بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 70

نجاست چگونه منتقل مى‌شود؟

در انتقال و سرايت نجاست از اعيان نجس به چيزهاى پاك دوشرط معتبر است:

اوّل اينكه: بين عين نجس و اشياى پاك تماس حاصل شده باشد.

دوّم اينكه: تماس با رطوبت مسرى باشد.

بنابراين اگر چيز پاك با نجس تماس يابد و رطوبتى در ميان باشد، بدون شك نجس‌مى‌شود امّا اگر با دست خشك خود روى محل نجس خشك بكشى، دستت نجس نمى‌شود.

فروع مسأله بشرح ذيل است:

1- اگر زمين تر يا لباس مرطوب با نجاست تماس يابد، تنها همان محل تماس، نجس‌مى‌شود نه ساير قسمتها ولى اگر رطوبت، مُسرى و شديد باشد مثل لباسى كه از آن آب مى‌چكديا زمينى كه آب بر روى آن جارى است، اطراف محلّ تماس نيز نجس مى‌شود.

2- مطابق آنچه از ادلّه استفاده مى‌شود، اقوى اين است كه نَمْ يا رطوبت اندك، نجاست راانتقال نمى‌دهد اگرچه عمل به احتياط اوْلى است. برخى از فقها گفته‌اند: شستن جايى كه ميّت‌انسان را، بعداز سرد شدن بدن و قبل‌از غسل دادن ميّت، حتّى اگر بدون رطوبت لمس كرده‌باشد، واجب است. اين حكم، مستحبّ و مناسب احتياط مى‌باشد.

3- روغن جامد در اثر تماس يافتن با نجاست خشك، نجس نمى‌شود و جايز است از آن‌استفاده شود امّا اگر نجاست در ميان روغن مايع يا روغن زيتون بيفتد، روغن نجس مى‌شودوهمچنين نفت وروغن‌هاى صنعتى وهمه مواد مايع و روان با تماس يافتن با نجس، نجس‌مى‌شوند.

4- شك دراين‌جا هم حكم شك در ساير احكام فقهى را دارد يعنى به آن ترتيب اثر داده‌نمى‌شود مگر اينكه قبل‌از آن يقينى وجود داشته باشد زيرا يقين به واسطه شك نقض نمى‌گرددبلكه حالت قبلى استصحاب مى‌شود.

5- اگر آب با فشار از آبشار يا فواره مى‌ريزد، نجاست بر خلاف جهت آب منتقل‌نمى‌شود.[1]

6- نجاستى كه از چيز نجس شده، به چيزى پاك برسد، حكم نجاست اصلى را دارد اگرعين نجس منتقل شود- كه غالباً چنين است- و گرنه آن حكم را ندارد. پس اگر سگ ظرفى رإ؛ ااظكليسيده‌يا از آن خورده باشد بعد آب آن در ظرف ديگرى ريخته شود، آن ظرف ديگر هم از باب احتياط

[1]در مثل فواره كه آب با فشار از پايين به بالا مى‌رود در صورتى كه نجاست به بالا برسد، پائين نجس نمى‌شود و در مثل آبشاربرعكس، بالا نجس نمى‌شود اگر نجاست به پايين برسد. (مترجم‌


صفحه 71

بايد با خاك ماليده و شسته شود.

7- چيز نجس شده، نيز نجس كننده است. پس اگر لباس يا چيز ديگر با ادرار يا خون‌يا نجاسات ديگر نجس شود، سپس عين نجاست در ظاهر برطرف گردد، بعد چيز ديگر بارطوبت مسرى با آن تماس يابد، آن چيز هم نجس مى‌گردد و همچنين است هر جا كه آثارنجاست در چيز نجس شده باقى بماند و بواسطه رطوبت به چيز ديگر منتقل شود، بايد از آن‌چيز ديگر نيز اجتناب گردد هر چند عين نجاست مشاهده نشود.

8- اگر به جهت تعدّد واسطه‌ها، يا سپرى شدن مدّتى كه معمولًا در آن مدّت آثار نجاست‌برطرف مى‌گردد، عين نجاست يا آثار آن منتقل نشود، به گونه‌اى كه در عرف تماس يافته‌با نجاست تلقى نشود، اجتناب از آن واجب نيست ولى اجتناب كردن موافق احتياط مى‌باشد.

موارد وجوب تطهير

واجب است نجاست از لباس و بدن براى نماز و طواف برطرف شود. همچنين واجب است‌برطرف كردن نجاست از مساجد و حرم امامان‌عليهم السلام.

اين مسأله فروعى دارد كه ذكر مى‌شود:

1- نماز در لباس نجس باطل است. همچنين نماز كسى كه جايى از بدنش نجس باشد، باطل مى‌شود، ولى اين حكم استثناهايى دارد كه ان شاء اللَّه در احكام لباس نمازگزار بيان‌مى‌شود.

2- برطرف كردن نجاست، براى توابع نماز نيز واجب است مثل نماز احتياط، قضاى‌تشهّدو سجده فراموش شده و حتّى- بنابر احتياط- براى دو سجده سهو.

3- طاهر كردن مساجد (داخل، سقف، ديوارها و همه جاى آن) واجب است‌چنانكه طاهر كردن ديوارهاى بيرونى آن مخصوصاً در صورتيكه از ديگر ديوارها مشخّص‌باشد، نيز بنابر احتياط، واجب است. طاهر كردن مسجد واجب فورى است و وجوب آن‌كفائى مى‌باشد. اين وجوب براى كسى كه مسجد را نجس كرده شديدتر است ولى اختصاص به او ندارد.

اگر ديوارها در واقع از حدود مسجد خارج باشد ولى در عرف جزء مسجد به شمار آيد، بنابر احتياط از جهت وجوب تطهير حكم مسجد را دارد.


صفحه 72

فصل سوّم- طهارتهاى سه‌گانه‌

طهارت در قرآن و سنّت:

قرآن كريم:

اوّل- خداوند سبحان مى‌فرمايد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَاتَقُولُونَ وَلَا جُنُباً إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِن كُنتُم مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌمِنكُم مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ‌وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوّاً غَفُوراً[1].

«اى كسانيكه ايمان آورده‌ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد، تا بدانيد چه‌مى‌گوييد، وهمچنين هنگامى كه جنب هستيد- مگر اينكه مسافر باشيد- تا غسل كنيد. واگربيماريد يا مسافرويا قضاى حاجت كرده‌ايد ويا با زنان آميزش جنسى داشته‌ايد، ودر اين حال آب نيافتيد، با خاك‌پاكى تيمم كنيد؛ پس صورتها ودستهاى تان را با آن مسح نماييد. خداوند بخشنده وآمرزنده‌است.»

از آيه شريفه فوق نكات زير استفاده مى‌شود:

1- نماز، لحظه توجه ورو آوردن به خداوند سبحان وايستادن در محضر اوست تا باتلاوت قرآن بتوان تعليمات او را فرا گرفت وخود را تزكيه نمود وبا نيايش به درگاه او، رحمت‌وبخشايش او را مسألت نمود وبا ذكر او، به تعظيم واحترام او پرداخت.

از اين رو جايز نيست نماز در حال مستى انجام شود، چه مستى ناشى از مشروب باشدويا ناشى از خواب. بعد از خواب هم بايد وضو گرفت تا براى ايستادن در محضر خداوندمتعال آمادگى پيدا كرد، وبدين ترتيب روشن مى‌گردد كه از حكمت‌هاى وضو، برطرف نمودن‌مستى‌و آماده كردن نفس است تا شخص مؤمن درك كند كه در نمازش ودر حال قرائت وذكر ودعا چه‌مى‌گويد وچه مى‌خواند؟

2- كسى كه قضاى حاجت كند (باد معده از او صادر شود يا فضولات معده ومثانه رادفع نمايد) اگر مى‌تواند آب پيدا كند بايد وضو بگيرد وگرنه بايد تيمم نمايد.

[1]سوره نساء، آيه 43.


صفحه 73

دوّم- خداوند متعال در آية ششم سوره مائده مى‌فرمايد:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى‌الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِن كُنتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَإِن كُنتُم مَرْضَى‌أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنكُم مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداًطَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِن حَرَجٍ وَلكِن يُرِيدُلِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‌[1].

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! هنگامى كه به نماز مى‌ايستيد، صورت ودستهاى‌تان را تاآرنج بشوييد، وسر وپاها را تا مفصل‌]/ برآمدگى پشت پا [مسح كنيد، واگر جنب باشيد خود رابشوييد (غسل كنيد)، واگر بيمار يا مسافر باشيد يا يكى از شما قضاى حاجت كرده يابا زنان آميزش جنسى داشته‌ايد وآب نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد واز آن به صورت ودستهابكشيد. خداوند نمى‌خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند، بلكه مى‌خواهد شما را پاك سازدونعمتش را بر شما تمام نمايد، شايد شكر او را بجا آوريد.»

از آيه شريفه فوق نكات ذيل استفاده مى‌شود:

1- پيش از نماز گزاردن، واجب است كه صورت ودستها شسته، سر وپاها، مسح شودواين حكم استثنا ندارد مگر اينكه شخص از قبل، اين عمل (وضو) را انجام داده‌باشد وبا خواب يا قضاى حاجت، وضوى خود را باطل نكرده باشد.

2- شستن صورت هم به اين صورت انجام مى‌شود كه همه آنچه را كه در رويارويى با مردم‌براى آنان آشكار وظاهر مى‌شود همچون پيشانى ودو گونه رخسار تا چانه، شسته شود، واگربه مقدارى كه بين انگشتانت قرار مى‌گيرد، از رستنگاه مو (بالاى پيشانى) تا چانه‌را بشويى، در عرف گفته مى‌شود كه صورتت را شسته‌اى.

3- اما در مورد دستها، مقدار لازم در شستن، تا آن جا است كه آرنج‌ها را هم شامل شود، يعنى حدّ دستى كه شسته مى‌شود، آرنج است ولذا كلمه «الى» در آيه براى دلالت برمساحت دست شسته شده است نه براى بيان روش شستن، پس آيه شريفه دلالت مى‌كند برضرورت شستن دست از آرنج تا انگشتان، چون اين روش عرفى شستن است چنانكه روش‌شستن صورت نيز همين است.

4- اما مسح سر، با مسح كردن بخشى از سر با رطوبتى كه در دستت باقى مانده، تحقق‌مى‌يابد.

5- مسح پا نيز با مسح رطوبت دست كفايت مى‌كند، پس آيه دلالت نمى‌كند براينكه براى‌

[1]سوره مائده، آيه 6.


صفحه 74

مسح پا يا سر، از آب جديد استفاده شود.

حديث شريف:

درباره وضو روايات زيادى‌از معصومين وارد شده‌است كه‌ما تعدادى از آن‌را باهم مرورمى‌كنيم:

1- قداح، از ابى عبد اللَّه‌عليه السلام روايت مى‌كند كه فرمود:

«پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمودند: افتتاح نماز، وضو وتحريم آن تكبير وتحليل آن تسليم (سلام آخر نماز) است.»

2- زراره، از ابو جعفرعليه السلام نقل مى‌كند كه فرمود:

«لَا صَلَاةَ إِلَّا بِطهُور».

«نماز بدون طهارت، صحيح نيست.»

3- و نيز در روايت ديگرى از حضرت باقرعليه السلام آمده است: «يا زرارة، الْوضُوءُفَرِيْضَةٌ».

«اى زراره! وضو گرفتن فريضه و واجب است.»

4- زراره روايت مى‌كند كه از امام محمّدباقرعليه السلام درباره واجبات نماز سؤال نموده، وحضرت در پاسخ فرمودند:

«وقت، طهارت، قبله، حضور قلب، ركوع، سجود و دعاست.»

5- حضرت صادق‌عليه السلام مى‌فرمايد:

«الْوضُوءُ شَطْرُ الْإِيمانِ».

«وضو گرفتن بخشى از ايمان است.»

6- از فضل بن شاذان، از امام رضاعليه السلام نقل شده كه فرمود:

«فلسفه دستور وضو وآغاز نماز با آن اين است كه بنده، در هنگام ايستادن در محضرخداوند ومناجات با حضرت حق، بايد پاك وفرمانبردار اوامر او واز هر نوع آلودگى ونجاست‌پاكيزه باشد وهمچنين وضو، كسالت وخواب آلودگى را از بين مى‌برد، وقلب را براى حضور دربرابر خداوند آماده مى‌كند.» حضرت سپس فرمود: «اينكه نماز ميت را بدون وضوتجويز كرده‌ايم بدين دليل است كه نماز ميت ركوع وسجود ندارد وهمانا وضو در نمازى واجب‌است كه ركوع وسجود داشته باشد.»[1]

موارد وجوب طهارت:

1- براى نمازگزاردن چه واجب باشد چه مستحب، با طهارت‌[2]بودن واجب است، واجزاى‌فراموش شده نماز نيز حكم نماز را دارد مگر دو سجده سهو، كه در آن نيز با طهارت بودن‌

[1]روايات ياد شده از: وسايل الشيعه، ج 1، باب 1، ابواب الوضوء، ص 256 و 257، نقل شده است.

[2]منظور از طهارت وضو، يا غسل و يا تيمّم است.


صفحه 75

احوطاست.

2- در طواف واجب، در حج يا عمره نيز طهارت واجب است اما طواف مستحب، بدون‌طهارت هم جايز است ولى نماز طواف، بدون طهارت، صحيح نيست.

3- كسى كه بخواهد بدنش با نوشته قرآن يا نامهاى خداوند تماس داشته باشد، بايد باطهارت‌باشد.

4- آنچه را كه عرف مردم، لمس نوشته قرآن بداند، بدون طهارت حرام است مانند لمس‌يك‌آيه يا كلماتى از يك آيه هرچند در غير قرآن، بلكه حرفى از آيه حتى اگر در لوحه‌اى‌نوشته شده‌باشد.

آرى، اگر در پشت شيشه باشد ويا روى آن، ورق شفّافى گذاشته شده باشد، لمس، بدون‌طهارت جايز است. واحتياط اين است كه قرآن براى لمس كردن، به دست طفلى كه طهارت‌ندارد، داده نشود. وهمچنين احوط، اجتناب از نوشتن قرآن توسط شخص مُحدِث (كسى كه طهارت ندارد) است اما لمس كردن ترجمه قرآن اشكال ندارد، ولى لمس‌ترجمه اسماء اللَّه (بدون طهارت) جايز نيست.

5- همچنين طهارت واجب است اگر نذر كرده باشد كه قرآن را نخواند مگر اينكه باطهارت باشد، يا اينكه نذر كرده باشد كه هميشه ودر هر حال، با طهارت باشد. وجايز است‌كه وضو يا غسل را نذر كند بدون اينكه غايت و هدفى را براى وضو يا غسل، مشخص كرده‌باشد، در اين صورت نيز بر او واجب است كه به نذر خود وفا كند.

6- قصد كردن هدف در طهارت واجب نيست ولى اگر قصد كند، اشكال ندارد، بلكه ثواب‌هم دارد، زيرا اگر مقاصد عديده‌اى وجود داشته باشد واو همه آنها را هنگام انجام طهارت‌قصد كند، در واقع اوامر زيادى را امتثال كرده وبراى هريك مستحق ثواب شده است. پس اگرقرائت قرآن وورود به مسجد وخواندن دعا وطواف مستحب را قصد كند وهمه آنها را نيت‌نمايد، مستحق ثواب همه آن مستحبات مى‌شود. اما اگر يك مقصد را فقط نيت كند هم جايزاست وطهارتى كه او را براى ساير اعمال مستحبه آماده مى‌كند حاصل شده است ونياز به‌طهارت جديد براى هريك از آنها به طور جداگانه ندارد.

7- شايسته است در هنگام وضو، طهارت از حَدَث معيّنى را (مانند خواب يا قضاى‌حاجت) نيت نكند، ولى اگر نيّت نمايد، وضوى او صحيح است وبه نيت او اعتنانمى‌شود.

موارد استحباب طهارت‌

از متون شرعى استفاده مى‌شود كه با طهارت بودن به خودى خود مستحب است. زيراخداوند


صفحه 76

سبحان فرموده است:(... إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُ‌الْمُتَطَهِّرِينَ‌[1].

«... خداوند توبه كنندگان را دوست دارد و پاكى جويان را دوست دارد.»

اينكه خداوند طهارت را دوست دارد، باعث مى‌شود كه طهارت در هر حال وبعد از هرحَدَثى مستحب باشد، ولى در موارد زير، استحباب طهارت، مؤكّد است:

1- براى انجام عبادت مانند دعا، سجده شكر، تلاوت قرآن، طواف مستحبى كعبه، اذان‌واقامه گفتن ونماز ميت و نيز براى: قضاوت، آموختن فقه وزيارت ائمه‌عليهم السلام از راه دور.

2- براى حضور در اماكن عبادت مانند مساجد و حرم ائمّه اطهار ومقابر مؤمنين وهمچنين‌حضور مجالس قضاوت وآموختن علم.

3- در هنگام دخول شوهر بر همسر خود در شب زفاف، وبازگشت مسافر نزد خانواده‌اش‌و همچنين به هنگام پرداختن به هر كار مهمّ مانند ورود بر سلطان وانجام داد وستد تجارتى‌مهم وحضور در دادگاه ومانند آن.

4- براى كسى كه مى‌خواهد با همسر باردارش آميزش كند ويا اينكه براى بار دوم آميزش‌داشته باشد وبراى كسى كه ميت را لمس كرده وبخواهد قبل از غسل، آميزش جنسى انجام دهدوضو گرفتن مستحب است. زن حائض نيز مستحب است در اوقات نماز وضو بگيرد ودر محل‌نمازش نشسته، و به ذكر و ياد خدا مشغول شود. شخص جنب هم براى خواب و خوردن وآشاميدن وآميزش جنسى وضو بگيرد وكسى كه بر او غسل مسّ ميت است، براى تكفين يا تدفين ميت- آنطور كه برخى گفته‌اند- وضو بگيرد. وضو در اين موارد كراهت را از بين برده ويا از شدت‌آن مى‌كاهد وبر نورانيت انسان مى‌افزايد، ولى موجب طهارت كامل نمى‌شود، واز اين مورداستفاده مى‌شود كه طهارت در اين موارد براى ايجاد پاكيزگى است همچون مواقع قبل از خواب‌وخوردن وبعد از آن وموارد مشابه ديگر.

5- در بعض از احاديث، استحباب وضو در موارد ذيل نيز نقل شده است:

در هنگام بيرون شدن مذى وودى، وبه جهت دروغ بستن بر خدا وپيامبر او، ودر هنگام‌ارتكاب گناه ظلم ويا بسيار شعر باطل گفتن وهمچنين در زمانى كه استفراغ كند يا خون بينى‌شود ويا با شهوت ببوسد يا سگ را لمس كند يا فرجى را لمس نمايد يا استنجا را قبل از وضوفراموش كند ويا در موقع نماز بخندد ويا در موقع خلال دندان، لثه‌اش را خونين گرداند.

[1]سوره بقره، آيه 222.


صفحه 77

اوّل- وضو

اعمال وضو

وضو، دو شستن و دو مسح است؛ شستن صورت ودستها ومسح سر وپاها. تفصيل سخن‌درباره اين اعمال به شرح ذيل است:

اول- شستن صورت:

1- صورت معروف است وفقها به پيروى از احاديث آن را چنين مشخّص كرده‌اند: ازجهت درازا (عمودى): از پايان موى سر (بالاى پيشانى) تا ظاهر چانه‌واز جهت پهنا (افقى): آنچه كه معمولًا بين انگشت وسط وشست قرار بگيرد.

روشن است كه اين تحديد درباره صورت عرفى و معمولى است كه در برابر مخاطب قرارمى‌گيرد، پس اگر انگشتان شخصى، بيش از حد معمول و طبيعى، دراز باشد ويا اينكه سر كسى‌طاس بوده وجلوى سرش مو نداشته باشد ويا به گونه‌اى باشد كه موى او پيشانيش را نيز فراگرفته باشد، در اين حالات، همان حدّ متعارف در افراد معمولى، معيار تحديد صورت‌مى‌باشد.

2- شستن صورت بايد به گونه‌اى باشد كه «شستن» ناميده شود يعنى يا آب برروى صورت جارى شود ويا اينكه آب همه صورت را فرا بگيرد.

3- شستن صورت بايد مطابق عرف، از بالا به پايين وهمه ظاهر صورت را فرا بگيرد. پس‌اگر محلى را موى پوشانده باشد، شستن ظاهر آن كفايت مى‌كند ولى شستن مويى كه به خارج‌از حدود صورت رها شده، واجب نيست. شستن داخل چشم وبينى ودهان هم واجب نيست.

4- چيزهايى كه مانع رسيدن آب مى‌شود مانند رنگ غليظ وچرك متراكم، بايد قبلًابرطرف شود، اما رنگ وچركى كه مانع رسيدن آب نشود، اشكال ندارد .. اگر در وجود مانع‌شك كند، بررسى كردن واجب نيست وهمين كه شاهد ودليلى بر وجود مانع نباشد كافى است، زيرا اصل بر نبودن مانع است.

دوم- شستن دستها

1- واجب است دستها از آرنج تا آخر انگشتان شسته شود ودست راست بايد قبل از دست‌چپ‌