است كه قضاى آن روز را هم بجا آورد.
مبطلات روزه
روزه خوددارى از شهوت جنسى، خوردن و آشاميدن است و به هريك از اين مبطلات تعدادى ديگر از مبطلات روزه ملحقمىشود از قبيل: استمنا، ملاعبه با همسر براى كسيكه دراين حالت منى از او خارج مىشود، و عمداً تا طلوع فجر به حالت جنابتباقى ماندن.
و همچنين در آب فرورفتن، داخل نمودن غبار غليظ در حلق، اماله كردن واستفراغ.
به يارى خداوند به طور مفصّل درباره اين مبطلات سخن گفته خواهد شد واكنون درباره جزئيات مبطلات سهگانه اصلى روزه كهخوردن و نوشيدن و آميزش جنسى است توضيح داده مىشود:
الف- احكام خوردن و آشاميدن:
بر روزهدار واجب است كه در طول وقت روزه از خوردن و آشاميدن پرهيز كند، جزئيات مسأله بشرح ذيل بيان مىشود:
1- براى روزهدار سزاوار است كه قبلاز طلوع فجر لاى دندانها را خلال كند تا چيزى از بقاياى غذا در آنها باقى نماند و اگر چيزىباقى مانده باشد بنابر احتياط آن را در طول روز نبلعد.
2- فرو بردن آب دهان اشكالى ندارد اگرچه در فضاى دهان جمع شده و داراى طعم يا چسبندگى باشد، و نيز مكيدن نگين انگشتراشكالى ندارد و اگر چيزى را تصوّر كند كه موجب جارى شدن آب دهان مىشود مانند ترشى و غيره اشكال ندارد.
3- اخلاطى كه از سر پائين بيايد و يا از سينه بالا بيايد اگر داخل شكم گردد روزه را باطل نمىكند و احتياط مستحبّ آن است وقتىكه به فضاى دهان برسد، بيرون انداخته شود.
4- بايد روزهدار از كارهايى كه موجب نفوذ آب و طعام به داخل بدن انسان مىشود اجتناب كند مانند: آشاميدن مايعات از راهبينى بواسطه لوله و امثال آن، امّا ريختن دارو در گوش و چشم اشكالى ايجاد نمىكند اگرچه انسان مزّه آن را در گلوى خود احساس كند.
5- بايد روزهدار از استفاده از سرم يا آمپول تقويت كننده اجتناب كند و اگر از آنها اجتناب نكند احتياط اين است كه از مبطلاتديگر روزه خوددارى نمايد و سپس قضاى آن روز را بجا آورد.
6- در خوردن و نوشيدن تفاوت نمىكند كه خوردن و نوشيدن چيزى معمولى مانند: نان و شير باشد و يا غير معمولى مانند: خاكو نفت.
7- سرمه كشيدن و دارو ريختن در گوش و چشم و بكارگيرى انفيه (با كراهت دراين مورد) براى روزهدار اشكالىندارد. دود، بخار و غبار نيز اشكالى ايجاد نمىكند در صورتيكه غلظت آنها به حدّى نرسد كه در عرف آشاميدن يا خوردن محسوبشود. همچنان اشكالى ندارد كه روزهدار براى نماز مضمضه كند، امّا مراقب باشد تا آب به داخل بدن او وارد نشود، و نيز اشكال نداردكه روزهدار با چوب تر يا خشك مسواك كند و اشكال ندارد كه روزهدار آدامس بىطعم بجود (البتّه مكروه است) وهمچنين جايز است كه روزهدار مزّه غذا را بچشد و يا غذاها را براى پرنده و يا غير آن جويده و نرم كند.
ب- آميزش:
1- آميزش جنسى بر مرد و زن روزهدار حرام است چه همراه با خروج منى باشد يا نباشد، وموجب بطلان روزه مىشود.
2- نزديكى از عقب نيز حرام است و موجب بطلان روزه هر دو طرف مىشود.
3- آميزش با پسر نيز همان حكم را دارد، و آميزش با چهارپايان بنابر احتياط روزه را باطل مىكند. (اين دو عمل ازمحرّمات بزرگ است در روزه و غير روزه).
4- استمنا حرام است و كسى كه اين عمل را چه بواسطه لمس كردن يا بوسيدن و حتّى با نگاه نمودن به جنس مخالف يا به تصوير اوو نيز با نگاه كردن به فيلم مبتذل انجام دهد و يا حتّى با تخيّل استمنا كند، روزهاش در تمام اين موارد باطل مىشود.
5- كسى كه موارد فوق را انجام بدهد، بدون اينكه قصد بيرون آمدن منى كرده باشد ولى ناگهان منى از او بيرون بيايد روزه اواشكالى نخواهد داشت.
6- احوط اين است كه انسان از هر چيزى كه بواسطه آن احتمال بيرون آمدن منى داده مىشود اجتناب كند، پس نبايد- در صورتترس از بيرون آمدن منى- همسر خود را ببوسد يا او را لمس كند، امّا اگر از بيرون آمدن منى ايمن باشد و از عادت او بيرون آمدن منىنباشد ولى اتّفاقاً منى از او بيرون بيايد اشكالى نخواهد داشت.
7- محتلم شدن در خواب روزه را باطل نمىكند حتّى اگر روزهدار بداند كه اگر بخوابد محتلم خواهد شد، اگرچه بهتر است كه ازاين حالت اجتناب كند در صورتى كه موجب حرج و دشوارى نباشد.
ساير مبطلات:
1- غبار غليظى كه بمنزله خوردن حساب شود، و بخار انبوهى كه بمنزله آشاميدن حساب
گردد روزه را باطل مىنمايد، پسروزهدار بايد از آن دو، خوددارى نمايد. غبار و بخار غير غليظ روزه را باطل نمىكند، اگرچه بهتر است از آن دو اجتناب نمايد. دودنيز حكم غبار و بخار را دارد.
2- كسى كه در شب ماه رمضان جنب شده است، لازم است كه قبلاز فجر (اذان صبح) غسل نمايد، ولى اگر تنبلى كندتا فجر طلوع نمايد و او جنب باشد، لازم است كه روزه خود را قضا كند.
3- اگر در شب جنب شود، ولى در غسل نمودن سستى كند و بخوابد، يا يكبار بيدار شود باز به خواب رود تا اينكه صبح شود بر اولازم است كه روزه خود را قضا كند.
4- اگر روزهدارى در روز محتلم شود، يا بدون اختيار، منى از او بيرون گردد لازم نيست كه فوراً غسل نمايد.
5- اگر كسى در شب محتلم شود يا با همسرش نزديكى نمايد سپس بخوابد وقصدش اين باشد كه قبلاز فجر غسل كند، ولى تا صبحاز خواب بيدار نگردد، ضررى به روزه او وارد نمىشود.
6- كسى كه (در غير ماه رمضان) صبح بيدار شود در حاليكه جنب باشد، سپس غسل نموده ونيّت روزه مستحبّى نمايدجايز است، امّا در قضاى ماه رمضان لازم است كه روز ديگرى را براى قضا اختيار كند در صورتى كه با جنابت بعداز اذان صبح بيدارشده باشد.
7- كسى كه نذر كند مثلًا: در پنجشنبه اوّل هر ماه روزه بگيرد، اگر در آن روز با جنابت صبح كرده باشد، ضررى به روزه او واردنمىشود، بلكه غسل كند و نيّت روزه نمايد.
و نيز چنين است اگر سوگند ياد نمايد كه روز معيّنى را روزه بگيرد، و حتّى اگر روز غير معيّنى را نذر كند كه روزه بگيرد، روزهاشصحيح است.
8- غسل كردن قبلاز فجر براى روزه كفّاره نيز شرط است، مانند: روزه واجب ده روز بر كسى كه در حجّ تمتّع قربانى نداشتهاست.
9- زن حائض نيز اگر از حيض پاك شود بر او لازم است كه قبلاز فجر غسل نمايد، و زنى كه نفاس داشته باشد نيز چنين است، امّااگر در غسل كردن تا طلوع فجر سستى كنند بر آنان لازم است كه روزه خود را قضا نمايند.
10- بر زن مستحاضه، بنابر احوط، لازم است كه غسلهاى روزانه خود را بجا آورد تا روزهاش صحيح باشد، و غسل كردن براىنماز مغرب و عشا شرط صحيح بودن روزهاش نيست اگرچه اوْلى اين است كه تمام وظايف مستحاضه را انجام بدهد تا روزهاش كاملگردد.
11- حكم اماله كردن چنين است:
الف- استعمال شيافهايى كه براى معالجه است اشكال ندارد.
ب- اماله كردن با ماده مايع بنابر احتياط بر روزهدار حرام است و اگر چنين كارى نمايد
بنابر احتياط بايد روزه خود را قضا كند.
12- استفراغ عمدى موجب قضاى روزه مىشود، امّا استفراغ غير عمدى اشكالى ندارد.
13- از بزرگترين گناهان، دروغ بستن به خدا و رسول خدا و ائمّه معصومينعليهم السلام است، وحرمت آن در ماه رمضان و در حالروزه بودن مؤكّد مىشود و در مُفطِر بودن آن ترديد است ولى احوط اين است كسى كه در ماه رمضان مرتكب اين گناه شده است روزهخود را قضا نمايد، بلكه وضوى خود را نيز تجديد نمايد.
14- مكروه است كه روزهدار سر خود را در آب فروببرد، بلكه احوط آن است كه اين عمل را ترك كند، و اگر انجام بدهد بهتر ايناست كه آن روز را قضا نمايد.
احكام جهل، سهو و اجبار:
1- كسى كه نسبت به حرام بودن يكى از مبطلات روزه جاهل قاصر باشد و آن را هنگام روزهاش مرتكب شود، اگر از چيزهايىنباشد كه روزه بر آن متوقّف است روزهاش صحيح بوده وچيزى بر او واجب نيست، مانند كسى كه با جنابت صبح كند و يا در آبفرورود (بنابر اينكه ارتماس در آب حرام باشد) و يا عمداً استفراغ نمايد، اگرچه در اين موارد احتياط اين است كهروزهاش را قضا كند.
ولى اگر از چيزهايى باشد كه به روزهاش ضرر برساند مانند جماع، خوردن وآشاميدن، لازم است كه روزهاش را قضا كند و كفّارهبر او لازم نيست.
2- كسى كه از روى جهل حرامى را مرتكب شود، و جهل او از روى تقصير بوده، احوط اين است كه روزهاش را قضا كند و دروجوب كفّاره ترديد است.
3- كسى كه از جهت فراموشى بخورد يا بياشامد، چيزى بر او لازم نيست، نه قضا و نه كفّاره.
4- در احكام سهو و فراموشى ميان روزه ماه رمضان و غير آن، و ميان روزه واجب و مستحبّ تفاوتى وجود ندارد.
5- كسى كه بر خوردن مفطرى مجبور گردد، به طورى كه اراده از او سلب شود مثل اينكه در گلويش آب و غذا ريخته شود، روزهاش باطل نمىشود، ولى اگر كسى بر خوردن مفطرى مجبور شود؛ ولى خودش بخوردن آن مباشرت و اقدام نمايد كفّارهاى بر اونيست و در قضا ترديد مىباشد واحوط قضا نمودن است.
6- اگر كسى از باب اضطرار افطار كند كفّارهاى بر او نيست و لازم است كه آن روز را قضا نمايد.
7- اگر كسى مجبور شود كه قبلاز غروب شرعى از روى تقيّه افطار كند كفّارهاى بر او لازم
نيست و در قضا نمودن آن روز نيز ترديداست، اگرچه قضا موافق احتياط است.
8- اگر هنگام مضمضه كردن، آب بدون اختيار، در گلويش فرورود يا موقع چشيدن غذا چيزى از آن در گلويش داخل شود وهمچنين اگر حشرهاى وارد گلوى او گردد چيزى بر او واجب نمىشود.
وقت روزه
1- روزه گرفتن فقط در روز است و جايز نيست كه انسان روزه شب را نيّت كند، حال چه بخواهد تنها در شب روزه بگيرد ياهمراه با روز، روزه بگيرد و اگر چنين نذرى نمايد، نذرش باطل مىباشد.
2- روزه گرفتن در عيد فطر و عيد قربان جايز نيست، و اگر نذر كند در آن دو روز روزه بگيرد نذرش منعقد نمىشود ولىاگر نذرنمايد كه روز معيّنىاز روزهاى هفته (مانند روزشنبه) را هميشه روزه بگيرد و اتّفاقاً با روز عيد همزمان شود بر او لازماست كه احتياطاً آن روز را قضا نمايد.
3- روزه گرفتن در روزهاى تشريق (روزهاى يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ذىالحجّه) براى كسى كه در منى استجايز نيست، ولى براى كسى كه قربانى نداشته يا نتوانسته قبلاز وقوفبه عرفات روزه عوض قربانى را بجا آورد، جايز است كه روز سيزدهم ذىالحجّه را روزه بگيرد.
حكم ارتكاب مبطلات روزه
1- كفّاره روزه خوردن (به طور عمد) يكى از سه چيز است: آزاد كردن يك بنده يا روزه گرفتن دو ماه پىدرپى و ياشصت فقير را طعام دادن. براى هر مسكين تقريباً به اندازه 750 گرم از موادغذائى مانند: نان، گندم، جو يا هر طعامى كه انسان از آن (نوعاً) استفاده مىكند بايد داده شود، و اگر كسى از پرداخت كفّاره ناتوان باشد بايد به مقدارى كه برايش ممكن استصدقه بدهد. و در پرداخت كفّاره بهتر است ترتيب رعايت شود يعنى اوّل آزاد كردن بنده، اگر ممكن نبود، روزه گرفتن شصت روزپىدرپى، اگر باز ممكن نشد شصت فقير را بايد طعام بدهد.
2- كفّاره بر كسى واجب مىشود كه از روى عمد و علم در ماه رمضان بدون هيچ عذرى روزه را، به وسيله خوردن يا آشاميدن ياجماع كردن يا از خروج منى پرهيز نكردن، باطل كند. امّا كسى كه از روى عمد بحال جنابت تا طلوع فجر باقى بماند بنابر احتياطبايد كفّاره پرداخت كند، ولى اگر كسى بدون غسل بخوابد و قصدش غسل كردن باشد و تا طلوع فجر بيدار نگردد، كفّاره بر او واجبنمىشود.
3- كسى كه با حرام روزهاش را باطل كند، مانند كسى كه در روز ماه رمضان- والعياذ باللَّه-
زنا نمايد، بنابر احتياط بر او هر سهكفّاره واجب مىشود، و چون دراين زمانها بندهاى نيست كه آزاد كند پس بر او روزه گرفتن و طعام دادن واجب مىگردد، و اگر بر يكىاز آن دو، يا بر هيچ كدام، قادر نباشد بايد استغفار كند.
4- روزهدارى كه در ماه رمضان يا در روزه واجب معيّن ديگرى با همسر روزهدار خود نزديكى كند، براى هر يك از مرد و زنكفّاره واجب مىشود و هر كدام بايد بيست و پنج تازيانه زده شود، ولى اگر مرد، زن خود را به اين كار مجبور نمايد بنابر احوط بايدكفّاره و تازيانه همسرش را نيز به عهده بگيرد.
5- اگر روزهدارى انجام دادن مبطلات روزه، مانند خوردن و آشاميدن را تكرار كند كفّاره او تكرار نخواهد شد، ولى اگر با جماعروزه خود را باطل كند در روايتى آمده است كه او براى هر بار بايد كفّاره بدهد و عمل به اين روايت موافق احتياط است.
6- اگر كسى عمداً روزه خود را بخورد و بعداً به مسافرت برود، مسافرت او، كفّاره را از وى ساقط نمىكند. و نيز بعداز اينكهانسان روزه خود را عمداً بخورد، با عارض شدن ديوانگى، يا بيهوشى يا حيض و نفاس بنابر احتياط بلكه اقوى كفّاره از او ساقطنمىگردد، ولى اگر در روز آخر ماه رمضان عمداً روزه خود را باطل كند، سپس معلوم شود كه آن روز، اوّل شوّال بوده است، چيزى براو لازم نيست.
7- كفّاره روزه در طعام دادن مساكين به اين گونه بايد باشد كه يك بار آنان را سير گرداند يابه هر كدام (750 گرم) طعام داده شود، كه مىتواند از برنج، يا گندم يا از گوشت و مانند آنها باشد. و اگر سى مسكين را دوبار طعام بدهد يا به هر كدام 1500 گرم طعام بدهد كفايت نمىكند. و جايز است كه كفّاره را به خانوادههاى نيازمند پرداخت نمايدو كوچكها را مانند بزرگان به حساب آورد، و اگر انسان به شصت مسكين دسترسى نداشته باشد، مىتواند به هر تعداد مسكين كهدسترسى پيدا كند شصت چارك يعنى 45 كيلو طعام بدهد، و يا آنان را چندين بار طعام بدهد تا آنچه بر عهده اوست كامل شود.
8- كسى كه روزه قضاى ماه رمضان را گرفته است مىتواند تا قبلاز ظهر افطار كند، ولى اگر از ظهر بگذرد نمىتواند روزه قضا راافطار كند، پس اگر افطار نمايد بايد هم آن روز را دوباره قضا كند و هم بنابر احتياط كفّاره بدهد، و كفّارهاش اين است كه ده مسكينرا طعام بدهد و اگر نتوانست بايد سه روز روزه بگيرد.
9- كسى كه بعنوان نذر معيّن روزه گرفته است، اگر روزهاش را باطل كند بايد بجاى آن، روز ديگرى را روزه بگيرد و نيز كفّارهسوگند را بپردازد كه عبارت است از: آزاد كردن يك بنده يا طعام دادن به ده مسكين يا سه روز روزه گرفتن، و اگر كفّاره ماه رمضان رابدهد بهتر است،
يعنى: بندهاى را آزاد كند يا شصت روز روزه بگيرد ويا شصت مسكين را طعام بدهد، و اگر از روزه نذرعاجز باشد بايد از هر روزى كه روزه گرفتن آن بواسطه نذر واجب شده است 750 گرم طعام به مسكين بدهد.
10- كسى كه در حال اعتكاف با همسرش نزديكى نمايد بر او لازم است يك بنده آزاد كند يا شصت روز پىدرپى روزه بگيرد ياشصت فقير را طعام بدهد، حال چه در شب نزديكى كرده باشد يا در روز. حكم زن اعتكاف كننده نيز چنين است.
11- كسى كه يك روز روزه را به تصوّر اينكه از ماه رمضان است بخورد، سپس معلوم شود كه از شعبان يا از ماه شوّال بوده است، چيزى بر او لازم نيست.
مواردى كه تنها قضا واجب مىشود
1- كسى كه در جستجوى فجر نباشد و به خوردن و آشاميدن و ديگر مبطلات روزه ادامه دهد، سپس معلوم شود كه فجر طلوعكرده بوده، بر او قضاى آن روز واجب مىشود و دراين مسأله فرق نمىكند ميان اينكه بدون هيچ بيّنهاى به گفته كسى اعتماد كند، يااستصحاب كند يعنى بنا را بر اين گذارد كه شب ادامه دارد، يا گمان نمايد كه شب هنوز ادامه دارد، امّا اگر در افق جستجو كند وفجر رانبيند، يا به گفته افراد عادل و يا مؤذّن مطمئن اعتماد كند و به انجام دادن مفطر ادامه دهد و سپس آشكار شود كه اشتباه كرده استچيزى بر او نيست، و كسى كه نمىتواند شخصاً وقت را جستجو كند، مانند نابينا يا زندانى، لازم است كه به قول شخص مورداعتمادى عمل نمايد يا طلوع فجر و فرارسيدن مغرب را از طريقى مطمئن جستجو كند يا احتياط نمايد، و اگر چين نكند وبرخلافآنچه انجام داده است آشكار شود بايد روزهاش را قضا نمايد.
2- افطار كردن جايز نيست مگر زمانى كه خورشيد در افق فرورفته و غروب كرده باشد كه اين امر به واسطه از ميان رفتن سرخىمشرق شناخته مىشود، پس اگر كسى بنا به گفته شخص مورد اطمينان او، يا به واسطه جستجوى شخصى خود به فرارسيدن مغربشرعى معتقد شود و افطار نمايد سپس خلاف آن آشكار شود چيزى بر او لازم نمىگردد، ولى اگر عجله كند و قبلاز جستجو واطمينانكامل، افطار نمايد بر او قضا لازم است مانند كسى كه به علّت وجود ابر، در افق خيال كند كه شب شده است.
خلاصه سخن اين است كه ضابطه دراين مسأله چنين است كه انسان بايد اطمينان كامل پيدا كند كه شب داخل شده است، پس اگربرايش وثوق حاصل نشود و با بىاعتنايى به موضوع افطار كند، بايد آن روز را قضا نمايد.
3- كسى كه از روى عمد استفراغ نمايد بر او قضاى آن روز لازم مىشود، ولى اگر آروغ بزند
وبدون تعمّد مقدارى از غذا از گلوى اوبيرون بيايد، چيزى بر او لازم نمىشود، و اگر مقدارى از غذا به فضاى دهان انسان برسد و بدون توجّه، آن را ببلعد چيزى بر او لازمنمىشود و نيز اگر چيزى از غذا را كه در لابهلاى داندانهايش مانده بدون توجّه فرو ببرد چيزى بر او لازم نمىگردد.
4- كسى كه مضمضه كند يعنى آب را در دهانش بچرخاند و ناگهان آب به گلويش وارد شود، اگر از روى عبث و خنك شدن بدن اينكار را كرده است بر او قضاى آن روز واجب مىگردد، و در صورتى كه براى نماز واجب بوده، بر او چيزى لازم نمىشود، امّا اگر اين كاررا براى نماز مستحبّى انجام داده است دراينجا دو قول است، ولى احتياط اين است كه آن روز را قضا نمايد.
5- كسى كه با مايعى اماله كند بنابر احتياط قضاى آن روز را بايد بجا بياورد.
6- اگر شخصى جنب شود و چند بار بعداز بيدار شدن باز بخوابد امّا قصدش اين باشد كه قبلاز صبح غسل مىنمايد، ولى خواببماند تا صبح گردد، روزه آن روز را به پايان برساند و قضاى آن روز را نيز احتياطاً بجا آورد.
7- كسى كه براى چند روز رمضان غسل جنابت را فراموش كرده و در آن مدّت غسل ديگرى، واجب يا مستحبّ، هم نكرده است، بايد روزههايش و همچنين بنابر اقوى نمازش را قضا نمايد. بنابر احوط در روزه غير رمضان نيز همين حكم جارى است، پس اگركسى در ماه رجب روزه قضا يا كفّاره بگيرد و بعد معلوم شود كه در آن روز جنب بوده است بايد قضا كند.
همچنين بنابر احوط زن روزهدارى كه غسل حيض يا نفاس يا استحاضه را فراموش كرده است همين حكم را دارد.
احكام قضا
1- بر مسلمان واجب است قضاى آنچه را كه از روزه ماه رمضان پساز واجب شدن بر او، از او فوت شده است، بجا آورد. امّاكسى كه به خاطر كودكى يا كفر يا ديوانگى روزه نگرفته است قضا بر او واجب نيست، و نيز سالمندان مرد و زن كه روزه گرفتن براىآنان با مشقّت و طاقت فرسا است بايد از هر روزى فديه بدهند وقضا لازم نيست.
2- اگر كسى به خاطر بيمارى روزه نگرفته باشد و بيمارى او تا ماه رمضان ديگر ادامه پيدا كند، بايد به جاى هر روز (750 گرم) كفّاره بدهد.
همچنين است زنى كه در ماه رمضان حيض مىشود سپس بيمار مىگردد تا فرارسيدن رمضان ديگر.
و نيز كسى كه در طول سال در مسافرت باشد همين حكم را دارد، ولى احوط دراين مورد اين است كه قضاى روزهها نيز بجا آوردهشود.