بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 36

(وَالرُّجْزَ فَاهْجُر[1].

«از پليدى و ناپاكى اجتناب كن.»

(فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ‌[2].

(... إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِن عَمَلِ الشَّيْطَانِ‌فَاجْتَنِبُوهُ‌...[3].

«شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعى از بخت آزمائى) پليد و از عمل شيطان‌است، از آنها دورى كنيد.»

دستورات فوق نشان مى‌دهد كه براى تحقّق طهارت و نظافت، از هر وسيله ممكن بايداستفاده شود. پس اگر بدانيم كه ماده پاك كننده‌اى، آلودگى و نجاست را بدرستى زايل مى‌گرداندو اثرى از آن باقى نمى‌گذارد، بر ما لازم است كه براى اجراى امر شرع به طهارت، از همان ماده‌بهره گيريم. به عنوان مثال اگر خون به گونه‌اى در جامه يا بدن خشكيده باشد كه جز با صابون‌برطرف نشود، بايد براى پاك كردن آن از صابون استفاده كنيم و همچنين اگر نجاست به جائى‌رسيده باشد كه بدون مواد شوينده از بين نرود بايد براى تحقّق پاكيزگى از آن مواد استفاده‌نمائيم.

از طرف ديگر در طهارت بايد از وسواس اجتناب كرد زيرا نجس همان پليدى‌اى است كه‌بايد دور انداخته شود و از آن اجتناب گردد امّا متنجّس يعنى چيزى كه به جهت برخورد بانجس، نجس شده است، اجتناب از آن به خاطر وجود اثر نجاست در آن لازم است ولى اگر به‌طور يقين بدانيم كه اثر نجس از بين رفته است، اجتناب از آن لازم نيست و لذا از شرايطسرايت نجاست، وجود رطوبت ذكر شده است.

از جهت ديگر خداوند در عالم آفرينش، نظام خاصّى براى تطهير وضع كرده است، پس آب‌خود، خود را تطهير مى‌كند. نيز خاك خود، خود را پاك مى‌كند، همچنين خورشيد، تحوّلات شيميايى و غيره پاك كننده چيزهاى ديگر هستند وحتّى به جهت آن نظام الهى‌اى كه‌در خلقت نهفته است، مرور زمان نيز مى‌تواند به پاك شدن اشيا منجرّ شود. از همين رو است‌كه قاعده عمومى و كلّى در مورد طهارت و نجاست اين است كه: طبيعت پيرامون ما پاك است‌مگر در صورتيكه علم به ناپاكى آن پيدا شود. و مضمون اين قاعده در حديث هم چنين آمده‌است:

«كلّ شيْ‌ءٍ نَظِيف حَتّى تَعْلَمَ أنَّهُ قذر».

[1]سوره مدّثّر، آيه 5.

[2]سوره حجّ، آيه 30.

[3]سوره مائده، آيه 90.


صفحه 37

«هر چيز پاك است تا اينكه علم پيدا كنى كه آن نجس و آلوده است.»

درباره اهمّيت پاكيزگى پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله فرمود:

«تنظَّفُوا بِكُلِّ مَا اسْتَطَعْتُمْ؛ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالى بَنَى الْإِسْلَامَ عَلَى النَّظَافَةِ، وَلَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا نَظِيفٌ»

[1].

«به هر وسيله‌اى كه مى‌توانيد، نظافت را رعايت كنيد زيرا خداوند متعال اسلام را بر پايه‌نظافت، بنا كرده است و وارد بهشت نمى‌شود مگر كسى كه پاكيزه باشد.»

همچنين آن‌حضرت فرمود:

«إنّ الْإِسْلَامَ نَظِيفٌ، فَتَنَظَّفُوا، فَإِنَّهُ لَا يَدْخُلِ الْجَنَّةَ إِلَّا نَظِيفٌ‌

»[2].

«اسلام پاكيزه است پس شما هم پاكيزه باشيد زيرا وارد بهشت نمى‌شود مگر شخص‌پاكيزه.»

همچنين فرمود:

«إِنَّ اللَّه طَيِّبٌ يُحِبُّ الطَّيِّبَ، نَظِيفٌ يُحِبُّ النَّظَافَةَ

»[3].

«خداوند پاك است و پاك را دوست دارد و پاكيزه است و پاكيزگى را دوست دارد.»

همچنين فرمود:

«النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ‌

»[4].

«نظافت و پاكيزگى جزء ايمان است.»

همچنين فرمود:

«النَّظَافَةُ تَدْعُو إِلَى الْإِيمَانِ، وَالْإِيمَانُ مَعَ صَاحِبِهِ فِي الْجَنَّةِ

»[5].

«پاكيزگى به ايمان فرا مى‌خواند و ايمان همراه رفيق خود در بهشت است.»

همچنين آن‌حضرت به انس فرمود:

«يا أَنَس، أَكْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ يزد اللَّه في عمرك، فإن استطعت أن تكون بالليل والنهارعلى طهارة فافعل، فانّك تكون إذا مّتَّ على طهارة متَّ شهيداً»

[6].

«اى انس! بر پاكى و طهارت خود بيفزا تا خداوند بر عمرت بيفزايد و اگر مى‌توانى درطول شب وروز با طهارت باش زيرا اگر با طهارت بميرى، شهيد مرده‌اى.»

احكام آئين مبين اسلام درباره طهارت هم براى آخرت انسان سودمند است وهم براى‌دنياى او. خداوند توبه كنندگان و همچنين پاكى جويان را دوست مى‌دارد و واقعاً كدام فطرت‌سالم‌

[1]ميزان الحكمه، ج 10، ص 93.

[2]ميزان الحكمه، ج 10، ص 93.

[3]همان، ص 92.

[4]مستدرك الوسائل، ج 16، باب 92، ابواب المائده، ص 319، حديث 9.

[5]- مكارم الأخلاق، ص 40.

[6]- مكارم الأخلاق، ص 40.


صفحه 38

است كه پاكى و صفا را دوست نداشته باشد؟ خداوند متعال به ما دستور مى‌دهد كه درهنگام ورودبه مسجد زينت خود را برگيريم و خود را آراسته گردانيم. مگر كدام انسان است كه از زينت‌وآرايش خوشحال نباشد؟

از همين رو ما نيز از سيره سلف صالح پيروى كرديم و آداب پاكيزگى و آراستگى را همراه بااحكام طهارت بيان نموديم چنانكه در هنگام بيان احكام ميّت، آداب بيمارى و آنچه دراين‌مرحله حسّاس از زندگى انسان به روابط اجتماعى او مربوط مى‌شود را نيز بيان كرديم.

شما خواننده گرامى با مطالعه اين مسائل بخوبى درمى‌يابى كه تعاليم آسمانى شريعت‌اسلامى چگونه همه ابعاد زندگى بشر، هم انديشه و روح و هم جسم و روابط اجتماعى او رافراگرفته است! كتاب طهارت در فقه اسلامى دليلى زنده براى اثبات اين حقيقت مهم است.

تعريف طهارت‌

طهارت در لغت به معناى نظافت و پاك بودن از چرك و پليدى است امّا در اصطلاح‌شرعى نام وضو يا غسل يا تيمّم است و فقها آن را چنين تعريف كرده‌اند: «استعمال طهورٍمشروط بالنيّة».

«به كار بردن پاك كننده‌اى (آب يا خاك) به شرط نيّت قربت.»

اسلام به موضوع طهارت، اهمّيت فراوانى قايل شده و آن را از امور اساسى در زندگى انسان‌و- چنانكه در حديث آمده- نصف ايمان تلقّى كرده است، و تعبير «نصف ايمان» كنايه از اهمّيت آن در شريعت اسلامى است.

انسان با طهارت پيدا كردن از چركهاى حسّى و مادّى و نجاساتى كه در فقه از آن با واژه‌خبث (پليدى) تعبير مى‌شود، رهائى مى‌يابد و همچنين با طهارت است كه به‌جاى آلودگيهاى روحى كه فقه از آن به «حدث» تعبير مى‌كند، پاكى و صفاى‌معنوى حاصل مى‌شود. قرآن كريم در آيه ذيل‌به هر دو مورد اشاره كرده است:

(... وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِنَ السَّماءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَالشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ‌[1].

«آبى از آسمان برايتان مى‌فرستد تا شما را با آن پاك كند و پليدى شيطان را از شما دورسازد ودلهايتان را محكم و گامها را با آن استوار دارد.»

به جهت اهمّيت طهارت در شريعت اسلامى است كه فقها نيز در كتابهاى خود طهارت رااوّلين موضوع مورد بحث و اساس و پيش درآمد ساير مباحث فقهى قرار داده‌اند. شايد اين‌اهتمام‌

[1]سوره انفال، آيه 11.


صفحه 39

ناشى از توجيهات و ارشادات پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله باشد كه در بسيارى از روايات، مسلمانان رابه پاكيزگى و به ساختن جامعه‌اى پيراسته از چركها و آلودگيهاى مادى و معنوى، فراخوانده‌است. در حديث پيامبرصلى الله عليه وآله آمده است:

«تنظَّفُوا بِكُلِّ مَا اسْتَطَعْتُمْ؛ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالى بَنَى الْإِسْلَامَ عَلَى النَّظَافَةِ، وَلَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا كل‌نَظِيفٍ»

[1].

«به هر وسيله‌اى كه مى‌توانيد، نظافت را رعايت كنيد زيرا خداوند متعال اسلام را بر پايه‌نظافت، بنا كرده است و وارد بهشت نمى‌شود مگر كسى كه پاكيزه باشد.»

هدف اسلام از اين همه تأكيد و تشويق بر طهارت، اين است كه مؤمن هميشه پاكيزه وازچركهاى مادى و معنوى دور باشد و روح او نيز پاك و تزكيه گردد زيرا مقصود از تشريع‌طهارت تنها بعد مادى محسوس آن نيست بلكه طهارت روحى نيز جزء هدف است.

طهارت حسّى، زايل ساختن نجاست از جامه، بدن و مانند آن است كه به وسيله آب، خورشيد، زمين و مطهّرات ديگر، در چارچوب شرايط خاصّى- كه گفته خواهد شد- حاصل‌مى‌شود.

امّا طهارت معنوى، وضو، غسل، تيمّم و مشرّف شدن به اسلام است كه به وسيله آب وزمين و اقرار به شهادتين براساس شرايط خاصّى حاصل مى‌گردد.

با طهارت است كه انسان براى نماز و طواف واجب و دست زدن به نوشته قرآن و مانند آن‌مهيّا و آماده مى‌شود.

[1]ميزان الحكمه، ج 10، ص 93.


صفحه 40

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 41

فصل اوّل- مُطَهِّرات‌

اوّل- آب‌

تعريف و اقسام آب:

آب يا مطلق است يا مضاف.

الف- آب مطلق هر آبى است كه بر اصل خلقت اوّليه‌اش باشد مانند: آبى كه از آسمان فرودآيد مثل آب باران و آبى كه از ذوب شدن تگرگ و برف به وجود مى‌آيد، و آبى كه در روى زمين‌يا در دل آن قرار دارد مثل آب درياها، رودخانه‌ها، آبشارها، چشمه‌ها، چاهها و آبهاى‌معدنى چه شيرين باشد يا شور. در واقع آب مطلق همان است كه به طور مطلق و بدون اضافه‌كردن كلمه ديگرى «آب» گفته مى‌شود.

آب مطلق هم پاك است و هم پاك كننده، هم نجاست را برطرف مى‌كند و هم وضو و غسل‌وتيمّم با آن صحيح است.

تغييراتى كه در آب بواسطه راكد ماندن زياد يا ريختن خاك و خاشاك و برگهاى درخت‌و به وجود آمدن جلبكها و غيره پديد مى‌آيد، به مطلق بودن آب ضررى نمى‌رساند در صورتيكه‌در عرف، آنرا از نام آب بودن خارج نگرداند.

ب- امّا آب مضاف، مايعات ديگر غير از آب مطلق است مانند گلاب و سركه و هر آبى كه‌از اجسام گرفته مى‌شود مانند آب ميوه‌ها و هر چيزى كه از مخلوط شدن آب با چيز ديگرحاصل شود مانند چاى و غيره.

آب مضاف در ذات خود پاك است ولى پاك كننده غير خود نيست، نجاست را نمى‌تواندپاك كند و وضو و غسل هم با آن صحيح نيست.

آب مطلق به پنج قسم تقسيم مى‌شود:

1- آب باران.

2- آب جارى.

3- آب چاه.


صفحه 42

4- آب كرّ.

5- آب قليل.

اقسام آب مطلق‌

1- آب باران‌

آبى كه از آسمان فرود مى‌آيد بشرطى پاك مى‌كند كه به قدرى باشد كه «آب‌باران» بر آن صدق كند و بنابر احوط بايد به اندازه‌اى باشد كه اگر بر روى زمين سخت وسِفت ببارد، جريان پيدا كند.

اگر به چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست، يكمرتبه باران ببارد، جائى كه باران به آن‌برسد پاك مى‌شود و در فرش و لباس و مانند آن فشار دادن لازم نيست بشرطى كه باران در درون‌آن نفوذ كرده باشد بگونه‌اى كه در عرف گفته شود كه با آب باران شسته شده است.

برخى از جزئيات مسأله بشرح ذيل است:

1- اگر باران بر زمين آلوده به نجاست مثل زمين آلوده به شراب يا خون ببارد، سپس‌قطراتى از آن به جاى ديگر ترشّح كند، آن قطرات پاك است مگر اينكه رنگ يا بو و يا طعم آن‌تغيير كرده باشد كه دراين صورت نجس مى‌باشد.

2- اگر بر بام ساختمان، عين نجاست مانند بول يا خون يا نجاسات ديگر وجود داشته‌باشد وباران بر آن ببارد، تا زمانى كه باران بر بام مى‌بارد، آب جارى شده از بام پاك است هرچند از روى عين نجاست عبور كند و همچنين اگر خون و آب باران جارى و باهم مخلوط شودو آب بر روى جسم پاك جريان يابد، تا زمانى كه باران مى‌بارد، پاك است. امّا اگر باران‌متوقّف شد، چنانچه بدانيم كه بعداز توقّف باران، چيز نجس با آب برخورد كرده است يااينكه آب به جهت اوصاف نجس (رنگ و بو و مزّه) تغيير يافته است، دراين‌صورت نجس مى‌باشد. آب بارانى كه از سقف خانه مى‌چكد نيز همين حكم را دارد.

3- همانطور كه اگر باران به طور مستقيم بر زمين ببارد، آن زمين پاك مى‌شود، اگر آب‌باران بر روى آن جريان پيدا كند نيز پاك مى‌شود مثل زمين نجسى كه زير سقف باشد و آب‌باران بر روى آن جريان پيدا كند، يا دو قطعه زمين پهلوى هم كه باران بر روى يكى باريده و ازآنجا بر روى ديگرى جارى شده است.

4- گِلِ باران طاهر است، پس اگر بر خاك نجس باران ببارد و به واسطه باران گِل شود، آن‌گِل پاك است.

5- اگر باران در حوضى يا بركه‌اى كه كمتر از كُر است، ببارد، در هنگام بارش باران حكم‌آب كرّ و جارى را دارد و احكام آن دو بر اين اجرا مى‌شود


صفحه 43

2- آب جارى‌

آب جارى چيست؟

آب جارى هر آبى است كه از منبع و اصل تغذيه كننده‌اى جريان داشته باشد مثل آب چشمه‌وقنات‌[1]و رودخانه، چه رودخانه‌هايى كه از چشمه‌ها تشكيل مى‌شود يا از آب شدن برفهاويخها. هر آبى كه منبع و اصل تغذيه كننده‌اى داشته باشد، هر چند راكد و غير جارى باشدمثل چشمه‌اى كه جريان ندارد، حكم آب جارى را دارد.

بر اين اساس آبى كه از منبع خود جدا شده باشد، جارى محسوب نمى‌شود مگر اينكه خيلى‌زياد باشد كه دراين صورت آن مقادير خيلى زياد جوشان، منبع آن حساب مى‌شود.

اين مسأله فروعى دارد كه در سطور ذيل به آنها اشاره مى‌كنيم:

1- آب جارى تا زمانى كه به منبع خود متّصل باشد، با رسيدن نجاست به آن، نجس‌نمى‌شود، چه كُرّ باشد يا كمتر از كُرّ.

2- آبى كه بر روى زمين جريان دارد، اگر متّصل به كُرّ يا منبع تغذيه كننده نباشد وخودش‌هم به مقدار كُرّ نباشد، در اثر برخورد با نجاست، نجس مى‌شود مانند آب قليل.

3- چشمه‌اى كه زمانى مى‌جوشد و زمانى از جوشش مى‌افتد، تنها در وقتى كه مى‌جوشد، حكم آب جارى را دارد.

4- آب چشمه‌اى كه جارى نيست وجوشش ندارد ولى طورى است كه اگر از آن آب بردارندباز مى‌جوشد، حكم آب جارى را دارد زيرا على‌رغم اينكه جارى نيست امّا به منبع تغذيه‌كننده متّصل است.

5- بركه‌ها و حوضچه‌هاى متّصل به آب جارى، حكم آب جارى را دارد تا زمانى كه ازنظر عرف متّصل به جارى محسوب شود و فرق ندارد كه از روى زمين يا از درون زمين به آب‌جارى متّصل باشد.

6- اگر آب قليل با فشار از جايى بريزد و نجاست به پائين آن برسد، نجاست پائين به‌قسمت بالاى آن سرايت نمى‌كند.

7- آب حوضچه‌هاى كوچك حمام كه متّصل به مخزن آب حمام مى‌باشد، حكم آب‌جارى را دارد و پاك كننده است بشرطى كه آب مخزن به تنهائى يا با آب حوضچه‌ها با هم به‌اندازه كُرّ

[1]قنات مجموعه‌اى از چاههاى نزديك بهم است كه از زير زمين به همديگر وصل مى‌شوند و آب آنها از زمينهاى شيب‌دار به سوى‌زمينهاى پائين جريان مى‌يابد. اين آبها با اينكه در درون زمين هستند امّا مانند چشمه جريان دارند.