بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 88

2- اگر اصلًا نمى‌تواند خود را نگهدارد، پس احتياط اين است كه هر نماز را با يك وضوبجا آورد، واگرچه اقوى اين است كه جمع بين دو نماز هم جايز است. اما اگر حَدَث ديگرى ازاو صادرشده باشد، بايد وضو بگيرد.

3- شخص دايم الحَدَث بايد به وسيله يك كيسه نايلون كه در آن پنبه ومانند آن قرارمى‌دهد، يا وسيله‌اى مشابه آن، از سرايت نجاست به بدن يا لباسش جلوگيرى كند.

4- ظاهراً دليلهاى شرعى اين است كه باد يا خواب يا منى ومانند آنها هم اگر استمرار داشته‌وبى اختيار از شخص خارج شود، حكم ادرار ومدفوع را دارد واحكام ياد شده درباره آن جارى‌مى‌گردد.


صفحه 89

دوّم- غسل‌

احكام جنابت:

غسل به دو سبب واجب مى‌شود: يكى خارج شدن منى وديگرى جماع (يعنى انجام‌عمل جنسى) وهر يك از اين دو احكامى دارد كه بصورت زير شرح داده مى‌شود:

1- اگر مرد يا زن محتلم شود، يا اينكه از مرد چيزى خارج شود كه مى‌داند آن منى است، غسل واجب مى‌گردد. واگر شك كند آنچه خارج شده منى‌است يا چيز ديگر، پس اگربا نشانه‌هاى منى يعنى شهوت، جستن وسستى بدن يا هر علامت ديگرى كاشف از منى بودن، همراه باشد، حكم به منى بودن مى‌شود، وگرنه منى نيست. بلى اگر بعد از بيرون شدن منى‌وقبل از استبراء به وسيله ادرار، رطوبتى ديده شود حكم به منى بودن آن مى‌شود اما بعدازادرار، حكم‌به منى بودن آن نمى‌شود.

2- فقها گفته‌اند: در جنابت لازم است كه منى خارج شود وگرنه مجرّد لرزش جنسى‌وحركت منى از محل خود (در داخل بدن)، موجب حكم به جنابت نمى‌شود، ولى‌احتياط مقتضى است كه آن را جنابت حساب كرد مخصوصاً در زن كه منى از او خارج نمى‌شوددر حاليكه در روايات آمده است كه زن مانند مرد محتلم مى‌شود.

3- انسان با انجام عمل جنسى (جماع) نيز جنب مى‌شود مشروط به اينكه‌دخول انجام شود. پس اگر تا ختنه‌گاه يا به مقدار آن در قُبُل يا دُبُر (جلو يا عقب) داخل كند، هردو جنب مى‌شوند، اما در وطى حيوانات ترديد است واحتياط اين است كه‌غسل كند. وهمچنين اگر با خنثى از جلو او نزديكى كند، بنابر احتياط غسل كند اما اگر ازعقب او، نزديكى كند، بدون شك جنابت حساب مى‌شود. وهمچنين اگر خنثى با شخص ديگرنزديكى كند، بر او غسل واجب است، اما شخص ديگر هم بنابر احتياط غسل نمايد.

4- جنابت، مانند هر پديده ديگر ثابت نمى‌شود مگر با يقين يا نشانه‌اى كه از نظر عرف، اطمينان‌آور باشد.

پس اگر در لباس خود منى را ببيند كه دلالت داشته باشد بر اينكه در شب محتلم شده است‌وهمچنين اگر در بدن خود ضعف وسستى‌اى مشاهده كند كه معمولًا بعد از احتلام براى او


صفحه 90

عارض‌مى‌شود، غسل بر او واجب مى‌شود، واگر با همسر خود نزديكى كند ولى شك كند كه دخولى‌كه موجب غسل مى‌شود صورت گرفته يا نه، غسل بر او واجب نيست.

با شك در جنابت غسل واجب نمى‌گردد واحكام شك در غسل وجنابت مانند احكام شك‌در وضو وحَدَث است كه قبلًا شرح داده شد.

5- اگر با پوشش (يعنى از روى لباس يا كاپوت ومانند آن) داخل كند، نزديكى‌صورت گرفته وغسل واجب مى‌شود مگر اينكه آن پوشش به اندازه‌اى ضخيم باشد كه با آن، داخل كردن صدق نكند.

6- در هر چيزى كه وضو شرط است همچون نماز وطواف واجب ولمس كردن نوشته‌قرآن، غسل از جنابت هم شرط است، علاوه بر آن، طهارت از جنابت، در روزه رمضان هم‌شرط است زيرا اگر جنب در شب رمضان بخوابد تا بعد از طلوع فجر (به تفصيلى كه‌گفته خواهد شد) روزه او باطل است، ودر قضاى روزه رمضان نيز همين حكم جارى‌است، اما در روزه‌هاى ديگر اين شرط وجود ندارد.

7- وارد شدن جنب در مسجد الحرام ومسجد نبوى، به هر صورت كه باشد حرام است، اما در ساير مساجد عبور اشكال ندارد ولى توقف كردن در آنها حرام است. فقها، حرم ائمّه‌اطهار را نيز به مساجد ملحق كرده‌اند.

8- فقها گفته‌اند: خواندن سوره‌هاى سجده‌[1]و حتى خواندن يك آيه از آنها براى جنب‌حرام است واين قول مطابق احتياط است ولى اقوى اين است كه تنها تلاوت آيه سجده واجب، حرمت دارد.

9- بر جنب مكروه است كه قبل از غسل يا وضو، بخورد يا بياشامد، واگر دستانش رابشويد ومضمضه واستنشاق كند، كراهت سبكتر مى‌شود، وخوابيدن قبل از وضو وهمچنين‌خضاب كردن وروغن ماليدن مكروه است واگر سبب جنابت، احتلام باشد، جماع هم مكروه‌است. گفته‌اند: تلاوت بيش از هفت آيه از قرآن كريم كراهت دارد. وبهتر اين است كه‌مبادرت به غسل كند واگر ممكن نباشد، هر مقدار كه مى‌خواهد، قرآن بخواند وذكر خدإ؛ ثثظق‌بگويد. آويزان كردن قرآن به بدن خود هم مكروه است.

كيفيّت غسل:

1- چون غسل مقدمه نماز است وخداوند به آن چنين امر كرده است:

[1]سوره‌هاى سجده واجب كه به آنها سوره‌هاى عزائم گفته مى‌شود به قرار ذيل است:- سوره سجده به شماره 32. سوره‌فصّلت به شماره 41.- سوره نجم به شماره 53.- سوره علق به شماره 96.


صفحه 91

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ ... وَإِن كُنتُمْ جُنُباًفَاطَّهَّرُوا...[1]نيّت لازم دارد.

2- غسل از نظر شرع، اساساً مستحب است زيرا:

(... إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ‌[2].

«... خداوند توبه كنندگان را دوست دارد و پاكى جويان را دوست دارد.»

وهمچنين غسل اساساً پاك شدن وطهارت است، زيرا خداوند فرموده:

) ...

وَإِن كُنتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا ...). «... اگر جنب بوديد خود را طاهر وپاك كنيد (بشوييد) ...» حقيقت غسل در همه موارد يك چيز است ولى به تناسب موجبات واسباب خود، نامهاى‌مختلف پيدا مى‌كند، مثلًا بعد از جنابت، «غسل جنابت» ناميده مى‌شود وبعد ازپاك شدن از حيض، «غسل حيض» وقبل از احرام، «غسل احرام» (يعنى غسل آمادگى براى احرام) ناميده مى‌شود. غسل موجب پاك شدن از هر حَدَث است وبراى همه مواردى كه غسل براى آنها تشريع‌شده مفيد مى‌باشد، كاملًا همانند وضو، و از وضو هم كفايت مى‌كند واگر بدون سبب هم غسل‌كنى، پاك شده‌اى واز وضو كفايت مى‌كند. وهمچنين اگر در ظاهر بدون سبب غسل كردى وبعددانستى كه قبلًا جنب بوده‌اى، اين غسل كفايت مى‌كند. ان شاء اللَّه تعالى. 3- در نيت غسل غير از قصد تقرّب به خداوند، چيزى ديگر واجب نيست. زيرا خداوندپاكى جويان را دوست مى‌دارد وواجب نيست نيت كنى كه از چه جهت (جنابت يا مس‌ميت يا ...) وبراى چه كارى غسل مى‌كنى. آرى، اگر از باب تسليم وتعبّد يادآور شوى، روشنايى و ثواب تو زياد خواهد شد. انشاء اللَّه. 4- واجب‌است براى غسل‌آب پاكى تهيه كنى‌كه همه شرايط يادشده در آب‌وضو را داشته‌باشد. بعد بايد همه ظاهر بدن خود را بدون استثنا بشويى ولى شستن باطن اعضا مثل داخل دهن‌وداخل گوش وبينى واجب نيست، واحتياط اين است كه موى سر وريش وساير موهاى بدن رابشويى. 5- براى اينكه همه بدن خود را به نيت طهارت وغسل بشويى، مى‌توانى يك مرتبه بدن‌خود را در آب فرو ببرى (يعنى غسل ارتماسى انجام دهى) والبته اشكال ندارد اگربه تدريج خود را داخل آب كنى تا آنجا كه آب همه بدنت را فرا بگيرد، واگر دست تو درخارج آب بماند يا پاهايت گِل آلود شود وبعد آنها را بشويى كفايت مى‌كند. زيرا، ارتماس‌يك امر عرفى است.

[1]سوره مائده، آيه 6.

[2]سوره بقره، آيه 222.


صفحه 92

6- وهم مى‌توانى بدن خود را به ترتيب بشويى واحوط اين است كه از سر وگردن شروع كنى‌وبعد ساير بدن را بشويى و اوْلى آن است كه- پس از سر وگردن- ابتدا طرف راست وبعد طرف‌چپ را بشويى ولى اين ترتيب بين طرف راست وچپ واجب نيست واگر ترتيب بين سرو بدن‌را فراموش كنى، احوط اعاده غسل است.

7- پى در پى بودن در غسل جنابت شرط نيست، پس اگر ابتدا سر خود را بشويد، سپس‌بعداز يك ساعت بدن خود را بشويد، غسل او صحيح است. و لازم هم نيست شستن را از بالابه پائين شروع كند، پس اگر- مثلًا- پاهاى خود را قبل از دستانش بشويد، كفايت مى‌كند. واگر بعد از غسل متوجه شود كه قسمتى از بدن را نشسته است يا اينكه روى آن چيزى مانع ازرسيدن آب وجود داشته باشد، شستن همان قسمت كفايت مى‌كند. ولى احتياط اقتضا مى‌كندكه اگر آن قسمت، در سر باشد، بعد از شستن آن، شستن بقيه بدن را اعاده كند. هر قسمت ازبدن كه آب از روى آن بگذرد، پاك شده است.

8- بعضى از فقها شرط كرده‌اند كه: بايد قبل از شروع به غسل، همه بدن از نجاست تطهيرشود، وبرخى از آنان گفته‌اند: واجب است هر عضو، قبل از شستن همان عضو، تطهير شود. احتياط قول دوم را اقتضا مى‌كند، ولى اوْلى اين است كه قول اوّل را نيز رعايت كند.

9- غسل در زير دوش يا ناودان يا آبشار يا باران جايز است، زيرا همين كه آب همه بدن‌را به نيت غسل فرا بگيرد، كفايت مى‌كند، وبهتر اين است كه ترتيب بين سر وگردن وطرف‌راست وطرف چپ رعايت شود ولى رعايت ترتيب، بين طرف راست وچپ- همانطور كه‌گفته شد- واجب نيست.

10- مشهور فقها گفته‌اند كه آب غسل و مكان غسل كردن و محلّى كه آب غسل درآن‌مى‌ريزد بايد مباح باشد، و اين قول نزديكتر به احتياط است. همچنين مشهور گفته‌اند كه‌غسل ارتماسى در هنگام روزه، و در حال احرام باطل است، زيرا كه از ارتماس دراين دوحالت نهى شده است، اين نظر نيز موافق احتياط است.

11- شايسته است كه قبل از غسل با ادرار كردن، استبرا كنى تا اگر پس از غسل، از تورطوبتى خارج شود وشك كنى كه منى است يا چيز ديگر، به شك خود اعتنا نكنى وغسلت رااعاده ننمايى. آنچه گفته شد درباره مرد است، اما درباره زن، چيزى بر او نيست چه قبل ازغسل استبرا كرده باشد، يا نه.

12- همچنين شايسته است كه دستت را سه بار بشويى وسه بار مضمضه وسه بار استنشاق‌كنى ودستت را روى اعضاى بدن حركت بدهى تا يقين كنى كه آب به آنها رسيده است.

13- مستحب است كه در حين غسل نام خدا را ببرى ودعا كنى وبهتر است اين دعا را كه در


صفحه 93

حديثى از امام صادق‌عليه السلام آمده است بخوانى:

«اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي، وَزَكِّ عَمَلِي، وَتَقَبَّلْ سَعْيي، وَاجْعَلْ ما عِنْدَكَ خَيْراً لِي»

[1]واضافه كنى‌

: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوّابِينَ وَاجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ»

[2].

چند مسأله:

1- اگر در حين غسل، كارى كند كه وضو را باطل مى‌كند، بنابر احتياط بايد آن اعضايى راكه شسته است دوباره بشويد. اگرچه اقوى اين است كه اعضاى باقيمانده را بشويد وبراى نمازوضو بگيرد. اما اگر در حين غسل كارى كند كه موجب غسل مى‌شود، بايد غسل را اعاده نمايد.

2- اگر در حين غسل مستحبى يا بعد از آن وقبل از انجام دادن كارى كه براى آن غسل كرده، كارى كند كه وضو را باطل مى‌كند، بهتراست كه غسل را اعاده نمايد. به عنوان مثال اگر براى‌احرام غسل كرده باشد ولى در اثناى آن يا بعد از آن وقبل از احرام بستن، حدث موجب وضو ازاو صادر شود، بهتر است كه غسل احرام را اعاده نمايد تا از ثواب كاملتر بهره‌مند شود. ان شاءاللَّه تعالى.

3- اگر در شستن يكى از اعضاى بدن، بعد از آنكه از آن عضو به عضو ديگرى منتقل شده‌باشد، شك كند، نبايد به اين شك اعتنا كند. واگر در شستن طرف چپ خود بعد از تمام كردن‌غسل شك كند (مثلًا در وقتى كه لباسش را پوشيده يا به نماز ايستاده، يا حتى از حمام‌خارج شده يا به كارى پرداخته كه دلالت بر فارغ شدن از غسل مى‌كند) نبايد به شك‌خود اعتنا كند.

4- اگر متوجه شود كه قسمتى از بدنش، از جهت فراموشى يا وجود مانع بر روى پوست، شسته نشده است، بايد همان قسمت را بشويد وكفايت مى‌كند. ان شاء اللَّه.

5- قبلًا گفتيم كه حقيقت غسل- همانند حقيقت وضو- در همه موارد يكى بيش نيست، ولذا كافى است كه طهارت به قصد قربت را نيت نمايد، وواجب نيست كه نوع حَدَثى را كه‌موجب غسل شده همچون جنابت يا حيض يا مس ميت ومانند آن را نام ببرد. بنابراين اگر چندغسل بر او واجب شده باشد، كافى است به قصد امتثال امر خدا، نيت غسل كند واز همه‌غسلها كفايت مى‌كند، واگر از باب تسليم وتعبّد، موارد واسباب غسل را نام ببرد، موجب‌ثواب بيشتر مى‌شود. وهمچنين اگر شخصى محتلم شود وخودش نداند وبعد براى جمعه يااحرام يا زيارت ويا به قصد تقرب به خداوند بدون سبب مشخص، غسل كند، از غسل جنابت‌او هم كفايت مى‌كند. وهمچنين اگر ميت را لمس كند ونداند كه لمس ميت موجب غسل‌مى‌شود ولى بعد به سبب ديگرى ويا بدون سبب غسل كند، پاك وطاهر مى‌شود. ان شاء اللَّه‌تعالى.

[1]وسائل الشيعه، ج 1، باب 37، ص 520، حديث 1.

[2]همان، حديث 3.


صفحه 94

غسلهاى مستحبّ:

1- غسل كردن، مانند وضو، يكنوع پاكيزگى وطهارت است وپاكيزگى مستحب است، واحاديث فراوانى در ترغيب به غسل در اوقات واماكن متبركه وبراى اعمال عبادى وارد شده‌است كه پايبند بودن به آنها نشانه كمال ايمان يك مسلمان خواهد بود.

2- همه غسلها چه واجب يا مستحب، از وضو كفايت مى‌كند، چه حديث خاصّى درمورد آنها وارد شده باشد يا نه، ولى وضو گرفتن قبل يا بعد از آنها اشكال ندارد مگر غسل‌جنابت كه نه قبل از آن ونه بعد از آن وضو لازم نيست.

3- اگر اسباب گوناگونى براى غسل، موجود باشد، به نيت همه آنها يك غسل مى‌كنى‌وبراى آن، از باب تسليم وتعبّد، ثواب خواهى برد.

4- اگر بعد از غسل مستحب وقبل از انجام دادن عملى كه براى آن غسل كرده‌اى، حَدَث‌اصغر (ادرار ومدفوع وباد معده و غيره) صادر شود، فقها گفته‌اند: غسل باطل شده‌است وبرخى گفته‌اند: اعاده غسل مستحب است، و اين نظر اقرب است.

5- اگر آب موجود نباشد، تيمّم به جاى غسل مستحب، به اميد پاداش خداوندى اشكال‌ندارد، زيرا تيمّم نيز طهارت است.

6- غسلهاى مستحبى كه در روايات به آنها اشاره شده بسيار زياد است، ما ذيلًا مهمترين‌آنها را يادآور مى‌شويم:

- غسل روز جمعه، كه از ديگر غسلهاى مستحبى مهمتر است، و در برخى از روايات به‌لفظ واجب به آن اشاره شده است.

- غسل عيد فطر وعيد قربان.

- غسل احرام.

- غسل وارد شدن به شهر مكه معظمه ومدينه منوره.

- غسل طواف.

- غسل زيارت پيامبر اسلام‌صلى الله عليه وآله وائمه اطهار سلام اللَّه عليهم.

- غسل روز عرفه.

- غسل شبهاى قدر در ماه مبارك رمضان.

- غسل روز اول ونيمه وآخر ماه رجب.

- غسل شب نيمه ماه شعبان.

- غسل روز عيد غدير.


صفحه 95

سوم- تيمّم‌

الف- موجبات تيمّم‌

با تأمل وانديشيدن در آيه 43 سوره نساء، وآيه 6 سوره مائده كه درباره وضو، غسل وتيمم‌نازل شده‌اند (ودر آغاز اين فصل آنها را ذكر كرديم) درمى‌يابيم كه معيار جوازطهارت با خاك، به جاى آب، وجود حرج در پيدا كردن آب يا استفاده از آن است، به جهت مرضى كه آب‌براى آن ضرر داشته باشد، يا سفرى كه پيدا كردن آب در آن دشوار باشد، يا به جهت تنگى‌وقت. فقها وجود مانع شرعى از طهارت با آب را نيز از همين قسم دانسته‌اند مانند اينكه‌استفاده از آب موجب تجاوز به حق ديگران باشد يا باعث استفاده از ظرف طلا ونقره شود.

در سطور ذيل، مسائل اين بحث را شرح مى‌دهيم:

1- اگر على‌رغم اينكه جستجو كرده است، آب كافى براى طهارت (وضو ياغسل) نيابد، هرچند به كمترين مقدارى كه براى طهارت كفايت كند، واجب است به‌خاك تيمّم كند. البته همين كه اطمينان پيدا كند كه آب نيست كافى است چه خودش شخصاًجستجو كرده باشد يانايبش يا اينكه دو عادل يا حتى يك نفر عادل شهادت بدهد، وفرق ندارد كه قبل از رسيدن‌وقت نماز جستجو كرده باشد يا بعداز آن در صورتيكه اوضاع واحوال به همان صورتيكه قبل‌از نمازبود باقى مانده باشد. اما اگر يكبار جستجو كرده ونيافته ولى بعد باران باريده واحتمال مى‌دهدكه هم اكنون آبى بيابد، در اين صورت بايد مجدداً جستجو كند چه قبل از وقت نماز يا در وقت‌آن باشد.

لازم است قبل از مأيوس شدن از دسترسى به آب يا تنگى وقت، مبادرت به تيمّم نكند واگربا تيمّم نماز بخواند، نمازش صحيح است ان شاء اللَّه. از بين بردن آب طهارت جايز نيست چه‌قبل از وقت فريضه يا بعد از آن وهمچنين بنابر احتياط، باطل كردن وضو هم جايز نيست. ولى اگر بداند كه نمى‌تواند غسل جنابت انجام دهد در عين حال شدت شهوت جنسى، او را به‌انجام آميزش جنسى با همسرش بكشاند، اشكالى بر او نيست وبراى نماز بايد تيمّم كند.

اگر آب را تلف نمايد يا اينكه جستجو نكند تا اينكه وقت تنگ شود يا اينكه در سرما، آب را براى غسل كردن گرم نكند، اشتباه كرده است وبر اوست كه براى نماز تيمّم كند وان شاءاللَّه‌