بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 279

حال، زبانش را نيز حركت دهد وهمچنين شخص لال، زبانش را حركت بدهد وبه‌قدر توان، بجاى قرائت از زبان اشاره استفاده كند.

8- واجب است قرائت در حالى انجام شود كه بدن كاملًا استقرار وآرامش داشته وحركت منافى با صورت نماز نداشته باشد، واگرنماز گزار مجبور شود كه كمى به جلو ياعقب يا به يكى از دو طرف، حركت كند بايد در حين حركت، سكوت نمايد وبعد از استقرار، قرائت را ادامه دهد. البته حركت معمولى انگشتان دست وپا، ضررى به نماز يا قرائت ندارد اگر چه بهتر اين است كه از اين حركتهاهم بپرهيزد.

قرائت سوره‌هاى سجده در نماز

1- احوط اين است كه سوره‌هايى كه سجده واجب دارد (سوره‌هاى عزائم)، در نماز واجب خوانده نشود واگرنمازگزار يكى از آنها را بخواند، بايد از آن به سوره ديگر كه سجده واجب ندارد منتقل شود يا اينكه در آيه سجده متوقف شود وآن رانخواند ونمازش صحيح است امّا اگر آيه سجده را تلاوت كرد بايد در اثناى نماز سجده كند وسپس برخيزد وحمد وسوره را بخواندوركوع كند واحوط اين است كه در اين صورت نماز را اعاده نمايد.

2- اگر سوره‌اى را كه سجده واجب دارد نخواند وتنها آيه سجده واجب را در اثناى نماز بخواند، اگر عمداً اين كار را كرده باشدبنابر احوط نماز او باطل است. پس بايد بعد از سجده يا اشاره به سجده براى آيه مذكور، نماز را تمام كند واز باب احتياط اعاده‌نمايد.

3- قرائت سوره‌هاى سجده واجب در نمازهاى نافله جايز است. پس اگر آنها را بخواند، بعد از تلاوت آيه سجده، در حال نماز، سجده كند وسپس نماز را بدون اشكال تكميل كرده وبه پايان رساند.

مسائل فرعى قرائت:

1- بسم اللَّه الرحمن الرحيم جزء هرسوره است. پس درآغاز هر سوره قرائت آن واجب است مگر در سوره توبه.

2- اگر در آغاز نماز يا در آغاز ركعت، قرائت سوره يا آيات معيّنى را قصد كند ولى بعد فراموش نمايد وغير آن را بخواند، نماز اوصحيح است.

3- انتقال از يك سوره به سوره ديگر صحيح است تازمانى كه به نيمه آن نرسيده باشد، اما اگر به نيمه آن رسيد واجب است همان‌سوره را تكميل كند. اما در دوسوره «توحيد» و «كافرون» به صرف شروع به خواندن آنها، نمى‌تواند از آنها به‌سوره ديگر منتقل شود مگر در


صفحه 280

نماز جمعه يا نماز ظهر در روز جمعه كه اگر از روى سهو ونسيان به سوره توحيد يا كافرون شروع كرده‌باشد، مى‌تواند از باب احتياط، قبل از آنكه به نيمه آن رسيده باشد، به جمعه يا منافقون عدول نمايد اما اگر عمداً توحيد يا كافرون‌را شروع كرده باشد، نمى‌تواند از آن‌دو، به‌سوره ديگر منتقل‌شود.

4- اگر نمازگزار در اثناى قرائت يادر اثناى نماز به طور كلى، اسم پيامبر اكرم‌صلى الله عليه وآله را بشنود، مستحب است كه برآن حضرت‌صلوات بفرستد.

5- اگر كسى كه پاسخ سلام او واجب است، برنمازگزار سلام كند، واجب است نماز گزار در اثناى نماز، سلام او راپاسخ دهد.

قرائت در دو ركعت اخير

1- در ركعت سوم نماز مغرب ودو ركعت اخير ظهر وعصر وعشا، نمازگزار مخير است بين قرائت سوره حمد به تنهايى ياتسبيحات اربعه يعنى‌ سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ. اين نظر موافق احتياط است اما اقوا اين است كه هرنوع تسبيح وذكر ودعاكفايت مى‌كند ومقيد بودن به ذكر خاص، لازم نيست.

2- بهتر اين است كه نماز گزار در كنار تسبيحات وذكر ودعا، استغفار يعنى‌ «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ» يا «اللَّهُمَّ اغْفِرلِى» ومانند آن را نيز بيفزايد.

3- قرائت تسبيحات و ذكر و دعا در دو ركعت اخير، بهتر از قرائت فاتحه است چه نمازگزار منفرد باشد يا امام جماعت‌يامأموم، ودر روايتى آمده است كه براى امام جماعت، بهتر است فاتحه را بخواند. شخص مكلف به هريك از اين دو نظر، به عنوان‌تعبّد وتسليم امر خداوند، عمل كند جايز است.

4- بنابر اقوا، يكبار تسبيح گفتن كفايت مى‌كند ولى احتياط اين است كه سه بار تكرار نمايد واگر از سه بارهم زيادتر بخوانداشكال ندارد به شرطى كه به نيت ذكر به طور عموم بجا آورد نه‌به عنوان اينكه جزء نماز است.

5- اگر وقت نماز بسيار تنگ باشد، واجب است به يك بار تسبيح گفتن اكتفا نمايد.

6- اگر نماز گزار به گمان اينكه در ركعت اول يا دوم است، سوره فاتحه را بخواند، بعد معلوم شود كه در ركعت سوم يا چهارم‌بوده است، نماز او صحيح بوده واعاده قرائت يانماز لازم نيست. اما اگر به گمان اينكه در ركعت سوم يا چهارم است، تسبيحات رابخواند، بعد روشن شود كه در ركعت اول يادوم بوده است، اگر در اثنا يا بعد از ركوع متوجه شده باشد، چيزى براو نيست ونمازش‌صحيح است، اما اگر قبل از ركوع متوجه شده باشد، بايد فاتحه وسوره را


صفحه 281

بخواند وبعدازنماز هم ازباب احتياط، به خاطر زياد شدن تسبيحات، دوسجده سهو بجا آورد.

جهر و اخفات (بلند وآهسته خواندن)

1- برمرد واجب است كه حمد وسوره را در نماز صبح ودو ركعت اول مغرب وعشاء بلند بخواند.

2- بر مرد وزن واجب است كه حمد وسوره را در دوركعت اول ودوم ظهر وعصر آهسته بخواند وهمچنين قرائت ركعت سوم‌مغرب وركعتهاى سوم وچهارم ظهر وعصر وعشا هم بايد آهسته باشد.

3- در نماز جمعه احوط اين است كه حمد وسوره باصداى بلند خوانده شود وهمچنين در نماز ظهر روز جمعه بنابر اقوا، بلندخواندن مستحب است.

4- در نمازهاى ظهر وعصر، مستحب است كه بسم اللَّه را در اول حمد وسوره، بلند بخواند.

5- اما براى زن، بلند خواندن در نمازهايى كه مرد بايد بلند بخواند، واجب نيست، بلكه در صورتيكه اجنبى صداى زن رانمى‌شنود، او مخير است كه آهسته بخواند يابلند، اما اگر اجنبى صداى او را مى‌شنود مخصوصاً در صورت خوف از معصيت، احتياطاين است كه آهسته بخواند. اما در نمازهايى كه آهسته خوانده مى‌شود، بر زن نيز مانند مرد واجب است كه آهسته بخواند.

6- اگر مرد در جايى كه بلند خواندن براو واجب است، عمداً آهسته بخواند، يامرد يازن در جايى كه آهسته خواندن برآنهاواجب است، عمداً بلند بخوانند، نماز باطل مى‌شود، اما اگر از روى فراموشى ياندانستن باشد، نماز صحيح است.

7- بلند خواندن (جهر) آن است كه جوهر صدا آشكار شود، وآهسته خواندن (اخفات) آن است كه‌جوهر صدا آشكار نشود هرچند ديگران بشنوند.

آداب قرائت‌

مستحبات:آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

گفتن أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ قبل از قرائت، تنها در ركعت اول باصداى آهسته.

2- قرائت فاتحه وسوره‌ها وآيات قرآن با ترتيل‌[1]يعنى باتأنّى در تلاوت آن وتلفّظ حروف با صداى زيبا و به خوبى و روشنى به‌گونه‌اى كه شنونده بتواند آن را كاملًا بفهمد.

[1]ترتيل حدوسطى است بين خواندن آيات به شكل خواندن شعر يعنى با تقطيع وبين نثر كلمات بدون نظم، پس ترتيل عبارت است از بيان منظم ومرتّب كلمات درحدّ پائين‌تر از شيوه‌خواندن شعر.


صفحه 282

3- وقف نمودن در پايان آيات.

4- كوشش براى تدبر در آنچه مى‌خواند وفهم آن وپند گرفتن از آن ودرخواست نعمت از خدا درهنگام تلاوت آيات نعمت وپناه‌بردن به خدا از عذاب در هنگام تلاوت آيات عذاب.

5- كمى صبر كردن و فاصله انداختن بين سوره فاتحه ومابعد آن وهمچنين بين قرائت به طور كلى وقنوت ياركوع.

6- گفتن الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ بعد از فراغت امام جماعت يا فراغت خود نمازگزار از قرائت سوره فاتحه وگفتن كَذَلِكَ اللَّهُ رَبِّي سه باربعد از قرائت سوره توحيد.

7- خواندن سوره (جمعه) در ركعت اول وسوره (منافقون) در ركعت دوم بعد از سوره حمد در نمازهاى‌يوميه شب و روز جمعه يعنى از نماز مغرب شب جمعه تا نماز عصر روز جمعه.

مكروهات:

1- مكروه است كه در همه نمازهاى واجب يوميه يك روز، قرائت سوره توحيد را ترك كند.

2- مكروه است كه سوره توحيد را بايك نفس بخواند.

3- همچنين مكروه است كه نمازگزار در دوركعت پشت سرهم، يك سوره را تكرار كند مگر سوره توحيد كه تكرار آن كراهت‌ندارد.

ششم- ركوع‌

1- ركوع از اركان پنجگانه نماز ودر هرركعت از نمازهاى واجب يامستحب، يكبار واجب است (به استثناى نماز ميت كه‌اصلًا ركوع وسجود ندارد، ونماز آيات كه در هرركعت خود پنج ركوع دارد.)

2- چون ركوع ركن است، كم يازياد كردن آن عمداً ياسهواً درهمه نمازهاى واجب، باطل كننده نماز است، مگر دربعضى ازحالات نماز جماعت كه سخن درباره آن خواهد آمد.

3- عناصر واجزاى تشكيل دهنده ركوع عبارتند از: خم شدن، ذكر گفتن، طمأنينه وآرام بودن بدن در اثناى ذكر وبعد از قيام، سربرداشتن وراست ايستادن بعد از ركوع.

خم شدن:

4- واجب در ركوع همان خم شدن متعارف ومتداول بين مسلمانان است و به طور مشخص بايد گفت: در تحقق ركوع، خم شدن‌به اندازه‌اى كه انگشتان دست يابعضى از آنها مانند انگشت‌


صفحه 283

ميانه وسبّابه باهم به زانوها برسد كفايت مى‌كند، ورسيدن انگشت شست واجب نيست ولى احتياط اين است كه خم شدن در حدى‌باشد كه كفهاى دست به طور كامل برروى زانوها گذاشته شود.

5- خم شدن‌هاى غير متعارف در تحقق ركوع كفايت نمى‌كند، مانند خم شدن خيلى كم، ياكج شدن به يكى از دوطرف هرچنددستان هم به زانو برسد، ياشكل‌هاى ديگرى كه در عرف، ركوع ناميده نمى‌شود.

6- برافراد غير معمولى (مانند كسى كه دستانش خيلى بلند است به طوريكه باكمترين خم شدن به زانوهايش مى‌رسد يا كسى‌كه ساق پاهايش خيلى كوتاه است به گونه‌اى كه دستها به زانوهايش نمى‌رسد مگر با خم شدن خيلى زياد) واجب است كه مانندافراد عادى و معمولى ركوع نمايند.

7- گذاشتن دستهابرزانوها از اجزاى ركوع نيست ولذا اگر ركوع ومقدار خم شدن، معمولى باشد، هرچند دستان روى زانو هم‌گذاشته نشود، اشكال ندارد.

ذكر ركوع:

8- ذكر خداوند در ركوع واجب است، واحتياط اين است كه سه بار تسبيح كوچك يعنى «سُبْحانَ اللَّهِ» يايكبار تسبيح‌بزرگ يعنى‌ «سُبْحانَ رَبِّي الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ» گفته شود.

اگر چه اقوا اين است كه همه انواع ذكر از تسبيح يا تحميد «الْحَمْدُ للَّهِ» يا تهليل «لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» يا تكبير «اللَّهُ‌أَكْبَرُ» ياغير آنها از اذكار ديگر كفايت مى‌كند، به شرطى كه اندازه آن از مقدار سه بار سبحان اللَّه گفتن، كمتر نباشد.

9- بهتر آن است كه تسبيح بزرگ وهمچنين ساير ذكرها، سه بار تكرار شود، واضافه بر سه بار هم مستحب است، ونيز مستحب‌است تعداد تكرار فرد باشد مثل پنج وهفت و ...

10- اما در حالات استثنايى ماند تنگى وقت يا اضطرار، يكبار «سُبْحانَ اللَّهِ» گفتن هم كفايت مى‌كند.

11- خواندن ذكر در موقعى واجب است كه نمازگزار به حدّ كامل ركوع برسد واطمينان واستقرار پيدا كند، همچنين واجب است‌قبل از آنكه از ركوع بلند شود، ذكر را كامل كند. پس در اثناى خم شدن به طرف ركوع، شروع به ذكر جايز نيست وهمچنين قبل ازاتمام ذكر واجب، بلند شدن از ركوع جايز نيست.

12- واجب است ذكر ركوع، دنبال هم وبه زبان عربى صحيح ادا گردد ودر حد امكان، حروف از مخرج طبيعى خود تلفظ شودوكلمات از حيث حركات اعرابى، صحيح ودرست بيان گردد.

13- جمع بين دو تسبيح كوچك وبزرگ وهمچنين جمع بين آن دو وساير ذكرها اشكال ندارد.


صفحه 284

طمأنينه وآرامش:

14- واجب است در ركوع، بدن نماز گزار طمأنينه وآرامش داشته باشد، واحتياط واجب اين است كه اين آرامش به مقدار ذكرواجب، طول بكشد بلكه حتى در ذكر مستحب، احتياط اين است كه با طمأنينه باشد در صورتيكه نمازگزار ذكر مستحب را به قصدذكر مستحب در ركوع بجا آورد.[1]

15- در صورتيكه در حال خم شدن براى ركوع وقبل از آرام گرفتن بدن، عمداً ذكر ركوع را بخواند يا اينكه قبل از كامل كردن ذكرواجب، عمداً سر را از ركوع بردارد، نماز او باطل‌مى‌شود، اما اگر سهواً قبل‌از اتمام‌ذكر، سرش‌را بردارد، چيزى براو نيست ولى‌احتياط استحبابى اين است كه نماز را بعد از اتمام، اعاده نمايد.

16- اگر در ركوع ودر اثناى خواندن ذكر واجب، بدن نمازگزار بدون اراده او حركت كرده واز حالت استقرار وآرامش خارج شود، واجب است كه بعد از آرام گرفتن بدن، ذكر را اعاده نمايد، اما اگر اين حركت غير ارادى در اثناى ذكر مستحب باشد اشكال ندارد زيرااين ذكر از همان ذكر مطلق در ركوع محسوب مى‌شود كه استقرار وآرامش در آن شرط نيست. اما حركتهاى اندك كه زيانى به استقراربدن نمى‌رساند، مانند حركت انگشتان، اشكالى ندارد، ونيازى به اعاده ذكر نيست.

17- اگر نماز گزار نتواند به اندازه قرائت ذكر واجب به حالت ركوع باقى بماند، اوْلى اين است كه از هنگام رسيدن به حد ركوع‌كامل، به قرائت ذكر شروع كند وسپس آن را- هرچند در اثناى بلند شدن- به اتمام رساند.

18- اگر به خاطر بيمارى ياعلت ديگر نتواند آرامش وطمأنينه خود را در ركوع حفظ كند، اشكال ندارد ولى براو واجب است كه‌ذكر واجب را قبل از خارج شدن از حالت ركوع، تكميل كند.

سر برداشتن وبلند شدن از ركوع:

19- جايز نيست نمازگزار از حالت ركوع، مستقيماً به سجده رود بلكه واجب است سر را كاملًا از ركوع بردارد ودر حال‌ايستاده، بدن او آرام بگيرد، سپس از حالت قيام به سجده رود، اگر عمداً اين ترتيب را ترك كند طبق رأى مشهور فقها وبنابر احتياط بايد نماز را اعاده كند.

[1]نمازگزار گاهى ذكر مستحب را به عنوان ذكر مستحب وبه طور مطلق وبدون ارتباط به افعال نماز بجا مى‌آورد، دراين صورت آرامش وطمأنينه در اثناى آن ذكر واجب نيست، اما گاهى آن‌ذكر را به عنوان يكى از مستحبات نماز بجا مى‌آورد كه در اين صورت احتياط ايجاب مى‌كند كه در اثناى اين ذكر نيز، بدن آرام باشد واستقرار وطمأنينه داشته باشد.


صفحه 285

ركوع اضطرارى:

20- اگر نمازگزار نتواند ركوع را مطابق باشرايط ياد شده به طور كامل بجاآورد، بايد آن مقدار را كه در توان دارد، هرچندباتكيه برعصا ياديوار ياشخص ديگر انجام دهد وبه ركوع نشسته منتقل نشود مگر اينكه از ركوع ايستاده، كاملًا ناتوان باشد.

21- اگر از ركوع ايستاده باهمه اشكال واقسام آن عاجز شد، نشسته ركوع كند واحتياط اين است كه نماز ديگرى هم ايستاده‌بخواند وبراى ركوع آن باسر اشاره نمايد. اما اگر از ركوع نشسته نيز عاجز شد، در حاليكه ايستاده است باسر براى ركوع اشاره كند، واگر از اشاره باسر هم عاجز بود باهردو چشم اشاره كند به اين ترتيب كه بجاى خم شدن براى ركوع، چشمانش را ببندد وذكر واجب‌رابخواند، سپس به قصد بلند شدن از ركوع، چشمانش را بگشايد واگر حتى از همين حركت هم عاجز بود، در قلب نيت ركوع كندوذكر واجب آن را بازبانش قرائت نمايد.

22- اگر امر داير شود بين اينكه باخم شدن اندك، ركوع نشسته انجام دهد يااينكه ايستاده نماز بخواند وبراى ركوع فقط اشاره‌كند، بايد ديد كه اگر به آن خم شدنِ اندكِ نشسته، در عرف ركوع گفته مى‌شود، به همان اكتفاكند واگر در عرف، ركوع ناميده‌نمى‌شود، بعيد نيست كه نماز ايستاده با اشاره به ركوع، مقدم باشد، واحتياط اين است كه دو نماز بخواند: يكى ايستاده با اشاره براى‌ركوع، وديگرى با ركوع نشسته.

23- شرط تحقق ركوع نشسته اين است كه به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد يا به گونه‌اى باشد كه در عرف ركوع‌نشسته گفته شود كه گاهى به كمتر از آن مقدار هم تحقق مى‌يابد، اما بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجده‌برسد.

چند مسأله:

1- كم وزياد كردن ركوع نشسته، باطل كننده نماز است، ركوع اشاره‌اى هم از باب احتياط همين حكم را دارد.

2- در تحقق ركوع لازم است كه خم شدن به قصد ركوع انجام شده باشد، اما اگر او به جهت غرض ديگرى مانند گذاشتن چيزى برروى زمين يا دفع آزار حيوانى مضرّ يامانند آن خم شده باشد، اين خم شدن ركوع محسوب نمى‌شود بلكه بايد قيام كند واز نو خم شود وآن، ركوع اضافى شمرده نمى‌شود.

3- اگر ركوع را فراموش كرد ومستقيماً براى سجده به سوى زمين رفت، اما قبل از اينكه سجده كند يا در اثناى سجده اوّل يا بعد ازنشستن از سجده اول وقبل از رفتن به سجده دوم‌


صفحه 286

متوجه شود كه‌ركوع نكرده است، بايد قيام كند وركوع نمايد ونمازش را تكميل كند. البته جايز نيست كه از حالت سجده به صورت كمانى وبدون‌قيام كامل براى ركوع بلند شود بلكه بايد به طور كامل بايستد بعد ركوع كند. احتياط واجب در حالت اخير اين است كه نماز را بعد ازاتمام اعاده كند ودو سجده سهو براى زياد شدن يك سجده نيز بجا آورد.

4- مستحب است زنها به كمترين حد واجب در خم شدن براى ركوع اكتفا كنند، وهمين كه دستها روى رانها (بالاتر اززانو) برسد كفايت مى‌كند.

5- اگر نماز گزار، از روى سهو، در حال ركوع اصلًا آرام نگرفت وبعد از خم شدن، فوراً وبدون تأنّى ودرنگ بلند شد، احتياطاين است كه نماز را بعد از اتمام اعاده نمايد. اگر چه اقوا اين است كه نماز او صحيح است.

6- در احكام ركوع بين نماز واجب ونافله فرقى نيست ونماز، چه واجب يانافله، باكم شدن ركوع باطل مى‌شود، امّا زياد شدن‌سهوى ركوع در نماز نافله، بنابر اقوا موجب باطل شدن نمى‌شود.

آداب ومستحبات ركوع‌

در روايات شريف، مستحبات زيادى براى ركوع ذكر شده كه در اين جا به ذكر مهم‌ترين آنها بسنده مى‌كنيم:

1- قبل از ركوع ودر حاليكه ايستاده است تكبير بگويد.

2- دستان خود را با تكبير بلند كند، چنانكه در تكبيرة الاحرام گذشت.

3- زانوها را عقب دهد وكف دست خود را روى زانو بگذارد.

4- در حين ركوع، پشتش را صاف وگردن را برابر پشت و كشيده نگهدارد.

5- نگاه نمازگزار مابين دوپايش باشد.

6- كف دست راست را قبل از كف دست چپ روى زانو بگذارد.

7- قبل از ذكر ركوع اين دعارا بخواند:

اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَسَمْعِي وَبَصَرِي وَشَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَمُخِّي وَعَصَبِي وَعِظَامِي‌وَما أقَلَّتْهُ قَدَمايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ‌وَلَا مُسْتَكْبِرٍ وَلَا مُسْتَحْسِرٍ.

8- بعد از بلند شدن از ركوع، سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ بگويد وهمچنين اضافه كند:

الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ أَهْل الْجَبَرُوتِ، وَالْكِبْرِياءِ، وَالْعَظَمَةُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.

9- قبل يابعد از ذكر ركوع برپيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله صلوات بفرستد