طمأنينه وآرامش:
14- واجب است در ركوع، بدن نماز گزار طمأنينه وآرامش داشته باشد، واحتياط واجب اين است كه اين آرامش به مقدار ذكرواجب، طول بكشد بلكه حتى در ذكر مستحب، احتياط اين است كه با طمأنينه باشد در صورتيكه نمازگزار ذكر مستحب را به قصدذكر مستحب در ركوع بجا آورد.[1]
15- در صورتيكه در حال خم شدن براى ركوع وقبل از آرام گرفتن بدن، عمداً ذكر ركوع را بخواند يا اينكه قبل از كامل كردن ذكرواجب، عمداً سر را از ركوع بردارد، نماز او باطلمىشود، اما اگر سهواً قبلاز اتمامذكر، سرشرا بردارد، چيزى براو نيست ولىاحتياط استحبابى اين است كه نماز را بعد از اتمام، اعاده نمايد.
16- اگر در ركوع ودر اثناى خواندن ذكر واجب، بدن نمازگزار بدون اراده او حركت كرده واز حالت استقرار وآرامش خارج شود، واجب است كه بعد از آرام گرفتن بدن، ذكر را اعاده نمايد، اما اگر اين حركت غير ارادى در اثناى ذكر مستحب باشد اشكال ندارد زيرااين ذكر از همان ذكر مطلق در ركوع محسوب مىشود كه استقرار وآرامش در آن شرط نيست. اما حركتهاى اندك كه زيانى به استقراربدن نمىرساند، مانند حركت انگشتان، اشكالى ندارد، ونيازى به اعاده ذكر نيست.
17- اگر نماز گزار نتواند به اندازه قرائت ذكر واجب به حالت ركوع باقى بماند، اوْلى اين است كه از هنگام رسيدن به حد ركوعكامل، به قرائت ذكر شروع كند وسپس آن را- هرچند در اثناى بلند شدن- به اتمام رساند.
18- اگر به خاطر بيمارى ياعلت ديگر نتواند آرامش وطمأنينه خود را در ركوع حفظ كند، اشكال ندارد ولى براو واجب است كهذكر واجب را قبل از خارج شدن از حالت ركوع، تكميل كند.
سر برداشتن وبلند شدن از ركوع:
19- جايز نيست نمازگزار از حالت ركوع، مستقيماً به سجده رود بلكه واجب است سر را كاملًا از ركوع بردارد ودر حالايستاده، بدن او آرام بگيرد، سپس از حالت قيام به سجده رود، اگر عمداً اين ترتيب را ترك كند طبق رأى مشهور فقها وبنابر احتياط بايد نماز را اعاده كند.
[1]نمازگزار گاهى ذكر مستحب را به عنوان ذكر مستحب وبه طور مطلق وبدون ارتباط به افعال نماز بجا مىآورد، دراين صورت آرامش وطمأنينه در اثناى آن ذكر واجب نيست، اما گاهى آنذكر را به عنوان يكى از مستحبات نماز بجا مىآورد كه در اين صورت احتياط ايجاب مىكند كه در اثناى اين ذكر نيز، بدن آرام باشد واستقرار وطمأنينه داشته باشد.
ركوع اضطرارى:
20- اگر نمازگزار نتواند ركوع را مطابق باشرايط ياد شده به طور كامل بجاآورد، بايد آن مقدار را كه در توان دارد، هرچندباتكيه برعصا ياديوار ياشخص ديگر انجام دهد وبه ركوع نشسته منتقل نشود مگر اينكه از ركوع ايستاده، كاملًا ناتوان باشد.
21- اگر از ركوع ايستاده باهمه اشكال واقسام آن عاجز شد، نشسته ركوع كند واحتياط اين است كه نماز ديگرى هم ايستادهبخواند وبراى ركوع آن باسر اشاره نمايد. اما اگر از ركوع نشسته نيز عاجز شد، در حاليكه ايستاده است باسر براى ركوع اشاره كند، واگر از اشاره باسر هم عاجز بود باهردو چشم اشاره كند به اين ترتيب كه بجاى خم شدن براى ركوع، چشمانش را ببندد وذكر واجبرابخواند، سپس به قصد بلند شدن از ركوع، چشمانش را بگشايد واگر حتى از همين حركت هم عاجز بود، در قلب نيت ركوع كندوذكر واجب آن را بازبانش قرائت نمايد.
22- اگر امر داير شود بين اينكه باخم شدن اندك، ركوع نشسته انجام دهد يااينكه ايستاده نماز بخواند وبراى ركوع فقط اشارهكند، بايد ديد كه اگر به آن خم شدنِ اندكِ نشسته، در عرف ركوع گفته مىشود، به همان اكتفاكند واگر در عرف، ركوع ناميدهنمىشود، بعيد نيست كه نماز ايستاده با اشاره به ركوع، مقدم باشد، واحتياط اين است كه دو نماز بخواند: يكى ايستاده با اشاره براىركوع، وديگرى با ركوع نشسته.
23- شرط تحقق ركوع نشسته اين است كه به قدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد يا به گونهاى باشد كه در عرف ركوعنشسته گفته شود كه گاهى به كمتر از آن مقدار هم تحقق مىيابد، اما بهتر است به قدرى خم شود كه صورت نزديك جاى سجدهبرسد.
چند مسأله:
1- كم وزياد كردن ركوع نشسته، باطل كننده نماز است، ركوع اشارهاى هم از باب احتياط همين حكم را دارد.
2- در تحقق ركوع لازم است كه خم شدن به قصد ركوع انجام شده باشد، اما اگر او به جهت غرض ديگرى مانند گذاشتن چيزى برروى زمين يا دفع آزار حيوانى مضرّ يامانند آن خم شده باشد، اين خم شدن ركوع محسوب نمىشود بلكه بايد قيام كند واز نو خم شود وآن، ركوع اضافى شمرده نمىشود.
3- اگر ركوع را فراموش كرد ومستقيماً براى سجده به سوى زمين رفت، اما قبل از اينكه سجده كند يا در اثناى سجده اوّل يا بعد ازنشستن از سجده اول وقبل از رفتن به سجده دوم
متوجه شود كهركوع نكرده است، بايد قيام كند وركوع نمايد ونمازش را تكميل كند. البته جايز نيست كه از حالت سجده به صورت كمانى وبدونقيام كامل براى ركوع بلند شود بلكه بايد به طور كامل بايستد بعد ركوع كند. احتياط واجب در حالت اخير اين است كه نماز را بعد ازاتمام اعاده كند ودو سجده سهو براى زياد شدن يك سجده نيز بجا آورد.
4- مستحب است زنها به كمترين حد واجب در خم شدن براى ركوع اكتفا كنند، وهمين كه دستها روى رانها (بالاتر اززانو) برسد كفايت مىكند.
5- اگر نماز گزار، از روى سهو، در حال ركوع اصلًا آرام نگرفت وبعد از خم شدن، فوراً وبدون تأنّى ودرنگ بلند شد، احتياطاين است كه نماز را بعد از اتمام اعاده نمايد. اگر چه اقوا اين است كه نماز او صحيح است.
6- در احكام ركوع بين نماز واجب ونافله فرقى نيست ونماز، چه واجب يانافله، باكم شدن ركوع باطل مىشود، امّا زياد شدنسهوى ركوع در نماز نافله، بنابر اقوا موجب باطل شدن نمىشود.
آداب ومستحبات ركوع
در روايات شريف، مستحبات زيادى براى ركوع ذكر شده كه در اين جا به ذكر مهمترين آنها بسنده مىكنيم:
1- قبل از ركوع ودر حاليكه ايستاده است تكبير بگويد.
2- دستان خود را با تكبير بلند كند، چنانكه در تكبيرة الاحرام گذشت.
3- زانوها را عقب دهد وكف دست خود را روى زانو بگذارد.
4- در حين ركوع، پشتش را صاف وگردن را برابر پشت و كشيده نگهدارد.
5- نگاه نمازگزار مابين دوپايش باشد.
6- كف دست راست را قبل از كف دست چپ روى زانو بگذارد.
7- قبل از ذكر ركوع اين دعارا بخواند:
اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَسَمْعِي وَبَصَرِي وَشَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَمُخِّي وَعَصَبِي وَعِظَامِيوَما أقَلَّتْهُ قَدَمايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍوَلَا مُسْتَكْبِرٍ وَلَا مُسْتَحْسِرٍ.
8- بعد از بلند شدن از ركوع، سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ بگويد وهمچنين اضافه كند:
الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ أَهْل الْجَبَرُوتِ، وَالْكِبْرِياءِ، وَالْعَظَمَةُ للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.
9- قبل يابعد از ذكر ركوع برپيامبر اسلامصلى الله عليه وآله صلوات بفرستد
10- ركوع را باذكر ودعا طول بدهد زيرا ركوع، چنانكه در حديث آمده، يك سوّم نماز است.
11- بهتر است در ركوع قرآن خوانده نشود بلكه تسبيح وحمد وذكر ودعا خوانده شود.
هفتم- سجود
سجده ركن است:
1- در هرركعت از نمازهاى واجب ومستحب، واجب است دو سجده بعد از ركوع انجام شود (به استثناى نماز ميت كهركوع وسجود ندارد).
2- بنابر نظر مشهور فقها، باگذاشتن پيشانى برزمين به قصد تعظيم، سجده تحقق مىيابد، وشايد حقيقت اصلى سجده افتادن بهزمين باشد به منظور تعظيم چه پيشانى برزمين گذاشته شود يانشود.
3- دو سجده باهم از اركان نماز است. بنابراين:
الف- نماز- چه واجب وچه مستحب- باترك هردو سجده باهم، باطل مىشود چه از روى عمد باشد، يا سهو و يا از روى جهلوندانستن.
ب- نماز واجب بازياد شدن دوسجده باهم باطل مىشود چه از روى عمد باشد، يا سهو و يا جهل.
ج- اگر يكى از دوسجده، عمداً ترك، يا اضافه شود هم نماز باطل مىشود.
د- ولى بنابر اقوا باكم يازياد شدن تنها يك سجده از روى سهو، نماز باطل نمىشود.
واجبات سجده:
در سجده امور ذيل واجب است:
1- گذاشتن هفت عضو بدن برزمين يعنى: پيشانى، دوكف دست، دوزانو ودوانگشت بزرگ پا. اين هفت عضو، «مساجدسبعه» ناميده مىشود.
2- در سجده هم مانند ركوع، ذكر واجب است وهر نوع از انواع ذكر مانند تحميد (الْحَمْدُ للَّهِ) وتهليل (لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ) وتكبير (اللَّهُ أَكْبَرُ) وتسبيح كفايت مىكند ولى احتياط تسبيح گفتن است يعنى سه بار (سُبْحانَ اللَّهِ) يايكبار (سُبْحانَ رَبِّيالْأَعْلى وَبِحَمْدِهِ) گفته شود.
بهتر اين است كه تسبيح اخير سه بار تكرار شود، واگر ذكرهاى ديگر را انتخاب كند به اندازه سه «سبحان اللَّه»، تكرارشود.
3- استقرار داشتن وآرام بودن (طمأنينه) بدن در هنگام سجده. بنابر احوط اين آرامش بايدبه مقدار ذكر واجب ادامه يابد بلكه به مقدار ذكر مستحب نيز اگر آن را به عنوان جزء مستحب نماز بخواند.
اگر قبل از گذاشتن پيشانى برزمين وآرام شدن بدن، ذكر را عمداً بگويد، ذكر باطل است وبايد بعد از آرام شدن بدن، ذكر را اعادهكند ونمازش صحيح است ان شاء اللَّه، وهمچنين است در حالت سهو اگر قبل از سربرداشتن ازسجده متوجه شود، اما اگر بعد ازسربرداشتن از سجده متوجه شود، چيزى براو نيست.
اگر ذكر را دراثناى سربلند كردن يابعد ازآن بگويد، برخى از فقها گفتهاند: نماز باطل است ولى حكم به باطل بودن مشكل استواحوط اين است كه به جهت عمل به رأى مشهور، نماز را بعد از اتمام، اعاده كند.
4- سربرداشتن از سجده و نشستن وآرام شدن بدن قبل از خم شدن براى سجده دوم.
5- بنابر احوط مساجد سبعه يااعضاى هفتگانه بايد در محلهاى خود استقرار پيدا كند وتا ذكر را تمام نكرده، اين اعضا را از زمينبلند نكند. پس اگر در اثناى ذكر يكى از اين اعضا را عمداً يا سهواً بلند كرد، بنابر احتياط، اعاده ذكر، واجب ونماز- ان شاء اللَّه- صحيح است. اما در غير حال ذكر، برداشتن يا گذاشتن اين اعضا- به استثناى پيشانى- از روى عمد يا سهو اشكال ندارد اما پيشانى رابنابر احوط در طول مدت سجده نبايد از زمين بردارد.
6- لازم است كه جاى سجده يكسان و هموار باشد، پس نبايد محل پيشانى از محل زانوى نماز گزار بيش از چهار انگشت بسته (در حدود 8 سانتىمتر)، بالاتر ياپايينتر باشد، وبنابر احوط اين حالت بين ساير اعضاى سجده مخصوصاً بين آنهاودوزانو نيز مراعات شود.
اما شيب داشتن موضع سجده در صورتيكه خيلى زياد نباشد به گونهاى كه نماز گزار را از حالت سجود خارج كند اشكال ندارد، اگرچه بنابر احتياط بايد مقدار ياد شده در اين جا هم مراعات شود.
7- واجب است ذكر به دنبال هم وبازبان عربى صحيح، گفته شود، وحروف آن در حد امكان از مخرجهاى طبيعى تلفظ شود، وازنظر اعراب آخر كلمات هم به طور صحيح ادا گردد.
8- پيشانى را بايد برچيزى بگذارد كه سجده برآن صحيح باشد وپاك هم باشد. (جزئيات اين مطلب در مسئلههاى بعدىبيان مىشود.)
احكام سجده:
1- بنابر احتياط واجب، سجده بايد به شكل معروف معمول بين مسلمانان انجام شود.
پس افتادن با رو برزمين وچسباندن شكم به زمين ودراز كردن پاها صحيح نيست، زيرا از نظر مسلمانان، سجده برآن صدق نمىكندهرچند همه اعضاى هفتگانه هم به زمين گذاشته شده باشد.
2- گذاشتن همه پيشانى بر زمين لازم نيست بلكه آن مقدارى كه در عرف سجده گفته شود كفايت مىكند. معمولًا اگر به اندازه يكدرهم از پيشانى را برزمين بگذارد، سجده تحقق مىيابد، واحوط اين است كه به كمتر از يك درهم اكتفا نشود، اگر چه به اندازه بندانگشت وآن مقدار كه پيشانى روى مسواك ياچوب قرار مىگيرد هم كافى است.
3- لازم است پيشانى به طور مستقيم بر محل سجده نهاده شود وهيچ گونه حايل ومانعى در ميان نباشد. پس اگر موى انبوهىبرپيشانى باشد كه مانع چسبيدن پيشانى بر محل سجده شود يا در محل سجده چيزى باشد كه سجده برآن صحيح نيست مانند پارچهوغيره، سجده صحيح نيست اما در ساير اعضاى ششگانه سجده اين شرط وجود ندارد واگر حايلى هم در ميان باشد، سجدهصحيحاست.
4- محل سجده بايد طورى باشد كه پيشانى روى آن استقرار يابد وآرام بگيرد. پس اگر خاك ياگل به قدرى سست باشد كه پيشانىبر آن آرام نگيرد، سجده صحيح نيست، امّا اگر سفت باشد كه پيشانى برآن استقرار پيدا كند اشكال ندارد.
5- اگر به پيشانى خاك يا گل بچسبد، بنابر احتياط، واجب است براى سجده دوم آن را پاك كند.
6- در حالت عادى بايد در هنگام سجده كردن، باطن دوكف دست، روى زمين گذاشته شود. اما در شرايط اضطرارى پشت دستهم اشكال ندارد واگر يك يا هردو دست نمازگزار قطع شده باشد، نزديكترين قسمت باقيمانده را بايد بر زمين بگذارد.
7- احتياط واجب اين است كه كف دست را به صورت پهن وگشاده، برزمين نهد پس در شرايط عادى، نهادن تنها سر انگشتان يانهادن دست مشت شده كفايت نمىكند.
8- اما زانوها، نهادن مسمّاى آن برزمين كافى است.
9- نسبت به دو انگشت بزرگ پاهم بنابر اقوا، چه روى آنها برزمين گذاشته شود ياپشت آنها يا سر آنها كافى است اگر چه احوطاين است كه سر دو انگشت بر زمين نهاده شود. اگر كسى انگشت بزرگ پايش مقطوع يا كوتاه باشد، ساير انگشتان خود را برزمينبگذارد، واگر همه انگشتان او قطع شده باشد باقى مانده پايش را برزمين بنهد.
10- اگر انگشت شست پايش را در هنگام سجده حركت دهد، پس اگر حركت ساده باشد كه با طمأنينه وآرام بودن بدن منافاتنداشته باشد اشكال ندارد، همچنين اگر باطمأنينه منافات داشته باشد ولى ذكر را بعد از آرام گرفتن، اعاده كرده باشد بازهم اشكالندارد، اما اگر ذكر را
اعادهنكرده باشد احوط اعاده نماز است.
11- اگر نماز گزار پيشانى خود را برروى چيزى بگذارد كه سجده برآن صحيح نيست، برخى از فقها گفتهاند كه واجب است بدوناينكه سرش را بلند كند، پيشانى را به سوى چيزى كه سجده برآن صحيح است بكشاند، ولى اقوا اين است كه جايز است سر را بلند كندوبرجاى درست بگذارد واين باعث اضافه شدن سجده نمىشود ونمازش- ان شاء اللَّه- صحيح است زيرا حقيقت سجده خم شدن بهزمين به قصد تعظيم است نه صرف گذاشتن وبرداشتن پيشانى.
12- اگر در هنگام نماز، آنچه سجده برآن صحيح است، مفقود شود بنابر احوط نماز را با سجده برهرچيزى كه امكان دارد، تمامكند وسپس اعاده نمايد. البته اين در صورتى است كه وقت نماز، وسعت داشته باشد اما اگر وقت، تنگ باشد، برلباسش يامعدنياپشت دستش سجده كند.
13- اگر بعد از نماز ياحتى بعد از برداشتن سر از سجده، متوجه شود كه برچيزى سجده كرده است كه سجده برآن صحيح نبودهاست، بگذرد ونمازش صحيح است، اما اگر در حالى متوجه شود كه او در سجده است پس اگر بتواند بايد پيشانى را برچيزى بگذاردكه سجده برآن صحيح است، وگرنه در صورت وسيع بودن وقت، نماز را تمام كند سپس آن را اعاده نمايد واگر وقت تنگ است، برهرچه امكان دارد سجده نمايد و نمازش صحيح است.
14- اگر به طور غير ارادى، سر از زمين برداشته شود، دوباره سر برسجده بگذارد وسجده خود را تمام كند وچيزى براو نيستوهردو يك سجده محسوب مىشود.
15- اگر نماز گزار از خم شدن كامل براى سجده عاجز باشد، به اندازه ممكن بايد خم شود ومهر را بالا بياورد و بر پيشانىاشبگذارد، واگر از اين كار هم عاجز باشد، بجاى سجده باسر اشاره كند، واگر اين هم براى او مشقت داشته باشد، باچشم اشاره كندوگرنه در قلبش نيت نمايد.
16- برچيزى كه بدن روى آن آرام نمىگيرد، نماز صحيح نيست مثل اسفنج نرم، ياكيسههاى هوا، يا بالشهاى پَرِ خيلى نرم، ياخاك نرم كه دست وپا در آن فرومىرود، يا تودهاى از خرمن گندم وجو ومانند آنها.
17- اگر هردو سجده را باهم يايك سجده را فراموش نمايد وقبل از آنكه وارد ركوع ركعت بعدى شود، بيادآورد، باز گرددوفراموش شده را بجا آورد، اما اگر در اثنا يابعد از ركوع متوجه گردد، اگر فراموش شده يك سجده باشد، به نمازش ادامه دهدوسجده فراموش شده را بعد از سلام فوراً قضاكند، واگر فراموش شده، هردوسجده باشد، نماز باطل شده است.
اگر همين حالت در ركعت اخير نماز اتفاق بيفتد، چنانچه قبل از سلام دادن، متوجه شود، سجده فراموش شده را بجا آوردهونماز را تكميل كند، اما اگر بعد از سلام دادن متوجه گرديد، پس اگر فراموش شده دو سجده بوده واو چيز باطل كننده نماز را همانجام داده است، نماز او
باطل مىشود، ولى اگر باطل كنندهاى را انجام نداده است بنابر اقوا، دوسجده فراموش شده را بجا آوردهوتشهد را بخواند وسلام دهد ودو سجده سهو بجا آورد ونمازش صحيح است ولى بنابر احتياط استحبابى، نماز را اعاده كند. اما اگرفراموش شده يك سجده بوده است، آن را بعد از سلام قضا كند ونمازش صحيح است.
چيزهايى كه سجده برآنها صحيح است:
1- واجب است در هنگام سجده، پيشانى بر زمين يا روئيدنى زمين كه خوردنى وپوشيدنى نباشد، گذاشته شود.
2- براى تشخيص وتعيين زمين وروئيدنى زمين واينكه خوردنى وپوشيدنى است يانه، بايد كاربرد عرف را ملاك قرار داد واينكه درعرف چه ناميده مىشود، پس آنچه زمين يا گياه ناميده مىشود، سجده برآن جايز است وآنچه عرف آن را خوردنى وپوشيدنى مىنامد، سجده برآن جايز نيست.
برخى از مثالها ونمونههاى عينى آن، چنين است:
الف- معادنى كه از دل زمين يا از كوهها استخراج مىشود، اگر در عرف، اسم زمين برآنها اطلاق مىشود، سجده برآنها صحيحاست مانند انواع صخرهها، سنگها، سنگ مرمر وغيره، واگر در عرف اسم زمين برآنها به كار برده نمىشود، سجده برآنها صحيحنيست مانند آهن، طلا، نقره، شيشه، عقيق، فيروزه، زغال سنگ وهمچنين بنابر احتياط قير وزِفْت.
ب- همچنين است گياهان، پس آنچه برآن نام گياه زمين صدق مىكند، سجده برآن جايز است، اما چيزهايى مانند صمغوكائوچو طبيعى، بنابر احوط از سجده برآنها بايد اجتناب كرد زيرا صدق «گياه زمين» برآنها مورد ترديد است. واللَّهالعالم.
ج- علفهاى دارويى وگلهاى طبّى كه در درمان و اغراض پزشكى استفاده مىشود، اگر در عرف آنها را از خوردنيها مىشمارند، ازسجده برآنها بايد اجتناب كرد، واگر چنين نباشد وبه ندرت براى درمان استفاده مىشود مثل بعضى از انواع سموم وزهرها، سجدهبرآنها اشكال ندارد.
د- اگر بعضى از گياهان در جايى، خوردنى ودر جاى ديگرى غير خوردنى باشد، پس اگر در جاى دوم به گونهاى باشد كه در واقعخوردنى شمرده مىشود اما مردم آن را خوش ندارند ونمىخورند، سجده برآن صحيح نيست، اما اگر اصلًا در نزد آنها خوردنى شمردهنمىشود، سجده برآن اشكال ندارد.
3- پارهاى از نمونههايى كه سجده برآنها صحيح است بدين شرح است:
الف- زمين به معنى اعم آن كه شامل خاك، شن، ريگ، صخره، سنگ، مرمر ومانند آن مىباشد.