بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 445

بعداز بيان احكام روزه، فقها درباره اعتكاف سخن مى‌گويند به اين جهت كه اعتكاف عبادتى است كه در آن روزه گرفتن شرط شده‌است و نيز براى اينكه قرآن حكيم برخى از احكام اعتكاف را بعداز بيان احكام روزه بيان نموده است.

اعتكاف چيست؟

«اعتكاف» به اين معناست كه انسان مدّتى در خانه‌اى از خانه‌هاى خداى رحمان به عنوان عبادت به طور شبانه روزبماند، و در اعتكاف شرط شده است آنچه در عبادتهاى ديگر شرط شده است مانند: مسلمان بودن، عاقل بودن و نيّت خالص داشتن، واينكه اعتكاف با فعل حرام مانند: ضرر زدن و تجاوز نمودن به حقوق ديگران و مانند آنها همراه نشود، پس اگر اعتكاف به خاطربيمارى، يا وجود دشمن به انسان ضرر برساند يا بواسطه اعتكاف حقوق ديگران پايمال شود، به‌عنوان عبادت صحيح نخواهد بود، چنانكه فقها اين شرايط را در ديگر عبادتها نيز ذكر كرده‌اند.

شرايط اعتكاف:

براى اعتكاف شرايط ديگرى نيز مى‌باشد، كه در سطور ذيل ذكر مى‌شود:

اوّل- اعتكاف بايد با روزه گرفتن همراه باشد، پس بدون روزه صحيح نيست ودر موقعى كه روزه جايز نيست مانند دوران‌بيمارى، مسافرت، روزهاى عيد و در ايّام تشريق براى كسى كه بخواهد در منى اعتكاف كند، اعتكاف نيز صحيح نمى‌باشد.

و لازم نيست كه روزه، روزه مخصوص به اعتكاف باشد، پس روزه ماه رمضان يا روزه نذر، يا روزه قضا و مانند آنها نيز براى‌اعتكاف كفايت مى‌كند.

دوّم- اعتكاف بايد سه روز باشد، پس اعتكاف در دو روز يا در پنج روز درست نيست بلكه در سه روز يا در شش روز صحيح‌است و احتياط اين است كه انسان اعتكاف را در سه روز سه روز انجام دهد، پس نبايد ده روز اعتكاف كند، بلكه بايد يا نه روز، يادوازده روز اعتكاف كند. و لذا اعتكاف را قبل‌از ورود در روز سوم مى‌توان قطع كرد ولى بعداز ورود، بايد روز سوم‌


صفحه 446

را به پايان رسانيد.

اگر كسى روزهاى معيّنى را براى اعتكاف نذر كند مانند ايّام قدر، پس جايز نيست كه اعتكاف را قطع كند چون با نذر خودمخالفت كرده است، و اگر نذر كند- مثلًا- كه در روز جمعه اعتكاف كند بر او واجب است كه دو روز ديگر قبل يا بعد را به آن اضافه‌كند تا سه روز كامل شود.

شب اوّل و شب آخر جزء سه روز اعتكاف حساب نمى‌شود بلكه از فجر (سپيده دم) روز اوّل تا مغرب روز سوم‌حساب مى‌گردد، اگرچه اوْلى اين است آن دو شب را جزء اعتكاف قرار دهد. امّا دو شبى كه در ميان قرار گرفته است داخل در اعتكاف‌مى‌باشد و اعتكاف كردن مثلًا از ظهر روز چهارشنبه تا ظهر روز شنبه مورد اشكال است، و اوْلى اين است كه مثلًا از سپيده دم روزچهارشنبه تا غروب روز جمعه باشد.

سوم- بايد اعتكاف در مسجد جامعى كه امام عادلى در آن نماز جمعه يا جماعت مى‌خواند صورت بگيرد، پس در غير مساجد وهمچنين در مساجد كوچكى كه جماعت در آنها برپا نمى‌شود، حتّى در مساجد محلّه‌هاى شهر، جايز نيست. بلكه اعتكاف بايد درمسجد يا مساجد اصلى و بزرگ باشد.

و بهتر اين است كه اعتكاف در يكى از مساجد چهارگانه كه عبارتنداز: مسجدالحرام، مسجدالنّبى، مسجد كوفه و مسجد بصره‌انجام شود.

اعتكاف اساساً مستحبّ است، ولى به نذر واجب مى‌شود و احكام نذر در اعتكاف و غير اعتكاف يكسان است و لازم است كه دراين باره به كتاب نذر مراجعه شود.

احكام اعتكاف‌

1- گوهر و حقيقت اعتكاف ماندن در مسجد به عنوان عبادت است، لذا اگر بدون نياز از مسجد بيرون برود، عملش باطل‌مى‌شود، و نيز اگر خارج شدن انسان معتكف از مسجد به جهت نياز و ضرورت به طول بيانجامد به طورى كه از صورت اعتكاف‌بيرون بيايد باز عملش باطل مى‌شود، ولى خروج انسان براى ضرورت ونياز به طورى كه عرفاً با ماندن در مسجد منافاتى نداشته‌باشد، اشكال ندارد، مانند اينكه كسى براى خوردن و آشاميدن يا براى رفتن به سرويس بهداشتى يا استحمام يا عيادت مريض يا تشييع‌جنازه، يا براى برآوردن نياز مؤمن و مانند آنها از مسجد بيرون برود، و اگر بيرون رفت بايد به كمترين زمان ممكن اكتفا كند و سپس‌برگردد.

2- چند چيز بر معتكف حرام است، و با رعايت نكردن شرطهاى اعتكاف وارتكاب برخى از محرّمات، اعتكاف باطل مى‌شود، اكنون به بعضى از آنها اشاره مى‌شود:

الف- در اعتكاف آميزش با همسران و لمس و بوسيدن شهوت‌انگيز آنان حرام است و دراين‌


صفحه 447

حكم ميان مرد و زن فرق نيست.

ب- استمنا بر معتكف حرام است، زيرا كه- علاوه بر حرام بودن اين عمل- روزه او را در روز باطل مى‌كند و در شب براى اوموجب معصيت مى‌گردد.

ج- بوئيدن عطر و بوئيدن گياه خوشبو بعنوان لذّت بردن براى معتكف حرام است.

د- خريد و فروش، بلكه همه معاملات غير ضرورى بر معتكف حرام است.

ه- جدال در امور دينى و دنيوى به قصد غلبه و اظهار فضل، بر معتكف حرام است، ولى در صورتى كه براى اظهار حقّ و تصحيح‌اشتباه طرف مقابل باشد اشكالى ندارد.

3- دراين پنج چيزى كه ذكر شد ميان اينكه در شب يا روز انجام شود تفاوتى نيست ولى بعضى از آنچه در روز به خاطر روزه بودن‌حرام مى‌شود در شب جايز مى‌باشد مانند خوردن و آشاميدن.

4- هر چيزى كه روزه را باطل و فاسد مى‌كند اعتكاف را نيز باطل مى‌كند در صورتى كه عمداً انجام شود، ولى اگر سهواً انجام شودباطل نمى‌كند.

5- اگر اعتكاف باطل شود قضاى آن واجب مى‌شود در صورتى كه خود اعتكاف واجب باشد و يا مستحبّ باشد ولى با رسيدن روزسوم واجب شده باشد؛ امّا اگر اعتكاف مستحبّى در روز اوّل ودوّم، باطل شود قضاى آن واجب نمى‌گردد.

6- اگر كسى در حال اعتكاف جماع كند كفّاره بر او واجب مى‌شود كه عبارت است از: آزاد كردن يك برده يا طعام دادن به شصت‌مسكين يا دو ماه پياپى روزه گرفتن، و ظاهراً بايد اين كفّاره‌ها بصورت ترتيبى باشد، نه اينكه ميان انجام هر كدام انسان اختيار داشته‌باشد، يعنى اوّل بايد يك برده آزاد كند، اگر نتوانست شصت مسكين را طعام بدهد، اگر باز هم نتوانست شصت روز پياپى روزه‌بگيرد.

7- اگر كسى اعتكافش در ماه رمضان باشد و در روز جماع كند بر او دو كفّاره واجب مى‌شود، واگر در غير ماه رمضان بوده وبصورت مستحبّ باشد يك كفّاره بر او واجب مى‌گردد، ولى اگر روزه‌اش بعنوان قضاى ماه رمضان باشد، يك كفّاره بعنوان اعتكاف ويك كفّاره بعنوان شكستن روزه قضاى ماه رمضان بر او واجب مى‌شود در صورتى كه شكستن روزه بعداز ظهر باشد، و اگر اعتكافش‌بعنوان نذر بوده باشد، يك كفّاره ديگر براى مخالفت با نذر واجب مى‌گردد.

8- دراين كه آميزش جنسى اعتكاف را باطل مى‌نمايد و موجب كفّاره مى‌شود هيچ اختلافى نيست، و امّا حرامهاى ديگر اگرچه‌انجام دادن آنها حرام است وموجب فساد و بطلان اعتكاف مى‌گردد لكن ظاهراً موجب كفّاره نمى‌گردد.

9- تأكيد شده است كه اگر معتكف براى رفع نياز يا ضرورتى از مسجد بيرون برود، بايد نزديكترين راه را انتخاب كند و در زيرسايه قرار نگيرد و در جايى ننشيند، بلكه بر او لازم است‌


صفحه 448

فوراً برگردد.

10- اگر كسى نذر كند كه فقط دو روز اعتكاف كند و روز سومى نداشته باشد نذرش باطل است، و نيز اعتكاف باطل مى‌شود اگرانسان بداند كه روز سوم به روز عيد برخورد مى‌كند، و اگر نذر كند كه پنج روز اعتكاف كند بر او واجب مى‌شود كه روز ششم را نيز براعتكاف خود اضافه نمايد.

11- بام مسجد و زير زمين مسجد اگر جزو مسجد باشد و محراب مسجد در حكم مسجد مى‌باشد و در آنها مى‌توان اعتكاف كرد.

12- براى معتكف جايز است كه براى شهادت دادن و حاضر شدن در نماز جمعه و جماعت يا تشييع جنازه، يا رفع نياز مؤمن ازمسجد بيرون رود، و بدون ضرورت، جز آنچه ذكر شد جايز نيست از مسجد خارج شود. و در اعتكاف فرق نيست كه معتكف درمسجد بخوابد يا بيدار باشد، ايستاده يا نشسته باشد يا در حال راه رفتن باشد، بلكه بر او واجب است در مسجد بماند و در روز روزه‌بگيرد.

13- اگر معتكف در مسجد جنب شود و نتواند در مسجد غسل كند بايد براى غسل كردن از مسجد خارج شود، و اگر انجام ندهداعتكافش باطل مى‌گردد چون ماندن در مسجد با حال جنابت حرام است.

14- براى كسى كه روزه گرفتن برايش جايز نيست، اعتكاف او نيز صحيح وجايز نمى‌باشد، مانند مسافر يا بيمار، و اعتكاف برده‌بدون اجازه مولا صحيح نيست ونيز اجازه شوهر براى اعتكاف زن شرط است در صورتيكه اعتكاف او با حقّ شوهر منافات داشته‌باشد.

15- اگر كسى بيمار شود يا زن خون ببيند، بايد از مسجد بيرون بروند، و زمانى كه بيمارى او بهبود يافت، يا عادت زن تمام شد وغسل نمود، بايد به مسجد برگردند تا باقى مانده اعتكاف را به پايان ببرند و دراين صورت اعتكافشان باطل نمى‌شود، البتّه بايد فوراًبعداز بهبود يافتن و پاك شدن به مسجد برگردند.


صفحه 449

احكام خُمس‌


صفحه 450

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 451

مقدّمه‌

چرا خمس؟

قرآن مجيد در بيان فريضه خُمس، ايمان را با خُمس و جهاد پيوند داده است. خداوند متعال مى‌فرمايد:

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ‌آمَنتُم بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ[1].

«بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى نزديكان ويتيمان و مسكينان و واماندگان درراه است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (با ايمان و بى‌ايمان)]/ روز جنگ‌بدر [نازل كرديم، ايمان آورده‌ايد؛ وخداوند بر هر چيزى تواناست.»

پس خُمس و جهاد هر دو باهم از حقايق ايمان است، آيا مگر ايمان تسليم شدن به خدا و اوامر و دستورات او نيست؟ هركس‌ايمان را برگزيد بايد خُمس بپردازد، تا صداقت ايمان خود رانشان دهد.

در آيات زكات نيز رابطه اين فريضه با نماز بيان شده و درآيات جهاد دستور آشكارى براى انفاق ذكر گرديده است كه نشان مى‌دهداستوارى دين به نماز و انفاق و جهاد است.

ولى چرا؟ چون حقيقت دين، گذشتن از مرز هوا و هوس و رسيدن به هدايت وبرترى يافتن بر تمامى جاذبه‌هاى دنيوى و رسيدن‌به درجات آخرت است.

اين حقيقت در وجود مؤمنين به وسيله مبارزه با مال اندوزى، وتطهير نفس خود از مظاهر فريبنده دنيا، و تزكيه آن از آزمندى‌وحرص تجلّى مى‌يابد.

چنين است كه انفاق در راه خدا زكات ناميده شده زيرا كه در آن تزكيه نفس نهفته است. خداوند سبحان مى‌فرمايد:

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم‌[2].

[1]سوره انفال، آيه 41.

[2]سوره توبه، آيه 103.


صفحه 452

«از اموال‌آنها صدقه‌اى (به‌عنوان‌زكات) بگير، تا به‌وسيله آن، آنها را پاك سازى وپرورش دهى ...»

در آيه ديگر از انفاق به صدقه تعبير شده است:

يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ‌[1].

«خداوند ربا را نابود مى‌سازد و صدقات را فزونى مى‌بخشد.»

زيرا هر كس كه اموال خود را در راه خدا انفاق كند، دين خدا را تصديق نموده، و به آياتى كه در مورد ثواب انفاق كنندگان بر رسول‌خدا نازل شده، ايمان آورده است.

از انفاق در راه خدا با واژه جهاد نيز تعبير شده است.

خداوند مى‌فرمايد:

وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ‌[2].

«در راه خدا با اموال و جانهاى خود جهاد كنيد.»

زيرا بخشش خالصانه براى خدا انعكاسى از مجاهدت نفس ومبارزه با شهوات و دلبستگى به‌زمين و شهوات زودگذر آن مى‌باشد.

در حاليكه دين واقعى، رهايى از هواهاى نفسانى و پر كشيدن به سوى هدايت الهى است. و اگر اين رهايى صورت نگيرد انسان به‌دنيا و شهوات و خواهشهاى آن دلبند مى‌گردد و در زندان خويشتن خويش و حرص و آز نفس، اسير مى‌شود. در حاليكه انفاق كننده درراه خدا از حصار آن رهايى مى‌يابد و از رستگاران مى‌گردد، خداوند متعال مى‌فرمايد:

وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‌[3].

«هر كس از حرص و آز دنيا خود را باز دارد آنان به حقيقت رستگاران‌اند.»

بدين سان صدقه و انفاق راستين بر دو نوع است: صدقه پنهان كه مؤمن با خود نمايى ستيز مى‌كند، و صدقه آشكار كه با خِسّت‌وبُخْل نكوهش كنندگان كه با انفاق در راه خدا مخالف هستند، مبارزه مى‌كند؛ با آنان كه بُخل مى‌ورزند و ديگران را به بخل‌وامى‌دارند.

خداوند مى‌فرمايد:

الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلَانِيَةً[4].

«كسانى كه اموال خود را انفاق كنند در شب و روز، نهان و آشكارا.»

[1]سوره بقره، آيه 276.

[2]سوره توبه، آيه 41.

[3]سوره حشر، آيه 9.

[4]سوره بقره، آيه 274.