بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 435

وبدون تعمّد مقدارى از غذا از گلوى اوبيرون بيايد، چيزى بر او لازم نمى‌شود، و اگر مقدارى از غذا به فضاى دهان انسان برسد و بدون توجّه، آن را ببلعد چيزى بر او لازم‌نمى‌شود و نيز اگر چيزى از غذا را كه در لابه‌لاى داندانهايش مانده بدون توجّه فرو ببرد چيزى بر او لازم نمى‌گردد.

4- كسى كه مضمضه كند يعنى آب را در دهانش بچرخاند و ناگهان آب به گلويش وارد شود، اگر از روى عبث و خنك شدن بدن اين‌كار را كرده است بر او قضاى آن روز واجب مى‌گردد، و در صورتى كه براى نماز واجب بوده، بر او چيزى لازم نمى‌شود، امّا اگر اين كاررا براى نماز مستحبّى انجام داده است دراين‌جا دو قول است، ولى احتياط اين است كه آن روز را قضا نمايد.

5- كسى كه با مايعى اماله كند بنابر احتياط قضاى آن روز را بايد بجا بياورد.

6- اگر شخصى جنب شود و چند بار بعداز بيدار شدن باز بخوابد امّا قصدش اين باشد كه قبل‌از صبح غسل مى‌نمايد، ولى خواب‌بماند تا صبح گردد، روزه آن روز را به پايان برساند و قضاى آن روز را نيز احتياطاً بجا آورد.

7- كسى كه براى چند روز رمضان غسل جنابت را فراموش كرده و در آن مدّت غسل ديگرى، واجب يا مستحبّ، هم نكرده است، بايد روزه‌هايش و همچنين بنابر اقوى نمازش را قضا نمايد. بنابر احوط در روزه غير رمضان نيز همين حكم جارى است، پس اگركسى در ماه رجب روزه قضا يا كفّاره بگيرد و بعد معلوم شود كه در آن روز جنب بوده است بايد قضا كند.

همچنين بنابر احوط زن روزه‌دارى كه غسل حيض يا نفاس يا استحاضه را فراموش كرده است همين حكم را دارد.

احكام قضا

1- بر مسلمان واجب است قضاى آنچه را كه از روزه ماه رمضان پس‌از واجب شدن بر او، از او فوت شده است، بجا آورد. امّاكسى كه به خاطر كودكى يا كفر يا ديوانگى روزه نگرفته است قضا بر او واجب نيست، و نيز سالمندان مرد و زن كه روزه گرفتن براى‌آنان با مشقّت و طاقت فرسا است بايد از هر روزى فديه بدهند وقضا لازم نيست.

2- اگر كسى به خاطر بيمارى روزه نگرفته باشد و بيمارى او تا ماه رمضان ديگر ادامه پيدا كند، بايد به جاى هر روز (750 گرم) كفّاره بدهد.

همچنين است زنى كه در ماه رمضان حيض مى‌شود سپس بيمار مى‌گردد تا فرارسيدن رمضان ديگر.

و نيز كسى كه در طول سال در مسافرت باشد همين حكم را دارد، ولى احوط دراين مورد اين است كه قضاى روزه‌ها نيز بجا آورده‌شود.


صفحه 436

3- احوط اين است كه قضاى روزه ماه رمضان امسال تا سال ديگر به تأخير انداخته نشود، وبهتر است كه به گرفتن روزه قضامبادرت گردد.

4- كسى‌كه روزه قضاى ماه رمضان به عهده اوست، نبايد روزه مستحبّى بگيرد تا قضاى روزه خود را بجا آورد.

5- كسى كه قضاى روزه ماه رمضان را گرفته است، مى‌تواند تا قبل‌از ظهر افطار كند، و امّا موقعى كه ظهر شد بايد به روزه خودادامه دهد و اگر عمداً افطار كند بايد كفّاره آن را بدهد، وكفّاره‌اش اين است كه ده نفر مسكين را طعام بدهد يا سه روز روزه بگيرد، علاوه بر آنكه قضاى آن روز را نيز بايد بجا بياورد.

قضاى روزه ميّت:

1- اگر كسى بميرد بعداز آنكه روزه به گردن او تعلّق گرفته باشد بر نزديكترين وارث او از مردان، بنابر اقوى، لازم است قضاى او رابجا آورد، و در روايتى آمده است كه اگر مال داشته باشد براى هر روزى از آن يك چارك از طعام به مسكين صدقه داده شود، و جمع‌ميان آن دو بهتر است.

2- كسى كه در ماه رمضان عمداً يا به علّت مسافرت روزه نگرفته باشد و سپس فوت كند بر ولىّ او لازم است روزه او را قضا كند.

3- كسى كه به خاطر بيمارى روزه نگيرد و بيمارى او ادامه پيدا كند تا از دنيا برود و نيز زنى كه خون ببيند و افطار كند سپس از دنيابرود پيش‌از اينكه بتواند روزه بگيرد، بر آنان روزه واجب نبوده و بر ولىّ ايشان نيز قضاى روزه آنان واجب نيست.

4- موقعى كه ولىّ ميّت متعدّد باشد، بر بزرگتر ايشان قضاى او واجب مى‌شود، و اگر بزرگتر آن را انجام نداد بر دومى واجب‌مى‌شود.

5- اگر كسى داوطلبانه عهده‌دار قضاى روزه ميّت شود، يا وارث او را بر اين كار اجير نمايد وبداند كه او وفا مى‌كند، بنابر قولى‌كفايت مى‌كند ولى احتياط اين است كه ولىّ شخصاً قضاى ميّت را بجا آورد.

6- قضاى روزه زمانى بر ولىّ ميّت واجب مى‌شود كه يقين داشته باشد كه قضا به گردن ميّت تعلّق گرفته است، امّا اگر شك كند براو چيزى لازم نيست.

اقسام ديگر روزه‌هاى واجب‌

1- يكى از روزه‌هاى واجب روزه‌اى است كه انسان بواسطه نذر بر خودش واجب مى‌كند،


صفحه 437

پس بر او لازم است مطابق نذرش عمل‌كند، در هر روزى كه معيّن كرده و در هر مكانى كه مقرّر كرده وبه هر صورتى كه تعيين نموده است، پى‌درپى باشد يا نه. پس اگر نذركرده كه سه روز را ازچهارشنبه تا جمعه در مدينه منوّره پياپى روزه بگيرد بايد به نذر خود وفا كند.

و اگر عمداً روزه خود را بخورد بر او كفّاره شكستن سوگند به صورت ذيل واجب مى‌شود: ده نفر را طعام بدهد يا ده نفر را بپوشاندو اگر اين كار را نتوانست سه روز روزه بگيرد و اگر كفّاره افطار عمدى روزه ماه رمضان را بدهد با احتياط موافق است يعنى يك برده‌آزاد كند، يا دو ماه پياپى روزه بگيرد، يا شصت مسكين را طعام بدهد، كه ميان آن سه مخيّر است.

2- كسى كه نذر كرده است در هر روز جمعه روزه بگيرد، بر او لازم نيست روزهاى جمعه‌اى را كه در مسافرت، يا بيمارى است، يا با عيد فطر و قربان مصادف مى‌شود، روزه بگيرد. همچنين لازم نيست جمعه‌هايى را كه در ماه رمضان روزه گرفته است قضا كند.

امّا اگر نذر كند كه روز معيّنى را روزه بگيرد اگرچه در سفر باشد احتياطاً بر او لازم است آن روز را قضا كند، و اگر از اداى نذرش‌عاجز شود بايد بنابر احتياط براى هر روز يك مسكين را سير نمايد يا به او 750 گرم طعام بدهد.

3- كسى كه دو روز را اعتكاف نموده بر او واجب است كه روز سوم را نيز به اعتكاف بگذراند، بنابر اين روزه آن روز نيز بر اوواجب مى‌شود.

4- كفّاره افطار عمدى ماه رمضان، دو ماه پياپى روزه گرفتن يا شصت مسكين را طعام دادن يا يك برده آزاد كردن است و اگر كسى‌روزه ماه رمضان را به حرام عمداً افطار كند بر او لازم است هر سه كفّاره را ادا كند، و كفّاره قتل عمد، نيز چنين است.

5- امّا كفّاره ظهار؛ بايد يك برده را آزاد كند و اگر از آن ناتوان باشد كه دراين روزگار چنين است بايد دو ماه پياپى روزه بگيرد واگر نتواند بايد شصت مسكين را طعام بدهد.

6- اگر پياپى روزه گرفتن واجب گردد، نبايد روزه گرفتن را، تا كامل شدن عدد مورد نظر قطع كند، امّا در اينجا چند مورد استثنامى‌گردد:

الف- اگر به سبب عذرى شرعى، مانند بيمارى يا قاعدگى يا مصادف شدن با عيد فطر و قربان روزه گرفتن قطع شود، بايد بعدازبرطرف شدن عذر فوراً روزه خود را ادامه دهد.

ب- اگر در روزه كفّاره كه دو ماه پياپى است، يك ماه و يك روز به طور پياپى روزه گرفته باشد، مى‌تواند بقيّه را به طور متفرّقه‌روزه بگيرد.

آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

در روزه‌اى كه به جاى قربانى گرفته مى‌شود، انسان مى‌تواند روز ترويه (هشتم ذى‌الحجّه) و عرفه را روزه بگيردسپس روز عيد و ايّام تشريق را (براى اين كه در منى است) ترك كند و بعداً روزه خود را ادامه دهد و چيزى بر او نيست.


صفحه 438

7- اگر بر كسى يكى از سه كفّاره واجب شود و از انجام دادن آنها عاجز گردد بايد به جاى اطعام شصت مسكين هيجده روز روزه‌بگيرد و اگر از آن هم عاجز باشد بايد به مقدارى كه توانايى داردصدقه بدهد و اگر بر هيچ چيزى قادر نباشد استغفار كند كه استغفار كفّاره اوست.

آداب روزه‌دارى‌

چه چيزهايى سزاوار است كه روزه‌دار ترك كند؟

اوّل- براى اينكه روزه‌دار بتواند به حكمت روزه كه افزودن تقواست، برسد بر او لازم است كه جلوگيرى از كارهاى زشت راافزايش دهد، بويژه از زشتى‌هاى غيرآشكار مانند اذيت مردم، غيبت و ستم و برترى جويى به آنان، و همچنين سرودن شعر، مجادله‌كردن و آزار دادن خدمتگذار.

دوّم- براى اينكه روزه‌دار بتواند روزه خود را از كاستى نگهدارى كند، بر او لازم است كه از بوئيدن گلها و استعمال شياف جامد، ومضمضه كردن (مگر براى نماز واجب) و بكارگيرى انفيه و جويدن آدامس (بدون مزّه) و نشستن زن در آب وبازى شهوت‌انگيز با همسر، براى رعايت‌احتياط در روزه ومحافظت بر آن، دورى نمايد.

سوم- براى اينكه بهداشت و سلامتى خود را حفظ كند بر او لازم است كه حجامت را ترك كند و دندان نكشد، و جامه‌اش رامرطوب نكند و استحمام ننمايد و بالاخره آنچه را كه به او در حال روزه‌دارى ضرر مى‌رساند ترك كند.

اينها عمده مكروهات در روزه‌دارى است و اكنون جزئيات آنها بيان مى‌گردد:

الف- ترك گناهان:

1- حرام بودن دروغ در حال روزه، شديدتر مى‌شود مخصوصاً دروغ بستن به خدا، رسول خدا و ائمّه اطهارعليهم السلام.

2- در حال روزه‌دارى، حرمت غيبت كردن، تهمت زدن، به بدى نام بردن، برترى جويى بر ديگران و برانگيختن تعصبات‌جاهلى، تشديد پيدا مى‌كند، و در نتيجه گناه هر چيزى كه تجاوز به حقّ ديگران بوده و موجب آزار آنان بگردد مضاعف و افزون‌مى‌شود.

3- همچنين در حال روزه واجب است كه انسان از چشم چرانى دورى كند، و از نظر بر آنچه نظر بر آن حرام است، و گوش دادن به‌آنچه شنيدنش حرام است اجتناب ورزد تا اينكه چشم، گوش و زبان انسان نيز همراه او روزه‌دار باشد.

4- اگر روزه‌دار بتواند به سكوت پناه ببرد، چنانكه حضرت مريم‌عليها السلام روزه سكوت را برگزيد، و سخن نگويد مگر هنگامى كه‌نياز باشد و به ذكر خدا مشغول شود، بايد انجام بدهد،


صفحه 439

زيرا كه سكوت موجب كمال روزه‌دارى است. ان شاء اللَّه.

5- بواسطه روزه است كه قلب روزه‌دار از كينه و حسادت و خيانت پاكيزه مى‌گردد، پس بر انسان لازم است دراين راه كوشش كندتا به عاليترين درجات تقوى- به خواست خدا- نائل شود.

ب- پاك داشتن روزه:

1- بر روزه‌دار سزاوار است كه خود را از آنچه كه شهوتش را بر مى‌انگيزد حفظ كند، پس نبايد با همسر خود بازى شهوت‌انگيزكند و نبايد او را لمس كند، يا او را ببوسد، يا به او طورى نگاه كند و سخن بگويد كه موجب انگيزش شهوتش بشود، تمام اين كارهاموقعى بايد اجتناب شود كه انسان بترسد كنترل خود را از دست بدهد، امّا اگر نترسد براى او اشكالى دراين امور نيست، اين دستورات‌درباره زن نيز نسبت به شوهرش جارى است.

2- خوب است روزه‌دار از كشيدن سرمه‌اى كه داراى مشك مى‌باشد يا طعم آن در حلقش احساس بشود دورى كند.

3- انفيه بر روزه‌دار مكروه است ولى چكاندن دارو در گوش روزه‌دار اشكال ندارد، و استعمال شياف جامد توسّط روزه‌دار مكروه‌است.

4- مكروه است بر روزه‌دار، بوئيدن هر گياهى كه در آن بوى خوش باشد مانند گلها، ولى عطر زدن بر روزه‌دار مستحبّ است كه آن‌تحفه روزه‌دار است و عطر زدن بواسطه مشك مكروه است كه شايد به خاطر غلظت بوى آن باشد.

5- نشستن در آب (براى خنك شدن) جايز است و براى مرد مكروه نيست، چنانكه جايز است به بادبزن آب بپاشد وبا جامه نمدار خود را خنك كند، ولى براى زن روزه‌دار نشستن در آب كراهت دارد.

ج- رعايت سلامتى:

1- بر روزه‌دار لازم است كه سلامتى خود را رعايت كند، و از آنچه كه در حال روزه‌دارى به او ضرر برساند دورى كند، مانندحجامت كردن، رگ زدن، دندان كشيدن، خون دادن و در حمام درنگ كردن كه تمام اين امور موقعى است كه به‌سلامتى او ضرربرساند يا موجب ضعف او بگردد.

2- بر روزه‌دار نيز مكروه است كه لباس بدنش را مرطوب و خيس نمايد.


صفحه 440

چكيده آداب:

الف- چيزهاى مكروه:

1- بازى شهوت‌انگيز براى مرد و زن.

2- سرمه كشيدن مخصوصاً اگر بوى داشته باشد.

3- استحمام كردن اگر ترس ضرر باشد.

4- حجامت كردن در صورتى كه خوف ضرر و ضعف باشد.

5- كشيدن دندان و خونين ساختن دهان.

6- انفيه بكار بردن.

7- بوئيدن گياهان مخصوصاً گل نرگس.

8- استعمال شياف.

9- نشستن زن در آب.

10- مسواك كردن با چوب تر.

11- مضمضه كردن، و اگر انجام داد بايد آب دهان را سه مرتبه بيرون ريزد.

12- تر كردن جامه بر بدن، ولى اگر آن را فشار دهد و آبش را خشك كند اشكال ندارد.

13- جويدن آدامس بدون طعم در صورتى كه ذرّاتى از آن در داخل شكم نرود والّا موجب شكستن روزه مى‌شود.

14- سرودن شعر.

15- مجادله و نزاع (مراء) و اذيّت كردن خادم.

ب- چيزهاى جايز:

1- مكيدن نگين و نيز هسته براى رفع تشنگى.

2- چشيدن غذا.

3- جويدن غذا براى خوراندن به بچه و پرنده.

4- چكاندن دارو در گوش در صورتى كه به حلق نرسد.

5- نشستن مرد در آب.

6- ريختن آب بر سر.

7- پاشيدن آب به حصير و بادبزن.

8- بالا آمدن غذا از شكم بدون اراده، يا با آروغ زدن در صورتى كه به حلق نرسد.

9- با روغن معطّر خود را خوشبو كردن.


صفحه 441

10- لباس را با بخور خوشبو و معطّر كردن.

11- شانه كردن سر براى زن.

راههاى ثابت شدن اوّل ماه‌

اصل در ثابت شدن هلال (رمضان و شوّال)، ديدن آن است، پس زمانى كه هلال در افق آشكارباشد اشكالى وجود نخواهد داشت، و اگر كسى آن را رؤيت نمود بر او لازم است اوّل ماه رمضان را روزه بگيرد يا اوّل ماه شوّال را افطاركند، چه اين كه ديگران آن را ديده باشند يا نديده باشند، وچه اينكه حاكم شرع شهادت او را قبول كند يا ردّ كند.

امّا اگر كسى خودش هلال را نديده باشد در اينجا نشانه‌ها و دلايل شرعى براى ثبوت آن وجود دارد كه در سطور ذيل ذكر مى‌شود:

اوّل- حكم ولى فقيه است، و واجب نيست كه مسلمانان از چگونگى حكم او جستجو كنندتا زمانى كه به فقه و عدالت او اعتماد داشته باشند.

دوّم- گواهى بيّنه است، پس زمانى كه دو شاهد عادل از مردان شهادت دادند كه هلال رابا چشم خود ديده‌اند لازم است كه شهادت آن دو را قبول كنى، چه اينكه مردم آن را قبول كننديا نكنند، مگر اينكه علّتى براى شك در شهادت ايشان وجود داشته باشد مانند اينكه در توصيف هلال ضدّ و نقيض گويند، يا آسمان‌صاف باشد و مردم ماه را جستجو كرده و نيافته باشند كه موجب شك در گواهى آنان بشود، و مانند آن.

سوم- شياع و شهرتى بين مردم كه موجب علم و يقين بشود پس اگر گروه بزرگى از مردم ادّعا كنند كه ماه را ديده‌اند به صورتى كه‌براى ما اطمينان حاصل شود كه هلال در افق وجود داشته است كفايت مى‌كند و در اينجا عدالت، عدد، مرد بودن و بلوغ و مانند آنهاشرط نيست.

چهارم- محاسبات ستاره‌شناسى كه موجب علم و يقين بگردد، پس اگر آسمان ابرى باشد ومحاسبات نجومى دلالت قطعى داشته‌باشد كه هلال در افق وجود دارد به طورى كه اگر آسمان صاف بود، مردم آن را مى‌ديدند، وجود هلال ثابت مى‌شود.

و همچنين است اگر از طريق دستگاههاى پيشرفته، علم و يقين حاصل شود (مقصود از علم ويقين آن اطمينانى است كه عُقَلابر خلاف آن اعتنا نمى‌كنند).

امّا محاسباتى كه موجب علم نشود و نيز دستگاههايى كه امكان رؤيت را آشكار نكند، بلكه فقط وجود هلال را در افق مشخّص‌كند كفايت نمى‌نمايد.

گاهى اين محاسبات به تنهايى موجب علم نمى‌شود ولى مؤيّد نشانه و دليل ديگرى دراين‌


صفحه 442

رابطه مى‌باشد مانند: آنجايى كه گروهى ازمردم در روزى نيمه ابرى شهادت بدهند كه ماه را ديده‌اند وحسابها هم موافق با ايشان باشد، و در نزد حاكم شرع يا در نزد فرد عادى‌موجب علم و اطمينان شود، به عنوان دليل براى ثبوت ماه كفايت مى‌كند.

از امارات و نشانه‌هاى حسابى چند امر زير است:

الف- اگر اوّل ماه رجب معلوم باشد، پنجاه و نه روز از اوّل ماه رجب شمرده مى‌شود و روز شصتم معمولًا اوّل ماه رمضان خواهدبود.

ب- اگر اوّل ماه رمضان سال گذشته معلوم باشد، روز پنجم از ايّام هفته معمولًا روز اوّل ماه رمضان امسال خواهد بود، و در سال‌كبيسه شش روز شمرده مى‌شود وروز ششم، اوّل ماه رمضان حساب مى‌گردد.

ج- اگر هلال در روز و قبل‌از زوال (نيمروز) ديده شود، دليل براين است كه هلال ماه جديد مى‌باشد و اگر بعداز زوال‌ديده شود پس آن هلال ماه گذشته است.

د- اگر هلال قبل‌از شفق، غروب كند علامت براين است كه آن شب، شب اوّل ماه است، و اگر بعداز شفق غروب نمايد علامت‌براين است كه آن شب، شب دوّم ماه است.

تمام اين علامتها مى‌تواند شاهد و گواه صدق ادّعاى رؤيت كننده باشد.

پنجم- اگر رؤيت هلال در شهر ديگرى ثابت شود چنانچه افق آن با افق شهر شما يكى باشد، يا طورى باشد كه اگر در آن شهر ماه‌ديده شود در شهر شما هم ديده مى‌شود دراين صورت براى شما هم اوّل ماه ثابت مى‌گردد و اگر چنين نباشد ثابت نمى‌گردد.

ششم- ماه رمضان مانند هر ماه قمرى ديگر، گاهى كامل و سى روز است و گاهى ناقص وبيست و نه روز مى‌شود، پس اگر اوّل ماه‌رمضان با رؤيت هلال ثابت نشود ماه شعبان سى روز حساب مى‌شود، و اگر اوّل ماه شوّال ثابت نشود ماه رمضان سى روز حساب‌مى‌شود و اگر مردم بيست و هشت روز روزه بگيرند و اوّل ماه در شب بيست و نهم ثابت شود بر مردم لازم است آن روز را عيد گرفته وافطار كنند و يك روز قضا نمايند، زيرا كه ماه قمرى نمى‌تواند كمتر از بيست ونه روز باشد.