پس اوس بن خولى انصارى، قدحى شير آميخته به عسل را براى آنحضرت آورد، چون پيامبر خدا آن قدح را نزديك دهانش آورد، آن را دوركرد وفرمود: دو نوشيدنى را كه بتوان به يكى از آن دو اكتفا كرد نمىنوشم و آن را حرام هم نمىكنم و لكن براى خداوند تواضع مىكنم. بهيقين هركه براى خدا تواضع كند، خداوند او را بالا برد، و هركه تكبّر كند خدا او را پائين آورد و هركه در معيشت خود ميانه روى كند، خداوند روزيش دهد، و هركه در معيشت، ريخت و پاش نمايد، خداوند او را محروم مىگرداند، و هركه مرگ را بسيار ياد كند، خدا او رادوست مىدارد.»
7- امام باقرعليه السلام از پيامبر خدا روايت مىكند كه فرمود:
«إنّ اللَّه يحبّ الحيي الحليم العفيف المتعفّف
»[1].
«همانا خداوند شخص با حيا و حليم و با عفّت و متعفّف را دوست مىدارد.»
8- امام صادقعليه السلام غلامش را به دنبال كارى فرستاد، غلام دير كرد. حضرت بدنبالش بيرون آمد، پس حضرت او را يافت كهخوابيده است، نزد سرش نشست و او را باد مىزد تا آنكه بيدار شد. امامعليه السلام به او فرمود:
«يا فلان، واللَّه ما ذاك لك تنام الليل والنهار، لك الليل، ولنا منك النهار»
[2].
«اى فلانى به خدا قسم براى تو اين اختيار نيست كه شب و روز بخوابى، شب براى توست، وروزت براى ما.»
9- امام صادقعليه السلام روايت مىكند كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«سيّد الأعمال إنصاف الناس من نفسك، ومواساة الأخ في اللَّه، وذكر اللَّه على كلّ حال
»[3].
«سرآمد اعمال، انصاف كردن با مردم، و با برادر دينى در راه خدا هميارى نمودن و به ياد خدا بودن در هر حال است.»
10- امام صادقعليه السلام فرمود:
«ثلاث هم أقرب الخلق إلى اللَّه يوم القيامة حتى يفرغ من الحساب: رجل لم تدعه قدرة في حال غضبه أن يحيف على من تحت يده، ورجل مشى بيناثنين فلم يمل مع أحدهما على الآخر بشعيرة، ورجل قال بالحقّ فيما له وعليه
»[4].
«سه نفر هستند كه نزديكترين مردم به خدا در روز قيامت مىباشند تا از حساب فارغ شود: مردى كه قدرتش به او اجازه ندهد درحال غضب به زيردستش ستم كند، و مردى كه ميان دوكس راه رودو
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 26، ص 211، حديث 3.
[2]همان، حديث 4.
[3]همان، باب 34، ص 225، حديث 2.
[4]همان، حديث 4.
به اندازه جوى با يكى برديگرى ميل نكند، (يعنى در رفتار و قضاوت يكى را بر ديگرى امتياز ندهد) و مردى كه حق را بگويددر آنچه به نفع اوست يا بر ضرر او.»
11- امام باقرعليه السلام فرمود:
«إنّ للَّه جنّة لا يدخلها إلّا ثلاثة، أحدهم من حكم في نفسه بالحقّ
»[1].
«خداوند بهشتى دارد كه آن را وارد نمىشود جز سه نفر: يكى از آنها كسى است كه درباره خودبه حق قضاوت كند.»
12- باديهنشينى نزد پيامبر خداصلى الله عليه وآله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! عملى را به من ياد دهيد كه بواسطه آن وارد بهشت شوم. رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«ما أحببت أن يأتيه الناس إليك فأته إليهم، وما كرهت أن يأتيه الناس إليك فلا تأته إليهم»
[2].
«آن گونه كه دوستدارى مردم با تو رفتار كنند تو هم با آنان رفتار كن، و آن گونه كه كراهت دارى مردم با تو رفتار كنند تو هم با آنانرفتار نكن.»
13- امام باقرعليه السلام فرمود:
«كفى بالمرء عيباً أن يتعرّف من عيوب الناس ما يعمى عليه من أمر نفسه، أو يعيب على الناس أمراً هو فيه لا يستطيع التحوّل عنه إلى غيره، أو يؤذيجليسه بما لا يعنيه
»[3].
«در عيب انسان همين بس است كه از عيبهاى مردم بشناسد آنچه را كه از عيب خودش نمىبيند، يا بر مردم چيزى را عيب بگيرد كهاو خود گرفتار آن باشد و نتواند آن را از خود دور كند، يا همنشينى خود را به چيزهايى كه به او ارتباط ندارد آزار دهد.»
14- امام صادقعليه السلام فرمود:
«اتّقوا اللَّه واعدلوا فإنّكم تعيبون على قوم لا يعدلون
»[4].
«تقواى الهى پيشه كنيد و به عدالت رفتار نماييد، زيرا شما بر گروهى كه به عدالت رفتار نمىكنند عيبجويى مىكنيد.»
15- باز هم امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ من أعظم الناس حسرة يوم القيامة من وصف عدلًا ثمّ خالفه إلى غيره
»[5].
«بيشترين مردم از جهت حسرت در روز قيامت كسى است كه عدالت را توصيف كند ولى خود بر
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 34، ص 226، حديث 9.
[2]همان، باب 35، ص 228، حديث 1.
[3]همان، باب 36، ص 229، حديث 3.
[4]همان، باب 37، ص 233، حديث 1.
[5]همانباب 38، ص 234، حديث 1.
خلاف آن عمل نمايد.»
اجتناب از بديها و گناهان
وقتى دل از پليديهاى باطن (همچون تعصّب و كبر) پاك گردد، براى صاحب آن، اجتناب از بسيارى از بديها آسانمىگردد، ولى شهوتهاى حرام گاهى انسان را به ارتكاب خطا و گناه فرامىخواند، پس بايد هميشه مراقب و هوشيار باشد و با يارىجستن از خدا به موعظه و اندرز خويشتن بپردازد. در احاديث شريف پندها و مواعظ فراوانى ديده مىشود كه اگر دل با آگاهى آنها رإ؛ ههيفراگيرد، در ترك محرّمات به او كمك خواهد كرد. پارهاى از اين مواعظ را باهم مىخوانيم:
1- حضرت علىعليه السلام فرمود:
«لا وجع أوجع للقلوب من الذنوب، ولا خوف أشدّ من الموت، وكفى بما سلف تفكّراً، وكفى بالموت واعظاً
»[1].
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.
هيچ دردى براى قلبها دردآورتر از گناهان نيست، و هيچ ترسى شديدتر از مرگ نيست، و براى تفكّر و انديشه كردن، آنچه گذشتهاست كفايت مىكند، و براى اندرز گرفتن هم مرگ كفايت مىكند.»
2- ابوعمرو مداينى مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«كان أبي يقول: إنّ اللَّه قضى قضاء حتماً لا ينعم على العبد بنعمةٍ فيسلبها إيّاه حتّى يحدث العبد ذنباً يستحقّ بذلك النقمة»
[2].
«پدرم مىفرمود: خداوند به قضاى حتمى مقدّر كرده است كه بر بندهاى نعمت ندهد كه آن را از او پس بگيرد مگر اينكه بنده گناهىكند كه سزاوار اين مجازات شود.»
3- امام صادقعليه السلام از پدرش امام باقرعليه السلام روايت مىكند كه:
«الذنوب
كلّها شديدة، وأشدّها ما نبت عليه اللحم والدم لأنّه إمّا مرحوم، وإمّا معذّب، والجنّةلا يدخلها إلّا طيّب»
[3].
«گناهان همگى سخت هستند، ولى سختترين آنها گناهى است كه بر آن گوشت وخون روييده است، زيرا صاحب گناهان ياآمرزيده است و يا معذّب است، و بهشت را وارد نمىشود مگر كسى كه پاكيزه باشد (و كسى كه در اثر گناه، گوشت و خونش روييدهباشد ناپاك شده است).»
4- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 40، ص 240، حديث 18.
[2]همان، حديث 15.
[3]همان، حديث 3.
«إنّ العبد ليحبس على ذنب من ذنوبه مأة عام، وإنّه لينظر إلى أزواجه في الجنّة يتنعّمن
»[1].
«بنده براى گناهى از گناهانش، صد سال حبس مىشود در حاليكه او به همسرانش نگاه مىكند كه در بهشت در نعمتهستند.»
5- ابوبصير مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«إذا أذنب الرجل خرج في قلبه نكتة سوداء، فإن تاب انمحت، وإن زاد زادت حتّى تغلب على قلبه فلا يفلح بعدها أبداً
»[2].
«زمانى كه انسان گناه مىكند، در قلب او نقطه سياهى پديد مىآيد. پس اگر توبه كرد آن نقطه محو مىشود، و اگر بازهم گناه كرد بهآن سياهى افزوده مىگردد تا اينكه بر قلب او غالب گردد و اگر چنين شد ديگر هرگز رستگار نخواهد شد.»
6- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ الرجل يذنب الذنب فيحرم صلاة الليل، وإنّ العمل السيء أسرع في صاحبه من السكين في اللحم
»[3].
«به يقين وقتى كسى گناه مىكند، از نماز شب محروم مىشود، و عمل بد در دل صاحب خود از چاقو نسبت به گوشت، برندهتر وسريعتر تأثير مىگزارد.»
7- بازهم امام صادقعليه السلام فرمود:
«من همّ بالسيّئة فلا يعملها، فإنّه ربّما عمل العبد السيّئة فيراه الربّ تبارك وتعالى فيقول: وعزّتي وجلالي لا أغفر لك بعد ذلك أبداً
»[4].
«هر كسى كه قصد كار بد كند، پس نبايد آن را انجام دهد، زيرا چهبسا كار بدى را انجام مىدهد وخداوند متعال او را در آن حالمىبيند و مىگويد: قسم به عزّت و جلالم تو را بعداز اين هرگز نخواهم بخشيد.»
8- عباس بن هلال شامى مىگويد: از امام رضا شنيدم كه مىفرمود:
«كلّما أحدث العباد من الذنوب ما لم يكونوا يعملون، أحدث لهم من البلاء ما لم يكونوا يعرفون
»[5].
«هرچه بندگان گناهان تازهاى را كه قبلًا انجام نمىدادهاند مرتكب شوند، براى آنان بلاها ومصيبتهاى ناشناخته و غير قابلپيشبينى، ايجاد مىشود.»
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 40، ص 240، حديث 4.
[2]همان، ص 239، حديث 10.
[3]همان، حديث 12.
[4]همان، حديث 13.
[5]همان، ص 240، حديث 19.
9- امام صادقعليه السلام خطاب به مفضّل بن عمر فرمود:
«يا مفضّل، إيّاك والذنوب وحذّرها شيعتنا، فواللَّه ما هي إلى أحد أسرع منها إليكم، إنّ أحدكم لتصيبه المعرّة من السلطان وما ذلك إلّا بذنوبه، وأنّهليصيبه السقم وما ذلك إلّا بذنوبه، وأنّه ليحبس عنه الرزق وما هو إلّا بذنوبه، وأنّه ليشدّد عليه عند الموت وما ذاك إلّا بذنوبه حتى يقول من حضره: لقد غمّبالموت، فلمّا رأى ما قد دخلني، قال: أتدري لِمَ ذاك؟ قلت: لا، قال: ذاك واللَّه انّكم لاتؤاخذون بها فيالآخرة، وعجّلت لكم في الدنيا
»[1].
«اى مفضل! بپرهيز از گناهان و شيعيان ما را نيز از آن برحذر دار. به خدا سوگند كه (اثر) گناهان نسبت به هيچكسى، سريعتر از آنها نسبت به شما نيست، هر آينه به يكى از شما اذيتى از سلطان مىرسد، اين نيست مگر بواسطه گناهانش. به يقين به او بيمارىمىرسد و اين نيست مگر بواسطه گناهانش، و روزى از او گرفته مىشود واين نيست مگر به خاطر گناهانش، و در دم مرگ بر او سختگرفته مىشود و اين نيست مگر به جهت گناهانش ... تا جايى كه كسى كه در نزدش حاضر است مىگويد: همانا مرگ او را فروپوشانده ومغموم ساخته است. زمانى كه حضرت ديد آنچه بر من (از پريشانى) وارد شده است فرمود: «آيا مىدانى اينها براى چهمىباشد؟» گفتم: نه. فرمود: «به خدا سوگند شما به گناهان در آخرت مؤاخذه نخواهيد شد چون در دنيا مؤاخذه آنها راچشيدهايد.»
10- ابواسامه مىگويد از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«تعوّذوا باللَّه من سطوات اللَّه بالليل والنهار قلت: وما سطوات اللَّه؟ قال: الأخذ على المعاصي
»[2].
«در شب و روز از قهر الهى به خداوند پناه ببريد.» گفتم: قهر الهى چيست؟ فرمود: «مؤاخذه انسان برگناهانش.»
11- امام ابوالحسنعليه السلام فرمود:
«حقّ على اللَّه أن لا يعصى في دار إلّا أضحاها للشمس حتى تطهّرها
»[3].
«حق است بر خداوند كه در خانهاى معصيت نشود، مگر اينكه آفتاب را در آن خانه بتاباند (يعنى آن را خراب كند) تاآنجا را پاك كند.»
12- هيثمبنواقد جزرى مىگويد: از امامصادقعليه السلام شنيدمكه مىفرمود:
«إنّ اللَّه عزّ وجلّ بعث نبيّاً من أنبيائه إلى قومه، وأوحى إليه أن قل لقومك: إنّه ليس من أهل قرية ولاناس كانوا على طاعتي فأصابهم فيها سراء، فتحوّلواعمّا احبّ إلى ما أكره، إلّا تحوّلت لهم عمّا يحبّون إلى ما يكرهون. وليس من أهل قرية ولا أهل بيت كانوا على معصيتي فأصابهم فيها ضرّاء فتحوّلوا عمّا أكره
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 40، ص 241، حديث 21.
[2]همان، باب 41، حديث 1.
[3]همان، حديث 2.
إلى ما احبّ إلّا تحوّلت لهم عمّا يكرهون إلى ما يحبّون، وقل لهم: إنّ رحمتي سبقت غضبي، فلا تقنطوا من رحمتي فإنّه لا يتعاظم عندي ذنب أغفره، وقل لهم: لايتعرّضوا معاندين لسخطي، ولا يستخفّوا بأوليائي فإن لي سطوات عند غضبي، لا يقوم لها شيء من خلقي
»[1].
«خداوند، پيامبرى از پيامبرانش را به سوى قومش مبعوث كرد و به او وحى نمود كه به قومت بگو: هيچ جامعه و مردمى نيست كهبر اطاعت من باشند و در وسعت وراحت قرار گيرند سپس از آنچه من دوست دارم به آنچه من كراهت دارم برگردند، مگر اينكه برمىگردانمآنان را از آنچه دوست دارند بهآنچه ناخوش دارند. و هيچ اهل قريه و خانهاى نيست كه بر معصيت من باشند و در تنگى و دشوارى قرار گيرندسپس برگردند از آنچه من ناخوش دارم به آنچه من دوست دارم، مگر اينكه برمىگردانم ايشان را از آنچه ناخوش دارند به آنچه دوست دارند، و به آنان بگو: رحمت من بر غضب من پيشى دارد. پس از رحمت من نااميد نشويد، زيرا هيچ گناهى كه من آن را مىآمرزم، نزد من بزرگنمىنمايد. و به آنان بگو: خود را از روى لجاجت در معرض خشم و غضب من قرار ندهند، و دوستانم را سبك و حقير نشمارند، زيرا براىمن قهرهايى است در هنگام غضبم كه در برابر آنها هيچ چيزى از خلقم ايستادگى نمىتواند.»
13- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«قال اللَّه جلّ جلاله: أيّما عبد أطاعني لم أكله إلى غيري، وأيّما عبد عصاني وكلته إلى نفسه، ثمّ لم ابالِ في أي وادٍ هلك
»[2].
«خداوند متعال فرمود: هر بندهاى كه مرا اطاعت كند او را به غير خود وامگذارم، و هر بندهاى كه مرا نافرمانى كند او را به خودشواگذار مىكنم. پس باك ندارم در كدام بيابان به هلاكت مىرسد.»
14- ابن ابىعمير از كسى كه از امام صادقعليه السلام شنيده است، روايت مىكند كه آنحضرت فرمود:
«ما أحبَّ اللَّه من عصاه
». ثمّ تمثّل:
تعصي الإله وأنت تظهر حبّه
هذا محال في الفعال بديع
لو كان حبّك صادقاً لأطعته
إنّ المحبّ لمن يحبُمطيع»
[3]«خدا دوست ندارد كسى را كه او را معصيت مىكند.» سپس اين شعر را خواند:
خدا را معصيت مىكنى در حاليكه محبّت او را اظهار مىدارى.
اين محال است، در كردار عجيب است.
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 41، ص 241، حديث 3.
[2]همان، ص 243، حديث 7.
[3]همان، باب 41، ص 243، حديث 9.
اگر محبّت تو از راستى بود، او را اطاعت مىكردى.
همانا دوستدار، كسى را كه دوست مىدارد، اطاعت مىكند.»
15- حضرت على در بعضى از اعياد فرمود:
«إنّما هو عيد لمن قبل اللَّه صيامه وشكر قيامه وكلّ يوم لا تعصي اللَّه فيه فهو يوم عيد
»[1].
«به يقين آن عيد است براى كسى كه خداوند روزهاش را قبول كند، و قيامش را پاس بدارد، و هر روزى كه خدا را در آن روزمعصيت نكنى، آن روز، روز عيد است.»
16- امام باقرعليه السلام مىفرمايد:
«الجنّة محفوفة بالمكاره والصبر، فمن صبر على المكاره في الدنيا دخل الجنّة، وجهنّم محفوفة باللذّات والشهوات، فمن أعطى نفسه لذّتها وشهوتهادخل النار
»[2].
«راه بهشت از ناخوشىها و صبر پوشيده است، پس هر كه بر ناخوشىها در دنيا صبر كند، وارد بهشت مىشود، و راه دوزخ آكندهاز لذّتها و شهوتهاست. پس هر كه لذّتها و شهوتهاى نفس را اجابت كند، وارد آتش مىشود.»
17- امام صادقعليه السلام فرمود:
«اتّقوا المحقّرات من الذنوب فإنّها لا تغفر. قلت: وما المحقّرات؟ قال الإمام: الرجل يذنب الذنب فيقول: طوبى لي إن لم يكن لي غيرذلك
»[3].
«بپرهيزيد از گناهانى كه حقير و كوچك شمرده مىشوند، زيرا آنها آمرزيده نمىشوند.» گفتم: گناهانى كه كوچك و حقيرشمرده مىشوند كدامند؟ فرمود: «گناهى است كه انسان انجام مىدهد وسپس مىگويد: خوشا به حال من اگر غير از اين، گناه ديگرىانجام ندهم.»
18- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ رسول اللَّهصلى الله عليه وآله نزل بأرض قرعاء، فقال لأصحابه: ايتوا بحطب، فقالوا: يا رسول اللَّه، نحن بأرض قرعاء ما بها من حطب، فقالصلى الله عليه وآله: فليأتكلّ إنسان بما قدر عليه، فجاؤوا به حتّى رموا بين يديه بعضه على بعض، فقال رسول اللَّهصلى الله عليه وآله: هكذا تجتمع الذنوب، ثمّ قال: إيّاكم والمحقّرات من الذنوب، فإنلكلّ شيء طالباً، ألا وإنّ طالبها يكتب ما قدّموا وآثارهم وكلّ شيء أحصيناه في إمام مبين
»[4].
«پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله به زمينى بىآب و علفى وارد شد و به اصحابش فرمود هيزم بياوريد. گفتند: يا رسول اللَّه! ما در سرزمينىخشك وبىآب وعلفى هستيم كه درآن هيزمىنيست. پس حضرترسولصلى الله عليه وآله
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 41، ص 244، حديث 12.
[2]همان، باب 42، حديث 1.
[3]همان، باب 43، ص 245، حديث 1.
[4]همان، حديث 3.
فرمود: هر كسى هر اندازه كه مىتواند هيزم بياورد. پس آنان رفتند و براى آنحضرت هيزم آوردند و در جلو آنحضرت روى هم افكندند. پسرسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: اين چنين گناهان جمع مىشوند. سپس فرمود: بترسيد از گناهانى كه ناچيز شمرده مىشوند، زيرا براى هر چيز بازخواست كنندهاى است، وباز خواست كننده گناهان آنچه را آنها از پيش فرستادهاند و آثار آنها را مىنويسد، و همه چيز را در كتاب آشكاركنندهاى بر شمردهايم.»
19- حضرت علىعليه السلام فرمود:
«أشدّ الذنوب ما استهان به صاحبه
»[1].
«بدترين گناهان، آن گناهى است كه صاحبش آن را ناچيز شمارد.»
20- پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله فرمود:
«إنّ اللَّه كتم ثلاثة في ثلاثة: كتم رضاه في طاعته، وكتم سخطه في معصيته، وكتم وليّه في خلقه، فلايستخفّن أحدكم شيئاً من الطاعات، فإنّه لا يدرىفي أيّها رضى اللَّه، ولا يستقلّن أحدكم شيئاً من المعاصي فإنّه لا يدرى في أيّها سخط اللَّه، ولا يزرين أحدكم بأحد من خلق اللَّه فإنّه لا يدرى أيّهم وليّ اللَّه
»[2].
«خداوند سه چيز را در سه چيز پنهان داشته است: خشنودى خود را در اطاعتش پنهان داشته است، و خشم خود را در معصيتشپنهان داشته است، و ولىّ خود را در ميان خلقش پنهان داشته است، پس هيچيك از شما، چيزى از اطاعتها را سبك نشمارد، زيرا اونمىداند خشنودى خدا در كدام است. و هيچيك از شما چيزى از معصيتها را كم نشمارد، زيرا او نمىداند خشم خدا در كدام معصيتاست. و هيچيك از شما احدى از خلق خدا را خوار نشمارد، چه اينكه او نمىداند كدام يك از ايشان ولىّ خداست.»
اجتناب از گناهان كبيره
پرهيز از محارم الهى مخصوصاً اجتناب از گناهان كبيره كه خداوند براى هريك وعده آتش داده است از بزرگترين موارد مبارزه بانفس است. بر شخص مسلمان لازم است كه با تمسك جستن به خدا در ترك گناهان كبيره تمام توان و تلاش خود را به كار بندد.
در احاديث شريف آمده است:
1- امام رضاعليه السلام فرمود:
«من أقرّ بالتوحيد ونفى التشبيه (إلى أن قال:) وأقرّ بالرجعة باليقين واجتنب الكبائر فهو مؤمن حقّاً
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 43، ص 246، حديث 6.
[2]همان، باب 43، ص 247، حديث 12.