با زنان در شبهاى ماه رمضان حرام بوده و چون شدّت شهوت بعضى از مردمباعث مىشد كه در شب روزهدارى با همسران خود آميزش كنند، خداوند براى بندگان خود اين موضوع را تخفيف داده ونزديكى باهمسران را در شب ماه رمضان حلال نمود.
هدف از آميزش با همسران به وجود آوردن نسل انسان است بنابر آنچه خداوند مقدّر كرده است، چه پسر باشد يا دختر.
منظور از رشته سفيدى كه هنگام طلوع فجر، افق را دربرمىگيرد، بيان حدّ اوّل روزه بوده، وحدّ دوّم آن بنابر نظر بعضى از مفسّرانهنگامى است كه خورشيد غروب كند و سرخى آن برطرف شود، امّا بنا به نظر بعضى از مفسّران ديگر هنگام شب، موقع غروبخورشيد است.
و همچنين قرآن از مباشرت با زنان در هنگام اعتكاف در مساجد نهى نموده است، و هر يك از اين احكام بعنوان مرزهاى الهىشناخته شده است كه نبايد به آنها نزديك گرديد، و بيان مرزهاى الهى براى آن است كه راه و روش تقوا مشخّص شود.
حديث شريف:
1- از حضرت امام صادقعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«براى هر چيز زكاتى و زكات بدنها روزه گرفتن است.»[1]
2- حضرت امام صادقعليه السلام روايت كرده است از پدرش، از جدّش رسول خداصلى الله عليه وآله كه فرمود:
«هركه ماه رمضان را روزه بگيرد و شهوت و زبانش را حفظ كند و از آزار مردم خوددارى نمايد، خداوند گناهانش رامىآمرزد، آنچه در گذشته و آينده خواهد بود، و او را از آتش دوزخ نجات داده و در قرارگاه (بهشت و نعمت) جاى مىدهدونيز شفاعت او را درباره گناهكاران اهل توحيد اگرچه به اندازه ريگ بيابان هم باشند قبول مىنمايد.»[2]
3- و نيز از امام رضاعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«همانا مردم به روزه گرفتن دستور داده شدهاند تا درد گرسنگى و تشنگى را بشناسند و به فقر آخرت آشنا گردند، و براى اينكهروزهدار فروتن باشد و خود را در برابر خداوند خوار و نادار بداند و از سوى خداوند مستحقّ پاداش و اجر و با معرفت باشد، و بر آنچهاز گرسنگى و تشنگى احساس مىكند شكيبا باشد تا سزاوار ثواب گردد و علاوه بر آن خود را از شهوتها بازدارد.
و اين امر براى او در دنيا پند دهنده بوده و او را بر انجام وظايفش وادار نموده وراهنماى او
[1]وسائل الشيعه، ج 4، باب 1، ابواب وجوب الصوم ونيّته، ص 3، ح 2.
[2]همان، باب 1، ابواب احكام شهر رمضان، ص 174، حديث 8.
در آخرت (به سوى بهشت) باشد.»[1]
4- دراين باره از حضرت علىعليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: روزه گرفتن در تابستان، گرامى داشتن مهمان و شمشير زدن در راه خدا.»
5- روايت شده است كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود:
«اگر مىدانستيد كه براى شما در ماه رمضان چه فايدههايى است خدا را زيادتر شكر مىكرديد.»[2]
6- امام صادقعليه السلام فرمود:
«كسى كه روزه يك روز از ماه رمضان را بخورد روح ايمان از او بيرون مىرود.»[3]
7- بريد عجلى گويد: از امام باقرعليه السلام سؤال شد درباره مردى كه گواهان شهادت دادند كه او سه روز از ماه رمضان را روزه خوردهاست، امام فرمود:
«از او سؤال شود آيا در روزه خوردنت گناهى بر تو هست؟ اگر گويد: نه. پس بر امام لازم است او را به قتل رساند. و اگرگويد: آرى، بر امام لازم است او را به عنوان تأديب عقوبت كند.»[4]
8- سماعه از امامعليه السلام درباره مردى سؤال نمود كه در ماه رمضان دستگير گرديد كه سه روز روزه خورده و سه بار نيز به نزد حاكمشرع برده شده بود؟ امام فرمود:
«در مرتبه سوم كشته مىشود.»[5]
احكام روزه
روزه چيست؟
به روزه در عربى «صوم» گفته شود و «صوم» در لغت به معناى خوددارى وبازدارى و ترك است. پس كسىكه از چيزى خوددارى كند و از آن خود را بازدارد، همانا «صائم» است، و به اين معنا دلالت دارد سخن خداوند در آيه 26 سوره مريم:... إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَانِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيّاً.
[1]وسائل الشيعه، ج 4، باب 1، ابواب احكام شهر رمضان، ص 4، حديث 5.
[2]همان، باب 1، ص 174، حديث 9.
[3]همان، باب 1، ص 176، حديث 12.
[4]همان، باب 2، ص 178، حديث 1.
[5]همان، باب 2، ص 179، حديث 2.
«... من براى خدا نذر كردهام كه روزه بدارم، پس امروز با هيچ انسانى سخن نخواهم گفت.» (دراين آيه روزه بهمعناى خوددارى از سخن گفتن آمده است).
امّا در شريعت منظور از روزه، امساك و خوددارى از چيزهاى مخصوص است كه شرع از آنها نهى كرده است، مانند: خوردن، آشاميدن و آميزش نمودن، در زمان خاصّ و با شرايط ويژه، مشروط به اينكه اين امساك با نيّت تقرّب به خدا و فرمانبرى او باشد.
روزه در ماه مبارك رمضان از بهترين عبادتهاست و آن پايهاى از پايههاى دين است و وجوب آن از (ضروريات دين) شمرده مىشود، و منكر وجوب آن از دين خارج مىگردد، همچنانكه منكر نماز، زكات و حجّ از دين خارج مىشود، واهمّيت آن درحديث شريف چنين بيان گرديده است:
«بُنِي الإسلام على خمس: شهادة أن لاإله إلّا اللَّهُ وأنّ محمّداً عبدُهُ ورسوله، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة، وحجّ البيت، وصيام شهررمضان»[1].
«اسلام بر پنج پايه بنا نهاده شده است: گواهى بر اينكه نيست خدايى مگر اللَّه، و اينكه حضرت محمّدصلى الله عليه وآله بنده و رسولخداست، برپا نمودن نماز، پرداخت نمودن زكات، انجام دادن حجّ خانه خدا و روزه گرفتن در ماه رمضان».
فقهاهم فتوى دادهاند كه هركسى منكر وجوب «روزه» باشد، مرتدّ و از دين خارج بوده و قتل او واجب است، زيراانكار روزه، بر مىگردد به انكار رسالت پيامبر اسلام، ولى اگر به وجوب روزه ايمان داشته باشد و به خاطر سبك شمردن و سستىنمودن ترك نمايد مورد تعزير[2]و تنبيه قانونى قرار مىگيرد، اگر دوباره روزه را ترك نمايد، براى دومين بار تعزير مىشود، ولى درسومين بار به حكم حاكم شرع كشته مىشود و بنابر نظر برخى از فقها در چهارمين بار كشته مىشود.
شرايط روزه:
1- اسلام: مسلمان بودن شرط قبول شدن روزه است، پس اگر زمانى كافر مسلمان شود، روزهايى كه در هنگام كفر، روزهنگرفته است، از او ساقط است، ودر روزى كه مسلمان شده است، نيز روزه بر او واجب نيست، بلكه براى احترام ماه رمضان ازمبطلات روزه خوددارى كند.
2- بلوغ: كودكى كه به سنّ بلوغ و ازدواج نرسيده است روزه بر او واجب نيست و اگر روزه بگيرد صحيح است، همچنان اگر دروسط روز بالغ شود احتياط اين است كه به نيّت روزه از
[1]وسايل الشيعه، ج 1، باب 1، ص 11، حديث 15، در اكثر روايات اين بخش از وسايل الشيعه (ولايت) نيز به عنوان يكى ديگر از اركان اسلام ذكر شده است.
[2]تعزير: اين است كه حاكم شرع بنابه تشخيص خود و مناسب با حال شخص، گناهكار را تنبيه نمايد، مقدار آن كمتر از حد است كه در شرع اندازه آن معيّن شده است.
مبطلات امساك كند در صورتى كه قبلاز زوال خورشيد (ظهرشرعى) باشد و چيزى از مبطلات روزه را بجا نياورده باشد.
3- عقل: بر ديوانهاى كه مفهوم روزه را درك نمىكند روزه گرفتن واجب نيست، و اگر در زمانى از روز به خود بيايد و قبلًا همامساك نموده باشد، احتياط آن است كه امساك كند، وشخص مست و بيهوش هم ملحق به ديوانه است.
4- طهارت در تمام روز: روزه بر زن در حال قاعدگى و نفاس واجب نيست، واگر لحظهاى قبلاز غروب خون ببيند و يا حالتقاعدگى و نفاس به اندازه اندكى تا بعداز طلوع فجر ادامه يابد، روزه باطل مىگردد، و بايد قضاى آن را بجا آورد.
امّا زن مستحاضه، لازم است كه دستور غسل خود را رعايت كند، و روزهاش در صورتى درست خواهد بود كه غسلهاى روز را بجاآورده باشد. و كسى كه عمداً تا صبح به حالت جنابت در ماه رمضان باقى بماند بايد از مبطلات روزه خوددارى نموده و قضاى آن روز راهم بجا آورد.
5- در وطن يا مقيم بودن: كسى كه مسافر مىباشد بايد روزهاش را بخورد وواجب است كه در روزهاى ديگر قضاى روزههايش رابجا آورد، و اگر نداند كه روزه گرفتن در حال مسافرت حرام و باطل است و روزه بگيرد، روزهاش صحيح است و كفايت مىكند، و اگرده روز قصد ماندن در جايى نمايد بايد روزه بگيرد، ونيز كسى كه براى معصيت سفر كند و يا مسافرت شغل او باشد مانند راننده بايدروزه بگيرد و همچنين كسى كه سى روز در جايى مردّد بماند، يعنى طى سى روز نداند كه مىماند يا مسافرت مىكند.
احكام ديگر مسافرت كه در بحث نماز ذكر شده است در روزه نيز جارى مىباشد.
آرى! از ممنوع بودن روزه در مسافرت استثنا شده است سه روز روزه گرفتن حاجى به جاى قربانى اگر به آن دسترسى نداشته باشد، همچنين براى كسى كه قبلاز غروب از سرزمين عرفات كوچ نمايد و يك شتر نداشته باشد كه بعنوان كفاره قربانى كند چنين كسى لازماست 18 روز در عوض قربانى شتر، روزه بگيرد.
امّا كسى كه نذر كند روز معيّنى را چه در سفر و چه در وطن، روزه بگيرد، مانند كسى كه نذر كرده باشد در هر جمعه روزهبگيرد، در روايت آمده است كه روزه آن روز، درهر حال، واجب است و مشهور فقها به اين روايت عمل نمودهاند.
دو مسأله:
اوّل- كسى كه بعداز ظهر مسافرت كند نبايد روزهاش را بخورد.
دوّم- مسافر اگر قبلاز ظهر به وطن يا محلّ اقامتش برسد و مفطرى بجا نياورده باشد، بايد آن روز را روزه بگيرد.
6- ايمن از ضرر: اگر كسى بترسد كه به خاطر روزه گرفتن ضرر زيادى به جان، عرض و يا مالش برسد، خوردن روزه براى اوجايز است، بلكه شرعاً افطار نمودن روزه واجب است، در صورتى كه حفظ جان خود از آن ضرر، شرعاً واجب باشد.
معيار ضرر اين است كه تحمّل آن براى انسان موجب جرح و مشكل باشد يا دفع آن ضرر در نزد شرع اسلام مهمتر از روزه گرفتنباشد، مانند حفظ جان انسانى از هلاكت و يا حفظ ناموسى از فحشا و يا حفظ رازى از رازهاى امّت اسلامى از فاش شدن.
7- سلامتى: بر بيمار لازم است كه روزه خود را در ماه رمضان بخورد و قضاى آنچه را خورده در روزهاى ديگر بجا آورد.
اوْلى اين است كه معيارهاى ذيل در تعريف بيمارى رعايت شود:
1- انسان بترسد كه روزه گرفتن به جان او ضرر برساند، مثلًا: بيمارى او زياد شود يا بهبودى او به طول انجامد.
2- زمانى كه روزه گرفتن براى بيمار موجب حرج يا مشكل باشد، مانند: كسى كه دچار سردرد باشد و اگر روزهاش را بخوردتخفيف پيدا مىكند، يا كسى كه دچار درد كمر بوده و نيازبه خوردن مسكن دارد و بدون خوردن آن تحمّل درد براى او سخت مىباشد، يا كسى كه تب دارد وبا گرفتن روزه دچار ضعف شديدمىگردد.
3- زمانى كه انسان در بعضى از اعضاى بدنش احساس ناتوانى و ضعف نمايد وبترسد كه در اثر روزه گرفتن به بيمارى تبديل شود، مانند اين كه چشمش ضعيف باشد و با روزه گرفتن ضعيفتر مىشود. و همچنين اگر شخص سالمى بترسد كه با روزه گرفتن دچار بيمارىگردد يا به حدّى برسد كه روزه گرفتن بصورت حرج و مشقّت زياد براى او درآيد، به حكم بيمار ملحق مىشود.
دو مسأله:
1- اگر بيمار در وسط روز و پيش از آن كه افطار كرده باشد، بهبود يابد احتياط آن است كه نيّت روزه نموده و امساك نمايد وسپس قضاى آن روز را نيز بجا آورد، مخصوصاً زمانى كه بهبوديش بعداز ظهر باشد.
2- اگر بيمار با سختى روزه بگيرد اقوى آن است كه آن روز را قضا نمايد، بويژه هنگامى كه احتمال ضرر داشته باشد، ولى اگر كسىبا ترس از بيمارى روزه بگيرد وبعداً معلوم شود كه روزه برايش ضرر نداشته است چيزى بر او نخواهد بود.
احكام كسانى كه از روزه گرفتن ناتوان هستند
1- كسى كه از روزه گرفتن به خاطر پيرى يا بيمارى مزمن مانند: بيمارى تشنگى (كسىكه
سيرآب نمىشود) بيمارى قنديا بيمارى كليه و امثال آنها ناتوان باشد، لازم است بر همه آنان بهتعداد روزهايى كه روزه خوردهاند كفاره داده و مسكينى را طعامبدهند و مقدار آن به اندازه يك چارك از طعام غالب است، و اگر اين مقدار طعام يك مسكين را سير نكند، احتياط آن است كه طعامزيادترى داده شود تا يك نفر فقير را سير نمايد، و بهتر است كه بيش از يك نفر را طعام بدهند و بيش از اندازه سير شدن يك شكمباشد، و اگر اين افراد بتوانند روزه گرفتن را تحمّل نمايند بدون اينكه ضررى متوجّه آنان شود جايز است كه روزه بگيرند.
2- زن باردار و زن شير دهندهاى كه توان روزه گرفتن را ندارند يا بترسند كه به فرزند آنان آسيب برسد، روزه نگيرند، سپس براىهر روز به اندازه يك چارك، فقيرى را طعام بدهند واحتياط آن است كه تا سال آينده اگر توانايى پيدا كردند روزه خود را قضا كنند.
و اگر زن شير دهنده بتواند كسى را پيدا كند كه بچه او را شير دهد، يا بچه خود را شير خشك بدهد و اين كار براى او موجب حرجنشود و به بچه هم آسيب نرساند دراين صورت بايد روزه بگيرد.
3- كسى كه تا حدّى دچار تشنگى شود كه بر جان خود بترسد، چنانكه در روايت آمده است مىتواند به قدرى آب بنوشد كه خودرا نگه دارد و نبايد سيرآب شود.
احكام نيّت در روزه:
روزه چون از عبادات است، پس نيّت شرط صحّت آن است، و چون حقيقت روزه خوددارى از مبطلات و قصد امساك است، لذانيّت جزيى از حقيقت آن است، و لازم است كه مسلمان بعنوان عبادت و اخلاص براى خدا روزه بگيرد، وعمل خود را با ريا وخودنمايى مخلوط نكند و قصد او غير خدا نباشد.
چند مسأله مهمّ درباره نيّت روزه:
1- اگر انسان از شب اراده نمايد كه روزه بگيرد، كفايت مىكند و لازم نيست كه هنگام فجر يا در روز نيّت خود را تجديد كند، پس اگر از روزه گرفتن غافل شود يا روز را بخوابد، به روزهاش ضرر نخواهد رسيد.
2- اگر نيّت روزه فردا را نمايد، كفايت مىكند حتّى اگر معيّن نكند كه آن روز از ماه رمضان است، يا نداند كه آن روز از ماهرمضان است.
3- اگر كسى به خاطر جلب رضاى خدا، روزى را كه روزهاش مستحب است مانند روزهاى ماه رجب، روزه گيرد كفايتمىكند، اگرچه در نيّت خود ماه رجب را معيّن نكرده و از آن نام
نبرده باشد.
4- واجب نيست كه انسان معيّن كند آنچه را كه روزه مىگيرد به عنوان روزه نذر، روزه كفّاره، يا بجاى قربانى در حجّ تمتّع يا بهعنوان اجير شدن از طرف كسى باشد، بلكه كفايت مىكند به خاطر تقرّب به خدا روزه بگيرد، و اگر حقوق خدا به گردن او بسيارباشد مانند: روزه قضاى ماه رمضان، روزه نذر، روزه كفّاره و امثال آن و او بدون اينكه يكى از آنها را معيّن كرده باشد، روزه بگيرد، به تعداد روزهايى كه روزه گرفته است، حقّ خدا از او ساقط مىشود، و اگر بازبه گردنش روزهاى ديگرى باقى مانده باشد كفايت مىكند كه به تعداد آن روزها نيز روزه بگيرد، بدون اينكه آنها را معيّن كند واحتياط مستحبّ اين است كه معيّن كند.
5- شناختن مبطلات روزه به طور مفصّل شرط نمىباشد، بلكه اگر نيّت كند كه روزه مىگيرد از آنچه كه امساك از آن در شريعتواجب شده است، كفايت مىكند.
6- در روزه مستحبّى جايز است كه انسان بعداز فجر نيّت كند، پس اگر از اوّل قصد روزه نكرده باشد، سپس به نظرش بيايد كهروزه بگيرد، در صورتى كه افطار نكرده است، مىتواند روزه بگيرد. در قضاى ماه رمضان هم مىتواند همين كار را تا قبلاز ظهر انجامدهد.
7- اگر انسان قصد كند كه روزه خود را بخورد، سپس قبلاز آنكه افطار كرده باشد از قصد خود برگردد، به روزه او ضرر نمىرسد.
روزه يوم الشك
1- مستحبّ است در روزى كه معلوم نيست از ماه رمضان است يا نه، به نيّت ماه شعبان روزه گرفته شود، چنانكه جايز استانسان آن روز را به قصد قضا روزه بگيرد و اگر به اين ترتيب روزه بگيرد و بعداً معلوم شود ماه رمضان بوده، از روزه ماه رمضان كفايتمىكند.
2- جايز نيست انسان يوم الشكّ را به نيّت ماه رمضان روزه بگيرد، چون هنوز ماه رمضان ثابت نشده است، و اگر كسى يومالشكّ را به قصد ماه رمضان روزه بگيرد و معلوم شود كه ماه رمضان بوده، از باب احتياط بايد قضاى آن روز را بجا آورد.
3- امّا اگر يوم الشكّ را به نيّت احتياط روزه بگيرد، كه اگر شعبان بوده روزه مستحبّى حساب شود و اگر ماه رمضان بوده روزهواجب حساب شود، در روزهاش اشكالى نخواهد بود، ولى قصد استحباب بهتر است.
4- اگر انسان نيّت روزه نكند و در روز معلوم شود كه آن روز، اوّل ماه رمضان است، پس اگر چيزى از مبطلات روزه را بجانياورده باشد، بر او لازم است تا قبلاز ظهر نيّت روزه كند، امّا اگر بعداز ظهر باشد لازم است نيّت روزه كند و از مبطلات روزهامساك نمايد و احوط اين
است كه قضاى آن روز را هم بجا آورد.
مبطلات روزه
روزه خوددارى از شهوت جنسى، خوردن و آشاميدن است و به هريك از اين مبطلات تعدادى ديگر از مبطلات روزه ملحقمىشود از قبيل: استمنا، ملاعبه با همسر براى كسيكه دراين حالت منى از او خارج مىشود، و عمداً تا طلوع فجر به حالت جنابتباقى ماندن.
و همچنين در آب فرورفتن، داخل نمودن غبار غليظ در حلق، اماله كردن واستفراغ.
به يارى خداوند به طور مفصّل درباره اين مبطلات سخن گفته خواهد شد واكنون درباره جزئيات مبطلات سهگانه اصلى روزه كهخوردن و نوشيدن و آميزش جنسى است توضيح داده مىشود:
الف- احكام خوردن و آشاميدن:
بر روزهدار واجب است كه در طول وقت روزه از خوردن و آشاميدن پرهيز كند، جزئيات مسأله بشرح ذيل بيان مىشود:
1- براى روزهدار سزاوار است كه قبلاز طلوع فجر لاى دندانها را خلال كند تا چيزى از بقاياى غذا در آنها باقى نماند و اگر چيزىباقى مانده باشد بنابر احتياط آن را در طول روز نبلعد.
2- فرو بردن آب دهان اشكالى ندارد اگرچه در فضاى دهان جمع شده و داراى طعم يا چسبندگى باشد، و نيز مكيدن نگين انگشتراشكالى ندارد و اگر چيزى را تصوّر كند كه موجب جارى شدن آب دهان مىشود مانند ترشى و غيره اشكال ندارد.
3- اخلاطى كه از سر پائين بيايد و يا از سينه بالا بيايد اگر داخل شكم گردد روزه را باطل نمىكند و احتياط مستحبّ آن است وقتىكه به فضاى دهان برسد، بيرون انداخته شود.
4- بايد روزهدار از كارهايى كه موجب نفوذ آب و طعام به داخل بدن انسان مىشود اجتناب كند مانند: آشاميدن مايعات از راهبينى بواسطه لوله و امثال آن، امّا ريختن دارو در گوش و چشم اشكالى ايجاد نمىكند اگرچه انسان مزّه آن را در گلوى خود احساس كند.
5- بايد روزهدار از استفاده از سرم يا آمپول تقويت كننده اجتناب كند و اگر از آنها اجتناب نكند احتياط اين است كه از مبطلاتديگر روزه خوددارى نمايد و سپس قضاى آن روز را بجا آورد.
6- در خوردن و نوشيدن تفاوت نمىكند كه خوردن و نوشيدن چيزى معمولى مانند: نان و شير باشد و يا غير معمولى مانند: خاكو نفت.