بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 534

شيعيان فقرا:

29- محمّد بن عجلان مى‌گويد: نزد امام صادق‌عليه السلام بودم كه مردى وارد شد و سلام كرد و امام از او پرسيد كه:

«كيف مَن خلّفت من إخوانك‌

؟». «دوستان و برادرانت چگونه بودند؟».

پس او بسيار به نيكى ياد كرد و تعريف و تمجيد نمود.

امام گفت: «

فكيف عيادة أغنيائهم على فقرائهم‌

؟». «عيادت ثروتمندان آنان از فقيران‌شان چگونه است؟».

گفت: كم است.

امام گفت: «

فكيف مشاهدة أغنيائهم لفقرائهم؟».

«ديد و بازديد ثروتمندان آنان با فقيران‌شان چگونه است؟».

گفت: كم است.

امام گفت: «

فكيف صلة أغنيائهم لفقرائهم في ذات أيديهم؟».

«كمكهاى مالى ثروتمندان آنان به فقيران‌شان چگونه است؟».

گفت: شما از اخلاقى ياد مى‌كنيد كه در ميان افراد ما بسيار كم است.

امام فرمود: «

فكيف يزعم هؤلاء أنّهم شيعة؟!»

[1].

«پس چگونه آنان ادّعا دارند كه شيعه هستند؟»

30- ابو اسماعيل مى‌گويد: به امام باقرعليه السلام گفتم: جانم به فدايت، شيعه در نزد ما زياد هستند. پس فرمود:

«فهل يعطف الغني على الفقير؟ وهل يتجاوز المحسن عن المسي‌ء ويتواسون؟».

آيا ثروتمندشان بر فقير مهربانى دارد؟ آيا نيكوكارشان از بدكار گذشت دارد؟ و يارى و غمخوارى با همديگر دارند؟». گفتم: نه. فرمود:

«ليس هؤلاء بشيعة، الشيعة من يفعل هذا

»[2].

«اينان شيعه نيستند. شيعه كسى است كه اين كارها را انجام دهد.»

منّت نگذاريد:

31- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 27، ابواب الصدقه، ص 298، حديث 3.

[2]همان، ص 299، حديث 4.


صفحه 535

«إنّ اللَّه كره لي ستّ خصال وكرهتهنّ للأوصياء من ولدي وأتباعهم من بعدي: العبث في الصلاة، والرفث في الصوم، والمنّ بعد الصدقة، وإتيان المساجدجنباً، والتطلّع في الدور، والضحك بين القبور

»[1].

«خداوند شش صفت را برايم مكروه داشته و من هم آنها را براى جانشينان از فرزندان خود و پيروان آنان مكروه مى‌دارم: كار عبث وبيهوده در هنگام نماز، آميزش جنسى هنگام روزه، منّت گذاشتن بعداز صدقه، وارد شدن به مساجد در حال جنابت، سركشى و نگاه كردن به‌خانه‌هاى مردم و خنده كردن در ميان قبرها».

32- امام صادق‌عليه السلام از پدرانش، از پيامبر خداصلى الله عليه وآله روايت مى‌كند:

«ومن اصطنع إلى أخيه معروفاً فامتنّ به أحبط اللَّه عمله، وثبت وزره، ولم يشكر له سعيه‌

». ثمّ قال: «

يقول اللَّه عزّ وجلّ: حَرَّمت الجنّة على المنّان والبخيل والقتّات وهو النمّام. ألا ومن تصدّق بصدقه فله بوزن كلّ درهم مثل جبل احُد من نعيم‌الجنّة، ومَن مشى بصدقة إلى محتاج كان له كأجر صاحبها من غير أن ينقص من أجره شي‌ء

»[2].

«كسى كه كار نيكى براى برادرش انجام دهد، بعد بر او منّت بگذارد، خداوند عملش را باطل ساخته و گناهش را تثبيت نموده وتلاشش را نمى‌پذيرد.»

سپس فرمود: «هر كس صدقه‌اى بدهد، به وزن هر درهم، مانند كوه احد از نعمتهاى بهشت به او داده خواهد شد و كسى كه صدقه‌ديگرى را براى محتاجى ببرد، پاداش او مانند پاداش صاحب صدقه مى‌باشد بدون اينكه از پاداش صاحب آن چيزى كاسته شود.»

33- امام صادق‌عليه السلام از پيامبر خدا روايت مى‌كند:

«من أسدى إلى مؤمن معروفاً ثمّ آذاه بالكلام أو منَّ عليه فقط أبطل اللَّه صدقته‌

»[3].

«كسى كه براى مؤمن كار خيرى انجام دهد، سپس با كلامى او را آزار دهد يا بر او منّت بگذارد، صدقه‌اش را باطل ساخته‌است.»

34- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«لأهل الإيمان أربع علامات: وجه منبسط، ولسان لطيف، وقلب رحيم، ويد معطية

»[4].

«اهل ايمان چهار علامت دارند: چهره گشاده، زبان نرم، قلب مهربان و دست بخشنده.»

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 37، ابواب الصدقه، ص 316، حديث 4.

[2]همان، حديث 5.

[3]همان، باب 37، ص 317، حديث 9.

[4]همان، باب 40، ص 321، حديث 2.


صفحه 536

كار نيك انجام دهيد:

35- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«كلّ معروف صدقة»

[1].

«هر كار نيك صدقه است.»

36- از امام صادق‌عليه السلام در مورد اين آيه شريفه:لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِن نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْإِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ‌[2]«در بسيارى از سخنان در گوشى آنها، خير و سودى نيست مگر كسى كه امر به كمك به‌ديگران يا كار نيك يا اصلاح در ميان مردم كند.» روايت شده است كه فرمود:

«يعني بالمعروف القرض‌

»[3].

«منظور از كار نيك، قرض دادن است.»

غذا دادن:

37- امام باقرعليه السلام فرمود:

«إنّ اللَّه عزّ وجلّ يحبّ إطعام الطعام، وإراقة الدماء

»[4].

«خداوند متعال، دادن غذا و ريختن خون (يعنى قربانى كردن) را دوست مى‌دارد.»

38- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«من أحبِّ الأعمال إلى اللَّه عزّ وجلّ إشباع جوعة المؤمن أو تنفيس كربته أو قضاء دينه‌

»[5].

«از دوست داشتنى‌ترين اعمال در نزد خداوند، سير كردن مؤمن، دفع غم و گرفتارى او و قضاى دَيْن و بدهى او مى‌باشد.»

ايمان خالص:

39- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«خياركم سمحاؤكم، وشراركم بخلاؤكم، ومن خالص الإيمان البرّ بالاخوان والسعي في حوائجهم، وإنّ البارّ بالاخوان ليحبّه الرحمن، وفي ذلك مرغمةالشيطان، وتزحزح عن النيران، ودخول الجنان‌

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 41، ابواب الصدقه، ص 321، حديث 1.

[2]سوره نساء، آيه 114.

[3]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 41، ابواب الصدقه، ص 321، حديث 3.

[4]همان، باب 47، ص 328، حديث 2.

[5]همان، حديث 3.


صفحه 537

«بهترين‌هاى شما، بخشندگان شما و بدترين‌هاى شما بخيلان شما هستند و از خلوص و پاكى ايمان، نيكى بر برادران و كوشش دررفع نيازهاى آنان است و نيكى كننده به برادران را خداوند رحمان دوست دارد. نيكى به ديگران، بينى شيطان را به خاك مذلّت مى‌مالد ومانع از آتش جهنّم و عامل ورود به بهشت مى‌شود.»

سپّس به راوى گفت:

«يا جميل، أخبر بهذا غرر أصحابك. قال: جعلت فداك من غرر أصحابي؟

قال: «

هم البارّون بالاخوان في العسر واليسر

..»[1].

«اى جميل! اين مطلب را به اطلاع ياران نيكومنش خود نيز برسان.»

راوى گفت: فدايت گردم، ياران نيكومنش من كيانند؟

امام فرمود: «كسانى كه در دشوارى و آسانى به برادران خود نيكى مى‌كنند.»

[1]وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 50، ابواب الصدقه، ص 332، حديث 2.


صفحه 538

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 539

احكام حجّ‌


صفحه 540

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 541

استطاعت حجّ، اقسام و شرايط آن‌

تعريف حجّ‌

حجّ شريعتى است از شرايع الهى، و مقصود از آن در آيين اسلام: آهنگ بيت اللَّه‌الحرام ومشاعر مقدّس براى اداى اعمالى مخصوص، در مقطع زمانى خاص است.

حكم حجّ:

حجّ يا واجب است يا مستحبّ، و واجب آن سه گونه است به شرح زير:

1- حِجّة الاسلام: و آن حجّى است كه يك بار در عمر بر كسى واجب مى‌گردد كه شرايط وجوب حجّ در او باشد.

2- حجّى كه انسان به واسطه نذر، عهد (پيمان) يا قسم بر خود واجب گرداند.

3- حجّ استيجارى، يعنى حجّى كه انسان به عنوان اجير به نيابت از ديگرى بجا مى‌آورد.

گونه‌هاى ديگر حجّ مستحب است.

اقسام حجّ:

حجّ- از نظر چگونگى انجام دادن آن- سه گونه است به شرح زير:

1- حجّ تمتّع:

كه غالباً بر كسى واجب است كه وطنش از مكّه بيش از چهل وهشت مايل يا شانزده فرسنگ يا حدود نود كيلومتر فاصله داشته‌باشد. كسى كه حجّ تمتّع بر او واجب است بايد در همان سال و پس از ماه رمضان، پيش از حجّ، عمره بجا آورد زيرا عمره بخشى ازحجّ تمتّع است.

2- حجّ افراد:

اين حجّ واجب است بر اهالى مكّه و كسانى كه در اطراف آن مى‌زيند، به شرطى كه مسافت آنها تا مكّه بيش از شانزده فرسنگ‌يعنى حدود نود كيلومتر نباشد. در اين حجّ قربانى كردن واجب نيست.