هرگز مثل امروز را نديده بوديم. گفتم:
«واى بر تو چه شده؟» گفت:
من ستارهشناسم. تو را در ساعت نحس بيرون كردم و من در ساعت سعد و نيك خارج شدم سپس تقسيم كرديم و بهترين قسمت از آن توشد. گفتم:
«آيا براى تو حديثى نقل كنم كه آن را پدرم برايم روايت كرد. فرمود: پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: كسى كه دوست دارد خداوند شومىروزش را از او دفع كند، بايد آن روزش را با صدقه آغاز كند. خدابه وسيله صدقه شومى آن را از بين مىبرد و كسى كه دوست دارد خدا شومى شبش را از بين ببرد بايد شبش را با صدقه آغاز كند.»
سپس به او گفتم:
«من خارج شدنم را با صدقه آغاز كردم و اين براى تو از علم ستارهشناسى بهتر است.»
صدقه شب و روز:
17- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ صدقة الليل تطفي غضب الربّ، وتمحو الذنب العظيم، وتهوّن الحساب، وصدقة النهار تثمر المال، وتزيد في العمر
»[1].
«صدقه شب، خشم خدا را خاموش مىگرداند و گناه بزرگ را محو مىسازد و حساب روز قيامت را آسان مىگرداند. صدقه روز، مال را به سود مىرساند و عمر را زياد مىكند.»
صدقه پنهانى:
18- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«صدقة السرّ تطفي غضب الربّ تبارك وتعالى
»[2].
«صدقه پنهانى، خشم خداوند متعال را خاموش مىگرداند.»
19- امير المؤمنينعليه السلام مىفرمود:
«إنّ أفضل ما يتوسّل به المتوسّلون الإيمان باللَّه ... وصلة الرحم؛ فإنّها مثراة للمال، منساة فيالأجل، وصدقة السرّ؛ فإنّها تطفي الخطيئة وتطفي غضب اللَّه عزّ وجلّ، وصنايع المعروف فإنّها تدفع ميتة
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب الصدقه، ص 273، حديث 2.
[2]همان، باب 13، ص 275، حديث 1.
السوء، وتقي مصارع الهوان
...»[1].
«بهترين چيزى كه توسّل جويان بدان توسّل مىجويند ايمان به خداست ... وصله رحم زيرا با صله رحم، ثروت افزون و اجل بهتأخير مىافتد، و همچنين صدقه پنهانى زيرا صدقه پنهانى گناه را از بين مىبرد و خشم خدا را خاموش مىگرداند، و نيز كارهاى نيك، زيراآنها از مرگ بد و كشته شدن ذليلانه پيشگيرى مىنمايند.»
پيشواى صدقه دهندگان:
20- امام باقرعليه السلام فرمود:
«امام زين العابدينعليه السلام در شب تاريك خارج مىشد و انبانى پر از دينار و درهم با خود برمىداشت يا غذا و هيزم با خود حملمىكرد و هر دربى را مىكوبيد و به هركه خارج مىشد از آن مىداد و موقعى كه چيزى به فقير مىداد، صورتش را مىپوشانيد تا شناخته نشودو چون حضرت وفات كرد، مردم متوجّه شدند كه آن شخص على بن الحسينعليه السلام بوده است و چون پيكر حضرت در محلّ غسل گذاشتهشد، به پشتش نگاه كردند ديدند كه از اثر حمل بار براى فقرا و مساكين، مانند زانوى شتر شده است. و در يكى از روزها در حاليكه ردايىابريشمين به تن داشت از منزل خارج شد، سائلى از ردايش گرفت، پس ردا را براى او گذشت و خود رفت و هميشه در زمستان رداىابريشمين مىخريد وموقعى كه تابستان فرامىرسيد، آن را مىفروخت و قيمتش را صدقه مىداد ...
(تا آنجا كه فرمود:) يكصد خانواده از فقراى مدينه را سرپرستى مىكرد و بسيار خوشش مىآمد كه در هنگام تناول غذا، يتيمان، نابينايان، زمينگيران و مساكين بيچاره وبىپناه نيز در سفره او شركت كنند. او با دست خود به آنان غذا مىداد و براى خانواده داران آنان هم غذا مىداد كه براى خانواده خود ببرند و هيچگاه غذايى ميل نمىكرد مگر اينكه به اندازه آن صدقه مىداد.»[2]
21- سفيان بن عيينه مىگويد:
زهرى، در يك شب سرد بارانى، امام على بن الحسينعليه السلام را ديد كه در پشت خود آرد و هيزم دارد و راه مىرود. زهرى گفت: اى پسررسول خدا! اين چيست؟ فرمود:
«مىخواهم به سفرى بروم، و توشه سفر را آماده كرده و به مكان امنى مىبرم.»
زهرى گفت: بگذار غلامم براى شما ببرد. حضرت امتناع ورزيد. زهرى گفت: من بجاى شما مىبرم، مقام شما بالاتر از اين است.
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 13، ابواب الصدقه، حديث 4.
[2]همان، ص 275، حديث 8.
على بن الحسينعليه السلام فرمود: «ولى من خود را بالاتر نمىدانم از چيزى كه مرا در سفرم نجات مىدهد و وارد شدنم را به آنجا كهمىخواهم، نيكو و آسان مىگرداند. ترا به خدا كه به دنبال كارت برو ومرا بحالم بگذار.»
زهرى رفت، امّا بعداز چند روز به امام گفت: اى پسر رسول خدا! از آن سفرى كه ياد مىكردى اثرى نمىبينم؟
فرمود: «بلى زهرى! آنچه تو گمان كردى نيست. اين سفر مرگ است كه براى آن آماده مىشدم. آماده شدن براى مرگ با اجتناب ازحرام و بخشش و كار خير است.»[1]
در دست خدا:
22- امام صادقعليه السلام فرمود:
«ليس شيء أثقل على الشيطان من الصدقة على المؤمن، وهي تقع في يد الربّ تبارك وتعالى قبل أن تقع في يد العبد
»[2].
«هيچ چيزى براى شيطان سنگينتر از صدقه دادن به مؤمن نيست. صدقه قبلاز آنكه به دست بنده برسد در دست پروردگار قرارمىگيرد.»
23- روايت شده است كه امام زين العابدين عليه السلام در هنگام صدقه دادن، دستش را مىبوسيد. از حضرت سؤال شد كه چرا چنينمىكند؟ فرمود:
«إنّها تقع في يد اللَّه قبل أن تقع في يد السائل
»[3].
«صدقه قبلاز آنكه در دست سائل قرار بگيرد، در دست خداوند قرار مىگيرد.»
24- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«ما تقع صدقة المؤمن في يد السائل حتّى تقع في يد اللَّه، ثمّ تلا هذه الآية
: «أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُالْصَّدَقَاتِ[4]»[5].
«صدقه مؤمن در دست سائل قرار نمىگيرد مگر اينكه قبلاز آن در دست خداوند قرار گيرد». سپس اين آيه را تلاوتفرمود: « (آيا نمىدانستنيد كه تنها خداوند توبه بندگانش را مىپذيرد و صدقاترا مىگيرد).»
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 14، ابواب الصدقه، ص 279، حديث 5.
[2]همان، باب 18، ص 283، حديث 1.
[3]همان، باب 29، ص 303، حديث 2.
[4]سوره توبه، آيه 104.
[5]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 29، ابواب الصدقه، ص 303، حديث 3.
25- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«الصدقة بعشرة، والقرض بثمانية عشر، وصلة الإخوان بعشرين، وصلة الرحم بأربعة وعشرين
»[1].
«صدقه ده برابر، قرض هيجده برابر، صله برادران و دوستان بيست برابر و صله رحم بيست وچهار برابر ثواب دارد.»
سائل نبايد رد شود:
26- امام باقرعليه السلام فرمود:
«أعط السائل ولو كان على ظهر فرس
»[2].
«به سائل بده هر چند بر پشت اسب باشد.»
27- امام باقر در حديث ديگر فرمود:
«لو يعلم المُعطي ما في العطيّة ما ردّ أحدٌ أحداً
»[3].
«اگر دهنده بداند آنچه را كه در بخشش و صدقه است، هيچگاه كسى، كسى را ردّ نخواهد كرد.»
هميارى برادر:
28- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ من أشدّ ما افترض اللَّه على خلقه ثلاثاً: إنصاف المؤمن من نفسه حتّى لايرضى لأخيه من نفسه إلّا بما يرضى لنفسه منه، ومواساة الأخ في المال، وذكر اللَّه على كلّ حال، ليس سبحان اللَّه والحمد للَّه، ولكن عندما حرّم اللَّه عليه فيدعه
»[4].
«واجبترين چيزى كه خداوند بر خلق خود فرض كرده است سه چيز است:
انصاف داشتن مؤمن به گونهاى كه نسبت به برادرش از سوى خودش چيزى را روا ندارد مگر آنچه را كه از سوى او براى خود روامىدارد.
و يارى رساندن و غمخوارى برادر در مال.
و ذكر خدا در هر حال. البتّه ذكر خدا تنها سبحان اللَّه و الحمد للَّه گفتن نيست بلكه ذكر خدا اين است كه آنچه را خدا بر او حرام كرده استترك نمايد.»
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 20، ابواب الصدقه، ص 286، حديث 2.
[2]همان، باب 22، ص 290، حديث 1.
[3]همان، حديث 2.
[4]همان، باب 27، ص 298، حديث 1.
شيعيان فقرا:
29- محمّد بن عجلان مىگويد: نزد امام صادقعليه السلام بودم كه مردى وارد شد و سلام كرد و امام از او پرسيد كه:
«كيف مَن خلّفت من إخوانك
؟». «دوستان و برادرانت چگونه بودند؟».
پس او بسيار به نيكى ياد كرد و تعريف و تمجيد نمود.
امام گفت: «
فكيف عيادة أغنيائهم على فقرائهم
؟». «عيادت ثروتمندان آنان از فقيرانشان چگونه است؟».
گفت: كم است.
امام گفت: «
فكيف مشاهدة أغنيائهم لفقرائهم؟».
«ديد و بازديد ثروتمندان آنان با فقيرانشان چگونه است؟».
گفت: كم است.
امام گفت: «
فكيف صلة أغنيائهم لفقرائهم في ذات أيديهم؟».
«كمكهاى مالى ثروتمندان آنان به فقيرانشان چگونه است؟».
گفت: شما از اخلاقى ياد مىكنيد كه در ميان افراد ما بسيار كم است.
امام فرمود: «
فكيف يزعم هؤلاء أنّهم شيعة؟!»
[1].
«پس چگونه آنان ادّعا دارند كه شيعه هستند؟»
30- ابو اسماعيل مىگويد: به امام باقرعليه السلام گفتم: جانم به فدايت، شيعه در نزد ما زياد هستند. پس فرمود:
«فهل يعطف الغني على الفقير؟ وهل يتجاوز المحسن عن المسيء ويتواسون؟».
آيا ثروتمندشان بر فقير مهربانى دارد؟ آيا نيكوكارشان از بدكار گذشت دارد؟ و يارى و غمخوارى با همديگر دارند؟». گفتم: نه. فرمود:
«ليس هؤلاء بشيعة، الشيعة من يفعل هذا
»[2].
«اينان شيعه نيستند. شيعه كسى است كه اين كارها را انجام دهد.»
منّت نگذاريد:
31- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 27، ابواب الصدقه، ص 298، حديث 3.
[2]همان، ص 299، حديث 4.
«إنّ اللَّه كره لي ستّ خصال وكرهتهنّ للأوصياء من ولدي وأتباعهم من بعدي: العبث في الصلاة، والرفث في الصوم، والمنّ بعد الصدقة، وإتيان المساجدجنباً، والتطلّع في الدور، والضحك بين القبور
»[1].
«خداوند شش صفت را برايم مكروه داشته و من هم آنها را براى جانشينان از فرزندان خود و پيروان آنان مكروه مىدارم: كار عبث وبيهوده در هنگام نماز، آميزش جنسى هنگام روزه، منّت گذاشتن بعداز صدقه، وارد شدن به مساجد در حال جنابت، سركشى و نگاه كردن بهخانههاى مردم و خنده كردن در ميان قبرها».
32- امام صادقعليه السلام از پدرانش، از پيامبر خداصلى الله عليه وآله روايت مىكند:
«ومن اصطنع إلى أخيه معروفاً فامتنّ به أحبط اللَّه عمله، وثبت وزره، ولم يشكر له سعيه
». ثمّ قال: «
يقول اللَّه عزّ وجلّ: حَرَّمت الجنّة على المنّان والبخيل والقتّات وهو النمّام. ألا ومن تصدّق بصدقه فله بوزن كلّ درهم مثل جبل احُد من نعيمالجنّة، ومَن مشى بصدقة إلى محتاج كان له كأجر صاحبها من غير أن ينقص من أجره شيء
»[2].
«كسى كه كار نيكى براى برادرش انجام دهد، بعد بر او منّت بگذارد، خداوند عملش را باطل ساخته و گناهش را تثبيت نموده وتلاشش را نمىپذيرد.»
سپس فرمود: «هر كس صدقهاى بدهد، به وزن هر درهم، مانند كوه احد از نعمتهاى بهشت به او داده خواهد شد و كسى كه صدقهديگرى را براى محتاجى ببرد، پاداش او مانند پاداش صاحب صدقه مىباشد بدون اينكه از پاداش صاحب آن چيزى كاسته شود.»
33- امام صادقعليه السلام از پيامبر خدا روايت مىكند:
«من أسدى إلى مؤمن معروفاً ثمّ آذاه بالكلام أو منَّ عليه فقط أبطل اللَّه صدقته
»[3].
«كسى كه براى مؤمن كار خيرى انجام دهد، سپس با كلامى او را آزار دهد يا بر او منّت بگذارد، صدقهاش را باطل ساختهاست.»
34- امام صادقعليه السلام فرمود:
«لأهل الإيمان أربع علامات: وجه منبسط، ولسان لطيف، وقلب رحيم، ويد معطية
»[4].
«اهل ايمان چهار علامت دارند: چهره گشاده، زبان نرم، قلب مهربان و دست بخشنده.»
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 37، ابواب الصدقه، ص 316، حديث 4.
[2]همان، حديث 5.
[3]همان، باب 37، ص 317، حديث 9.
[4]همان، باب 40، ص 321، حديث 2.
كار نيك انجام دهيد:
35- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«كلّ معروف صدقة»
[1].
«هر كار نيك صدقه است.»
36- از امام صادقعليه السلام در مورد اين آيه شريفه:لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِن نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْإِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ[2]«در بسيارى از سخنان در گوشى آنها، خير و سودى نيست مگر كسى كه امر به كمك بهديگران يا كار نيك يا اصلاح در ميان مردم كند.» روايت شده است كه فرمود:
«يعني بالمعروف القرض
»[3].
«منظور از كار نيك، قرض دادن است.»
غذا دادن:
37- امام باقرعليه السلام فرمود:
«إنّ اللَّه عزّ وجلّ يحبّ إطعام الطعام، وإراقة الدماء
»[4].
«خداوند متعال، دادن غذا و ريختن خون (يعنى قربانى كردن) را دوست مىدارد.»
38- امام صادقعليه السلام فرمود:
«من أحبِّ الأعمال إلى اللَّه عزّ وجلّ إشباع جوعة المؤمن أو تنفيس كربته أو قضاء دينه
»[5].
«از دوست داشتنىترين اعمال در نزد خداوند، سير كردن مؤمن، دفع غم و گرفتارى او و قضاى دَيْن و بدهى او مىباشد.»
ايمان خالص:
39- امام صادقعليه السلام فرمود:
«خياركم سمحاؤكم، وشراركم بخلاؤكم، ومن خالص الإيمان البرّ بالاخوان والسعي في حوائجهم، وإنّ البارّ بالاخوان ليحبّه الرحمن، وفي ذلك مرغمةالشيطان، وتزحزح عن النيران، ودخول الجنان
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 41، ابواب الصدقه، ص 321، حديث 1.
[2]سوره نساء، آيه 114.
[3]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 41، ابواب الصدقه، ص 321، حديث 3.
[4]همان، باب 47، ص 328، حديث 2.
[5]همان، حديث 3.
«بهترينهاى شما، بخشندگان شما و بدترينهاى شما بخيلان شما هستند و از خلوص و پاكى ايمان، نيكى بر برادران و كوشش دررفع نيازهاى آنان است و نيكى كننده به برادران را خداوند رحمان دوست دارد. نيكى به ديگران، بينى شيطان را به خاك مذلّت مىمالد ومانع از آتش جهنّم و عامل ورود به بهشت مىشود.»
سپّس به راوى گفت:
«يا جميل، أخبر بهذا غرر أصحابك. قال: جعلت فداك من غرر أصحابي؟
قال: «
هم البارّون بالاخوان في العسر واليسر
..»[1].
«اى جميل! اين مطلب را به اطلاع ياران نيكومنش خود نيز برسان.»
راوى گفت: فدايت گردم، ياران نيكومنش من كيانند؟
امام فرمود: «كسانى كه در دشوارى و آسانى به برادران خود نيكى مىكنند.»
[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 50، ابواب الصدقه، ص 332، حديث 2.