نرم به آن مىرسد و خداوند به آنچه انجام مىدهيدبيناست.»
خداوند مثل بسيار جالبى مىزند براى كسى كه در روز قيامت با اينكه احتياج به پاداش دارد، به جهت باطل شدن اعمالش، اميدش بر باد مىرود و متوجّه مىشود كه آن شهرتطلبى و قدرت خواهى او كه با منّت گذاشتن و آزار رساندن به فقرا از طريق انفاق وصدقه دادن ظهور پيدا مىكرد، همه كارهاى نيكش را از بين برده و زحماتش را به باد داده است.
پروردگار ما مىفرمايد:
أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الَّثمَرَاتِ وَأَصَابَهُالْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ[1].
«آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درختان خرما و انگور داشته باشد كه از زير درختان آن، نهرها بگذرد و براى او در آن (باغ)، از هرگونه ميوهاى وجود داشته باشد، در حالى كه به سنّ پيرى رسيده و فرزندانى (كوچك و) ضعيف دار (ددراين هنگام) گردبادى (كوبنده) كه در آن آتش (سوزانى) است به آن برخورد كند و شعلهور گردد وبسوزد (طمين طور است حال كسانى كه انفاقهاى خود را با ريا و منّت و آزار باطل مىكنند) اين چنين خداوند آيات خود را براىشما آشكار مىكند شايد بينديشيد.»
2- انفاق از مال پاك نه پليد
خداوند مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَوَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از قسمتهاى پاكيزه اموالى (كه از طريق تجارت) به دست آوردهايد و از آنچه از زمينبراى شما خارج ساختهايم، انفاق كنيد و براى انفاق به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد در حاليكه خود شما حاضر نيستيد آنها را بپذيريد مگر ازروى اغماض و كراهت و بدانيد خداوند بىنياز و شايسته ستايش است.»
شما براى انفاق از بهترين چيزى كه داريد برگزينيد چه از آن اموالى كه با كوشش و زحمت بدست آوردهايد مانند پول و ساختمان وچيزهايى كه با دست خود ساختهايد و چه اموالى كه خود در آن زحمتى نكشيدهايد مانند زراعت و شير حيوانات و زاد و ولد آنها، ازهر كدام باشد
[1]سوره بقره، آيه 266.
[2]سوره بقره، آيه 267.
اشكال ندارد، مهم اين است كه براى خداوند، بهترين مال موجود خود را برگزينيد و به سراغ اموال ناپاك خود براىانفاق نرويد و بينديشيد كه اگر كار بر عكس شود يعنى شما خودتان اگر فقير باشيد آيا اين اموال ناپاك و پليد را مىپذيريد؟
3- آثار انفاق
قرآن به ما هشدار مىدهد كه به وسوسههاى شيطان توجّه نكنيد؛ وسوسههايى كه از درون خود ما برمىخيزد و مىگويد انفاقنكنيد زيرا اگر مال خود را به ديگران بدهيد، فقير مىشويد.
الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ* يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنيَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُوْلُوا الْأَلْبَابِ[1].
«شيطان شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهيدستى مىدهد و به فحشا (و زشتىها) امر مىكند ولىخداوند وعده آمرزش و فزونى به شما مىدهد و خداوند قدرتش وسيع و (به هر چيز) داناست* (خدا) دانش وحكمت را به هر كس بخواهد مىدهد و به هر كس دانش داده شود، خير فراوانى داده شده است و جز خردمندان متذكّر نمىگردند.»
انفاق، ثروت را در بين مردم به چرخش درمىآورد و باعث شكوفائى اقتصاد مىشود كه نتيجه آن بهرهمند شدن همگان است. ازسوى ديگر شيطان شما را از فقير شدن مىترساند و شما هم دست نگهميداريد و مردم از شما نفرت پيدا مىكنند و در ميان مردم دشمنىپديد مىآيد و بر اثر آن فحشا و زشتىها رواج مىيابد. آيا واقعاً انفاق بهتر نيست تا بجاى كينه و نفرت و خصومت، محبّت وهمدلىحاكم شود؟
تأثير بخشش و انفاق در رفاه و آسايش اقتصادى، يك تأثير فطرى است كه سنّت خدا در زندگى آن را خواسته است چه مردم ازبخشش و انفاق آگاهى داشته باشند يا نه زيرا آگاهى يا ناآگاهى مردم در تأثير انفاق در رشد اقتصاد، هيچ اثرى ندارد.
4- كتمان و پنهان داشتن انفاق:
امّا اين كافى است كه خداوند اثر انفاق را بداند زيرا اوست كه با انفاق، ثروت را دو چندان مىگرداند نه مردم.
خداوند مىفرمايد:
وَمَا أَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ[2].
[1]سوره بقره، آيات 268 و 269.
[2]سوره بقره، آيه 270.
«و هر چيز را كه انفاق مىكنيد يا (اموالى كه) نذر كردهايد (در راه خدا انفاق كنيد)، خداوند آنها را مىداند وستمگران ياورى ندارند.»
بدين ترتيب اين آيه زمينه سخن گفتن درباره كتمان و پنهان داشتن انفاق را فراهم مىسازد زيرا تا زمانى كه انفاق در راه خدا باشد ونه براى برترى جوئى بر مردم، يك عمل صالح خواهد بود كه دانستن يا ندانستن مردم هيچ ضرر و زيانى به آن نمىرساند، ولى بهتراست مخفى و بدور از چشم وعلم مردم انجام شود زيرا دراين صورت از انگيزههاى نفسانى و وسوسههاى شيطانى دور خواهد بود.
خداوند مىفرمايد:
إِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّآتِكُم وَاللَّهُ بِمَاتَعْمَلُونَ خَبِيرٌ[1].
«اگر انفاقها را آشكار كنيد خوب است و اگر آنها را مخفى ساخته و به نيازمندان بدهيد براى شما بهتر است و قسمتى از گناهان شمارا مىپوشاند و خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است.»
و چون شايسته است انفاق در راه خدا باشد، پس رهبرى اسلامى تنها، كانالى است كه مال انفاق شده را به مستحقّان آن مىرساندو در قبال انفاق ثروتمندان، بيش از اين مسؤوليّتى ندارد ومسؤول اوّل از اعمال شخص، خود اوست زيرا سود و زيانش هم به طورمستقيم به خود او مىرسد.
خداوند مىفرمايد:
لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنفُسُكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِوَمَا تُنفِقُوا مِن خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ[2].
«هدايت آنها (به طور اجبار) بر تو نيست ولى خداوند هر كه را بخواهد هدايت مىكند و آنچه را از خوبيها و اموال انفاقمىكنيد، براى خودتان است (ولى) جز براى رضاى خدا انفاق نكنيد و آنچه از خوبيها، انفاق مىكنيد، (پاداش آن) به طور كامل به شما داده مىشود و به شما ستم نخواهد شد.»
5- مصرف انفاق
اين سؤال باقى مىماند كه در كجا و براى چه كسى انفاق كنيم؟
آيه شريفه پاسخ مىدهد:
لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ
[1]سوره بقره، آيه 271.
[2]سوره بقره، آيه 272.
مِنَ التَّعَفُّفِتَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ[1].
« (انفاق شما بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا در تنگنا قرار گرفتهاند و نمىتوانند مسافرتى كنند (وسرمايهاى بدست آورند) و از شدّت خويشتن دارى، افراد ناآگاه آنها را بىنياز مىپندارند امّا آنها را از چهرههايشان مىشناسى و هرگز بااصرار چيزى از مردم نمىخواهند و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است.»
سخن آخر اينكه انسان نبايد براى انفاق خود در راه خدا حدّ و مرزى قايل شود بلكه بايد هر زمان و هر جا كه شكافى و خلائى درجامعه احساس مىكند دست انفاق و كمك به سوى محرومان و فقرا دراز كند و از كسانى باشد كه خداوند درباره آنها مىگويد:
الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْيَحْزَنُونَ[2].
«آنها كه اموال خود را شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مىكنند، مزدشان نزد پروردگارشان است نه ترسى بر آنهاست و نه غمگينمىشوند.»
انفاق و صدقات در روايات شريف
پيامبر بزرگ اسلامصلى الله عليه وآله و ائمّه معصومينعليهم السلام بعداز او، به ترغيب و تشويق مسلمانان
به انفاق و صدقه دادن پرداختند و مجموعه عظيمى از روايات دراين زمينه نقل شده است كه پارهاى از آنها را خوشه چين مىكنيم وبراى تبيين خطوط كلّى انفاق و صدقات دراينجا نقل مىنمائيم:
آثار صدقه:
1- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«الصدقة تدفع ميتة السوء
»[3].
«صدقه دادن، مرگ بد را دفع مىكند.»
2- بازهم پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«تصدّقوا فإنّ الصدقة تزيد في المال كثرة، فتصدّقوا رحمكم اللَّه
»[4].
«صدقه بدهيد زيرا صدقه مال را زياد مىكند. پس صدقه بدهيد خداوند شما را رحمت كند.»
[1]سوره بقره، آيه 273.
[2]سوره بقره، آيه 274.
[3]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب الصدقه، ص 255، حديث 2.
[4]همان، ص 257، حديث 8.
3- زراره از امام صادقعليه السلام روايت مىكنند:
«استنزلوا الرزق بالصدقة، من أيقن بالخلف جاد بالعطيّة، إنّ اللَّه ينزل المعونة على قدر المؤونة
»[1].
«رزق و روزى را با صدقه براى خود فرود آوريد. كسى كه به روز قيامت و پاداش يقين داشته باشد، نيكو بخشش خواهد كرد. خداوند كمك خود را به قدرى نازل مىكند كه شما هزينه گذاشتهايد.»
4- امام صادقعليه السلام فرمود:
«داووا مرضاكم بالصدقة، وادفعوا البلاء بالدعاء، واستنزلوا الرزق بالصدقة، فإنّها تفكّ من بين لحى سبعمأة شيطان
»[2].
«بيماران خود را با صدقه معالجه كنيد، بلا را با دعا رفع نماييد و روزى را با صدقه فرودآوريد زيرا صدقه دادن، انسان را از بندهفتصد شيطان نجات مىبخشد.»
5- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«خير مال المرء وذخائره الصدقة
»[3].
«بهترين مال انسان و بهترين پسانداز او صدقه است.»
6- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«باكروا بالصدقة، فمن باكر بها لم يتخطّاها البلاء
»[4].
«صبح خود را با صدقه آغاز كنيد زيرا كسى كه چنين كند، بلا به او نرسد.»
كمال ايمان:
7- مفضّل بن عمر مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«لا يكمل إيمان العبد حتّى يكون فيه أربع خصال: يُحسّن خلقه، وتسخو نفسه، ويمسك الفضل من قوله، ويخرج الفضل من مالهآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.
دست خدا:
8- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«الأيدي ثلاثة فيد اللَّه العليا، ويد المُعطي التي تليها، ويد السائل السفلى، فأعط الفضل ولاتعجز نفسك
»[1].
«دستها سه دست است: دست خدا كه بالاترين دستهاست، دست دهنده كه بعداز دست خداست و دست طلب كننده كه پائينترين دستهاست. پس زيادى مالت را بده و خويشتن را عاجز نگردان.»
هر چند اندك:
9- امام صادقعليه السلام فرمود: پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«تصدّقوا ولو بصاع من تمر، ولو ببعض صاع، ولو بقبضة، ولو بتمرة، ولو بشقّ تمرة، فمن لم يجد فبكلمة طيّبة، فإنّ أحدكم لاقي اللَّه فقائل له: ألمأفعل بك؟ ألم أجعلك سميعاً بصيراً؟ ألم أجعل لك مالًا وولداً؟ فيقول: بلى، فيقول اللَّه تبارك وتعالى: فانظر ما قدّمت لنفسك. فينظر قدّامه وخلفه وعن يمينهوعن شماله فلايجد شيئاً يقي به وجهه من النار
»[2].
«صدقه بدهيد هر چند با يك صاع (سه كيلو) از خرما يا قسمتى از صاع يا با يك مشت و حتّى با يك خرما وبا نصفخرما و اگر كسى هيچ چيزى نداشت با گفتن سخن نيكو صدقه بدهد زيرا موقعى كه در قيامت يكى از شما خدا را ملاقات كند، خداوند به اومىگويد: آيا من درباره تو چنين نكردم؟ اّيا تو را شنوا و بينا قرار ندادم؟ آيا براى تو مال و فرزند ندادم؟ در جواب مىگويد: بلى. خداوندمىفرمايد: پس ببين تو براى خود چه فرستادهاى؟ پس جلو و عقب و راست و چپش را نگاه مىكند، هيچ چيزى نمىيابد كه به وسيله آنصورت خود را از آتش نگهدارد.»
لقمهاى در مقابل لقمه:
10- امام رضاعليه السلام فرمود:
«ظهر في بني إسرائيل قحط شديد سنين متواترة، وكان عند امرأة لقمة من خبز، فوضعته في فمها لتأكله، فنادى السائل: يا أمة اللَّه، الجوع. فقالتالمرأة: أتصدّق في مثل هذا الزمان، فأخرجتها من فيها ودفعته إلى السائل، وكان لها ولد صغير يحتطب في الصحراء فجاء الذئب فحمله، فوقعت الصيحة، فعَدَتالامّ في أثر الذئب، فبعث اللَّه عزّ وجلّ جبرئيل فأخرج الغلام من فم الذئب فدفعه إلى امّه، ثمّ قال
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 5، ابواب الصدقه، ص 263، حديث 4.
[2]همان، باب 7، ص 264، حديث 1.
لها: يا أمة اللَّه، أرضيت؟ لقمة بلقمة
»[1].
«در ميان بنى اسرائيل، براى چند سال متمادى، قحطى شديدى پديد آمد و زنى لقمه نانى داشت كه به دهن گذاشت تا تناول كند ودر آن هنگام سائلى فرياد زد: اى كنيز خدا! گرسنهام. زن گفت: در چنين زمانى بايد صدقه بدهم. پس آن لقمه را از دهن خارج كرده و بهسائل داد. اين زن پسر كوچكى داشت كه در همان هنگام در صحرا مشغول جمعآورى هيزم بود امّا گرگ آمد و او را با خود برد. فرياد بلندشد و مادر بدنبال گرگ دويد. خداوند جبرئيل را فرستاد. جبرئيل پسر را از دهن گرگ بيرون آورد و به مادرش داد. پس به مادر گفت: اىكنيز خدا! آيا راضى شدى؟ اين لقمه در مقابل آن لقمه.»
خداوند به دست خود صدقه را دريافت مىكند:
11- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ اللَّه يقول: ما من شيء إلّا وقد وكّلت به من يقبضه غيري إلّا الصدقة فإنّي أتلقّفها بيدي تلقّفاً، حتّى أنّ الرجل يتصدّق بالتمرة، أو بشقّ تمرة فاربيها لهكما يربي الرجل فلوه وفصيله، فيأتي يوم القيامة وهو مثل احُد وأعظم من احُد
»[2].
«خداوند مىفرمايد: هيچ چيزى نيست مگر اينكه كسى غير از خود را مسؤول گرفتن و دريافت كردن آن قرار دادهام مگر صدقه كهمن آن را به دست خود دريافت مىكنم حتّى اگر مردى با خرما يا با نصف خرما صدقه بدهد من آن را براى او پرورش مىدهم چنانكه او فرزندخود را پرورش مىدهد وهنگاميكه او در روز قيامت حاضر مىشود، آن صدقهاش را مثل كوه احد يا بزرگتر و عظيمتر از آن مىيابد.»
صبح خود را با صدقه آغاز كنيد:
12- ابو ولّاد مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«بكّروا بالصدقة، وارغبوا فيها، فما من مؤمن يتصدّق بصدقة يريد بها ما عند اللَّه ليدفع اللَّه بها عنه شرّ ما ينزل من السماء إلى الأرض في ذلك اليوم، إلّاوقاه اللَّه شرّ ما ينزل من السماء إلى الأرض في ذلك اليوم
»[3].
«صبح خودرا با صدقه آغاز كنيد ودر دادن صدقه رغبت نشان دهيد زيرا هيچ مؤمنى نيست كه صدقه بدهد و به وسيله آن صدقه ازخدا بخواهد كه شرّ آنچه را در آن روز از آسمان به زمين فرومىآيد، از او دفع كند، مگر اينكه خداوند او را از شرّ آنچه از آسمان بهزمين درآنروز فرود مىآيد حفظ خواهد كرد.»
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 7، ابواب الصدقه، ص 264، حديث 4.
[2]همان، ص 265، حديث 7.
[3]همان، باب 8، ص 267، حديث 3.
صدقه از مرگ بد پيشگيرى مىكند:
13- امام صادقعليه السلام فرمود:
«مرّ يهودي بالنبيّصلى الله عليه وآله فقال: السام عليك. فقال رسول اللَّهصلى الله عليه وآله: عليك. فقال أصحابه: إنّما سلّم عليك بالموت؟ قال: الموت عليك. قال النبيّصلى الله عليه وآله: وكذلك رددت، ثمّ قال النبيّصلى الله عليه وآله: إنّ هذا اليهودي يعضّه أسود في قفاه فيقتله. فذهب اليهودي فاحتطب حطباً كثيراً فاحتمله، ثمّ لم يلبث أن انصرف، فقال لهرسول اللَّهصلى الله عليه وآله: ضعه، فوضع الحطب فإذا أسود في جوف الحطب عاض على عود. فقال: يا يهودي، أي شيء عملت اليوم؟ فقال: ما عملتُ عملًا إلّا حطبي هذااحتمله فجئت به وكان معي كعكتان فأكلتُ واحدة وتصدّقت بواحدة على مسكين، فقال رسول اللَّهصلى الله عليه وآله: بها دفع اللَّه عنه، وقال: الصدقة تدفع ميتة السوء عنالإنسان»
[1].
«مرد يهودىاى از كنار پيامبرصلى الله عليه وآله گذشت و گفت: السام عليك (مرگ بر تو). پيامبر خداصلى الله عليه وآله در جواب فرمود: بر توباد. اصحاب گفتند: او با مرگ، بر تو سلام كرد. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: من هم چنين جواب دادم. سپس پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: اين يهودى را ازپشت، مارى مىگزد ومى كُشد. سپس آن يهودى رفت هيزم فراوانى جمع و حمل كرد و بىدرنگ به راه افتاد. پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: بارترا به زمين بگذار. پس به زمين گذاشت و ناگهان ديده شد كه مارى در ميان هيزم، بر چوبى نيش گذاشته است. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: اىيهودى! امروز چه كارى انجام دادى؟ گفت: هيچ كارى نكردهام جز همين بار هيزم كه آوردهام و دو عدد نان شيرينى كه با خود داشتم يكى راخوردم و ديگرى را به مسكينى صدقه دادم. پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: به وسيله همان صدقه خداوند اين را از تو دفع كرده است. سپسفرمود: صدقه مرگ بد را از انسان دفع مىكند.»
14- محمّد بن مسلم مىگويد: با امام باقرعليه السلام در مسجد پيامبر نشسته بوديم كه يكى از بالكنهاى مسجد فروريخت و مردى زيرآوار شدا مّا به او آسيبى نرسيد و تنها پايش مصدوم شد. امام باقرعليه السلام فرمود:
از او سؤال كنيد امروز چه عملى انجام داده است؟ از او پرسيدند پس گفت:
از خانه خارج شدم و در آستينم مقدارى خرما بود و بر سائلى گذشتم و خرما را به او صدقه دادم.
امامعليه السلام فرمود:
«بها دفع اللَّه عنك
»[2].
«به وسيله همان صدقه خداوند مرگ را از تو دفع كرده است.»
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 9، ابواب الصدقه، ص 268، حديث 3.
[2]همان، ص 269، حديث 6.