بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 307

«به چهار چيز شنوايى داده شده است: پيامبرصلى الله عليه وآله، بهشت، آتش جهنم وحور العين. پس وقتى بنده خدا از نماز خود فارغ شد، بر پيامبرصلى الله عليه وآله صلوات بفرستد واز خداوند بهشت را وهمچنين امان از آتش را بخواهد وهمچنين از خداوند بخواهد كه حور العين را به‌ازدواج او درآورد، زيرا كسى كه‌به پيامبرصلى الله عليه وآله صلوات بفرستد، دعاى او بالا مى‌رود (وبه گوش پيامبر مى‌رسد)، وكسى كه بهشت را بخواهد، بهشت مى‌گويد: پروردگارا، آنچه را بنده‌ات از تو خواسته، به اوبده، وكسى كه از آتش جهنم به خدا پناه ببرد واز او امان بخواهد، آتش مى‌گويد: پروردگارابنده‌ات را از آنچه از تو پناه خواسته است، پناه بده. وكسى كه حور العين را از خدا بخواهد، آنها مى‌گويند: پروردگارا به بنده‌ات آنچه راخواسته است، عطافرما.»

كمترين دعا:

19- امام باقرعليه السلام فرمود:

«كمترين دعايى كه بعد از نماز واجب كفايت مى‌كند اين است كه بگويى:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِ‌شَرٍّ أَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عافِيَتكَ فيِ امُورِي كُلِّها، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيا وَعَذابِ الْآخِرَةِ».[1]

آية الكرسى:

20- پيامبر خداصلى الله عليه وآله به امام على‌عليه السلام فرمود:

«يا عليّ، عليك بتلاوة آية الكرسي في دبر الصلاة المكتوبة فإنّه لايحافظ عليها إلّا نبيّ أو صدِّيق أو شهيد.[2]

«اى على! برتو باد تلاوت آية الكرسى در تعقيب هرنماز واجب، وهيچ كس جز پيامبر ياصديق ياشهيد، از آن مواظبت‌نمى‌كند.»

صلوات برپيامبر:

21- از امام رضاعليه السلام سؤال شد كه: صلوات وسلام به رسول خداصلى الله عليه وآله بعد از هرنماز واجب چگونه است (يعنى چگونه بايدصلوات وسلام فرستاده شود)؟ فرمود:

«چنين مى‌گويى:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهُ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يا خِيرَةَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ ياحَبِيبَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يا صَفْوَةَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يا أَمِينَ اللَّهِ. أَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِاللَّهِ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ نَصَحْتَ لُامَّتِكَ، وَجاهَدْتَ‌فِي سَبِيلِ‌

[1]وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، باب 24، ابواب التعقيب، حديث 1.

[2]همان، حديث 3.


صفحه 308

رَبِّكَ، وَعَبَدْتَهُ حَتَّى أَتاكَ الْيَقِينُ، فَجَزاكَ اللَّهُ يا رَسُولَ اللَّهِ أَفْضَلَ ما جَزَى نَبِيّاً عَنْ امَّتِهِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ أَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ عَلَى إِبْراهِيمَ وَآلِ‌إِبْراهِيم إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».[1]

قرآن بعد از نماز صبح:

22- معمّر بن خلاد مى‌گويد كه: از امام رضاعليه السلام شنيده است كه مى‌فرمود:

«ينبغي للرجل إذا أصبح أن يقرأ بعد التعقيب خمسين آية.[2]

«شايسته است كه انسان بعد از تعقيب نماز صبح، پنجاه آيه از قرآن بخواند.»

بعد از نماز ظهر:

23- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

امام امير المؤمنين‌عليه السلام وقتى از نماز ظهر فارغ مى‌شد، مى‌فرمود:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ، وَأَتَقَرَّبُّ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ، وَأَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِمَلَائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ، وَأَنْبِيائِكَ الْمُرْسَلِينَ، وَبِكَ. اللَّهُمَ‌أَنْتَ الْغَنِيُّ عَنِّي وَبِيَ الْفاقَةُ إلَيْكَ، أَنْتَ الْغَنِيُّ وَأَنَا الْفَقِيرُ إِلَيْكَ، أَقَلْتَنِي عَثْرَتِي، وَسَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبِي، فَاقْضِ الْيَوْمَ حاجَتِي، وَلَاتُعَذِّبْنِي بِقَبِيحِ ما تَعْلَمُ مِنِّي، بَلْ عَفْوُكَ‌وَجُودُكَ يَسَعُنِي‌

». سپس امام به سجده مى‌افتاد ومى‌گفت:

«يا أَهْلَ التَّقْوى، وَيا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ، يا بَرُّ يا رَحِيمُ، أَنْتَ أَبَرُّ بِي مِنْ أَبِي وَامِّي، وَمِنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ. اقْلِبْنِي‌بِقَضاءِ حاجَتِي، مُجاباً دُعائِي، مَرْحُوماًصَوْتِي، قَدْ كَشَفْتَ أَنْواعَ الْبَلاءِ عَنِّي‌.[3]

طلب آمرزش بعد از نماز عصر:

24- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«من استغفر اللَّه بعد صلاة العصر سبعين مرّة، غفر اللَّه له سبعمأة ذنب»[4]

«كسى‌كه بعداز نماز عصر، هفتادبار از خداوند آمرزش‌بخواهد، خداوند هفتصد گناه‌اورا مى‌بخشد.»

بعد از نماز مغرب وعشا:

25- روايت شده كه‌

[1]وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاةباب 24، ابواب التعقيب، حديث 14.

[2]همان، باب 25، ص 1048، حديث 2.

[3]همان، باب 26، حديث 1.

[4]همان، باب 27، حديث 2.


صفحه 309

خواندن اين دعا بعد از مغرب وعشا يا بين آن دو مستحب است:

اللَّهُمَّ بِيَدِكَ مَقادِيرُ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ، وَبِيَدِكَ مَقادِيرُ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ، وَمَقادِيرُ الْمَوْتِ وَالْحَياةِ، وَمَقادِيرُ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، وَمَقادِيرُ النَّصْرِ وَالْخُذْلَانِ، وَمَقادِيرُ الْغِنى‌وَالْفَقْرِ. اللَّهُمَّ بارِكْ لِي فِي دِينِي وَدُنْياي وَفِي جَسَدِي وَأَهْلِي وَوُلْدِي. اللَّهُمَّ ادْرَأْ عَنِّي فَسَقَةَ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ، وَالْجِنِّ وَالْإِنْسِ، وَاجْعَلْ مُنْقَلَبِي إِلى خَيْرٍ دائِمٍ، وَنَعِيمٍ لَايَزُولُ‌[1]

بين نافله صبح ونماز صبح:

26- روايت شده است:

«كسى كه يكصدبار بين نافله صبح ونماز صبح، برمحمد وآل محمد، صلوات بفرستد، خداوند صورت او را از حرارت آتش، نگه‌خواهد داشت، وكسى كه يكصد بار سُبْحانَ رَبِّي العَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ، أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَأَتُوبُ إِلَيْهِ‌ بگويد، خداوند خانه‌اى براى او در بهشت بنا مى‌كند، وكسى كه بيست ويك بار«قل هو اللَّه احد»را بخواند، خداوند خانه‌اى براى او در بهشت بنا مى‌نمايد، واگر چهل بار بخواند اورامى‌آمرزد.[2]

سجده شكر بعد از نماز واجب:

27- امام رضاعليه السلام فرمود:

«السجدة بعد الفريضة شكراً للَّه عزّ وجلّ على ما وفّق له العبد من أداء فريضة، وأدنى ما يجزي فيها من القول أن يقال: شُكْراً للَّهِ، شُكْراً للَّهِ، شُكْراً للَّهِ (ثلاث مرّات)».

فسأله الراوي: فما معنى قوله: شُكْراً للَّهِ؟

فقال الإمام‌عليه السلام:

«يقول هذه السجدة منّي شكراً للَّه على ما وفّقني له من خدمته، وأداء فرضه، والشكر موجب للزيادة، فإن كان في الصلاة تقصير لم‌يتمّ بالنوافل، تمّ بهذه السجدة.[3]

«بعد از نماز واجب، به خاطر اينكه خداوند به بنده‌اش توفيق اداى واجب را داده است، بايد سجده شكر خداى بجاى آورد، وكمترين چيزى كه در سجده شكر بايد گفته شود، سه بار (شُكْراً للَّهِ) است.»

راوى پرسيد معناى شُكْراً للَّهِ چيست؟

امام‌عليه السلام فرمود: «او در واقع مى‌گويد: اين سجده براى تشكر از خداست در برابر اين كه به من توفيق داد تادر خدمت او باشم، ومرا براى انجام واجب خود موفق گردانيد. شكر كردن موجب ازدياد نعمت‌

[1]وسائل الشيعة، ج 4، كتاب الصلاة، باب 28، ابواب التعقيب، حديث 2.

[2]همان، باب 34، ابواب التعقيب، حديث 1.

[3]همان، باب 1، ابواب سجدتى الشكر، ص 1071، حديث 2.


صفحه 310

است پس اگر در نماز تقصيرى وجود داشته كه بانافله جبران‌نمى‌شده، با اين سجده تكميل وجبران خواهد شد.»

در دل شب تاريك:

28- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إذا قام العبد نصف الليل بين يدي ربّه، فصلّى له أربع ركعات في جوف الليل المظلم، ثمّ سجد سجدة الشكر بعد فراغه، فقال: مَا شَاءَ اللَّهُ، مَا شَاءَ اللَّهُ (مئة مرّة) ناداه اللَّه جلّ جلاله من فوق عرشه: عبدي، إلى كم تقول مَا شَاءَ اللَّهُ، أنا ربّك، وإليَّ المشيئة، وقد شئت قضاء حاجتك، فسلني ماشئت‌.[1]

«وقتى كه بنده‌اى در نيمه شب در مقابل پروردگارش بپاخيزد ودر دل شب تاريك چهار ركعت نماز بخواند وسپس بعد از فراغت ازنماز، سجده شكر بجاآورد ويكصد بار مَا شَاءَ اللَّهُ بگويد، خداوند از بالاى عرشش ندا مى‌كند: بنده من! چقدر «ماشاء اللَّه» مى‌گويى، من پروردگارت هستم، ومشيّت مربوط به من‌است، ومن خواسته‌ام كه حاجت تو برآورده شود، پس هرچه مى‌خواهى از من طلب‌كن.»

شكر نعمت:

29- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إذا ذكر أحدكم نعمة اللَّه عزّ وجلّ فليضع خدّه على التراب شكراً للَّه، وإن كان راكباً فلينزل فليضع خدّه على التراب، وإن لم يكن يقدر على النزول‌للشهرة، فليضع خدّه على قربوسه، فإن لم يقدر فليضع خدّه على كفّه، ثمّ ليحمد اللَّه على ما أنعم عليه» (.[2]

«وقتى يكى از شما نعمت خداوند را يادآورد، بايد براى شكر خدا، صورت برخاك نهد، واگر سوار باشد، پياده شود وصورتش رابرخاك بگذارد، واگر از جهت شهرت پيدا كردن، نتواند پياده شود، صورت برزين بگذارد، واگر اين را هم نتواند، صورت بركف دست‌خود نهد، سپس در مقابل نعمتهاى الهى، حمد او بگويد.»

شكر امام سجّاد (ع):

30- امام باقرعليه السلام فرمود:

«إنّ أبي عليّ بن الحسين ما ذكر للَّه عزّ وجلّ نعمة عليه إلّا سجد، ولا قرأ آية من كتاب اللَّه عزّ وجلّ فيها سجود إلّا سجد، ولا دفع اللَّه عنه سوءً يخشاه أوكيد كائد، إلّا سجد، ولا فرغ من صلاة مفروضة إلّا سجد،

[1]وسائل الشيعه، باب 1، ابواب سجدتى الشكر، ص 1071، حديث 4.

[2]همان، باب 7، ص 1081، حديث 3.


صفحه 311

ولا وُفِّقَ لإصلاح بين اثنين إلّا سجد، وكان أثر السجود في جميع مواضع سجوده، فسُمّي السجّادلذلك‌.[1]

«پدرم على بن الحسين‌عليه السلام هيچ نعمتى را به ياد نمى‌آورد مگر اينكه سجده مى‌كرد، وهيچ آيه سجده‌اى را تلاوت نمى‌كرد مگراينكه سجده مى‌نمود، وهيچ گاه خدا، بدى ترسناكى ياتوطئه نيرنگ بازى را از او دفع نمى‌كرد مگر اينكه به سجده مى‌افتاد، واز نماز واجبى‌فراغت نمى‌يافت مگر اينكه سجده مى‌كرد، وبراى آشتى بين دو نفر موفق نمى‌شد مگر اينكه سجده مى‌كرد، واثر سجده در همه مواضع‌سجده در بدن او پيدا بود، وبه همين جهت (سجّاد) ناميده شده بود.»

[1]وسائل الشيعه، باب 1، ابواب سجدتى الشكر، ص 1082، حديث 8.


صفحه 312

فصل سوم- احكام مبطلات و شكهاى نماز

اوّل- مبطلات نماز

از آنجا كه نماز، يك عبادت واجب است، بايد به همه جزئيات آن، چنانكه در شريعت آمده است، التزام داشت و آنچنانكه درآئين مبين دستور داده شده، انجام داد. مقدّمات نماز و واجبات و مستحبّات آن را در بخشهاى گذشته بيان كرديم واكنون به بيان امورى‌كه نماز را باطل مى‌كند ودر نماز بايد از انجام آنها، اجتناب كرد، مى‌پردازيم.

مبطلات نماز، به طور خلاصه، امور زير مى‌باشد:

1- فقدان يكى از شرايط نماز در هنگام نماز.

2- نقض شدن طهارت در اثناى نماز.

3- تكفير يا تكتّف يعنى دستها را بر روى هم گذاشتن.

4- انحراف از قبله.

5- سخن گفتن.

6- قهقهه يا خنديدن با صداى بلند.

7- گريه كردن براى امور دنيايى.

8- كارى كه صورت نماز را برهم مى‌زند.

9- خوردن و آشاميدن.

10- آمين گفتن بعداز خواندن سوره حمد.

11- كم و زياد كردن.

12- عارض شدن شكهاى باطل كننده نماز.

احكام مبطلات نماز

اوّل- فقدان شرايط:

1- اگر نمازگزار در بين نماز متوجّه شد كه برخى از شرايط نماز را فاقد شده است، نماز او


صفحه 313

باطل مى‌شود. (جزئيات اين‌مسأله قبلًا در فصل مقدّمات نماز بيان شد)

2- شرايط نماز امور مربوط به وقت، قبله، لباس نمازگزار، مكان نماز، پاك بودن لباس ومكان، مباح بودن آنها و نظاير آن‌مى‌باشد.

دوّم- باطل شدن طهارت:

1- خارج شدن ادرار، يا مدفوع، يا باد[1]، يا منى و يا خون حيض‌[2]در هنگام نماز، نماز را باطل مى‌كند زيرا طهارت نمازگزارباطل مى‌شود.

2- در باطل شدن طهارت، فرقى وجود ندارد كه در اوّل يا وسط يا آخر نماز اتّفاق بيفتد.

3- همچنين فرقى نيست كه از روى عمد، يا سهو و يا اضطرار رخ دهد. البتّه مسلوس‌[3]ومبطون‌[4]و مستحاضه از اين حكم استثناشده‌اند كه قبلًا احكام آنها بيان گرديده است.

4- اگر سلام نماز را فراموش كند و سپس از او حدث صادر شود، چنانچه قبل‌از آن كه صورت نماز از بين برود، طهارت او باطل‌شود، بنابر احوط نماز را اعاده نمايد امّا اگر بعداز آن كه صورت نماز از بين برود، حدث صادر شده باشد مانند اينكه از جايش‌برخاسته و سپس حدث صادر شده باشد يا اينكه به گمان اينكه نماز پايان يافته، براى مدّت طولانى، مشغول تعقيب بوده به گونه‌اى‌كه موالات نماز از بين رفته باشد، دراين صورت بنابر اقوى نماز او صحيح است و بنابر احتياط دو سجده سهو بجا آورد و احتياطمستحب آن است كه در عين حال، نماز را اعاده نمايد.

5- اگر بعداز سلام، شك كند كه آيا در بين نماز، طهارت او باطل شده است يا نه، بنا را بر عدم بطلان بگذارد و نمازش صحيح‌است.

6- اگر به طور اختيارى بخوابد و بعداز آن شك كند كه آيا خوابش در بين نماز بوده يا بعداز آن، بنا را براين بگذارد كه بعداز كامل‌كردن نماز، خوابيده است.

7- امّا اگر به طور قهرى و غير اختيارى به خواب رود و سپس شك كند كه خوابش بعداز نماز بوده يا در بين آن، واجب است نمازرا اعاده نمايد.

8- همچنين اعاده نماز واجب است در صورتيكه خود را در حالت سجده در خواب ببيند ونداند كه آيا در سجده نماز به خواب‌رفته يا در سجده شكر بعداز نماز.

[1]به اين سه مورد (حَدَث أصغر) گفته مى‌شود.

[2]به اين دو مورد (حَدَث أكبر) گفته مى‌شود.

[3]كسى كه از خارج شدن ادرار نمى‌تواند خوددارى كند.

[4]كسى كه از خارج شدن مدفوع نمى‌تواند جلوگيرى كند.


صفحه 314

سوم- تكفير يا دستها را بر روى هم گذاشتن:

1- تكفير يا تكتّف آن است كه در هنگام ايستادن در نماز، يكى از دودست را روى ديگرى قرار دهد به همان گونه‌اى كه در ميان‌برخى از پيروان مذاهب اسلامى متداول است. اين حالت، نماز را باطل مى‌كند و احوط اين است كه در ساير حالات نماز هم از اين‌كار پرهيز شود.

2- دست روى دست گذاشتن در صورتى باطل كننده نماز است كه از روى عمد و بدون ضرورت به منظور خضوع و حفظ ادب دربرابر پروردگار[1]انجام شود امّا اگر به جهت بيمارى يا درد يا ضرورت ديگر، چنين كند، اشكال ندارد.

چهارم- انحراف از قبله:

1- اگر نمازگزار با تمام بدن خود، پشت به قبله كند يا به طور كامل، به طرف راست يا چپ قبله برگردد، از روى عمد باشد ياسهو، نماز او باطل مى‌شود.

2- امّا اگر انحراف از قبله با تمام بدن به گونه‌اى باشد كه روى انسان بين سمت راست و سمت چپ قبله شود، چنانچه اين انحراف‌از روى عمد باشد و در عرف نمازگزار را از حالت روبه قبله بودن خارج گرداند، نماز باطل مى‌شود.

3- انحراف ياد شده باطل كننده نماز است حتّى اگر در هنگام قرائت يا ذكر هم نباشد.

آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

امّا اگر نمازگزار تنها صورت خود (نه همه بدن) را از قبله برگرداند، پس چنانچه كاملًا صورت خود را به عقب (اگر امكان داشته باشد) برگرداند، از روى عمد باشد يا سهو، نماز او باطل مى‌شود ولى اگر به راست يا چپ برگرداند وروبه قبله بودن بدن حفظ شود، چنانچه اين انحراف اندك و كم باشد به گونه‌اى كه در عرف به روبه قبله بودن او ضرر نرساند، اشكال‌ندارد ولى اگر انحراف صورت خيلى زياد باشد به گونه‌اى كه از حالت روبه قبله بودن (طبق آن معنايى كه قبلًا براى روبه قبله‌كردن ذكر كرديم) خارج شود، اشكال دارد.

پنجم- سخن گفتن عمدى‌

از جمله امورى كه نماز را باطل مى‌كند، اين است كه از روى عمد، كلامى (غير از قرآن و اذكار و جواب سلام واجب) بر زبان آورد. جزئيات اين مسأله به اين شرح است:

[1]در روايات آمده است كه مجوس در برابر پادشاهان خود به عنوان خضوع و حفظ ادب، دست روى دست مى‌گذاشتند و شايد منع از اين عمل در نماز بدين جهت باشد كه اسلام از مامى‌خواهد كه شيوه‌هاى حفظ ادب و خضوع در برابر خداوند را تنها از منابع شريعت بياموزيم و فرابگيريم نه با تقليد و تبعيّت از ديگران.