بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 448

فوراً برگردد.

10- اگر كسى نذر كند كه فقط دو روز اعتكاف كند و روز سومى نداشته باشد نذرش باطل است، و نيز اعتكاف باطل مى‌شود اگرانسان بداند كه روز سوم به روز عيد برخورد مى‌كند، و اگر نذر كند كه پنج روز اعتكاف كند بر او واجب مى‌شود كه روز ششم را نيز براعتكاف خود اضافه نمايد.

11- بام مسجد و زير زمين مسجد اگر جزو مسجد باشد و محراب مسجد در حكم مسجد مى‌باشد و در آنها مى‌توان اعتكاف كرد.

12- براى معتكف جايز است كه براى شهادت دادن و حاضر شدن در نماز جمعه و جماعت يا تشييع جنازه، يا رفع نياز مؤمن ازمسجد بيرون رود، و بدون ضرورت، جز آنچه ذكر شد جايز نيست از مسجد خارج شود. و در اعتكاف فرق نيست كه معتكف درمسجد بخوابد يا بيدار باشد، ايستاده يا نشسته باشد يا در حال راه رفتن باشد، بلكه بر او واجب است در مسجد بماند و در روز روزه‌بگيرد.

13- اگر معتكف در مسجد جنب شود و نتواند در مسجد غسل كند بايد براى غسل كردن از مسجد خارج شود، و اگر انجام ندهداعتكافش باطل مى‌گردد چون ماندن در مسجد با حال جنابت حرام است.

14- براى كسى كه روزه گرفتن برايش جايز نيست، اعتكاف او نيز صحيح وجايز نمى‌باشد، مانند مسافر يا بيمار، و اعتكاف برده‌بدون اجازه مولا صحيح نيست ونيز اجازه شوهر براى اعتكاف زن شرط است در صورتيكه اعتكاف او با حقّ شوهر منافات داشته‌باشد.

15- اگر كسى بيمار شود يا زن خون ببيند، بايد از مسجد بيرون بروند، و زمانى كه بيمارى او بهبود يافت، يا عادت زن تمام شد وغسل نمود، بايد به مسجد برگردند تا باقى مانده اعتكاف را به پايان ببرند و دراين صورت اعتكافشان باطل نمى‌شود، البتّه بايد فوراًبعداز بهبود يافتن و پاك شدن به مسجد برگردند.


صفحه 449

احكام خُمس‌


صفحه 450

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 451

مقدّمه‌

چرا خمس؟

قرآن مجيد در بيان فريضه خُمس، ايمان را با خُمس و جهاد پيوند داده است. خداوند متعال مى‌فرمايد:

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ‌آمَنتُم بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ[1].

«بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى نزديكان ويتيمان و مسكينان و واماندگان درراه است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (با ايمان و بى‌ايمان)]/ روز جنگ‌بدر [نازل كرديم، ايمان آورده‌ايد؛ وخداوند بر هر چيزى تواناست.»

پس خُمس و جهاد هر دو باهم از حقايق ايمان است، آيا مگر ايمان تسليم شدن به خدا و اوامر و دستورات او نيست؟ هركس‌ايمان را برگزيد بايد خُمس بپردازد، تا صداقت ايمان خود رانشان دهد.

در آيات زكات نيز رابطه اين فريضه با نماز بيان شده و درآيات جهاد دستور آشكارى براى انفاق ذكر گرديده است كه نشان مى‌دهداستوارى دين به نماز و انفاق و جهاد است.

ولى چرا؟ چون حقيقت دين، گذشتن از مرز هوا و هوس و رسيدن به هدايت وبرترى يافتن بر تمامى جاذبه‌هاى دنيوى و رسيدن‌به درجات آخرت است.

اين حقيقت در وجود مؤمنين به وسيله مبارزه با مال اندوزى، وتطهير نفس خود از مظاهر فريبنده دنيا، و تزكيه آن از آزمندى‌وحرص تجلّى مى‌يابد.

چنين است كه انفاق در راه خدا زكات ناميده شده زيرا كه در آن تزكيه نفس نهفته است. خداوند سبحان مى‌فرمايد:

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم‌[2].

[1]سوره انفال، آيه 41.

[2]سوره توبه، آيه 103.


صفحه 452

«از اموال‌آنها صدقه‌اى (به‌عنوان‌زكات) بگير، تا به‌وسيله آن، آنها را پاك سازى وپرورش دهى ...»

در آيه ديگر از انفاق به صدقه تعبير شده است:

يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ‌[1].

«خداوند ربا را نابود مى‌سازد و صدقات را فزونى مى‌بخشد.»

زيرا هر كس كه اموال خود را در راه خدا انفاق كند، دين خدا را تصديق نموده، و به آياتى كه در مورد ثواب انفاق كنندگان بر رسول‌خدا نازل شده، ايمان آورده است.

از انفاق در راه خدا با واژه جهاد نيز تعبير شده است.

خداوند مى‌فرمايد:

وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ‌[2].

«در راه خدا با اموال و جانهاى خود جهاد كنيد.»

زيرا بخشش خالصانه براى خدا انعكاسى از مجاهدت نفس ومبارزه با شهوات و دلبستگى به‌زمين و شهوات زودگذر آن مى‌باشد.

در حاليكه دين واقعى، رهايى از هواهاى نفسانى و پر كشيدن به سوى هدايت الهى است. و اگر اين رهايى صورت نگيرد انسان به‌دنيا و شهوات و خواهشهاى آن دلبند مى‌گردد و در زندان خويشتن خويش و حرص و آز نفس، اسير مى‌شود. در حاليكه انفاق كننده درراه خدا از حصار آن رهايى مى‌يابد و از رستگاران مى‌گردد، خداوند متعال مى‌فرمايد:

وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‌[3].

«هر كس از حرص و آز دنيا خود را باز دارد آنان به حقيقت رستگاران‌اند.»

بدين سان صدقه و انفاق راستين بر دو نوع است: صدقه پنهان كه مؤمن با خود نمايى ستيز مى‌كند، و صدقه آشكار كه با خِسّت‌وبُخْل نكوهش كنندگان كه با انفاق در راه خدا مخالف هستند، مبارزه مى‌كند؛ با آنان كه بُخل مى‌ورزند و ديگران را به بخل‌وامى‌دارند.

خداوند مى‌فرمايد:

الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلَانِيَةً[4].

«كسانى كه اموال خود را انفاق كنند در شب و روز، نهان و آشكارا.»

[1]سوره بقره، آيه 276.

[2]سوره توبه، آيه 41.

[3]سوره حشر، آيه 9.

[4]سوره بقره، آيه 274.


صفحه 453

شرط پذيرش صدقه و انفاق در راه خدا اين است كه بايد خالصانه به پيشگاه احديّت باشد. پروردگار عالم در اين خصوص‌مى‌فرمايد:

إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُوراً[1].

« (گويند) ما فقط براى رضاى خدا به‌شما طعام مى‌دهيم واز شما هيچ‌پاداش وسپاسى‌هم نمى‌طلبيم.»

پروردگار از بخششى آميخته با منّت و آزار دادن، نهى نموده ومى‌فرمايد:

ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنّاً وَلَا أَذىً‌[2].

«درپى انفاق حتّى «بر مُستحقّان» منّت و آزارى نمى‌رسانند.»

و نيز خداوند مى‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ‌[3].

«اى اهل ايمان به هدر ندهيد صدقات خود را با منّت گذاردن و آزار دادن مانند آن كس كه مال خود را انفاق كند از روى ريا براى‌مردم.»

و چون صدقه براى خداست، بخشش راستين بايد خالصانه به پيشگاه خداوند كريم باشد، پروردگار مى‌فرمايد:

وَمَا تُنْفِقُونَ إلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ‌[4].

«و جز در راه رضاى الهى انفاق نكنيد.»

از اين رو مورد انفاق واقعى در نزد مؤمن با موارد انفاق رياكاران تفاوت دارد، انفاق كننده رياكار به منظور دريافت پاداش و سپاس‌از مردم و يا خواستار كُرنش و ذليل شدن از سوى دريافت كننده است، در حاليكه فرد مخلص اموال خود را به فقرا و نيازمندانى «كه گمان مى‌كنيم بدليل پارسايى و پاكدامنى ثروتمند هستند»، مى‌دهند، چنانكه خداوند بدان اشاره نموده است:

لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ‌التَّعَفُّفِ‌...[5].

«انفاق شما براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا در تنگنا قرار گرفته‌اند و نمى‌توانند مسافرتى كنند و از شدّت خويشتن دارى افرادناآگاه آنها را بى‌نياز مى‌پندارند ...».

به همان مقدار كه قرآن‌انفاق كنندگان را مورد ستايش قرار داده‌است، بخل‌ورزان را مذمّت‌

[1]سوره انسان، آيه 9.

[2]سوره بقره، آيه 262.

[3]سوره بقره، آيه 264.

[4]سوره بقره، آيه 272.

[5]سوره بقره، آيه 273.


صفحه 454

ونكوهش مى‌كند زيرا آنان كمك و بخشش را از محتاجان منع مى‌كنند.

فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ* الَّذِينَ هُمْ يُرَآءُونَ* وَيَمْنَعُونَ‌الْمَاعُونَ‌[1].

«پس واى بر آن نمازگزاران كه دل از ياد خدا غافل دارند همانان كه «اگر اطاعتى كنند» به ريا وخودنمائى كنند و زكات واحسان از فقيران منع كنند.»

خداوند بُخل ورزان را كه مردم را از احسان و بخشش منع مى‌كنند مورد نكوهش قرار داده ومى‌فرمايد:

الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ‌[2].

«همان كسانى كه خودشان در احسان به فقيران بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل واميدارند.»

وكسانى كه طلا ونقره ذخيره مى‌كنند، خداوند به آنان عذاب دردناك بشارت داده ومى‌فرمايد:

وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ* يَوْمَ يُحْمَى‌عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ‌تَكْنِزُونَ‌[3].

«و كسانى كه طلا و نقره را گنجينه و ذخيره مى‌كنند و در راه خدا انفاق نمى‌كنند آنها را به عذاب دردناك بشارت ده، روزى كه (آن طلا و نقره) در آتش گداخته شود وپيشانى و پشت و پهلوى آنها را به آن داغ كنند (فرشتگان عذاب به آنها گويند) اين‌است نتيجه آنچه از زر و سيم براى خود ذخيره كرديد اكنون بچشيد عذاب سيم و زرى كه اندوخته مى‌كرديد.»

اوّلين كسى كه از بخل ورزى زيان مى‌بيند خود او است زيرا خداوند او را از پاداش انفاق كنندگان و همچنين از فوايد تزكيه و تطهيرخويش در دنيا محروم مى‌سازد.

خداوند مى‌فرمايد:

فَمِنكُم مَن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَفْسِهِ‌[4].

«بعضى از شما بخل مى‌ورزند و هر كه در انفاق بخل ورزد بر ضرر خود اوست (كه از اجر وثواب) خود را محروم كرده‌است.»

قرآن مجيد با وسوسه‌هاى شيطانى كه ابليس در دلها برمى‌انگيزاند، مقابله كرده است. بُخل‌ورزان خيال مى‌كنند كه انفاق براى‌فقرا، سودى ندارد زيرا خداوند خواسته است آنان‌

[1]سوره ماعون، آيات 7- 4.

[2]سوره حديد، آيه 24.

[3]سوره توبه، آيه 35- 34.

[4]سوره محمّدصلى الله عليه وآله، آيه 38.


صفحه 455

(يعنى فقرا) محروم باشند و گرنه آنان را ثروتمند مى‌ساخت و چنين مى‌گويند:

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي‌ضَلَالٍ مُبِينٍ‌[1].

«و چون مؤمنان به آنها گفتند كه از آنچه خدا روزى شما قرار داده به فقيران انفاق كنيد، كافران به اهل ايمان جواب دادند آيا به‌كسى‌كه اگر خدا مى‌خواست به او هم مانند ما روزى مى‌داد، اطعام كنيم؟ شما (كه به ما اين اندرز را مى‌دهيد) پيداست كه سخت‌در گمراهى هستيد.»

سركشى و غرور بعضى از اين افراد بحدّى رسيده كه ادّعا مى‌كنند كه خدا فقير و آنان ثروتمند هستند، خداوند مى‌فرمايد:

إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ[2].

«آنها «به تمسخر» گفتند، پس خدا فقير است و ما دارا.»

بدين‌سان ثواب و أجر انفاق كنندگان در راه خدا بسيار زياد است زيرا شيطان را از دلهاى خود رانده و با وسوسه‌هاى او در دل، وفرهنگ شيطانى در جامعه و با حرص و آز نفس خود، مبارزه كرده‌اند و خداوند پاداش آنان را مضاعف نموده است.

پروردگار عالم مى‌فرمايد:

مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّاْئَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ‌لِمَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ‌[3].

«كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌كنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند؛ كه در هر خوشه، يكصد دانه‌باشد؛ و خداوند آن را براى هر كسى بخواهد (و شايستگى داشته باشد) دو يا چند برابر مى‌كند؛ و خدا (از نظر قدرت ورحمت) وسيع، و (به همه چيز) داناست.»

بار ديگر سؤال مى‌كنيم چرا خُمس؟

پاسخ اين است كه خمس انفاق در راه خداست. انفاق، صدقه، جهاد و پالايش نفس از حرص و آز و تزكيه دل از دنياپرستى‌است، وبالاخره خمس حقيقتى است كه مظهر تجلّى ايمان انسان به‌خداى بزرگ مى‌باشد.

وسوسه‌هاى ابليس‌

ابليس اين دشمن خطرناك كه همواره در كمينگاه انسان نشسته و افراد را تحت نظر دارد

[1]سوره يس، آيه 47.

[2]سوره آل عمران، آيه 181.

[3]سوره بقره، آيه 261.