بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 240

لباسهاى اضافى در بدن نمازگزار باشد وحتّى تكّه‌هاى كوچك مانند جوراب و كلاه هم بنابر اظهرهمين حكم را دارد.

3- نماز در جامه غصبى در حالات ذيل باطل مى‌شود:

الف- نمازگزار در پوشيدن آن تعمّد داشته و از باب اضطرار نپوشيده باشد.

ب- نمازگزار علم به غصب داشته باشد.

4- امّا اگر از باب اضطرار مانند اينكه براى حفظ جان خود از سرما ومرض لباس غصبى را بپوشد و لباس ديگرى نداشته باشد، يابه جهت حفظ مال غير آن را بپوشد، چون اگر نپوشد در معرض سرقت يا تلف خواهد بود، دراين صورت نماز او صحيح مى‌باشد.

5- اگر از باب فراموشى يا ندانستن غصبى بودن، با جامه غصبى نماز بخواند، وبعد در اثناى نماز به ياد بياورد يا بفهمد كه غصبى‌است، اگر بدون اختلال به هيئت نماز، مى‌تواند آن را از بدن خارج كند وساتر ديگر هم بر تن دارد، فوراً اين كار را انجام داده و به‌نماز خود ادامه دهد. امّا اگر اين كار امكان نداشته باشد و وقت وسيع باشد، نماز را قطع نمايد، و بعد با لباس مباح، نماز را از نوبخواند، ولى اگر وقت تنگ باشد، در اثناى نماز، آن لباس غصبى را از تن بيرون كند و اگر مانعى در ميان نباشد، مطابق وظيفه‌برهنگان نماز بخواند.

6- بسيارى از فقها گفته‌اند: از موارد غصب است اينكه انسان با جامه‌اى نماز بخواند كه آن را از مالى خريده باشد كه حقوق شرعى‌مانند خمس وزكات به آن تعلّق گرفته است. اين قول موافق با احتياط است.

سوّم- اجتناب از مردار

از شرايط صحّت نماز اين است كه لباس نمازگزار حتّى قطعه‌هاى كوچك آن كه به تنهايى نمى‌تواند مقدار واجب از بدن را در نمازبپوشاند، نبايد از اجزاء حيوان مردار[1]مانند پوست وپوستين آن باشد.

جزئيات اين شرط بدين شرح است:

1- در اين حكم فرقى بين حيوان حلال گوشت يا حرام گوشت وجود ندارد.

2- همچنين بنابر احتياط فرقى نيست بين حيوانى كه در هنگام ذبح، خون جهنده دارد و مردار آن نجس است مانند گوسفند، ياحيوانى كه خون جهنده ندارد و مردار آن هم نجس نيست مانند ماهى.

[1]منظور از حيوان مردار، حيوانى است كه خود مرده يا به روش غير شرعى ذبح شده است و در مقابل آن حيوان مذكّى است كه مطابق دستور شرع ذبح شده است.


صفحه 241

3- نيز فرقى وجود ندارد بين اينكه پوست حيوان، دباغى شده يا نشده باشد.

4- جامه‌اى كه از اجزاى حيوان ساخته شده، اگر از دست مسلمان خريده شود يا اثر استفاده آن توسط مسلمان در آن ديده شود، طاهر محسوب مى‌شود به شرط اينكه اين وضعيّت، علامتى باشد كه معمولًا در عرف موجب اطمينان به تذكيه آن مى‌شود. امّا بازارمسلمانانى كه اكثر كالاهاى خود را از خارج وارد مى‌كنند و به ضوابط شرعى هم اهتمام نمى‌ورزند، يا در كشورهايى كه مردم آن اصلًابه دين و احكام دين اعتنايى ندارند، اعتماد كردن به آن جايز نيست.

5- همراه داشتن چيزى از اجزاء مردار يا چيزى كه از اجزاء مردار ساخته شده است، در نماز موجب بطلان نمازاست، اگرچه- بنابر احتياط- آن را نپوشيده باشد.

6- اگر از روى جهل در لباسى ساخته شده از اجزاء مردار، نماز بخواند، نمازش در دو صورت صحيح است: اوّل اينكه جاهل به‌موضوع باشد يعنى نداند كه اين لباس از مردار ساخته شده است. دوّم اينكه جاهل غير مقصّر به حكم باشد يعنى جهل او از روى عذرباشد. امّا اگر جهل او به حكم (باطل بودن نماز با اجزاء مردار) بدون عذر باشد، احتياط اقتضا مى‌كند كه نمازش را اعاده‌كند.

7- اگر از روى فراموشى در لباسى گرفته شده از مردار، نماز بخواند، پس اگر آن مردار از حيواناتى باشد كه در هنگام ذبح، خون‌جهنده دارد، واجب است نماز را چه در وقت يا خارج آن اعاده نمايد، امّا اگر از حيواناتى باشد كه خون جهنده ندارد، نمازش صحيح‌است.

8- در موردى كه شك كند آيا لباس او از پوست حيوان مردار يا از غير پوست ساخته شده است، نماز با آن اشكال ندارد.

چهارم- اجتناب از اجزاء حيوان حرام گوشت‌

جايز نيست لباس نمازگزار از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد، هر چند تذكيه شده باشد يا در حال زنده بودن از آن گرفته شده‌باشد. فروع اين مسأله به شرح ذيل است:

1- نماز خواندن در لباس گرفته شده از پوست، پوستين، موى، پشم، كُرك و پر حيوان غير مأكول اللحم (حرام‌گوشت) جايز نيست.

2- اگر لباس نمازگزار به فضله حيوان حرام گوشت آلوده باشد، نماز او باطل است، و همچنين بنابر احتياط مستحبّ در جامه‌اى‌كه چيزى از موى حيوان حرام گوشت مانند سمور روى آن قرار گرفته، نبايد نماز خوانده شود.

3- برخى از فقها گفته‌اند: فرقى نيست بين حيوان حرام گوشتى كه در هنگام ذبح خون جهنده دارد يا حيوانى كه چنين نيست مانندماهى حرام گوشت. البتّه در قسم اخير اشكال است.

4- فرقى نيست در عدم جواز بين اينكه همه لباس، يا قسمتى از آن، يا بعضى از اجزاء آن‌


صفحه 242

مانند: دگمه و نخ و مانند آن، از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد، حتّى آن قطعه‌هاى كوچك مانند جوراب و كلاه و غيره در اين‌جاجايز نيست، امّا آنچه را از اجزاءحيوان حرام‌گوشت، نمازگزار در حال نماز با خود حمل مى‌كنداشكال ندارد.

5- از اين حكم، پوست و پوستين خز[1]و كُرك خالص آن كه به كرك خرگوش وروباه مخلوط نشده باشد، و همچنين پوست وپوستين سنجاب‌[2]استثنا شده است يعنى نماز در پوست خز وسنجاب جايز است.

6- كسى كه از روى جهل در اجزاء حيوان حرام گوشت نماز بخواند، بنابر اقوا نماز او صحيح است.

7- امّا كسى كه فراموش كرده است، بنابر احتياط بايد نماز را اعاده كند.

8- امّا در لباسى كه شك دارد آيا از اجزاء حرام گوشت تهيه شده يا از غير آن، نماز اشكال ندارد.

پنجم- اجتناب از طلا

براى مرد جايز نيست كه با پوشيدن طلا نماز بگزارد. چنانكه پوشيدن و آرايش كردن به طلا به طور كلّى براى او جايز نيست اعمّ‌از اينكه طلا، به صورت لباس طلاباف باشد يا با نخهاى طلايى دوخته شده باشد، يا دگمه‌هاى آن از طلا باشد، يا به صورت گردن‌بندو زنجير طلايى به گردن آويزان نمايد، يا به‌صورت انگشتر طلايى يا ساعت طلايى يا قاب طلايى عينك استفاده كند.

اين مسأله فروعى دارد:

1- فرقى نيست بين اينكه طلاى خالص باشد يا مخلوط، اگر در عرف بگويند كه او طلاپوشيده‌است.

2- حمل طلا در جيب مانند سكّه‌هاى طلا، يا حتّى زيور آلات طلا، اشكال ندارد. چنانكه دندان طلا هم اشكال ندارد.

3- نماز با سلاحهايى كه در ساختن آنها از طلا استفاده شده، مانند شمشير يا خنجر طلايى‌

[1]خَزْ به سكون زا، ظاهراً همان (قندس) است كه حيوانى است دريايى پستاندار، از راسته جوندگان، داراى دُم دراز و پر مو و قوى با رنگ سرخ تيره، قهوه‌اى ياخاكسترى و داراى پوست گرانبهاست. گاهى به خود پوست يا پوستين، خز گفته مى‌شود. (جواهر الكلام، باب لباس المصلّى. المنجد فى اللغه‌

[2]سنجاب حيوانى است بزرگتر از موش بزرگ، به اندازه گربه كوچك، از راسته پستانداران جونده با دُم دراز و پر پشم كه به چالاكى به روى درختان مى‌پرد و از پوست او، پوستين‌مى‌سازند، رنگ آن نيلى تيره و خاكسترى است.


صفحه 243

اشكال ندارد مگر در عرف، آن را «پوشيدن طلا» بنامند كه دراين صورت احتياط، اقتضا مى‌كند از آن اجتناب نمايد.

4- در حرام بودن طلا براى مرد در نماز و غير نماز، فرقى نيست بين اين كه طلا، در معرض ديد ديگران باشد يا به گونه‌اى پوشيده‌باشد كه ديده نشود.

5- اگر مردى با طلا نماز گزارد ولى نداند يا فراموش كند كه آن چيز طلاست، ظاهراً نماز او صحيح است.

6- پوشيدن آنچه كه شك دارد آيا طلا است يا غير آن، در نماز و غير نماز اشكال ندارد.

ششم- اجتناب از ابريشم‌

براى مرد پوشيدن حرير خالص، در حال نماز و غير نماز جايز نيست. به حرير، ابريشم، قزّ و ديباج نيز گفته مى‌شود كه همگى‌به يك معنى و مبطل نماز مى‌باشد. اينك به جزئيات مسأله مى‌پردازيم:

1- در عدم جواز، فرقى نيست بين اينكه لباس ابريشم، همان ساتر شرعى نمازگزار باشد يا جامه‌اى اضافه بر آن.

2- بنابر احتياط واجب، پوشيدن لباسهاى كوچك ابريشمين نيز جايز نيست مانند جوراب، كلاه، دست‌كش، كمربند، كروات‌و غيره كه به تنهايى ساتر عورتين نيستند.

3- در حال جنگ، پوشيدن ابريشم جايز است و بنابر اقوا نماز نيز در اين هنگام جايز است، ولى احوط اين است كه اگر ضرورتى‌نباشد نماز با آن خوانده نشود.

4- در جامه‌اى كه مخلوطى است از ابريشم با پنبه يا پشم يا هر چيز ديگرى كه نماز با آن جايز است، به گونه‌اى كه در عرف، ابريشم خالص، صدق نكند، نماز خواندن جايز است.

5- اگر جامه انسان، مخلوطى باشد از قطعه‌اى ابريشم خالص و قطعه‌هاى ديگر از غير ابريشم، پس اگر در عرف، پوشيدن ابريشم‌صدق كند، پوشيدن آن حرام ونماز با آن باطل است. امّا اگر در عرف، پوشيدن ابريشم گفته نشود، اشكال ندارد، و در صورت شك درصدق عرفى، اصل، برائت است و نماز با آن صحيح مى‌باشد. پس ملاك و معيار در همه فروع مشابه، صدق عرفى است.

6- نماز با ابريشم، در صورتيكه براى امور پزشكى و درمانى مانند بستن زخم وشكستگى وغيره استفاده شده باشد اشكال ندارد.

7- اگر از باب جهل يا فراموشى در لباس ابريشمين، نماز بخواند، اقوا عدم وجوب اعاده نماز است، هر چند احتياط مقتضى است‌كه اعاده نمايد.


صفحه 244

8- اگر انسان، لباسى غير از ابريشم نداشته باشد و از باب اضطرار، به خاطر سردى هوا يا بيمارى و غيره، مجبور به پوشيدن آن‌باشد، نماز با آن اشكال ندارد، امّا اگر از باب اضطرار نباشد و تنها به اين دليل بپوشد كه او ساتر و پوششى غير از آن ندارد، اقوا صحّت‌نماز در لباس ابريشمين است، و احوط اين است كه به حالت برهنه هم نماز را اعاده نمايد.

3- حالات اضطرار و برهنگى‌

1- اگر لباس انسان، در ابريشم، يا پوستين و يا پوست حيوان حرام گوشت، يا بافته شده از پشم، موى، كُرك و پر آن، يا درجامه نجس، منحصر شود و لباس ديگرى نداشته باشد، اقوا اين است كه نماز با آن جايز است، واحتياط مستحبّ آن است كه درحالت برهنه هم نماز را اعاده كند.

2- امّا اگر لباس او در پوست يا پوستين حيوان مردار، يا بافته شده از پشم، موى، كُرك و پرِ آن، يا در جامه طلاباف، يا غصب‌شده، منحصر شود و لباس ديگرى نداشته باشد، چنانچه‌به خاطر سرما يا بيمارى و غيره، مجبور به پوشيدن آن باشد، نماز با آن اشكال ندارد، امّا اگر مجبور نباشد، بايد آن را از بدن بيرون‌كند و اگر هيچ ساتر ديگرى مانند برگهاى درخت وگياه و گِل وجود نداشته باشد، برهنه نماز بخواند با كيفيّتى كه بعداً اشاره خواهيم‌كرد.

3- كسى كه هيچ چيزى را كه با آن عورتش را بپوشاند نيابد حتّى برگ درخت وگياه و گِل يا گودال و آب كدرى كه در آن بايستد، واجب است برهنه نماز بخواند.

4- كسى كه وظيفه او برهنه نماز خواندن است، در صورتيكه از نگاه حرام ايمن باشد، اقوا اين است كه ايستاده بخواند و اشاره باسر براى ركوع و سجود كفايت مى‌كند و بايد در اشاره براى سجده سر را پائين‌تر از اشاره براى ركوع قرار دهد، واحتياط مستحبّ اقتضامى‌كند كه علاوه بر آن، بصورت عادى و با ركوع و سجده هم نماز بخواند و با دستش، عورتش را بپوشاند، وهمچنين در حال نشسته وبا اشاره هم نماز بگزارد، يعنى هر نماز واجب را سه بار بخواند كه بار اوّل واجب ودو بار ديگر از باب احتياط مستحبّ است.

امّا اگر از نگاه حرام ايمن نباشد، پس نشسته نماز بخواند و براى ركوع و سجده به مقدارى خم شود كه عورت او نمايان نشود و اگرخم شدن هم امكان نداشته باشد، با سر اشاره كند.

4- آداب لباس نمازگزار

در رواياتى كه از ائمّه معصومين‌عليهم السلام درباره لباس نمازگزار وارد شده، مكروهات ومستحبّاتى به عنوان آداب نيز بيان گرديده است‌كه موارد آن فراوان است و ما تنها بخشى از آنها


صفحه 245

را با ذكر متن حديث بدون اضافه كردن سخن ديگرى، بيان مى‌كنيم.

1- نيكوترين جامه‌

امام حسن مجتبى‌عليه السلام، هنگامى كه به نماز مى‌ايستاد، بهترين جامه‌اش را مى‌پوشيد. به او گفته شد: اى فرزند رسول خدا! براى‌چه كسى بهترين لباست را مى‌پوشى؟ فرمود:

«إنّ اللَّه جميل يحب الجمال، فاتجمّل لربّي، وهو يقول:(خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ) فاحبّ أن ألبس‌أجمل ثيابي»[1]

«خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، و من براى پروردگارم، لباس زيبا مى‌پوشم. خداوند مى‌فرمايد: «در نزد هرمسجدى، زينت خود را برگيريد.» پس من هم دوست دارم زيباترين لباسم‌را بپوشم.»

2- نماز با عطر

امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«كانت لرسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله ممسكة إذا هو توضّأ أخذها بيده وهي رطبة، فكان إذا خرج عرفوا أنّه رسول اللَّه برائحته»[2]

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله نافه مشكى داشت و هر وقتى كه وضو مى‌گرفت، با دست مرطوب خود آن را لمس مى‌كرد، و هنگامى كه خارج‌مى‌شد، مردم با بوى مشك، مى‌فهميدند كه او رسول خداست.»

نيز حضرت فرمود:

«صلاة متطيّب أفضل من سبعين صلاة بغير طيب».[3]

«يك نماز با بوى خوش از هفتاد نماز بدون بوى خوش بهتر است.»

همچنين عبداللَّه بن حارث روايت مى‌كند: «على بن الحسين‌عليه السلام در مسجد خود، ظرف مشكى داشت و وقتى كه براى نمازوارد مسجد مى‌شد، از آن، خود را خوشبو مى‌نمود.»[4]

3- انگشتر نقره‌

حضرت على‌عليه السلام فرمود:

«لا تختّموا بغير الفضة فإنّ رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله قال: ما طهرت كفّ فيها خاتم من حديد»[5]

[1]وسائل الشيعه، ج 3، باب 54، ابواب لباس المصلّي، ص 331، حديث 6.

[2]همان، باب 43، ص 315، حديث 1.

[3]همان، حديث 2.

[4]همان، باب 43، ص 316، حديث 4.

[5]همان، باب 32، ص 303، حديث 4.


صفحه 246

«از غير نقره، انگشتر نگيريد زيرا رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: دستى كه در آن انگشترى از آهن باشد، پاك نخواهد شد.»

4- كراهت لباس سياه‌

كلينى مى‌گويد: روايت شده كه در لباس سياه نماز مگزاريد امّا كفش، عبا يا عمامه (اگر سياه باشد) اشكال ندارد.[1]

5- دهان پوش و نقاب‌

سماعه روايت مى‌كند: از امام پرسيدم درباره كسى كه نماز مى‌خواند وقرآن تلاوت مى‌كند در حاليكه (لثام) دهان‌پوش بر دهن بسته است؟ فرمود:

«لا بأس به وإن كشف عن فيه فهو أفضل».

«اشكال ندارد، ولى اگر از روى دهن خود بردارد بهتر است.»

گفت: از امام درباره زنى پرسيدم كه نماز مى‌خواند در حاليكه نقاب برخود دارد؟ فرمود:

«إن كشفت عن موضع السجود فلا بأس وإن أسفرت فهو أفضل‌.[2]

«اگر موضع سجده را برهنه كند، اشكال ندارد ولى اگر نقاب را از صورت خود بردارد بهتر است.»

6- جامه‌اى كه نقش و تصوير دارد

عبداللَّه بن سنان از امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه آن‌حضرت كراهت داشته است از اينكه نماز بخواند در جامه‌اى كه نقش‌تصاوير دارد.[3]

7- نماز در مقابل تصوير

ليث مرادى به امام صادق‌عليه السلام عرض كرد: در خانه، در طرف راست يا چپ نمازگزار، پشتى (بالش) هايى قرار داردكه در آنها تصاويرى، نقّاشى شده است، آيا اشكال دارد؟ امام‌عليه السلام فرمود: «لا بأس ما لم تكن تجاه القبلة، فإن كان شي‌ء منها بين يديك ممّايلي القبلة فغطّه وصلِّ، وإذا كانت معك دراهم سود فيها تماثيل فلا تجعلها من بين يديك واجعلها من خلفك»[4]

«اشكال ندارد اگر در جهت قبله قرار نداشته باشد. امّا اگر چيزى از آن بالش‌ها در مقابل تو و در جهت قبله قرار داشته باشد، آن را باچيزى بپوشان، بعد نماز بخوان. واگر همراه تو درهم‌هاى سياهى‌

[1]وسائل الشيعه، ج 3، باب 20، ابواب لباس المصلّي، ص 281، حديث 2.

[2]همان، باب 35، ص 307، حديث 6.

[3]همان، باب 45، ص 317، حديث 2.

[4]همان، باب 20، ص 319، حديث 11.


صفحه 247

باشد] سكّه‌هايى [كه نقش و تصوير دارد، آنها را در مقابلت قرار نده بلكه پشت‌سرت بگذار.»

على بن جعفر مى‌گويد: از برادرم موسى بن جعفرعليه السلام درباره خانه يا اطاقى پرسيدم كه در آن مجسّمه هايى وجود دارد، آيا در آنجانماز بخوانم؟ امام فرمود:

«لا تصلّي فيها وشي‌ء منها مستقبلك إلّا أن لا تجد بدّاً فتقطع رؤوسها، وإلّا فلا تصلّي».[1]

«در آنجا نماز نخوان اگر چيزى از آنها برابر توست، مگر اين كه مضطرّ باشى كه دراين صورت بايد سرهاى آن مجسّمه‌ها را قطع‌كنى، و الّا در آنجا نماز نخوان.»

8- انگشتر نقش‌دار

از امام صادق‌عليه السلام سؤال شد درباره مردى كه انگشترى در دست مى‌كند كه نقش پرنده يا غير آن دارد؟ امام فرمود:

«لا تجوزالصلاة فيه».[2]

«نماز با آن جايز نيست.»

9- بازبودن دگمه‌ها

ابراهيم احمرى مى‌گويد: از امام صادق‌عليه السلام پرسيدم درباره مردى كه نماز مى‌خواند و دگمه‌هاى او باز است. امام فرمود:

«لاينبغي ذلك‌.[3]

«اين كار شايسته نيست.»

10- با دستمال ديگران‌

امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«صلِّ في منديلك الذي تتمندل به، ولا تصلِّ في منديل يتمندل به غيرك».[4]

«با دستمالى (حوله) كه خود از آن استفاده مى‌كنى نماز بخوان و با دستمال (يا حوله‌اى) كه ديگرى از آن‌استفاده مى‌كند نماز نخوان.»

پنجم- مكان نمازگزار

دركجا نماز بخوانيم؟

1- نمازگزاردن در هر مكان، جايز است زيرا رسول خداصلى الله عليه وآله فرموده است:

[1]وسائل الشيعه، ج 3، باب 46، ابواب لباس المصلّي، ص 322، حديث 3.

[2]وسائل الشيعه، ج 3، باب 46، ابواب لباس المصلّي، ص 322، حديث 3.

[3]همان، باب 23، ص 286، حديث 5.

[4]همان، باب 49، ص 325، حديث 2.