بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 655

مى‌برد و سپس به او مى‌گويد: با نشاط وشاداب باش خداوند تو را شاداب و سرزنده سازد، پس همواره او پيش خودش كوچكترين مردم و در چشم مردم از بالاترين مردمان‌مى‌باشد.»

20- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«ما من رجل تكبّر أو تجبّر إلّا لذلّة يجدها في نفسه‌

»[1].

«هيچ كسى نيست كه تكبّر و تجبّر مى‌ورزد مگر به خاطر ذلّتى كه در خويشتن مى‌يابد.»

21- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«الجبّارون أبعد الناس من اللَّه عزّ وجلّ يوم القيامة

»[2].

«جبّاران و گردن فرازان در روز قيامت نسبت به همه مردم، از خدا دورتر هستند.»

پارسايى در دنيا

اگر بين آخرت و دنيا مخير گذاشته شوى، هيچ چيزى را بر آخرت ترجيح مده، زيرا آخرت بلندتر، پاكتر و جاويدانه‌تر است، امّانعمتهاى دنيا، نابود شدنى و توأَم با نكبت و كدورت است. كسانى كه تنها محبّت دنيا را در دل خود جا داده‌اند، همّت آنان هم منحصربه دنيا بوده و چشم بصيرت آنان از ديدن غير دنيا كور مى‌باشد، امّا بندگان مخلص خدا در دنيا پارسايى را پيشه خود مى‌سازند و از اين‌رو چشمه حكمت در دل آنان جارى مى‌شود و ميوه بصيرت آنها به شكوفائى مى‌نشيند. پارسايى بر دو نوع است: پارسايى در حرام دنياو از ترس عقاب خداوندى. اين نوع پارسايى بر همه واجب است و نوع ديگر پارسايى در حلال دنيا است و از ترس محاسبه شدن‌وحساب پس دادن. اين نوع پارسايى مخصوص اولياى الهى مى‌باشد، و گاهى بنده خدا در امور حلال نيز پارسايى مى‌كند تا در دام‌حرام گرفتار نشود. و چون محبّت دنيا عامل اصلى هر خطا ولغزش است، و در وجود انسان جاى گرفته است، لذا انبياى الهى‌وجانشينان آنان همواره‌به زهد و پارسايى در دنيا سفارش كرده‌اند كه گزيده‌اى از سخنان آنان را نقل مى‌كنيم:

1- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«قيل لأمير المؤمنين‌عليه السلام: ما الزهد في الدنيا؟ قال: تنكيب حرامها

»[3].

«از حضرت على‌عليه السلام سؤال شد كه پارسايى در دنيا چيست؟ فرمود: كناره‌گيرى از حرام دنيا، پارسايى است.»

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 59، حديث 3.

[2]همان، باب 59، ص 304، حديث 7.

[3]همان‌باب 62، ص 314، حديث 11.


صفحه 656

2- ابوطفيل مى‌گويد: از حضرت على‌عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«الزهد في الدنيا قصر الأمل، وشكر كلّ نعمة، والورع عمّا حرّم اللَّه عليك‌

»[1].

«زهد در دنيا عبارت است از: كم و كوتاه كردن آرزوها، شكر هر نعمت و پروا از آنچه خداوند بر تو حرام كرده است.»

3- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«ليس الزهد في الدنيا بإضاعة المال، ولا بتحريم الحلال، بل الزهد في الدنيا أن لا تكون بما في يدك أوثق منك بما في يد اللَّه عزّ وجلّ»

[2].

«زهد در دنيا به تلف كردن مال و حرام كردن حلال نيست، بلكه زهد در دنيا اين است كه به آنچه در دست توست بيش از آنچه دردست خداست اطمينان نداشته باشى.»

4- امام حسن عسكرى‌عليه السلام از پدرانش، از امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه از ايشان درباره زاهد در دنيا سؤال شد. امام فرمود:

«الذي يترك حلالها مخافة حسابه، ويترك حرامها مخافة عقابه‌

»[3].

«زاهد و پارسا كسى است كه حلال دنيا را از ترس حساب آن و حرام دنيا را از ترس عقاب آن ترك مى‌گويد.»

5- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إذا أراد اللَّه بعبد خيراً زهّده في الدنيا، وفقّهه في الدين، وبصّره عيوبها، ومن اوتيهن فقد اوتي خير الدنيا والآخرة. وقال: لم يطلب أحد الحقّ بباب‌أفضل من الزهد في الدنيا، وهو ضدّ لما طلب أعداء الحقّ. قلت: جعلت فداك مماذا؟ قال: من الرغبة فيها. وقال: ألا من صبّار كريم، فإنّما هي أيام قلائل، ألا إنّه‌حرام عليكم أن تجدوا طعم الإيمان حتى تزهدوا في الدنيا. قال الراوي: وسمعت أبا عبداللَّه‌عليه السلام يقول: إذا تخلّى المؤمن من الدنيا سما ووجد حلاوة حبّ اللَّه فلم‌يشتغل بغيره. قال: وسمعته يقول: إنّ القلب إذا صفا ضاقت به الأرض حتّى يسمو

[4].

«وقتى خداوند خير بنده خود را بخواهد او را در دنيا زاهد مى‌گرداند، و در دين فقيه و دانا مى‌سازد، و او را به عيبهايش بينامى‌گرداند، و كسى كه اين صفات به او داده شود، خير دنيا و آخرت به او داده شده است.

و فرمود: كسى حق را از دربى طلب نكرده است بهتر از پارسايى در دنيا، و اين ضد آن چيزى است كه‌

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 62، ص 314، حديث 12.

[2]همان، حديث 13.

[3]همان، حديث 16.

[4]همان، باب 62، ص 312، حديث 8.


صفحه 657

دشمنان حق مى‌طلبند.

گفتم: فدايت شوم! از چه چيز؟ فرمود: «از رغبت در دنيا.»

و فرمود: آيا كسى نيست كه صبر كند و با كرامت باشد؟ آرى! دنيا روزهاى اندكى است. آرى! حرام است بر شما كه مزّه ايمان را بچشيدمگر اينكه در دنيا پارسايى پيشه سازيد.

راوى مى‌گويد: از امام صادق‌عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

وقتى مؤمن خود را از تعلّقات دنيا برهاند، تعالى مى‌يابد و شيرينى محبّت خداوند را مى‌چشدو به غير او، خود را مشغول نمى‌گرداند.

مى‌گويد: شنيدم مى‌فرمود:

وقتى دل صفا يابد، زمين براى او تنگ مى‌شود تا اينكه به بالا رود.»

6- سفيان بن عيينه مى‌گويد: از امام صادق‌عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«كلّ قلب فيه شكّ أو شرك فهو ساقط، وإنّما أرادوا بالزهد في الدنيا لتفرغ قلوبهم للآخرة

»[1].

«هر قلبى كه در آن شك يا شركى وجود داشته باشد، ساقط و فروافتاده است. به يقين پارسايان تنها به اين جهت پارسايى راخواستند كه قلبهاى‌شان براى آخرت، فارغ شود.»

7- امام باقرعليه السلام فرمود:

«إنّ علي بن الحسين‌عليه السلام قال: ألا وكونوا من الزاهدين في الدنيا الراغبين في الآخرة، ألا إنّ الزاهدين في الدنيا قد اتّخذوا الأرض بساطاً والتراب فراشاًوالماء طيباً وقرضوا من الدنيا تقريضاً

»[2].

«على بن الحسين‌عليه السلام فرمود: از پارسايان در دنيا و رغبت كنندگان به آخرت باشيد. پارسايان در دنيا، زمين را گليم خود، و خاك‌را فرش، و آب را براى خود عطر قرار دادند، و از دنيا به طور كلّى بريدند و خود را از علايق آن رهانيدند.»

8- عمرو بن سعيد بن هلال مى‌گويد: به امام صادق‌عليه السلام عرض كردم كه: من هر چند سال يكبار شما را ملاقات مى‌كنم، پس به من‌چيزى سفارش كن كه به آن عمل كنم؟ فرمود:

«اوصيك بتقوى اللَّه، والورع والاجتهاد، وإيّاك أن تطمح إلى من فوقك، وكفى بما قال اللَّه عزّ وجلّ لرسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله‌

: وَلَا تَمُدَّنَ‌عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا[3]، وقال:وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ‌[4]، فإن خفت ذلك فاذكر عيش رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله،

فإنّما كان قوته من‌الشعير، وحلواه من التمر، ووقوده من السعف إذا وجده، وإذا اصبت بمصيبة في نفسك أو مالك أو ولدك‌

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 62، ص 312، حديث 7.

[2]همان، حديث 9.

[3]سوره طه، آيه 131.

[4]سوره توبه، آيه 85.


صفحه 658

فاذكر مصابك برسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله، فإنّ الخلائق لم يصابوابمثله قطّ

»[1].

«تو را به تقواى الهى، ورع و كوشش سفارش مى‌كنم، و بر حذر باش از اينكه به بالاتر از خودت نظر كنى، و بس است دراين باره‌سخن خداوند خطاب به پيامبرش: «و هر گز چشمان خود رابه نعمتهاى مادى، كه به گروههايى از آنان داده‌ايم، ميفكن؛ اينها شكوفه‌هاى زندگى دنياست.» وهمچنين سخن خداوند: «اموال و اولاد آنان تو را به شگفتى نيندازد.» پس اگر از اين ترسيدى، زندگى پيامبرصلى الله عليه وآله را به يادآور كه خوراكش جو بود، وشيرينى‌اش خرما، و هيزم سوختش از چوب خرما اگر پيدا مى‌كرد، و اگر مصيبتى در جان يا مال يا فرزندانت به تو برسد، پس مصيبت ازدست دادن رسول خداصلى الله عليه وآله را بياد بياور كه همه مخلوقات تاكنون مصيبتى به مانند آن نديده‌اند.»

9- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«قال رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله: ما لي وللدنيا، إنّما مثلي كراكب رفعت له شجرة في يوم صائف، فقال تحتها ثمّ راح وتركها

»[2].

«رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: مرا با دنيا چه كار؟ مثل من مانند آن سوارى است كه در روز گرم تابستان، درختى بر روى او سايه‌افكند، پس او در زير (سايه) آن كمى بخوابد و سپس آن را ترك‌

و به راه بيفتد.»

10- حضرت على‌عليه السلام در وصيّت خود به محمّد بن حنفيّه فرمود:

«ولا مال أذهب للفاقة من الرضا بالقوت، ومن اقتصر على بلغة الكفاف فقد انتظم الراحة، وتبوّء خفض الدعة، الحرص داع إلى التقحّم في‌الذنوب»

[3].

«هيچ مالى مانند راضى شدن به قُوت بر طرف كننده فقر نيست، و كسى كه اكتفا كند به آنچه كفاف او مى‌كند، به راحتى رسيده وسامان يافته و در آسايش قرار گرفته است. حرص انسان را به سوى فروافتادن در گناه فرا مى‌خواند.»

11- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّ في كتاب علي: إنّما مثل الدنيا كمثل الحيّة ما ألين مسّها، وفي جوفها السمّ الناقع، يحذرها الرجل العاقل ويهوى إليها الصبي الجاهل»

[4].

در كتاب على‌عليه السلام آمده است: دنيا مانند مارى است كه ظاهرش بسيار نرم ولى در باطنش زهر كشنده است. انسان عاقل از آن حذرمى‌كند، امّا كودك نادان به سوى آن ميل مى‌كند.»

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 62، ص 314، حديث 10.

[2]همان، باب 63، ص 316، حديث 1.

[3]همان، ص 317، حديث 6.

[4]همان، ص 316، حديث 3.


صفحه 659

12- ابوالدرداء مى‌گويد: رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«من أصبح معافى في جسده، آمناً في سربه، عنده قوت يومه، فكأنّما خيّرت له الدنيا. يابن جعشم، يكفيك منها ما سدّ جوعتك، ووارى عورتك، فإن يكن بيت يكنّك فذاك، وإن يكن دابة تركبها فبخ بخ، وإلّا فالخبز وماء الجرّة، وما بعد ذلك حساب عليك أو عذاب»

[1].

«هركه صبح كند در حاليكه بدنش در عافيت، و راه زندگى‌اش در امنيّت بوده، وآذوقه روزش در نزدش باشد، گويا دنيا به او داده‌شده است. اى فرزند جعشم! از دنيا آنچه گرسنگى تو را سدّ كند، و عورتت را بپوشاند، كفايت مى‌كند. اگر خانه‌اى داشتى كه تو را (از سرما و گرما) بپوشاند كه چه خوب، و اگر مركبى داشتى كه‌سوار شوى چه بهتر، و گرنه نان و كوزه آبى بس است كه بيشتر از آن يا حساب دارد يا عذاب.»

13- حضرت على‌عليه السلام فرمود:

«الزهد بين كلمتين من القرآن، قال اللَّه تعالى:

لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَاآتَاكُم‌[2]

) ومن لم يأس على الماضي ولم يفرح بالآتي فقد استكمل الزهد بطرفيه».[3]

«زهد و پارسايى در دو جمله قرآنى خلاصه شده است. خداوند فرمود است: «به آنچه از دست شما رفته دريغ و تأسّف‌نخوريد و به آنچه به شما رسيده شاد نشويد». پس هر كس بر گذشته تأسّف نخورد و به آينده خوشحال نشود، زهد را با هر دو طرفش‌به كمال رسانده است.»

حرص و طمع‌

دنيا همانند آب درياى شور است كه هرچه بيشتر بنوشى، بيشتر تشنه مى‌شوى شخص مؤمن مى‌داند كه دنيا زوال‌پذير و عمر آن‌محدود است واو بايد از همه اوقات و فرصت و توانايى خود استفاده كند تا در معامله با خداوند، بتواند بهشت برين براى خود بخرد، و اين باور مانع از اين مى‌شود كه شخص مؤمن به دنيا حرص بورزد. در روايات اهل‌بيت‌عليهم السلام حقيقت و ماهيّت دنيا ودورى از حرص‌دنيا، به خوبى معرفى شده است. پاره‌اى از آنها را باهم مى‌خوانيم:

1- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«أبعد ما يكون العبد من اللَّه عزّ وجلّ إذا لم يهمه إلّا بطنه وفرجه»

[4].

«دورترين حالتى كه بنده از خداوند متعال پيدا مى‌كند وقتى است كه او جز به شكم و شهوتش اهتمام‌

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 63، ص 317، حديث 7.

[2]سوره حديد، آيه 23.

[3]وسائل الشيعه، ج 11، باب 63، ص 317، حديث 10.

[4]همان، باب 64، ص 318، حديث 2.


صفحه 660

نورزد.»

2- امام‌عليه السلام فرمود:

«حُرِمَ الحريص خصلتين ولزمته خصلتان: حُرم القناعة فافتقد الراحة، وحُرِم الرضا فافتقد اليقين»

[1].

«شخص حريص از دو خصلت محروم و به دو خصلت گرفتار است: از قناعت محروم شده، راحتى و آرامش را از دست مى‌دهد، و از رضا و خشنودى محروم شده و يقين را از دست مى‌دهد.»

3- امام صادق‌عليه السلام از امام باقرعليه السلام روايت مى‌كند كه:

«مثل الحريص على الدنيا مثل دودة القزّ كلّما ازدادت على نفسها لفّاً كان أبعد لها من الخروج حتى تموت غمّاً».

«مَثَل حريص به دنيا مثل كرم ابريشم است، هرچه بر دور خود بيشتر مى‌تند از راه خروج دورتر مى‌گردد تا اينكه از غم‌مى‌ميرد.»

نيز امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«أغنى الغنى من لم يكن للحرص أسيراً. وقال: لا تُشْعِروا قلوبكم الاشتغال بما قد فات فتشغلوا أذهانكم عن الاستعداد لما لم يأتِ»

[2].

«بى‌نيازترين بى‌نياز، آن كسى است كه اسير حرص نباشد. و فرمود: دلهاى خود را به آنچه گذشته است مشغول نگردانيد و گرنه‌ذهن خود را از آمادگى براى آنچه نيامده است، باز خواهيد داشت.»

4- امام على‌عليه السلام روايت مى‌كند كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:

«إنّ الدينار والدرهم أهلكا مَن كان قبلكم وهما مهلكاكم».[3]

«دينار و درهم بود كه گذشتگان را هلاك ساخت، و همين دو، شما را هم هلاك مى‌كند.»

5- امام باقرعليه السلام فرمود:

«بئس العبد عبد يكون له طمع يقوده، وبئس العبد عبد له رغبة تذلّه‌

»[4].

«بدترين بنده، بنده‌اى است كه طمعى دارد كه او را رهبرى مى‌كند، و بدترين بنده كسى است كه رغبت و تمايلى دارد كه او را به‌ذلّت مى‌كشاند.»

6- سعدان مى‌گويد: از امام صادق‌عليه السلام سؤال كردم كه: چه چيز ايمان را در بنده استوار مى‌گرداند؟ فرمود:

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 64، ص 318، حديث 4.

[2]همان، حديث 1.

[3]همان، باب 65، ص 319، حديث 3.

[4]همان، باب 67، ص 321، حديث 2.


صفحه 661

«ورع و پروا از محارم خداوند.»

گفتم: چه چيز ايمان را از دل او بيرون مى‌كند؟ فرمود:

«طمع.[1]»

7- امام باقرعليه السلام فرمود:

«أتى رجل رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله فقال: علّمني يا رسول اللَّه شيئاً، فقال: عليك باليأس ممّا في أيدي الناس فإنّه الغنى الحاضر. قال: زدني يا رسول اللَّه، قال: إيّاك والطمع فإنّه الفقر الحاضرآية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام عبادات - قم، چاپ: دوم، 1381.

ع‌لا'+[2].

«مردى خدمت پيامبر خدا آمد و گفت: به من چيزى بياموز. حضرت فرمود: از آنچه در دست مردم است نااميد باش (دل‌مبند) و همين، بى‌نيازى و ثروت حاضر براى تو است. گفت: باز هم بياموز. فرمود: از طمع بپرهيز زيرا طمع فقر حاضر براى‌تواست.»

8- امام رضاعليه السلام از پدرانش، از حضرت على‌عليه السلام روايت مى‌كند كه:

«جاء خالد إلى رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله فقال: يا رسول اللَّه، أوصني وأقلّه لعلّي احفظ، فقال: اوصيك بخمس: باليأس ممّا في أيدي الناس فإنّه الغنى الحاضر، وإيّاك والطمع فإنّه الفقر الحاضر، وصلِّ صلاة مودّع، وإيّاك وما تعتذر منه، واحبّ لأخيك ما تحب لنفسك‌

»[3].

«خالد نزد پيامبر خداصلى الله عليه وآله آمد و گفت: اى رسول خدا! به من سفارشى كن كه خلاصه باشد شايد آن را حفظ كنم. پيامبرصلى الله عليه وآله‌فرمود: تو را به پنج چيز سفارش مى‌كنم: دل نبستن به آنچه در دست مردم است كه اين ثروت حاضر است، و پرهيز از طمع چون طمع فقرحاضر است، و نماز بخوان مانند كسى كه در حال وداع (از دنيا) است، و بپرهيز از كارى كه بايد از آن عذرخواهى كنى، و براى‌برادر خود دوست بدار آنچه را براى خود دوست مى‌دارى.»

زشتىِ بدزبانى، سفاهت و ستم‌

سعادت و خوشبختى از آن كسى است كه اخلاق خود را نيكو گرداند، و ارزش و اندازه خود را بداند، و به مردم انصاف روا دارد، حقوق آنان را بشناسد و به مردم أدا كند. تنها در چنين حالتى است كه انسان از آرامش نفسانى، روابط مستحكم و متين، نام نيك وحيثيّت و اعتبار، بهره‌مند مى‌شود، امّا انسان بد اخلاق هميشه از گناهى توبه نكرده كه مرتكب گناه ديگر مى‌شود و هميشه او رابدزبان، بدكردار، احمق و ستمگر نسبت به حقوق مردم مى‌يابى:

1- امام باقرعليه السلام فرمود:

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 67، ص 321، حديث 4.

[2]همان، ص 322، حديث 6.

[3]همان، حديث 9.


صفحه 662

«من قُسِّم له الخُرْق حُجِب عنه الإيمان‌

»[1].

«هركه را نادانى و كودنى قسمت شود، ايمان از او پوشيده مى‌شود.»

2- از امام صادق‌عليه السلام روايت شده:

«إنّ سوء الخلق ليفسد العمل كما يفسد الخلّ العسل‌

»[2].

«بداخلاقى، عمل را تباه مى‌كند همانسان كه سركه عسل را فاسد مى‌كند.»

3- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«أوحى اللَّه عزّ وجلّ إلى بعض أنبيائه: الخلق السي‌ء يفسد العمل كما يفسد الخلّ العسل‌

»[3].

«خداوند متعال به برخى از پيامبرانش وحى فرمود كه اخلاق بد، عمل را چنان فاسد مى‌كند كه سركه، عسل را.»

4- امام رضاعليه السلام، از پدرانش، از رسول خداصلى الله عليه وآله روايت مى‌كند كه:

«عليكم بحسن الخلق فإنّ حسن الخلق في الجنة لا محالة، وإيّاكم وسوء الخلق فإنّ سوء الخلق في النار لا محالة

»[4].

«بر شما باد اخلاق نيك، زيرا نيك اخلاق، حتماً در بهشت است، و بپرهيزيد از بداخلاقى، زيرا بداخلاقى، حتماً در دوزخ‌است.»

5- امام كاظم‌عليه السلام درباره دو مردى كه به همديگر دشنام مى‌دادند فرمود:

«البادي منهما أظلم ووزره ووزر صاحبه عليه ما لم يتعدّ المظلوم»

[5].

«آغازگر آن دو، ظالم‌تر است و گناه او و رفيقش بر دوش اوست مادامى كه مظلوم تجاوز نكرده باشد.»

6- امام صادق‌عليه السلام فرمود:

«إنّ السفه خلق لئيم يستطيل على من دونه، ويخضع لمن فوقه‌

»[6].

«سفاهت اخلاق آدم پست است، بر پايين‌تر از خود دست درازى و ستم مى‌كند ودر مقابل بالاتر از خود فروتنى و خضوع و كرنش‌مى‌كند.»

7- امام صادق‌عليه السلام روايت مى‌كند كه حضرت رسول‌صلى الله عليه وآله فرمود:

[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 68، ص 323، حديث 1.

[2]همان، باب 69، حديث 1.

[3]همان، ص 324، حديث 5.

[4]همان، حديث 7.

[5]همان، باب 70، ص 325، حديث 1.

[6]همان، ص 326، حديث 4.