بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 274

ب- واجب است تلفظ تكبيرة الاحرام در وقتى پايان يابد كه او در حالت قيام كامل باشد، پس اگر نمازگزار به جماعت ملحق‌شود در وقتى كه امام جماعت در ركوع است واو تكبيرة الاحرام بگويد، بايد در هنگام تلفظ تكبير كاملًا ايستاده باشد بعد براى ركوع‌خم شود واگر تلفظ حروف آخر تكبيرة الاحرام با خم شدن او براى ركوع، هم زمان شود، نماز باطل است.

ج- اگر بعد از قرائت حمد وسوره، بنشيند وركوع را فراموش كند وبعد به ياد آورد، واجب است كه به طور كامل وراست بايستد، سپس از حالت ايستاده به ركوع رود تا ركن قيام متصل‌به ركوع تحقق يابد، وصحيح نيست كه از حالت نشسته، به صورت خميده وكمانى بلند شود وخود رابه حالت ركوع قرار دهد بدون‌اينكه كاملًا ايستاده باشد.

د- اگر حمد وسوره يا تسبيحات اربعه را از روى فراموشى در حالت نشسته بخواند وبعد به ياد آورد، اعاده قرائت بر او واجب‌نيست ولى از جهت ركوع، واجب است كه بايستد. اگر چه احتياط استحبابى مقتضى است كه در حال قيام، حمد وسوره را هم از نوبخواند.

ه- اگر قيام بعد از ركوع را سهواً ترك كند واز حالت ركوع، مستقيماً به سجده رود، نمازش صحيح است.

چگونگى قيام:

4- در شرايط طبيعى وعادى، قيام و ايستادن واجب چنين تحقّق مى‌يابد: اين كه راست بايستد، به گونه‌اى كه در عرف قيام ناميده‌شود، و اينكه استقرار (آرامش بدن) داشته باشد يعنى بدن واعضايش را حركت ندهد. وجوب استقرار، در ميان فقها، مشهور وموافق احتياط واجب است. و نيز استقلال داشته باشد يعنى بر چيزى تكيه نكند واين هم مشهور وموافق احتياط مستحب‌است.

جزئيات مسأله:

الف- اگر نماز گزار در حين قيام، خم شود يابه يكى از دو طرف متمايل گردد به گونه‌اى كه نزد عرف صفت قيام را از دست‌بدهد، نماز او باطل مى‌باشد.

ب- اگر استقرار نداشته وبدن واعضايش را حركت بدهد به گونه‌اى كه با استقرار منافات داشته باشد، نمازش باطل است اماحركت ساده دست وانگشتان اشكال ندارد.

ج- اگر درحين قيام به چيزى مانند انسان يا ديوار يا عصا بدون علت وضرورت، تكيه كند، نماز را تمام كند وبنابر احتياطمستحب، اعاده نمايد.

د- شايسته است نمازگزار پاهايش را هنگام ايستادن خيلى زياد نگشايد به گونه‌اى كه در


صفحه 275

عرف قيام گفته نشود.

ه- اگر راست ايستادن يا استقلال يا استقرار در قيام را از روى فراموشى وسهو ترك كند، نماز او صحيح است مگر در هنگام قيام‌ركنى (يعنى قيام در موقع تكبيرة الاحرام وقيام متصل به ركوع) كه اگر صدق قيام در عرف، مشكوك باشد، احتياطواجب مقتضى است كه نماز را اعاده نمايد.

و- اصل در قيام اين است كه هردو پاها روى زمين باشد اما واجب نيست كه سنگينى بدن برهردو پا به طور مساوى تقسيم شودبلكه جايز است سنگينى بدن را روى يكى از پاها بيشتر از ديگرى بيندازد.

در شرايط استثنايى:

5- اما در حالات استثنايى مانند بيمارى ياضعف ومانند آن بر نماز گزار است كه تاحدّ امكان، در حال قيام نماز بگذارد وبه‌تدريج از قيام مستقل به قيام با تكيه برديوار يا انسان منتقل شود.

واگر به هيچ شكلى قيام ممكن نبود، نشسته نماز بخواند واگر نشستن هم برايش مقدور نبود، خوابيده بر پهلوى راست وگرنه‌برپهلوى چپ، نماز بخواند ودر اين دو صورت بايد جلو بدنش‌به طرف قبله قرار گيرد. اگر بر پهلوى چپ ياراست هم امكان نداشت در حاليكه بر پشت خوابيده (مانند حالت‌احتضار) وكف پاهايش به سمت قبله باشد، نماز بگزارد.

جزئيات وفروع اين مسأله به اين شرح است:

الف- در حالات اضطرارى واجب است براى ركوع، اندكى خم شود ودر صورت امكان، برزمين سجده كند، واگر امكان نداشت‌براى سجده هم، كمى بيشتر از ركوع، خم شود واگر از خم شدن هم عاجز بود، به جاى ركوع وسجده باسر اشاره كند، اگر آن هم‌امكان نداشت، بادوچشم اشاره نمايد، واحوط اين است كه در همه اين حالات، چيزى را كه سجده برآن صحيح است، برپيشانى‌بگذارد.

ب- براى كسى كه نشسته نماز مى‌خواند اگر بعد از آنكه در حال نشسته حمد وسوره را قرائت كند امكان يابد كه از حالت ايستاده‌به ركوع رود، بنابر احتياط واجب بايد اين كار را انجام دهد.

ج- كسى كه نشسته نماز مى‌خواند اگر در اثناى نماز قدرت بر قيام پيدا كرد، بايد بقيه نمازش را در حال ايستاده بخواند، وهمچنين كسى كه به حالت خوابيده نماز مى‌خواند، اگر در اثناى نماز توانست بنشيند يا بايستد، بايد بقيه نماز را در حال نشسته‌ياايستاده تمام كند، ولى در زمانى كه از حالتى به حالت ديگر منتقل مى‌شود نبايد چيزى بخواند.

د- اگر بتواند ايستاده نماز بخواند، ولى نتواند از حالت ايستاده ركوع كند، ركوع را نشسته‌


صفحه 276

انجام دهد، واگر به طور كلى از ركوع‌وسجود، عاجز باشد، ايستاده نماز بخواند وبراى ركوع وسجده باسر يا چشم اشاره كند، وبنابراحوط در هنگام اشاره به سجده، چيزى را كه سجده برآن صحيح است، برپيشانى بگذارد.

ه- اگر در اول وقت، عاجز از قيام باشد ولى گمان كند يا احتمال دهد كه در آخر وقت، قدرت بر قيام پيدا مى‌كند، واجب است‌نماز را تا آخر وقت به تأخير اندازد.

و- اگر كسى قدرت برقيام داشته باشد ولى‌بترسد از اينكه اگر ايستاده نماز بخواند، بيمار شود يا بيمارى او شدت پيدا كند، براى اوجايز است كه نشسته نماز بخواند، وهمچنين اگر بترسد از بيمارى يا از شدت يافتن بيمارى در صورتيكه نشسته نماز بخواند، جايزاست كه خوابيده بجا آورد.

آداب قيام‌

در هنگام قيام براى نماز، مستحب است امور زير مراعات شود:

1- پايين انداختن شانه‌ها.

2- رها كردن دستها.

3- گذاشتن دستها روى رانهادر حاليكه انگشتان را بهم چسبانده باشد.

4- نگاه كردن به محل سجده.

5- راست نگهداشتن فقرات پشت وگردن.

6- پاها را صاف و رو به قبله قرار دادن.

7- فاصله گذاشتن بين پاها به اندازه سه انگشت باز تايك وجب (در حدود 15 تا 20 سانتى‌متر).

8- انداختن سنگينى بدن بر هردو پاباهم.

9- خاشعانه وخاضعانه بودن قيام به گونه‌اى كه با ايستادن يك بنده ذليل در برابر پروردگار جليل، متناسب باشد.

پنجم- قرائت‌

قرائت چيست؟

1- قرائت از واجبات نماز است كه- در اصطلاح فقهى- عبارت است از: آنچه نمازگزار از قرآن يا ذكر خدا در هرركعت قبل ازركوع، مى‌خواند.


صفحه 277

2- در دوركعت نماز صبح، و در دوركعت اول ساير نمازهاى يوميه، ودر همه نمازهاى دوركعتى واجب يامستحب- غير از نمازميت كه كيفيت خاصى دارد- خواندن سوره فاتحه، واجب است زيرا پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرموده است: «لا صلاة إلّا بفاتحةالكتاب»، «بدون فاتحة الكتاب، نمازى نيست.»[1]

3- مشهور بين فقها اين است كه در هرركعت، يك سوره كامل نيز بايد خوانده شود وبه بخشى از يك سوره اكتفا نشود. اين نظر، موافق با احتياط است.

دو مسأله:

اوّل- مقدم كردن سوره برفاتحه جايز نيست واگر عمداً چنين كند، نمازش باطل است اما اگر از روى سهو آن را مقدم بدارد وقبل ازركوع متوجه شود، سوره رابعد از حمد اعاده نمايد واگر بعد از ركوع متوجه شد، به نمازش ادامه دهد وچيزى براو نيست.

دوّم- شايسته است سوره‌هاى طولانى كه منجر به فوت وقت نماز مى‌شود، خوانده نشود واگر عمداً بخواند، احوط اين است كه، بنابر لزوم قرائت سوره كامل، نماز را باهمان سوره ياغير آن تمام كند وسپس اعاده ياقضا نمايد. اما بنابر عدم وجوب قرائت سوره‌كامل، از آن سوره طولانى، آن مقدارى را بخواند كه وقت نماز فوت نشود ونمازش را كامل كند.

4- اما در نمازهاى مستحب، بعد از سوره حمد، خواندن چيزى از قرآن واجب نيست بلكه مى‌توان تنها به حمد اكتفا كرد مگر درنمازهاى مستحبّى‌اى كه در سنّت تأكيد شده كه سوره ياآيات معينى در آنها خوانده شود كه در اين صورت اگر نماز گزار بخواهد آنها راباهمان كيفيت مطلوب ومورد نظر بجا آورد، بايد غير از فاتحه، آن آيات ياسوره معين را نيز تلاوت نمايد.

5- همچنين تنها به سوره فاتحه در نمازهاى واجب هم مى‌توان اكتفا كرد در صورتيكه نماز گزار در شرايط استثنايى وحالات‌اضطرارى قرار داشته باشد مانند: بيمارى، عجله داشتن، تنگى وقت، خوف از خطراتى مانند: سر رسيدن دزد، حمله حيوان درّنده، در معرض آتش دشمن قرار گرفتن، وساير موارد اضطرارى مشابه.

6- جايز است نمازگزار در نمازهاى مستحب وبلكه واجب، بيش از يك سوره قرائت كند ولى احوط استحبابى آن است كه به‌يك سوره اكتفا نمايد.

احكام قرائت‌

1- قرائت در نماز ركن نيست وهركس آن را از روى سهو ترك نمايد، نمازش باطل نمى‌شود.

[1]مستدرك الوسائل، ج 1، باب 1، ص 274، حديث 5، به نقل از عوالى اللئالى.


صفحه 278

فروع اين مسأله بدين شرح است:

الف- اگر كسى قرائت را از روى سهو ترك كند وبعد از رفتن به ركوع به ياد آورد، نمازش صحيح است واز باب احتياط، دوسجده‌سهو بجاآورد.

ب- اگر فاتحه را از روى سهو ترك كند و در اثناى تلاوت سوره به ياد آورد، برگردد، فاتحه وسپس سوره را بخواند ونمازش‌صحيح است وهمچنين اگر قرائت را كاملًا ياسوره را فراموش كند ودر قنوت به ياد آورد، برگردد وقرائت را انجام دهد ونمازش صحيح‌است.

ج- اگر نماز گزار در ركوع يا بعد از ركوع شك كند كه فاتحه يا سوره ياتسبيحات را خوانده است يانه، به شكّش اعتنا نكند وبه‌نمازش ادامه دهد وان شاء اللَّه نماز او صحيح است.

2- واجب است حمد وسوره در نماز از نظر اعراب وتلفظ به طور صحيح و به حسب قرآن موجود ومتداول در بين ما، قرائت‌شود؛ اما آن چيزهايى را كه اهل تجويد وزبان عربى گفته‌اند همچون همزه وصل وقطع يا سكون وحركت آخر كلمه يامدّ ومانند آن، مراعات آن‌ها واجب نيست مگر اينكه در صورت عدم مراعات، معناى كلمه عوض شود.

3- اقوا اين است كه مقيد بودن به يكى از قرائت‌هاى هفتگانه معروف واجب نيست بلكه قرائت به حسب روش زبان عربى وبه‌شيوه‌اى كه از زمان نزول قرآن تاكنون در ميان مسلمانان متداول ومتواتر بوده است، كفايت مى‌كند.[1]

4- مراعات ترتيب بين آيات حمد وسوره وهمچنين بين كلمات وحروف آنها واجب است، وهمچنين واجب است كه موالات‌وپى درپى بودن نيز در قرائت مراعات شود. پس اگر در ترتيب وموالات در قرائت، عمداً اخلال شود نماز باطل مى‌شود.

5- براى كسى كه فاتحه ياسوره را حفظ ندارد، جايز است از روى قرآن بخواند.

6- بركسى كه قرائت را به نيكى نمى‌داند، واجب است آن را بياموزد چنانكه واجب است ساير اجزاى نماز را نيز بياموزد. پس اگرقدرت برآموختن داشته باشد ولى وقت تنگ باشد بنابر احوط اگر امكان دارد، نماز را به جماعت بخواند. واگر جماعت امكان‌ندارد، هرمقدار كه از قرآن مى‌داند، بخواند، واگر هيچ چيزى از قرآن نمى‌داند، به اندازه قرائت فاتحه وسوره، تسبيح وتكبير وذكرخدا بگويد.

7- كسى كه به خاطر بيمارى عارض بر زبانش، قادر بر تلفظ نيست، در ذهنش بخواند، اگرچه به واسطه اينكه كلمات يامعانى رادر خاطرش بگذراند، واحوط اين است كه در عين‌

[1]چنين به نظر مى‌رسد كه قرائت‌هاى مختلف قرآن، بيشتر جنبه تحسينى وزيبايى دارد ويابه لهجه‌ها ولحن‌هاى مختلف مربوط مى‌شود، وربطى به اصل وگوهر قرآن ندارد. پس تعدد آنهاهم اشكال ندارد اما قرآن در اصل كلمات خود، يكى است واز نزد خداى واحد ويگانه نازل شده است و محسّنات ولهجه‌ها دخالتى در گوهر وأصل قرآن ندارند.


صفحه 279

حال، زبانش را نيز حركت دهد وهمچنين شخص لال، زبانش را حركت بدهد وبه‌قدر توان، بجاى قرائت از زبان اشاره استفاده كند.

8- واجب است قرائت در حالى انجام شود كه بدن كاملًا استقرار وآرامش داشته وحركت منافى با صورت نماز نداشته باشد، واگرنماز گزار مجبور شود كه كمى به جلو ياعقب يا به يكى از دو طرف، حركت كند بايد در حين حركت، سكوت نمايد وبعد از استقرار، قرائت را ادامه دهد. البته حركت معمولى انگشتان دست وپا، ضررى به نماز يا قرائت ندارد اگر چه بهتر اين است كه از اين حركتهاهم بپرهيزد.

قرائت سوره‌هاى سجده در نماز

1- احوط اين است كه سوره‌هايى كه سجده واجب دارد (سوره‌هاى عزائم)، در نماز واجب خوانده نشود واگرنمازگزار يكى از آنها را بخواند، بايد از آن به سوره ديگر كه سجده واجب ندارد منتقل شود يا اينكه در آيه سجده متوقف شود وآن رانخواند ونمازش صحيح است امّا اگر آيه سجده را تلاوت كرد بايد در اثناى نماز سجده كند وسپس برخيزد وحمد وسوره را بخواندوركوع كند واحوط اين است كه در اين صورت نماز را اعاده نمايد.

2- اگر سوره‌اى را كه سجده واجب دارد نخواند وتنها آيه سجده واجب را در اثناى نماز بخواند، اگر عمداً اين كار را كرده باشدبنابر احوط نماز او باطل است. پس بايد بعد از سجده يا اشاره به سجده براى آيه مذكور، نماز را تمام كند واز باب احتياط اعاده‌نمايد.

3- قرائت سوره‌هاى سجده واجب در نمازهاى نافله جايز است. پس اگر آنها را بخواند، بعد از تلاوت آيه سجده، در حال نماز، سجده كند وسپس نماز را بدون اشكال تكميل كرده وبه پايان رساند.

مسائل فرعى قرائت:

1- بسم اللَّه الرحمن الرحيم جزء هرسوره است. پس درآغاز هر سوره قرائت آن واجب است مگر در سوره توبه.

2- اگر در آغاز نماز يا در آغاز ركعت، قرائت سوره يا آيات معيّنى را قصد كند ولى بعد فراموش نمايد وغير آن را بخواند، نماز اوصحيح است.

3- انتقال از يك سوره به سوره ديگر صحيح است تازمانى كه به نيمه آن نرسيده باشد، اما اگر به نيمه آن رسيد واجب است همان‌سوره را تكميل كند. اما در دوسوره «توحيد» و «كافرون» به صرف شروع به خواندن آنها، نمى‌تواند از آنها به‌سوره ديگر منتقل شود مگر در


صفحه 280

نماز جمعه يا نماز ظهر در روز جمعه كه اگر از روى سهو ونسيان به سوره توحيد يا كافرون شروع كرده‌باشد، مى‌تواند از باب احتياط، قبل از آنكه به نيمه آن رسيده باشد، به جمعه يا منافقون عدول نمايد اما اگر عمداً توحيد يا كافرون‌را شروع كرده باشد، نمى‌تواند از آن‌دو، به‌سوره ديگر منتقل‌شود.

4- اگر نمازگزار در اثناى قرائت يادر اثناى نماز به طور كلى، اسم پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله را بشنود، مستحب است كه برآن حضرت‌صلوات بفرستد.

5- اگر كسى كه پاسخ سلام او واجب است، برنمازگزار سلام كند، واجب است نماز گزار در اثناى نماز، سلام او راپاسخ دهد.

قرائت در دو ركعت اخير

1- در ركعت سوم نماز مغرب ودو ركعت اخير ظهر وعصر وعشا، نمازگزار مخير است بين قرائت سوره حمد به تنهايى ياتسبيحات اربعه يعنى‌ سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ. اين نظر موافق احتياط است اما اقوا اين است كه هرنوع تسبيح وذكر ودعاكفايت مى‌كند ومقيد بودن به ذكر خاص، لازم نيست.

2- بهتر اين است كه نماز گزار در كنار تسبيحات وذكر ودعا، استغفار يعنى‌ «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ» يا «اللَّهُمَّ اغْفِرلِى» ومانند آن را نيز بيفزايد.

3- قرائت تسبيحات و ذكر و دعا در دو ركعت اخير، بهتر از قرائت فاتحه است چه نمازگزار منفرد باشد يا امام جماعت‌يامأموم، ودر روايتى آمده است كه براى امام جماعت، بهتر است فاتحه را بخواند. شخص مكلف به هريك از اين دو نظر، به عنوان‌تعبّد وتسليم امر خداوند، عمل كند جايز است.

4- بنابر اقوا، يكبار تسبيح گفتن كفايت مى‌كند ولى احتياط اين است كه سه بار تكرار نمايد واگر از سه بارهم زيادتر بخوانداشكال ندارد به شرطى كه به نيت ذكر به طور عموم بجا آورد نه‌به عنوان اينكه جزء نماز است.

5- اگر وقت نماز بسيار تنگ باشد، واجب است به يك بار تسبيح گفتن اكتفا نمايد.

6- اگر نماز گزار به گمان اينكه در ركعت اول يا دوم است، سوره فاتحه را بخواند، بعد معلوم شود كه در ركعت سوم يا چهارم‌بوده است، نماز او صحيح بوده واعاده قرائت يانماز لازم نيست. اما اگر به گمان اينكه در ركعت سوم يا چهارم است، تسبيحات رابخواند، بعد روشن شود كه در ركعت اول يادوم بوده است، اگر در اثنا يا بعد از ركوع متوجه شده باشد، چيزى براو نيست ونمازش‌صحيح است، اما اگر قبل از ركوع متوجه شده باشد، بايد فاتحه وسوره را


صفحه 281

بخواند وبعدازنماز هم ازباب احتياط، به خاطر زياد شدن تسبيحات، دوسجده سهو بجا آورد.

جهر و اخفات (بلند وآهسته خواندن)

1- برمرد واجب است كه حمد وسوره را در نماز صبح ودو ركعت اول مغرب وعشاء بلند بخواند.

2- بر مرد وزن واجب است كه حمد وسوره را در دوركعت اول ودوم ظهر وعصر آهسته بخواند وهمچنين قرائت ركعت سوم‌مغرب وركعتهاى سوم وچهارم ظهر وعصر وعشا هم بايد آهسته باشد.

3- در نماز جمعه احوط اين است كه حمد وسوره باصداى بلند خوانده شود وهمچنين در نماز ظهر روز جمعه بنابر اقوا، بلندخواندن مستحب است.

4- در نمازهاى ظهر وعصر، مستحب است كه بسم اللَّه را در اول حمد وسوره، بلند بخواند.

5- اما براى زن، بلند خواندن در نمازهايى كه مرد بايد بلند بخواند، واجب نيست، بلكه در صورتيكه اجنبى صداى زن رانمى‌شنود، او مخير است كه آهسته بخواند يابلند، اما اگر اجنبى صداى او را مى‌شنود مخصوصاً در صورت خوف از معصيت، احتياطاين است كه آهسته بخواند. اما در نمازهايى كه آهسته خوانده مى‌شود، بر زن نيز مانند مرد واجب است كه آهسته بخواند.

6- اگر مرد در جايى كه بلند خواندن براو واجب است، عمداً آهسته بخواند، يامرد يازن در جايى كه آهسته خواندن برآنهاواجب است، عمداً بلند بخوانند، نماز باطل مى‌شود، اما اگر از روى فراموشى ياندانستن باشد، نماز صحيح است.

7- بلند خواندن (جهر) آن است كه جوهر صدا آشكار شود، وآهسته خواندن (اخفات) آن است كه‌جوهر صدا آشكار نشود هرچند ديگران بشنوند.

آداب قرائت‌

مستحبات:آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

گفتن أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ قبل از قرائت، تنها در ركعت اول باصداى آهسته.

2- قرائت فاتحه وسوره‌ها وآيات قرآن با ترتيل‌[1]يعنى باتأنّى در تلاوت آن وتلفّظ حروف با صداى زيبا و به خوبى و روشنى به‌گونه‌اى كه شنونده بتواند آن را كاملًا بفهمد.

[1]ترتيل حدوسطى است بين خواندن آيات به شكل خواندن شعر يعنى با تقطيع وبين نثر كلمات بدون نظم، پس ترتيل عبارت است از بيان منظم ومرتّب كلمات درحدّ پائين‌تر از شيوه‌خواندن شعر.