«يا عليّ، أربعة أسرع شيء عقوبة: رجل أحسنت إليه فكافأك بالإحسان إساءة، ورجل لا تبغي عليه وهو يبغي عليك، ورجل عاهدته على أمر فوفيتله وغدر بك، ورجل وصل قرابته فقطعوه
»[1].
«اى على! چهار چيز است كه مجازات آنها سريعتر از چيزهاى ديگر است:
1- كسى كه به او احسان كردهاى امّا او احسانت را به بدى جبران مىكند.
2- كسى كه تو به او ستم نكردهاى امّا او به تو ستم مىكند.
3- كسى كه با او پيمان بسته باشى و تو به عهدت و فا كنى امّا او به تو نيرنگ بزند.
4- كسى كه تو با او صله رحم كنى امّا او قطع رَحِم كند.»
16- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«لو بغى جبل على جبل لجعل اللَّه الباغي منهما دكّاً
»[2].
«اگر كوهى بر كوهى ظلم و تجاوز كند، خداوند متجاوز را درهم مىكوبد.»
17- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«اتّقوا الظلم فإنّه ظلمات يوم القيامة
»[3].
«از ستم بپرهيزيد كه ستم ظلمات و تاريكيهاى روز قيامت است.»
18- امام صادقعليه السلام فرمود:
«ما من مظلمة أشدّ من مظلمة لا يجد صاحبها عليها عوناً إلّا اللَّه
»[4].
«هيچ مظلوميّتى سختتر از مظلوميّت كسى نيست كه بر مظلوميّتش ياورى جز خدا پيدا نكند.»
19- باز هم امام صادقعليه السلام فرمود:
«من ظلم مظلمة اخذ بها في نفسه أو في ماله أو في ولده
»[5].
«كسى كه ستمى مرتكب شود، درجان، مال و يا فرزندش مجازات خواهد شد.»
20- امام صادقعليه السلام درباره آيه: (إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ[6]فرمود:
«قنطرة على الصراط لا يجوزها عبد بمظلمة
»[7].
«پلى بر صراط است كه بندهاى كه ظلمى روا داشته، نمىتواند از آن گذر كند.»
21- امام باقرعليه السلام فرمود:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 74، ص 333، حديث 7.
[2]همان، باب 74، ص 334، حديث 10.
[3]همان، باب 77، ص 338، حديث 2.
[4]همان، حديث 1.
[5]همان، حديث 4.
[6]سوره فجر، آيه 14.
[7]وسائل الشيعه، ج 11، باب 77، ص 338، حديث 5.
«لمّا حضر علي بن الحسينعليه السلام الوفاة ضمّني إلى صدره ثمّ قال: يا بنيّ، اوصيك بما أوصاني به أبي حين حضرته الوفاة وبما ذكر أنّ أباه أوصاه به قال: يابنيّ، إيّاك وظلم من لايجد عليك ناصراً إلّا اللَّه»
[1].
«وقتى على بن الحسينعليه السلام را دم مرگ فرارسيد، مرا در آغوش گرفت وفرمود: فرزندم! تو رابه چيزى وصيّت مىكنم كه پدرم در هنگام مرگ مرا به آن وصيّت كرد وگفت: پدرش به او وصيّت كرده است و آن اينكه: پسرم! بپرهيز ازظلم بر كسى كه در برابر تو هيچ ياورى غير از خدا نمىيابد.»
22- على بن سالم روايت مىكند كه از امام صادقعليه السلام شنيده است كه مىفرمود:
«إنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول: وعزّتي وجلالي لا اجيب دعوة مظلوم دعاني في مظلمة ظُلِمها ولأحد عنده مثل تلك المظلمة
»[2].
«خداوند متعال مىفرمايد: «سوگند به عزّت و جلالم، اجابت نكنم دعاى مظلومى را كه به او ظلم شده است در حاليكه او نيزمثل همين ظلم را درباره ديگرى روا داشته است.»
23- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«إنّي لَعَنْتُ سبعاً لعنهم اللَّه، وكلّ نبي مجاب، قيل: ومن هم يا رسول اللَّه؟ قال: الزائد في كتاب اللَّه، والمكذّب بقدر اللَّه، والمخالف لسنّتي، والمستحلّ من عترتي ما حرّم اللَّه، والمسلّط بالجبروت ليعزّ من أذلّ اللَّه ويذلّ من أعزّ اللَّه، والمستأثر على المسلمين بفيئهم منتحلًا له، والمحرّم ما أحلّ اللَّه عزّوجلّ
»[3].
«من هفت كس را لعنت كردهام كه خدا و هر پيامبر اجابت شده نيز آنها را لعنت كرده است. گفته شد يا رسول اللَّه! آنها كيانند؟ فرمود: آنكه در كتاب خدا اضافه كند، آنكه قَدَر خدا را تكذيب نمايد؟ آنكه با سنّت من مخالفت كند، آنكه حلال بداند درباره عترت منآنچه را كه خدا حرام كرده است، آنكه از روى زور بر مردم حكومت كند وبخواهد عزيز كند كسى را كه خدا خوارش ساخته، يا خوار كندكسى را كه خدا عزيزش داشته است، آنكه سهميّه مسلمين را به خود اختصاص دهد، و آنكه حرام كند آنچه را خداوند حلال كردهاست.»
توبه و شرايط آن
شيطان انسان را وسوسه مىكند و او مرتكب گناه مىشود پس اگر اقدام به توبه كرد و از گناه خود قبل از سپرى شدن هفت ساعت، استغفار نمود، خداوند هم او را مىبخشد، ولى توبه هم شرايطى دارد كه مهمترين آنها عبارتنداز: پشيمان شدن از گناه، تصميم برترك آن، اصلاح آنچهبه وسيله گناه تباه شده است، مانند برگرداندن حقوق مردم، قضاى واجبات فوت شده و ...
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 77، ص 339، حديث 6.
[2]همان، ص 340، حديث 11.
[3]همان، ص 341، حديث 17.
در توبه سفارشها و آدابى وجود دارد كه در احاديث شريف آمده وپارهاى از آنها را نقل مىكنيم و از خداوند مىخواهيم كه به ماتوفيق عمل به آنها را عنايت فرمايد:
1- معاويه بن وهب مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«إذا تاب العبد توبة نصوحاً أحبّه اللَّه فستر عليه في الدنيا والآخرة، قلت: وكيف يستر عليه؟ قال: ينسي ملكيه ما كتبا عليه من الذنوب، ويوحي إلىجوارحه: اكتمي عليه ذنوبه، ويوحي إلى بقاع الأرض: اكتمي ما كان يعمل عليك من الذنوب، فيلقى اللَّه حين يلقاه وليس شيء يشهد عليه بشيء منالذنوب
»[1].
«اگر بندهاى توبه خالص كند خداوند او را گرامى داشته و در دنيا و آخرت، گناهانش را بپوشاند. گفتم: چگونه بر اومى پوشاند؟ فرمود: خداوند فراموشى مىدهد دو فرشتهاش را از آنچه براى او از گناهان نوشتهاند، و به اعضاى بدنش وحى مىكند كه گناهانش را كتمانكنند، و به اطراف زمين وحى مىكند كه مخفى كنيد آن گناهانى را كه بر روى شما انجام داده است. پس او خدا را ملاقات مىكند در حاليكهچيزى نيست كه به گناهان او شهادت دهد.»
2- حضرت علىعليه السلام فرمود:
«تعطّروا بالاستغفار لا تفضحنّكم روائح الذنوب
»[2].
«خود را با استغفار عطرآگين سازيد تا بوهاى گناهان شما را رسوا نسازد.»
3- از امام صادقعليه السلام از پدرانش روايت شده است كه پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«أربع من كن فيه كان في نور اللَّه الأعظم: من كان عصمة أمره شهادة أن لا إله إلّا اللَّه وأني رسول اللَّهصلى الله عليه وآله، ومن إذا أصابته مصيبة قال:إِنّا للَّهِ وَإِنّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ، ومن إذا أصاب خيراً قال: الحمد للَّه ربّ العالمين، ومن إذا أصاب خطيئة قال: استغفر اللَّهوأتوب إليه»[3].
«چهار چيز است كه در هر كس باشد، در نور اعظم خداوند قرار مىگيرد:
1- هركه اساس زندگى او شهادت به يگانگى خدا و رسالت من باشد.
2- كسى كه اگر مصيبتى به او رسد «انّا للَّه وانّا اليه راجعون» بگويد.
3- كسى كه اگر خيرى به او رسد «الحمد للَّه ربّ العالمين» بگويد.
4- و كسى كه اگر خطايى مرتكب شود، «استغفر اللَّه واتوب اليه» بگويد.»
4- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«صاحب اليمين أمير على صاحب الشمال، فإذا عمل العبد سيّئة قال صاحباليمين لصاحبالشمال:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 86، ص 356، حديث 1.
[2]همان، باب 85، حديث 17.
[3]همان، حديث 18.
لاتعجل وانظره سبع ساعات، فإن مضت سبعساعات ولم يستغفر، قال: اكتب فما أقلّ حياء هذا العبد
»[1].
«فرشته سمت راست، فرمانرواى فرشته سمت چپ است، پس اگر بندهاى گناهى انجام دهد، فرشته سمت راست به فرشته سمتچپ مىگويد: عجله نكن و او را هفت ساعت مهلت بده، پس اگر هفت ساعت بگذرد و او توبه نكند مىگويد: بنويس. چقدر حياى اين بندهكم است.»
5- عبداللَّه بنمحمّد جعفى مىگويد: از امام باقرعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«كان رسول اللَّهصلى الله عليه وآله والاستغفار لكم حصنين حصينين من العذاب، فمضى أكبر الحصنين وبقي الاستغفار، فأكثروا منه فإنّه ممحاة للذنوب، قال اللَّه عزّوجلّ:وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ[2]»[3].
«وجود پيامبر خداصلى الله عليه وآله و استغفار براى شما دو دژ محكم نگهدارنده از عذاب بودند. اكنون بزرگترين آن دو دژ رفته است واستغفار باقى مانده است، پس بسيار استغفار كنيد كه گناهان را محو مىكند، خداوند در قرآن فرموده است: «ولى (اىپيامبر!) تا تو در ميان آنها هستى، خداوندا آنها را مجازات نخواهد كرد؛ و (نيز) تا استغفار مىكنند، خدا عذابشاننمىكند.»
6- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«طوبى لمن وجد في صحيفة عمله يوم القيامة تحت كلّ ذنب استغفر اللَّه
»[4].
«خوشا به حال كسى كه در روز قيامت در صحيفه اعمالش در زير هر گناهى، «استغفر اللَّه» را بيابد.»
7- ابان بن تغلب مىگويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«ما من عبد أذنب ذنباً فندم عليه، إلّا غفر اللَّه له قبل أن يستغفر، وما من عبد أنعم اللَّه عليه نعمة فعرف أنّها من عند اللَّه إلّا غفر اللَّه له قبل أنيحمده»
[5].
«هيچ بندهاى نيست كه گناهى مرتكب شود و از آن پشيمان شود مگر اينكه خداوند او را پيش از اينكه استغفار كند، مىبخشد، وهيچ بندهاى نيست كه خداوند نعمتى به او بدهد و او بداند و بفهمد كه آن نعمت از جانب خداوند است مگر اينكه خداوند او را ببخشد قبل ازآنكه حمد و ستايش خدا را بجا آورد.»
8- عباس، غلام امام رضاعليه السلام مىگويد: شنيدم از حضرت رضاعليه السلام كه مىفرمود:
«المستتر بالحسنة يعدل سبعين حسنة، والمذيع بالسيّئة مخذول، والمستتر بالسيّئة مغفور له» (
[6].
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 85، ص 355، حديث 16.
[2]سوره انفال، آيه 33.
[3]همان، ص 354، حديث 12.
[4]همان، ص 355، حديث 14.
[5]همان، باب 83، ص 349، حديث 4.
[6]وسائل الشيعه، ج 11، باب 84، ص 350، حديث 1.
«كسى كه حسنه خود را كتمان كند، حسنهاش با هفتاد حسنه برابرى مىكند، وكسى كه گناه را آشكار و اشاعه نمايد خوار مىگردد، و كسى كه كار بدش را كتمان كند مورد آمرزش قرار مىگيرد.»
9- ابوحمزه ثمالى مىگويد: امام على بن الحسينعليه السلام فرمود:
«عجباً للمتكبّر الفخور الذي كان بالأمس نطفة، ثمّ هو غداً جيفة» (
[1].
«از آدم متكبر فخرفروش در عجبم كه ديروز نطفه بوده است، سپس فردا او مردارى خواهد بود.»
10- پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود:
«آفة الحسب الافتخار
»[2].
«آفت شرف، افتخار كردن است.»
11- امام صادقعليه السلام فرمود:
«كان رجل في الزمن الأوّل طلب الدنيا من حلال فلم يقدر عليها، وطلبها من حرام فلم يقدر عليها، فأتاه الشيطان فقال له: ألا أدلّك على شيء تكثر بهدنياك وتكثر به تبعك؟ فقال: بلى، قال: تبتدع ديناً وتدعو الناس إليه، ففعل فاستجاب له الناس وأطاعوه، فأصاب من الدنيا. ثمّ إنّه فكّر فقال: ما صنعت؟ ابتدعت ديناً ودعوت الناس إليه، ما أرى لي من توبة إلّا أن آتي من دعوته إليه فأردّه عنه، فجعل يأتي أصحابه الذين أجابوه، فيقول: إنّ الذي دعوتكم إليه باطل، وإنّما ابتدعته، فجعلوا يقولون: كذبت هو الحقّ، ولكنّك شككت في دينك، فرجعت عنه، فلمّا رأى ذلك عمد إلى سلسلة فوتد لها وتداً ثمّ جعلها في عنقه، قال: لا احلّها حتى يتوب اللَّه عزّ وجلّ عليَّ، فأوحى اللَّه عزّ وجلّ إلى نبي من الأنبياء: قل لفلان: وعزّتي لو دعوتني حتى تنقطع أوصالك ما استجبت لك حتى تردّ من ماتعلى ما دعوته إليه فيرجع عنه
»[3].
«در زمان گذشته مردى بود كه دنيا را از راه حلال طلب مىكرد و به آن دست پيدا نمىكرد، از راه حرام دنيا را طلب كرد و به آندست پيدا نكرد، پس شيطان به سراغ او آمد و گفت: آيا تو را راهنمايى كنم به آنچه بواسطه آن دنيايت افزون و پيروانت زياد شود؟ گفت: آرى. گفت: آيينى را بدعت بگذار ومردم را به سوى آن فراخوان. پس آن شخص نيز چنين كرد و مردم او را اجابت كردند و از او اطاعتنمودند. پس از دنيا به آنچه مىخواست رسيد. سپس او فكر كرد و گفت: چه كارى بود كردم؟ آيينى را اختراع و بدعت كردم و مردم را بهسوى آن دعوت كردم. گمان نمىكنم براى من توبهاى باشد مگر
[1]همان، باب 75، ص 334، حديث 1.
[2]همان، ص 335، حديث 3.
[3]همان، باب 79، ص 343، حديث 1.
اينكه بروم و هركه را به آن آيين دعوت كردهام از آن برگردانم. پس مىآمد به نزد كسانى كه او را اجابت كرده بودند و مىگفت: آنچه من شما رابه آن خوانده بودم باطل بوده و من آن را بدعت و اختراع كرده بودم، ولى ايشان مىگفتند: دروغ مىگويى، همان حق است، و لكن تو دردينت به شك افتادهاى و از آن برگشتهاى. او چون چنين ديد خود را از گردن به زنجيرى كه با ميخ به ستونى كوبيده بود بست وگفت: زنجيراز گردنم باز نكنم تا خداوند توبهام را بپذيرد، خداوند به يكى از پيامبرانش وحى كرد: به فلانى بگو، به عزّتم سوگند اگر مرا بخوانى تا جايىكه اعضاى بدنت قطع شود تو را اجابت نكنم مگر اينكه باز گردانى هركه را كه مرده است، بر آنچه توبه آن دعوت كرده بودى تا از آن راه باطلبرگردد.»
12- از امام رضاعليه السلام از پدرانش، از پيامبر خداصلى الله عليه وآله نقل شده است كه فرمود:
«إنّ اللَّه غافر كلّ ذنب إلّا من أحدث ديناً، ومن اغتصب أجيراً أجره، أو رجل باع حرّاً
»[1].
«خداوند هر گناهى را مىبخشد مگر كسى را كه دينى ايجاد كرده، و كسى كه اجرت اجير خود را غصب نموده، و كسى كه شخصآزادى را فروخته است.»
13- امام صادقعليه السلام فرمود:
«العامل بالظلم والمعين له والراضي به شركاء ثلاثتهم
»[2].
«ستمگر، كمك كننده او، وشخص راضى به آن ظلم، هر سه نفر شريك هستند.»
14- باز هم امام صادقعليه السلام فرمود:
«من عذر ظالماً بظلمه سلّط اللَّه عليه من يظلمه، فإن دعا لم يستجب له، ولم يأجره اللَّه على ظلامته
»[3].
«هركه ظالمى را در ظلمش معذور بدارد (و از او دفاع كند) خداوند كسى را بر او مسلّط مىكند كه به او ظلم كند، پس اگردعا كند، اجابت نمىشود و بر مظلوميّتش نيز خداوند اجرى نمىدهد.»
15- امام صادقعليه السلام از حضرت پيامبر نقل مىكند كه خداوند فرموده است:
«من أذنب ذنباً فعلم أنّ لي أن اعذّبه وأنّ لي أن أعفو عنه عفوت عنه
»[4].
«اگر كسى گناه كند و آگاه باشد به اين كه من مىتوانم او را عذاب كنم و مىتوانم او را ببخشم، او را خواهم بخشيد.»
16- عمرو بن عثمان از برخى از اصحابش روايت مىكند كه شنيده است امام صادقعليه السلام مىفرمود:
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 79، ص 344، حديث 2.
[2]همان، ج 11، باب 80، ص 334، حديث 1.
[3]همان، ص 345، حديث 2.
[4]همان، باب 82، ص 348، حديث 8.
«إنّ الرجل ليذنب الذنب فيدخله اللَّه به الجنّة». قال الراوي: يدخله اللَّه بالذنب الجنّة؟ قال: نعم، إنّه يذنب فلا يزال خائفاً ماقتاً لنفسه فيرحمهاللَّه فيدخله الجنة
»[1].
«گاهى انسان گناه مىكند پس خدا او را به واسطه آن وارد بهشت مىكند.» راوى گفت: آيا او را بواسطه گناه وارد بهشتمىكند؟ فرمود: «بلى، او گناه مىكند امّا همچون از خدا مىترسد و خود را سرزنش مىكند پس خداوند اورا بخشيده و وارد بهشتمىكند.»
17- كميل بن زياد مىگويد: به حضرت علىعليه السلام گفتم: بنده گناه مىكند پس از خدا آمرزش مىخواهد آيا بخشيده مىشود؟ فرمود:
«يابن زياد، التوبة». قلت: ليس؟ قال: لا. قلت: كيف؟ قال:
إنّ العبد إذا أصاب ذنباً قال: استغفر اللَّه بالتحريك. قلت: وما التحريك؟ قال: الشفتان واللسان يريد أن يتبع ذلك بالحقيقة. قلت: وما الحقيقة؟ قال: تصديق القلب وإضمار أن لا يعود إلى الذنب الذي استغفر منه. قلت: فإذا فعلت ذلك فأنا منالمستغفرين؟ قال: لا، لأنّك لم تبلغ إلى الأصل بعد. قلت: فأصل الاستغفار ما هو؟ قال: الرجوع إلى التوبة عند الذنب الذي استغفرت منه، وهي أوّل درجة العابدين، وتركالذنب والاستغفار اسم واقع لستّة معان
»[2].
«اى ابن زياد! بايد توبه كند.» گفتم: مگر توبه نيست؟ فرمود: «نه.» گفتم: چگونه؟ فرمود: «بندههنگامى كه مرتكب گناه مىشود، استغفار مىكند با حركت دادن.» گفتم: حركت دادن چيست؟ فرمود: «زبان و لبها را حركتمىدهد ومىخواهد آن را به حقيقت دنبال كند.» گفتم: حقيقت چيست؟ فرمود: «تصديق قلبى و قصد اينكه به آن گناهى كه از آناستغفار كرده باز نگردد.» گفتم: آيا وقتى چنين كردم از استغفار كنندگان خواهم بود؟ فرمود: «نه، چون هنوز به اصل آننرسيدهاى.» گفتم: پس اصل استغفار چيست؟ فرمود: «رجوع به توبه از گناهى كه از آن استغفار كردهاى و اين اوّلين درجهعابدان است و ترك گناه و استغفار اسمى است كه براى شش معنى نهاده شده است ...».
18- كسى در محضر حضرت علىعليه السلام «استغفر اللَّه» گفت. امام فرمود:
«ثكلتك امّك، أتدري ما الاستغفار؟ الاستغفار درجة العلّيّين وهو اسم واقع على ستّة معان: أوّلها الندم على ما مضى، والثاني العزم على ترك العود إليه أبداً، والثالث أن تؤدّي إلى المخلوقينحقوقهم حتى تلقى اللَّه عزّ وجلّ أملس ليس عليك تبعة، والرابع: أن تعمد إلى كلّ فريضة عليكضيّعتها فتؤدّي حقّها، والخامس أن تعمد إلى اللحم الذي نبت على السحت فتذيبه بالأحزان حتىيلتصق الجلد بالعظم (وينشو) بينهما لحم جديد، والسادس أن تذيق الجسم ألمالطاعة كما أذقته حلاوة
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 83 ص 249، حديث 2.
[2]همان، باب 87، ص 361، حديث 5.
المعصية فعند ذلك تقول استغفر اللَّه
»[1].
«مادرت به عزايت بنشيند آيا مىدانى كه استغفار چيست؟ استغفار درجه بلند پايگان است، وآن شش مرحله دارد: اوّلين آنهاپشيمانى از گذشته است. دوّم تصميم بر بازنگشتن به گناه است. و سوّم اين است كه حقوق مردم را بپردازى تا صاف و پاك فارغ از حقديگران خداى را ملاقات كنى، وچهارم اينكه هر واجبى را كه ترك كردهاى ادا نمايى، و پنجم تلاش كنى آن گوشتى كه بر گناه روييده، باتحمّل حزن و اندوه، آن را ذوب كنى تا آنجا كه پوست به استخوان بچسبد و بين آن دو گوشت جديد برويد. وششم اينكه رنج طاعت وعبادت را بر بدنت بچشانى همانطور كه شيرينى معصيت را بر او چشاندهاى پس از انجام اين مراحل بگو: استغفر اللَّه.»
19- امام صادقعليه السلام فرمود:
«إنّ رسول اللَّهصلى الله عليه وآله كان يتوب إلى اللَّه ويستغفره في كلّ يوم وليلة مأة مرّة من غير ذنب، إنّ اللَّه يخصّ أولياءه بالمصائب ليأجرهم عليها من غيرذنب
»[2].
«پيامبر خداصلى الله عليه وآله در هر شب و روز، بدون گناه، يكصد بار توبه مىكرد واز خدا مغفرت مىخواست. خداوند براى دوستان خود، بدون اينكه گناهى انجام بدهند، مصيبتها و رنجهايى قرار داده است تا در مقابل، به آنها پاداش بدهد.»
چگونه توبه كنيم و چگونه از پروردگار آمرزش بخواهيم؟
توبه آداب خاصى دارد كه اگر شخص توبه كننده به آنها عمل كند، به استجابت نزديكتر خواهد بود. در روايات ذيل بخشى از اينآداب را مىخوانيم؛ مانند: وقت توبه و طلب آمرزش كه در سحر باشد وبلافاصله بعداز ارتكاب گناه يا در همان روز و در هنگام طلوعفجر و غروب خورشيد انجام شود، و هر زمانى كه از او گناهى سرزند، استغفار كند هر چند آن گناه بارها هم از او تكرار شده باشد وهر چند بعداز بيست سال، وهر موقعى كه مصيبتى بر انسان وارد مىشود هم بايد استغفار كند، زيرا آن مصيبت يكنوع يادآورى وهشدار براى اوست، و شخص مؤمن از فرصتها استفاده مىكند و استغفار مىجويد و عمل صالح انجام مىدهد پيش از آنكه فرصت فوتشود، و مستحبّ است در هر روز هفتاد بار استغفار كند، مخصوصاً در زمانى كه علايم مرگ هم در وجود او بروز مىيابد، و شخصمؤمن همواره خويشتن را مورد محاسبه و ارزيابى قرار مىدهد تا توبه كند، زيرا او بخوبى آگاه است كه ايام عمر او چگونه مىگذرد ولذا
[1]وسائل الشيعه، ج 11، باب 87، ص 361، حديث 4.
[2]همان، باب 92، ص 368، حديث 5.