4- حكم لباس را دارد هر چيزى كه نماز گزارى كه در حالت خوابيده نماز مىخواند، خود رابه آن پيچيده باشد، اعمّ از اينكه خود آن، پوشش و ساتر باشد يا اينكه ساتر و پوشش اصلى غير از آن باشد. اگرچه اقوا اين است كه اگرساتر نباشد و لباس محسوب نشود، طهارت آن شرط نيست.
5- نماز تنها در صورتى باطل است كه نماز گزار علم به وجود نجاست در لباس يا بدنش داشته باشد. اين قاعده داراى فروع ذيلاست:
الف- اگر نمازگزار بعداز فراغت از نماز بفهمد كه جامه يا بدنش نجس بوده است، نماز او صحيح است ولى احتياط مستحبّ ايناست كه اگر وقت باقى باشد اعاده كند.
ب- اگر نمازگزار مىداند كه جامه يا بدنش نجس است ولى فراموش كرده و با نجاست نماز خوانده است، پس اگر وقت باقى استبايد اعاده كند، و اگر وقت فوت شده، بنابر احتياط واجب، بايد قضا نمايد و فرقى بين علم به نجاست، بعداز نماز يا در اثناى آننيست.
ج- اگر در اثناى نماز بفهمد كه قبلًا (يعنى پيش از نماز) نجاستى در جامه يا لباسش وجود داشته است، اگر وقت زياداست، نماز او باطل است. امّا اگر وقت تنگ باشد، چنانچه امكان دارد كه لباس خود را فوراً تطهير يا عوض كند بدون اينكه موجبقطع نماز شود، اقدام كند ونمازش را تمام نمايد و صحيح است، امّا اگر امكان نداشته باشد، با همان حال نماز را تمام كند و صحيحاست.
د- اگر در اثناى نماز بفهمد كه در حال نماز، بدن يا لباس او نجس شده است، يا به وجود نجاست پى ببرد و احتمال دهد كه درحين نماز، ايجاد شده باشد، پس اگر وقت، وسيع است ومىتواند بدون انجام آنچه با نماز منافات دارد، لباسش را تطهير يا عوض كنديا مىتواند آن لباس نجس را از بدن بيرون آورد چون لباس ديگر هم به تن دارد، پس همان كار را انجام دهد و نماز را تمام نمايد وصحيح است. امّا اگر نتواند، نماز را بايد اعاده كند. ولى اگر وقت تنگ باشد، با همان نجاست نماز را تمام كند و چيزى بر او نيست.
6- بنابر قاعده پيشين، جهل به نجاست، موجب بطلان نماز نمىشود هر چند نماز در واقع با نجاست انجام شده باشد. نمونهها ومثالهاى اين قاعده فراوان است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- زمانى كه جامه نجس خود را تطهير كند و يقين به طهارت آن پيدا نمايد ولى بعداز نماز متوجّه شود كه نجاست آن باقىمانده است، نماز او صحيح است.
ب- اگر لباسش قبلًا طاهر بوده، سپس در نجاست آن شك كند و بعداز نماز بفهمد كه واقعاً نجس بوده است، نماز او صحيح استچون- همانطور كه در حديث شريف آمده است- يقين، هيچگاه به واسطه شك نقض نمىشود.
ج- اگر بداند كه لباسش نجس بوده است ولى مسؤول تطهير آن يا دو شاهد عادل از طاهر
شدن آن خبر دهند و با آن نماز بخواند وبعد از نماز كشف خلاف شود، نماز او صحيح است.
د- اگر مقدارى خون يا چيزى نجس ديگر بريزد و شك كند كه آيا روى لباسش ريخته يا روى زمين، و بعداز نماز بفهمد كه روىلباسش ريخته است، نمازش صحيح است.
ه- اگر در بدن يا لباسش خونى ببيند و يقين كند كه از آن خون هايى است كه ضرر به صحّت نماز ندارد مانند خون پشه، يا خونزخمى كه در نماز عفو شده، يا خيال كند كه آن خون كمتر از يك درهم است كه نماز با آن اشكال ندارد، ولى بعداز نماز متوجّه شودكه از خونهاى غير مجاز در نماز يا بيشتر از مقدار مجاز بوده است، نمازش صحيح است.
و- اگر بداند چيزى نجس است ولى فراموش كند و بعد با لباس يا بدن مرطوب آن را لمس نمايد و بعداز نماز، نجاست آن چيز را بهياد آورد، نمازش صحيح است.
7- كسى كه جز يك لباس نجس، لباس ديگرى ندارد، با آن نماز بخواند ونمازش صحيح است مخصوصاً در صورتيكه به خاطرسردى هوا، يا بيمارى يا حضور بيننده محترم، بيرون كردن آن لباس امكان نداشته باشد، امّا اگر خارج كردن آن لباس امكان داشتهباشد مثل اينكه او در يك مكان پوشيده، يا تنها در بيابان باشد، در اين صورت نيز با آن لباس نماز بخواند ولى احتياط مستحبّ ايناست كه در حالت برهنه هم نماز را تكرار كند.
8- كسى كه دو جامه دارد و مىداند يكى از آن دو به طور نامشخّص نجس است، اگر وقت وسيع باشد نماز را با هر دو جامه تكراركند، امّا اگر تكرار نماز به خاطر ضيق وقت امكان نداشته باشد، در يكى از آنها در وقت نماز بخواند، و از باب احتياط با لباسى ديگرهم در خارج وقت قضا نمايد، ومىتواند در آن جامه ديگر نماز بگزارد.
مواردى كه از شرط طهارت استثنا شده است:
از شرط طاهر بودن لباس و بدن نمازگزار، موارد چندى براساس روايات وارده، استثنا شده است:
1- آلوده شدن لباس يا بدن نمازگزار به خون زخمهايى كه فعلًا در بدن او موجود باشد، تا اين كه كاملًا بهبود يابد. در اين حالت، نماز با اين خون جايز است، در صورتيكه عوض كردن لباس يا برطرف كردن خون از بدن و تطهير آن دشوار باشد وبه شرط اينكهزخم، بزرگ و ثابت باشد. امّا زخمهاى كوچكى كه به طور آنى ومقطعى ايجاد شده و به سرعت بهبود مىيابد، خون اين نوع زخمهادر نماز بخشوده نيست.
بنابراين خونهايى كه در اثر حوادث رانندگى و تصادف يا عمل جراحى، لباس وبدن شخص آسيب ديده را آلوده مىكند و برطرفكردن آنها دشوار است، در نماز بخشوده شده است ونماز با
آنها صحيح است.
امّا خون دماغ يا خون دهن و لثّه، از خونهاى بخشوده شده محسوب نمىگردد زيرا اين خونها، خون زخم نيست.
2- آلوده شدن بدن يا لباس به خون كمتر از يك درهم- كه بنابر مشهور به اندازه بند انگشت شست دست انسان است- چه اينخون از خود انسان باشد يا از غير او يا از حيوان حلال گوشت. اين حكم، خون حيض و نفاس را شامل نمىشود. امّا با خوناستحاضه، خون حيوانات نجس، خون مردار (ميته) و خون حيوان حرام گوشت، بنابر احتياط واجب، نماز صحيحنيست.
شرط اين مسأله اين است كه به خون، رطوبت ديگرى نرسد، در غير اين صورت، از باب احتياط، نماز صحيح نيست.
3- در حالات اضطرار، نماز با بدن يا لباس نجس صحيح است مانند موارد ذيل:
الف- عدم امكان تطهير يا تعويض آن، به خاطر فقدان آب يا نداشتن جامه بديل، و وجود مانع از برهنه شدن مانند سردى هوا يابيمارى يا حضور بيننده محترم.
ب- عدم امكان تطهير يا تعويض به خاطر تنگى وقت.
ج- عدم امكان تطهير يا تعويض به خاطر ترس.
4- زنى كه مربى و پرستار كودك است، مىتواند با لباس آلوده به ادرار كودك، نماز بگزارد، ونماز او با دو شرط ذيل صحيحاست:
الف- امكان نداشتن تعويض لباس به خاطر نداشتن لباس ديگر يا به هر دليل ديگر.
ب- شستن لباس نجس در هر روز يكبار.
گفته شده است كه بدن زن مربّى كودك، حكم لباس او را دارد ولى اين قول مشكل است.
5- تكّههاى كوچك از پوشيدنيها كه به تنهائى با آنها ستر عورت امكان ندارد، مانند: جوراب، كلاه، نعل، دستمال كوچك، كروات، كمربند و مانند آنها اگر نجس باشند نماز با آنها صحيح است، بشرطى كه از اجزاء مردار (ميته) يا حيوان نجسالعين نباشند.
دوّم- اباحه
در صحّت نماز- به حسب فتواى مشهور- شرط است كه لباس نمازگزار مباح باشد يعنى غصبى نباشد. اين حكم كه موافق احتياطاست فروعى دارد:
1- فرقى نيست در اينكه خود نمازگزار، لباس را غصب كرده باشد يا غير او.
2- فرقى نيست در اينكه آن لباس غصب شده، همان پوشش واجب در نماز باشد يا اينكه از
لباسهاى اضافى در بدن نمازگزار باشد وحتّى تكّههاى كوچك مانند جوراب و كلاه هم بنابر اظهرهمين حكم را دارد.
3- نماز در جامه غصبى در حالات ذيل باطل مىشود:
الف- نمازگزار در پوشيدن آن تعمّد داشته و از باب اضطرار نپوشيده باشد.
ب- نمازگزار علم به غصب داشته باشد.
4- امّا اگر از باب اضطرار مانند اينكه براى حفظ جان خود از سرما ومرض لباس غصبى را بپوشد و لباس ديگرى نداشته باشد، يابه جهت حفظ مال غير آن را بپوشد، چون اگر نپوشد در معرض سرقت يا تلف خواهد بود، دراين صورت نماز او صحيح مىباشد.
5- اگر از باب فراموشى يا ندانستن غصبى بودن، با جامه غصبى نماز بخواند، وبعد در اثناى نماز به ياد بياورد يا بفهمد كه غصبىاست، اگر بدون اختلال به هيئت نماز، مىتواند آن را از بدن خارج كند وساتر ديگر هم بر تن دارد، فوراً اين كار را انجام داده و بهنماز خود ادامه دهد. امّا اگر اين كار امكان نداشته باشد و وقت وسيع باشد، نماز را قطع نمايد، و بعد با لباس مباح، نماز را از نوبخواند، ولى اگر وقت تنگ باشد، در اثناى نماز، آن لباس غصبى را از تن بيرون كند و اگر مانعى در ميان نباشد، مطابق وظيفهبرهنگان نماز بخواند.
6- بسيارى از فقها گفتهاند: از موارد غصب است اينكه انسان با جامهاى نماز بخواند كه آن را از مالى خريده باشد كه حقوق شرعىمانند خمس وزكات به آن تعلّق گرفته است. اين قول موافق با احتياط است.
سوّم- اجتناب از مردار
از شرايط صحّت نماز اين است كه لباس نمازگزار حتّى قطعههاى كوچك آن كه به تنهايى نمىتواند مقدار واجب از بدن را در نمازبپوشاند، نبايد از اجزاء حيوان مردار[1]مانند پوست وپوستين آن باشد.
جزئيات اين شرط بدين شرح است:
1- در اين حكم فرقى بين حيوان حلال گوشت يا حرام گوشت وجود ندارد.
2- همچنين بنابر احتياط فرقى نيست بين حيوانى كه در هنگام ذبح، خون جهنده دارد و مردار آن نجس است مانند گوسفند، ياحيوانى كه خون جهنده ندارد و مردار آن هم نجس نيست مانند ماهى.
[1]منظور از حيوان مردار، حيوانى است كه خود مرده يا به روش غير شرعى ذبح شده است و در مقابل آن حيوان مذكّى است كه مطابق دستور شرع ذبح شده است.
3- نيز فرقى وجود ندارد بين اينكه پوست حيوان، دباغى شده يا نشده باشد.
4- جامهاى كه از اجزاى حيوان ساخته شده، اگر از دست مسلمان خريده شود يا اثر استفاده آن توسط مسلمان در آن ديده شود، طاهر محسوب مىشود به شرط اينكه اين وضعيّت، علامتى باشد كه معمولًا در عرف موجب اطمينان به تذكيه آن مىشود. امّا بازارمسلمانانى كه اكثر كالاهاى خود را از خارج وارد مىكنند و به ضوابط شرعى هم اهتمام نمىورزند، يا در كشورهايى كه مردم آن اصلًابه دين و احكام دين اعتنايى ندارند، اعتماد كردن به آن جايز نيست.
5- همراه داشتن چيزى از اجزاء مردار يا چيزى كه از اجزاء مردار ساخته شده است، در نماز موجب بطلان نمازاست، اگرچه- بنابر احتياط- آن را نپوشيده باشد.
6- اگر از روى جهل در لباسى ساخته شده از اجزاء مردار، نماز بخواند، نمازش در دو صورت صحيح است: اوّل اينكه جاهل بهموضوع باشد يعنى نداند كه اين لباس از مردار ساخته شده است. دوّم اينكه جاهل غير مقصّر به حكم باشد يعنى جهل او از روى عذرباشد. امّا اگر جهل او به حكم (باطل بودن نماز با اجزاء مردار) بدون عذر باشد، احتياط اقتضا مىكند كه نمازش را اعادهكند.
7- اگر از روى فراموشى در لباسى گرفته شده از مردار، نماز بخواند، پس اگر آن مردار از حيواناتى باشد كه در هنگام ذبح، خونجهنده دارد، واجب است نماز را چه در وقت يا خارج آن اعاده نمايد، امّا اگر از حيواناتى باشد كه خون جهنده ندارد، نمازش صحيحاست.
8- در موردى كه شك كند آيا لباس او از پوست حيوان مردار يا از غير پوست ساخته شده است، نماز با آن اشكال ندارد.
چهارم- اجتناب از اجزاء حيوان حرام گوشت
جايز نيست لباس نمازگزار از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد، هر چند تذكيه شده باشد يا در حال زنده بودن از آن گرفته شدهباشد. فروع اين مسأله به شرح ذيل است:
1- نماز خواندن در لباس گرفته شده از پوست، پوستين، موى، پشم، كُرك و پر حيوان غير مأكول اللحم (حرامگوشت) جايز نيست.
2- اگر لباس نمازگزار به فضله حيوان حرام گوشت آلوده باشد، نماز او باطل است، و همچنين بنابر احتياط مستحبّ در جامهاىكه چيزى از موى حيوان حرام گوشت مانند سمور روى آن قرار گرفته، نبايد نماز خوانده شود.
3- برخى از فقها گفتهاند: فرقى نيست بين حيوان حرام گوشتى كه در هنگام ذبح خون جهنده دارد يا حيوانى كه چنين نيست مانندماهى حرام گوشت. البتّه در قسم اخير اشكال است.
4- فرقى نيست در عدم جواز بين اينكه همه لباس، يا قسمتى از آن، يا بعضى از اجزاء آن
مانند: دگمه و نخ و مانند آن، از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد، حتّى آن قطعههاى كوچك مانند جوراب و كلاه و غيره در اينجاجايز نيست، امّا آنچه را از اجزاءحيوان حرامگوشت، نمازگزار در حال نماز با خود حمل مىكنداشكال ندارد.
5- از اين حكم، پوست و پوستين خز[1]و كُرك خالص آن كه به كرك خرگوش وروباه مخلوط نشده باشد، و همچنين پوست وپوستين سنجاب[2]استثنا شده است يعنى نماز در پوست خز وسنجاب جايز است.
6- كسى كه از روى جهل در اجزاء حيوان حرام گوشت نماز بخواند، بنابر اقوا نماز او صحيح است.
7- امّا كسى كه فراموش كرده است، بنابر احتياط بايد نماز را اعاده كند.
8- امّا در لباسى كه شك دارد آيا از اجزاء حرام گوشت تهيه شده يا از غير آن، نماز اشكال ندارد.
پنجم- اجتناب از طلا
براى مرد جايز نيست كه با پوشيدن طلا نماز بگزارد. چنانكه پوشيدن و آرايش كردن به طلا به طور كلّى براى او جايز نيست اعمّاز اينكه طلا، به صورت لباس طلاباف باشد يا با نخهاى طلايى دوخته شده باشد، يا دگمههاى آن از طلا باشد، يا به صورت گردنبندو زنجير طلايى به گردن آويزان نمايد، يا بهصورت انگشتر طلايى يا ساعت طلايى يا قاب طلايى عينك استفاده كند.
اين مسأله فروعى دارد:
1- فرقى نيست بين اينكه طلاى خالص باشد يا مخلوط، اگر در عرف بگويند كه او طلاپوشيدهاست.
2- حمل طلا در جيب مانند سكّههاى طلا، يا حتّى زيور آلات طلا، اشكال ندارد. چنانكه دندان طلا هم اشكال ندارد.
3- نماز با سلاحهايى كه در ساختن آنها از طلا استفاده شده، مانند شمشير يا خنجر طلايى
[1]خَزْ به سكون زا، ظاهراً همان (قندس) است كه حيوانى است دريايى پستاندار، از راسته جوندگان، داراى دُم دراز و پر مو و قوى با رنگ سرخ تيره، قهوهاى ياخاكسترى و داراى پوست گرانبهاست. گاهى به خود پوست يا پوستين، خز گفته مىشود. (جواهر الكلام، باب لباس المصلّى. المنجد فى اللغه
[2]سنجاب حيوانى است بزرگتر از موش بزرگ، به اندازه گربه كوچك، از راسته پستانداران جونده با دُم دراز و پر پشم كه به چالاكى به روى درختان مىپرد و از پوست او، پوستينمىسازند، رنگ آن نيلى تيره و خاكسترى است.
اشكال ندارد مگر در عرف، آن را «پوشيدن طلا» بنامند كه دراين صورت احتياط، اقتضا مىكند از آن اجتناب نمايد.
4- در حرام بودن طلا براى مرد در نماز و غير نماز، فرقى نيست بين اين كه طلا، در معرض ديد ديگران باشد يا به گونهاى پوشيدهباشد كه ديده نشود.
5- اگر مردى با طلا نماز گزارد ولى نداند يا فراموش كند كه آن چيز طلاست، ظاهراً نماز او صحيح است.
6- پوشيدن آنچه كه شك دارد آيا طلا است يا غير آن، در نماز و غير نماز اشكال ندارد.
ششم- اجتناب از ابريشم
براى مرد پوشيدن حرير خالص، در حال نماز و غير نماز جايز نيست. به حرير، ابريشم، قزّ و ديباج نيز گفته مىشود كه همگىبه يك معنى و مبطل نماز مىباشد. اينك به جزئيات مسأله مىپردازيم:
1- در عدم جواز، فرقى نيست بين اينكه لباس ابريشم، همان ساتر شرعى نمازگزار باشد يا جامهاى اضافه بر آن.
2- بنابر احتياط واجب، پوشيدن لباسهاى كوچك ابريشمين نيز جايز نيست مانند جوراب، كلاه، دستكش، كمربند، كرواتو غيره كه به تنهايى ساتر عورتين نيستند.
3- در حال جنگ، پوشيدن ابريشم جايز است و بنابر اقوا نماز نيز در اين هنگام جايز است، ولى احوط اين است كه اگر ضرورتىنباشد نماز با آن خوانده نشود.
4- در جامهاى كه مخلوطى است از ابريشم با پنبه يا پشم يا هر چيز ديگرى كه نماز با آن جايز است، به گونهاى كه در عرف، ابريشم خالص، صدق نكند، نماز خواندن جايز است.
5- اگر جامه انسان، مخلوطى باشد از قطعهاى ابريشم خالص و قطعههاى ديگر از غير ابريشم، پس اگر در عرف، پوشيدن ابريشمصدق كند، پوشيدن آن حرام ونماز با آن باطل است. امّا اگر در عرف، پوشيدن ابريشم گفته نشود، اشكال ندارد، و در صورت شك درصدق عرفى، اصل، برائت است و نماز با آن صحيح مىباشد. پس ملاك و معيار در همه فروع مشابه، صدق عرفى است.
6- نماز با ابريشم، در صورتيكه براى امور پزشكى و درمانى مانند بستن زخم وشكستگى وغيره استفاده شده باشد اشكال ندارد.
7- اگر از باب جهل يا فراموشى در لباس ابريشمين، نماز بخواند، اقوا عدم وجوب اعاده نماز است، هر چند احتياط مقتضى استكه اعاده نمايد.
8- اگر انسان، لباسى غير از ابريشم نداشته باشد و از باب اضطرار، به خاطر سردى هوا يا بيمارى و غيره، مجبور به پوشيدن آنباشد، نماز با آن اشكال ندارد، امّا اگر از باب اضطرار نباشد و تنها به اين دليل بپوشد كه او ساتر و پوششى غير از آن ندارد، اقوا صحّتنماز در لباس ابريشمين است، و احوط اين است كه به حالت برهنه هم نماز را اعاده نمايد.
3- حالات اضطرار و برهنگى
1- اگر لباس انسان، در ابريشم، يا پوستين و يا پوست حيوان حرام گوشت، يا بافته شده از پشم، موى، كُرك و پر آن، يا درجامه نجس، منحصر شود و لباس ديگرى نداشته باشد، اقوا اين است كه نماز با آن جايز است، واحتياط مستحبّ آن است كه درحالت برهنه هم نماز را اعاده كند.
2- امّا اگر لباس او در پوست يا پوستين حيوان مردار، يا بافته شده از پشم، موى، كُرك و پرِ آن، يا در جامه طلاباف، يا غصبشده، منحصر شود و لباس ديگرى نداشته باشد، چنانچهبه خاطر سرما يا بيمارى و غيره، مجبور به پوشيدن آن باشد، نماز با آن اشكال ندارد، امّا اگر مجبور نباشد، بايد آن را از بدن بيرونكند و اگر هيچ ساتر ديگرى مانند برگهاى درخت وگياه و گِل وجود نداشته باشد، برهنه نماز بخواند با كيفيّتى كه بعداً اشاره خواهيمكرد.
3- كسى كه هيچ چيزى را كه با آن عورتش را بپوشاند نيابد حتّى برگ درخت وگياه و گِل يا گودال و آب كدرى كه در آن بايستد، واجب است برهنه نماز بخواند.
4- كسى كه وظيفه او برهنه نماز خواندن است، در صورتيكه از نگاه حرام ايمن باشد، اقوا اين است كه ايستاده بخواند و اشاره باسر براى ركوع و سجود كفايت مىكند و بايد در اشاره براى سجده سر را پائينتر از اشاره براى ركوع قرار دهد، واحتياط مستحبّ اقتضامىكند كه علاوه بر آن، بصورت عادى و با ركوع و سجده هم نماز بخواند و با دستش، عورتش را بپوشاند، وهمچنين در حال نشسته وبا اشاره هم نماز بگزارد، يعنى هر نماز واجب را سه بار بخواند كه بار اوّل واجب ودو بار ديگر از باب احتياط مستحبّ است.
امّا اگر از نگاه حرام ايمن نباشد، پس نشسته نماز بخواند و براى ركوع و سجده به مقدارى خم شود كه عورت او نمايان نشود و اگرخم شدن هم امكان نداشته باشد، با سر اشاره كند.
4- آداب لباس نمازگزار
در رواياتى كه از ائمّه معصومينعليهم السلام درباره لباس نمازگزار وارد شده، مكروهات ومستحبّاتى به عنوان آداب نيز بيان گرديده استكه موارد آن فراوان است و ما تنها بخشى از آنها