است كه بعداززوال به نماز جمعه و خطبه آن اقدام و مبادرت شود. البتّه اينمبادرت معناى عرفى دارد، امّا اگر نماز جمعه را به تأخير انداخت تا اينكه سايه شاخص به اندازه خود آن شد، وقت جمعه گذشتهاست و واجب است نماز ظهر برپا شود.
[1]قدم يك مقياس عرفى است و بين انگشت بزرگ پا و پاشنه پا را قدم مىگويند، و به حسب مقياسهاى تقريبى عرفى، هر قدم، يك هفتم قامت انسان متوسّط را تشكيل مىدهد وهمچنين هر دو قدم مساوى يك ذراع است. درباره زوال، و شاخص و سايه آن، در آينده شرح بيشترى خواهدآمد.
9- اگر در وقت مشترك و از باب سهو، نماز عصر را قبل از ظهر بجا آورد و بعد به اشتباه خود پى ببرد نماز او صحيح است و ظهرحساب مىشود و بر او لازم است كه نماز عصر را بخواند واحوط اين است كه چهار ركعت به نيّت ما فىالذّمّه بخواند، و اگر- دراينصورت- نماز ظهر را در وقت اختصاصى عصر در آخر وقت بجا آورد، باز هم نماز او صحيح است و نماز عصر را بايد قضا كند و احوطاين است كه هر دو را قضا نمايد، ولى بنابر احتياط نبايد در نيّت، متعرّض ادا يا قضا شود، بلكه در نمازى كه مىخواند، نيّت ظهر ياعصر هم نكند و تنها با نيّت (مافىالذمّه) يعنى: آنچه بر عهدهاش بوده، نماز بخواند.
10- اگر مشغول نماز عصر شود، به گمان اينكه نماز ظهر را قبل از آن بجا آورده است ولى قبل از فراغت، متوجّه شود كه نماز ظهررا نخوانده است، بايد نيّت خود را تبديل به ظهر كند و نماز را تمام نمايد و چيزى بر او نيست.
11- اگر مشغول نماز عشاء شود، به گمان اينكه مغرب را بجا آورده است و در اثناى نماز متوجّه شود كه مغرب را نخوانده است، بايد به نيّت مغرب عدول كند اگر ركوع ركعت چهارم را هنوز انجام نداده باشد، و گرنه احوط اين است كه آن نماز را تمام كند و سپسهر دو نماز مغرب وعشاء را بجا آورد.
زوال را چگونه تشخيص بدهيم؟
زوال در اصطلاح بهمعناى «مايل شدن خورشيد از وسط آسمان بهسمت مغرب» است ومىتوان فرارسيدن زوال را با «ساعت آفتابى»[1]كه توسط آن، ظهر حقيقى تعيين مىشود، تشخيص داد.
تعيين اوقات نوافل ظهر و عصر و اوقات فضيلت آن دو با معيار سايه پديد آمده بعداز زوال، صورت مىگيرد، زيرا اگر سايهشاخص[2]در وقت زوال مثلًا سه قدم بوده، بعداز زوال اين سايه
[1]ساعت آفتابى اين است كه در يك سطح كاملًا هموار، شاخص معتدل و راست با زواياى قائمه، نصب شود. با بر آمدن آفتاب، اين شاخص يك سايه طولانى به سمت مغرب دارد وهرچندآفتاب از مشرق به سمت وسط آسمان بالا مىآيد، سايه شاخص رو به كاهش مىرود تا اينكه در برخى از مناطق استوائى، اين سايه به طور كامل از بين مىرود، و در ديگر مناطق بهكمترين حدّ خود مىرسد. با از بين رفتن كامل سايه يا رسيدن آن به كمترين حدّ خود، خورشيد به وسط آسمان رسيده است. و از لحظه بعدى كه سايه براى بار دوّم ظهور مىكند (درحالت اوّل يعنى آنجا كه كاملًا سايه از بين رفته است) يا مجدّداً رو به سمت مشرق، زيادتر مىشود (در حالت دوّم يعنى آنجا كه به كمترين درجه خود رسيدهاست) زوال خورشيد تحقّق يافته، يعنى خورشيد از وسط آسمان به سوى مغرب مايل شده و ظهر شرعى تحقّق يافته است.
[2]منظور از شاخص در كتابهاى فقهى غالباً چيزى است كه به اندازه طول قامت انسان متوسط و يا به حسب مقياسهاى عرفى قديم، مساوى هفت قدم يا سه ذراع و نيم باشد.
بارديگر امتداد و افزايش مىيابد. پس زمانى كه مجموع طول سايه به پنج قدم رسيد (سه قدم اصلى در موقع زوال و دو قدم زياد شدهبعداز زوال) آخر وقت فضيلت ظهر ونافله آن خواهد بود، و اگر مجموع طول سايه به هفت قدم رسيد (سه قدم اصلى درموقع زوال و چهار قدم جديد بعداز زوال) پايان وقت فضيلت نماز عصر و نافله آن خواهد بود.
اوقات نمازهاى مغرب و عشاء
1- وقت نمازهاى مغرب و عشاء، از غروب قرص خورشيد تا نيمه شب است.
2- وقت اختصاصى مغرب، از اوّل وقت است تا موقعى كه به اندازه اداى سه ركعت نماز (در حضر و سفر) از اوّل وقت سپرى شود.
3- امّا وقت اختصاصى عشا، به اندازه اداى نماز عشا از آخر وقت است، يعنى به اندازه چهار ركعت نماز براى حاضر و دو ركعتنماز براى مسافر.
امّا بين وقت اختصاصى مغرب (از اوّل وقت) و وقت اختصاصى عشا (از آخر وقت) وقت مشترك هر دواست ولى بايد نماز مغرب قبل از عشاء بجا آورده شود. آنچه گفتيم وقت اختيارى مغرب و عشا يعنى در غير حالات اضطرارى است.
4- مغرب و عشا، وقت اضطرارى هم دارند كه تا طلوع فجر ادامه دارد. مضطرّ مانند كسى است كه خواب بر او غلبه كرده يا نمازرا فراموش كرده تا اينكه وقت از نيمه شب گذشته باشد يا مانند زن حائضى كه بعداز نيمه شب پاك مىشود. بهتر اين است كه شخصمضطرّ نه نيّت ادا كند و نه نيّت قضا.
5- كسى كه به طور عمد نماز مغرب و عشا يا يكى از آن دو را تا بعداز نيمه شب به تأخير بيندازد، اقوا آن است كه وقت او تا طلوعفجر امتداد مىيابد ولى باز هم نه قصد ادا كند و نه قصد قضا. البتّه او از جهت اينكه نماز را عمداً به تأخير انداخته است، گنهكارمىباشد.
6- وقت فضيلت نماز مغرب، از اوّل مغرب تا رفتن سرخى مغرب (شفق) مىباشد.
7- وقت فضيلت نماز عشا، از وقت رفتن سرخى مغرب (شفق)، يعنى بعداز وقت فضيلت نماز مغرب تا سپرى شدنيكسوم شب است.
8- اگر كسى از باب سهو، نماز عشا را قبل از مغرب و در وقت مشترك بجا آورد وبعد متوجّه اشتباهش شود، نماز او صحيح بودهو واجب است نماز مغرب را بعداز آن بجا آورد.
وقت نماز مغرب و عشا را چگونه تشخيص بدهيم؟
1- برخى از فقها مىگويند: مغرب با رفتن سرخى مشرق و منحرف شدن آن از سمت بالاى سر به سوى مغرب است. (سرخىمشرق، سرخىاى است كه در هنگام غروب خورشيد، در
سمت مشرق آسمان ظاهر مىشود.) ولى اقوا اين است كه سقوط وپنهان شدن قرص خورشيد براى تحقّق يافتن وقت غروب كفايت مىكند، امّا از بين رفتن و منحرف شدن سرخى مشرق از وسطآسمان، علامتى است كه با آن مىتوانيم به تحقّق مغرب يقين پيدا كنيم. اگرچه احوط اين است كه بايد انتظار كشيد تا سرخى مشرقزايل شود.
2- امّا نيمه شب كه آخرين وقت نماز عشاء است، به وسيله ستارهها تشخيص داده مىشود زيرا ستارههايى كه در اوّل مغرب طلوعكردهاند، اگر از دايره نصف النهار مايل شدند، شب به نيمه رسيده است. راه آسانتر و دقيقتر هم اين است كه: نيمه شب، همان نيموقت بين غروب خورشيد و طلوع آن در روز بعدى است وبرخى هم گفتهاند: نيمه شب، نيم وقت بين غروب خورشيدو طلوع فجر است.
وقت نماز صبح
1- وقت نماز صبح از طلوع فجر دوّم (يا فجر صادق) تا طلوع خورشيد است. نماز صبح وقت مشترك ندارد زيرا همهوقت، تنها براى آن مىباشد و شريكى ندارد.
2- امّا وقت فضيلت نماز صبح، ازطلوع فجردوّم تا ظهور سرخى در مشرق است.
3- طلوع فجر وقتى است كه رشته سپيدى از نور به صورت عمودى در آسمان ظاهر شود و اين فجر اوّل (يا فجر كاذب) است، امّا فجر دوّم (يا فجر صادق) كه در دخول وقت نماز صبح، معتبر است، پهن شدن آن سپيدى به طور افقى در امتدادآسمان است. به عبارت ديگر فجر صادق، پخش شدن سفيدى و روشنايى در امتداد آسمان است بعداز آنكه قبلًا به طور عمودى در افقبالا رفته است.
4- مستحب است در اوّل وقت به اداى نماز صبح مبادرت شود و تا نزديك طلوع خورشيدبه تأخير انداخته نشود مگر براى شخص خواب يا فراموش كننده يا كسى كه مشغول به كارى بوده است و بهتر اين است كه نماز صبح، در حالت تاريكى و قبل از آنكه صبح كاملًا روشن گردد، يعنى در سپيده دم بجا آورده شود.
احكام وقت:
1- در هنگام شروع به نماز، واجب است نسبت به دخول وقت نماز، علم يا اطمينان پيدا كند و نماز قبل از وقت جايز نيست. واگر كسى قبل از وقت، نماز بگزارد، باطل است و براى او حساب نمىشود.
2- وقت نماز را مىتوان از راههاى زير تشخيص داد: