نيست و در قضا نمودن آن روز نيز ترديداست، اگرچه قضا موافق احتياط است.
8- اگر هنگام مضمضه كردن، آب بدون اختيار، در گلويش فرورود يا موقع چشيدن غذا چيزى از آن در گلويش داخل شود وهمچنين اگر حشرهاى وارد گلوى او گردد چيزى بر او واجب نمىشود.
وقت روزه
1- روزه گرفتن فقط در روز است و جايز نيست كه انسان روزه شب را نيّت كند، حال چه بخواهد تنها در شب روزه بگيرد ياهمراه با روز، روزه بگيرد و اگر چنين نذرى نمايد، نذرش باطل مىباشد.
2- روزه گرفتن در عيد فطر و عيد قربان جايز نيست، و اگر نذر كند در آن دو روز روزه بگيرد نذرش منعقد نمىشود ولىاگر نذرنمايد كه روز معيّنىاز روزهاى هفته (مانند روزشنبه) را هميشه روزه بگيرد و اتّفاقاً با روز عيد همزمان شود بر او لازماست كه احتياطاً آن روز را قضا نمايد.
3- روزه گرفتن در روزهاى تشريق (روزهاى يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ذىالحجّه) براى كسى كه در منى استجايز نيست، ولى براى كسى كه قربانى نداشته يا نتوانسته قبلاز وقوفبه عرفات روزه عوض قربانى را بجا آورد، جايز است كه روز سيزدهم ذىالحجّه را روزه بگيرد.
حكم ارتكاب مبطلات روزه
1- كفّاره روزه خوردن (به طور عمد) يكى از سه چيز است: آزاد كردن يك بنده يا روزه گرفتن دو ماه پىدرپى و ياشصت فقير را طعام دادن. براى هر مسكين تقريباً به اندازه 750 گرم از موادغذائى مانند: نان، گندم، جو يا هر طعامى كه انسان از آن (نوعاً) استفاده مىكند بايد داده شود، و اگر كسى از پرداخت كفّاره ناتوان باشد بايد به مقدارى كه برايش ممكن استصدقه بدهد. و در پرداخت كفّاره بهتر است ترتيب رعايت شود يعنى اوّل آزاد كردن بنده، اگر ممكن نبود، روزه گرفتن شصت روزپىدرپى، اگر باز ممكن نشد شصت فقير را بايد طعام بدهد.
2- كفّاره بر كسى واجب مىشود كه از روى عمد و علم در ماه رمضان بدون هيچ عذرى روزه را، به وسيله خوردن يا آشاميدن ياجماع كردن يا از خروج منى پرهيز نكردن، باطل كند. امّا كسى كه از روى عمد بحال جنابت تا طلوع فجر باقى بماند بنابر احتياطبايد كفّاره پرداخت كند، ولى اگر كسى بدون غسل بخوابد و قصدش غسل كردن باشد و تا طلوع فجر بيدار نگردد، كفّاره بر او واجبنمىشود.
3- كسى كه با حرام روزهاش را باطل كند، مانند كسى كه در روز ماه رمضان- والعياذ باللَّه-
زنا نمايد، بنابر احتياط بر او هر سهكفّاره واجب مىشود، و چون دراين زمانها بندهاى نيست كه آزاد كند پس بر او روزه گرفتن و طعام دادن واجب مىگردد، و اگر بر يكىاز آن دو، يا بر هيچ كدام، قادر نباشد بايد استغفار كند.
4- روزهدارى كه در ماه رمضان يا در روزه واجب معيّن ديگرى با همسر روزهدار خود نزديكى كند، براى هر يك از مرد و زنكفّاره واجب مىشود و هر كدام بايد بيست و پنج تازيانه زده شود، ولى اگر مرد، زن خود را به اين كار مجبور نمايد بنابر احوط بايدكفّاره و تازيانه همسرش را نيز به عهده بگيرد.
5- اگر روزهدارى انجام دادن مبطلات روزه، مانند خوردن و آشاميدن را تكرار كند كفّاره او تكرار نخواهد شد، ولى اگر با جماعروزه خود را باطل كند در روايتى آمده است كه او براى هر بار بايد كفّاره بدهد و عمل به اين روايت موافق احتياط است.
6- اگر كسى عمداً روزه خود را بخورد و بعداً به مسافرت برود، مسافرت او، كفّاره را از وى ساقط نمىكند. و نيز بعداز اينكهانسان روزه خود را عمداً بخورد، با عارض شدن ديوانگى، يا بيهوشى يا حيض و نفاس بنابر احتياط بلكه اقوى كفّاره از او ساقطنمىگردد، ولى اگر در روز آخر ماه رمضان عمداً روزه خود را باطل كند، سپس معلوم شود كه آن روز، اوّل شوّال بوده است، چيزى براو لازم نيست.
7- كفّاره روزه در طعام دادن مساكين به اين گونه بايد باشد كه يك بار آنان را سير گرداند يابه هر كدام (750 گرم) طعام داده شود، كه مىتواند از برنج، يا گندم يا از گوشت و مانند آنها باشد. و اگر سى مسكين را دوبار طعام بدهد يا به هر كدام 1500 گرم طعام بدهد كفايت نمىكند. و جايز است كه كفّاره را به خانوادههاى نيازمند پرداخت نمايدو كوچكها را مانند بزرگان به حساب آورد، و اگر انسان به شصت مسكين دسترسى نداشته باشد، مىتواند به هر تعداد مسكين كهدسترسى پيدا كند شصت چارك يعنى 45 كيلو طعام بدهد، و يا آنان را چندين بار طعام بدهد تا آنچه بر عهده اوست كامل شود.
8- كسى كه روزه قضاى ماه رمضان را گرفته است مىتواند تا قبلاز ظهر افطار كند، ولى اگر از ظهر بگذرد نمىتواند روزه قضا راافطار كند، پس اگر افطار نمايد بايد هم آن روز را دوباره قضا كند و هم بنابر احتياط كفّاره بدهد، و كفّارهاش اين است كه ده مسكينرا طعام بدهد و اگر نتوانست بايد سه روز روزه بگيرد.
9- كسى كه بعنوان نذر معيّن روزه گرفته است، اگر روزهاش را باطل كند بايد بجاى آن، روز ديگرى را روزه بگيرد و نيز كفّارهسوگند را بپردازد كه عبارت است از: آزاد كردن يك بنده يا طعام دادن به ده مسكين يا سه روز روزه گرفتن، و اگر كفّاره ماه رمضان رابدهد بهتر است،
يعنى: بندهاى را آزاد كند يا شصت روز روزه بگيرد ويا شصت مسكين را طعام بدهد، و اگر از روزه نذرعاجز باشد بايد از هر روزى كه روزه گرفتن آن بواسطه نذر واجب شده است 750 گرم طعام به مسكين بدهد.
10- كسى كه در حال اعتكاف با همسرش نزديكى نمايد بر او لازم است يك بنده آزاد كند يا شصت روز پىدرپى روزه بگيرد ياشصت فقير را طعام بدهد، حال چه در شب نزديكى كرده باشد يا در روز. حكم زن اعتكاف كننده نيز چنين است.
11- كسى كه يك روز روزه را به تصوّر اينكه از ماه رمضان است بخورد، سپس معلوم شود كه از شعبان يا از ماه شوّال بوده است، چيزى بر او لازم نيست.
مواردى كه تنها قضا واجب مىشود
1- كسى كه در جستجوى فجر نباشد و به خوردن و آشاميدن و ديگر مبطلات روزه ادامه دهد، سپس معلوم شود كه فجر طلوعكرده بوده، بر او قضاى آن روز واجب مىشود و دراين مسأله فرق نمىكند ميان اينكه بدون هيچ بيّنهاى به گفته كسى اعتماد كند، يااستصحاب كند يعنى بنا را بر اين گذارد كه شب ادامه دارد، يا گمان نمايد كه شب هنوز ادامه دارد، امّا اگر در افق جستجو كند وفجر رانبيند، يا به گفته افراد عادل و يا مؤذّن مطمئن اعتماد كند و به انجام دادن مفطر ادامه دهد و سپس آشكار شود كه اشتباه كرده استچيزى بر او نيست، و كسى كه نمىتواند شخصاً وقت را جستجو كند، مانند نابينا يا زندانى، لازم است كه به قول شخص مورداعتمادى عمل نمايد يا طلوع فجر و فرارسيدن مغرب را از طريقى مطمئن جستجو كند يا احتياط نمايد، و اگر چين نكند وبرخلافآنچه انجام داده است آشكار شود بايد روزهاش را قضا نمايد.
2- افطار كردن جايز نيست مگر زمانى كه خورشيد در افق فرورفته و غروب كرده باشد كه اين امر به واسطه از ميان رفتن سرخىمشرق شناخته مىشود، پس اگر كسى بنا به گفته شخص مورد اطمينان او، يا به واسطه جستجوى شخصى خود به فرارسيدن مغربشرعى معتقد شود و افطار نمايد سپس خلاف آن آشكار شود چيزى بر او لازم نمىگردد، ولى اگر عجله كند و قبلاز جستجو واطمينانكامل، افطار نمايد بر او قضا لازم است مانند كسى كه به علّت وجود ابر، در افق خيال كند كه شب شده است.
خلاصه سخن اين است كه ضابطه دراين مسأله چنين است كه انسان بايد اطمينان كامل پيدا كند كه شب داخل شده است، پس اگربرايش وثوق حاصل نشود و با بىاعتنايى به موضوع افطار كند، بايد آن روز را قضا نمايد.
3- كسى كه از روى عمد استفراغ نمايد بر او قضاى آن روز لازم مىشود، ولى اگر آروغ بزند
وبدون تعمّد مقدارى از غذا از گلوى اوبيرون بيايد، چيزى بر او لازم نمىشود، و اگر مقدارى از غذا به فضاى دهان انسان برسد و بدون توجّه، آن را ببلعد چيزى بر او لازمنمىشود و نيز اگر چيزى از غذا را كه در لابهلاى داندانهايش مانده بدون توجّه فرو ببرد چيزى بر او لازم نمىگردد.
4- كسى كه مضمضه كند يعنى آب را در دهانش بچرخاند و ناگهان آب به گلويش وارد شود، اگر از روى عبث و خنك شدن بدن اينكار را كرده است بر او قضاى آن روز واجب مىگردد، و در صورتى كه براى نماز واجب بوده، بر او چيزى لازم نمىشود، امّا اگر اين كاررا براى نماز مستحبّى انجام داده است دراينجا دو قول است، ولى احتياط اين است كه آن روز را قضا نمايد.
5- كسى كه با مايعى اماله كند بنابر احتياط قضاى آن روز را بايد بجا بياورد.
6- اگر شخصى جنب شود و چند بار بعداز بيدار شدن باز بخوابد امّا قصدش اين باشد كه قبلاز صبح غسل مىنمايد، ولى خواببماند تا صبح گردد، روزه آن روز را به پايان برساند و قضاى آن روز را نيز احتياطاً بجا آورد.
7- كسى كه براى چند روز رمضان غسل جنابت را فراموش كرده و در آن مدّت غسل ديگرى، واجب يا مستحبّ، هم نكرده است، بايد روزههايش و همچنين بنابر اقوى نمازش را قضا نمايد. بنابر احوط در روزه غير رمضان نيز همين حكم جارى است، پس اگركسى در ماه رجب روزه قضا يا كفّاره بگيرد و بعد معلوم شود كه در آن روز جنب بوده است بايد قضا كند.
همچنين بنابر احوط زن روزهدارى كه غسل حيض يا نفاس يا استحاضه را فراموش كرده است همين حكم را دارد.
احكام قضا
1- بر مسلمان واجب است قضاى آنچه را كه از روزه ماه رمضان پساز واجب شدن بر او، از او فوت شده است، بجا آورد. امّاكسى كه به خاطر كودكى يا كفر يا ديوانگى روزه نگرفته است قضا بر او واجب نيست، و نيز سالمندان مرد و زن كه روزه گرفتن براىآنان با مشقّت و طاقت فرسا است بايد از هر روزى فديه بدهند وقضا لازم نيست.
2- اگر كسى به خاطر بيمارى روزه نگرفته باشد و بيمارى او تا ماه رمضان ديگر ادامه پيدا كند، بايد به جاى هر روز (750 گرم) كفّاره بدهد.
همچنين است زنى كه در ماه رمضان حيض مىشود سپس بيمار مىگردد تا فرارسيدن رمضان ديگر.
و نيز كسى كه در طول سال در مسافرت باشد همين حكم را دارد، ولى احوط دراين مورد اين است كه قضاى روزهها نيز بجا آوردهشود.
3- احوط اين است كه قضاى روزه ماه رمضان امسال تا سال ديگر به تأخير انداخته نشود، وبهتر است كه به گرفتن روزه قضامبادرت گردد.
4- كسىكه روزه قضاى ماه رمضان به عهده اوست، نبايد روزه مستحبّى بگيرد تا قضاى روزه خود را بجا آورد.
5- كسى كه قضاى روزه ماه رمضان را گرفته است، مىتواند تا قبلاز ظهر افطار كند، و امّا موقعى كه ظهر شد بايد به روزه خودادامه دهد و اگر عمداً افطار كند بايد كفّاره آن را بدهد، وكفّارهاش اين است كه ده نفر مسكين را طعام بدهد يا سه روز روزه بگيرد، علاوه بر آنكه قضاى آن روز را نيز بايد بجا بياورد.
قضاى روزه ميّت:
1- اگر كسى بميرد بعداز آنكه روزه به گردن او تعلّق گرفته باشد بر نزديكترين وارث او از مردان، بنابر اقوى، لازم است قضاى او رابجا آورد، و در روايتى آمده است كه اگر مال داشته باشد براى هر روزى از آن يك چارك از طعام به مسكين صدقه داده شود، و جمعميان آن دو بهتر است.
2- كسى كه در ماه رمضان عمداً يا به علّت مسافرت روزه نگرفته باشد و سپس فوت كند بر ولىّ او لازم است روزه او را قضا كند.
3- كسى كه به خاطر بيمارى روزه نگيرد و بيمارى او ادامه پيدا كند تا از دنيا برود و نيز زنى كه خون ببيند و افطار كند سپس از دنيابرود پيشاز اينكه بتواند روزه بگيرد، بر آنان روزه واجب نبوده و بر ولىّ ايشان نيز قضاى روزه آنان واجب نيست.
4- موقعى كه ولىّ ميّت متعدّد باشد، بر بزرگتر ايشان قضاى او واجب مىشود، و اگر بزرگتر آن را انجام نداد بر دومى واجبمىشود.
5- اگر كسى داوطلبانه عهدهدار قضاى روزه ميّت شود، يا وارث او را بر اين كار اجير نمايد وبداند كه او وفا مىكند، بنابر قولىكفايت مىكند ولى احتياط اين است كه ولىّ شخصاً قضاى ميّت را بجا آورد.
6- قضاى روزه زمانى بر ولىّ ميّت واجب مىشود كه يقين داشته باشد كه قضا به گردن ميّت تعلّق گرفته است، امّا اگر شك كند براو چيزى لازم نيست.
اقسام ديگر روزههاى واجب
1- يكى از روزههاى واجب روزهاى است كه انسان بواسطه نذر بر خودش واجب مىكند،
پس بر او لازم است مطابق نذرش عملكند، در هر روزى كه معيّن كرده و در هر مكانى كه مقرّر كرده وبه هر صورتى كه تعيين نموده است، پىدرپى باشد يا نه. پس اگر نذركرده كه سه روز را ازچهارشنبه تا جمعه در مدينه منوّره پياپى روزه بگيرد بايد به نذر خود وفا كند.
و اگر عمداً روزه خود را بخورد بر او كفّاره شكستن سوگند به صورت ذيل واجب مىشود: ده نفر را طعام بدهد يا ده نفر را بپوشاندو اگر اين كار را نتوانست سه روز روزه بگيرد و اگر كفّاره افطار عمدى روزه ماه رمضان را بدهد با احتياط موافق است يعنى يك بردهآزاد كند، يا دو ماه پياپى روزه بگيرد، يا شصت مسكين را طعام بدهد، كه ميان آن سه مخيّر است.
2- كسى كه نذر كرده است در هر روز جمعه روزه بگيرد، بر او لازم نيست روزهاى جمعهاى را كه در مسافرت، يا بيمارى است، يا با عيد فطر و قربان مصادف مىشود، روزه بگيرد. همچنين لازم نيست جمعههايى را كه در ماه رمضان روزه گرفته است قضا كند.
امّا اگر نذر كند كه روز معيّنى را روزه بگيرد اگرچه در سفر باشد احتياطاً بر او لازم است آن روز را قضا كند، و اگر از اداى نذرشعاجز شود بايد بنابر احتياط براى هر روز يك مسكين را سير نمايد يا به او 750 گرم طعام بدهد.
3- كسى كه دو روز را اعتكاف نموده بر او واجب است كه روز سوم را نيز به اعتكاف بگذراند، بنابر اين روزه آن روز نيز بر اوواجب مىشود.
4- كفّاره افطار عمدى ماه رمضان، دو ماه پياپى روزه گرفتن يا شصت مسكين را طعام دادن يا يك برده آزاد كردن است و اگر كسىروزه ماه رمضان را به حرام عمداً افطار كند بر او لازم است هر سه كفّاره را ادا كند، و كفّاره قتل عمد، نيز چنين است.
5- امّا كفّاره ظهار؛ بايد يك برده را آزاد كند و اگر از آن ناتوان باشد كه دراين روزگار چنين است بايد دو ماه پياپى روزه بگيرد واگر نتواند بايد شصت مسكين را طعام بدهد.
6- اگر پياپى روزه گرفتن واجب گردد، نبايد روزه گرفتن را، تا كامل شدن عدد مورد نظر قطع كند، امّا در اينجا چند مورد استثنامىگردد:
الف- اگر به سبب عذرى شرعى، مانند بيمارى يا قاعدگى يا مصادف شدن با عيد فطر و قربان روزه گرفتن قطع شود، بايد بعدازبرطرف شدن عذر فوراً روزه خود را ادامه دهد.
ب- اگر در روزه كفّاره كه دو ماه پياپى است، يك ماه و يك روز به طور پياپى روزه گرفته باشد، مىتواند بقيّه را به طور متفرّقهروزه بگيرد.
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.
در روزهاى كه به جاى قربانى گرفته مىشود، انسان مىتواند روز ترويه (هشتم ذىالحجّه) و عرفه را روزه بگيردسپس روز عيد و ايّام تشريق را (براى اين كه در منى است) ترك كند و بعداً روزه خود را ادامه دهد و چيزى بر او نيست.
7- اگر بر كسى يكى از سه كفّاره واجب شود و از انجام دادن آنها عاجز گردد بايد به جاى اطعام شصت مسكين هيجده روز روزهبگيرد و اگر از آن هم عاجز باشد بايد به مقدارى كه توانايى داردصدقه بدهد و اگر بر هيچ چيزى قادر نباشد استغفار كند كه استغفار كفّاره اوست.
آداب روزهدارى
چه چيزهايى سزاوار است كه روزهدار ترك كند؟
اوّل- براى اينكه روزهدار بتواند به حكمت روزه كه افزودن تقواست، برسد بر او لازم است كه جلوگيرى از كارهاى زشت راافزايش دهد، بويژه از زشتىهاى غيرآشكار مانند اذيت مردم، غيبت و ستم و برترى جويى به آنان، و همچنين سرودن شعر، مجادلهكردن و آزار دادن خدمتگذار.
دوّم- براى اينكه روزهدار بتواند روزه خود را از كاستى نگهدارى كند، بر او لازم است كه از بوئيدن گلها و استعمال شياف جامد، ومضمضه كردن (مگر براى نماز واجب) و بكارگيرى انفيه و جويدن آدامس (بدون مزّه) و نشستن زن در آب وبازى شهوتانگيز با همسر، براى رعايتاحتياط در روزه ومحافظت بر آن، دورى نمايد.
سوم- براى اينكه بهداشت و سلامتى خود را حفظ كند بر او لازم است كه حجامت را ترك كند و دندان نكشد، و جامهاش رامرطوب نكند و استحمام ننمايد و بالاخره آنچه را كه به او در حال روزهدارى ضرر مىرساند ترك كند.
اينها عمده مكروهات در روزهدارى است و اكنون جزئيات آنها بيان مىگردد:
الف- ترك گناهان:
1- حرام بودن دروغ در حال روزه، شديدتر مىشود مخصوصاً دروغ بستن به خدا، رسول خدا و ائمّه اطهارعليهم السلام.
2- در حال روزهدارى، حرمت غيبت كردن، تهمت زدن، به بدى نام بردن، برترى جويى بر ديگران و برانگيختن تعصباتجاهلى، تشديد پيدا مىكند، و در نتيجه گناه هر چيزى كه تجاوز به حقّ ديگران بوده و موجب آزار آنان بگردد مضاعف و افزونمىشود.
3- همچنين در حال روزه واجب است كه انسان از چشم چرانى دورى كند، و از نظر بر آنچه نظر بر آن حرام است، و گوش دادن بهآنچه شنيدنش حرام است اجتناب ورزد تا اينكه چشم، گوش و زبان انسان نيز همراه او روزهدار باشد.
4- اگر روزهدار بتواند به سكوت پناه ببرد، چنانكه حضرت مريمعليها السلام روزه سكوت را برگزيد، و سخن نگويد مگر هنگامى كهنياز باشد و به ذكر خدا مشغول شود، بايد انجام بدهد،
زيرا كه سكوت موجب كمال روزهدارى است. ان شاء اللَّه.
5- بواسطه روزه است كه قلب روزهدار از كينه و حسادت و خيانت پاكيزه مىگردد، پس بر انسان لازم است دراين راه كوشش كندتا به عاليترين درجات تقوى- به خواست خدا- نائل شود.
ب- پاك داشتن روزه:
1- بر روزهدار سزاوار است كه خود را از آنچه كه شهوتش را بر مىانگيزد حفظ كند، پس نبايد با همسر خود بازى شهوتانگيزكند و نبايد او را لمس كند، يا او را ببوسد، يا به او طورى نگاه كند و سخن بگويد كه موجب انگيزش شهوتش بشود، تمام اين كارهاموقعى بايد اجتناب شود كه انسان بترسد كنترل خود را از دست بدهد، امّا اگر نترسد براى او اشكالى دراين امور نيست، اين دستوراتدرباره زن نيز نسبت به شوهرش جارى است.
2- خوب است روزهدار از كشيدن سرمهاى كه داراى مشك مىباشد يا طعم آن در حلقش احساس بشود دورى كند.
3- انفيه بر روزهدار مكروه است ولى چكاندن دارو در گوش روزهدار اشكال ندارد، و استعمال شياف جامد توسّط روزهدار مكروهاست.
4- مكروه است بر روزهدار، بوئيدن هر گياهى كه در آن بوى خوش باشد مانند گلها، ولى عطر زدن بر روزهدار مستحبّ است كه آنتحفه روزهدار است و عطر زدن بواسطه مشك مكروه است كه شايد به خاطر غلظت بوى آن باشد.
5- نشستن در آب (براى خنك شدن) جايز است و براى مرد مكروه نيست، چنانكه جايز است به بادبزن آب بپاشد وبا جامه نمدار خود را خنك كند، ولى براى زن روزهدار نشستن در آب كراهت دارد.
ج- رعايت سلامتى:
1- بر روزهدار لازم است كه سلامتى خود را رعايت كند، و از آنچه كه در حال روزهدارى به او ضرر برساند دورى كند، مانندحجامت كردن، رگ زدن، دندان كشيدن، خون دادن و در حمام درنگ كردن كه تمام اين امور موقعى است كه بهسلامتى او ضرربرساند يا موجب ضعف او بگردد.
2- بر روزهدار نيز مكروه است كه لباس بدنش را مرطوب و خيس نمايد.