ركعتسوم باشد، نماز را شكسته به پايان رساند و اگر بعداز ورود در ركعت سوم و قبلاز ركوع باشد بنابر احوط شكسته به پايان رسانديعنى بنشيند و سلام دهد و دو سجده سهو بجا آورد و سپس بصورت شكسته اعاده نمايد امّا اگر بعداز ورود در ركوع ركعت سوم باشد، نماز باطل شده و بايد شكسته اعاده كند.
13- در تحقّق آقامت معتبر شرعى، شرط نيست كه شخص در طول ده روز، مكلّف به نماز باشد:
الف- پس اگر در هنگام قصد اقامت، نابالغ بوده و بعداز چند روز به بلوغ برسد، نماز را تمام بخواند و روزه بگيرد هر چندروزهاى باقيمانده بعداز بلوغ، كمتر از ده روز باشد.
ب- همچنين است اگر زنى كه در روزهاى قاعدگى خود به سر مىبرد قصد ده روز اقامت كند وبعداز چند روز پاك شود، بايد درروزهاى باقيمانده هر چند كمتر از ده روز باشد، تمام بخواند.
ج- همين حكم نسبت به ديوانه اگر هوشيار شود نيز جارى است.
14- اگر قصد كند كه ده روز در جايى بماند و بعداز اتمام ده روز باز هم بخواهد چند روز ديگرى هم در آنجا بماند، نمازش راهمچنان تمام بخواند و نياز به قصد مجدّد ندارد زيرا اقامت معتبر شرعى ماندن ده روز يا بيشتر در يك محل است نه اينكه هر ده روزاحتياج به قصد مستقل داشته باشد. پس حكم اقامت همچنان استمرار پيدا مىكند تا زمانى كه با مسافرت جديد، اقامت خود را بههم بزند.
15- با قصد اقامت در جايى، همه احكام شخص حاضر در وطن بر او جارى مىشود مثل تمام خواندن نماز، روزه گرفتن، استحباب نافلههاى روزانه، وجوب نماز جمعه و عيدين در حالت فراهم شدن شرايط وجوب.
16- اگر كسى در جايى قصد اقامت شرعى كند سپس در هنگام اقامت هر چند بعداز تمام خواندن يك نماز چهار ركعتى يا بعدازانقضاى ده روز، تصميم بگيرد كه از آنجا تا كمتر از چهار فرسخ خارج شود، دراينجا چند صورت دارد كه بيان مىشود:
الف- اگر تصميم داشته باشد كه دوباره به جاى اوّل بازگردد و بعداز بازگشت، ده روز ديگر نيز در آنجا بماند، نمازش را درهنگام رفتن و در مقصد و در محلّ اقامت اوّل خود تمام بخواند.
ب- همين حكم را دارد اگر تصميم داشته باشد كه در مكان ديگرى كه با مكان اوّل او، هشت فرسخ فاصله ندارد، ده روز اقامتكند.
ج- امّا اگر تصميم بازگشت به محلّ اقامت خود نداشته و راه بين محل اقامت تا مقصد يابه اضافه بازگشت به وطنش، هشت فرسخ باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
د- اگر از اقامت در محل اوّل اعراض كند و سفر جديدى در پيش گيرد ولى در هنگام
بازگشت، از همين محل اوّل اقامت خود عبورمىكند، دراين صورت هم در زمان رفتن و هم در مقصد وهنگام بازگشت و عبور از محلّ اوّل اقامت خود، نماز را شكسته بخواند.
ه- امّا اگر از محل اقامت خود اعراض نكرده و تصميم داشته باشد كه به آنجا به عنوان محل اقامت خود بازگردد و سپس از آنجا بهسفر جديدى برود، بنابر اقوى دراين صورت، بايد در موقع، در رفتن و در مقصد و هنگام بازگشت و در محل اقامت خود- تا زمانىكه به سفر جديد نرفته باشد- نماز را تمام بخواند اگرچه احوط جمع بين تمام و شكسته است.
و- اگر تصميم به بازگشتن به محل اقامت خود داشته باشد ولى مردّد باشد كه بعداز بازگشت در آنجا بماند يا نه يا بكلى از مسألهاقامت كردن و نكردن غفلت كند، در هر دو حالت بايد تمام بخواند و احوط جمع بين قصر و تمام است.
ز- اگر محل اقامت خود را ترك كند در حاليكه مردّد باشد بين بازگشت و عدم بازگشت و يا بكلّى از اين امر غافل باشد، احتياطآن است كه در موقع رفتن و در مقصد و هنگام بازگشت و در محلّ اقامت خود بين قصر و تمام جمع كند تا اينكه وضعيّت خود را روشنكند كه اگر تصميم ماندن گرفت، تمام بخواند و اگر تصميم به سفر جديدى گرفت، شكسته بخواند، اگرچه اقوى اين است كه تمامبخواند تا زمانى كه تصميم به سفر نگرفته است.
همه آنچه گفته شد در صورتى است كه در همان روز يا شب بازگردد امّا اگر در نظر داشته باشد كه بيش از اين در خارج از محلاقامت خود بماند، احوط جمع بين قصر و تمام در تمام صورتهاى يادشده است.
17- اگر قصد كرده باشد كه ده روز در جايى بماند ولى بعد منصرف شود و نظرش را تغيير دهد امّا شك كند كه آيا اين تغيير نيّتبعداز تمام خواندن يك نماز چهارركعتى بوده تا بر تمام خواندن باقى بماند يا قبلاز آن بوده تا وظيفه او قصر باشد؟ بنا بگذارد براينكه عوض شدن تصميم او قبلاز تمام خواندن نماز بوده پس به وظيفه قصر برگردد و نمازش را شكسته بخواند.
18- اگر مسافر تصوّر كند كه دوستان همسفر او ده روز قصد اقامت كردهاند و او هم ده روز قصد كند امّا بعداز آنكه يك نمازچهارركعتى را تمام خوانده روشن شود كه آنان چنين قصدى نكردهاند، اينجا دو صورت دارد:
الف- اگر قصد او مشروط به اقامت دوستانش باشد بگونهاى كه قصد او منوط به قصد آنان باشد، دراين صورت، اظهر قصر استحتّى اگر او قبلًا قطع داشته باشد به اينكه آنان ده روز مىمانند.
ب- امّا گاهى ممكن است داعى و انگيزه او در قصد اقامت، گمانش به اقامت دوستانش باشد، ظاهر ايناست كه وظيفه او تمامخواندن است هر چند با پىبردن بهاشتباهش، قصدش عوض شود.
احكام مردّد بودن
1- اگر كسى مسافرت كند و هشت فرسخ را هم بپيمايد ولى با رسيدن به مقصد، مردّد باشد كه آيا ده روز در آنجا بماند يا نه، تازمانى كه در ترديد است بايد شكسته بخواند هر چند سىروز هم در آنجا بماند امّا بعداز گذشتن سىروز بايد نماز را تمام بخوانداگرچه قصد اقامت ده روز هم نداشته باشد، بلكه حتّى اگر در همان روز هم قصد سفر داشته باشد.
2- حكم ياد شده براى كسى است كه به مدّت سىروز در يك مكان به حالت ترديد به سر ببرد امّا اگر در مكانهاى متعدّد جدا ازهم يا در طول مسير مسافرت خود، مردّد باشد بايد شكسته بخواند هر چند بعداز گذشت سىروز هم باشد.
3- اگر در يكجا به مدّت 29 روز بين ماندن و رفتن مردّد باشد، سپس به جاى ديگرى مسافرت كند و در آنجا نيز 29 روز را درحال ترديد باشد، بايد همچنان شكسته بخواند تا زمانى كه قصد اقامت ده روز در يك مكان نمايد يا سىروز را در يك مكان به حالترديد بماند.
4- اگر قبلاز رسيدن به چهار فرسخ ترديد پيدا كند، از حين پيدا شدن ترديد بايد تمام بخواند زيرا اين حالت به معناى ترديد دراصل سفر است و چون به چهار فرسخ هم نرسيده، تا زمانى كه قصد پيمودن مسافت را نكند مسافر محسوب نمىشود امّا اگر در بين راهو قبلاز چهار فرسخى تنها در اقامت در برخى از منازل ترديد داشته باشد ولى قصد او براى پيمودن مسافت معتبر شرعى يعنى هشتفرسخ همچنان باقى است، بايد شكسته بخواند.
احكام جهل، سهو و شك در نماز مسافر
1- اگر مسافرى كه وظيفه او شكسته است، تمام بخواند چنانچه اصل حكم را مىداند امّا از باب سهو تمام خوانده، يا اصل حكمرا مىداند ولى خصوصيات آن را نمىداند، يا اصل حكم را مىداند ولى نسبت به موضوع جهل دارد (يعنى نمىداند كه آيا اينسفرش موجب قصر است يا نه) در همه اين حالات نمازش باطل است، امّا اگر نسبت به اصل حكم جهل داشته باشد، نمازشصحيح است.
برخى از نمونهها و مصداقهاى اين مسأله بشرح ذيل است:
الف- مسافرى كه مىداند وظيفهاش قصر است، اگر نماز چهارركعتى را عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است.
ب- امّا اگر نماز را تمام بخواند و نسبت به واجب بودن قصر در سفر، جاهل باشد، اعاده بر او واجب نيست.
ج- ولى اگر نسبت به اصل حكم وجوب قصر در سفر علم داشته امّا جزئيات مربوط به احكام مسافر را نمىدانسته و تمام خواندهاست، واجب است اعاده كند اگر وقت باقى است و قضا كند اگر وقت نماز گذشته است.
د- اگر حكم قصر در سفر را مىداند ولى نمىداند كه آيا اين سفر او موجب قصر است يا نه مثل اينكه خيال كند اين راهى كه اوپيموده به اندازه مسافت شرعى نيست در حاليكه در واقع بوده است، چنانچه تمام بخواند بايد اعاده يا قضاء كند.
ه- اگر فراموش كرده كه مسافر است يا فراموش كرده كه حكم مسافر قصر است ونماز را تمام بخواند، چنانچه وقت نماز باقىباشد بايد به طور شكسته اعاده كند واگر بعداز گذشتن وقت نماز متوجّه شود، چنانچه اصل حكم را فراموش كرده باشد (حكمقصر در سفر) بنابر احتياط واجب قضا كند امّا اگر موضوع را فراموش كرده (يعنى فراموش كرده كه مسافر است) قضإ؛ ففّندارد.
و- اگر حكم قصر را مىداند و همچنين مىداند كه مسافر است ولى به خاطر غفلت، نماز چهارركعتى را تمام بخواند، نمازشباطل است و بايداعاده يا قضا كند.
2- اگر كسى كه وظيفهاش تمام است، شكسته بخواند در همه حالات نمازش باطل است مگر كسى كه ده روز در جايى اقامت كردهولى نمىداند كه حكمش تمام است.
3- كسى كه عقيده دارد سفر او هشت فرسخى است و نماز را شكسته بخواند، بعد روشن شود كه او اشتباه كرده و سفرش كمتر ازمسافت شرعى بوده است، بايد نماز را بصورت تمام اعاده يا قضا كند.
4- اگر عقيده داشته كه سفرش به مسافت شرعى نمىرسد يا دراين مورد شك داشته است سپس در ميان راه برايش آشكار شود كهراهش به اندازه مسافت قصر است، نمازش را قصر بخواند اگرچه راه باقيمانده به اندازه مسافت قصر نباشد و اگر قبلاز آن تمام خواندهاست بايد بصورت قصر اعادهكند.
5- اگر به نيّت تمام به نماز چهارركعتى شروع كند در حاليكه فراموش كرده كه مسافر است يا فراموش كرده كه حكم او قصر استولى در بين نماز متوجّه شود، چنانچه قبلاز ركوع ركعت سوم باشد، نماز را شكسته به پايان رساند و كافى است واگر بعداز ركوعركعت سوم باشد، نمازش باطل است و بايد بصورت قصر اعاده كند.
6- كسى كه وظيفه او تمام است- مانند كسى كه ده روز قصد اقامت كرده است- اگر از روى ندانستن حكم خود، به نيّت قصر شروعبه نماز چهارركعتى كند و در بين نماز متوجّه شود، واجب است از قصر به تمام عدول كند و نمازش صحيح است.
7- اگر وقت نماز فرارسد و او در وطنش يا در محل اقامت شرعىاش باشد، بهتر است كه نماز
را همانجا تمام بخواند و تا وقت سفر به تأخير نيندازد و اگر به تأخير بيندازد احوط اين است كه طبق نظر مشهور فقها قصر بخواند.
8- اگر برعكس، وقت نماز در حال سفر فرارسيد امّا خواندن نماز را به تأخير انداخت تا اينكه به وطنش يا به محلّ اقامتشرسيد، بنابر اقوى بايد تمام بخواند.
9- اگر نماز چهارركعتى در سفر از او فوت شود، قضاى آن را بايد شكسته بجا آورد هر چند در وطن خود قضا را بجا آورد وهمچنين اگر نماز فوت شده تمام بوده و او در حال سفر بخواهد قضاى آن را بجا آورد بايد به صورت تمام قضا كند.
10- براى مسافرى كه وظيفهاش قصر است، مستحب است كه بعداز هر نماز شكستهاى كه مىخواند سىبار بگويد: «سُبْحانَاللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ وَلَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ» بلكه بهتر اين است كه شصت بار بگويد.
دوم- نماز خوف و مطارده
خوف چيست؟
1- در حالات خوف و مطارده نيز مانند نماز مسافر، نمازهاى چهارركعتى، دو ركعت خوانده مىشود چه در سفر باشد يا غيرسفر، با جماعت باشد يا فرادى.
2- منظور از خوف، هر نوع ترسى است كه مستلزم قصر نماز شود يعنى قصر نماز عامل مساعد براى كاستن از شدّت و فشار ترسباشد و به انسان براى مقابله با اين صحنه، فرصت بهتر وبيشترى فراهم آورد.
گاهى ترس به جهت جنگ و برخورد نظامى است، يا به جهت تعقيب دشمن ظالم يا نيروهاى امنيّتى براى دستگير كردن او وگاهى هم ترس از جهت حمله دزدان يا حيوانات درنده و غيره است اگر دراين حالات، شكسته خواندن نماز براى مقابله با دشمن يافرار كردن يا مخفى شدن كمك كند، واجب است كه نماز خوف خوانده شود.
3- امّا اگر خوف انسان را فراگيرد ولى به گونهاى نباشد كه مستلزم شكسته خواندن نماز وسرعت بخشيدن به آن باشد مثل كسى كهاز دشمن مىترسد يا در جبهه جنگ است ولى در جايى مستقر است كه مىتواند براى مدّتى كه نماز را كامل بجا آورد، در آنجا بماند، دراين صورت نماز را كامل و تمام و به صورت معمولى آن بجا آورد اگر مسافر نباشد.
نماز خوف:
1- در هنگام جنگ، مستحب است كه نماز خوف به جماعت خوانده شود يعنى مسلمانانبه دو گروه تقسيم شوند، گروهى نماز را برپا دارند و گروهى ديگر با دشمن مقابله كنند. كيفيّت آن به يكى از دو صورت است:
صورت اوّل- امام جماعت با يكى از دو گروه نماز را كامل بجا آورد در حاليكه گروه دوّمبه وظيفه جنگى خود ادامه مىدهد، سپس امام نماز ديگرى به طور كامل با گروه دوّم بخواند وگروه اوّل كه نماز خوانده است بهموقعيّت نظامى و جنگى خود برگردند.
صورت دوّم- امام با هر دو گروه يك نماز بخواند به اين ترتيب كه امام بايستد وگروه اوّلبه او اقتدا كنند و بعداز ركعت اوّل در هنگام نشستن بعداز سجده دوّم، امام منتظر بماند و اين گروه بسرعت بلند شوند و ركعت دوّم رابه طور فرادى بخوانند و در حاليكه آنها در سجده هستند، گروه دوّم كه هنوز نماز نخواندهاند، پشتسر نمازگزاران بايستند و بهمحض تمام شدن نماز گروه اوّل ورفتن آنها به موقعيتهاى نظامى، گروه دوّم به جاى آنها مستقر شوند و در حاليكه امام براى ركعت دوّمبلند شده است گروه دوّم به امام اقتدا مىكنند كه ركعت دوّم امام، ركعت اوّل مأمومين خواهد بود و موقعى كه امام براى تشهّدنشست، آنها فوراً بلند شده و ركعت دوّم را بجا مىآورند و نماز خود را با امام كه در حال نشسته منتظر آنهاست به پايان مىرسانند.
پس در نتيجه امام دو ركعت نماز بجا آورده امّا هر يك ركعت را با يك گروه و هر گروه هم يك ركعت نماز خود را با امام وركعت ديگر را فرادى خوانده است.
همچنين امام مىتواند در حاليكه براى ركعت دوّم ايستاده، قرائت خود را طول بدهد تا گروه اوّل نماز را تكميل كنند و گروه دوّمبيايند و به امام اقتدا كنند.
2- در نماز مغرب، امام مخيّر است كه يك ركعت را با گروه اوّل و دو ركعت بعدى را با گروه دوّم بخواند و يا برعكس، روايتحالت اوّل را بيان كرده است.
3- بر جنگجويان است كه در حال نماز هم مسلّح باشند و نماز، آنها را از جنگ واهتمامبه سلاح و مهمّات و آمادگى و هوشيارى باز ندارد. تنها در حالت ضرورت اجازه دارند سلاح را بر زمين گذارند مثل اينكه باران مانعاز حمل سلاح در حال نماز باشد يا اينكه شخص، بيمار باشد ونتواند با آهن سنگين، بلند شود و بنشيند و به ركوع و سجده برود.
نماز مطارده:
1- منظور از مطارده، شدّت خوف است يعنى حالتى كه جنگ با دشمن شدّت مىيابدو به اصطلاح به حالت تن به تن مىرسد يا در درگيرى مستقيم با دزدان يا حيوانات درنده يا هر
حالت اضطرارى ديگر كه هيچ فرصتو مجالى براى نماز خواندن به شيوه عادى، باقى نمىگذارد نه به صورت تمام و نه شكسته.
2- و چون نماز در هيچ حالى ترك نمىشود، بر مسلمان واجب است كه دراين حالات به هر ترتيب ممكن نماز را بجا آورد: نشسته يا ايستاده يا خوابيده يا پياده يا سواره، رو به قبله يا به غير قبله و لازم است كه همه اجزا و شرايط را به قدر توان انجام دهد وآنچه را نمىتواند، جايگزين آن را بجا آورد. به عنوان مثال اگر نمىتواند ركوع و سجود انجام دهد، با سر اشاره كند و اگر نمىتواند، باچشم اشاره كند و اگر قدرت هيچ چيز نداشته باشد، با تسبيح گفتن، نماز را بجا آورد يعنى بجاى هر ركعت نماز «سبحان اللَّهوالحمد للَّه ولا إله إلّا اللَّه واللَّه اكبر» بگويد و ركوع و سجده ساقط است و سعى كند تكبيرةالاحرام را اگر امكان دارد رو به قبلهبگويد.
اگر نماز را با هر كيفيّتى كه براى او ميسّر است بجا بياورد، ان شاء اللَّه صحيح است، نه اعاده دارد و نه قضا.
اين مسأله فروعى دارد كه در سطور ذيل بيان مىشود:
اوّل- اگر از دور چيزى را ببيند و آن را دشمن يا دزد يا حيوان درنده گمان كند و به حسب ظاهر مطمئن هم شود، پس نماز راشكسته و بصورت نماز خوف بخواند ولى بعد آشكار شود كه اشتباه كرده است، نمازش صحيح بوده و اعاده ندارد.
دوّم- اگر احتمال دهد كه ممكن است قبلاز فوت وقت نماز، عذر او برطرف شود، بنابر احوط- در حالات خوف و مطارده- نمازرا به تأخير بيندازد تا اينكه وقت تنگ شود.
سوم- كسانى كه دچار حالات اضطرارى مىشوند كه به آنها اجازه نمىدهد نماز را به شيوه معمولى و عادى بجا بياورند، اگر درخوف و سفر هستند، بايد نماز را از نظر كمّيّت (تعداد ركعات) و كيفيّت (شرايط و اجزاء) شكسته بخوانند واگر در خوف و سفر نيستند تنها از نظر كيفيّت شكسته بخوانند. مثالهاى آن از اين قبيل است:
1- كسى كه در ميان دريا و به انتظار نجات با امواج آب دست وپنجه نرم مىكند.
2- كوهنوردى كه سقوط كرده و معلّق در ميان زمين و آسمان در انتظار نجات دهنده است.
3- چتربازى كه چترش به جاى بلندى بند آمده و معلّق در هواست.
4- زندانىاى كه در سلول كوچك و تنگى بسر مىبرد كه هميشه ايستاده است يا نشسته يا خوابيده و براى وضعيّت ديگرى وسعتندارد و همچنين است كسى كه براى مدّت طولانى در زندانهاى طاغوتها به صندلى شكنجه يا ستون بسته مىشود.
چهارم- اگر نماز مطارده را به شيوه غير معمولى شروع كند و در بين نماز عامل ضرورت واضطرار رفع شود، نماز را به شيوهمعمولى تكميل كند، و اگر برعكس به شيوه عادى شروع
كرده باشد ولى در بين نماز خوف يا اضطرار عارض شود، نماز را به هر ترتيبىكه امكان دارد تكميل كند و ان شاء اللَّه صحيح است.
سوم- نماز قضا
1- اگر نماز واجب يوميّه را در وقتش نخواند، واجب است كه در خارج وقت قضا كند چه اينكه از روى عمد فوت شده باشد يا ازروى سهو يا از جهل يا بيمارى يا خوابى كه همه وقت نماز را در برگرفته است.
2- همچنين واجب است قضاى نماز در صورتيكه براى او آشكار شود كه به هر دليلى از دلايل وعوامل يادشده در ابواب گذشته، نمازش باطل بوده است.
3- قضا بر اشخاص ذيل واجب نيست:
الف- كودك.
ب- بالغ نسبت به آنچه قبلاز بلوغ از او فوت شده است.
ج- ديوانهاى كه ديوانگى او همه وقت نماز را در برگرفته باشد.
د- كسى كه در طول وقت نماز بيهوش بوده است.
ه- كسى كه تازه اسلام آورده نسبت به نمازهايى كه در حالت كفر اصلى از او فوت شده است.
و- زن در حال حيض و نفاس نسبت به نمازهاى واجبى كه حيض و نفاس همه اوقات آنها رابه طور كامل دربرگرفته است.
4- اگر قبلاز آنكه وقت نماز واجب تمام شود، كودك به بلوغ شرعى برسد يا ديوانه هوشيار شود يا بيهوش به هوش بيايد، بر آنانواجب است كه نماز را در وقتش بجا آورند حتّى اگر از وقت نماز تنها به مقدار يك ركعت باقى مانده باشد واگر ترك كنند واجباست قضا نمايند.
5- همچنين زن حائض يا در حال نفاس اگر قبلاز تمام شدن وقت نماز پاك شوند، بايد نماز را در وقتش بجا آورند هر چند كهتنها براى يك ركعت وقت باقى مانده باشد.
6- اگر به اندازه بجا آوردن نماز براى شخص مختار و طبق حالات مختلف سفر يا غير سفر و با انجام دادن مقدّمات نماز مثلطهارت، از وقت نماز بگذرد، بعد بىهوشى يا ديوانگى يا حيض ونفاس عارض شود و نماز را بجا نياورده باشد، واجب است كهبعداز زوال عذر، قضاى آن رابجا آورد.
7- اگر كافر مسلمان شود و از وقت يكى از نمازهاى يوميّه هر چند به مقدار يك ركعت باقى مانده باشد، واجب است آن را بجاآورد و گرنه بايد قضا كند.