6- ايمن از ضرر: اگر كسى بترسد كه به خاطر روزه گرفتن ضرر زيادى به جان، عرض و يا مالش برسد، خوردن روزه براى اوجايز است، بلكه شرعاً افطار نمودن روزه واجب است، در صورتى كه حفظ جان خود از آن ضرر، شرعاً واجب باشد.
معيار ضرر اين است كه تحمّل آن براى انسان موجب جرح و مشكل باشد يا دفع آن ضرر در نزد شرع اسلام مهمتر از روزه گرفتنباشد، مانند حفظ جان انسانى از هلاكت و يا حفظ ناموسى از فحشا و يا حفظ رازى از رازهاى امّت اسلامى از فاش شدن.
7- سلامتى: بر بيمار لازم است كه روزه خود را در ماه رمضان بخورد و قضاى آنچه را خورده در روزهاى ديگر بجا آورد.
اوْلى اين است كه معيارهاى ذيل در تعريف بيمارى رعايت شود:
1- انسان بترسد كه روزه گرفتن به جان او ضرر برساند، مثلًا: بيمارى او زياد شود يا بهبودى او به طول انجامد.
2- زمانى كه روزه گرفتن براى بيمار موجب حرج يا مشكل باشد، مانند: كسى كه دچار سردرد باشد و اگر روزهاش را بخوردتخفيف پيدا مىكند، يا كسى كه دچار درد كمر بوده و نيازبه خوردن مسكن دارد و بدون خوردن آن تحمّل درد براى او سخت مىباشد، يا كسى كه تب دارد وبا گرفتن روزه دچار ضعف شديدمىگردد.
3- زمانى كه انسان در بعضى از اعضاى بدنش احساس ناتوانى و ضعف نمايد وبترسد كه در اثر روزه گرفتن به بيمارى تبديل شود، مانند اين كه چشمش ضعيف باشد و با روزه گرفتن ضعيفتر مىشود. و همچنين اگر شخص سالمى بترسد كه با روزه گرفتن دچار بيمارىگردد يا به حدّى برسد كه روزه گرفتن بصورت حرج و مشقّت زياد براى او درآيد، به حكم بيمار ملحق مىشود.
دو مسأله:
1- اگر بيمار در وسط روز و پيش از آن كه افطار كرده باشد، بهبود يابد احتياط آن است كه نيّت روزه نموده و امساك نمايد وسپس قضاى آن روز را نيز بجا آورد، مخصوصاً زمانى كه بهبوديش بعداز ظهر باشد.
2- اگر بيمار با سختى روزه بگيرد اقوى آن است كه آن روز را قضا نمايد، بويژه هنگامى كه احتمال ضرر داشته باشد، ولى اگر كسىبا ترس از بيمارى روزه بگيرد وبعداً معلوم شود كه روزه برايش ضرر نداشته است چيزى بر او نخواهد بود.
احكام كسانى كه از روزه گرفتن ناتوان هستند
1- كسى كه از روزه گرفتن به خاطر پيرى يا بيمارى مزمن مانند: بيمارى تشنگى (كسىكه
سيرآب نمىشود) بيمارى قنديا بيمارى كليه و امثال آنها ناتوان باشد، لازم است بر همه آنان بهتعداد روزهايى كه روزه خوردهاند كفاره داده و مسكينى را طعامبدهند و مقدار آن به اندازه يك چارك از طعام غالب است، و اگر اين مقدار طعام يك مسكين را سير نكند، احتياط آن است كه طعامزيادترى داده شود تا يك نفر فقير را سير نمايد، و بهتر است كه بيش از يك نفر را طعام بدهند و بيش از اندازه سير شدن يك شكمباشد، و اگر اين افراد بتوانند روزه گرفتن را تحمّل نمايند بدون اينكه ضررى متوجّه آنان شود جايز است كه روزه بگيرند.
2- زن باردار و زن شير دهندهاى كه توان روزه گرفتن را ندارند يا بترسند كه به فرزند آنان آسيب برسد، روزه نگيرند، سپس براىهر روز به اندازه يك چارك، فقيرى را طعام بدهند واحتياط آن است كه تا سال آينده اگر توانايى پيدا كردند روزه خود را قضا كنند.
و اگر زن شير دهنده بتواند كسى را پيدا كند كه بچه او را شير دهد، يا بچه خود را شير خشك بدهد و اين كار براى او موجب حرجنشود و به بچه هم آسيب نرساند دراين صورت بايد روزه بگيرد.
3- كسى كه تا حدّى دچار تشنگى شود كه بر جان خود بترسد، چنانكه در روايت آمده است مىتواند به قدرى آب بنوشد كه خودرا نگه دارد و نبايد سيرآب شود.
احكام نيّت در روزه:
روزه چون از عبادات است، پس نيّت شرط صحّت آن است، و چون حقيقت روزه خوددارى از مبطلات و قصد امساك است، لذانيّت جزيى از حقيقت آن است، و لازم است كه مسلمان بعنوان عبادت و اخلاص براى خدا روزه بگيرد، وعمل خود را با ريا وخودنمايى مخلوط نكند و قصد او غير خدا نباشد.
چند مسأله مهمّ درباره نيّت روزه:
1- اگر انسان از شب اراده نمايد كه روزه بگيرد، كفايت مىكند و لازم نيست كه هنگام فجر يا در روز نيّت خود را تجديد كند، پس اگر از روزه گرفتن غافل شود يا روز را بخوابد، به روزهاش ضرر نخواهد رسيد.
2- اگر نيّت روزه فردا را نمايد، كفايت مىكند حتّى اگر معيّن نكند كه آن روز از ماه رمضان است، يا نداند كه آن روز از ماهرمضان است.
3- اگر كسى به خاطر جلب رضاى خدا، روزى را كه روزهاش مستحب است مانند روزهاى ماه رجب، روزه گيرد كفايتمىكند، اگرچه در نيّت خود ماه رجب را معيّن نكرده و از آن نام
نبرده باشد.
4- واجب نيست كه انسان معيّن كند آنچه را كه روزه مىگيرد به عنوان روزه نذر، روزه كفّاره، يا بجاى قربانى در حجّ تمتّع يا بهعنوان اجير شدن از طرف كسى باشد، بلكه كفايت مىكند به خاطر تقرّب به خدا روزه بگيرد، و اگر حقوق خدا به گردن او بسيارباشد مانند: روزه قضاى ماه رمضان، روزه نذر، روزه كفّاره و امثال آن و او بدون اينكه يكى از آنها را معيّن كرده باشد، روزه بگيرد، به تعداد روزهايى كه روزه گرفته است، حقّ خدا از او ساقط مىشود، و اگر بازبه گردنش روزهاى ديگرى باقى مانده باشد كفايت مىكند كه به تعداد آن روزها نيز روزه بگيرد، بدون اينكه آنها را معيّن كند واحتياط مستحبّ اين است كه معيّن كند.
5- شناختن مبطلات روزه به طور مفصّل شرط نمىباشد، بلكه اگر نيّت كند كه روزه مىگيرد از آنچه كه امساك از آن در شريعتواجب شده است، كفايت مىكند.
6- در روزه مستحبّى جايز است كه انسان بعداز فجر نيّت كند، پس اگر از اوّل قصد روزه نكرده باشد، سپس به نظرش بيايد كهروزه بگيرد، در صورتى كه افطار نكرده است، مىتواند روزه بگيرد. در قضاى ماه رمضان هم مىتواند همين كار را تا قبلاز ظهر انجامدهد.
7- اگر انسان قصد كند كه روزه خود را بخورد، سپس قبلاز آنكه افطار كرده باشد از قصد خود برگردد، به روزه او ضرر نمىرسد.
روزه يوم الشك
1- مستحبّ است در روزى كه معلوم نيست از ماه رمضان است يا نه، به نيّت ماه شعبان روزه گرفته شود، چنانكه جايز استانسان آن روز را به قصد قضا روزه بگيرد و اگر به اين ترتيب روزه بگيرد و بعداً معلوم شود ماه رمضان بوده، از روزه ماه رمضان كفايتمىكند.
2- جايز نيست انسان يوم الشكّ را به نيّت ماه رمضان روزه بگيرد، چون هنوز ماه رمضان ثابت نشده است، و اگر كسى يومالشكّ را به قصد ماه رمضان روزه بگيرد و معلوم شود كه ماه رمضان بوده، از باب احتياط بايد قضاى آن روز را بجا آورد.
3- امّا اگر يوم الشكّ را به نيّت احتياط روزه بگيرد، كه اگر شعبان بوده روزه مستحبّى حساب شود و اگر ماه رمضان بوده روزهواجب حساب شود، در روزهاش اشكالى نخواهد بود، ولى قصد استحباب بهتر است.
4- اگر انسان نيّت روزه نكند و در روز معلوم شود كه آن روز، اوّل ماه رمضان است، پس اگر چيزى از مبطلات روزه را بجانياورده باشد، بر او لازم است تا قبلاز ظهر نيّت روزه كند، امّا اگر بعداز ظهر باشد لازم است نيّت روزه كند و از مبطلات روزهامساك نمايد و احوط اين
است كه قضاى آن روز را هم بجا آورد.
مبطلات روزه
روزه خوددارى از شهوت جنسى، خوردن و آشاميدن است و به هريك از اين مبطلات تعدادى ديگر از مبطلات روزه ملحقمىشود از قبيل: استمنا، ملاعبه با همسر براى كسيكه دراين حالت منى از او خارج مىشود، و عمداً تا طلوع فجر به حالت جنابتباقى ماندن.
و همچنين در آب فرورفتن، داخل نمودن غبار غليظ در حلق، اماله كردن واستفراغ.
به يارى خداوند به طور مفصّل درباره اين مبطلات سخن گفته خواهد شد واكنون درباره جزئيات مبطلات سهگانه اصلى روزه كهخوردن و نوشيدن و آميزش جنسى است توضيح داده مىشود:
الف- احكام خوردن و آشاميدن:
بر روزهدار واجب است كه در طول وقت روزه از خوردن و آشاميدن پرهيز كند، جزئيات مسأله بشرح ذيل بيان مىشود:
1- براى روزهدار سزاوار است كه قبلاز طلوع فجر لاى دندانها را خلال كند تا چيزى از بقاياى غذا در آنها باقى نماند و اگر چيزىباقى مانده باشد بنابر احتياط آن را در طول روز نبلعد.
2- فرو بردن آب دهان اشكالى ندارد اگرچه در فضاى دهان جمع شده و داراى طعم يا چسبندگى باشد، و نيز مكيدن نگين انگشتراشكالى ندارد و اگر چيزى را تصوّر كند كه موجب جارى شدن آب دهان مىشود مانند ترشى و غيره اشكال ندارد.
3- اخلاطى كه از سر پائين بيايد و يا از سينه بالا بيايد اگر داخل شكم گردد روزه را باطل نمىكند و احتياط مستحبّ آن است وقتىكه به فضاى دهان برسد، بيرون انداخته شود.
4- بايد روزهدار از كارهايى كه موجب نفوذ آب و طعام به داخل بدن انسان مىشود اجتناب كند مانند: آشاميدن مايعات از راهبينى بواسطه لوله و امثال آن، امّا ريختن دارو در گوش و چشم اشكالى ايجاد نمىكند اگرچه انسان مزّه آن را در گلوى خود احساس كند.
5- بايد روزهدار از استفاده از سرم يا آمپول تقويت كننده اجتناب كند و اگر از آنها اجتناب نكند احتياط اين است كه از مبطلاتديگر روزه خوددارى نمايد و سپس قضاى آن روز را بجا آورد.
6- در خوردن و نوشيدن تفاوت نمىكند كه خوردن و نوشيدن چيزى معمولى مانند: نان و شير باشد و يا غير معمولى مانند: خاكو نفت.
7- سرمه كشيدن و دارو ريختن در گوش و چشم و بكارگيرى انفيه (با كراهت دراين مورد) براى روزهدار اشكالىندارد. دود، بخار و غبار نيز اشكالى ايجاد نمىكند در صورتيكه غلظت آنها به حدّى نرسد كه در عرف آشاميدن يا خوردن محسوبشود. همچنان اشكالى ندارد كه روزهدار براى نماز مضمضه كند، امّا مراقب باشد تا آب به داخل بدن او وارد نشود، و نيز اشكال نداردكه روزهدار با چوب تر يا خشك مسواك كند و اشكال ندارد كه روزهدار آدامس بىطعم بجود (البتّه مكروه است) وهمچنين جايز است كه روزهدار مزّه غذا را بچشد و يا غذاها را براى پرنده و يا غير آن جويده و نرم كند.
ب- آميزش:
1- آميزش جنسى بر مرد و زن روزهدار حرام است چه همراه با خروج منى باشد يا نباشد، وموجب بطلان روزه مىشود.
2- نزديكى از عقب نيز حرام است و موجب بطلان روزه هر دو طرف مىشود.
3- آميزش با پسر نيز همان حكم را دارد، و آميزش با چهارپايان بنابر احتياط روزه را باطل مىكند. (اين دو عمل ازمحرّمات بزرگ است در روزه و غير روزه).
4- استمنا حرام است و كسى كه اين عمل را چه بواسطه لمس كردن يا بوسيدن و حتّى با نگاه نمودن به جنس مخالف يا به تصوير اوو نيز با نگاه كردن به فيلم مبتذل انجام دهد و يا حتّى با تخيّل استمنا كند، روزهاش در تمام اين موارد باطل مىشود.
5- كسى كه موارد فوق را انجام بدهد، بدون اينكه قصد بيرون آمدن منى كرده باشد ولى ناگهان منى از او بيرون بيايد روزه اواشكالى نخواهد داشت.
6- احوط اين است كه انسان از هر چيزى كه بواسطه آن احتمال بيرون آمدن منى داده مىشود اجتناب كند، پس نبايد- در صورتترس از بيرون آمدن منى- همسر خود را ببوسد يا او را لمس كند، امّا اگر از بيرون آمدن منى ايمن باشد و از عادت او بيرون آمدن منىنباشد ولى اتّفاقاً منى از او بيرون بيايد اشكالى نخواهد داشت.
7- محتلم شدن در خواب روزه را باطل نمىكند حتّى اگر روزهدار بداند كه اگر بخوابد محتلم خواهد شد، اگرچه بهتر است كه ازاين حالت اجتناب كند در صورتى كه موجب حرج و دشوارى نباشد.
ساير مبطلات:
1- غبار غليظى كه بمنزله خوردن حساب شود، و بخار انبوهى كه بمنزله آشاميدن حساب
گردد روزه را باطل مىنمايد، پسروزهدار بايد از آن دو، خوددارى نمايد. غبار و بخار غير غليظ روزه را باطل نمىكند، اگرچه بهتر است از آن دو اجتناب نمايد. دودنيز حكم غبار و بخار را دارد.
2- كسى كه در شب ماه رمضان جنب شده است، لازم است كه قبلاز فجر (اذان صبح) غسل نمايد، ولى اگر تنبلى كندتا فجر طلوع نمايد و او جنب باشد، لازم است كه روزه خود را قضا كند.
3- اگر در شب جنب شود، ولى در غسل نمودن سستى كند و بخوابد، يا يكبار بيدار شود باز به خواب رود تا اينكه صبح شود بر اولازم است كه روزه خود را قضا كند.
4- اگر روزهدارى در روز محتلم شود، يا بدون اختيار، منى از او بيرون گردد لازم نيست كه فوراً غسل نمايد.
5- اگر كسى در شب محتلم شود يا با همسرش نزديكى نمايد سپس بخوابد وقصدش اين باشد كه قبلاز فجر غسل كند، ولى تا صبحاز خواب بيدار نگردد، ضررى به روزه او وارد نمىشود.
6- كسى كه (در غير ماه رمضان) صبح بيدار شود در حاليكه جنب باشد، سپس غسل نموده ونيّت روزه مستحبّى نمايدجايز است، امّا در قضاى ماه رمضان لازم است كه روز ديگرى را براى قضا اختيار كند در صورتى كه با جنابت بعداز اذان صبح بيدارشده باشد.
7- كسى كه نذر كند مثلًا: در پنجشنبه اوّل هر ماه روزه بگيرد، اگر در آن روز با جنابت صبح كرده باشد، ضررى به روزه او واردنمىشود، بلكه غسل كند و نيّت روزه نمايد.
و نيز چنين است اگر سوگند ياد نمايد كه روز معيّنى را روزه بگيرد، و حتّى اگر روز غير معيّنى را نذر كند كه روزه بگيرد، روزهاشصحيح است.
8- غسل كردن قبلاز فجر براى روزه كفّاره نيز شرط است، مانند: روزه واجب ده روز بر كسى كه در حجّ تمتّع قربانى نداشتهاست.
9- زن حائض نيز اگر از حيض پاك شود بر او لازم است كه قبلاز فجر غسل نمايد، و زنى كه نفاس داشته باشد نيز چنين است، امّااگر در غسل كردن تا طلوع فجر سستى كنند بر آنان لازم است كه روزه خود را قضا نمايند.
10- بر زن مستحاضه، بنابر احوط، لازم است كه غسلهاى روزانه خود را بجا آورد تا روزهاش صحيح باشد، و غسل كردن براىنماز مغرب و عشا شرط صحيح بودن روزهاش نيست اگرچه اوْلى اين است كه تمام وظايف مستحاضه را انجام بدهد تا روزهاش كاملگردد.
11- حكم اماله كردن چنين است:
الف- استعمال شيافهايى كه براى معالجه است اشكال ندارد.
ب- اماله كردن با ماده مايع بنابر احتياط بر روزهدار حرام است و اگر چنين كارى نمايد
بنابر احتياط بايد روزه خود را قضا كند.
12- استفراغ عمدى موجب قضاى روزه مىشود، امّا استفراغ غير عمدى اشكالى ندارد.
13- از بزرگترين گناهان، دروغ بستن به خدا و رسول خدا و ائمّه معصومينعليهم السلام است، وحرمت آن در ماه رمضان و در حالروزه بودن مؤكّد مىشود و در مُفطِر بودن آن ترديد است ولى احوط اين است كسى كه در ماه رمضان مرتكب اين گناه شده است روزهخود را قضا نمايد، بلكه وضوى خود را نيز تجديد نمايد.
14- مكروه است كه روزهدار سر خود را در آب فروببرد، بلكه احوط آن است كه اين عمل را ترك كند، و اگر انجام بدهد بهتر ايناست كه آن روز را قضا نمايد.
احكام جهل، سهو و اجبار:
1- كسى كه نسبت به حرام بودن يكى از مبطلات روزه جاهل قاصر باشد و آن را هنگام روزهاش مرتكب شود، اگر از چيزهايىنباشد كه روزه بر آن متوقّف است روزهاش صحيح بوده وچيزى بر او واجب نيست، مانند كسى كه با جنابت صبح كند و يا در آبفرورود (بنابر اينكه ارتماس در آب حرام باشد) و يا عمداً استفراغ نمايد، اگرچه در اين موارد احتياط اين است كهروزهاش را قضا كند.
ولى اگر از چيزهايى باشد كه به روزهاش ضرر برساند مانند جماع، خوردن وآشاميدن، لازم است كه روزهاش را قضا كند و كفّارهبر او لازم نيست.
2- كسى كه از روى جهل حرامى را مرتكب شود، و جهل او از روى تقصير بوده، احوط اين است كه روزهاش را قضا كند و دروجوب كفّاره ترديد است.
3- كسى كه از جهت فراموشى بخورد يا بياشامد، چيزى بر او لازم نيست، نه قضا و نه كفّاره.
4- در احكام سهو و فراموشى ميان روزه ماه رمضان و غير آن، و ميان روزه واجب و مستحبّ تفاوتى وجود ندارد.
5- كسى كه بر خوردن مفطرى مجبور گردد، به طورى كه اراده از او سلب شود مثل اينكه در گلويش آب و غذا ريخته شود، روزهاش باطل نمىشود، ولى اگر كسى بر خوردن مفطرى مجبور شود؛ ولى خودش بخوردن آن مباشرت و اقدام نمايد كفّارهاى بر اونيست و در قضا ترديد مىباشد واحوط قضا نمودن است.
6- اگر كسى از باب اضطرار افطار كند كفّارهاى بر او نيست و لازم است كه آن روز را قضا نمايد.
7- اگر كسى مجبور شود كه قبلاز غروب شرعى از روى تقيّه افطار كند كفّارهاى بر او لازم
نيست و در قضا نمودن آن روز نيز ترديداست، اگرچه قضا موافق احتياط است.
8- اگر هنگام مضمضه كردن، آب بدون اختيار، در گلويش فرورود يا موقع چشيدن غذا چيزى از آن در گلويش داخل شود وهمچنين اگر حشرهاى وارد گلوى او گردد چيزى بر او واجب نمىشود.
وقت روزه
1- روزه گرفتن فقط در روز است و جايز نيست كه انسان روزه شب را نيّت كند، حال چه بخواهد تنها در شب روزه بگيرد ياهمراه با روز، روزه بگيرد و اگر چنين نذرى نمايد، نذرش باطل مىباشد.
2- روزه گرفتن در عيد فطر و عيد قربان جايز نيست، و اگر نذر كند در آن دو روز روزه بگيرد نذرش منعقد نمىشود ولىاگر نذرنمايد كه روز معيّنىاز روزهاى هفته (مانند روزشنبه) را هميشه روزه بگيرد و اتّفاقاً با روز عيد همزمان شود بر او لازماست كه احتياطاً آن روز را قضا نمايد.
3- روزه گرفتن در روزهاى تشريق (روزهاى يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ذىالحجّه) براى كسى كه در منى استجايز نيست، ولى براى كسى كه قربانى نداشته يا نتوانسته قبلاز وقوفبه عرفات روزه عوض قربانى را بجا آورد، جايز است كه روز سيزدهم ذىالحجّه را روزه بگيرد.
حكم ارتكاب مبطلات روزه
1- كفّاره روزه خوردن (به طور عمد) يكى از سه چيز است: آزاد كردن يك بنده يا روزه گرفتن دو ماه پىدرپى و ياشصت فقير را طعام دادن. براى هر مسكين تقريباً به اندازه 750 گرم از موادغذائى مانند: نان، گندم، جو يا هر طعامى كه انسان از آن (نوعاً) استفاده مىكند بايد داده شود، و اگر كسى از پرداخت كفّاره ناتوان باشد بايد به مقدارى كه برايش ممكن استصدقه بدهد. و در پرداخت كفّاره بهتر است ترتيب رعايت شود يعنى اوّل آزاد كردن بنده، اگر ممكن نبود، روزه گرفتن شصت روزپىدرپى، اگر باز ممكن نشد شصت فقير را بايد طعام بدهد.
2- كفّاره بر كسى واجب مىشود كه از روى عمد و علم در ماه رمضان بدون هيچ عذرى روزه را، به وسيله خوردن يا آشاميدن ياجماع كردن يا از خروج منى پرهيز نكردن، باطل كند. امّا كسى كه از روى عمد بحال جنابت تا طلوع فجر باقى بماند بنابر احتياطبايد كفّاره پرداخت كند، ولى اگر كسى بدون غسل بخوابد و قصدش غسل كردن باشد و تا طلوع فجر بيدار نگردد، كفّاره بر او واجبنمىشود.
3- كسى كه با حرام روزهاش را باطل كند، مانند كسى كه در روز ماه رمضان- والعياذ باللَّه-