بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 374

هر كسى كه بزرگتر باشد، قضا نمايد.

3- اگر بعداز فوت يكى از والدين، پسر بزرگتر نيز قبل‌از آنكه قضاى ميّت را بجا آورد، بميرد بنابر احتياط بر آن كه از ميان برادران‌از همه بزرگتر است، واجب است كه از طرف ميّت قضا نمايد.

4- اگر پسر بزرگتر در حين فوت پدر، كودك نابالغ يا ديوانه باشد، وجوب قضا از او ساقط نمى‌شود بلكه بعداز بلوغ و هوشيارى‌بايد بجا آورد و اگر قبل‌از بلوغ وهوشيارى بميرد، بر بزرگتر بعداز او واجب است كه قضا نمايد.

5- اگر معلوم نباشد كه كدام يك از دو پسر، بزرگتر است يا اينكه سنّ هر دو يكى باشد، احتياط اقتضا مى‌كند كه بر هر دو به طوركفائى واجب باشد بگونه‌اى كه اگر يكى از آنها بجا آورد، از ديگرى ساقط مى‌شود و اگر هر دو ترك نمايند، هر دو گناه كرده‌اند.

6- اگر خود ميّت وصيّت كرده باشد كه شخص ديگرى را براى قضاى نماز وروزه خود اجير نمايند، از فرزند بزرگتر ساقط مى‌شوددر صورتيكه اجير به طور صحيح قضاها را انجام دهد، وهمچنين از فرزند بزرگتر ساقط مى‌شود در صورتيكه شخصى ديگر داوطلبانه‌از طرف ميّت قضانمايد.

7- بر پسر لازم نيست كه شخصاً از طرف ميّت قضا كند بلكه مى‌تواند كسى ديگرى را از طرف ميّت اجير بگيرد و دراين صورت‌اجير قضا را از طرف ميّت نيّت مى‌كند نه از طرف پسر.

8- اگر پسر شك كند كه‌آيا ميّت قضا داشته‌است يانه، براو چيزى واجب نيست.

9- اگر پسر، قضاى نماز و روزه از خود هم داشته باشد، مانع از اين نيست كه قضاى نماز وروزه پدر و مادر هم بر او واجب شود ودراين صورت هر كدام را كه اوّل بجا آورد اشكال ندارد.

چهارم- نماز استيجارى‌

1- بعداز مرگ انسان جايز است براى نماز و عبادتهاى ديگر او كه در زندگى بجا نياورده، ديگرى را اجير كنند يعنى به او مزددهند كه آنها را بجا آورد و اگر كسى بدون مزد و داوطلبانه هم آنها را انجام دهد صحيح است.

2- براى انجام عبادات مستحبّى مانند عمره مفرده مستحب و زيارت قبر پيامبرصلى الله عليه وآله و مانند آن نيز مى‌توان كسى را از طرف‌زندگان و مردگان اجير كرد. چنانكه جايز است انسان داوطلبانه مستحبّات را انجام دهد و ثواب آن را براى زندگان و مردگان هديه‌كند.

3- نيابت گرفتن در واجبات از طرف زندگان جايز نيست مگر در حجّ نسبت به كسى كه‌


صفحه 375

مستطيع است ولى شخصاً از اداى حجّ، عاجز مى‌باشد.

4- برخى از فقها گفته‌اند كه اجير گرفتن كسى كه عذر دارد[1]جايز نيست به ويژه كسى كه نمازش را با اشاره يا نشسته مى‌خواندو از ايستادن عاجز است، ولى اين سخن اشكال دارد زيرا حقيقت نماز ذكر خداوند است و نماز هر كس به حسب خود او و به حسب‌قدرت و تكليف اوست پس ظاهر اين‌است كه اجير گرفتن صاحبان عذر جايز است اما راه احتياط هم روشن است.

5- بين اجير و ميّت لازم نيست كه از نظر مرد و زن بودن، مطابقت وجود داشته باشد و لذا اجير شدن مرد از سوى زن و زن ازسوى مرد جايز است و دراين صورت در مسأله بلند يا آهسته خواندن، اجير طبق وظيفه خود عمل مى‌كند.

6- در اجير شرط است كه نسبت به احكام و جزئيات عبادت مورد اجاره يا از طريق اجتهاد يا از راه تقليد صحيح، اطلاع وآگاهى كامل داشته باشد.

7- عدالت در اجير شرط نيست و همين كه به صحيح انجام دادن عمل توسط او اطمينان وجود داشته باشد كفايت مى‌كند هر چندكه اين اطمينان از راه اجراى اصل «حمل عمل مسلمان بر صحّت» حاصل شود البتّه در صورتيكه نشانه‌اى بر خلاف اين‌اصل وجود نداشته باشد.

8- در صحّت عمل اجير يا داوطلبى كه به طور رايگان اين كار را انجام مى‌دهد، شرط است كه با قصد قربت انجام دهد و اين قصدبراى اجير وقتى تحقّق مى‌يابد كه عبادت را به عنوان «قربة الى اللَّه» بجا آورد، ولى مزد را در مقابل نيابت از ميّت مى‌گيرد، زيرا او عبادت استيجارى را براى فارغ شدن ذمّه ميّت انجام مى‌دهد. پس اجاره در حقيقت براى خود نماز نيست بلكه براى نايب شدن‌است و اصل نماز براى خدا انجام مى‌شود.

9- واجب است اجير در هنگام نيّت عمل، ميّتى را كه به نيابت از او انجام مى‌دهد، هر چند به طور اجمال معين كند. البتّه ذكرنام او به تفصيل لازم نيست واگر نيّت كند از طرف كسى نماز مى‌خوانم كه براى او اجير شده‌ام كافى است.

10- اگر اجير گيرنده جزئيات نماز مورد نظر خود را از نظر آداب و مستحبّات، معين نكرده باشد، بر اجير واجب است كه نمازرا به صورت متعارف و معمولى بجا آورد.

11- اقوى اين است كه اجير در احكام اختلافى بين مجتهدان‌[2]، براساس وظيفه خود عمل كند مگر اينكه اجير گيرنده چيزخاصى را شرط كرده باشد كه دراين صورت بايد طبق شرط عمل كند اگر آن شرط به نظر اجير باطل نباشد و احتياط اين است كه‌بگونه‌اى عمل شود كه هم نظر

[1]منظور از كسى كه عذر دارد كسى است كه به سبب عذر شرعى نمى‌تواند نماز را به طور كامل انجام دهد مانند بيمارى كه نمى‌تواند نماز را ايستاده بجا آورد.

[2]مثل مسأله تسبيحات اربعه كه برخى يكمرتبه كافى مى‌دانند و برخى ديگر سه بار لازم مى‌دانند.


صفحه 376

ميّت وولىّ او را تأمين كند و هم با نظر اجتهادى يا تقليدى اجير مخالف نباشد.

12- همانطور كه در نماز قضا هم گفتيم، مراعات ترتيب در قضاى نمازهاى فوت شده ميّت واجب نيست مگر اينكه اجير گيرنده‌ترتيب را شرط كند كه دراين صورت اجير بايد آن را مراعات‌نمايد.

13- اگر اجير اصلًا عمل را انجام ندهد و يا به طور باطل بجا آورد، واجب است كه از طرف ميّت دوباره اجير گرفته شود.

14- اگر اجير بگويد كه عمل مورد نظر را به طور صحيح انجام داده است، گفته او قبول مى‌شود زيرا فعل برادر مسلمان بايد برصحّت حمل شود مگر اينكه ادّعايى بر ضدّ گفته او وجود داشته باشد و دراين صورت مدّعى بايد بيّنه اقامه كند و منكر قسم بخورد.

15- اگر اجير قبل‌از انجام دادن كامل عمل بميرد، در صورتيكه شرط كرده باشند كه عمل مورد اجاره را خودش انجام دهد، درباقيمانده عمل اجاره باطل مى‌شود، و بر ورثه اوست كه اجرت مقدار باقيمانده عمل را از اصل مال او پس دهند. امّا اگر شرط نكرده‌باشند كه اجير خودش عمل را انجام دهد، بايد ورثه‌اش- در صورتى كه مالى داشته باشد- از مال او اجير ديگرى بگيرند امّا اگر مالى‌نداشته باشد بر ورثه او چيزى واجب نيست.

16- اگر اجير پيش از تمام كردن نمازها و روزه‌هاى استيجارى بميرد و خودش هم نماز وروزه قضاء داشته باشد بر ورثه واجب‌است كه شخص ديگرى را براى انجام دادن باقى مانده عبادات استيجارى از اصل مال تركه، اجير بگيرند امّا براى قضاى نماز و روزه‌خود او، در صورتيكه وصيّت كرده باشد، بايد از ثلث مال او اجير بگيرند.

پنجم- نماز جماعت‌

تعريف نماز جماعت‌

1- نماز جماعت اين‌است كه شخص- طبق شرايطى كه ذكر مى‌شود- به‌نماز شخص ديگرى اقتدا كند و در همه افعال نماز از اومتابعت نمايد و بر او سبقت نگيرد. اقتدا كننده مأموم و كسى كه به او اقتدا شده، امام ناميده مى‌شود. جزئيات، شرايط، احكام وآداب اين نماز بزودى ذكر مى‌شود.

استحباب آن‌

2- مستحب است نمازهاى واجب خصوصاً نمازهاى يوميّه را به جماعت بخوانند[1]و در نماز

[1]در برخى از نمازهاى واجب، جماعت واجب مى‌باشد چنانكه بيان خواهد شد.


صفحه 377

صبح و مغرب و عشا خصوصاً براى همسايه مسجد و كسى كه صداى اذان مسجد را مى‌شنود، بيشتر سفارش شده است. از نمازهاى‌واجب تنها نماز طواف واجب استثنا شده است زيرا صحّت جماعت در نماز طواف اشكال دارد. مجموعه زيادى از روايات وارد شده‌كه بر ثواب و فضيلت جماعت تأكيد داشته و ترك كننده آن را مذمّت كرده است.

3- روايت مى‌گويد اگر كسى نماز جماعت را به عنوان اعراض از آن ترك نمايد، نمازى براى او نيست.

4- براى مؤمن شايسته نيست كه نماز جماعت را به كمترين علّت و سبب ناموجّه ترك كند. بلكه در هنگام داخل شدن وقت نمازدر هر جا باشى، در بازار، در اداره، در دفتر يا مدرسه ودانشگاه يا در ميان راه، تا آنجا كه امكان دارد به سوى جماعت بشتاب مگراينكه واقعاً عذر داشته باشى. مؤمن بايد خيلى هوشيار ومراقب باشد كه حاضر نشدن در مساجد و جماعات براى او يك عادت نشودزيرا چنانكه در روايات آمده است اين عادت از نشانه‌هاى منافقين است.

5- چون فضيلت نماز جماعت و استحباب آن از مسلّمات احكام شرعى است كه هيچ جاى شك و ترديد ندارد، لذا وسوسه‌هاى‌شيطانى انسان را در جزئيات فرعى نماز جماعت، مانند ترديد در عدالت امام يا نشناختن امام، آنقدر به شك وامى‌دارد تا مانع ازانجام دادن آن شود، لذا انسانِ مؤمن بايد از اين وسوسه‌هاى شيطانى بر حذر باشد.

6- چنانكه اشاره شد استحباب جماعت اختصاص به نمازهاى واجب دارد ودر نمازهاى مستحبّى، حتّى اگر بصورت عارضى‌واجب شود مانند نذر (مثل اينكه نذر كند كه نافله صبح را هر روز بجا آورد) نماز جماعت تشريع نشده است مگر در نمازاستسقا (نماز باران) كه با جماعت صحيح است امّا اگر نماز واجب به مستحبّ تبديل شود مانند نماز عيدين كه اگرشرايط وجوب فراهم نباشد، مستحب است، اقامه آن با جماعت هم صحيح مى‌باشد.

وجوب آن‌

7- نماز جماعت در حالات زير واجب مى‌شود:

الف- نماز جمعه كه بدون جماعت اصلًا صحيح نيست.

ب- نماز عيدين در حال وجوب (احكام آن بيان مى‌شود).

ج- به واسطه نذر و عهد و قسم نيز واجب مى‌شود.[1]

[1]مانند اين كه نذر كند، يا با خدا عهد كند، و يا سوگند ياد كند كه يك نماز مشخّص روزانه، يا چند نماز يوميه، و يا همه نمازهاى يوميه را با جماعت بجا آورد.


صفحه 378

د- كسى كه گرفتار وسواس است و ترك آن بستگى به اين داشته باشد كه به جماعت بخواند، جماعت بر او واجب مى‌شود ولى اگربه طور فراداى (به تنهايى و بدون جماعت) نماز بخواند ونمازش را با وسوسه باطل نكند، نماز او صحيح بوده، و اين حكم‌مشكلى است كه گفته شود او دراين صورت واجبى را ترك كرده است.

ه- اگر يكى از پدر و مادر، فرزند را دستور دهد كه به جماعت بخواند، جماعت بر او از جهت اطاعت پدر و مادر واجب مى‌شوددر صورتيكه ترك اطاعت آنها باعث عاق شدن شود.

انعقاد نماز جماعت:

1- نماز جماعت در غير جمعه و عيدين با حضور دو شخص يعنى امام و مأموم منعقد مى‌شود ودر اين حالت مأموم در سمت‌راست امام مى‌ايستد، ولى هرچه شمار مأمومين زياد شود، ثواب وفضليت آن نيز مضاعف مى‌گردد. امّا در نماز جمعه و عيدين، جماعت در صورتى منعقد مى‌شود كه حدّاقل پنج نفر كه يكى از آنان امام جماعت است، وجود داشته باشند.

2- لازم نيست جماعت حتماً در مسجد برپا شود بلكه در هر مكان جايز است ولى در مسجد فضيلت بيشترى دارد.

3- كسى كه يكى از نمازهاى يوميّه را مى‌خواند مى‌تواند به امامى كه نماز يوميّه ديگرى را مى‌خواند اقتدا كند، زيرا همگونى نمازامام و مأموم از همه جهات لازم نيست:

الف- نه از حيث ادا و قضا (مثل اقتدا كردن در نماز ادا به امامى كه نماز قضا مى‌خواند يا برعكس).

ب- نه از حيث قصر و تمام (مثل مسافرى كه در نمازهاى ظهر و عصر و عشا به امام حاضر اقتدا مى‌كند يا بر عكس).

ج- و نه از جهت وجوب و استحباب (مثل كسى كه نماز ظهر واجب خود را اقتدا مى‌كندبه امامى كه نماز ظهر را از باب استحباب اعاده مى‌كند) ولى اقتدا كردن كسى كه نماز واجب خود را مى‌خواند به كسى كه نمازخود را از باب احتياط اعاده مى‌كند، اشكال دارد.[1]

نيّت و قصد:

1- در انعقاد جماعت، در غير جمعه و عيدين، شرط نيست كه امام هم قصد جماعت‌

[1]مثل اقتدا كردن به كسى كه در نمازش با مشكلى مواجه شده و وظيفه فقهى او ايجاب مى‌كند كه نمازش را تمام كند و بعداز باب احتياط اعاده نمايد يا مسافرى كه در وظيفه قصر خود شك‌كرده و از باب احتياط بين قصر و تمام جمع مى‌كند.


صفحه 379

و امامت كند، پس اگر شخصى به ديگرى كه نماز مى‌خواند اقتدا كند، جماعت منعقد مى‌شود هر چند امام نداند كه كسى به او اقتداكرده است امّا مأموم بايد نيّت جماعت و اقتدا كردن نمايد تا جماعت تحقّق يابد.

2- لازم است كه مأموم در نيّت خود امام را تعيين كند يا با نام، يا با اوصاف، يا با اشاره ذهنى و يا اشاره خارجى مثل اينكه نيّت‌كند كه به اين امام حاضر اقتدا مى‌كنم هر چند كه نام‌و خصوصيات او را نداند. اقتدا كردن به مأموم جايز نيست پس جايز نيست به كسى كه به عنوان مأموم نماز مى‌خواند، اقتدا شود و اورا براى خود امام فرض كند.

3- اگر مأموم اقتدا به شخص معيّنى را نيّت كند، بعد روشن شود كه امام شخص ديگرى بوده است چنانچه امام جماعت فعلى عادل‌بوده، نماز او وجماعت صحيح است و اگر عادل نبوده، جماعت باطل است و اظهر اين است كه نماز او به صورت فرادى صحيح است‌مگر اينكه ركنى را زياد كرده باشد كه دراين صورت احوط اعاده است.

4- اگر امام جماعت با امامت خود دنبال امر دنيوى مانند كسب نام و نشان يا بدست آوردن حقوق ماهيانه براى امامت جماعت‌باشد بگونه‌اى كه اين قصد، در نيّت قربت او مؤثر باشد، نماز او باطل مى‌شود زيرا نماز دراين حالت با ضميمه قصد غير الهى انجام‌شده است. امّا اگر چيزى را قصد كند كه تأثير منفى در قصد قربت نداشته باشد مثل اينكه قصدش جمع كردن مردم براى نماز وتشويق‌آنان از طريق جماعت يا احياى مسجد متروك و غيره باشد، اشكال ندارد.

5- همچنين مأموم اگر از نماز جماعت خواندن، يك امر مادى را قصد كند كه بر قصد قربت او تأثير داشته باشد، نمازش اشكال‌دارد امّا اگر قصد او اين باشد كه به وسيله جماعت خود را از وسوسه و شك خلاص كند يا به جهت سهولت نماز يا ديدار دوستان وبرادران در جماعت شركت كند، چنانچه در خلوص نيّت و قصد قربت او تأثير نداشته باشد، اشكال ندارد.

6- اگر نمازگزار شك كند كه آيا نيّت اقتدا به امام جماعت را كرده است يا نه، چنانچه‌به نيّت شركت در جماعت به نماز برخاسته و انگيزه داخلى و خارجى هم موجود باشد مثل كسى كه به منظور نماز جماعت به مسجديا نمازخانه آمده است، نماز او به جماعت صحيح است زيرا همين مقدار نيّت كفايت مى‌كند.

تغيير نيّت:

1- براى كسى كه نمازش را فرادى مى‌خواند، جايز نيست كه در بين نماز، نيّت خود را از فرادى به جماعت تبديل كند.

2- امّا تغيير نيّت از جماعت به فرادى، در هرجاى نماز و از روى اختيار و هر چند كه از


صفحه 380

ابتداى نماز هم اين قصد را داشته باشد، بنابر اقوى جايز است ولى احتياط مستحبّ آن است كه در جماعتى كه از آغاز قصد قطع آن رادر بين نماز داشته باشد شركت نكند بلكه به نيّت استمرار جماعت نماز بخواند هر چند در بين نماز به خاطر عارض و مانع يا بدون‌مانع، جماعت رابه فرادى تبديل كند ولى اگر نمازگزار، جماعت را به فرادى تبديل كند، از باب احتياط نمى‌تواند دوباره به نيّت جماعت بازگردد.

3- اگر مأموم بعداز قرائت حمد و سوره و قبل‌از ركوع امام، نيّت خود را از جماعت به فرادى تبديل كند، واجب نيست قرائت رااعاده كند بلكه به قرائت امام اكتفا نمايد و حتّى اگر در بين قرائت امام، نيّت انفراد كند، و باقيمانده قرائت امام را بخواند نيز كفايت‌مى‌كند اگرچه احتياط مستحب اقتضا دارد كه قرائت را از نو بخواند.

4- اگر شك كند كه نيّت خود را به فرادى تغيير داده است يا نه، بنا را بر عدم تغيير بگذارد ونمازش را به جماعت ادامه بدهد ان‌شاء اللَّه صحيح است.

پيوستن به جماعت:

1- پيوستن به جماعت با اقتدا كردن به امام جماعت از آغاز نماز، يا در اوّل ركعت- هر ركعتى باشد- يا در بين قرائت، يا بعدازقرائت و يا حدّاقل در ركوع قبل‌از آنكه امام سر از ركوع بردارد هر چند ذكر را خوانده باشد، تحقّق مى‌يابد.

2- اگر قصد پيوستن به جماعت داشته باشد و امام در حال ركوع باشد، پس تكبير بگويد وركوع كند به گمان اينكه به ركوع امام‌خواهد رسيد، ولى در واقع به ركوع امام نرسد، برخى گفته‌اند نماز او باطل است ولى اقوى اين است كه پيوستن او به جماعت صحيح‌است، و او بايد در افعال نماز تا ايستادن براى ركعت بعدى از امام جماعت پيروى كند ولى اين يك ركعت براى او محسوب نمى‌شود واحتياط مستحبّ آن است كه بعداز آن، نماز را اعاده كند.

3- اگر به نيّت پيوستن به امام در ركوع، تكبيرةالاحرام بگويد ولى قبل‌از آنكه او ركوع كند، امام سر از ركوع بردارد، دراين حالت‌بايد به يكى از صورتهاى زير عمل نمايد:

الف- نيّت خود را به فرادى تبديل كند و به نماز ادامه دهد.

ب- ايستاده انتظار بكشد تا امام براى ركعت بعدى بلند شود و با او نماز را ادامه دهد.

ج- يا اينكه در سجده و افعال بعدى تا قيام از امام متابعت كند و نماز را ادامه دهد امّا آن ركعت را از نماز خود حساب نكند.

4- اگر وقتى به جماعت برسد كه امام در حال تشهّد اخير است، جايز است به جماعت ملحق شود بدين ترتيب كه نيّت كند وتكبيرةالاحرام بگويد و بنشيند وبا امام تشهّد بخواند و زمانى كه‌


صفحه 381

امام سلام مى‌دهد، او بلند شود براى ركعت اوّل ونماز خود را بدون‌نياز به اعاده تكبيرةالاحرام، ادامه بدهد و بدين وسيله از فضيلت و ثواب نماز جماعت نيز بهره‌مند خواهد شد.

5- و همچنين است اگر جماعت را در حالى درك كند كه امام در يكى از دو سجده ركعت اخير است پس تكبير بگويد و سجده كندو تشهّد بخواند سپس بعداز سلام امام، براى ادامه نماز بلند شود امّا آنچه انجام داده براى او يك ركعت محسوب نمى‌شود.

6- اگر به جماعت برسد در حاليكه امام در ركوع است و بترسد از اينكه اگر راه برود تابه صفّ برسد، امام را در حالت ركوع درك نكند، جايز است در جاى خود و روبه قبله، هر چند از جماعت دور باشد، تكبيربگويد، سپس ركوع كند و بعد در هر حالتى از حالات نماز باشد، راه برود و خود را به جماعت برساند و واجب نيست در موقع راه‌رفتن، پاهاى خود را به زمين بكشد بلكه مى‌تواند گامهايى بردارد به شرطى كه اين كار، صورت نماز را بهم نزند ودر هنگام راه رفتن ازقبله منحرف نشود.

7- اگر مشغول نماز مستحبّى باشد كه جماعت برپا شود و بترسد از اينكه اگر به نماز مستحب ادامه دهد، جماعت را درك نكند، جايز و بلكه مستحب است كه نماز مستحبى را قطع كرده و از اوّل جماعت شركت كند.

8- اگر به طور فرادى مشغول نماز واجب باشد و جماعت برپا شود، جايز است نماز خود را از واجب به نافله (اگر قبل‌ازركعت سوم بوده) تبديل كند و سپس نماز را بصورت دو ركعتى تمام نمايد و به جماعت بپيوندد و اگر براى تكميل دو ركعت نافله‌وقت ندارد جايز است بعداز تبديل نيّت از واجب به نافله، آن را قطع كند. اگرچه احتياط واجب آن است كه نماز را قطع نكند و با دوركعت تمام نمايد هر چند سبب شود كه قسمتى از جماعت فوت گردد.

صفوف جماعت‌

در تنظيم صفهاى جماعت، چهار چيز شرط است:

اوّل- اتّصال‌

جماعت بايد از صفوف به هم پيوسته و متّحد تشكيل شود نه از افراد پراكنده در گوشه و كنار ولذا شايسته است كه مأموم، پشت‌سر امام يا به يكى از دو طرف او بدون فاصله زياد، بايستديا اگر مأمومين زياد باشند، بايد به گونه‌اى باهم متّصل باشند كه همگى يا به طور مستقيم‌و يا بواسطه ديگرى از جلو يا از طرف راست و يا چپ به امام متّصل شوند.

و بنابر احوط قاعده كلّى در اتّصال بايد اينگونه باشد كه مسافت بين جاى ايستادن امام و جاى‌