بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 262

دوم- نيّت‌

نيّت واخلاص در كتاب وسنّت‌

قرآن كريم:

1- (قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلًا[1]

«بگو: هركس طبق نيّت خود عمل مى‌كند، و پروردگارتان كسانى را كه راهشان نيكوتر است، بهتر مى‌شناسد.»

كردار مردمان گاهى در ظاهر، متشابه ومثل هم مى‌باشد، اما تفاوت واختلاف در قصد ونيت است كه كردارها را متناقض‌ومتعارض مى‌گرداند. به عنوان مثال نماز اگر توسط شخص مخلص وبانيت پاك گزارده شود، معراج مؤمن ووسيله صعود او به سوى‌مقام ربوبى خواهد بود، اما اگر توسط شخص ريا كار انجام شود، وبال او خواهد شد. پس آنگونه كه در روايات مفسّر اين آيه آمده‌است، «شاكله» به معناى نيت است يعنى هر شخص طبق نيت خود عمل مى‌كند وچون خداوند داناتر به نيّت‌ها ومقاصدواهداف اشخاص مى‌باشد، پس او كسانى را كه راهشان نيكوتر است ودر مسير هدايت گام برمى دارند، بهتر مى‌شناسد.

2- (صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ‌[2]

«رنگ خدايى (بپذيريد؛ رنگ ايمان وتوحيد واسلام) وچه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟ وما تنها او را عبادت‌مى‌كنيم.»

عبادات شخص مؤمن بايد رنگ خدايى به خود بگيرد. رنگ خدايى، ظاهر اعمال وآن بخش آشكار ومحسوس عبادت نيست، زيرا ظاهر اعمال گاهى مانند هم است، ولى آن نيت پنهان وهدفى كه در پشت عمل وعبادت، نهفته است، مى‌تواند به عمل، رنگ‌الهى ببخشد، پس يك عمل در اثر اخلاص وقصد تقرب به حضرت حق وپيوستن به او وبريدن از ماسواى او، الهى وخدايى مى‌شود. ولى گاهى هم، به سبب نيت معكوس، رنگ شيطانى مى‌يابد وبه خاطر رياء، شهرت‌طلبى وتظاهر براى مردم، غير الهى مى‌شود.

3- (وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفاً وَطَمَعاً إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ‌الْمُحْسِنِينَ‌[3]

«ودر زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد، واو رابا بيم واميد

[1]سوره اسراء، آيه 84.

[2]سوره بقره، آيه 138.

[3]سوره اعراف، آيه 56.


صفحه 263

بخوانيد (بيم از مسؤوليتها، واميدبه رحمتش، ونيكى كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است.»

4- (تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ‌[1]

«پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى‌شود (وبه‌پا مى‌خيزند ورو به درگاه خدا مى‌آورند) وپروردگار خود را با بيم‌واميد مى‌خوانند، واز آنچه به آنان روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.»

دراين آيات خداوند متعال به مادستور مى‌دهد كه نيت‌ها واهداف خود را در خواندن او خالص گردانيم وتنها از بيم واميد او، او رابخوانيم؛ بيم از غضب وسلب نعمتش، واميد به خشنودى وقربش. بيم از سقوط در گناه، واميد به نجات به وسيله طاعت وتقوا؛ نه‌به خاطر ترس از مردم يا اميد شهرت يافتن وريا كردن.

پس همه اعمال انسان مخصوصاً عبادات با معيار هدف، نيت ومقصدِ مورد نظر شخص، ارزيابى مى‌شود، (وبه همين معياراست كه رنگ الهى ياشيطانى پيدا مى‌كند.)

5- (قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ‌تَعُودُونَ‌[2]

«بگو: پروردگارم امر به عدالت كرده است، وتوجه خويش را در هر مسجد (وبه هنگام عبادت) به سوى او كنيد؛ واو را بخوانيد، در حاليكه دين (خود) را براى او خالص گردانيده‌ايد، (وبدانيد) همانگونه كه درآغاز شما را آفريد، (بار ديگر در رستاخيز) باز مى‌گرديد.»

6- (وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذلِكَ دِينُ‌الْقَيِّمَةِ[3]

«وبه آنها دستورى داده نشده بود جز اينكه خدا را بپرستند در حاليكه دين خود را براى او خالص كنند واز شرك به‌توحيد باز گردندونماز را برپادارند وزكات را بپردازند واين‌است آيين‌مستقيم وپايدار.»

قرآن مجيد در آيات فوق به مادستور مى‌دهد كه دين خود را براى خدا خالص گردانيم، وچنين پيداست كه دين به معناى آن‌شريعت يانظامى است كه انسان به انتخاب واراده خود به مقررات آن گردن مى‌نهد واز آن تبعيت مى‌كند، اما خلوص در دين به معنى‌نفى هرگونه دوگانگى در ولايت ووابستگى بين خدا وپيامبران واولياى او از يك سو، وسلطه قواى مادى وقدرتهاى طاغوتى از سوى‌ديگر، مى‌باشد. پس عبادت خدا، كه از بارزترين وشاخص‌ترين آن، برپاداشتن نماز وپرداختن زكات است، به صورت پاك وناب‌انجام نمى‌شود مگر اينكه مؤمن، دينش را براى خداوند خالص گرداند، يعنى باهمه اعضا وجوارح واز عمق دل ووجدان خود، در

[1]سوره سجده، آيه 16.

[2]سوره اعراف، آيه 29.

[3]سوره بيّنه، آيه 5.


صفحه 264

برابرخداوند خاضع وخاشع باشد واز ريا وتظاهر واز ترس هر قدرتى ماسواى خدا بپرهيزد.

7- (وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَايَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ‌[1]

«وداستان دوفرزندآدم را بحق برآنها بخوان: هنگامى كه هركدام، كارى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند؛ اما ازيكى پذيرفته شد، واز ديگرى پذيرفته نشد؛ (آنكه عملش مردود شده بود) گفت: به خدا سوگند تو را خواهم كشت. (برادر ديگر) گفت: خدا تنها از پرهيز كاران مى‌پذيرد.»

پذيرفتن اعمال از سوى خداوند، به حسن ظاهر اعمال وآنچه انسان بدان تظاهر مى‌كند، ربطى ندارد بلكه خداوند تنها از متقيان‌مى‌پذيرد؛ از كسانى كه نيّت وهدف خود را پاك وخالص ساخته‌اند. بنابر اين تقواى الهى با ظاهر عمل وعامل تحقق نمى‌يابد بلكه‌ملاك تحقق آن، نيّت وهدف عامل است ودر واقع نيّت‌ها واهدافى كه باعث انجام عمل شده‌اند، ميزان پذيرش آن‌ها در درگاه‌حضرت حق مى‌باشند.

حديث شريف:

سنت شريف، حاوى روايات فراوانى است كه از معصومين‌عليهم السلام درباره نيت، اخلاص، رياء، وآثار تربيتى وروانى آن در جامعه‌مؤمنين در دنيا، ودر سرنوشت انسان وعمل او در آخرت، نقل شده است. در اين جا تنها به نقل قسمتهاى كوتاهى از آنها اكتفا مى‌كنيم‌شايد در اصلاح نيّت‌هاى ما وخالص ساختن ورنگ الهى دادن به اعمال ما بدور از هر نوع آلودگى وتنها به قصد قربت الهى انجام دادن، مفيد واقع افتد.

نيّت وجاودانگى‌

1- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّما خُلِّدَ أهل النار في النار؛ لأنّ نيّاتهم كانت في الدنيا أن لو خُلِّدوا فيها أن يعصوا اللَّه أبداً، وإنّما خُلِّد أهل الجنّة في الجنّة؛ لأنّ نيّاتهم كانت في الدنيإ؛ پ‌پ‌م‌أن لو بقوا فيها أن يطيعوا اللَّه أبداً، فبالنيّات خُلِّد هؤلاء وهؤلاء، ثمّ تلا قوله: (قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)، وقال: على نيّته».[2]

«اينكه اهل جهنّم در آتش، جاودانه هستند بدين جهت است كه نيّت وقصد آنان در دنيا چنين بوده كه اگر در دنيا، جاويدان باشند، براى هميشه خدا را معصيت كنند. واينكه اهل بهشت در بهشت، جاويدان هستند هم بدين جهت است كه نيّت وهدف آنان در دنيا چنين بوده‌كه اگر در دنيا باقى بمانند،

[1]سوره مائده، آيه 27.

[2]وسائل الشيعه، ج 1، باب 6، ابواب مقدّمة العبادات، ص 36، حديث 4.


صفحه 265

هميشه خدا را اطاعت كنند. پس به خاطر نيّت‌ها واهداف است كه اين دسته وآن دسته در بهشت يا جهنّم، جاويدان شده‌اند سپس امام‌عليه السلام‌اين آيه را تلاوت كرد:(قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)وبعد فرمود: (على شاكلته يعنى) على‌نيّته.»

نيت خير كند وبخوابد

2- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّ العبد لينوي من نهاره أن يصلّي بالليل فتغلبه عينه فينام، فيثبت اللَّه له صلاته، ويكتب نَفَسه تسبيحاً، ويجعل نومه عليه صدقة»[1]

«بنده‌اى در روز نيت مى‌كند كه‌در شب نماز بخواند ولى‌خواب بر چشمانش‌غلبه‌مى‌كند ومى‌خوابد، خداوند آن نماز را براى او ثبت‌مى‌كند ونَفَس اورا تسبيح وخوابش را براى او صدقه قرار مى‌دهد.»

نيّت مؤمن‌

3- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«نيّة المؤمن أبلغ من عمله، وكذلك نيّة الفاجر.[2]

«نيّت مؤمن رساتر از عملش است وهمچنين نيّت فاجر.»

4- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«من صدق لسانه زكى عمله، ومن‌حسنت نيّته‌زيد في رزقه، ومن‌حسن برّه بأهل‌بيته زيد في عمره»[3].

«كسى كه راستگو باشد، عمل او پاك مى‌شود، وكسى كه نيت او نيك باشد، روزى او افزوده مى‌گردد وكسى كه به اهل بيت‌وخانواده‌اش نيكى كند، عمرش افزوده مى‌شود.»

5- امام على‌عليه السلام فرمود:

«...

إنّ اللَّه- بكرمه وفضله- يدخل العبد بصدق النيّة وحسن السريرة الصالحة، الجنّة».[4]

«... خداوند به وسيله كرم وفضلش، بنده خود را به جهت نيّت راست (هدف نيك) وسرشت پاكش، وارد بهشت‌مى‌كند.»

رهايى‌

6- امام على‌عليه السلام فرمود:

«... وبالإخلاص يكون الخلاص‌.[5]

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 6، ابواب مقدّمة العبادات، ص 38، حديث 16.

[2]همان، ص 40، حديث 22.

[3]همان، حديث 23.

[4]همان، حديث 25.

[5]همان، باب 8، ص 43، حديث 2.


صفحه 266

«... در اخلاص، خلاص ورهايى نهفته است.»

عمل خالص‌

7- امام صادق‌عليه السلام درباره اين سخن خداوند:(لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا).«تا شما راآزمايش كند كه كدام يك عملش نيكوتر است»، فرمود:

«ليس يعني أكثركم عملًا، ولكن أصوبكم عملًا، وإنّما الإصابة خشية اللَّه والنيّة الصادقة الحسنة. والابقاء على العمل حتّى يخلص، أشدّ من العمل. والعمل الخالص الذي لا تريد أن يحمدك عليه أحد إلّا اللَّه عزّ وجلّ، والنيّة أفضل من العمل، ألا وأنّ النيّة هي العمل، ثمّ تلا قوله عزّ وجلّ:(قُلْ‌كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)يعني على نيّته»[1]

«منظور خداوند اين نيست كه عمل بيشتر انجام داده باشيد بلكه منظورش اين است كه كداميك عملش صحيح‌تر باشد، وصحت‌عمل اين است كه باخشيت خدا ونيت راست ونيك توأم باشد. ونگهدارى عمل تا اين كه توأم با اخلاص شود، مشكل‌تر وسخت‌تر از خودعمل است. وعمل خالص آن است كه نخواهى غير از خدا، كسى تو را برآن عمل بستايد. ونيت بهتر از عمل است وبلكه نيت همان عمل‌است. سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود:(قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ)وچنين معنى كرد كه: هركس طبق نيت خود عمل مى‌كند.»

اخلاص يا نفاق‌

8- مردى به امام صادق‌عليه السلام عرض كرد:

«أتخوّف أن أكون منافقاً. قال له الإمام: إذا خلوت في بيتك نهاراً أو ليلًا أليس تصلّي؟ فقال: بلى. قال الإمام: فلمن تصلّي؟ قال: للَّه عزّوجلّ. فقال‌الإمام: فكيف تكون منافقاً وأنت تصلّي للَّه عزّوجلّ لالغيره»[2]

مى‌ترسم از اينكه منافق باشم. امام فرمود: «اگر در خانه خود در شب ياروز تنها و در خلوت باشى آيا نماز نمى‌گزارى؟». گفت: بلى نماز مى‌گزارم. فرمود: «پس براى كه نماز مى‌خوانى؟». گفت: براى خداوند عزّ وجلّ. امام‌عليه السلام فرمود: «چگونه مى‌توانى منافق باشى در حاليكه براى خدا نماز مى‌گزارى، نه براى غير او؟»

رياكارى از كمبود عقل است‌

9- امام باقرعليه السلام فرمود:

«ما بين الحقّ والباطل إلّا قلّة العقل».

قيل: وكيف ذلك يابن رسول اللَّه؟

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 8، ابواب مقدّمة العبادات، حديث 4؛ باب 6، حديث 5، در حاشيه وسائل اين حديث بصورت مقطّع وتكّه تكّه نقل شده است.

[2]وسائل الشيعه، ج 1، باب 8، ابواب مقدّمة العبادات، ص 44، حديث 6.


صفحه 267

قال:

«العبد ليعمل العمل الذي هو للَّه رضا فيريد به غير اللَّه، فلو أنّه أخلص للَّه لجاءه الذي يريد في أسرع من ذلك‌.[1]

«فاصله بين حق وباطل چيزى نيست جز كاستى عقل.» گفته شد: اى پسر رسول خدا! اين چگونه است؟ فرمود: «بنده، عملى را انجام مى‌دهد كه مورد رضاى خداوند است اما او غير خدا را قصد مى‌كند، واگر او براى خدا اخلاص ميداشت، زودتروسريعتر از اين، به هدف مورد نظر خود هم مى‌رسيد.»

بهترين عبادت‌

10- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«العبادة ثلاثة: قوم عبدوا اللَّه عزّ وجلّ خوفاً، فتلك عبادة العبيد. وقوم عبدوا اللَّه تبارك وتعالى لطلب الثواب، فتلك‌عبادة الاجراء. وقوم عبدوا اللَّه عزّ وجلّ حبّاً له، فتلك عبادة الأحرار، وهي أفضل العبادة».[2]

«عبادت برسه گونه است: عده‌اى تنها از روى ترس خدا را عبادت مى‌كنند. اين عبادت بردگان است. برخى هم براى كسب ثواب، خدا را عبادت مى‌كنند واين عبادت اجيران ومزدبگيران است. اما بعضى تنها به خاطر محبت خداوند به عبادت او مى‌پردازند، اين عبادت‌احرار وآزادگان است وهمين هم بهترين عبادت است.»

نفاق چيست؟

11- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«ما زاد خشوع الجسد على ما في القلب، فهو عندنا نفاق».[3]

«اگر خشوع و فروتنى ظاهرى بدن از آنچه در دل است زيادتر باشد، از نظر ما نفاق محسوب مى‌شود.»

عمل براى غير خدا

12- امام رضاعليه السلام به محمّد بن عرفه فرمود:

«ويحك يابن عرفة، إعملوا لغير رياء ولا سمعة، فإنّه من عمل لغير اللَّه، وكّله اللَّه إلى ما عمل. ويحك ما عمل أحد عملًا إلّا رداه اللَّه به، إن خيراً فخيراً، وإن شرّاً فشرّاً».[4]

«اى پسر عرفه! زنهار! بدون ريا وسمعه عمل كنيد، كسى كه براى غير خدا عملى انجام دهد،

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 8، ابواب مقدّمة العبادات، ص 45، حديث 11.

[2]همان، باب 9، ص 45، حديث 1.

[3]همان، باب 11، ص 48، حديث 7.

[4]همان، حديث 8.


صفحه 268

خدا اورا به آنچه كرده است واگذار خواهد كرد. زنهار! هيچ كس عملى را انجام نداده است مگر اينكه خدا آن را به خودش باز گردانده است؛ اگر خير بوده است پاداش خير، واگر شرّ بوده است، پاداش شرّ داده است.»

نهان و آشكار

13- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«من تزيَّن للناس بما يحب اللَّه، وبارز للَّه في السرّ بما يكره اللَّه، لقى اللَّه وهو عليه غضبان له ماقت‌.[1]

«كسى كه براى مردم و از باب تظاهر، خود را بيارايد به آنچه خدا دوست مى‌دارد، اما درنهان آنچنان در برابر خدا باشد كه موردكراهت ونفرت خداست، در روز قيامت خدا راملاقات مى‌كند در حاليكه خداوند براو خشمگين وغضبناك است.»

14- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«مَن كان ظاهره أرجح من باطنه خفّ ميزانه».[2]

«كسى كه ظاهر او برتر از باطن ونهان او باشد در روز قيامت ميزان اعمال اوسبك مى‌باشد.»

چه كسى رياكار است؟

15- امام على‌عليه السلام فرمود:

ثلاث علامات للمرائي: ينشط إذا رأى الناس، ويكسل إذا كان وحده، ويحبّ أن يحمد في جميع اموره».[3]

«ريا كار سه نشانه دارد: وقتى مردم راببيند، فعال وبانشاط مى‌شود. اما وقتى كه تنهاست، كسل وتنبل است ودوست دارد كه درهمه كارهايش، ستايش شود.»

از عبادت خود سخن مگو

16- از امام صادق‌عليه السلام سؤال شد درباره قول خداوند:

(فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى‌[4]) «پس خود ستايى نكنيد. او پرهيزكاران را بهترمى‌شناسد» فرمود:

«قول الإنسان: صلّيت البارحة، وصمت أمس ونحو هذا».

ثمّ قال‌عليه السلام:

«إنّ قوماً كانوا يصبحون فيقولون: صلّيناالبارحة وصمنا أمس».

فقال عليّ‌عليه السلام:

«ولكنّي أنام الليل والنهار، ولو

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 11، ابواب مقدمة العبادات، ص 50، حديث 14.

[2]همان، حديث 15.

[3]همان، باب 13، ص 54، حديث 1.

[4]سوره نجم، آيه 32.


صفحه 269

أجد بينهما شيئاً لنمته».[1]

«مثل اينكه انسان بگويد: من شب گذشته نماز گزاردم وروز گذشته روزه گرفتم ومانند آن.»

سپس امام‌عليه السلام فرمود: «مردمى بودند كه وقتى شب را صبح مى‌كردند مى‌گفتند: ما ديشب نماز خوانديم وديروز روزه‌گرفتيم.» پس على‌عليه السلام فرمود: «اما من شب وروز را مى‌خوابم واگر بين شب وروز فرصتى يافتم، نيز مى‌خوابم.»

مهم باقى ماندن بر عمل است‌

17- امام باقرعليه السلام فرمود:

«الإبقاءُ على العملِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ».

قيل له: وما الإبقاء على العمل؟ قال:

«يَصِل الرجل بصلةٍ وينفق نفقة للَّه وحده لا شريك له فتُكتب له‌سرّاً، ثمّ يذكرها فتكتب له علانية، ثمّ يذكرها فتمحى وتُكتب له رياءً».[2]

«نگهدارى عمل، سخت‌تر از خود عمل است. گفته شد: نگهدارى عمل چيست؟ فرمود: كسى صله رحم مى‌كند وتنها براى‌خداوند يكتا وبى شريك، انفاق مى‌نمايد، اين عمل براى او به عنوان يك عمل پنهانى نوشته وثبت مى‌شود. پس او آن عمل را براى‌ديگران نقل مى‌كند، پس آن ثبت اوّلى محو مى‌شود وبراى او به عنوان يك عمل علنى نوشته مى‌شود. سپس او دوباره آن را براى ديگران‌نقل مى‌كند پس آن عمل، از پرونده او محو مى‌شود وبه عنوان ريا ثبت مى‌گردد.»

احكام نيّت:

1- در هر عمل عبادى واز آن جمله در نماز، نيت واجب است وبدون نيت، آن عمل باطل مى‌باشد. نيت يكى از اركان نمازاست.[3]

2- نيت عبارت است از: «قصد ومنظور انسان از انجام عمل». پس اگر امتثال فرمان خداوند وتقرّب به او را قصدكردى، قصد تو خالص بوده وعمل تو- ان شاء اللَّه- مقبول درگاه او واقع خواهد شد، اما اگر قصد امتثال دستور خداوند را نكرده باشى‌بلكه به خاطر شهرت وريا ومانند آن انجام بدهى، عمل تو باطل مى‌باشد.

3- نيّت با فراهم آمدن انگيزه ومحرّك درونى وقلبى تحقق مى‌يابد، يعنى انگيزه انسان در عبادت، مثلًا در نماز، امتثال امرخداوند باشد. به زبان آوردن نيت يا از ذهن وقلب گذراندن‌

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 14، ابواب مقدّمة العبادات، ص 54، حديث 1.

[2]همان، ص 55، حديث 2.

[3]رُكْن، به آن جزء واجب نماز گفته مى‌شود كه كم يازياد كردن آن، عمداً ياسهواً، موجب بطلان نماز مى‌شود. اركان نماز عبارتند از: نيت، تكبيرة الاحرام، قيام درحال تكبيرة الاحرام‌وقيام متصل به ركوع، ركوع ودوسجده.