بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 383

و مقدّمات آن باشد، احوط اين است كه دراين صورت درباره صحّت نماز او اطمينان حاصل شود.

دوّم- نبودن حايل‌

شرط دوّم اين است كه بين امام و مأموم يا بين مأموم و مأمومين ديگرى كه به امام متّصل هستند، حايلى كه فاصله شود و مانع ازمشاهده گردد، وجود نداشته باشد. البتّه اين شرط در صورتى است كه مأموم مرد باشد يا زنى باشد كه به امامت زنى ديگر نمازمى‌خواند امّا وجود حايل بين مأموم زن و امام مرد اشكال ندارد بشرطى كه زن بتواند در افعال نماز از امام متابعت كند.

جزئيات مسأله بدين شرح است:

1- فرق ندارد كه حايل، ديوار باشد يا پرده‌اى از پارچه و غير آن بلكه حتّى اگر گروهى از مردم غير نمازگزار بعنوان يك پوشش‌انسانى بين او و امام فاصله شوند، حايل محسوب مى‌شود.

2- حايل كوتاهى كه در هنگام ايستادن و نشستن مانع از مشاهده نمى‌شود اشكال ندارد.

3- اقوى اين است كه حايل شيشه‌اى هم وجود نداشته باشد هر چند پشت آن مشاهده مى‌شود زيرا عرف آن را حايل و مانع مى‌داند.

4- اگر در بين نماز، حايل نصب شود بنابر نظر اقوى، جماعت كسانيكه پشت حايل قرار دارند باطل مى‌شود و نماز آنان به فرادى‌تبديل مى‌گردد مگر اينكه آن حايل بعداز نصب، بسيار زود برداشته شود.

سوّم- جلوتر نبودن از امام‌

شرط ديگر اين است كه جاى ايستادن مأموم از جاى ايستادن امام جلوتر نباشد بلكه شايسته است مأموم اگر يك نفر باشد درطرف راست امام و اندكى عقب‌تر از او بايستد و اگر بيش از يك نفر باشند، پشت سر امام، صف تشكيل بدهند. پس اگر نمازگزار ازاوّل نماز جلوتر از امام بايستد يا در بين نماز از امام جلو شود، نمازش به عنوان جماعت باطل مى‌شود. ايستادن مأموم برابر با امام‌جايز است، اگرچه احوط اين است كه عقب‌تر از امام بايستد.

اگر مأموم در بين نماز از روى سهو يا جهل يا اضطرار، از امام جلو شد، نماز او فرادى مى‌شود و نمى‌تواند دوباره به جماعت‌بپيوندد مگر اينكه فوراً و بدون فاصله قابل توجّهى به جماعت بازگردد كه دراين صورت بقا بر جماعت بعيد نيست.

چهارم- بلندتر نبودن جاى امام‌

1- شرط ديگر اين است كه جاى ايستادن امام بايد از جاى مأموم به طور عمودى (مانند


صفحه 384

ساختمانها) بلندتر نباشد واگر مقدار خيلى كم، به اندازه كمتر از يك وجب (كمتر از 20 سانت) بلند باشد اشكال ندارد.

2- نيز اگر زمين سراشيبى داشته باشد و امام در طرفى كه بلندتر است بايستد، در صورتيكه سراشيبى آن تدريجى باشد و بگونه‌اى‌زياد نباشد كه با مسطح بودن زمين در عرف منافات پيدا كند، اشكال ندارد.

3- امّا بلندتر بودن جاى ايستادن مأموم نسبت به جاى امام اشكال ندارد مثل بام منزل و مغازه بگونه‌اى كه با وحدت جماعت‌منافات پيدا نكند.

4- ولى ارتفاع خيلى زياد مثل نماز گزاردن در قلّه بلند و اقتدا كردن به امامى كه در درّه نماز مى‌خواند، يا نماز خواندن درساختمان خيلى بلند و اقتدا كردن به امامى كه در سطح زمين نماز مى‌خواند، بنابر احتياط بايد از آن اجتناب شود.

احكام جماعت‌

اوّل- قرائت‌

مأموم بايد همه اجزاى نماز اعمّ از افعال و اقوال را در جماعت بجا آورد مگر قرائت حمد وسوره در دوركعت اوّل را كه امام به‌نيابت از مأموم مى‌خواند. اين در صورتى است كه مأموم ركعت اوّل و دوّم خود را با ركعت اوّل يا دوّم امام بجا آورد امّا اگر اين دوركعت را با ركعت سوّم يا چهارم امام بجا آورد، بر مأموم واجب است كه حمد و سوره را خود قرائت كند.

جزئيات مسأله بشرح ذيل است:

1- بر مأموم واجب است قرائت را در دوركعت اوّل و دوّم نمازهايى كه با صداى بلند خوانده مى‌شود (مانند صبح و مغرب وعشا) ترك كند در صورتيكه صداى امام را هر چند غير واضح بشنود امّا اگر صداى امام را به طور كلّى حتّى همهمه آن را نشنودمستحب است حمد و سوره رابه طور آهسته بخواند.

2- امّا در نمازهايى كه با صداى آهسته خوانده مى‌شود (ظهر و عصر)، احتياط مستحبّ آن است كه قرائت را ترك‌كند و مستحب است كه در آن هنگام به ذكر خدا و صلوات بر پيامبر

و آل اوعليهم السلام مشغول شود.

3- امّا در دو ركعت سوم و چهارم، قرائت يا تسبيحات از مأموم ساقط نمى‌شود بلكه بر مأموم واجب است همچون حالت فرادى، قرائت يا تسبيحات را بجا آورد واحوط در نمازهايى كه با صداى بلند خوانده مى‌شود مانند عشا اين است كه دراين دو ركعت تسبيحات‌را بخواند و همچنين است ساير ذكرهاى واجب ومستحب نماز.


صفحه 385

4- اگر از روى سهو يا به گمان اينكه صدايى را كه مى‌شنود، صداى امام نيست، فاتحه و سوره را قرائت كند امّا بعد روشن شود كه‌آن صدا، صداى امام بوده است، نمازش باطل نمى‌شود.

5- واجب است حمد و سوره در جماعت، با صداى آهسته خوانده شود اگرچه در نمازى باشد كه با صداى بلند خوانده مى‌شود، چه قرائت مستحبّ باشد (مانند دو ركعت اوّل در صورت نشنيدن صداى امام) يا واجب باشد (مثل اينكه يك‌ركعت يا دو ركعت از امام عقب باشد). و اگر مأموم از روى جهل يا فراموشى با صداى بلند بخواند، نمازش باطل نمى‌شود.

دوّم- متابعت در افعال از امام‌

جايز نيست مأموم در افعال نماز از امام پيشى بگيرد يا خيلى زياد عقب بماند بگونه‌اى كه هيئت و صورت جماعت از بين برودبلكه واجب است از امام متابعت نمايد و متابعت، وقتى تحقّق مى‌يابد كه عمل را مقارن و همزمان با امام و يا كمى بعدتر از امام‌انجام دهد.

جزئيات مسأله بشرح ذيل بيان مى‌شود:

1- اظهر اين است كه متابعت از امام شرط صحّت جماعت است. پس اگر بر امام پيشى بگيرد يا آنقدر عقب بماند كه صورت‌جماعت از بين برود، جماعت باطل، امّا نمازش ان شاء اللَّه صحيح است.

2- اگر مأموم از روى سهو يا به گمان اينكه امام سر برداشته است، قبل‌از امام سر از سجده يا ركوع بردارد، واجب است بازگشته واز امام متابعت كند در صورتيكه امام همچنان در ركوع يا سجده باشد، و دراين صورت نماز مأموم صحيح است.

3- اگر قبل‌از امام سر از ركوع يا سجده بردارد و سپس به متابعت از امام برگردد ولى قبل‌از آنكه مأموم به حدّ ركوع يا سجده برسد، امام سر از سجده يا ركوع بردارد، ظاهر اين است كه نمازش صحيح است ولى احتياط مستحبّى مقتضى است كه نماز را بعداز اتمام، اعاده نمايد.

4- اگر دراين حالت از روى سهو يا به گمان اينكه به امام نمى‌رسد، به متابعت از امام بازنگردد، نمازش صحيح بوده و اعاده‌واجب نيست.

5- اگر از روى عمد، قبل‌از امام سر از ركوع يا سجده بردارد جايز نيست به متابعت از امام بازگردد بلكه بايد منتظر امام بماند واگر در همين فرض، متابعت كرده و به ركوع يا سجده بازگردد، بنابر احتياط واجب نماز را تمام و سپس اعاده نمايد مگر اينكه اين‌حالت در يك سجده اتّفاق افتاده باشد و بازگشت به آن هم از روى سهو باشد.

6- اگر سر از سجده بردارد و ببيند كه امام در سجده است، پس به خيال اينكه امام هنوز در سجده اوّل است، به قصد متابعت ازامام به سجده برگردد ولى روشن شود كه امام در سجده دوّم‌


صفحه 386

بوده است، براى نمازگزار، سجده اوّل حساب مى‌شود ولى اگر تصوّر كند كه‌سجده دوّم امام است، پس دوباره به قصد سجده دوّم سجده كند ولى روشن شود كه سجده اوّل امام بوده است، براى او سجده دوّم‌حساب مى‌شود امّا بايد قصد انفراد از جماعت كند و نمازش صحيح است ولى بنابر احتياط واجب بايد نماز را با جماعت به پايان‌برساند و سپس در هر دو صورت اعاده نمايد.

7- اگر از روى عمد قبل‌از امام، ركوع يا سجده كند جايز نيست به متابعت از امام بازگردد زيرا به زياد شدن عمدى منجر مى‌شودامّا اگر از روى سهو باشد، متابعت كردن واجب است يعنى به حالت ايستاده يا نشسته بازگردد و سپس با امام به ركوع يا سجده برود واگر دراين‌جا متابعت را از روى عمد يا سهو ترك كند، نمازش باطل نمى‌شود.

8- اگر امام سهو كند، جايز نيست مأموم در سهو هم از امام متابعت كند مثل اينكه امام از روى اشتباه در ركعتى كه قنوت ندارد، قنوت بخواند يا در ركعتى كه تشهّد ندارد، تشهّد بخواند، دراين موارد نبايد مأموم از امام تبعيّت كند ولى نبايد براى انجام عمل بعدى‌بر امام پيشى بگيرد يعنى قبل‌از ركوع امام ركوع نكند و قبل‌از امام، نايستد تا اينكه امام قنوت يا تشهّد اشتباهى خود را تكميل كند، بعد بقيّه نماز را با امام بخواند مگر اينكه نيّت فرادى كند كه دراين صورت جايز است از امام پيشى بگيرد يا عقب بماند.

9- اگر مأموم به ركوع رود بعد ببيند كه امام در غير محل قنوت، قنوت مى‌خواند، بر مأموم لازم است كه به حالت قيام بازگرددولى با امام قنوت نخواند.

سوم- متابعت در اقوال از امام‌

در اقوال يعنى قرائت‌ها، ذكرها وتسبيحات، لازم نيست كه مأموم‌از امام متابعت كند، چه در آن اقوالى كه گفتن آنها واجب است‌يا مستحب، مأموم آنها را از امام بشنود يا نشنود. پس واجب نيست مأموم آنها را بعداز امام يا همزمان با امام بخواند اگرچه بنابراحتياط مستحب، كمى از امام بعدتر بخواند مخصوصاً در سلام دادن.

فروع مسأله به ترتيب زير بيان مى‌شود:

1- از حكمى كه گفته شد، تكبيرةالاحرام استثنا شده است زيرا دراين تكبير، جلو افتادن از امام جايز نيست بلكه احتياط اين‌است كه مأموم بعداز امام، تكبيرةالاحرام را تلفّظ كند.

2- اگر مأموم، از روى سهو يا عمد، قبل‌از امام سلام بدهد، نمازش باطل نمى‌شود و واجب نيست بعداز امام سلام را اعاده كند.

3- اگر مأموم، از روى سهو يا به گمان اين كه امام تكبير گفته است، قبل‌از امام تكبيرةالاحرام را بگويد، مى‌تواند آن‌تكبيرةالاحرام را شكسته و بعداز امام براى جماعت از نو


صفحه 387

تكبير بگويد و هم مى‌تواند نمازش را فرادى به اتمام رساند. البتّه بهتر اين‌است كه نيّتش را به نافله تغيير دهد و با دو ركعت تمام كند و سپس تكبيرةالاحرام گفته، به جماعت بپيوندد.

4- واجب نيست مأموم به ذكرهاى امام در ركوع و سجده و غيره، از نظر كميّت و تعداد و از نظر كيفيّت و محتوا ملتزم باشد يعنى‌جايز است كه مأموم غير از ذكرهاى امام، ذكر ديگرى بگويد يا بيشتر و يا كمتر از ذكر امام بگويد يا ذكرهايى را بگويد كه امام آنها راترك مى‌كند مثل تكبير قبل‌از ركوع و قبل‌از سجده و عبارت «سمع اللَّه لمن حمده» و غيره.

چهارم- عقب ماندن از جماعت‌

اگر از اول جماعت عقب بماند و در ركعت دوّم، يا سوم و يا چهارم به جماعت برسد، تكبيرةالاحرام بگويد و به جماعت ملحق‌شود و آن را ركعت اوّل خود قرار دهد، سپس از جماعت، متابعت كند تا موقعى كه امام سلام مى‌دهد، بعد باقيمانده ركعتهاى خود رابه طور فرادى تكميل كند. فروع مسأله به ترتيب زير بيان مى‌گردد:

1- اگر ركعت اوّل يا دوّم مأموم با ركعت سوم يا چهارم امام، مصادف شود، واجب است كه مأموم حمد و سوره را بخواند و اگربترسد كه به علّت خواندن حمد و سوره از جماعت به اندازه‌اى عقب بيفتد كه صورت جماعت از بين برود، مى‌تواند تنها به قرائت‌حمد اكتفا كند.

2- اگر به قرائت حمد هم نمى‌رسد، احوط اين است كه حمد را بخواند و بعد به امام ملحق شود در صورتيكه خيلى زياد عقب‌نماند بگونه‌اى كه از هيئت جماعت خارج شود، امّا اگر خيلى زياد عقب بماند احوط اين است كه قصد فرادى كند ونماز را تكميل‌نمايد يا اينكه نماز را با جماعت تمام كند و سپس اعاده نمايد.

3- اگر قبل‌از ركوع امام در ركعت سوم يا چهارم، به جماعت ملحق شود واجب است حمد وسوره را بخواند امّا اگر وقت كافى‌نباشد به قرائت حمد اكتفا كند و اگر بداند كه در صورت پيوستن به جماعت، امام به او حتّى براى قرائت تنها حمد هم مهلت‌نمى‌دهد، صبر كند تا امام به ركوع رود و در ركوع به امام بپيوندد و دراين صورت قرائت بر او واجب نيست.

4- اگر در جماعت شركت كند ولى نداند كه امام در دو ركعت اوّل است يا در دو ركعت اخير، حمد و سوره را به قصد قربت‌بخواند.

5- اگر در جماعت شركت كند و خيال نمايد كه امام در ركعت اوّل يا دوّم است ولذا حمد وسوره را نخواند بعد بفهمد كه امام دريكى از دو ركعت سوم يا چهارم بوده است، چنانچه قبل‌از ركوع باشد، حمد و سوره يا تنها حمد را بخواند و به امام ملحق شود امّا اگربعداز ركوع بفهمد، چيزى بر او نيست و نمازش صحيح است.


صفحه 388

6- امّا اگر عكس حالت قبلى پيش بيايد يعنى به تصوّر اينكه امام در يكى از دو ركعت سوم يا چهارم است حمد و سوره را بخواندبعد متوجّه شود كه امام در ركعت اوّل يا دوّم بوده است، اشكال ندارد و اگر در بين قرائت متوجّه شود، واجب نيست قرائت را تكميل‌نمايد.

7- اگر امام براى تشهّد ركعت دوّم بنشيند و مأموم در ركعت اوّل باشد بنابر احوط نبايد به طور كامل بنشيند بلكه انگشتان دست وسينه پا را به زمين بگذارد وزانوها را بلند نگهدارد و صبر كند تا امام سلام نماز را بگويد بعد برخيزد و در ذكرهاى تشهّد از امام‌متابعت كند.

8- اگر مأموم به قرائت ادامه بدهد به گمان اينكه براى خواندن فرصت دارد، يا از روى عمد چنين كند يا از روى عمد قنوت بخواندبا علم به اينكه به ركوع امام نمى‌رسد و واقعاً هم ركوع امام را درك نكند، ظاهر اين است كه نمازش باطل نمى‌شود بشرطى كه عقب‌ماندن او از امام، از نظر عرف، باعث بهم خوردن صورت جماعت نشود.

9- اگر مأموم يك ركعت از امام جماعت عقب باشد، واجب است در ركعت دوّم خود (كه ركعت سوم امام است) ازامام عقب بماند و تشهّد بخواند و سپس در قيام يا ركوع به امام ملحق شود، البتّه با خواندن- حتّى يك مرتبه- تسبيحات اربعه.

شرايط امام جماعت‌

1- در امام جماعت لازم است شرايط ذيل وجود داشته باشد:

الف- بلوغ بنابر احوط. در بعضى از روايات آمده است كه امامت نوجوان قبل از آنكه به سنّ احتلام برسد، صحيح است.

ب- عقل.

ج- ايمان.

د- عدالت.

ه- حلال زاده بودن.

و- مرد بودن (در صورتيكه مأمومين يا بعضى از آنان مرد باشد.)

ز- امام از كسانى نباشد كه نشسته يا خوابيده نماز مى‌خواند براى كسانيكه ايستاده نماز مى‌گزارند و همچنين بنابر احوط از كسانى‌نباشد كه خوابيده نماز مى‌خواند براى كسانى كه نشسته نماز مى‌گزارند.

ح- امّا كسى كه قرائت را خوب ادا نمى‌كند، يعنى نمى‌تواند برخى از حروف را درست از مخرج آن ادا كند يا حرفى را به حرفى‌ديگر تبديل مى‌كند يا حذف مى‌كند، چنانچه قرائت او طورى باشد كه در عرف مؤمنين از مسمّاى سوره و آيه قرآن خارج نشود، امامت او اشكال‌


صفحه 389

ندارد. اگرچه احوط اين است كه او امام نشود.

2- امامت كسى كه نشسته نماز مى‌خواند، براى كسانيكه آنان نيز نشسته نماز مى‌گزارند اشكال ندارد و همچنين امامت خوابيده‌براى مانند خودش و امامت نشسته براى خوابيده اشكال ندارد.

3- اقتدا كردن به كسى كه طبق وظيفه خود با لباس نجس نماز مى‌خواند و دراين كار از نظر شرعى معذور است، يا طهارتش باتيمّم است يا وضو و يا غسل جبيره‌اى كرده و دراين حالات معذور بوده است، اشكال ندارد.

4- همچنين امامت مسلوس (كسى كه نمى‌تواند از خارج شدن ادرارش جلوگيرى كند) ومبطون (كسى كه‌نمى‌تواند از بيرون آمدن مدفوع خوددارى كند) اشكال ندارد و همچنين امامت زن مستحاضه براى زنان پاك.

5- امامت زن تنها براى زنان جايز است.

6- امامت غير بالغ نيز براى مانند خودش جايز است.

7- احوط اين است كه شخص مبتلا به پيسى و جذام براى كسى امامت نكند.

8- عدالت چيست؟ عدالت همان روح تقوا و صفت راسخ (ملكه) در نفس انسان است كه از ارتكاب گناهان كبيره واصرار بر گناهان صغيره و از هر فعل و عمل منافى مروت يعنى از اعمالى كه نشان دهنده بى‌توجّهى مرتكب آن به احكام دين است، مانع مى‌شود. البتّه تفحّص و جستجو براى شناخت عدالت لازم نيست وحسن ظاهر كه- هر چند از روى گمان- كشف از عدالت‌شخص كند كافى است.

9- در اثبات عدالت امامى كه نمازگزار او را نمى‌شناسد، حصول اطمينان از راههاى زير كفايت مى‌كند: شهادت دو عادل يا حتّى‌يك عادل و خبر دادن گروهى از مردم، و اقتداى دو نفر عادل يا هر كسى كه عملش اطمينان‌آور است، و اقتداى گروهى از مؤمنين كه‌موجب اطمينان مى‌شود.

10- اگر مأموم قبل‌از مشغول شدن به نماز بداند كه نماز امام به هر دليلى (مثل طهارت نداشتن يا ترك ركنى از اركان) باطل است، جايز نيست به او اقتدا كند.

11- اگر مأموم بعداز نماز بفهمد كه امام جماعت يكى از شرايط جماعت را فاقد بوده است (مثل فاسق بودن يا طهارت‌نداشتن يا ترك ركنى از اركان نماز با ترك نكردن مأموم) نماز مأموم صحيح است امّا اگر در بين نماز بفهمد، واجب است نمازرا فرادى بخواند و واجب است حمد وسوره را بخواند اگر در محل آن باشد.


صفحه 390

آداب و مستحبّات جماعت‌

اوّل- آداب صفها و ايستادن:

1- مستحب است مأموم اگر يك مرد است، طرف راست امام بايستد.

2- اگر بيش از يك نفر هستند، پشت‌سر امام در يك يا چند صف بايستند.

3- اگر مأموم يك زن است، طرف راست امام و كمى عقب‌تر از امام بايستد به گونه‌اى كه جاى سجده او برابر با جاى زانو يا قدم‌امام باشد.

4- اگر بيش از يك زن باشند، همگى پشت‌سر امام بايستند.

5- اگر مأموم يك مرد و يك زن يا چند زن باشند، مرد طرف راست و زن يا زنان پشت‌سر امام بايستند.

6- اگر مأمومين، زن و مرد باشند، مردان پشت‌سر امام و زنان پشت‌سر مردان صف بگيرند واحوط اين است كه امور گفته شده‌مراعات شود.

7- آنچه گفته شد در صورتى است كه امام مرد باشد امّا اگر امام زن باشد براى جماعت زنان، بهتر اين است كه همگى (امام‌و مأمومان) در يك صف بايستند.

8- مستحب است امام در وسط صف بايستد.

9- مستحب‌است در ميان مأمومين نيز افراد ممتاز در علم، خرد وتقوا در صف‌اوّل قرار گيرند.

10- مستحب است در طرف راست صفها بايستد كه نسبت به سمت چپ، فضيلت دارد.

11- مستحب است، صفها برابر و نزديك هم و بدون فاصله‌اى بيش از حجم پيكر انسان در حال سجده، برپا شود و جاههاى‌خالى پر گردد و شانه‌ها برابر همديگر قرار گيرند.

12- مكروه است مأموم به تنهايى يك صف بگيرد در حاليكه در صفهاى ديگر جاى خالى وجود داشته باشد.

دوّم- آداب امام:

1- مستحب است امام متناسب با نماز ضعيف‌ترين فرد از مأمومين نماز بگزارد يعنى افعال نماز مانند ركوع و سجده و قنوت رازياد طول ندهد مگر اينكه همه مأمومين براى طول دادن علاقه‌مند باشند.

2- مستحب است امام در نمازهايى كه با صداى بلند خوانده مى‌شود، صداى خود را در قرائت و در ذكرها به مأمومين برساند. البتّه نبايد در حد افراط صدايش را بلند كند.

3- مستحب است امام ركوعش را دو برابر ركوع عادى طول بدهد در صورتيكه بداند شخصى‌