است پس اگر در نماز تقصيرى وجود داشته كه بانافله جبراننمىشده، با اين سجده تكميل وجبران خواهد شد.»
در دل شب تاريك:
28- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إذا قام العبد نصف الليل بين يدي ربّه، فصلّى له أربع ركعات في جوف الليل المظلم، ثمّ سجد سجدة الشكر بعد فراغه، فقال: مَا شَاءَ اللَّهُ، مَا شَاءَ اللَّهُ (مئة مرّة) ناداه اللَّه جلّ جلاله من فوق عرشه: عبدي، إلى كم تقول مَا شَاءَ اللَّهُ، أنا ربّك، وإليَّ المشيئة، وقد شئت قضاء حاجتك، فسلني ماشئت.[1]
«وقتى كه بندهاى در نيمه شب در مقابل پروردگارش بپاخيزد ودر دل شب تاريك چهار ركعت نماز بخواند وسپس بعد از فراغت ازنماز، سجده شكر بجاآورد ويكصد بار مَا شَاءَ اللَّهُ بگويد، خداوند از بالاى عرشش ندا مىكند: بنده من! چقدر «ماشاء اللَّه» مىگويى، من پروردگارت هستم، ومشيّت مربوط به مناست، ومن خواستهام كه حاجت تو برآورده شود، پس هرچه مىخواهى از من طلبكن.»
شكر نعمت:
29- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إذا ذكر أحدكم نعمة اللَّه عزّ وجلّ فليضع خدّه على التراب شكراً للَّه، وإن كان راكباً فلينزل فليضع خدّه على التراب، وإن لم يكن يقدر على النزولللشهرة، فليضع خدّه على قربوسه، فإن لم يقدر فليضع خدّه على كفّه، ثمّ ليحمد اللَّه على ما أنعم عليه» (.[2]
«وقتى يكى از شما نعمت خداوند را يادآورد، بايد براى شكر خدا، صورت برخاك نهد، واگر سوار باشد، پياده شود وصورتش رابرخاك بگذارد، واگر از جهت شهرت پيدا كردن، نتواند پياده شود، صورت برزين بگذارد، واگر اين را هم نتواند، صورت بركف دستخود نهد، سپس در مقابل نعمتهاى الهى، حمد او بگويد.»
شكر امام سجّاد (ع):
30- امام باقرعليه السلام فرمود:
«إنّ أبي عليّ بن الحسين ما ذكر للَّه عزّ وجلّ نعمة عليه إلّا سجد، ولا قرأ آية من كتاب اللَّه عزّ وجلّ فيها سجود إلّا سجد، ولا دفع اللَّه عنه سوءً يخشاه أوكيد كائد، إلّا سجد، ولا فرغ من صلاة مفروضة إلّا سجد،
[1]وسائل الشيعه، باب 1، ابواب سجدتى الشكر، ص 1071، حديث 4.
[2]همان، باب 7، ص 1081، حديث 3.
ولا وُفِّقَ لإصلاح بين اثنين إلّا سجد، وكان أثر السجود في جميع مواضع سجوده، فسُمّي السجّادلذلك.[1]
«پدرم على بن الحسينعليه السلام هيچ نعمتى را به ياد نمىآورد مگر اينكه سجده مىكرد، وهيچ آيه سجدهاى را تلاوت نمىكرد مگراينكه سجده مىنمود، وهيچ گاه خدا، بدى ترسناكى ياتوطئه نيرنگ بازى را از او دفع نمىكرد مگر اينكه به سجده مىافتاد، واز نماز واجبىفراغت نمىيافت مگر اينكه سجده مىكرد، وبراى آشتى بين دو نفر موفق نمىشد مگر اينكه سجده مىكرد، واثر سجده در همه مواضعسجده در بدن او پيدا بود، وبه همين جهت (سجّاد) ناميده شده بود.»
[1]وسائل الشيعه، باب 1، ابواب سجدتى الشكر، ص 1082، حديث 8.
فصل سوم- احكام مبطلات و شكهاى نماز
اوّل- مبطلات نماز
از آنجا كه نماز، يك عبادت واجب است، بايد به همه جزئيات آن، چنانكه در شريعت آمده است، التزام داشت و آنچنانكه درآئين مبين دستور داده شده، انجام داد. مقدّمات نماز و واجبات و مستحبّات آن را در بخشهاى گذشته بيان كرديم واكنون به بيان امورىكه نماز را باطل مىكند ودر نماز بايد از انجام آنها، اجتناب كرد، مىپردازيم.
مبطلات نماز، به طور خلاصه، امور زير مىباشد:
1- فقدان يكى از شرايط نماز در هنگام نماز.
2- نقض شدن طهارت در اثناى نماز.
3- تكفير يا تكتّف يعنى دستها را بر روى هم گذاشتن.
4- انحراف از قبله.
5- سخن گفتن.
6- قهقهه يا خنديدن با صداى بلند.
7- گريه كردن براى امور دنيايى.
8- كارى كه صورت نماز را برهم مىزند.
9- خوردن و آشاميدن.
10- آمين گفتن بعداز خواندن سوره حمد.
11- كم و زياد كردن.
12- عارض شدن شكهاى باطل كننده نماز.
احكام مبطلات نماز
اوّل- فقدان شرايط:
1- اگر نمازگزار در بين نماز متوجّه شد كه برخى از شرايط نماز را فاقد شده است، نماز او
باطل مىشود. (جزئيات اينمسأله قبلًا در فصل مقدّمات نماز بيان شد)
2- شرايط نماز امور مربوط به وقت، قبله، لباس نمازگزار، مكان نماز، پاك بودن لباس ومكان، مباح بودن آنها و نظاير آنمىباشد.
دوّم- باطل شدن طهارت:
1- خارج شدن ادرار، يا مدفوع، يا باد[1]، يا منى و يا خون حيض[2]در هنگام نماز، نماز را باطل مىكند زيرا طهارت نمازگزارباطل مىشود.
2- در باطل شدن طهارت، فرقى وجود ندارد كه در اوّل يا وسط يا آخر نماز اتّفاق بيفتد.
3- همچنين فرقى نيست كه از روى عمد، يا سهو و يا اضطرار رخ دهد. البتّه مسلوس[3]ومبطون[4]و مستحاضه از اين حكم استثناشدهاند كه قبلًا احكام آنها بيان گرديده است.
4- اگر سلام نماز را فراموش كند و سپس از او حدث صادر شود، چنانچه قبلاز آن كه صورت نماز از بين برود، طهارت او باطلشود، بنابر احوط نماز را اعاده نمايد امّا اگر بعداز آن كه صورت نماز از بين برود، حدث صادر شده باشد مانند اينكه از جايشبرخاسته و سپس حدث صادر شده باشد يا اينكه به گمان اينكه نماز پايان يافته، براى مدّت طولانى، مشغول تعقيب بوده به گونهاىكه موالات نماز از بين رفته باشد، دراين صورت بنابر اقوى نماز او صحيح است و بنابر احتياط دو سجده سهو بجا آورد و احتياطمستحب آن است كه در عين حال، نماز را اعاده نمايد.
5- اگر بعداز سلام، شك كند كه آيا در بين نماز، طهارت او باطل شده است يا نه، بنا را بر عدم بطلان بگذارد و نمازش صحيحاست.
6- اگر به طور اختيارى بخوابد و بعداز آن شك كند كه آيا خوابش در بين نماز بوده يا بعداز آن، بنا را براين بگذارد كه بعداز كاملكردن نماز، خوابيده است.
7- امّا اگر به طور قهرى و غير اختيارى به خواب رود و سپس شك كند كه خوابش بعداز نماز بوده يا در بين آن، واجب است نمازرا اعاده نمايد.
8- همچنين اعاده نماز واجب است در صورتيكه خود را در حالت سجده در خواب ببيند ونداند كه آيا در سجده نماز به خوابرفته يا در سجده شكر بعداز نماز.
[1]به اين سه مورد (حَدَث أصغر) گفته مىشود.
[2]به اين دو مورد (حَدَث أكبر) گفته مىشود.
[3]كسى كه از خارج شدن ادرار نمىتواند خوددارى كند.
[4]كسى كه از خارج شدن مدفوع نمىتواند جلوگيرى كند.
سوم- تكفير يا دستها را بر روى هم گذاشتن:
1- تكفير يا تكتّف آن است كه در هنگام ايستادن در نماز، يكى از دودست را روى ديگرى قرار دهد به همان گونهاى كه در ميانبرخى از پيروان مذاهب اسلامى متداول است. اين حالت، نماز را باطل مىكند و احوط اين است كه در ساير حالات نماز هم از اينكار پرهيز شود.
2- دست روى دست گذاشتن در صورتى باطل كننده نماز است كه از روى عمد و بدون ضرورت به منظور خضوع و حفظ ادب دربرابر پروردگار[1]انجام شود امّا اگر به جهت بيمارى يا درد يا ضرورت ديگر، چنين كند، اشكال ندارد.
چهارم- انحراف از قبله:
1- اگر نمازگزار با تمام بدن خود، پشت به قبله كند يا به طور كامل، به طرف راست يا چپ قبله برگردد، از روى عمد باشد ياسهو، نماز او باطل مىشود.
2- امّا اگر انحراف از قبله با تمام بدن به گونهاى باشد كه روى انسان بين سمت راست و سمت چپ قبله شود، چنانچه اين انحرافاز روى عمد باشد و در عرف نمازگزار را از حالت روبه قبله بودن خارج گرداند، نماز باطل مىشود.
3- انحراف ياد شده باطل كننده نماز است حتّى اگر در هنگام قرائت يا ذكر هم نباشد.
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.
امّا اگر نمازگزار تنها صورت خود (نه همه بدن) را از قبله برگرداند، پس چنانچه كاملًا صورت خود را به عقب (اگر امكان داشته باشد) برگرداند، از روى عمد باشد يا سهو، نماز او باطل مىشود ولى اگر به راست يا چپ برگرداند وروبه قبله بودن بدن حفظ شود، چنانچه اين انحراف اندك و كم باشد به گونهاى كه در عرف به روبه قبله بودن او ضرر نرساند، اشكالندارد ولى اگر انحراف صورت خيلى زياد باشد به گونهاى كه از حالت روبه قبله بودن (طبق آن معنايى كه قبلًا براى روبه قبلهكردن ذكر كرديم) خارج شود، اشكال دارد.
پنجم- سخن گفتن عمدى
از جمله امورى كه نماز را باطل مىكند، اين است كه از روى عمد، كلامى (غير از قرآن و اذكار و جواب سلام واجب) بر زبان آورد. جزئيات اين مسأله به اين شرح است:
[1]در روايات آمده است كه مجوس در برابر پادشاهان خود به عنوان خضوع و حفظ ادب، دست روى دست مىگذاشتند و شايد منع از اين عمل در نماز بدين جهت باشد كه اسلام از مامىخواهد كه شيوههاى حفظ ادب و خضوع در برابر خداوند را تنها از منابع شريعت بياموزيم و فرابگيريم نه با تقليد و تبعيّت از ديگران.
1- اگر كلمهاى كه مركب از دو حرف يا بيشتر باشد، از روى عمد به زبان آورد، نماز او باطل مىشود.
2- گفتن يك حرف معنىدار (مانند: «قِ» و «عِ» كه در زبان عربى به معناى نگهدارى كن وآگاهباش) و از روى عمد باز هم نماز را باطل مىكند، در صورتيكه گوينده، علم به معناى آن داشته و آن معنى را قصد هم كرده باشد.
3- گفتن دو حرف بىمعنى از روى عمد، اگر به قصد تفهيم چيزى باشد، اقوى اين است كه بازهم باطل كننده نماز است امّا اگر ازآن دوحرف، چيزى را قصد نكرده باشد، بنابر احوط نماز را اعاده نمايد.
4- امّا گفتن يك حرف بىمعنى و بدون قصد چيزى، اشكال ندارد.
5- اگر نماز گزار حرف واحدى را به عنوان رمز و اشاره به يك معناى اصطلاحى به كار ببرد مانند «ع» براى (عليه السّلام) يا «ت» براى (تلفن) و مانند آن، بنابر احتياط واجب، نماز را اعاده كند.
6- سرفه كردن، آروغ زدن، سينه صاف كردن، دميدن و ناليدن اشكال ندارد ولى اگر نامهاى اين صداها و حالات را بر زبان آوردمانند اينكه (آخ، آه، اوه و اف) ومانند آنها را تلفّظ كند، در صورتيكه معناى آنها را هم قصد كرده باشد، نماز او باطلمىشود امّا اگر چيزى را قصد نكرده باشد و صرفاً براى اظهار درد يا ناراحتى ويا ... باشد، بنابر احوط نماز را اعاده كند.
7- اگر نمازگزار بگويد: «آه از گناهانم» يا «آه از آتش جهنّم» و مانند آن و در ضمن دعا يا مناجات باشد، نماز باطل نمىشود و همچنين اگر بدون ذكر چيز ديگر تنها «آه» بگويد وقصدش ناله از گناه يا آتش جهنّم باشد، بازهم نمازباطل نمىشود.
8- در اينكه با سخن گفتن نماز باطل مىشود، فرقى نيست كه شنونده ومخاطبى وجود داشته باشد يا نه و اينكه نمازگزار از روىاضطرار سخن گفته باشد يا غير اضطرار. امّا اگر سخن گفتن از روى سهو باشد مثل اينكه تصوّر كند كه از نماز فارغ شده است، نمازباطل نمىشود.
9- قرائت ذكر و دعاى غير حرام[1]در همه حالات نماز، اشكال ندارد و همچنين قرائت قرآن[2]به هر مقدار كه بخواهد اشكالندارد. امّا در مورد دعاى حرام، برخى از فقها آن را باطل كننده نماز دانستهاند.
[1]دعاى حرام مانند دعا براى طلب چيزى حرام، يا دعاى ظالمانه بر عليه مؤمن مىباشد كه مشهور فقها قايل به حرمت اين گونه دعاها شدهاند.
[2]در مورد قراءت سورهها و آيههاى سجده جزئياتى وجود دارد كه در باب سجده ذكر شده است.
دراين مسأله فروع ديگرى نيز وجود دارد كه ذيلًا ذكر مىشود:
يك- دعا خواندن و ذكر خدا گفتن به غير زبان عربى براى نمازگزار اشكال ندارد ولى بهتر آن است كه به زبان عربى بخواند.
دو- شرط قرائت قرآن و دعا اين است كه به قصد قرآن و دعا خوانده شود امّا اگر نمازگزار جمله يا آيهاى از قرآن يا عبارتى از دعا رابدون قصد قرآن و دعا بخواند، نماز او باطل مىشود.
سه- اگر ذكرى (مانند: «سبحان اللَّه» يا «اللَّه اكبر» يا ذكر ديگرى) را در بين نماز براى آگاهكردن و فهماندن مخاطب يا دلالت كردن بر چيزى، به زبان آورد، در صورتيكه اصل تلفّظ ذكر، به قصد قربت ولى بالا كردن صدا براىآگاه كردن ودلالت كردن باشد اشكال ندارد امّا اگر قصد او اساساً، آگاه كردن و دلالت نمودن باشد، برخى از فقها نماز او را باطلدانستهاند.
چهار- تكرار يك ذكر يا يك آيه در نماز به طور عمدى جايز است چه اينكه تكرار كردن از روى احتياط باشد مثل اينكه گمانكند آيهاى را اشتباه خوانده ودوباره اعاده كند يا اينكه از جهت انس روحى با ذكر و با آيه قرآن باشد ولى اگر تكرار به خاطر وسوسهشيطانى باشد، بهتر آن است كه ترك شود هر چند اقوى اين است كه نماز با آن باطل نمىشود.
پنج- بهتر اين است كه در حين نماز، ديگرى را با لفظ دعا خطاب نكند مثل اينكه نمازگزار به ديگرى بگويد: «غفر اللَّهلك»، يا «رحمك اللَّه»، چون مشكل است در صورت خطاب، دعا صدق كند.
ششم- قهقهه يا خنده بلند:
1- قهقهه عمدى يعنى خنديدن با صدا و ترجيع، هر چند از روى اضطرار باشد نماز را باطل مىكند.
2- تبسّم در نماز اشكال ندارد چنانكه قهقهه سهوى نيز اشكال ندارد.
3- اگر براى جلوگيرى از خنده بلند، بر خود فشار آورد به گونهاى كه حالش تغيير كند ورنگش سرخ شود، چنانچه اين حالتمنجر به از بين رفتن صورت نماز گردد، نمازش باطل مىشود و در غير اين صورت، احتياط مستحب اين است كه نمازش را اعادهنمايد.
هفتم- گريه عمدى:
1- گريه عمدى براى امور دنيايى، باطل كننده نماز است، هر چند- بنابر احوط- بدون صدا هم باشد.
2- ظاهراً گريه دنيايى حتّى اگر از روى اضطرار هم باشد، نماز را باطل مىكند امّا گريه
سهوى نماز را باطل نمىكند.
3- گريه به جهت ترس از خدا و خشوع و تذلّل براى او و به جهت امور اخروى به طور عموم اشكال ندارد بلكه از بهترين اعمالمحسوب مىشود.
4- بنابر اقوى اگر گريه براى درخواست امرى دنيوى از خداوند باشد، مانند اينكه به عنوان تذلّل در برابر خداوند گريه كند و درهمان حال بر آورده شدن حاجتش را بخواهد، اشكال ندارد.
هشتم- كارى كه صورت نماز را برهم زند:
1- هر كارى كه در عرف مؤمنين آشنا با احكام و حدود نماز، صورت نماز را بههم مىزند، باطل كننده نماز مىباشد مانند: پريدن، رقصيدن و دست زدن زياد وهر كارى كه با نماز خواندن منافات داشته باشد چه از روى عمد باشد يا از روى سهو.
2- سكوت طولانىاى كه منجر به از بين رفتن صورت نماز شود به گونهاى كه نگويند او نماز مىخواند، باطل كننده نماز است.
3- كارها و حركاتى كه در عرف مؤمنين با صورت نماز منافات نداشته باشد مانند اشاره با دست و شمردن ذكرها با تسبيح وشمردن ركعات نماز باريگ و زدن به ديوار براى آگاه كردن ديگرى و بر دوش گرفتن كودك و شيردادن او و كارهاى مشابه ديگر اشكالندارد.
4- سكوت نسبتاً طولانى كه با موالات و پى درپى بودن افعال نماز منافات دارد ولى صورت نماز را از بين نمىبرد، چنانچه از روىسهو باشد اشكال ندارد امّا در سكوت عمدى، احوط اجتناب از آن مىباشد.
نهم- خوردن و آشاميدن:
1- خوردن و آشاميدنى كه صورت نماز را از بين ببرد چه از روى عمد باشد يا از روى سهو، نماز را باطل مىگرداند.
2- احوط اين است كه از خوردن و آشاميدنى كه با موالات و پىدرپى بودن عرفى منافات دارد اجتناب شود.
3- بلعيدن غذاى اندكى كه در دهن يا در بين دندانها باقى مانده و بلعيدن شكر اندكى كه در دهن باقى مانده و تدريجاً آب مىشود، اشكال ندارد.
4- در روايات آمده است كه براى كسى كه در نماز وتر است و تصميم دارد فردا را روزه بگيرد ومىترسد قبلاز اتمام نماز، فجرطلوع كند، در حاليكه تشنه است وآب هم در چند قدمى او وجود دارد، جايز است كه چند قدم آنطرف برود و آب بنوشد و براى اتمامنمازش