8- پاسخ گفتن به سلام دادن سخنران واجب است اگر او با سلام خود قصد تحيّت را داشته باشد امّا اگر او صرفاً به منظور احترامسلام دهد مثل اينكه مدّت زمان زيادى از حضور او در نزد شنوندگان سپرى شده باشد و او بعداز بالا رفتن بر منبر به حضّار سلام دهديا اينكه او در محلّى مانند منبر بلند و مرتفع باشد كه جواب آنان را نمىشنود يا از طريق بلندگو و راديو سخن مىگويد، دراين حالات، معلوم نيست جواب دادن واجب باشد، اگرچه احتياط در جواب دادن است و در صورت وجوب، جواب يكى از شنوندگان كفايتمىكند.
9- در غير حالت نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد مثلًا اگر كسى گفت: «السّلام عليكم» درجواب بگويد: «السّلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته» امّا در حال نماز- چنانكه گفته شد- به مانند خود سلام، جوابدهد.
10- براى عطسه كننده و كسى كه عطسه ديگرى را بشنود، مستحب است كه حمد خدا را بجا آورد و به پيامبر و اهلبيت اوعليهم السلامصلوات بفرستد. همچنين مستحبّ است كه عطسه كننده را مخاطب قرار دهد بدين ترتيب كه بگويد: «يرحمك اللَّه» يا «يرحمكم اللَّه» و او در جواب بگويد: «يغفر اللَّه لك».
احكام روزه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
روزه در قرآن واحاديث
قرآن كريم:
1-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[1].
«اى كسانيكه ايمان آوردهايد روزه بر شما واجب شده است، همچنانكه بر كسانى كه پيش از شما بودهاند واجب شده بود، تاپرهيزكار شويد.»
رهنمودى از آيه:
روزه عبادتى واجب و مقرّر بر مؤمنان دراين زمان است همانگونه كه بر گذشتگان در زمانهاى پيشين نيز واجب بوده است. روزهيكى از پايههاى دين ونشانههاى ايمان است.
هدف از واجب شدن روزه، پرورش روحيّه تقوا و پرهيزكارى است، نه تنها از راه تمرين براى خوددارى از شهوتهاى حلال تامحافظت نفس در برابر حرام آسان شود، بلكه از اين جهت كه موجب تقرّب انسان به سوى خدا بوده و باعث زياد شدن تقوا مىگردد، همچنانكه برنامههاى عبادى ديگر مانند: حجّ، نماز و به طور كلّى عبادت تقوا را زياد مىسازد.
خداوند سبحان مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ[2].
«اى مردم! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان را آفريده است، بپرستيد، تا پرهيزكار شويد.»
از آيه قبل چنين استفاده مىشود كه اصل روزه واجب است، و روزه گرفتن در ماه رمضان واجب ديگرى است.
2-أَيَّاماً مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِن أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُمِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ[3].
« (روزهدارى) روزهايى معدودى است، و هر كس از شما بيمار يا مسافر باشد تعدادى از روزهاى
[1]سوره بقره، آيه 183.
[2]همان، آيه 21.
[3]همان، آيه 184.
ديگر را (روزهبگيرد) و بر كسانى كه روزه براى آنها طاقت فرساست لازم است كفاره بدهند: مسكينى را اطعام كنند، و هركس به دلخواه خود خيرى (افزون) انجام دهد، براى او بهتر است، و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است.»
رهنمودى از آيه: روزهاى روزه واجب داراى شماره معينى است كه كم وزياد نمىشود وآن يك ماه كامل است، پس كسى كه درماه مبارك رمضان بتواند روزه بگيرد، بايد روزه آن زمان را بجا آورد و اگر كسى به خاطر مسافرت ويا بيمارى نتواند در ماه رمضانروزه بگيرد بايد در ماه ديگر بعنوان قضا، روزه بگيرد وجملهفَعِدَّةٌ مِن أَيَّامٍ أُخَرَ: «بايدروزهاى ديگر را بجاى آن روزه بگيرند.» اين را روشن مىكند كه در روزهاى ماه ديگر، غير از ماه رمضان فقط تعداد منظوراست، نه پى در پى بودن، آن گونه كه در ماه رمضان لازم است، و همين تعبير به ما نشان مىدهد، هر روزى كه از ماه رمضان كم شودبا يك روز ديگر در ماهى ديگر كامل مىگردد.
امّا شرطهاى واجب شدن روزه، سه چيز است:
1- حضور در وطن يعنى انسان در مسافرت نباشد.
2- سلامتى.
3- توانايى.
پس اگر روزه گرفتن براى كسى مشقّت زياد داشته و طاقت فرسا باشد، مانند افراد سالمند، جايز است كه به جاى هر روزى ازروزه، يك فقير گرسنه را سير كند وبهتر است كه بيشتر از آن طعام بدهد.
3-شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُوَمَن كَانَ مَرِيضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّن أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَاهَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[1].
« (ايّام روزه) ماه رمضان است، ماهى كه قرآن، براى راهنمايى مردم، ونشانههاى هدايت، و فرق ميان حقّ و باطل، در آن نازل شده است. پس هركس از شما در ماه رمضان در حضر باشد روزه بگيرد، و هركس كه بيمار يا در سفر باشد بايد تعدادى ازروزهاى ديگرى را (روزه بگيرد). خداوند براى شما آسانى مىخواهد و دشوارى نمىخواهد، تا سرانجام شمار (روزهاىروزه) را كامل كنيد، و خداوند را بر اين كه شما را هدايت كرده بزرگ بشماريد؛ باشد كه شكرگزارى كنيد.»
رهنمودى از آيه: چرا روزه در ماه رمضان واجب شده است؟
براى اينكه ماه رمضان ماه، قرآن است، وقرآن كتاب خداست كه انسان را به سوى حقايق
[1]سوره بقره، آيه 185.
و به صراط راست، رهنمايى مىنمايد وهمچنين كتابى است كه داراى دليلهاى روشن براى توضيح برخى از حقايق كه مردم به آنها نياز دارند، علاوه بر آن ميزانى است براىتشخيص حقّ از باطل (فرقان).
زمانى كه مؤمن در ماه رمضان روزه مىگيرد، در حقيقت آمادگى پيدا مىكند تا هدايت قرآن وبيّنات و فرقان آن را قبول كند. مگرنه اين است كه روزه باعث رشد تقوا شده، خشوع را افزايش داده و موجب آرامش دلها مىگردد؟
از اوّلين روزى كه هلال، رؤيت شد و انسان حاضر و مقيم بود، واجب است كه از مبطلات روزه اجتناب كند، پس كسى كه درسفر نباشد بايد روزه بگيرد، امّا مسافر و بيمار بايد در روزهاى ديگر و به تعداد روزهايى كه از ماه رمضان فوت شده است، روزهبگيرد.
خداوند روزه را از مسافر و بيمار ساقط كرده است تا كار آنان سهل و آسان شود، ولى در زمان ديگر، روزه قضاى رمضان را واجبكرده است تا تعداد روزهاى يك ماه كامل گردد.
روزه بخصوص در ماه رمضان از شعاير الهى است كه بواسطه آن مسلمانان خدايشان را بزرگ شمرده و تعظيم مىكنند. مگر نه ايناست كه خداوند مسلمانان را به سوى حقّ هدايت كرده، وآشكار نمودن اين حق در ضمن عبادات داراى فوايد بسيارى مىباشد؟
وآنگهى بايد دانست كه روزهدارى، نوعى شكرگزارى است، زيرا هنگامى كه روزهدار خود را به خاطر تسليم به فرمان الهى، ازشهوات و اميال غريزى باز مىدارد، با اين عمل خدا را شكر مىگزارد.
فوايد بسيارى كه از روزه سرچشمه مىگيرد، موجب مىشود كه بنده شكر پروردگارش رابجا آورد، آن پروردگارى كه روزه را بر او واجب كرده وفوايد بسيارى را براى روزهدار در دنيا وآخرت بخشيده است.
4-وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْيَرْشُدُونَ[1].
«هنگامى كه بندگانم از تو درباره من سؤال كنند (بگو:) من نزديكم؛ و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا مىخوانداجابت مىكنم، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.»
رهنمودى از آيه: ماه رمضان، ماه نيايش است و شب قدر در ماه رمضان مىباشد، لذا در آن شب هر كار استوارى به امرخداوند، معيّن و فيصله مىيابد و خداوند چون نزديك است، مىتوان با او مناجات كرد و اوست كه اجابت مىكند مناجاتدعوتكننده را، در صورتيكه
[1]سوره بقره، آيه 186.
واقعاًاو را بخواند و ميان خود و خدايش حجاب غفلت، اوهام و گناهان را قرار ندهد. شرط استجابت دعا اين است كه مؤمن، خدايش رااجابت كند و آن كسى را كه خدا امر به اطاعت او نموده است، اطاعت كند. آنجاست كه خداوند مىفرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا للَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ...[1].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مىخواند كه شما را حياتمىبخشد.»
نتيجه اجابت خداوند و فرمانبرى از اولياى خدا و دعا نمودن اين است كه سبب رشد و بلوغ معنوى انسان شده و به فضل خداوندرحمان به آرمانهاى والاى مشروع خود مىرسد.
5-أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَأَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِالْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُآيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ[2].
«آميزش جنسى با همسرانتان در شبهاى روزه براى شما حلال شد، آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زينت هم وسبب حفظ يكديگريد). خداوند مىدانست كه شما به خود خيانت مىكرديد (و اين كار ممنوع را انجام مىداديد)؛ پستوبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد. اينك با آنها آميزش كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرّر داشته، طلب نماييد. و بخوريد و بياشاميد تارشته سپيد (صبح) از رشته سياه (شب) براى شما آشكار گردد؛ سپس روزه را تا شب به پايان بريد. وهنگامى كه درمساجد معتكف هستيد با آنان (همسران) آميزش نكنيد. اين حدود (احكام) الهى است؛ پس به آنها نزديك نشويد، بدينسان خداوند آياتش را براى مردم روشن مىسازد، باشد كه تقوى پيشه كنند.»
رهنمودى از آيه: مبطلات اساسى روزه سه چيز است:
1- آميزش با زنان.
2- خوردن.
3- آشاميدن.
حدّ روزه اجتناب از اين سه چيز از طلوع فجر تا هنگام شب است، امّا در شب مباشرت با زنان حرام نيست همچنانكه خوردن وآشاميدن حلال است، البتّه در آغاز عصر اسلام مباشرت
[1]سوره انفال، آيه 24.
[2]سوره بقره، آيه 187.
با زنان در شبهاى ماه رمضان حرام بوده و چون شدّت شهوت بعضى از مردمباعث مىشد كه در شب روزهدارى با همسران خود آميزش كنند، خداوند براى بندگان خود اين موضوع را تخفيف داده ونزديكى باهمسران را در شب ماه رمضان حلال نمود.
هدف از آميزش با همسران به وجود آوردن نسل انسان است بنابر آنچه خداوند مقدّر كرده است، چه پسر باشد يا دختر.
منظور از رشته سفيدى كه هنگام طلوع فجر، افق را دربرمىگيرد، بيان حدّ اوّل روزه بوده، وحدّ دوّم آن بنابر نظر بعضى از مفسّرانهنگامى است كه خورشيد غروب كند و سرخى آن برطرف شود، امّا بنا به نظر بعضى از مفسّران ديگر هنگام شب، موقع غروبخورشيد است.
و همچنين قرآن از مباشرت با زنان در هنگام اعتكاف در مساجد نهى نموده است، و هر يك از اين احكام بعنوان مرزهاى الهىشناخته شده است كه نبايد به آنها نزديك گرديد، و بيان مرزهاى الهى براى آن است كه راه و روش تقوا مشخّص شود.
حديث شريف:
1- از حضرت امام صادقعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«براى هر چيز زكاتى و زكات بدنها روزه گرفتن است.»[1]
2- حضرت امام صادقعليه السلام روايت كرده است از پدرش، از جدّش رسول خداصلى الله عليه وآله كه فرمود:
«هركه ماه رمضان را روزه بگيرد و شهوت و زبانش را حفظ كند و از آزار مردم خوددارى نمايد، خداوند گناهانش رامىآمرزد، آنچه در گذشته و آينده خواهد بود، و او را از آتش دوزخ نجات داده و در قرارگاه (بهشت و نعمت) جاى مىدهدونيز شفاعت او را درباره گناهكاران اهل توحيد اگرچه به اندازه ريگ بيابان هم باشند قبول مىنمايد.»[2]
3- و نيز از امام رضاعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«همانا مردم به روزه گرفتن دستور داده شدهاند تا درد گرسنگى و تشنگى را بشناسند و به فقر آخرت آشنا گردند، و براى اينكهروزهدار فروتن باشد و خود را در برابر خداوند خوار و نادار بداند و از سوى خداوند مستحقّ پاداش و اجر و با معرفت باشد، و بر آنچهاز گرسنگى و تشنگى احساس مىكند شكيبا باشد تا سزاوار ثواب گردد و علاوه بر آن خود را از شهوتها بازدارد.
و اين امر براى او در دنيا پند دهنده بوده و او را بر انجام وظايفش وادار نموده وراهنماى او
[1]وسائل الشيعه، ج 4، باب 1، ابواب وجوب الصوم ونيّته، ص 3، ح 2.
[2]همان، باب 1، ابواب احكام شهر رمضان، ص 174، حديث 8.