بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 640

فرمود: هر كسى هر اندازه كه مى‌تواند هيزم بياورد. پس آنان رفتند و براى آن‌حضرت هيزم آوردند و در جلو آن‌حضرت روى هم افكندند. پس‌رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: اين چنين گناهان جمع مى‌شوند. سپس فرمود: بترسيد از گناهانى كه ناچيز شمرده مى‌شوند، زيرا براى هر چيز بازخواست كننده‌اى است، وباز خواست كننده گناهان آنچه را آنها از پيش فرستاده‌اند و آثار آنها را مى‌نويسد، و همه چيز را در كتاب آشكاركننده‌اى بر شمرده‌ايم.»

19- حضرت على‌عليه السلام فرمود:

«أشدّ الذنوب ما استهان به صاحبه‌

»[1].

«بدترين گناهان، آن گناهى است كه صاحبش آن را ناچيز شمارد.»

20- پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله فرمود:

«إنّ اللَّه كتم ثلاثة في ثلاثة: كتم رضاه في طاعته، وكتم سخطه في معصيته، وكتم وليّه في خلقه، فلايستخفّن أحدكم شيئاً من الطاعات، فإنّه لا يدرى‌في أيّها رضى اللَّه، ولا يستقلّن أحدكم شيئاً من المعاصي فإنّه لا يدرى في أيّها سخط اللَّه، ولا يزرين أحدكم بأحد من خلق اللَّه فإنّه لا يدرى أيّهم وليّ اللَّه‌

»[2].

«خداوند سه چيز را در سه چيز پنهان داشته است: خشنودى خود را در اطاعتش پنهان داشته است، و خشم خود را در معصيتش‌پنهان داشته است، و ولىّ خود را در ميان خلقش پنهان داشته است، پس هيچ‌يك از شما، چيزى از اطاعت‌ها را سبك نشمارد، زيرا اونمى‌داند خشنودى خدا در كدام است. و هيچ‌يك از شما چيزى از معصيتها را كم نشمارد، زيرا او نمى‌داند خشم خدا در كدام معصيت‌است. و هيچ‌يك از شما احدى از خلق خدا را خوار نشمارد، چه اينكه او نمى‌داند كدام يك از ايشان ولىّ خداست.»

اجتناب از گناهان كبيره‌

پرهيز از محارم الهى مخصوصاً اجتناب از گناهان كبيره كه خداوند براى هريك وعده آتش داده است از بزرگترين موارد مبارزه بانفس است. بر شخص مسلمان لازم است كه با تمسك جستن به خدا در ترك گناهان كبيره تمام توان و تلاش خود را به كار بندد.

در احاديث شريف آمده است:

1- امام رضاعليه السلام فرمود:

«من أقرّ بالتوحيد ونفى التشبيه (إلى أن قال:) وأقرّ بالرجعة باليقين واجتنب الكبائر فهو مؤمن حقّاً

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 43، ص 246، حديث 6.

[2]همان، باب 43، ص 247، حديث 12.


صفحه 641

وهو من شيعتنا أهل البيت‌

»[1].

«هركه به توحيد اقرار كند و تشبيه را نفى كند ...» تا اينكه فرمود: «و از روى يقين به رجعت اقرار كند و از گناهان‌كبيره اجتناب نمايد، او مؤمن حقيقى و از شيعيان ما اهل‌بيت است.»

2- امام صادق‌عليه السلام در حديثى فرمود:

«قد سمّى اللَّه المؤمنين بالعمل الصالح مؤمنين، ولم يسمِّ من ركب الكبائر وما وعد اللَّه عزّ وجلّ عليه النار مؤمنين في قرآن ولا أثر، ولا نَسِمَهُم بالإيمان‌بعد ذلك الفعل‌

»[2].

«خداوند مؤمنان را به جهت عمل صالح، مؤمن ناميده است، امّا مرتكب گناهان كبيره و هر گناهى را كه خدا براى آن وعده آتش‌داده است، در قرآن و اخبار، مؤمن نناميده است، و ما هم بعداز اين كردار، او را به صفت ايمان موسوم نمى‌دانيم.»

3- ابن محبوب مى‌گويد: همراه با بعضى از اصحاب به امام ابوالحسن‌عليه السلام نوشتيم كه گناهان كبيره چندتاست؟ و چيست؟ امام‌عليه السلام در پاسخ نوشت:

«الكبائر، من اجتنب ما وعد اللَّه عليه النار كفّر عنه سيّئاته إذا كان مؤمناً، والسبع الموجبات: قتل النفس الحرام، وعقوق الوالدين، وأكل الربا، والتعرّب بعد الهجرة، وقذف المحصنة، وأكل مال اليتيم، والفرار من الزحف‌

»[3].

«كبائر (گناهانى است كه خدا وعده آتش بر آنها داده است). و كسى كه اجتناب كند از گناهى كه خدا بر آن وعده آتش داده‌است، بديهاى او پاك و محو مى‌شود، اگر مؤمن باشد. و هفت گناهى كه موجب آتش مى‌شود عبارتنداز: كشتن نفس حرام، عاق والدين، رباخورى، باديه‌نشينى بعداز هجرت به اجتماع مسلمين، متّهم كردن زنان شوهردار، خوردن مال يتيم و فرار از جنگ.»

4- عبدالعظيم بن عبداللَّه الحسنى مى‌گويد: امام موسى بن جعفرعليه السلام فرمود:

«دخل عمرو بن عبيد على أبي عبداللَّه‌عليه السلام فلمّا سلّم وجلس تلا هذه الآيةوَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ‌وَالْفَوَاحِشَ‌...) ثمّ أمسك، فقال له أبو عبداللَّه‌عليه السلام: ما أسكتك؟ قال: احبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللَّه عزّ وجلّ، فقال: نعم ياعمرو، أكبر الكبائر:

الإشراك باللَّه، يقول اللَّه:مَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ[4].

وبعده الأياس من روح اللَّه؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:لَا يَيْأَسُ مِن رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ‌[5].

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 45، ص 251، حديث 8.

[2]همان، ص 251، حديث 7.

[3]همان، باب 46، حديث 1.

[4]سوره مائده، آيه 72.

[5]سوره يوسف، آيه 87.


صفحه 642

ثمّ الأمن من مكر اللَّه؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ‌[1].

ومنها عقوق الوالدين؛ لأنّ اللَّه سبحانه جعل العاقّ جبّاراً شقيّاً.

وقتل النفس التي حرّم اللَّه إلّا بالحقّ؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ‌عَذَاباً عَظِيماً[2].

وقذف المحصنة؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظيمٌ‌[3].

وأكل مال اليتيم؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيراً[4].

والفرار من الزحف؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَبِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ[5].

وأكل الربا؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ‌الْمَسِ‌[6].

والسحر؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ‌[7].

والزنا؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثَاماً* يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ‌مُهَاناً[8].

واليمين الغموس الفاجرة؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ‌فِي الْآخِرَةِ[9].

والغلول؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ[10].

ومنع الزكاة المفروضة؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ‌[11].

وشهادة الزور وكتمان الشهادة؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ‌[12].

وشرب الخمر؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ نهى عنها كما نهى عن عبادة الأوثان. وترك الصلاة متعمّداً، أو شيئاً ممّا

[1]سوره اعراف، آيه 99.

[2]سوره نساء، آيه 93.

[3]سوره نور، آيه 23.

[4]سوره نساء، آيه 10.

[5]سوره انفال، آيه 16.

[6]سوره بقره، آيه 275.

[7]سوره بقره، آيه 102.

[8]سوره فرقان، آيات 69- 68.

[9]سوره آل عمران‌آيه 77.

[10]سوره آل عمران، آيه 161.

[11]سوره توبه، آيه 35.

[12]سوره بقره، آيه 283.


صفحه 643

فرض اللَّه عزّ وجلّ؛ لأنّ رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله قال: من ترك‌الصلاة متعمّداً فقد برئ من ذمّة اللَّه وذمّة رسوله. ونقض العهد، وقطيعة الرحم؛ لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول:لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُالدَّار[1]. قال: فخرج عمرو وله صراخ من بكائه، وهو يقول: هلك مَن قال برأيه، ونازعكم في الفضل والعلم»[2].

«عمرو بن عبيد خدمت امام صادق‌عليه السلام رسيد و چون سلام كرد و نشست، اين آيه را تلاوت كرد: «همانها كه از گناهان بزرگ‌و اعمال زشت دورى مى‌كنند ...». سپس سكوت كرد. امام صادق‌عليه السلام‌به او فرمود: «چرا ساكت شدى؟» گفت: دوست دارم گناهان بزرگ را از قرآن بشناسم. پس حضرت فرمود: آرى اى عمرو! بزرگترين گناهان بزرگ شرك به خداوند است. خداوند مى‌فرمايد: «هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام‌مى‌گرداند». بعداز شرك، يأس و نااميدى از رحمت خداست، زيرا خداوند مى‌فرمايد: «تنها گروه كافران، از رحمت خدامأيوس مى‌شوند». سپس ايمن بودن از مكر خداست، زيرا خداوند مى‌فرمايد: «جز زيانكاران، خود را از مكر (و مجازات) خدا ايمن نمى‌دانند». همچنين از گناهان بزرگ، عاق والدين شدن است، زيرا خداوند عاق را جبّار شقى‌قرار داده است. و از گناهان كبيره، كشتن نفس است كه خداوند حرام كرده مگربه حق، زيرا مى‌فرمايد: «مجازات او دوزخ است، در حالى كه جاودانه در آن مى‌ماند؛ و خداوند بر اوغضب مى‌كند؛ و او را از رحمتش دور مى‌سازد، و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است». از گناهان كبيره، متّهم كردن زن‌پاكدامن شوهردار است. خداوند فرموده است: «در دنيا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست». ديگراز گناهان كبيره خوردن مال يتيم است، زيرا درباره آن خداوندمى فرمايد: «آنها تنها آتش مى‌خورند، و بزودى در شعله‌هاى آتش جهنّم‌مى‌سوزند». ديگر از گناهان كبيره، فرار از جنگ است، زيرا خداوند درباره آن فرمود است: «هركه در هنگام جنگ به دشمنان‌پشت كند، مگر آن كه هدفش كناره‌گيرى از ميدان براى حمله مجدّد، و يا به‌قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد، (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ وجايگاه او جهنّم است، و چه بد سرانجامى است». همچنين از گناهان‌كبيره، رباخواريست، درباره آن خداوند فرموده است: «آنان كه ربا مى‌خورند (در قيامت) برنمى‌خيزند مگر مانند كسى كه‌بر اثر تماس شيطان ديوانه شده». ديگر از گناهان كبيره، سحر و افسونگرى است. زيرا خداوند درباره آن مى‌فرمايد: «ومسلّماًمى‌دانستند هر كس خريدار اين گونه متاع (سحر) باشد، در آخرت بهره‌اى نخواهد داشت». زنا نيز از گناهان كبيره است وخداوند درباره آن گفته است: «... و هر كس چنين كند (زنا كند) مجازات سختى خواهد ديد. عذاب او در قيامت مضاعف‌مى‌گردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند». ديگر از كبائر، سوگند دروغ و نادرست است كه درباره آن خداوند مى‌فرمايد: «كسانيكه پيمان الهى وسوگندهاى خود را به بهاى ناچيزى‌

[1]سوره رعد، آيه 25.

[2]وسائل الشيعه، ج 11، باب 46، ص 252، حديث 2.


صفحه 644

مى‌فروشند، آنها بهره‌اى در آخرت نخواهند داشت». از گناهان‌كبيره، خيانت است، زيرا خداوند مى‌فرمايد: «و هر كس خيانت كند، روز رستاخيز، آنچه را در آن‌خيانت كرده، با خود (به‌صحنه محشر) مى‌آورد ...». از گناهان كبيره خوددارى كردن از پرداخت زكات واجب است زيرا خداوند مى‌فرمايد: «پس پيشانيها و پهلوها وپشت‌هاى ايشان به آتش دوزخ داغ گذارده مى‌شود». همچنين شهادت دروغ دادن، و كتمان كردن شهادت‌حق نيز از گناهان كبيره است، زيرا درباره آن خداوند فرموده است: «و هر كس آن را كتمان كند، قلبش گنهكار است». از گناهان‌كبيره شراب خوردن است زيرا خداوند از آن نهى كرده است چنانكه از پرستيدن بت نهى كرده است. و از جمله كبائر، ترك عمدى نماز است‌و ترك عمدى هر عملى كه خداوند واجب كرده است. پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله فرمود: هركه نماز را از روى عمد ترك كند، از خدا و رسول خدابيزارى جسته است. از گناهان كبيره شكستن پيمان و قطع نمودن رحم است زيرا خداوند فرمود: «براى آنان لعنت است و منزل وجايگاه بد». امام مى‌فرمايد: عمرو بن عبيد از خدمت حضرت صادق بيرون رفت در حاليكه صداى گريه‌اش بلند بود و مى‌گفت: هلاك شد هركه به‌رأى خود سخن گفت و با شما اهل‌بيت در فضيلت و علم منازعه كرد.»

5- ابوبصير مى‌گويد: از امام صادق‌عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«لا واللَّه لا يقبل اللَّه شيئاً من طاعته على الاصرار على شي‌ء من معاصيه‌

»[1].

«به خدا قسم! خداوند چيزى از طاعت خود را با اصرار بر چيزى از معصيت خود قبول نمى‌كند.»

6- امام صادق فرمود:

«قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله من علامات الشقاء: جمود العين، وقسوة القلب، وشدّة الحرص في‌طلب الدنيا، والاصرار على الذنب»[2].

«پيامبر خدا فرمود: از نشانه‌هاى شقاوت است: خشكى چشم،] يعنى: گريه نكردن از خوف خدا [قساوت قلب، شدّت حرص درطلب دنيا و اصرار بر گناهان.»

7- باز هم امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«لا صغيرة مع الإصرار، ولا كبيرة مع الاستغفار

»[3].

«با اصرار (بر گناه)، صغيره‌اى نيست و با استغفار، كبيره‌اى نيست.»

8- امام باقرعليه السلام درباره قول خداوند:وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ‌[4]فرمود:

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 48، ص 268، حديث 1.

[2]همان، حديث 2.

[3]همان، حديث 3.

[4]سوره آل عمران، آيه 135.


صفحه 645

«الإصرار أن يذنب الذنب فلايستغفر اللَّه، ولايحدّث نفسه بالتوبة فذلك الإصرار

»[1].

«اصرار اين است كه انسان گناه كند و از خدا استغفار نكند و بخاطرش هم نياورد كه توبه كند. پس اين اصرار به گناه است.»

انگيزه‌ها و عوامل گناه‌

گناه كردن، انگيزه‌ها و عوامل خاصى دارد، و كسى كه بخواهد از گناهان اجتناب نمايد، بايد در جستجوى علل و انگيزه‌ها برآيد، و آنها را از اعماق وجود خويشتن ريشه كن نمايد. از جمله عوامل گناه: حرص، حسد، تكبّر و تعصّب است واز عوامل ديگر آن محبّت‌دنيا و زيورهاى دنيوى، رياست‌طلبى، شكم پرستى، لذّت خواهى، دوست داشتن خواب و غفلت آن، محبت زنان، شهوترانى وراحت‌طلبى و همچنين انحصارطلبى وخودخواهى است. احاديث شريف اين عوامل وانگيزه‌ها را براى ما بخوبى بيان داشته و ما را دراين مورد نصيحت كرده است كه پاره‌اى از آنها را باهم مى‌خوانيم:

1- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«اصول الكفر ثلاثة: الحرص، والاستكبار، والحسد.[2]

«ريشه‌هاى كفر سه چيز است: حرص، تكبّر و حسد.»

2- امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«أركان الكفر أربعة: الرغبة، والرهبة، والسخط، والغضب‌

»[3].

«اركان كفر چهار چيز است: رغبت (به دنيا)، ترس، ناخوشنودى (از مقدّرات الهى) وغضب.»

3- امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«إنّ أوّل ما عُصِي اللَّه به ستّة: حبّ الدنيا، وحب الرياسة، وحب الطعام، وحبّ النوم، وحبّ الراحة، وحبّ النساء

»[4].

«اوّلين چيزهايى كه خداوند بواسطه آنها معصيت شد، شش چيز است: دوستى دنيا، دوستى رياست، دوستى طعام، دوستى‌خواب، دوستى راحتى و دوستى زنان.»

4- حضرت على‌عليه السلام فرمود:

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 48، ص 268، حديث 4.

[2]همان، ج 11، باب 49، حديث 1.

[3]همان، حديث 2.

[4]همان، حديث 3.


صفحه 646

«بُنِي الكفر على أربع دعائم: الفسق، والغلوّ، والشكّ، والشبهة. والفسق على أربع شعب: على الجفاء، والعمى، والغفلة، والعتوّ. والغلو على أربع‌شعب: على التعمّق بالرأي، والتنازع فيه، والزيغ، والشقاق. والشكّ على أربع شعب: على المرية، والهوى، والتردّد، والاستسلام. والشبهة على أربع شعب: إعجاب بالزينة، وتسويل النفس، وتأوّل العوج، ولبس الحقّ بالباطل. والنفاق على أربع دعائم: على الهوى، والهوينا، والحفيظة، والطمع. والهوى على أربع‌شعب: على البغي، والعدوان، والشهوة، والطغيان. والهوينا على أربع شعب: على الغرة، والأمل، والهينة، والمماطلة. والحفيظة على أربع شعب: على الكبر، والفخر، والحميّة، والعصبيّة. والطمع على أربع شعب: الفرح، والمرح، واللجاجة، والتكاثر

»[1].

«كفر بر چهار پايه بنا شده است: فسق، غلو، شك و شبهه. امّا فسق بر چهار شعبه قرار داده شده است:

جفا، كورى، غفلت، سركشى.

غلو نيز بر چهار شعبه است:

تعمّق به رأى (استبداد در رأى)، نزاع در رأى، كج فكرى، شقاق.

امّا شك نيز بر چهار شعبه است:

جدل، هوا و هوس، تردّد و دودلى، تسليم پذيرى.

امّا شبهه نيز بر چهار شعبه است:

شادمانى به زينت دنيا، وسوسه و اغواى نفس، تأويل عقائد كج و باطل، درآميختن حق به باطل.

نفاق نيز بر چهار پايه بنا شده است:

هواى نفس، سبك شمردن حق، كينه و دشمنى، طمع.

امّا هواى نفس بر چهار شعبه است:

سركشى، تجاوز، شهوت پرستى، طغيانگرى.

امّا سبك شمردن حق بر چهار شعبه است:

غفلت و بى‌توجّهى، آرزو، سهل‌انگارى، تسامح و تعلّل.

امّا كينه و دشمنى بر چهار شعبه است:

تكبّر، فخر و مباهات، حميت و نخوت، تعصّب.

امّا طمع بر چهار شعبه است:

خوشحالى، خودپسندى، لجاجت، افزون خواهى.

5- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 49، حديث 10.


صفحه 647

«ستّة لاتكون في‌المؤمن: العسر، والنكد، واللجاجة، والكذب، والحسد، والبغي»

[1].

شش چيز در مؤمن نمى‌باشد: سختى، كجى و تندى، لجاجت، دروغ، حسد و ستمگرى.»

6- از حضرت ابوالحسن‌عليه السلام روايت شده كه مردى را يادآور شد وگفت: او رياست را دوست مى‌دارد، سپس امام‌عليه السلام فرمود:

«ما ذئبان ضاريان في غنم قد تفرّق رعاؤها بأضرّ في دين المسلم من الرياسة

»[2].

«زيان دو گرگ درنده در گوسفندانى كه چوپانانش پراكنده شده‌اند، بيشتر از زيان رياست‌طلبى در دين مسلمان نيست.»

7- جويرية بن مسهر مى‌گويد: پشت‌سر اميرالمؤمنين عليه السلام به مقصدى مى‌رفتم، پس ايشان فرمودند:

«يا جويرية، انّه لم يهلك هؤلاء الحمقى إلّا بخفق النعال خلفهم»

[3].

«اى جويريه! اين احمقان به هلاكت نرسيدند مگر به شنيدن صداى كفشها از پشت سرشان.»

8- امام باقرعليه السلام خطاب به ابوربيع شامى فرمود:

«يا أبا الربيع، لا تطلبنّ الرياسة ولا تكن ذنباً، ولا تأكل الناس بنا فيفقرك اللَّه‌

»[4].

«اى ابا ربيع! طلب رياست مكن و دنباله رو مباش، و بنام ما چيزى را از مردم نخور كه خداوند فقيرت مى‌گرداند.»

خصلتهاى بد و آثار آن در زندگى‌

خصلتهاى نكوهيده، زندگى نكبت بارى را پديد مى‌آورد، و هر خصلتى در زندگى فرد و يا جامعه، آثار معيّن و مشخّصى دارد واحاديث شريف، ما را از آثار گناه بر حذر داشته كه در برخى از آنها چنين آمده است:

1- از پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله نقل شده كه در حجّة الوداع فرمود:

«إنّ من أشراط القيامة إضاعة الصلاة، واتّباع الشهوات، والميل مع الأهواء، وتعظيم المال، وبيع الدنيا بالدين، فعندها يذاب قلب المؤمن في جوفه كمإ؛ ى‌ى‌ي‌ت‌يذاب الملح في الماء ممّا يرى من المنكر فلا يستطيع أن يغيّره. ثمّ قال: إنّ عندها يكون المنكر معروفاً، والمعروف منكراً، ويؤتمن الخائن، ويخوّن الأمين، ويصدّق الكاذب، ويكذّب الصادق. ثمّ قال: فعندها امارة النساء، ومشاورة الإماء، وقعود الصبيان على‌

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 49، حديث 23.

[2]همان، باب 50، حديث 1.

[3]همان، حديث 5.

[4]همان، ص 280، حديث 8.