4- آب كرّ.
5- آب قليل.
اقسام آب مطلق
1- آب باران
آبى كه از آسمان فرود مىآيد بشرطى پاك مىكند كه به قدرى باشد كه «آبباران» بر آن صدق كند و بنابر احوط بايد به اندازهاى باشد كه اگر بر روى زمين سخت وسِفت ببارد، جريان پيدا كند.
اگر به چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست، يكمرتبه باران ببارد، جائى كه باران به آنبرسد پاك مىشود و در فرش و لباس و مانند آن فشار دادن لازم نيست بشرطى كه باران در درونآن نفوذ كرده باشد بگونهاى كه در عرف گفته شود كه با آب باران شسته شده است.
برخى از جزئيات مسأله بشرح ذيل است:
1- اگر باران بر زمين آلوده به نجاست مثل زمين آلوده به شراب يا خون ببارد، سپسقطراتى از آن به جاى ديگر ترشّح كند، آن قطرات پاك است مگر اينكه رنگ يا بو و يا طعم آنتغيير كرده باشد كه دراين صورت نجس مىباشد.
2- اگر بر بام ساختمان، عين نجاست مانند بول يا خون يا نجاسات ديگر وجود داشتهباشد وباران بر آن ببارد، تا زمانى كه باران بر بام مىبارد، آب جارى شده از بام پاك است هرچند از روى عين نجاست عبور كند و همچنين اگر خون و آب باران جارى و باهم مخلوط شودو آب بر روى جسم پاك جريان يابد، تا زمانى كه باران مىبارد، پاك است. امّا اگر بارانمتوقّف شد، چنانچه بدانيم كه بعداز توقّف باران، چيز نجس با آب برخورد كرده است يااينكه آب به جهت اوصاف نجس (رنگ و بو و مزّه) تغيير يافته است، دراينصورت نجس مىباشد. آب بارانى كه از سقف خانه مىچكد نيز همين حكم را دارد.
3- همانطور كه اگر باران به طور مستقيم بر زمين ببارد، آن زمين پاك مىشود، اگر آبباران بر روى آن جريان پيدا كند نيز پاك مىشود مثل زمين نجسى كه زير سقف باشد و آبباران بر روى آن جريان پيدا كند، يا دو قطعه زمين پهلوى هم كه باران بر روى يكى باريده و ازآنجا بر روى ديگرى جارى شده است.
4- گِلِ باران طاهر است، پس اگر بر خاك نجس باران ببارد و به واسطه باران گِل شود، آنگِل پاك است.
5- اگر باران در حوضى يا بركهاى كه كمتر از كُر است، ببارد، در هنگام بارش باران حكمآب كرّ و جارى را دارد و احكام آن دو بر اين اجرا مىشود
2- آب جارى
آب جارى چيست؟
آب جارى هر آبى است كه از منبع و اصل تغذيه كنندهاى جريان داشته باشد مثل آب چشمهوقنات[1]و رودخانه، چه رودخانههايى كه از چشمهها تشكيل مىشود يا از آب شدن برفهاويخها. هر آبى كه منبع و اصل تغذيه كنندهاى داشته باشد، هر چند راكد و غير جارى باشدمثل چشمهاى كه جريان ندارد، حكم آب جارى را دارد.
بر اين اساس آبى كه از منبع خود جدا شده باشد، جارى محسوب نمىشود مگر اينكه خيلىزياد باشد كه دراين صورت آن مقادير خيلى زياد جوشان، منبع آن حساب مىشود.
اين مسأله فروعى دارد كه در سطور ذيل به آنها اشاره مىكنيم:
1- آب جارى تا زمانى كه به منبع خود متّصل باشد، با رسيدن نجاست به آن، نجسنمىشود، چه كُرّ باشد يا كمتر از كُرّ.
2- آبى كه بر روى زمين جريان دارد، اگر متّصل به كُرّ يا منبع تغذيه كننده نباشد وخودشهم به مقدار كُرّ نباشد، در اثر برخورد با نجاست، نجس مىشود مانند آب قليل.
3- چشمهاى كه زمانى مىجوشد و زمانى از جوشش مىافتد، تنها در وقتى كه مىجوشد، حكم آب جارى را دارد.
4- آب چشمهاى كه جارى نيست وجوشش ندارد ولى طورى است كه اگر از آن آب بردارندباز مىجوشد، حكم آب جارى را دارد زيرا علىرغم اينكه جارى نيست امّا به منبع تغذيهكننده متّصل است.
5- بركهها و حوضچههاى متّصل به آب جارى، حكم آب جارى را دارد تا زمانى كه ازنظر عرف متّصل به جارى محسوب شود و فرق ندارد كه از روى زمين يا از درون زمين به آبجارى متّصل باشد.
6- اگر آب قليل با فشار از جايى بريزد و نجاست به پائين آن برسد، نجاست پائين بهقسمت بالاى آن سرايت نمىكند.
7- آب حوضچههاى كوچك حمام كه متّصل به مخزن آب حمام مىباشد، حكم آبجارى را دارد و پاك كننده است بشرطى كه آب مخزن به تنهائى يا با آب حوضچهها با هم بهاندازه كُرّ
[1]قنات مجموعهاى از چاههاى نزديك بهم است كه از زير زمين به همديگر وصل مىشوند و آب آنها از زمينهاى شيبدار به سوىزمينهاى پائين جريان مىيابد. اين آبها با اينكه در درون زمين هستند امّا مانند چشمه جريان دارند.
يا بيشتر از آن باشد.
8- شبكه لولههاى آبرسانى كه متّصل به مخزنهاى خود مىباشد و مخزنهاى آن طبيعتاً ازمقدار كُرّ بيشتر است، به مثابه كُرّ تلقّى مىشود.
9- اگر با آب جارىاى برخورديم كه نمىدانيم به اندازه كُرّ است يا كمتر و آيا منبع دارد يانه، حكم آب قليل را دارد زيرا شرط ايمن بودن از نجاست دراين آب نامعلوم است. شرط ايمنبودن از نجاست، اين استكه به منبع متّصل باشد و يا خود به اندازه كُرّ باشد.
10- اتّصال آب جارى به منبع، هر چند به صورت ترشّح يا چكيدن متوالى وانبوه، بايداستمرار و ادامه داشته باشد و اگر به هر طريقى اتّصال آن قطع گردد، آب راكد تلقّى مىشودوچنانچه كمتر از كر باشد، حكم آب قليل را پيدا مىكند.
3- آب چاه
آب چاه پاك بوده و چيزى آن را نجس نمىگرداند مگر اينكه رنگ يا مزه و يا بوى آن راتغيير دهد. فروع اين مسأله بشرح ذيل بيان مىشود:
1- اگر در چاه چيز نجسى بيفتد مثل اينكه انسان يا شتر يا گوسفند يا سگ در آن بميرد ياشراب يا چيزى ديگر از نجاسات در آن انداخته شود، مستحبّ مؤكّد اين است كه بهاندازهمتناسب با نجاستى كه در آنافتاده، آب كشيده شود تا نفرت عرفى از آن برطرف شود بلكه اگرمنظور نوشيدن آن باشد، احتياط واجب اين است كه چندين دلو از آب آن كشيده شود مخصوصاًدر صورتيكه شراب در آن افتاده باشد يا مردارى كه متلاشى شده است. همه اين حرفها درصورتى است كه آب به وسيله نجاست، تغيير نيافته باشد وگرنه تا زمانى كه تغيير باقى باشد، آب چاه نجساست.
2- اگر در چاه نجاست بيفتد و رنگ يا بو و يا مزه آن هم تغيير يابد ولى بعد، آن تغيير ازبين برود، آب چاه هر چند چيزى از آن كشيده نشده باشد، بار ديگر پاك مىشود.
4- آب كر
كُرّ پيمانهاى است كه مردم در دورانهاى گذشته از آن استفاده مىكردند، و اصل اين واژهبه معناى «چاه» است، گويا در گذشته كشاورزان يك گودالى شبيه چاه حفرمىكردند و محصولات خود را با آن پيمانه مىزدند.
علىرغم اينكه فقها در تعيين اندازه كُرّ اختلاف دارند ولى بايد گفت كه تحديد كُرّ براساسيك محاسبه دقيق رياضى نبوده بلكه بيشتر با روش عرفى بوده است. كُرّ در كمترين اندازهخود،
27 وجب مكعّب و در بيشترين اندازه خود در حدود 43 وجب مكعّب گفته شده است واينبدان معنى است كه كمترين اندازه هم كفايت مىكند امّا اندازه بيشتر حتماً بهتر است و چونوجبها متفاوت است، معيار وجب متوسط و معمولى مىباشد.
به نظر مىرسد كه اصل كُرّ به صورت شكل اسطوانهاى مانند شكل چاه بوده وتحديدهاىشرعى هم براساس همين شكل اسطوانهاى وارد شده است. بنابراين اگر بخواهى اندازه كُرّ را دريك ظرف دايرهاى شكل (مانند گودالى در زمين يا بشكه يا حوض دايرهاى شكل و مانندآن)، مشخّص كنى، راهش اين است كه قطر و عمق آن را اندازهگيرى نمائى، اگر هر كدام بيشتر از سه وجب و نيمبود، كفايت مىكند. امّا اگر شكل ظرف اسطوانهاى نباشد مثل حوض مربّع، دراين صورت اگرهر يك از طول و عرض و عمق سه وجب باشد، كفايت مىكند و اگر نيم وجب ديگر هم در هردو اندازه بالا (اسطوانهاى و مربّع) اضافه نمائى، موافقتر با احتياط و نزديكتر بهطهارت است ولى واجب نيست.
اين مسأله فروعى دارد كه بيان مىشود:
1- آب كُرّ نجس نمىشود مگر اينكه عين نجاست به آن برسد و رنگ يا مزه و يا بوى آن راتغيير دهد چنانكه در آب جارى تفصيل آن گذشت.
2- اگر عين نجاست، مقدارى از كُرّ را نجس گرداند و رنگ يا بو و يا مزّه آن را تغيير دهد، مقدار باقى مانده كه كمتر از كُرّ است نيز نجس مىشود ولى طبق آنچه از اطلاق روايت صحيحهشهاب بن عبدربّه[1]فهميده مىشود احتمال قوى پاك بودن مقدار باقيمانده است مگر اينكه همهآب تغيير كند و رنگ يا بو و يا مزه آن عوض شود، چون دراين روايت امام صادقعليه السلام فرمودهاست كه مىتوان از آن مقدار ديگر باقيمانده كه تغيير نكرده، وضو گرفت.
3- اگر يك قسمت از آب كُرّ، يخ بزند وبه قسمت ديگر آن كه كمتر از كُرّ است نجاستبرسد، آن قسمت ونيز آنچه از قسمت يخ زده ذوب مىشود، نجس مىباشد مگر اينكه آنقسمت يخ زده به حدّى زياد باشد كه يخ منبع و سرچشمه آن تلقّى شود مانند يخهاى كوهها وحوضها و آبگيرها وتالابهاى بزرگ.
4- اگر يقين داشته باشيم كه آبى به اندازه كُرّ است، سپس شك كنيم كه آيا از حدّ كُرّ كم شدهاست يا به همان حالت خود باقى مانده است، حكم به حالت اوّل آن يعنى كُرّ بودن مىشود، امّا اگر بدانيم كه آبى قليل است سپس شك كنيم كه آيا به اندازه كُرّ رسيده است يا نه، حكم بهقليل بودن آن مىشود تا اينكه يقين پيدا كنيم كه به اندازه كُرّ رسيده است.
[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 9، ابواب الماء المطلق، ص 119، حديث 11.
5- اگر با آبى مواجه شويم و ندانيم كه به اندازه كُرّ است يا نه اقوى اين است كه اگر بررسىامكان نداشته باشد، غير كُرّ محسوب شود، و همچنين اگر با ماده روانى برخورديم و ندانستيمكه آب است يا مايع ديگر، آب تلقّى نمىشود.
6- اگر در آب كُرّ، نجاستى را مشاهده كنيم امّا ندانيم كه آيا قبلاز كُرّ شدن، نجاست به آنرسيده است يا بعداز آن، حكم به پاك بودن آن مىشود، امّا اگر تاريخ افتادن نجاست در آب رابدانيم ولى تاريخ كُرّ شدن آن را ندانيم، حكم به نجاست آب مىشود.
7- اگر با آبى كرّ برخورديم كه نمىدانيم آيا مطلق است يا مضاف، حكم به مطلق بودن آنمىشود، پس آن طاهر كننده است، و به محض ملاقات با نجاست، نجس نمىشود.
5- آب قليل
تعريف آب قليل
هر آبى كه به اندازه كُرّ نرسد و متّصل به منبعى (آشكار يا مخفى) كه آن راتغذيه كند نباشد، آب قليل است.
احكام آب قليل به شرح ذيل بيان مىشود:
1- اگر چيز نجس به آب قليل برسد، نجس مىشود و فرق ندارد كه نجاست روى آب بريزديا آب روى چيز نجس بريزد. ولى اگر آب قليل از بالا روى محلّ نجس بريزد، همان مقدارى كهبهچيز نجس رسيده نجس مىشود نه آن مقدارى كه در ظرف باقى مانده است. و همچنين استآب قليلى كه با فشار جريان مىيابد و در عرف مردم آن را يك آب نمىدانند. امّا اگر آب قليل برروى زمين به آهستگى جريان داشته باشد و پائين آن به نجاست برسد، بالاى آن نيز نجسمىشود زيرا هر دو قسمت يك آب محسوب مىشود.
2- آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست، روى چيز نجس ريخته مىشود، و سپساز آن جدا مىگردد (كه به آن غُساله گفته مىشود) نجس است، حتّى از آبى كه بعدازبرطرف شدن عين نجاست و قبلاز پاك شدن آن از آن جدا مىشود بايد اجتناب شود. امّاقطراتى كه حامل عين نجاست نمىباشد و در هنگام شستن ترشّح پيدا مىكند، اقوى اين استكه پاك مىباشد اگرچه احتياط ايجاب مىكند كه از آن هم اجتناب شود.
3- آبى كه در لباس بعداز فشار دادن آن يا در ظرف بعداز شستن و دور ريختن غُساله آن، باقى مىماند، بنابر اقوى پاك است.
4- اگر از آبىكهباآن بعداز قضاىحاجت، مخرج ادرار يا مدفوع شسته مىشود، قطراتىترشّح كند و به بدن يا لباس برسد يا لباس بر روى آن بيفتد، اشكال ندارد و شستن بدن يا لباس ازآن واجب
نيست. امّا نبايد در طاهر كردن چيز نجس ديگر يا وضو و غسل كردن، از اين آباستفاده شود.
احكام آب مضاف
معنى و تعريف آب مضاف قبلًا بيان شد امّا احكام آن در ضمن مسائل ذيل بيان مىشود:
1- فقهاقدس سرهم گفتهاند: آب مضاف هيچ چيز نجسى را پاك نمىكند امّا برخى از قدماى فقهاعقيده داشتند كه نجاست با آب مضاف برطرف مىشود. اين نظر نيكو است مخصوصاً در هنگاماضطرار و وجود نداشتن آب مطلق و بشرطى كه از برطرف شدن نجاست و اثر آن و صدق پاكشدن در عرف (مانند مواد طبّى ضدعفونى كننده) اطمينان حاصل شود.
امّا وضو و غسل با آب مضاف به هيچ وجه صحيح نيست زيرا واجب است وضو و غسل باآب مطلق باشد.
2- آب مضاف با برخورد با نجاست و سرايت عرفى نجاست در آن، به طوريكه آن را پليدوناپاك گرداند و مصداق پليدى كه در آيات به عنوان «رج» ز و «خبيث» تعبير شده تلقّى گردد، نجس مىشود، خداوند مىفرمايد:
(وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ[1].
«از پليدى و ناپاكى اجتناب كن.»
(... وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ ...[2].
«... پليديها و ناپاكيها را براى آنان حرام مىگرداند ...»
بنابراين، حكم مذكور شامل موارد زير نمىگردد:
الف- منابع و مخازن عظيم نفت، مخازن ادويه و دارو، حوضهاى بزرگ آب ميوهونوشابههاى گازدار زياد اگر دست نجس يا قطره خون به آنها برسد و از نظر عرف به همه آنهاسرايت نكند، بنابر اقوى نجس نمىشوند زيرا عموم نهى از نجاسات، آنها را شامل نمىشود.
ب- اگر مايع مضاف از بالا بر محل نجس بريزد، تنها آن مقدارى كه بر روى نجس ريخته، نجس مىشود نه آن مقدارى كه در ظرف باقى مانده است زيرا از نظر عرف، نجاست از پائينبه بالا، سرايت نمىكند.
3- اگر مايع مضاف نجس شده، با آب پاك (كُرّ يا بيشتر از آن) مخلوط شود بهگونهاى كه در آن مستهلك شود و ديگر آن را مضاف نگويند، پاك مىگردد حتّى اگر به حالتپيشين خود
[1]سوره مدّثّر، آيه 5.
[2]سوره اعراف، آيه 157.
بازگردانده شود، زيرا آب پاك به همه اجزاى نجس رسيده و آن را پاك ساخته است.
اين مسأله فروعى دارد كه بيان مىشود:
الف- اگر روغن نجس شده و يا هر ماده روغنى نجس شده ديگر در آب پاك جوشان، ذوبوآب شود، پاك مىگردد در صورتيكه كاملًا با آب مخلوط شده باشد هر چند به طور كامل درآب، مستهلك نشده باشد.
امّا اگر آب در ماده روغنى نجس شده مستهلك شود يعنى آب، مضاف شود و از نظر مردمآب مطلق گفته نشود، آب نيز نجس مىگردد و همين حكم جارى است نسبت به گلاب، خورشت وشيره خرما و غيره.
ب- اگر در خورشت يا روغن مايع، حيوانى كه خون جهنده دارد، بميرد، بنابر احتياطبايد از آن به طور مطلق اجتناب شود زيرا دراين حكم روايات صريح وارد شده است، و نيز ازروايات اجتناب از مردار همين حكم فهميده مىشود و ديگر اينكه ذوب شدن آن در آب داغ، مانع از اين نمىشود كه اجزاى مردار در آن وجود داشته باشد.
ج- روغن خوك، يا هر مادهاى كه از نجس العين گرفته شده باشد، اگر در آب پاكجوشان انداخته شود، سپس به حالت اوّل خود بازگردانده شود، به نجاست و حرمت خودباقى مىماند.
د- اگر آب مضاف نجس شده تبخير شود، بخار آن- چون استحاله شده- پاك مىباشد.
ه- اگر مايع نجس مانند خون يا روغن نجس، حرارت زياد داده شود و تقطير شود ولىهنوز استحاله صورت نگرفته و كاملًا مستهلك نشده باشد، بر نجاست خود باقى مىماند وتنها در صورتى پاك مىشود كه كاملًا مستهلك شده و از حالت سابق خود خارج گردد.
احكام تغيير يافتن آب
آب متغيّر آبى است كه بر اثر نجاست، يكى از صفات سهگانه، يعنى مزّه يا بو ويا رنگ آنعوض شود. مسأله تغيير يافتن آب فروعى دارد كه بيان مىشود:
1- اگر چيز نجس مانند ادرار، خون و مردار به آب كثير برسد و يكى از اوصاف سهگانه آنتغيير يابد، آن آب نجس مىشود.
2- فقها گفتهاند: اگر در كنار بركهاى، مردار بيفتد و بوى آن بر بوى آب يا بر مزّه آن تأثيربگذارد امّا خود لاشه در آب متلاشى نشده باشد، آن بركه نجس نمىشود، ولى احتياط اين استكه از آن اجتناب شود زيرا ظاهر روايات و همچنين آيه(وَالرُّجْزَفَاهْجُرْ[1]آن را شامل مىشود.
[1]سوره مدّثّر، آيه 5.
3- بايد تغيير آب، تنها به وسيله برخورد با خود نجس حاصل شده باشد. پس اگر تغيير، به خاطر دو عامل: نجس و چيز ديگر باشد، آب كثير نجس نمىشود.
4- اگر آب نجس و تغيير يافته به وسيله خون مثلًا، در بركهاى از آب ريخته شود و يكى ازاوصاف آب بركه بر اثر آن تغيير يابد، آب بركه نيز نجس مىشود، و همچنين هر آبى كه بهوسيله برخورد با عين نجاست، نجس شده و تغيير يافته، اگر به آب كثير برسد و يكى ازاوصاف آن را طبق اوصاف عين نجاست تغيير دهد، آن را نجس مىگرداند.
5- آب رنگىاى كه نجس شده، اگر به آب كثير برسد ولى رنگ آب كثير را به غير رنگنجاست تغيير دهد، آن را نجس نمىگرداند مگر اينكه تغيير به قدرى باشد كه آب كثير از آبمطلق بودن خارج شود.
6- اگر در آب كثيرى، به طور مثال، خون و مقدارى جوهر قرمز ريخته شود و رنگ آببه وسيله خون و جوهر عوض شود، چنانچه مقدار خون به تنهايى براى تغيير دادن رنگ آبكافى باشد، آب نجس مىشود و گرنه پاك است.
7- اگر بركه آب، بوى گنديده داشته باشد و مردارى نيز در آن بيفتد و مدّتى در آن بماندبه گونهاى كه اگر آب بركه، بو نمىداد، دراين مدّت، لاشه بوى آن را تغيير مىداد، دراينصورت آب بركه نجس محسوب مىشود، زيرا ظاهر روايات، بر شرط دانستن تغيير حقيقى وواقعى دلالت دارد، و ظهور و بروز تغيير، شرط نيست.
8- اگر مردار در آب كثير بيفتد ولى سرماى شديد يا شور بودن آب يا هر پديده ديگر، مانعاز تأثير مردار در اوصاف آب شود به گونهاى كه اگر اين پديده مانع نمىشد، وجود مردار، آبرا تغيير مىداد، دراين صورت، حكم بر طهارت آب مىشود زيرا تغيير، حاصل نشده است.
9- اگر ويژگيهاى خاص عين نجس، از آن سلب شود، مثلًا خصوصيات خون از آن گرفتهشود، يا مردار به گونهاى ضدعفونى شود كه ديگر در آب تأثير نگذارد، دراين صورت ظاهر ايناست كه آب كثير در صورت برخورد با اين نوع نجس، نجس نمىشود زيرا تغيير واقعى حاصلنشده استبا اينكه اگر مانع نمىبود، تغيير حاصل مىشد ولى احتياط اين است كه از آن اجتناب شود.
10- اگر تغيير از جهت برطرف شدن رنگ اصلى آب، يا از بين رفتن مزّه طبيعى آن حاصلشودبازهم آب نجس مىشود، مثل اينكه آب، شور باشد و به جهت برخورد با خون، شورى آن ازبين برود و مانند آبهاى عادى بدون طعم شود زيرا حكمت نجس شدن در هنگام تغيير يافتن، غلبه نجس بر پاكى آب است و روايات نيز اين مورد را شامل مىشود، آيا مگر اين، نوعى ازتغيير مزّه وبو نيست؟
11- تغيير در صفات ديگر آب، غيراز رنگ، بو و مزّه، مانند تغيير در سبكى وسنگينى